مجله کسب و کار و آموزش راه اندازی استارتاپ

۷۶۶/۰

۲۰

ویژگی ماکیاولیسم

۷۹۵/۰

۱۴

رفاه فردی

۸۴۰/۰

۳۴

کل پرسشنامه

جدول فوق آلفای کرونباخ و تعداد سوالات مربوط به کل پرسشنامه و متغیرهای پرسشنامه را ارائه می‌دهد. از آن جایی که مقدار آلفای کرونباخ کل پرسشنامه و متغیرها بزرگتر از ۷/. است .لذا پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار می‌باشد.

۳-۸-متغیرهای تحقیق و اندازه گیری آن ها

الف: متغیرمستقل

  • متغیر ماکیاولی گری

ماکیا ولی گری از مجموعه اصول و روش‌هایی نشأت می‌گیرد که ماکیا ولی ارائه ‌کرده‌است وی معتقد است برای دستیابی به هدف در سیاست به کاربردن هر وسیله ای مجاز است و بدین ترتیب به طور کلی سیاست را از اخلاق جدا می‌داند و معتقد است برای حفظ قدرت نباید از شرارت و اعمال خوشنت آمیز ترسید (دلوگا[۶۵]، ۲۰۰۱، ۳۴۳).

  • متغیررفاه فردی

رفاه فردی حدود نیازمندی ها و خواسته هایی را که فرد می‌تواند آن ها را ارضا کند و سطحی را که در آن توانایی برآوردن آن ها را دارد، نشان می‌دهد. نیازمندی ها و خواسته هایی چون غذا، پوشاک، مامن، سلامت، استراحت، خواب، فعالیت، ارتباطات شخصی و اجتماعی، محبت،عزت نفس و خودباوری به هم وابسته هستند. ارضای نیازها هم به منابع فردی (مانند سلامت جسمی و روانی، دانایی،مهارت ها، دارایی ها و پول) و هم به کوشش و نیز به محیط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که فرد در آن زندگی می‌کند، بستگی دارد(مصطفی منتقمی، ۱۳۸۹، ۴۷).

ب: متغیر وابسته

متغیر وابسته این تحقیق قضاوت حرفه ای و تخصصی و عمومی حسابرس می‌باشد که جمعا شامل ۳ سوال، یک سوال ‌در مورد آزمون بدهی های احتمالی که برای قضاوت تخصصی در نظر گرفته شد و دو سوال ‌در مورد آزمون های خرید و فروش و آزمون اسناد پرداختنی که برای قضاوت عمومی در نظر گرفته شده و در نهایت برای قضاوت حرفه ای حسابرس از فرمول زیر استفاده گردیده است:

قضاوت حرفه ای= ۳/۲ میانگین قضاوت عمومی+۳/۱ قضاوت تخصصی

– متغیر رفاه فردی در تحقیق حاضر با بهره گرفتن از ۱۴ تعداد سوال دربردارنده مفاهیمی مانند رفاه مالی، رفاه ذهنی و رفاه جسمی می‌باشد. که از تحقیق خانم فروغیان استفاده گردید.

– متغیر ماکیاولی گری در این تحقیق دارنده ۲۰ سوال می‌باشد و در برگیرنده مفاهیمی مانند شرارت، اعمال خشونت آمیز و … است. که از تحقیق احمد آدینه جونقانی استفاده شد.

– متغیر قضاوت حسابرس که در سه بخش شامل قضاوت حرفه ای و قضاوت تخصصی ‌و قضاوت عمومی می‌باشد که از تحقیق خانم وجیهه معین الدین استفاده شد.

۳-۹- مدل مفهومی تحقیق

مدل مفهومی تحقیق به شرح زیر است.

شکل ۳-۱- مدل مفهومی

قضاوت حسابرس

    • تخصصی

    • حرفه ای

  • عمومی

ماکیاولی گری

رفاه فردی

۳-۱۰- روش تحلیل داده ها

در این تحقیق توصیف داده های دموگرافیک تحقیق با بهره گرفتن از آمار توصیفی و جداول فراوانی انجام می شود. برای بررسی وجود رابطه معنادار بین متغیر وابسته با متغیرهای مستقل و به منظور آزمون فرضیه‌ها با هدف سنجش روابط همزمان میان متغیرها از رگرسیون چند گانه استفاده می‌گردد. و برای طبقه بندی و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای EXCEL و۲۱spss استفاده می شود.

۳-۱۱- روش‌های آماری به کار رفته برای آزمون

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت



آخرین مطالب


جستجو


 



    1. عوامل مکانیکی: در واقع به مشکلات وسایل نقلیه حمل محصولات باز می‌گردد.

  1. فرایند انتقال: که به مشکلات شیوه ای حمل و نگهداری محصولات از زمان تحویل گیری بار تا تحویل درب مغازه باز می‌گردد.

۲-۲ بخش دوم: قیمت

۲-۲-۱- قیمت و ابعاد آمیخته بازاریابی قیمت

قیمت تنها عنصری از عناصر آمیخته بازاریابی است که درآمد ایجــاد می‌کند. قیمت کالا باید به گونه ای تعیین شود که ضامن بقای شرکت با توجه به حداکثر سود مورد انتظار باشد، لذا برای به دست آوردن رهبری بازار باید قیمت گذاری پایین با توجه به کیفیت کالا مورد نظر کارشناسان مربوطه قرار گیرد. قیمت کالا اساسا مقدار پولی است که برای کالا یا خدمت به ازای استفاده از آن توسط مصرف کنندگان پرداخته می شود، قیمت تنها رکن از عناصر بازاریابی است که باعث ایجاد درآمد می شود و لیکن بقیه عناصر بازاریابی همگی دارای هزینه هستند، لذا قیمت گذاری کالا بدون توجه به سایر ارکان بازاریابی و تغییرات بازار کار اشتباهی است.

تمامی سازمان ها و شرکت ها، برای کالاها و خدماتی که عرضه می‌دارند قیمتی تعیین می‌کنند. این قیمت ممکن است در قالب مفاهیم گوناگونی مانند شهریه، آبونمان، حق العمل، اجراه بها، خرید و … عنوان ‌شود. در بین اجزای آمیزه بازاریابی، قیمت تنها عاملی است که موجب ایجاد درآمد می‌شود. همچنین قیمت انعطاف‌‌پذیرترین عامل آمیزه بازاریابی شناخته می‌شود چراکه می‌توان به سرعت آن را تغییر داد. اگرچه رقابت بر سر قیمت یکی از مسئله های عمده‌ای است که شرکت ها با آن روبه‌رو می‌شوند، اما بسیاری ار شرکت ها نمی‌توانند این مسئله را به شیوه‌ای عالی حل کنند. با همتراز شدن‌ کیفیت‌ کالاهای‌ شرکت های‌ مختلف‌ و تشدید رقابت، عنصر قیمت‌ به‌ یکی‌ از مهمترین‌ عوامل‌ مؤثر بر حفظ‌ و جذب‌ مشتریان‌ و وفاداری‌ و رضایت‌ آن ها تبدیل‌ شده‌ است.


۲-۲-۲- تعریف قیمت‌گذاری‌

قیمت از نظرلغوی یعنی سنجش، ارزیابی، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله‌ای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان می‌شود. بر این اساس ‌قیمت‌گذاری‌ به طور ساده‌ یعنی‌ تعیین‌ قیمت‌ برای‌ کالا یا خدمت‌. قیمت‌گذاری‌ فعالیتی‌ است‌ که‌ باید تکرار شود و فرآیندی‌ مداوم‌ و پیوسته‌ است. این‌ تداوم‌ ناشی‌ از تغییرات‌ محیطی‌ و عدم‌ ثبات‌ شرایط‌ بازار است‌ که‌ لزوم‌ جرح‌ و تعدیل‌ قیمت‌ را ایجاد می‌کند. قیمت یکی از مهمترین عناصر آمیخته بازاریابی است و باید قیمت گذاری را یک استراتژی تاثیر گذار در بازاریابی شرکت بدانیم، زیرا قیمت گذاری بر بسیاری از عوامل دیگر در شرکت از جمله موضع یابی، کانال‌های توزیع و … تاثیر می‌گذارد. در واقع برای قیمت گذاری نمی توان یک دستورالعمل واحد و مشخص ارائه کرد و این کاملاً بستگی به شرایط دارد اما طی کردن مراحل زیر برای قیمت گذاری محصولات پیشنهاد می شود.

به طور کلی ۳ رویکرد عمومی برای قیمت گذاری وجود دارد، رویکرد قیمت گذاری بر اساس هزینه ها که در آن پس از محاسبه قیمت تمام شده درصدی را به آن به عنوان حاشیه سود اضافه می‌کنند. رویکرد دوم قیمت گذاری برای مشتری است که در فروشنده بر اساس پیش‌بینی از مبلغی که مشتری برای خرید کالا حاضر به پرداخت است قیمت را تعیین می‌کند فارغ از آن که قیمت تمام شده محصول چه قدر است. و سومین رویکرد قیمت گذاری بر اساس قیمت رقبا است که در آن فروشنده با مشاهده قیمت رقبا، قیمتی رقابتی در سطح قیمت رقبا تعیین می‌کند.

قیمت گذاری بالا[۳۴]

زمانی که محصول یا خدمت ما منحصر به فرد است و در بازار کمتر مشابهی دارد می توان از این روش قیمت گذاری استفاده کرد. تعیین یک قیمت بالا برای محصول با حاشیه سود زیاد، زمانی ممکن است که محصول یا خدمات با لوکس باشد و از یک برتری ویژه نسبت سایر محصولات بازار برخوردار باشد.

قیمت گذاری نفوذی[۳۵]

قیمت‌ها به طور مصنوعی پایین تر از حد معمول تعیین می‌شوند تا از این طریق مشتریان را جذب کنیم و در بازار نفوذ کنیم. پس از آن که ‌به این هدف دست یافتیم، به تدریج قیمت افزایش می‌یابد.

قیمت گذاری اقتصادی[۳۶]

در این روش، برخلاف قیمت گذاری نفوذی که قیمت‌ها را به طور مصنوعی پایین می آوردیم، قیمت واقعاً پایین است ! یعنی در تولید و فروش از روش‌هایی استفاده می‌کنیم که کمترین هزینه ها را در پی داشته باشد، و از این طریق محصولی ارزان تر را در اختیار مشتری قرار می‌دهیم. در فروشگاه ها اگر دقت کنید معمولاً محصولاتی هستند که برای افرادی که به دنبال خریدها اقتصادی هستند، می‌تواند بهترین گزینه باشد.

    1. . Zikmond & Damico ↑

    1. . Target market ↑

    1. . Time Utility ↑

    1. . Place Utility ↑

    1. . Possession Utility ↑

    1. . Information Utility ↑

    1. . Marketing Mix ↑

    1. . McCarthy ↑

    1. . Product ↑

    1. . Quality ↑

    1. . Philip Krazby ↑

    1. . Features ↑

    1. . Packaging ↑

    1. . Saler Promotion ↑

    1. . Public relation ↑

    1. . Place ↑

    1. . Distribution channels ↑

    1. . The marketing ↑

    1. . Physical distribution ↑

    1. . Inter mediaries or middlemen ↑

    1. . Wrigley ↑

    1. . Retaling ↑

    1. . Specially store ↑

    1. . Department store ↑

    1. . Super market ↑

    1. . Convenience store ↑

    1. . Hyper markets ↑

    1. . Super store ↑

    1. . Discount store ↑

    1. . Off _ Price retailer ↑

    1. . Franchise ↑

    1. . door to door retailing ↑

    1. . Whole saling ↑

    1. . Premium Pricing ↑

    1. . Penetrating Pricing ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-26] [ 11:50:00 ق.ظ ]




۲-۳ پیشینه پژوهش

۲-۳-۱ پیشینه مطالعات انجام شده در داخل کشور

– عرب مازار یزدی(۱۳۷۴) محتوای فزاینده اطلاعاتی جریان­های نقدی و تعهدی را مورد بررسی قرار داد. یافته ­های تحقیق بر وجود محتوای فزاینده اطلاعاتی اجزای تعهدی و عدم وجود محتوای فزاینده اطلاعاتی جریان­های نقدی دلالت دارد.

– عرب مازار یزدی و همکاران(۱۳۸۵). محتوای اطلاعاتی جریان­های نقدی و تعهدی در بازار سرمایه ایران را مورد بررسی قرار دادند. یافته ­های تحقیق بر وجود محتوای افزاینده اطلاعاتی سود نسبت به جریان­های نقدی عملیاتی دلالت دارد. همچنین اقلام تعهدی نسبت به جریان­های نقدی عملیاتی دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی است.

– رستمی و همکاران(۱۳۸۳) ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی، سود قبل از بهره و مالیات و جریان­های نقدی عملیاتی با ارزش بازار شرکت را مورد مطالعه قرار دادند. آن ها نشان دادند سود قبل از بهره و مالیات نسبت به ارزش افزوده اقتصادی همبستگی بیشتری با ارزش بازار شرکت دارد و ارزش افزوده اقتصادی هم نسبت به جریان های نقدی عملیاتی همبستگی بیشتری با ارزش بازار شرکت دارد.

– قائمی و دیگران(۱۳۸۲) در پژوهش با عنوان بررسی رابطه بین هموارسازی سود و کسب بازده اضافی در بین شرکت های بورس اوراق بهادار تهران. ‌به این نتیجه دست یافتند که هموارسازی سود را نمی­ توان به عنوان عامل مؤثر بر بازده­های غیر عادی شرکت­های پذیرفته شده در بورس تهران دانست.

– سمائی(۱۳۸۲) در پژوهشی با عنوان رابطه بین هموارسازی سود و بازده عیرعادی نشان دادند که در سطح اطمینان ۹۰ % شرکت­هایی که هموارسازی سود انجام می­ دهند، به طور میانگین بازده غیر نرمال بیشتری دارند.

– خواجوی و ناظمی(۱۳۸۴). نقش اقلام تعهدی در کیفیت سود را بررسی نمودند. نتایج تحقیق آن ها نشان می­دهد که میانگین بازده سهام شرکت­ها تحت تاثیر میزان اقلام تعهدی و اجزای مربوط به آن قرار نمی­گیرد.

– برقعی(۱۳۸۵) بررسی رابطه بین خطای برآورد اقلام تعهدی و کیفیت سود ‌به این نتیجه دست یافت که در بورس اوراق بهادار تهران با افزایش خطای برآورد اقلام تعهدی، کیفیت سود کاهش می­یابد.

– مهرانی و عارف منش(۱۳۸۷) رابطه بین هموارسازی سود و نسبت های نقدینگی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج مبین این بود که شرکت­های هموارساز سودآوری کمتر، نسبت بدهی بالاتر و اقلام تعهدی بزرگتری نسبت به شرکت­های غیر هموارساز دارند.

– مرادی(۱۳۸۷) در پژوهشی با عنوان ارتباط بین ساختار سرمایه و هموار سازی سود نشان داد که بین اهرم مالی و هموارسازی سود رابطه معنی­دار منفی وجود دارد و در شرکت­هایی که جریان های نقدی آزاد بالاتری دارند، رابطه معنی دار منفی بیشتری وجود دارد.

– نتایج تحقیق هاشمی و صمدی(۱۳۸۸) نشان می­دهد که هموارسازی سود توانایی سود در پیش ­بینی سود و جریان­های نقدی عملیاتی آتی را افزایش می­دهد، در حالی که توانایی مذکور در پیش ­بینی اقلام تعهدی از طریق هموارسازی سود افزایش نمی­یابد.

– نوروش و حسینی(۱۳۸۸) به بررسی رابطه بین کیفیت افشا(قابلیت اتکا و بموقع بودن) و مدیریت سود در سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ پرداختند. یافته ­های این تحقیق نشان می­دهد که بین کیفیت افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد. همچنین یافته ­های تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار بین بموقع بودن افشای شرکتی و مدیریت سود است.

۲-۳-۲ پیشینه مطالعات انجام شده در خارج از کشور

– هانگ و دیگران(۲۰۰۹) اثر بالقوه هموارسازی مصنوعی و هموارسازی واقعی را بر ارزش شرکت بررسی کردند. نتایج تحقیق آن ها نشان می­دهد که ارزش شرکت با بیشتر شدن هموارسازی مصنوعی کاهش و با افزایش هموارسازی واقعی افزایش می­یابد. آن ها بیان کردند که شرکت­ها می ­توانند با هموارسازی واقعی آگاهی بخشی سود شرکت را افزایش دهند و هزینه­ های نمایندگی شرکت را کاهش دهند.

– رونتری و دیگران(۲۰۰۸) پژوهشی با عنوان ارتباط بین هموارسازی سود و کیفیت اقلام تعهدی با ارزش شرکت را به انجام رساندند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی حسابداری باعث افزایش ارزش شرکت نمی­ شود.

– دهالیوال و ژنلی(۲۰۰۸) بررسی ارتباط بین اطلاعات سود نقدی و کیفیت سود را مورد مطالعه قرار دادند. آن ها دریافتند زمانی که کیفیت سود افزایش می­یابد، عکس العمل بازار به تغییرات سود نقدی کمتر می­ شود. به عبارت دیگر، در ارزش گذاری شرکت توسط سرمایه ­گذاران کیفیت سود عامل مهمی است که بر محتوای اطلاعاتی سود نقدی تاثیر می­ گذارد.

– چان و دیگران(۲۰۰۶) رابطه بین اقلام تعهدی و بازده آتی سهام را بررسی کردند. نتایج تحقیق آن ها نشان می­دهد شرکت­هایی که کیفیت سود پایینی دارند، بازده سهام آن ها در دوره بعد از گزارشگری سود،کاهش می­یابد.

– بائو و بائو(۲۰۰۴) در بررسی ارتباط بین میزان هموارسازی سود و ارزش شرکت نشان دادند که شرکت­های هموارساز سود با کیفیت بیشترین ارزش و شرکت­های غیر هموارساز سود بدون کیفیت، کمترین ارزش را در بورس اوراق بهادار به خود اختصاص دادند.

– بیور و همکاران(۲۰۰۴) مربوط بودن اجزای نقدی و تعهدی سود به ارزش شرکت را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق بخش تعهدی سود به چهار جزء تقسیم شده است. یافته ­های تحقیق نشان می­دهد، با در نظر گرفتن سود غیر عادی و ارزش بازار شرکت به عنوان متغیرهای وابسته، تفکیک بخش تعهدی سود به اجزای تشکیل دهنده آن باعث کاهش خطای پیش ­بینی ارزش بازار شرکت می­ شود.

– دیچاو و همکاران(۲۰۰۴) پایداری و قیمت­ گذاری اجزای نقدی سود ر ا مورد بررسی قرار دادند. آن ها اجزای نقدی سود را به سه جزء مانده وجوه نقد، وجوه نقد پرداختی به اعتباردهندگان و وجوه نقد پرداختی به سهام‌داران تجزیه کردند و دریافتند اجزاء پایدارتر سود که در این تحقیق وجوه پرداختی به سهام‌داران بود، رابطه معنی داری با قیمت سهام دارد.

– کرسچنهیتر و ملومد(۲۰۰۴) در مطالعه عوامل مؤثر بر میزان هموارسازی سود و تأثیر آن بر کیفیت سود نشان دادند که سود گزارش شده هموارتر و تغییرات مثبت سود به کیفیت بالاتر سود مربوط می شود.

– توماس و ژانگ(۲۰۰۲) در پژوهشی با عنوان میزان هموارسازی و تغییرپذیری سود با ارزش سهام نشان داد شرکت­هایی که تغییر پذیری سود گزارش شده آن ها کمتر است، ارزش سهام آن ها بیشتر است.

– بیور و همکاران(۱۹۹۹) به بررسی ارتباط اجزای نقدی و تعهدی سود با ارزش شرکت پرداخته­اند. نتایج تحقیق بر توان پیش ­بینی اجزای نقدی و تعهدی سود از ارزش بازار شرکت دلالت دارد با این تفاوت که ضرایب بخش نقدی مثبت و ضریب بخش تعهدی منفی بوده است.

– چنی و جیتر(۱۹۹۷) در پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط بین میزان هموارسازی سود و بازده سهام نشان دادند که شرکت های هموارساز، بازده بالاتری دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ق.ظ ]




نظریه فروید

فروید معتقد است رفتار،روان یا شخصیت انسان همیشه محصول ارتباط متقابل تعاملی و تعارضی نهاد ،خودوفراخود می‌باشد. فراخود نمودار ارزش‌های دیرین ‌و کمال مطلوب اجتماع است،فراخود به سوی کمال می گراید و نه به سوی لذت و خوشی،به تشخیص درست از نادرست و مطابقت با موازین و اصول اخلاقی که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش معطوف است. ‌بنابرین‏ هرگاه فرد متوجه عمل خیر شودو به آن عمل کنداحساس غرور،رضایتمندی ولذت معنوی به او دست می دهدو چنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کنداحساس حقارت وخفت به او دست داده و خود را مستوجب ملامت و سرزنش می کند. فروید همچنین اعتقاد داشت که ارضاء یا محرومیت بیش از حد در هر یک از مراحل رشد روانی جنسی و یابه عبارت دیگر تثبیت در هریک ازاین مراحل درعزت نفس فرد تاثیر دارد مثلا” محرومیت بیش از حد در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.از طرف دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس کاذب و غیر واقعی در این افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می‌باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می‌دهند . ‌بنابرین‏ در نظر فرویدانسان متعارف کسی است که مراحل رشدروانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشدودرهیچ یک ‌از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد(کریستین،[۵۱] ۲۰۰۵).

نظریه مازلو[۵۲]

مازلو در ساسله مراتب نیازها و در سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می‌دهد که مشتمل بر تمایل به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی است .زمانی که این نیازها ارضاء شود فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمر ثمربودن و اطمینان می‌کند و چنانچه این نیاز ها برآورده نشود فرد احساس حقارت، درماندگی،ضعف ودلسردی و نا امیدی می‌کند(گرینبرگ، ۲۰۰۸).

نظریه فروید

فروید معتقد است رفتار،روان یا شخصیت انسان همیشه محصول ارتباط متقابل تعاملی و تعارضی نهاد ،خودوفراخود می‌باشد. فراخود نمودار ارزش‌های دیرین ‌و کمال مطلوب اجتماع است،فراخود به سوی کمال می گراید و نه به سوی لذت و خوشی،به تشخیص درست از نادرست و مطابقت با موازین و اصول اخلاقی که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش معطوف است. ‌بنابرین‏ هرگاه فرد متوجه عمل خیر شودو به آن عمل کنداحساس غرور،رضایتمندی ولذت معنوی به او دست می دهدو چنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کنداحساس حقارت وخفت به او دست داده و خود را مستوجب ملامت و سرزنش می کند. فروید همچنین اعتقاد داشت که ارضاء یا محرومیت بیش از حد در هر یک از مراحل رشد روانی جنسی و یابه عبارت دیگر تثبیت در هریک ازاین مراحل درعزت نفس فرد تاثیر دارد مثلا” محرومیت بیش از حد در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.از طرف دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس کاذب و غیر واقعی در این افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می‌باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می‌دهند . ‌بنابرین‏ در نظر فرویدانسان متعارف کسی است که مراحل رشدروانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشدودرهیچ یک ‌از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد(کریستین،[۵۳] ۲۰۰۵).

نظریه مازلو[۵۴]

مازلو در ساسله مراتب نیازها و در سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می‌دهد که مشتمل بر تمایل به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی است .زمانی که این نیازها ارضاء شود فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمر ثمربودن و اطمینان می‌کند و چنانچه این نیاز ها برآورده نشود فرد احساس حقارت، درماندگی،ضعف ودلسردی و نا امیدی می‌کند(گرینبرگ، ۲۰۰۸).

اهمیت عزت نفس

ویلیام جیمز از جمله کسانی بود که برای نخستین بار در کتاب اصول روان شناسی خود بر ضرورت عزت نفس و اینکه عزت نفس تعیین کننده شکل های متعدد در رفتار آدمی می‌باشد٬تأکید ‌کرده‌است . همزمان با ویلیام جیمز٬جامعه شناسان مختلفی از جمله کولی[۵۵]اظهاراتی کرده و آن را یک نیاز حیات بخش آدمی توصیف نمود.هر چند محققانی مانند گلدشتاین٬مای[۵۶]٬آنگلیال[۵۷]و بوهلر[۵۸]مطالعاتی در این مورد انجام داده‌اند. اما قبل از رویکرد روانی –اجتماعی مطالعات منظم و سیستماتیک ‌در مورد عزت نفس انجام نشده است٬در واقع با رویکرد روانی –اجتماعی مطالعات منظم و سیستماتیک ‌در مورد عزت نفس انجام نشده است٬در واقع با پیدایش رویکرد روانی- اجتماعی محققان مختلفی مانند هورنای٬فروم و سالیوان مطالعات ‌نظام‌داری درباره عزت نفس ارائه داده‌اند. اما توج وارسی ها درباره عزت نفس و اینکه عزت به عنوان یک سازه شخصیتی قلمداد گردد٬در نظریه انسان گرایانی مانند راجرز و مزلو مشاهده می شود. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار٬احساس ها٬عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود: می اندیشیم که فردی با هوش یا کودن هستیم٬احساس می‌کنیم که شخصی خو ب یا بد هستیم٬خود را دوست داریم یا نداریم. مجموعه هزاران برداشت ارزیابی و تجربه ای که از خویش داریم باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمد بودن و یا بر عکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم (کلمزو کلارک٬ترجمه علیپور،۱۳۸۳).عزت نفس مطلوب از فعالیت اجتماعی مثبت وثبات روانشناختی حمایت می‌کند وجزء اصلی واساسی دررشد روانشناختی فرد است.بسیاری ‌از مطالعات بیانگر ارتباط عزت نفس پایین وبسیاری از مشکلات روانشناختی بوده اند.گایلن[۵۹] و همکاران(۲۰۰۳)درمطالعه خود ‌به این نتیجه رسیدند که بروزاختلال جسمی در نوجوانان با عزت نفس کم مرتبط است.مندلسون[۶۰]و همکاران(۲۰۰۲)وایبر[۶۱](۲۰۰۳)مشاهده کردند که عزت نفس کم درنوجوانان وجوانان با اختلالات خوردن مرتبط است.و رابرتس[۶۲] و همکاران (۱۹۹۶)نیز دریافتند که کسانی که افسردگی دارند،عزت نفس پایینی دارند.گایمن[۶۳](۲۰۱۱)‌به این نتیجه رسید که عزت نفس با شروع وطول مدت دوره افسردگی درجوانان رابطه دارد.

تفاوت عزت نفس با خودپنداره

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ق.ظ ]




شکل ۱ـ۲ الگوی تعاملی لرنر (۱۹۹۵، اقتباس از شهرآرای، ۱۳۸۴، ص. ۲۶)

چنانچه در شکل ۱ـ۲ نشان داده شده است، جهانِ درون و بیرون کودک به صورت ادغام شده و متعامل‎اند. این وضع ‌در مورد والدینی که در شکل ترسیم شده‎اند و ‌در مورد روابط والدین ـ کودک نیز صادق است. هر کدام از این عوامل، یعنی، کودک، والد، رابطه کودک ـ والد، قسمتی از نظام بزرگ‎تر و گسترش‎یافته‎ای از روابط ادغام شده در بین سطوح چندگانه‎ای است که بوم‎شناسی زندگی انسان را تشکیل می‎دهد. طبق الگوی تعاملی لرنر، والد و کودک هر دو در بستری از شبکه اجتماعی گسترده قرار دارند و اینکه هر شخص در این شبکه دارای تعاملات متقابل است. علت این مجموعه روابط را می‎توان به نقش کودک و والد نسبت داد؛ این دو در زندگی نقشی بیش از نقش والد یا فرزند ایفا می‎کنند. کودک می‎تواند یک خواهر یا برادر، یک همسال و یک دانش‎آموز باشد. والد می‎تواند یک شوهر، یک کارگر و یک بزرگسال باشد. همه این شبکه‎های روابط، در بستر جامعه، اجتماع و فرهنگ خاص قرار دارند. در نهایت، همه این روابط به ظور پیوسته در گذر زمان و تاریخ تغییر می‎کنند. شکل۱ـ۲ همچنین نشان می‎دهد که رابطه کودک ـ والد و شبکه‎های اجتماعی که در آن واقع است، در بستر جامعه، سطوح فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بزرگ‎تری از سازمان قرار دارند. علاوه بر این، عامل زمان هم در همه این نظام‌آموزش‌ها نفوذ می‎کند. این ویژگی الگو بر این عقیده تأکید دارد که در نظام‎های اجتماعی نیز مانند افراد، تغییر همیشه در حال وقوع است. تنوع در چارچوب زمان همراه با وقوع تغییر در گذر زمان (تاریخ) ایجاد می‎شود. این گونه تنوع باعث ایجاد تغییر در همه سطوح سازمان مربوط در نظام می‎شود. بدین صورت، ماهیت روابط والد ـ کودک، زندگی خانوادگی و تحول و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر نظام کودک ـ والد ـ خانواده، متأثر از تغییر تاریخی، هنجاری و غیرهنجاری یا به عبارت دیگر، تغییرات تکاملی (تدریجی) و تغییرات تاریخی ـ انقلابی است (نقل از لرنر و دیگران، ۲۰۰۵).

در دیدگاه تعاملی بر مفهوم “میزان انطباق۱[۱۷]” تأکید شده است. مفهوم میزان انطباق، رابطه فرد و محیط را در نظرمی‎گیرد و این پرسش را مطرح می‎کند که نیاز و اهداف شخص به چه میزان با بافت، همخوانی۲ دارد. ‌بنابرین‏، اینکه آیا یک پیامد تحولی، سازش‎یافته است یا نه، فقط به ویژگی‎های فرد یا به ماهیّت محیط فیزیکی یا اجتماعی او بستگی ندارد بلکه به تناسب این دو نظام وابسته است (کولمن۳ و هندری۴، ۱۹۹۹).

۲ـ۱ـ۲ الگوی بوم‎شناختی

طبق نظریه بوم‎شناختی برونفن برنر،که برای اولین بار در دهه ۱۹۷۰ میلادی معرفی شد، تحول انسان به ـ

ویژه در وهله‎های نخستین زندگی و تا حدّ زیادی در طول عمر، از خلال فرایندهای تعاملی بین انسان زیست‎روان‎شناختی فعالِ در حال تکامل و اشخاص، اشیا۱[۱۸]، و نماد‎های۲ موجود در محیط بلافصل۳ او به وقوع می‎پیوندد. این فرایندهای تعاملی به ظور پیشرونده‎ای پیچیده‎تر می‎شوند. برای اینکه تعامل، مؤثر باشد باید به ظور نسبتاً منظمی در طی دوره‎های زمانی طولانی رخ دهد. ‌به این تعاملات متداوم در محیط بلافصل، فرایندهای نزدیک۴ (بدون واسطه) اطلاق می‎گردد. این الگوهای بادوام فرایند بدون واسطه را می‎توان در فعالیت‎های والد ـ کودک و کودک ـ کودک، بازی گروهی یا فردی، خواندن، یادگیری مهارت‎های جدید، فعالیت‎های ورزشی و انجام دادن تکالیف پیچیده یافت. همچنین، این الگو بیان می‎کند که شکل، نیرومندی۵ محتوا و جهت۶ فرایندهای بدون واسطه مؤثر بر تحول به ظور ‌نظام‌داری متفاوت است (برونفن برنر، ۱۹۹۴). دیگر ویژگی متمایز‎کننده این الگو، مفهوم‎پردازی مجدد بسیار متمایز‎کننده ‌در مورد محیط از دیدگاه شخص در حال تحول است. بر مبنای نظریه میدان‎های روان‎شناختی لوین، محیط بوم‎شناختی به منزله مجموعه‎ای از ساختارهای آشیان‎شده۷ تلقی می‎شود که هر یک در دیگری قرار دارد (همان منبع).

سانتراک (۲۰۰۸) پنج نظام محیطی الگوی برونفن برنر را به شکل زیر توضیح می‎دهد:

خرده‎نظام، بافتی است که فرد در آن زندگی می‎کند. این بافت‌آموزش‌ها شامل خانواده، همسالان، مدرسه و محله شخص است. در خرده‎نظام است که مستقیم‎ترین تعاملات با عوامل اجتماعی مثلاً والدین، همسالان، و معلمان رخ می‎دهد. فرد در این بافت‌آموزش‌ها گیرنده فعل‎پذیر۸ تجارب نیست بلکه کسی است که به بنا‎شدن۹ این بافتها کمک می‎کند.

میـان‎نظام۱۰ روابـط بین خرده‎نظام‌آموزش‌ها را دربر می‎‎گیرد. نمونه‎هایی از میان‎نظام، عبارتند از رابطه تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های مدرسه، و تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های همسالان. برای مثال، کودکانی که از سوی والدینشان طرد می‎شوند، در گسترش روابط مثبت با معلمان مشکل دارند.

برون‎نظام۱۱ از پیوند بین یک موقعیت اجتماعی‎ که فرد در آن نقشی فعال ندارد با بافت بلافصل فرد تشکیل می‎شود. برای مثال، تجربه یک شوهر یا یک کودک در خانه ممکن است از تجربه‎های مادر در سرِ کار تأثیر بگیرد. مادر برای دریافت ارتقا باید بیشتر سفر کند، که این ممکن است باعث اختلاف بین زن و شوهر شود و الگوی تعامل با کودک را نیز تغییر دهد.

کلان‎نظام۱[۱۹]دربر‎گیرنده فرهنگی است که فرد در آن زندگی می‎کند و در نهایت، زمان‎نظام۲ از طرح‎بندی رویدادهای محیطی، گذرهای زندگی و شرایط اجتماعی تاریخی تشکیل می‎شود. برای مثال، طلاق یک گذر به حساب می‎آید. پژوهشگران ‌به این نتیجه دست یافته‎اند که آثار طلاق بر کودکان، اغلب در اولین سال پس از طلاق به اوج می‎رسد. تا دو سال پس از طلاق، تعامل خانوادگی از ثبات بیشتری برخوردار می‎شود. ( صص. ۵۵ـ۵۶)

برونفن برنر (۲۰۰۴؛ برونفن برنر و موریس۳، ۲۰۰۶، نقل از سانتراک، ۲۰۰۸) تأثیرات زیست‎شناختی را به نظریه خود افزوده و آن را نظریّه‎ای زیست‎بوم‎شناختی۴ توصیف ‌کرده‌است.

۲ـ۲ نوجوانی: تغییرات بنیادی

نوجوانی دوره تغییرات بسیار، از جمله تغییرات زیست‎شناختی مرتبط با بلوغ، تغییرات شناختی و تغییرات گوناگون در روابط اجتماعی، است. همان‎طور که اکلز و میجلی۵(۱۹۹۸) مطرح کرده‎اند، چنین تغییرات متنوع و سریعی می‎توانند پیامدهای مثبت و منفی برای نوجوان داشته باشند. اگرچه بیشتر نوجوانان بدون طوفان و تنیدگی زیاد از این دوره تحولی عبور می‎کنند، تعداد قابل توجهی از آنان با مشکلاتی مواجه می‎شوند که در بخش‎های بعدی این فصل به آن ها خواهیم پرداخت.

در اینجا، تغییرات روان‎اجتماعی و رفتاری دوره نوجوانی را با تأکید بر اوایل این دوره از نظر خواهیم گذراند.

۱ـ۲ـ۲ تحول روان‎اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:49:00 ق.ظ ]




۲-۸- مقدمه

اقدامات ونتایج مورد انتظار شامل کلیه کارهایی که مدیر انجام می‌دهد نمی‌شوند تنها آن دست از کارهایی که دارای نتایج مهمی در جریان امور هستندجزء اقدامات و نتایج مورد انتظار به شمار می‌آیند. کارهای روزمره و عادی بسیاری وجود دارد که هر مدیری در طول روز انجام می‌دهد بدون اینکه هدفی برای آن ها تعیین شده باشد ویا نتیجه ثمربخشی ازآنها حاصل شود، اینگونه اقدامات جزء اقدامات و نتایج مورد انتظار به شمار نمی‌آیند.همچنین امور دیگری هم وجود دارند که باید از شدت توجه مدیر به آن ها کاسته شود و یا انجام آن ها به عهده کارکنان واگذار و یا اصولاً حذف شوند.(موریسی، ۱۳۶۸،ص۶۸-۶۷)

۲-۹- اقدامات و نتایج مورد انتظار چه هستند؟

اقدامات و نتایج مورد انتظار اقداماتی هستندکه تعیین می‌کنند یک مدیر در کجا و در چه زمینه‌هایی، وقت، انرژی و استعدادهای خودرا به کار گیرد. این نظردر مورد گروه نیز همچنان که بعداً خواهیم دید صادق می‌باشد، اما در بدو امر تأکید ما بیشتر بر روی کارهای مدیران می‌باشد. به طور کلی شرح نقش‌ها و مأموریتها شامل تمام کارهایی است که مدیران مسئول آن ها می‌باشند، البته همواره در نقش‌ها و مأموریتهای مدیران وظایفی وجود داردکه توسط کارکنان اجرا می شود وجزء وظایف اساسی آنان به شمار نمی آید. از سوی دیگر پاره‌ای فعالیت‌ها چون بهبود نیروی انسانی باید همواره یکی از اقدامات و نتایج مورد انتظار مدیران ‌در مورد کارکنانشان باشد، خواه این وظیفه در نقش‌ها و مأموریتها ذکر شده یا نشده باشد. (موریسی، ۱۳۶۸،ص۴۷)

۲-۹-۱- اصل اقدامات حساس

این اصل در واقع اشتقاقی ازتجزیه و تحلیل هزینه وسود است وهدف از آن تعیین رابطه بین هزینه های مصرفی و ارزش به دست آمده بود. بر اساس اصل اقدامات حساس با سه نوع فعالیت روبرو هستیم. دسته اول فعالیت‌هایی هستند که اقدامات معدود ولی حساس نام دارند. در این گروه از فعالیت‌ها هزینه داده ها برابر ۱۵% ولی نتیجه ‌و ستاده‌ها برابر ۶۵%می‌باشد.گروه دوم فعالیت‌هایی هستند که اقدامات عادی نام دارند و هزینه داده ها و ارزش و ستاده‌‌ها برابر و معادل ۲۰% می‌باشد. دسته سوم فعالیت هایی هستند که از نظر ماهیت درست نقطه مقابل فعالیت های گروه اول می‌باشند و ما آن ها را اقدامات فراوان و بی‌اهمیت نام گذاری کرده‌ایم. در این گروه هزینه‌ داده ها ۶۵ % و ارزش ستاده‌ها برابر ۱۵% می‌باشد.

۲-۹-۲- تعیین اولویت ها در اقدامات و نتایج مورد انتظار

تعیین اولویتها در میان یک سلسله از اقدامات و نتایج مورد انتظار برای مدیران واحد ارزش فراوانی می‌باشد. یکی از روش های تعیین اولویتها در زمینه نتایج مورد انتظار این است که آن ها را به صورت فهرستی درآورده و سپس درصد وقت وکوششی را که در شش‌ ماه گذشته برای هر یک از آن ها صرف شده در نظر بگیریم و بر اساس چنین محاسبه‌ای نسبت به تعیین اولویتها اقدام کنیم. برای اینکه در این امر نظر مدیر واقعی بوده و بر اساس حدس ‌و گمان عمل نکند بهترآن است که ‌از کارکنان و همکاران بخواهدتاآنان نیزهریک فهرست جدا گانه‌ای بر همین روال تهیه نمایندو سپس با بحث و گفتگو درباره اختلاف‌ نظرها، اولویتها تعیین شوند.

پس تعیین اقدامات و نتایج مورد انتظار دومین مرحله از مراحل مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه می‌باشد. در این مرحله نقش‌ها و مأموریتهای واحد شکافته شده و به ‌دسته‌هایی از اقدامات که مستلزم صرف وقت، انرژی و توانایی قابل ملاحظه‌ می‌باشد،تقسیم می‌شوند. این اقدامات، که نتایج مورد انتظار نام دارند به خودی خودهدفها را تشکیل نمی دهند،بلکه نشان‌دهنده ومعرف زمینه‌هایی می ‌باشند که درآن زمینه‌ها باید هدفها تعیین شوند. اقدامات و نتایج مورد انتظار به ‌عنوان یک وسیله ارزشمند ارتباطی ضمن بحث و مذاکره و دادن اطلاعات به افراددیگر درمورداینکه وقت، انرژی و استعداد خود را در کجا باید صرف نمایند، به کار می رود. مرحله بعدی در«مدیریت ‌بر مبنای‌ هدف و نتیجه» شناخت وتعیین شاخص‌های اثربخشی است که وسیله‌ ملموس تر و مشهود تری برای تعیین دقیق کارهایی است که باید در هر یک از زمینه‌ها اقدامات و نتایج مورد انتظار انجام گیرد.

۲-۹-۳- شاخص ها چه هستند؟

شاخص‌ها در نظام مدیریت ابزار کارآمد هستند واز طریق آن ها می توان از دست یافتن به اهداف از پیش تعیین شده در برنامـه ها آگاهی یافت. توجه عمیق به شاخص‌های عملکردی در شناسایی و درک بهتر نارسائیها و کمبودها در سازمان کمک شایانی می‌کند. شاخص‌ها معمولاًازنگرشها و موقعیت‌ها سرچشمه می گیرندو مانند علایمی که مسیر را مشخص می‌سازند می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. میزان تحقق اهداف سازمان، یکی از مهمترین معیارهای سنجش عملکرد مدیر است.
شاخص‌های فرآینـــدی مدیران را قادر می‌سازد تا با بررسی آن ها از نقاط ضعف سازمان خود آگاه شوند.
نگرش سیستمی کمک زیادی به استقرار نظام ارزیابی عملکرد خواهد کرد و امکان تحقق شاخص‌ها را در مرحله اجراافزایش می‌دهد.
شاخص‌ها نمایانگر واقعیت‌های موجود در عرصه فعالیت‌های یک سازمان هستند و در نظام مدیریت ابزاری کارآمد برای ارزشیـابی از برنامه ها و فعالیت‌ها هستند و از طریق آنهــــا می توان از حصول به اهداف از پیش تعیین گردیده در برنامه ها آگاهی یافت.
توجه عمیق به شاخص‌های عملکردی در شناسایی و درک بهتر خلاءها، نارسائیها و کمبودها و در بهبود برنامه از جهت کمی و کیفی کمک شایانی می‌کند. شاخص‌های عملکردی سه نگاه اساسی دارد: یکی اینکه به نظام ارزشیابی مدد می رساند تا ‌بر اساس عوامل درست دست به ترکیب عملیات ببرد و در واقع آینه ارزشیابی محسوب می شود. دیگر اینکه روش حرکت و مسیر را برای شناخت از کارکرد مدیران فراهم می آورد. در نگاه سوم گسلهای برنامه ای را از طریق ارزشیابی مشخص می‌سازد.

شاخص‌های اصلی کیفیت
اصولاً تعریف شاخص‌های قابل اندازه گیری یکی از ملزومات اساسی هر نوع برنامه ریزی است. به هنگام بودن، قابل اطمینان بودن و معنی دار بودن این شاخص‌ها اهمیت فراوانی در تعیین راهبردها، سیاست‌ها و راهکارهای اجرایی دارد.
شاخص‌ها نقش هشــــداردادن به تصمیــم سازان در خصوص وجــود مشکلات بالقــوه و یا پنهان در یکسری زمینه‌های خاص و یا ادامــه روند مطلوب در زمینه‌های دیگر است.
تعریف شاخص
استفاده از ‌ملاک‌ها و اصولی که خصوصیات کیفی را در قالب کمیت بیان کرده و آن ها را قابل بررسی و ارزشیابی می‌کند، شاخــــص نام می‌گیرد، شاخص‌ها معمولاً از نظریه ها، نگرش‌ها و یا موقعیت‌ها سرچشمه می گیرند و مانند علائمی که مسیر را مشخص می‌کند، می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. معمولاً برای اطمینان از نتیجه گیریها و نشان دادن شرایط و وضع روانشناختی، جامعه شناختی، فرهنگی بیش از یک شاخص را مورد استفاده قرار می‌دهند تا احتمال بروز خطاها را به حداقل رسانند. ‌بر اساس شاخص‌ها می توان به تشریح وضعیت موسســـات از لحاظ برنامه ریزی و یا انجام تحقیقات علمی پرداخت و در روند تغییرات، آن ها را بررسی کرد؛ شاخص‌ها معیار مناسبی برای ارزشیابی شمرده می‌شوند؛شاخص‌ها برای پیش‌بینی روند کارها مورد استفاده قرار می گیرند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:49:00 ق.ظ ]




فرضیه فرعی ۷-۴: نسبت کل بدهی به سرمایه در شرکت­هایی که در مرحله رکود قرار دارند نسبت به شرکت­هایی که در مرحله افول قرار دارند کمتر است.

فرضیه اصلی ۸: نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده در مراحل مختلف چرخه عمر مدل الگوی جریان­های نقدی با یکدیگر متفاوت است.

فرضیه فرعی ۸-۱: نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده در شرکت­هایی که در مرحله ظهور قرار دارند نسبت به شرکت­هایی که در مرحله رشد قرار دارند بیشتر است.

فرضیه فرعی ۸-۲: نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده در شرکت­هایی که در مرحله رشد قرار دارند نسبت به شرکت­هایی که در مرحله بلوغ قرار دارند بیشتر است.

فرضیه فرعی ۸-۳: نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده در شرکت­هایی که در مرحله بلوغ قرار دارند نسبت به شرکت­هایی که در مرحله رکود قرار دارند کمتر است.

فرضیه فرعی ۸-۴: نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده در شرکت­هایی که در مرحله رکود قرار دارند نسبت به شرکت­هایی که در مرحله افول قرار دارند کمتر است.

ج) فرضیه ­های مرتبط با مقایسه رابطه چرخه عمر و ساختار سرمایه در دو مدل

فرضیه اصلی ۹: رابطه نسبت کل بدهی به کل دارایی­ ها با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش الگوی جریان­های نقدی قوی­تر از رابطه آن با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش آنتونی و رامش است.

فرضیه اصلی ۱۰: رابطه نسبت کل بدهی بلند مدت به کل دارایی­ ها با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش الگوی جریان­های نقدی قوی­تر از رابطه آن با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش آنتونی و رامش است.

فرضیه اصلی ۱۱: رابطه نسبت کل بدهی به سرمایه با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش الگوی جریان­های نقدی قوی­تر از رابطه آن با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش آنتونی و رامش است.

فرضیه اصلی ۱۲: رابطه نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش الگوی جریان­های نقدی قوی­تر از رابطه آن با مراحل چرخه عمر منتج شده از روش آنتونی و رامش است.

۱-۷٫ روش تحقیق و مراحل انجام آن

این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع تحقیقات همبستگی است که مبتنی بر تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع ­آوری شده از جامعه آماری مورد نظر است. جهت انجام تحقیق جاری، ابتدا با بهره گرفتن از روش کتابخانه ­ای مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق از منابع داخلی و خارجی استخراج شده است، که شامل شناسایی متغیر وابسته، متغیرهای مستقل و متغیرهای کنترلی و پیشینه تحقیق است. آنگاه با بهره گرفتن از تحلیل­های آماری مناسب به آزمون فرضیه ­های تحقیق پرداخته شده است. تحلیل آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه‌ها آزمون رگرسیون چند گانه است. جهت انجام فرایند فوق از نرم افزارهای SPSS 19و Eviews 8 استفاده شده است.

مراحل انجام این تحقیق عبارتند از :

    1. تعیین مراحل چرخه عمر شرکت­ها در هر یک از روش­های آنتونی و رامش و روش الگوی جریان­های نقدی

    1. تعیین ساختار سرمایه شرکت­ها با بهره گرفتن از هر یک از ۴ نسبت اهرم مالی به عنوان معیار اندازه ­گیری ساختار سرمایه

    1. تعیین رابطه بین چرخه عمر شرکت­ها و ساختار سرمایه آن­ها در هر یک از دو روش چرخه عمر، با بهره گرفتن از هر یک از نسبت­های اهرمی تعریف شده به عنوان معیار ساختار سرمایه

  1. و درآخر بررسی میزان قدرت رابطه بین ساختار سرمایه شرکت­ها و چرخه عمر آن­ها در دو مدل چرخه عمر

۱-۸٫ متغیرهای تحقیق

در این تحقیق متغیرهای مورد استفاده به سه دسته تقسیم می­شوند:

۱-۸-۱٫ متغیر مستقل

متغیر مستقل این تحقیق، چرخه عمر شرکت ‌می‌باشد که از دو روش آنتونی و رامش(۱۹۹۲) و روش الگوی جریان­های نقدی(دیکنسون،۲۰۱۱) برای تعیین آن استفاده می­ شود.

۱-۸-۲٫ متغیرهای وابسته

متغیرهای وابسته این تحقیق ساختار سرمایه شرکت­ها ‌می‌باشد که از نسبت­های اهرمی زیر برای اندازه ­گیری آن استفاده می­ شود:

TDTA=

LTDTA=

TDTC=

= نسبت بدهی تعدیل شده به سرمایه تعدیل شده

۱-۸-۳٫ متغیرهای کنترل

متغیرهای کنترلی این تحقیق نیز عبارتند از: اندازه شرکت، رشد شرکت، سودآوری و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت.

۱-۹٫ قلمرو تحقیق

۱-۹-۱٫ قلمرو موضوعی تحقیق

قلمرو موضوعی این پژوهش بررسی رابطه ساختار سرمایه و چرخه عمر شرکت­ها در دو مدل مختلف چرخه عمر ‌می‌باشد.

۱-۹-۲٫ قلمرو مکانی تحقیق

قلمرو مکانی این پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.

۱-۹-۳٫ قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی تحقیق دوره ۷ ساله از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۹۱ می‌باشد.

۱-۱۰٫ روش­های گردآوری اطلاعات

در این پژوهش بخشی از داده ­ها که عمدتاً جهت بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش مورد استفاده قرار خواهند گرفت، به روش کتابخانه ­ای جمع ­آوری خواهند شد. بخش دیگری از داده ­های مورد نیاز که در ارتباط با متغیرهای مطرح شده در فرضیه ­های پژوهش می­باشند، و به عنوان داده مورد تجزیه و تحلیل قرار می­ گیرند به روش می‌دانی گردآوری خواهند شد. این دسته از اطلاعات جهت آزمون فرضیه ­های تحقیق، اطلاعات خام شرکت­های بورس اوراق بهادار تهران می­باشند. که در این تحقیق اطلاعات مالی از:

– نرم افزار ره‌آورد نوین،

– پایگاه ­های اطلاعاتی مانند سایت کدال، سایت سازمان بورس اوراق بهادار، سایت شرکت بورس اوراق بهادار و سایر بانک­های اطلاعاتی مرتبط جهت محاسبه متغیرها و لوح­های فشرده منتشره از سوی سازمان بورس اوراق بهادار تهران جمع ­آوری خواهند شد.

۱-۱۱٫ نوآوری

با وجود اینکه مطالعات فراوانی در خصوص چرخه عمر شرکت­ها و ساختار سرمایه آن­هانه به صورت جداگانه صورت گرفته است، اما رابطه بین این دو متغیر در تحقیقات ایرانی به شکل جامع بررسی نشده است. لذا در این پایان نامه به بررسی رابطه بین چرخه عمر شرکت­ها و ساختار سرمایه آن­ها پرداخته می­ شود تا ضمن بررسی آن، تطابق رفتار شرکت­های ایرانی در تامین مالی با تئوری سلسله مراتبی نیز مورد بررسی قرار گیرد. از این رو، با توجه به اینکه در رابطه با تعیین مراحل چرخه عمر شرکت دو روش(روش آنتونی و رامش و نیز روش الگوی جریان­های نقدی) تعریف شده است، در نتیجه رابطه چرخه عمر شرکت­ها و ساختار سرمایه آن­ها در هر دو روش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از طرف دیگر، با توجه به اینکه برای اندازه ­گیری ساختار سرمایه از چند نسبت اهرمی استفاده می­ شود، در نتیجه در این تحقیق، رابطه هر یک از نسبت­های اهرم مالی به طور جداگانه با مراحل چرخه عمر مورد آزمون قرار ‌می‌گیرد تا یک بررسی همه جانبه در زمینه رابطه چرخه عمر شرکت­ها و ساختار سرمایه آن­ها انجام گیرد. در آخر نیز میزان معناداری و قدرت توضیحی رابطه­ هر یک از نسبت­های اهرمی با مراحل چرخه عمر شرکت در هر یک از مدل­ها با یکدیگر مقایسه می­گردد تا درنهایت مدل­های مناسب­تر جهت بررسی رابطه چرخه عمر و ساختار سرمایه معرفی گردد.

۱-۱۲٫ تعریف واژه­ های کلیدی

واژه­ های کلیدی این تحقیق عبارتند از: ساختار سرمایه، چرخه عمر، روش آنتونی و رامش، الگوی جریان­های نقدی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




الف-شاخص‌های برازش مطلق :

این شاخص‌ها بر مبنای تفاوت واریانس‌ها و کوواریانس‌های مشاهده شده از یک طرف و واریانس و کوواریانس‌های پیش‌بینی شده بر مبنای پارامترهای مدل تدوین شده از طرف دیگر قرار می گیرند. معنی قابل قبول بودن شاخص‌ها ‌به این معنا است که واریانس‌ها و کواریانس‌های مشاهده شده و باز تولید شده به وسیله مدل برابر هستند. مهمترین شاخص برازش مطلق x2/df می‌باشد. اگر اندازه این شاخص کمتر از ۵ باشد مدل از برازش قابل قبولی برخوردار است. شاخص مهم دیگر در این بخشGFI می‌باشد، چنانچه اندازه این شاخص از ۸۰ بیشتر باشد، نمایانگر رابطه قابل قبولی بین واریانس‌های مشاهده شده و واریانس‌های پیش‌بینی شده در سیستم می‌باشد.

ب-شاخص‌های برازش تطبیقی:

این شاخص‌ها مدل نظری تدوین شده را با مدل بازسازی شده مورد مقایسه قرار می‌دهند، تا معلوم شود که آیا مدل اصلاح شده به لحاظ آماری قابل قبول تر است، ضعیف تر است و یا اینکه تفاوتی با آن ندارد. در اغلب موارد شاخص‌های برازش تطبیقی نشان می‌دهند که مدل تدوین شده تا چه اندازه توانسته است از یک مدل استقلال (مدلی که در آن هیچ مسیری به هم رسم نشده باشد) فاصله بگیرد. هر چه این فاصله بیشتر باشد برازش مدل مطلوب تر تلقی می شود.مهمترین شاخص‌های تطبیقی عبارتند از: IFI, CFI, NFI, TLI شاخص برازش هنجار شده بنتلر- بونت یا NFI شاخصی جهت مشخص کردن نیکو برازشی در تحلیل ساختارهای کوواریانس متغیرها می‌باشد.

شاخص TLI (توکسر- لویس) این شاخص معنی دار بودن ضرایب همبستگی بین متغیرها در مدل را نشان می‌دهد.

شاخص CFI نیز معنی دار بودن ضرایب همبستگی بین متغیرها را در مدل نشان می‌دهد و مقادیر بالاتر از ۹۰/۰ همبستگی بالای متغیرهای مدل را نشان می‌دهد.
شاخص برازش افزایشی یا IFI یکی دیگر از شاخص ها می‌باشد که میزان برازش مدل مشاهده شده را با مدل استقلال ارزیابی می‌کند. هرچه قدر اندازه این شاخص به ۹۰/۰ نزدیکتر باشد مدل از برازندگی مطلوبتری برخوردار می‌باشد.

ج-شاخص‌های برازش مقتصد:

مبنای اصلی در این گروه از شاخص‌های برازش آن است که به ازای هر پارامتری (مسیری) که به مدل اضافه می شود این شاخص‌ها جریمه می‌شوند، در واقع این شاخص‌ها این اصل را می سنجند که آیا هزینه پرداخت شده (از دست دادن یک درجه آزادی به ازای آزاد گذاردن یک پارامتر برای برآورد) ارزش منفعت به دست آمده (بهبودی در شاخص های برازش مطلق) را دارد یا خیر؟

مدل گرافیکی ارائه شده در شکل۳-۵ چگونگی ارتباط بین عامل اساس و متغیر‌های تعریف شده را نشان می‌دهد. اعداد قرار گرفته روی فلش‌های یک طرفه مقدار بار‌عاملی هر متغیر را که در حقیقت معرف میزان همبستگی آن با عامل اساس (توسعه کشاورزی) می‌باشد نشان می‌دهد. این ارتباط به صورت شفاف تر درجدول ۳-۷ ارائه گردیده است. لازم به ذکر می‌باشد هر چه مقدار بار عاملی بزرگتر باشد این رابطه از سطح معنی‌داری بالاتری برخوردار می‌باشد و چنانچه مقدار بار عاملی از ۳/۰کمتر باشد سطح معنی‌داری آن قابل قبول نخواهد بود.

فلش‌های دو طرفه در شکل ۳-۵ مسیرهای کوواریانس را نشان می‌دهد که مقادیر مربوطه روی آن ها لحاظ گردیده. به عبارتی این فلش‌ها چگونگی روابط متقابل بین متغیر‌های تحقیق را نمایش می‌دهند

شکل ۳-۵ مدل تحلیل‌عاملی‌تاییدی در پژوهش حاضر

جدول ۳-۷بارهای عاملی تحلیل عاملی شاخص‌های اندازه گیری

عامل‌های نهفته

(متغیرهای مکنون)

شاخص‌های اندازه گیری

( متغیرهای مشاهده شده)

بارهای عاملی

توسعه کشاورزی

آب سطحیsw

۶۷/۰

آب زیر زمینیgw

۵۲/۰

پوشش گیاه v

۷۹/۰

خاکs

۶۲/۰

تولید کشاورزی ap

۹۴/۰

تولید دامیip

۸۵/۰

آفات وبیماریها pd

۵۶/۰

سبد غذایی fb

۵۹/۰

منابع آب وزمین iwr

۳۷/۰

جمعیت p

۸۳/۰

۳-۲-۴- محاسبه حجم جامعه نمونه :

به منظور تعیین روستاهای هدف در منطقه شاخص هایی را با توجه به اهداف تحقیق به شرح زیر تعریف نمودیم.

    1. شدت تأثیر فرایند فرسایش بادی بر شرایط زیستی در گذشته

    1. سابقه فعالیت های بیابان زدائی در اطراف روستا به مدت حداقل ۵ سال

    1. وجود جمعیت ساکن در منطقه

    1. اشتغال به کشاورزی و دامداری به عنوان معیشت غالب

  1. میزان مشارکت مردم در اجرای فعالیت های بیابان زدائی

پس از بررسی سوابق، گفتگو با کارشناسان و دست اندرکاران فعالیت های بیابان‌زدائی این بخش و بازدید از منطقه، نهایتاًً ۴ روستای حجت‌آباد – ده‌سیف – دهنو و امیرآباد با داشتن بیشترین شرایط مورد نظر به عنوان روستاهای هدف در این مطالعه تعیین گردیدند.مجموع جمعیت روستاهای فوق ۶۶۲ نفر می‌باشد. حجم جامعه نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران[۸] با محاسبه خطای ۵% حدود ۲۴۰ نفر تعیین گردید، که ‌بر اساس روش نمونه­برداری تصادفی طبقه ­بندی شده، متناسب با جمعیت هر روستا به شرح جدول زیر تخصیص داده شد.

جدول ۳-۸ تعداد نمونه به تفکیک روستاهای هدف

نام روستا

جمعیت (نفر)

تعداد نمونه

دهنو

۲۸۴

۱۰۳

حجت آباد

۱۷۰

۶۲

ده سیف

۹۸

۳۶

امیرآباد

۱۱۰

۳۹

جمع کل

۶۶۲

۲۴۰

۳-۲-۵- توزیع پرسشنامه :

با توجه به سابقه مشارکت اهالی روستاهای هدف در فعالیت‌های منابع طبیعی،‌ پیش‌بینی می‌شد که در این زمینه به راحتی همکاری نمایند. اما از آنجایی که زمان مراجعه به روستاها درست در اوج فعالیت‌های کشاورزی بود‌، جمع‌ آوری اهالی بسیار سخت و بیشتر محدود به زمان نماز مغرب و عشا می‌شد.

نظر به اینکه در زمان تکمیل پرسشنامه تشریح و توضیح برخی موارد ضرورت داشت، ‌بنابرین‏ حضورمصاحبه کننده در منطقه اجتناب ناپذیر بود. در هر حال بر اساس هماهنگی‌هایی که با دهیاران محترم روستاهای موردنظر صورت گرفت، بخش قابل توجهی از پرسشنامه‌ها در مساجد پس از برگزاری نماز جماعت بین روستائیان توزیع و تکمیل گردید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




شرایط ایجاد رابطه

برای فراهم آوردن این شرایط رعایت چند نکته ضروری است:

۱) به وجود آمدن آزادی کامل درابراز احساسات ورفتار.

۲) ارتباط یافتن گفتارورفتارمراجعان با احساسات ورفتارمشاور.

۳) تشخیص صحیح احساسات ‌و ادراک به وسیله مراجعان.

۴) برمراجعان معلوم می شود که مشکل او ناشی ازناهماهنگی موجود بین تجارب ومفهوم خود است.

۵) به مفهوم خود سازمان مجددی می‌دهند وآن را با تجارب خویش هماهنگ می‌کند که در نتیجه حالت‌های دفاعی و مقدماتی درهم شکسته می شود.

۶) توجه مثبت وغیرشرطی را تجربه می‌کند ومی آموزد که نسبت به خودش توجه مثبت غیرشرطی را نیز اعمال کند.

۷) خود رامرکزومحورارزشیابی خویشتنی قرار می‌دهد ‌و کمتر ‌بر اساس فرایند ارزش گذاری ارگانیزمی ارزشیابی می‌کند و عکس العمل نشان می‌دهد. (شفیع آبادی ۱۳۷۵)

۸) تغییر شخصیت، تحول از حالت عدم انعطاف به سیلان واز ایستایی به پویایی است درجریان درمان ودرفرایند تغییرشخصیت، هفت بخش رفتاری را می توان در مراجعان مشاهده کرد. (شفیع آبادی ۱۳۸۱)

مراحل مشاوره گروهی مراجع محوری

مرحله اول : گفتگو تقریباً سطحی وظاهری است ویک نوع عدم تمایل به انتقال اطلاعات در مراجع دیده می شود. مراجع در این مرحله تمایای به ارتباط با خود ندارد وارتباطش فقط در حدعوامل خارجی انجام می پذیرد. مراجع احساسات و عوامل شخصی را به خودش اسناد نمی دهد وخود را مالک آن ها نمی داند.

در این مرحله هیچ مشکل ویا ایرادی تصور نمی شود. درتمایل به تغییر وجود ندارد و در این مرحله داوطلب ادامه درمان نیست.

مرحله دوم : اگر در مرحله اول شریکی فراهم آوریم که مراجع آماده پذیرش درمان شود ‌و همکاری را آغاز کند، در این صورت بیان موضوعات درباره عوامل خارجی از«خود» آغاز می شود. مشکلات به منابع وعوامل خارجی اسناد داده نمی شودعمل تجربیدن درگذشته انجام می شود وبه رفتارواحساسات به مقدارکمی معنی ومفهوم شخص داده می شود ممکن است مراجع درچنین سطحی خودش داوطلبانه برای تغییر مراجعه کند. ولی معمولاً آن را ادامه نمی دهد ویا پیشرفت کمی درجریان درمان حاصل می‌آید.

مرحله سوم : مقاومت کاهش می‌یابد ومراجع درباره خود وتجربیات وابسته به بحث می پردازد.احساسات، معانی ومفاهیم شخصی اظهار می‌شوند ومسئولیت بسیارکمی برای آن ها ‌از طرف‌ مراجع پذیرفته می شود اکثر درمانها ‌از چنین مرحله ای ‌آغاز می شوند.

مرحله چهارم : اعمال پذیرش، درک وهمدلی نسبت به مراجع درمرحله سوم موجب می شود که مراجع به مرحله چهارم برسد واحساسات خود رابیان کند وبا اندکی اکراه، ترس وعدم اعتماد آن ها را بپذیرد. مراجع به کشفیاتی راجع به خودش نا ئل می

آید ومحبت ‌و کارایی برخی ازفعالیت هایش را مورد سؤال قرار می‌دهد.

تمایزاحساسات به مقداربیشتری انجام می‌گیرد وتضادها بررسی می‌شوند. مراجع خود را نیز درایجاد مشکلات مسئول می پندارد وبا مشاور روابطی ‌بر اساس احساسات برقرار می‌کند.

مرحله پنجم : در این مرحله احساسات آزادانه ودرعین حال با تعجب بیان می‌شوند اگرچه عدم اعتماد وترس هنوز تا اندازه ای وجود دارد ولی احساسات تقریباً به طور کامل ارائه و بیان می‌شوند. احساسات،معانی ومفهوم با دقت بیشتری از یکدیگر متمایز می‌شوند.فرد احساساتش را می پذیرد وآنها را متعلق به خودش می‌داند، تجربیدن را ‌آغاز می کند ومستقیماً با تضادها مواجه می شود .مراجع مسئولیت مشکلش را می پذیرد وبه هستی ارگانیزمی خود نزدیکتر می شود.

مرحله ششم : این مرحله کاملاً مشخص است. احساساتی که قبلاً در درون افراد بود حال به طورآنی به تجربه درمی آید ومراجع نتایج آن را به خوبی می بینند فرد با احساس و با تجربه خودش آن طوری که هست نه آن گونه که وحشتزا وترس آور بود مواجه می شود. بدین معنی که مراجع مهم اکنون با تجربه واحساسش زندگی می‌کند وآنگونه که آن را احساس می‌کند. در نتیجه همگانی با تجربیات که می‌خواهد به کارمی بندد، مراجع تغییرات احساسات را می پذیرد، آن ها را متعلق به خودش می‌داند، به فرایند کلی ارگانیزمی خویش اعتماد می‌کند وبه راحتی با مسائل درونی وبیرونی مواجه می شود.

روش­های آماری تحلیل داده ­ها

بعد از پایان یافتن کار جمع ­آوری اطلاعات و حذف پرسشنامه ­های ناقص و بی­جواب، سرانجام کار توصیف و تحلیل آماری بر روی٣٢ نسخه پرسشنامه (١۶پرسشنامه در مرحله پیش آزمون و ١۶ پرسشنامه در مرحله پس آزمون ) انجام گرفت. بر این اساس، پرسشنامه­ ها مجدداً شماره­گذاری شده و اطلاعات هر کدام از آن­ها کدگذاری گردید .کد های داده شده به سؤالات پرسشنامه‌ها وارد کامپیوتر شده و با بهره گرفتن از بسته ی نرم­افزار کامپیوتری معروف به (SPSS) در محیط ویندوز تحلیل شده است. در تحلیل داده ­ها، ابتدا ویژگی های فردی آزمودنی ها و هم چنین خودپنداره بین دو گروه آزمایش و گواه با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد بررسی و توصیف شده اند سپس فرضیات تحقیق با بهره گرفتن از روش های آمار استنباطی مانند آزمون تی و ضرایب همبستگی (پیرسون و اسپیرمن ) بررسی شده اند.

فصل چهارم

یافته های تحقیق وتجزیه وتحلیل آن ها

در این فصل داده های جمع‌ آوری شده در دو بخش مورد تحلیل قرار می‌گیرند، در بخش نخست با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار توصیفی ویژگی‌های جمعیت مورد مطالعه بررسی خواهد شد.در بخش دوم با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار استنباطی هر یک از فرضیات پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۴-١- بررسی ویژگی‌های جمعیت مورد مطالعه بر اساس آمار توصیفی

قبل از تحلیل داده ها، جهت شناخت بیشتر جامعه مورد مطالعه به توصیف هر یک از متغیرها با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع

فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد به ترتیب زیر می‌پردازیم:

۴-١-١- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب سن آن ها

جدول ۴-١ بیانگر توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها می‌باشد. بر اساس داده های جدول زیر می توان گفت که سن ٨/١٨درصد از کل پاسخگویان ١٣سال ، ٣/۶درصد ١۴سال ٨/١٨درصد ١۵سال ، ٣/۶درصد ١۶سال و ۵٠درصد ١٧سال می‌باشد. میانگین و انحراف استاندارد سن آزمودنی ها به ترتیب ۶/١۵و ۶/١سال می‌باشد.

جدول ۴-١: توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها

سن
فراوانی (تعداد)
درصد
١٣سال
٣
٪٨/١۸
١۴سال
١
٪٣/۶
١۵سال
٣
٪٨/١٨
١۶سال
١
٪٣/۶
١٧سال
٨
٪۵٠
جمع
١۶
٪١٠٠
میانگین
۶/١۵سال
انحراف استاندارد
۶/١سال

۴-١-٢- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب میزان تحصیلات آن ها

جدول ۴-٢توزیع فراوانی پاسخ‌گویان را بر حسب میزان تحصیلات آن ها نشان می

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




همکاری یا مشارکت جنایی صور گوناگونی دارد. گاه در وضعی خاص شماری از افراد بر اثر شور و هیجان ناگهانی بدون آنکه توافقی میان آن ها باشد دست به ارتکاب جرایمی می‌زنند که در حالت ازدحام، اتفاق می‌افتد که امیال خفته و سرکش آن ها، به ناگاه بیدار گردد و عرصه را برای سرکشی و جولان مناسب بیند جرایمی نظیر نهب و غارت، تخریب و آتش سوزی به هنگام انقلابها و شورش‌های مردمی عموماً نتیجه تأثیر و تاثّر رفتارها و در پی آن تقویت روحیه انسان‌هایی است که ممکن است تا آن هنگام هیچ گاه مرتکب جرم نشده باشند، نمونه این قبیل جرایم در اصطلاح جرم توده ها[۳۸۵] نامیده می‌شود. مادّه ۶۸۳ ق .م .ا ‌به این شرح است: «هر نوع نهب و غارت و اتلاف اموال و اجناس و امتعه یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود چنانچه محارب شناخته نشوند به حبس از دو تا ۵ سال محکوم خواهند شد»

بر طبق این مادّه هر یک از مرتکبان برای جرایم متعدّد تحت تعقیب کیفری قرار خواهند گرفت و حالت جمعی آن ها در ارتکاب جرم، مسئولیت شدید‌تری برای یکایک ایجاد خواهد کرد.[۳۸۶]

‌در مورد مشارکت در این ماده نکاتی به نظر می‌رسد :

اول: باید مرتکبین به خشونت و عنف متوسل شوند.

دوم:برای تحقق این جرم باید حداقل چهار نفر در ارتکاب آن مباشرت داشته باشد.[۳۸۷]

سوم: بنا بر نظر یکی از مؤلفین باید بین مرتکبین تبانی جهت نهب و غارت وجود داشته باشد و این تبانی نه تنها نباید در حد معاونت در جرم متوقّف شود بلکه هر یک از چهار نفر می‌بایست شخصاً در عمل مادی تخریب و سرقت دخالت کرده باشند به نحوی که جرم مستند به عمل آن ها شناخته شود.[۳۸۸]

‌در مورد موارد دیگر مجازات شرکت در جرم تخریب باید به مادّه ۴۲ قانون ق.م .ا . توجّه کرد که اشعار می‌دارد مجازات شریک در جرم « مجازات فاعل مستقل آن جرم خواهد بود» از مادّه مذکور چنین مستفاد می‌گردد که:

نخست، هر یک از شرکا به همان کیفری که شریک دیگر محکوم شده است محکوم خواهد شد. این کیفر برای هر یک از جرایم تعزیری و یا جرایم مستلزم مجازات ‌های بازدارنده همانی است که قانوناً برای جرایم مذکور مقرّر شده است.

دوّم، قطع نظر از میزان همکاری هر یک از شرکا و تأثیر عمل آن ها در وقوع جرم، شریک در جرم فاعل مستقل محسوب می‌‌‌شود و مانند آن است که جرم را به تنهایی مرتکب شده است.

سوّم، اصل کلّی، تساوی مجازات شرکت و مباشرت در جرم واحد است به عبارت دیگر تعدّد مرتکبان جرم واحد در تعیین میزان کیفر آن‌ ها بی‌تأثیر است. در حالی که عموماً عقیده بر این است که اجتماع چندین تن در ارتکاب جرم واحد سبب تسهیل وقوع آن می شود و این امر مقتضی تشدید مجازات است.

چهارم، بر طبق تبصره مادّه ۴۲ ق . م . ا که مقرّر می‌دارد ( اگر تأثیر مداخله و مباشرت شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب تأثیر عمل او تخفیف می‌دهد)، هرگاه فعل یکی از شرکای به تنهایی برای وقوع جرم کافی نباشد از تخفیف قانونی مجازات مستفیذ خواهد شد. تعیین میزان تأثیر عمل شریک جنبه موضوعی دارد و با دادگاه است.[۳۸۹]

حال بعد از پایان مقوله شرکت در جرم به معاونت در جرم می‌پردازیم تا قبل از تصویب کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی در خرداد ۱۳۷۵ مجازات معاون جرم بر طبق مادّه ۴۳ ق. م. ا در اختیار قاضی محکمه بود که با توجّه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و تأدیب از وعظ و تهدید و درجات تعزیر میزان آن را تعیین می‌کرد. در مواردی هم که قانون‌گذار خود نوع و مقدار مجازات را در این قانون و قوانین خاص دیگر تعیین و تصریح کرده بود، دادگاه ها در حدود مقرّرات به صدور حکم مجازات مبادرت می‌کردند با وضع مادّه ۷۲۶ قانون مجازات اسلامی میزان مجازات معاون در جرایم تعزیری، حداقل مجازات مقرّر در قانون برای همان جرم تصویب گردید که دادگاه ها هم اکنون در تعیین مجازات معاون در جرایم مستلزم تعزیر که مجازات معاون صراحتاً تعیین نشده است تابع حکم قانون اخیر هستند.[۳۹۰]

قانون گذار درماده ۷۲۶ ق.م.ا اشعار می‌دارد (هرکس ‌در جرائم تعزیری معاونت نماید حسب مورد به حداقل مجازات مقرر درقانون برای همان جرم محکوم می‌شود)پس با توجّه به مطالب مذکور و از آنجایی که جرم تخریب از جمله جرایم تعزیری می‌باشد باید مجازات معاون در جرم تخریب را در مادّه ۷۲۶ قانون مجازات اسلامی، یافت که بیان داشته میزان مجازات در جرایم تعزیری، حداقل مجازات مقرّر در قانون برای همان جرم است.

به طور مثال اگر شخصی مرتکب جرم تخریب موضوع ماده ۶۷۵ ق.م.ا شود این شخص به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و معاون در این عمل بر اساس ماده ۷۲۶ ق.م.ا به دو سال حبس محکوم خواهد شد.

در پایان بحث راجع به مجازات معاون در جرم تخریب لازم است به بحث راجع به معاونت در تبصره (۱) ماده ۶۷۵ و تبصره (۱) ماده ۶۸۷ و همین طور ماده ۶۸۳پرداخته شود. سوال این است که مجازات شخصی که معاونت به ارتکاب جرم حدی در مواد مذکور می کند چیست؟

به نظر می‌رسد جواب این سوال در ماده ۱۸۷ ق.م.ا باشد که بیان داشته «کسانی که با آگاهی و اختیار امکانات مالی مؤثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آن ها بگذارند محارب و مفسد فی الارض می‌باشند» پس با توجّه ‌به این ماده معاونت در تبصره‌های (۱) مواد ۶۷۵ و۶۸۷ ق.م.ا و ماده ۶۸۳ موجب محاربه خواهد بود و به مجازات یکی از موارد ماده ۱۹۰ق.م.ا این شخص خواهد رسید.

فصل دوّم – واکنش های کیفری مخفّفه و ارفاقی

در این فصل به بررسی واکنش‌های کیفری مخففه و ارفاقی و نیز مفهوم آن ها و شرایط وقوع آن ها و نیز تقسیم بندی‌هایی که برای این موارد وجود دارد خواهیم پرداخت.

مبحث اوّل: واکنش های کیفری مخفّفه

سبب‌های تخفیف مجازات موجباتی است که هر‌گاه با اوضاع و احوال وقوع جرم قرین گردد مجازات بزهکار تخفیف می‌یابد.تخفیف مجازات از این حیث که در قانون وعده داده شده است (هرچند میزان آن گاه معیّن نیست) و قاضی تکلیف به آن دارد عذرهای مخفّف (قانونی) نام دارد. لیکن اعطای تخفیف از این حیث که در اختیار قاضی است (هر چند جهات آن در قانون تصریح شده است) کیفیات مخفّف (قضایی) گفته می شود.

گفتار اوّل: کیفیات مخفّفه قانونی

از ویژگی‌های عذرهای تخفیف دهنده فقدان جنبه کلی و انحصار آن به جرایمی است که در قانون پیش‌بینی شده است. تخفیف مجازات از میزان تقصیر و مسئولیت بزهکار هیچ گاه نمی‌کاهد، بلکه این تخفیف پاداش مساعدت بزهکار در کشف جرم و یا جبران کوشش بزهکار در ترمیم آثار زیان بار و صدمات احتمالی ناشی از جرم است. گاه قانون گذار به لحاظ عواطف و احساسات مهر آمیز بزهکار در ارتکاب جرم او را معذور و مستحق تخفیف می‌شناسد. همه جهات مذکور و موجباتی که احصا آن ها چندان هم آسان نیست در تقلیل میزان مجازات مؤثرند و هر یک مصلحتی را تأمین می‌کنند.[۳۹۱]در این معاذیر آنچه مورد توجّه قرار می‌گیرد این است که قاضی می‌بایست در برخورد با آن ها و به مجرد حصول یقین در اعمال آن ها اقدام کند به عبارت دیگر صدور حکم با توجّه ‌به این کیفیات اجباری است.[۳۹۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




(مقدمه، بیان مسئله، سؤالات تحقیق،

فرضیه‌ها، روش و ضرورت تحقیق)

مقـدمه ۱

۱٫ بیان مسئله تحقیق ۵

الف) سوال اصلی ۶

ب) سؤالات فرعی: ۶

۳٫ فرضیه های تحقیق ۷

الف) فرضیه اوّل ۷

ب) فرضیه دوّم ۸

۴٫پیشینه‌ای تحقیق ۸

۵٫ روش تحقیق ۹

۶٫ ضرورت تحقیق ۹

بخش اول

مفاهیم، کلیات و ریشه‌های فکری

۱-۲٫ فصل اوّل: مفاهیم، کلیات و اصول اساسی ۱۲

۱-۱-۱٫ گفتاراول: مفاهیم ۱۳

۱-۲-۱-۲٫ جبرگرایی بزهکارانه ۱۳

۱-۱-۱-۲٫ پرونده شخصیت ۱۳

۱-۱-۱-۳٫ حالت‌خطرناکی ۱۴

۱-۱-۱-۴٫ سزاگرایی ۱۴

۱-۱-۱-۵٫ مسئولیت اخلاقی ۱۵

۱-۱-۱-۶٫ مسئولیت اجتماعی ۱۵

۱-۱-۱-۷٫ اقدامات‌تامینی ۱۶

۱-۱-۱-۸٫ دفاع اجتماعی ۱۶

۱-۱-۱-۹٫ اصلاح و درمان ۱۷

۱-۱-۱-۱۰٫ بازپروری اجتماعی ۱۸

۱-۱-۱-۱۱٫ بازدارندگی ۱۸

۱-۱-۱-۱۲٫ پیشگیری ۱۹

۱-۱-۲٫ گفتار دوم: کلیات ۲۰

۱-۱-۲-۱٫ پیشینه ای تاریخی اصل فردی‌کردن ۲۰

الف) دوره انتقام خصوصی ۲۰

ب) دوره ای دادگستری عمومی ۲۱

ج) دوره قصاص و اصل شخصی شدن جرایم و مجازات‌ها ۲۴

د) دوره پیشرفت علوم و اصل فردی‌کردن مجازات‌ها ۲۷

۱-۱-۲-۲٫ انواع فردی‌کردن ۳۱

الف) فردی‌کردن معطوف به واکنش های تبعیض آمیز ۳۱

ب) فردی‌کردن معطوف به مجازات عادلانه ۳۲

ج) فردی‌کردن معطوف به اصلاح، درمان و بازپروری اجتماعی ۳۳

۱-۱-۳٫ گفتارسوم: اصل فردی‌کردن و اصول دیگرحقوق‌جزا ۳۵

۱-۱-۳-۱٫ رابطه اصل فردی‌کردن با اصول عام حقوق‌جزا ۳۵

الف) اصل قانونی بودن و نسبت آن با اصل فردی‌کردن مجازات‌ها ۳۶

ب) اصل شخصی شدن و نسبت آن با اصل فردی‌کردن ۴۰

ج) اصل عدم تبعیض و رابطه آن با اصل فردی‌کردن ۴۲

۱-۱-۳-۲٫ اصول ناظر بر محاکمه مجرمان و اصل فردی‌کردن ۴۵

الف) اصل مستند و مستدل بودن و اصل فردی‌کردن ۴۶

ب) اصل صلاحیت انحصاری مراجع قضایی و اصل فردی‌کردن ۵۱

ج) اصل قضامندی مجازات‌ها و نسبت آن با اصل فردی‌کردن ۵۶

خلاصه و نتیجه گیری فصل اول ۵۹

۱-۳٫ فصل دوّم: ریشه‌های فکری اصل فردی‌کردن ۶۲

۱-۲-۱٫ گفتار اوّل: مکتب‌تحققی (اثباتی) ۶۳

۱-۲-۱-۱٫ معرفی بنیانگذاران مکتب‌تحققی ۶۳

الف) سزارلمبروزو ۶۴

ب) آنریکوفری ۶۵

ج) گاروفالو ۶۷

۱-۲-۱-۲٫ اصول بنیادین ۶۹

الف) جبری بودن بزهکاری ۶۹

ب) عدم مسئولیت اخلاقی مجرم ۷۱

۱-۲-۱-۳٫ ملاک واکنش علیه پدیده‌ای مجرمانه ۷۳

۱-۲-۱-۴٫ دست آوردها ۸۰

الف) دسته بندی(فردی‌کردن)مجرمان و مجازات آن‌ ها ۸۰

ب) جانشین‌های کیفری(اقدامات‌تامینی) ۸۲

ج) اقدامات پیشگیرانه ۸۵

۱-۲-۱-۵٫ انتقادات علیه مکتب‌تحققی ۸۷

الف) فرض مجرم مادرزاد ۸۸

ب) فقدان اراده ای آزاد مجرم در ارتکاب جرم ۹۰

ج) مجازات‌های نامعین ۹۱

د) امنیت محوری و نقض آزادی های فردی و کرامت انسانی ۹۴

۱-۲-۲٫ گفتار دوم: مکتب دفاع اجتماعی (جنبش دفاع اجتماعی) ۹۶

۱-۲-۲-۱٫ نگاه کلّی ‌در مورد جنبش دفاع اجتماعی ۹۶

۱-۲-۲-۲٫ اصول عام مکتب دفاع اجتماعی ۱۰۰

۱-۲-۲-۳٫ شاخه های فکری ۱۰۱

الف) نظریه آدولف پرینس ۱۰۱

ب) نظریه های فیلیپو گراماتیکا و مارک آنسل ۱۰۴

۱-۲-۲-۴٫ دست آوردها ۱۰۵

خلاصه و نتیجه گیری فصل دوم ۱۰۸

بخـش دوّم

اصل فردی‌کردن در فرایند دادرسی و اجراء

۲-۱٫ فصل اوّل: شخصیت بزهکارانه،حالت‌خطرناکی و پرونده شخصیت ۱۱۲

۲-۱-۱٫ گفتاراول: شخصیت بزهکارانه ۱۱۳

۲-۱-۱-۱٫ عوامل تاثیرگذار بر شخصیت بزهکار ۱۱۳

الف) عوامل زیستی ۱۱۳

ب) عوامل روانی ۱۱۶

ج) عوامل اجتماعی و محیطی ۱۱۹

۲-۱-۱-۲٫ حالت‌خطرناکی و شخصیت (نظریه کین برگ) ۱۲۲

الف) هسته ای سرشتی ۱۲۲

ب) متغیرهای آسیب شناختی ۱۲۳

ج) وظیفه ای اخلاقی ۱۲۴

۲-۱-۱-۳٫ شیوه های ابتدایی واکنش روانی(نظریه دوگرف) ۱۲۷

الف) تحمل احساس بی عدالتی ۱۲۷

ب) تحریف در نحوه ای وابستگی به محیط ۱۲۸

ح‌) انگیزش جرایم(نظریه میرای لوپز) ۱۲۹

۲-۱-۲٫ گفتار دوم: حالت‌خطرناکی و پرونده شخصیت ۱۳۱

۲-۱-۲-۱٫ حالت‌خطرناکی و مراتب آن ۱۳۱

الف) حالت‌خطرناکی فوق العاده (وخیم ترین نوع حالت‌خطرناکی) ۱۳۱

ب) حالت متوسط (بالنسبه)خطرناکی ۱۳۲

ج) حالت‌خطرناکی ضعیف ۱۳۳

۲-۱-۲-۲٫ پرونده شخصیت ۱۳۵

الف) مفهوم پرونده شخصیت ۱۳۸

ب) جوانب پرونده شخصیت ۱۴۰

ج) اهداف پرونده شخصیت ۱۴۲

خ‌) پرونده شخصیت در نظام دادرسی اطفال بزهکار ۱۴۳

خلاصه و نتیجه گیری فصل اول ۱۴۸

۲-۲٫ فصل دوم: اصل فردی‌کردن در فرایند اجرایی شدن ۱۵۱

۲-۲-۱٫ گفتاراول: مجازات و اقدامات‌تامینی ۱۵۲

۲-۲-۱-۱٫ مبانی مسئولیت جزایی کلاسیک‌ها ۱۵۳

الف) آزادی اراده مجرم در ارتکاب جرم ۱۵۳

ب) مسئولیت اخلاقی مجرم ۱۵۵

۲-۲-۱-۲٫ مجازات؛ اقدامات‌تامینی و حقوق‌جزای افغانستان ۱۵۷

الف) نقد چند مورد از قانون‌جزای افغانستان ۱۵۹

ب) مجازات‌ها در رویارویی با اقدامات‌تامینی ۱۶۳

ج) زمینه‌های اقدامات‌تامینی در حقوق‌جزای افغانستان ۱۶۶

۲-۲-۲٫ گفتار دوم: فردی‌کردن، اقدامات‌تامینی و حقوق‌جزای افغانستان ۱۷۰

۲-۲-۲-۱٫ اقدامات‌تامینی بدنی ۱۷۱

الف) اقدامات درمانی پزشکی ۱۷۱

ب) اقدامات روان درمانی ۱۷۳

۲-۲-۲-۲٫ اقدامات‌تامینی محدود کننده‌ای آزادی ۱۷۵

الف) ممنوعیت از اشتغال به کسب، شغل و یا حرفه ای معین ۱۷۵

ب) اخراج بیگانه‌ها از کشور ۱۷۷

ج) ممنوعیت اقامت در محل معین ۱۷۷

۲-۲-۲-۳٫ اقدامات سلب کننده‌ای آزادی ۱۷۸

الف) اقدامات حمایتی ۱۷۸

۱٫ نگهداری اطفال به خانه ۱۷۹

۲٫ نگهداری بیکاران و ولگردان درکارگاه های صنعتی ۱۸۲

ب) اقدامات تربیتی و کانون اصلاح و تربیت برای کودکان ۱۸۵

۱٫ محیط آزاد(باز) ۱۸۶

الف) حبس در منزل ۱۸۷

ب) اشتغال به کارهای عام المنفعه ۱۸۸

۲٫ محیط نیمه باز ۱۹۱

۳٫ محیط بسته ۱۹۲

ج) اقدامات بازدارنده(تبعید و تیمارستان) ۱۹۳

۱٫ مجرمین به عادت و تبعید ۱۹۳

۲٫ مجرمان مادرزادی ۱۹۴

۳٫ مجرمان مختل المشاعر(دیوانه) ۱۹۵

۲-۲-۲-۳٫ اقدامات‌تامینی مراقبتی ۱۹۶

الف) آزادی مشروط ۱۹۷

ب) تعلیق مجازات ۱۹۹

خلاصه و نتیجه گیری فصل دوم ۲۰۱

۲-۲-۳٫ نتیجه گیری نهایی ۲۰۶

۲-۲-۳-۱٫ پیشنهادات ۲۱۰

الف) پیشنهادات پیشگیرانه ۲۱۰

ب) پیشنهادات مبارزه با جرایم ۲۱۱

۱٫ درحوزه‌ای‌ عدلی قضایی: ۲۱۱

۱٫ در حوزه قانونگذاری: ۲۱۳

منابع وماخذ ۲۱۶

الف) کتابها ۲۱۶

ب) مقاله ها ۲۱۷

ج)قوانین ۲۲۰

کلیات تحقیق

(مقدمه، بیان مسئله، سؤالات تحقیق،

فرضیه‌ها، روش و ضرورت تحقیق)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




همچنین پژوهش دیگر‌ی در ارتباط با صفات شخصیتی افرادی که به اینترنت اعتیاد داشتند انجام شده بود نتایج حاکی از این بود که روان رنجوری بالا و سازگاری پایین به طور قابل توجهی با شانس اینکه فردی به اینترنت معتاد شده است، ارتباط دارد (کوییس[۷۷]و همکارا ن، ۲۰۱۳)

شواهد حاکی از این امر است که افراد به صورت عادی قادر به درک هیجانات و مکانیسم‌های کنترل آن نیستند اما زمانی که این ‌مکانیسم‌ها شناخته شوند و رفتارهای هیجان محور مرتبط با آن مشخص شوند قادر به مدیریت آن خواهند بود. از طرف دیگر نامگذاری این احساسات به شناخت عملکرد آن و به خصوص کسب مهارت‌های کنترل هیجانی کمک می کند که این موارد در پیشگیری از رفتارهای مخرب چون سوء مصرف مواد مؤثر است ( آژین،۲۰۰۳، به نقل از حیدری و همکاران،۱۳۹۱)

محققین نشان داده‌اند که استفاده مداوم از سیگار جهت کاهش حالات هیجانی منفی ممکن است به خاطر دشواری این افراد در تحمل هیجانات منفی باشد. (براون[۷۸]، ۲۰۰۲)

همچنین (یانگ، ۲۰۰۵) دانش آموزان دبیرستانی وابسته به اینترنت در مقایسه با دانش ­آموزان غیر وابسته به سادگی تحت تاثیر احساسات قرار می‌گیرند و از لحاظ هیجانی ثبات کمتری دارند، ‌خیال‌باف و خود محورند(جدیدی و بهاری، ۱۳۸۷)

دانش آموزانی که می‌توانند رفتارهای نامناسب خود را کنترل کنند وازتوانایی تنظیم و تعدیل کردن هیجانات منفی برخوردارند در مواجهه با رویدادهای استرس زا وشرایط ناکام کننده بیشتر از راهبردهای مسئله مدار استفاده می‌‌کنند تا هیجان مدار. ( استروب[۷۹]، ۲۰۰۲)

تحقیقات انجام شده ضمن تأیید نتایج فوق نشان می‌دهد که کنترل هیجانی امکان درک فرد از پیامدهای رفتارهای مخاطره آمیز را در محیط های مختلف و در شرایطی چون قرار گرفتن در جو همسالان، محیط مدرسه و خانواده را فراهم ساخته و به انتخاب بهترین گزینه های رفتاری و تصمیم گیری در خصوص رویکردهای هیجان مدار چون اعتیاد کمک می کند(پارکس[۸۰]، ۲۰۰۷ )

همچنین افراد وابسته به اینترنت در مقیاس حساسیت واکنش هیجانی و پایین بودن خودافشایی نیز نمرات بالایی کسب کرده‌اند(راجرز سی، آر، ۱۹۹۸).

در پژوهشی محققین نشان داده‌اند که موقعیتهای هیجانی می‌تواند به عنوان یک فاکتور مهم با عوامل بیرونی مثل افراد، مکان‌ها و موقعیت‌های مختلف با اعتیاد همراه باشد(میشل[۸۱]و همکاران، ۲۰۰۷).

درمطالعه لان ها[۸۲] و همکارانش (۲۰۱۰) نتایج گویای آن است که افراد معتاد به اینترنت، به صورت معناداری هوش هیجانی پایین تری نسبت به سایر آزمودنی‌ها دارند.

جعفری و فاتحی زاده در پژوهش خود، همسو با (جیمز و همکاران، ۲۰۰۸) بیان کردند هوش هیجانی پیش‌بینی کننده قوی اعتیاد به اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای است. در تحلیل مؤلفه های هوش هیجانی، یافته ها نشان داد که ‌بر اساس خوش بینی می‌توان اعتیاد به اینترنت را پیش‌بینی کرد. هوش هیجانی طیف گسترده ­ای از مهارت هاست که برجسته ترین آن ها یک مهارت اجتماعی است که بر مبنای خودآگاهی است و آن توانایی شناخت دقیق احساسات، عواطف و ویژگی های خود ‌می‌باشد. بار- ان[۸۳] مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرد و هوش هیجانی را نظامی از مهارت‌ها و کارایی های مشخص دانست که بر توانایی او برای موفقیت با بحران ورویاروییهای محیطی تاثیر می‌گذارد. او با معرفی ۱۵ بعد هوش هیجانی، مدعی شد که هوش هیجانی، مهارت‌های هیجانی و اجتماعی در طی زمان، رشد و تغییر می‌کنند و میتوان از طریق آموزش و برنامه های اصلاحی و درمانی، آن ها را افزایش داد. سطح پایین هوش هیجانی که ناشی از ناتوانی در مقابله مؤثر با هیجانات ومدیریت آن ها‌ است، در شروع مصرف مواد نقش دارد(گلمن، ۱۹۹۵)

از میان اختلالات روانپزشکی مرتبط با ناگویی خلقی، اختلال سوء مصرف مواد توجه بسیاری را به خود جلب ‌کرده‌است. افراد با درماندگی عاطفی و هیجانی بیشتر، تمایل بیشتری به مصرف مواد مخدر و الکل دارند.

این مطلب نشان می‌دهد که چرا برخی به مواد مخدر وابسته می‌شوند. آن ها اغلب اوقات گرفتار هیجانات و احساساتی‌اند که گریزی از آن برای خود نمییابند. آن ها آگاهی چندانی از عواطف خود نداشته و با احساس عدم کنترل بر زندگی احساسی خود، هیچ تلاشی نمیکنند ( تیچنان[۸۴]، ۱۹۹۴).

ناگویی خلقی به عنوان نارسایی در درک، پردازش و توصیف هیجان باعث می شود که برخی افراد آمادگی وابستگی به مواد را داشته باشند (کریستال[۸۵]، ۱۹۹۷، به نقل ازقلعه بان، ۱۳۸۷).

پژوهش‌ها نشان داده است که افراد مبتلا به ناگویی خلقی در شناسایی صحیح هیجان‌ها از چهره دیگران مشکل دارند و ظرفیت آن‌ ها برای همدردی با حالت‌های هیجانی دیگران محدود است و این یافته ها نشان می‌دهند که دشواری در برقراری رابطه عاطفی که از مشخصه‌ های اصلی ناگویی خلقی هستند می‌تواند سوء مصرف مواد را تسهیل کند (پارکر[۸۶] و همکاران، ۲۰۰۱)

نتایج پژوهش (تربرگ[۸۷] و همکاران، ۲۰۰۹) حاکی از آن است که بین مصرف الکل و نمره بالای ناگویی خلقی رابطه مستقیمی وجود دارد. در مطالعه‌ای دیگر، بیماران وابسته به کوکایین نمره های ناگویی خلقی بالاتری نسبت به گروه کنترل داشتند(کلر و ویلسون[۸۸]، ۱۹۹۴ به نقل از کللندو همکاران، ۲۰۰۵).

در پژوهشی دیگر در این ارتباط که توسط (اکتان، ۲۰۱۱) انجام شده بود حاکی از این بود که اندازه گیری مهارت‌های مدیریت هیجان میتواندپیش بینی کننده مناسبی برای سطوح اعتیاد به اینترنت باشد.

تفاوت های فردی در حساسیت سیستم بازداری و فعالسازی رفتاری به عنوان زیربنای طیف وسیعی از اختلالات از جمله اعتیاد به شمار می رود بیشترانگیختگی سامانه فعالسازی رفتاری، درگیری بیشتر با مصرف الکل و مواد را موجب می شود. پایه عصب روانشناختی این سامانه دربرگیرنده مسیر مزولیمبیک به هسته دوپامین است که از منطقه تگمنتال بطنی آکومبنس و جسم مخطط و در نهایت به قشر پیش پیشانی گسترده است این مسیر به مسیر پاداش معروف می‌باشد (گری، ۱۹۹۳).

اگرچه تعامل بین اعتیاد به اینترنت و سیستم‌های مغزی رفتاری به روشنی مورد مطالعه قرار نگرفته است، با این حال پژوهش‌ها حاکی از آنند که که ممکن است روابط قابل توجهی داشته باشند. نتایج پژوهش تحقیقات از جمله پژوهشی که توسط (یان جی[۸۹] و همکاران، ۲۰۱۲) انجام شده است نشان می‌دهد که BAS بالاتر وعامل پاسخدهی به پاداش از جمله عوامل خطر آفرین برای اعتیاد به اینترنت در نوجوانان می‌باشد و در مداخلات اعتیاد به اینترنت باید سیستم‌های BAS و BIS مورد توجه قرار گیرد.

کیمبرل[۹۰])۲۰۰۸)فاولس[۹۱](۲۰۰۰) فعالیت سیستم بازداری رفتاری رابا اضطراب وناکامی وفعالیت
سیستم فعالساز رفتاری را با امید آسودگی مرتبط می‌داند. سیستم فعالساز رفتاری فرد را در جهت
نوعی مقابله وتلاش دررفع موانع ‌و جستجوی اهداف خوشایند نیزسوق می‌دهد، در حالی که
غلبه و حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری ، فرد را به سوی درماندگی وافسردگی هدایت می‌کند
(پورمحمدرضای تجریشی و بافقی، ۱۳۸۶).

در همین راستا، به نظر (مک ناگتان وکور، ۲۰۰۴ ) ترس یک واکنش دفاعی است که به وسیله سیستم جنگ-گریز در پاسخ به یک موقعیت تهدیدکننده خاص ظاهر می شود و به صورت تظاهرات رفتاری جنگ/ گریز/انجماد نمود می‌یابد. این تظاهرات رفتاری فرار از موقعیت تهدیدکننده را برای آدمی ممکن می‌سازند. سوء مصرف مواد نیزنوعی سبک مقابله فرد با استرس است که غالباً به صورت انکار عواطف منفی یا اجتناب ازآن بروزمی یابد (نالن-هاکسما[۹۲]، ۲۰۰۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




از بین پرسشنامه های ارسال شده تعداد ۱۰۲ پرسشنامه تکمیل شده، بازگشت شد و با توجه به اینکه ۲ عدد از پرسشنامه‌ها ناقص و غیر قابل بررسی بود، در نهایت تعداد ۱۰۰ پرسشنامه قابل قبول پذیرفته شد.

حجم نمونه:

به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول زیر استفاده شده است .

n=90 = نشان دهنده حجم نمونه
= ۰٫۰۵ α = در صد خطای معیار ضریب اطمینان قابل قبول
s2 = 0.235 = واریانس نمونه ای به دست آمده از پرسشنامه پایلوت

d = 0.1 =درجه اطمینان یا دقت احتمالی مطلوب

۳-۶- روش و ‌ابزار گردآوری داده ها

۳-۶-۱- پرسشنامه

ابزار اندازه گیری داده های این تحقیق پرسشنامه است که شامل تعداد ۴۴ پرسش بوده و در دو بخش تنظیم شده است:

بخش اول:

در این بخش ۳۴ سوال ارائه شده که شامل: تعداد ۲۰ سوال مربوط به متغیر ماکیاولی گری، تعداد ۱۴ سوال مربوط به متغیر رفاه فردی می‌باشد.

بخش دوم:

این بخش شامل ۳ سوال مربوط به قضاوت حرفه ای حسابرس می‌باشد.

سه سوال مربوط به متغیر قضاوت حرفه ای می‌باشد و از تعدادی از حسابرسان مستقل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران تهیه شد. این سه سوال شامل یک سوال ‌در مورد بدهی های احتمالی، یک سوال ‌در مورد صحت خرید و فروش و سوال سوم در رابطه با صحت اسناد پرداختنی بود. سوال اول مشتمل بر شش آزمون و دو سوال بعد هر کدام ۳ آزمون می‌باشد.در صورتی که پاسخ دهنده پاسخ صحیح داده باشد نمره کامل دریافت می‌کند به عنوان مثال سوال صحت بدهی های احتمالی شامل شش آزمون است اگر پاسخ دهنده هر شش آزمون را علامت زده باشد نمره کامل (یعنی ۶ ) و در غیر این صورت نمره کمتری دریافت می‌کند و در صورتی که آزمون اضافی را علاوه بر آزمون های مختص به هر سوال انجام داده باشد ۵/. نمره از وی کسر خواهد شد. در صورتی که آزمون کمتری را انجام داده باشد نمره کامل را دریافت نمی کند.

۳-۶-۲- نحوه توزیع پرسشنامه

پس از این که پرسشنامه موردنظر تنظیم و افراد نمونه انتخابی نیز مشخص گردید. در این پژوهش پرسشنامه‌ها از طریق مراجعات حضوری، دورنگار (فکس)و ایمیل توزیع و جمع‌ آوری گردیده است و با توجه به مشکلات ذاتی و محدودیت های حاکم در این نوع تحقیقات، پی گیری های بسیاری انجام شده تا بالاخره پرسشنامه های گردآوری شده به حد کافی رسید.

۳-۷- روایی و پایایی ابزار تحقیق

در بحث روایی این موضوع مطرح است که آیا سوال های مطرح شده در پرسشنامه می‌تواند تحقیق را به اهداف تعیین شده در پژوهش برساند؟ و آیا پرسشنامه به شکل صحیحی تنظیم شده است که بتواند به جواب مشخصی رسیده و نیازهای سوال های پژوهش را تامین کند؟ به همین دلیل، پرسشنامه در اختیار تعدادی از صاحب نظران حسابرسی که در نمونه آماری مشارکت نداشته اندگذاشته شده و از نظرات اصلاحی آنان ‌در مورد برخی سوال ها و عبارت ها استفاده شده است. و در نهایت روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه پس از بارها انجام اصلاحات لازم، از طریق تأیید استاد راهنما و مشاور حاصل گردیده است.

برای تعیین میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. اگر ضریب آلفا بیشتر از ۷/. باشد پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار است(مومنی، ۱۳۸۶).

جدول ۳- ۱ سوالات مربوط به پرسشنامه

آلفای کرونباخ تعداد متغیر
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




در این قبیل موارد، شرکت باید محتاط باشد. یکی از دلایل نارضایتی مردم کشورمان از سازمان‎های خدماتی این است که قادر به ارائه آن‌آموزش‌ها یا ‌پاسخ‌گویی‌ بموقع به آن‌آموزش‌ها نیستند.

مرحله ششم: ساختاری بنیادی برای ارائه خدمات ایجاد نمایید.

هر شرکت پیش از ارائه خدمات رضایتبخش به مشتریان باید ساختار ضروری و مناسبی ایجاد کند. ساختار بنیادی به طور ساده شامل کارمندانی است که می‎دانند هر موقعیت را چگونه اداره کنند اما آن‎چه باید در اینجا مدنظر باشد این است که ایجاد ساختارهای بنیادی و جامع برای ارائه خدمات ارزان نیست.

مرحله هفتم: کارکنان را پرورش دهید.

متخصصان در جلب رضایت مشتری در یک نکته اتفاق نظر دارند; کارمندان مناسب که از طرف سیستم مدیریت مناسب حمایت می‎شوند کلید راضی کردن مشتریان هستند.

شرکت‌آموزش‌ها چگونه می‎توانند اطمینان حاصل کنند که کارکنان وظایف خود را انجام می‎دهند؟

آن‌آموزش‌ها باید به چهار اصل اساسی و مهم توجه کنند که عبارتند از: گزینش و آموزش، حمایت، و پرداخت.

۱٫ گزینش و آموزش: در شغل‎هایی که مستلزم تماس زیاد با مشتریان است از هر کارمندی برای خدمت به مشتریان نمی‎توان استفاده کرد. یک کارمند نامناسب ممکن است ساختار بنیادی پر هزینه‎ای را مختل سازد ‌به این علت شرکت‎های موفق، افراد مناسبی را استخدام می‌کنند و می‎دانند که طبیعت انسان را نمی‎توان به سادگی آموزش داد، ‌بنابرین‏ استخدام افراد با طرز فکر درست، تنها راه موفقیت است.

پس از استخدام این افراد، باید مهارت‎های فنی شغل و نوع رفتار مورد نظر به آن‌آموزش‌ها آموزش داده شود. طریقه‎های آموزش متفاوت است. ولی دو نکته است که همه شرکت‎های موفق به آن اعتقاد دارند.

    • آموزش باید تمام دوره زندگی کاری را در برگیرد.

  • کارمندانی که آموزش ندیده اند نباید با مشتریان سر و کار داشته باشد.

۲٫ حمایت. یک هتل مشهور از نمودار سازمانی بخصوصی استفاده می‎کند (شکل ۲-۱).

نمودارهای سازمان سنتی به شکل هرم است و در آن مدیران عالی‎رتبه در بالا و به طور پی‎درپی کارمندان سطح پایین‎تر در قسمت‎های پایین‎ هرم قرار دارند و معمولاً مشتریان در نمودار نشان داده نمی‎شوند.

این هتل از نمودار دایره‎ای، مانند یک هدف تیراندازی استفاده می‎کند. مشتریان در مرکز دایره قرار دارند و در اطراف آن ها دومین موقعیت ارزشمند (کارمندان خط اول که خدمت ارائه می‎دهند) قرار گرفته‎اند. مدیران در دایره‎های بیرونی هستند و از کارمندان خط اول حمایت می‎کنند.

مدیران

سرپرستان

کارمندان خط اول خدمت

مشتریان

شکل (۲-۱) سازمانی دایره‎ای یک هتل

شرکت‎هایی که می‎خواهند به مشتریان خدمات ارائه دهند باید از بعضی کنترل‎های سنتی مدیریتی صرفنظر کنند و برای تصمیم‎گیری و ارائه راه‎حل به کارمندان خط اول اختیاراتی بدهند. به عبارت دیگر برای حل مشکلات به طریقی که کارمندان فکر می‎کنند برای مشتریان مناسب‎تر است به آن‌آموزش‌ها قدرت و اختیار دهند. مدیریت باید ‌به این کارمندان اعتماد داشته باشد.

۳٫ پرداخت. پول مهمترین شکل پرداخت به کارکنان است، ولی برای ایجاد انگیزه در آن‌آموزش‌ها تنها وسیله نیست. بهترین راه برای به دست آوردن بالاترین سطح عملکرد، پاداش است.‌ بویژه در شغل‎هایی که مستلزم تماس مستقیم با عموم مردم است زیرا این‎گونه شغل‌آموزش‌ها با کار زیاد و مشکلات بسیار همراه است. برای ایجاد انگیزه در کارمندانی که مجبورند فشار زیادی را تحمل کنند باید از سیستم پرداخت خاصی استفاده کرد. کارکنانی که خدمت ارائه می‎دهند حتی اگر با مشتریان عصبانی مواجه نشوند باید همیشه دارای رفتارهای خوشایند، کارآ، حساس و خلاق باشند.

روش‎هایی که رهبران عرضه محصول با کیفیت عالی و ارائه خدمات مؤثر به مشتریان برای ایجاد انگیزه در کارکنان از آن استفاه می‎کنند عبارتند از:

    • پاداش‎های ارزشمند

    • پاداش‎های سمبولیک

    • جشن‌آموزش‌ها

  • کار مفهوم‎دار مانند کسب نشان و افتخار

مرحله هشتم: رضایت مشتری، موفقیت یا شکست شرکت را تعیین می‎کند. ‌بنابرین‏ دانستن اینکه‎ مشتریان تا چه حد راضی هستند اهمیت دارد.

هنگام تعیین میزان رضایت مشتریان باید علاوه بر مشتریان خود، توجه کنید که مشتریان رقبا چقدر راضی هستند. شاید بتوانید به طریقی آن‌آموزش‌ها را راضی‎تر کنید. وقتی مشتریان رقبا راضی‎ترند باید برای بهبود وضع کار انجام دهید.

مرحله نهم: در جستجوی شکایت‎کنندگان برآیید.

محققان تخمین می‎زنند که ۴/۱ مشتریان در هر لحظه ناراضی هستند، ولی تعداد کمی از این مشتریان ناراضی زحمت شکایت کردن را به خود می‎دهند.

بیشتر آنان و در برخی موارد ۹۵ درصد از آنان بدون اعتراض به راه خود ادامه می‎دهند. بعلاوه ‌در مورد محصولات اساسی، قصد خرید مجدد پس از تجربه عدم رضایت، از بالای ۵۰ درصد (هنگامی مشتریان شکایت می‎کنند و با پاسخ داده شده راضی می‎شوند) به کمتر از ۱۰ درصد (هنگامی که شکایت نمی‎کنند) کاهش می‎یابد.

باید برای یافتن علت نارضایتی و برطرف کردن مشکلات شناسایی شده اقداماتی صورت گیرد. یافتن این‎که برای راضی کردن مشتریان چه باید کرد و ایجاد سیستمی برای حفظ رضایت آن‌آموزش‌ها، چالش اصلی برای شرکت‌آموزش‌ها و سازمان‌آموزش‌ها در دهه های آینده است.

بجز مزایای تکنولوژیک، اکتشافات در علم بازاریابی و روش‎های ترفیعی مؤثر، سازمان‎هایی که به طور موفق وارد قرن بیست و یکم می‎شوند سازمان‎هایی هستند که اهمیت مشتریان را درک کرده‎اند.

۲-۱-۶- خدمت به مشتری، مهمترین تعهد سازمانی

اولین و شاید مهمترین تعهد مدیران، تعهد نسبت به مشتریان یا ارباب رجوع است. مشتری به کسانی اطلاق می‎شود که می‎توانند از حاصل کار و خدمت واحد تحت نظارت مدیر بهره جویند.

کار برخی از مدیران به طور مستقیم بر مشتریان خارج از سازمان اثر می‎گذارد و کارکنان یک واحد نیز اغلب به افراد واحد دیگر خدمت می‎کنند. مشتری اساساً تعهد خدمت به شمار می‎رود خواه در داخل سازمان یا خارج آن باشد.

تعهد خدمت به مشتری باید مسئولیت شرکت تمامی اعضای سازمان باشد، نه یک فرد خاص بنام مدیر. ‌همه افراد در تمام سطوح سازمانی باید فلسفه وجودی، علت و هدف نهایی کار سازمانی را خدمت به مشتری بدانند. (رضائیان،۱۳۸۳)

۲-۱-۷- اهمیت دادن به مشتری یا ارباب رجوع

شناساندن درست و اصولی مشتری به کسانی که در واقع ارائه کننده خدمت به او هستند اهمیت بسزایی دارد.

مشتری همواره از سوی افراد سازمان مورد قدردانی قرار نمی‎گیرد. زیرا برخی از کارکنان به دلایل مختلف گاهی اوقات مشتری را مزاحم یا موجب دردسر می‎پندارند.، در نظر این دسته از کارکنان، مشتری منشأ بسیاری از مسایل است. اغلب این افراد به مشتری به عنوان کسی که باید تحملش کرد می‎نگرند که بی‎گمان نگرش این چنین منشأ، رفتارهای ناخوشایندی خواهد بود که در نتیجه مشتری را ناراضی می‎کند. (روستا و همکاران،۱۳۷۶)

۲-۱-۸- اهمیت ارائه خدمت به مشتریان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




برخی از نیازهایی که مورای[۱۴] مهم تلقی می‌کند در جدول ۲-۱ ذکر شده است:

جدول ۲-۱- قویترین نیازها و ویژگی‌های آن از دیدگاه مورای (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵).

نیازها

ویژگی‌ها

کسب موفقیت

فرد مشتاق انجام کارهای مشکل است. استاندارهای بالایی را انتخاب می‌کند و خواهان تلاش در جهت اهداف چالشی و کوشش در جهت نیل به برتری و فضیلت است.


تعلق

از همنشینی با دیگران لذت می‌برد. کوشش می‌کند دوستی دیگران را کسب و معاشرت با مردم را حفظ کند.

تهاجم

از دعوا و مشاجره لذت می‌برد اما بسرعت دل آزرده می شود. گاهی برای پیشرفت کار خودش، دیگران را می آزارد. ممکن است از کسانی که احساس می‌کند به او لطمه زده اند انتقام بگیرد.

استقلال

سعی می‌کند از هر نوع قید و بند و محدودیت اجتناب کند. از وابسته نبودن، آزادی، تعلق نداشتن به اشخاص، اماکن و الزامات احساس خشنودی می‌کند.

خودنمایی

می‌خواهد مرکز توجه باشد. از داشتن مستمع لذت می‌برد. در فعالیت‌هایی وارد می شود که باعث جلب توجه دیگران شود.

هیجان

علاقه دارد بدون مشورت و سنجش عمل کند، با میل و رغبت نسبت به احساسات و آرزوهای خود اجازه بروز می‌دهد. آزادانه محبت می‌کند، ممکن است احساساتش دچار هیجان شود.

پرستاری

ابراز همدردی می‌کند، دلداری می‌دهد و تا جایی که ممکن است به دیگران کمک می‌کند. به مراقبت از کودکان، ناتوانها، و بیماران علاقه نشان می‌دهد.

نظم

علاقه مند است که وسایل شخصی و محیط اطراف، مرتب و سازمان یافته باشد. از شلوغی، سردرگمی و فقدان سازمان‌ها در کارها بیزار است.

قدرت

کوشش می‌کند محیط اطراف را به حیطه اقتدار خود درآورد و بر دیگران نفوذ گذارد و یا آن ها را هدایت کند. نظرات خود را با تأکید و اجبار بیان می‌کند. از ایفای نقش رهبر لذت برده و ممکن است رهبری را با طیب خاطر بپذیرد.

نظریه نیازهای سه گانه مک کللند :دیوید مک کللند در سال‌های اولیه دهه ۱۹۵۰ تحقیقاتی پیرامون انگیزه آغاز نمود. وی سه عامل انگیزش را ‌در مورد نیازها پیشنهاد نمود که عبارتند از:

نیاز به کسب موفقیت: یعنی تلاش برای کسب هدف با توجه به برنامه ها و استاندارهایی که موفقیت را تضمین می کند.

نیاز به کسب قدرت: یعنی کسب توانایی برای اعمال نفوذ بر دیگران و کنترل آن ها.

نیاز به کسب دولتی و روابط: یعنی تمایل به کسب دوستی، حمایت دیگران و ایجاد روابط صمیمی با آن ها.

نظریه نیازهای زیستی، تعلق و رشد: در پاسخ به انتقادات وارده به نظریه مازلو، شخصی بنام آلدرفر[۱۵] نظریه ای را معرفی کرد که شباهت زیادی با نظریه سلسله مراتب نیازها دارد، با این تفاوت که برای بروز نیازها به سلسله مراتب قائل نبوده و آن ها را در یک پیوستار مورد بررسی و کار کرد قرار می‌دهد. در این نظریه نیازهای زیستی همان نیازهای جسمانی و ایمنی در نظریه سلسله مراتب نیازهاست، نیاز تعلق به نیازهایی مانند محبت، کرامت و احترام توجه دارد و نیاز به رشد در واقع به همان نیاز به کمال و تعالی در آدمی اشاره دارد (سید جوادین، ۱۳۸۶).

نظریه های فرایندی

این نظریه ها بیشتر شناختی هستند و به چرایی ها پاسخ می‌دهند. عوامل مؤثر در انگیزش چندان مورد توجه نظریه های فرایندی قرار نمی گیرد. این نظریه ها، فرایندهای رفتاری موجود زنده را مورد نظر قرار می‌دهند. به عبارت دیگر چگونگی آغاز و تداوم رفتار بررسی شده و دلیل توقف آن تبیین می شود. همه الگوهای فرایندی سعی دارند متغیرهای عمده ای را که در انتخاب سطح فعالیت برای انجام کار مؤثر هستند، مشخص نمایند. معمولا متغیرهایی مانند نیازها، انتظارها، پاداشها و تقویت کننده ها مورد توجه قرار می گیرند. علاوه بر این، الگوهای فرایندی درصد یافتن کنش متقابل این متغیرها با متغیرهای وابسته ای چون خشنودی می‌باشند (نایلی، ۱۳۷۳).

جهت گیری های انگیزشی

در این تحقیق انگیزش تحصیلی بر مبنای نظریه خود تعیینی[۱۶] تعریف می شود (دسی و همکاران [۱۷]، ۲۰۰۰). در نظام طبقه بندی دسی و همکاران (۱۹۸۵) یادگیرندگان به لحاظ جهت گیری های انگیزشی در سه طبقه قرار می گیرند. جهت گیری انگیزشی بیرونی [۱۸]، جهت گیری انگیزشی درونی[۱۹] و افراد بدون انگیزه [۲۰] (دسی و همکاران، ۱۹۸۵).

بر اساس نظریه دسی و ریان[۲۱] (۱۹۸۵، ۲۰۰۰ )، انگیزش از نیازهای ارگانیزمی و ارضای خود انگیخته که فعالیت را فراهم می آورد سرچشمه می‌گیرد. انگیزش درونی کیفیت عملکرد را ارتقاء می‌دهد. انگیزه درونی در پی ارضاء نیازهای خودتنظیم گری برانگیخته و در پی تهدید به تنبیه شدن، ارزشیابی، فشار و امر و نهی تضعیف می شود. حتی دادن پاداش در برابر انجام تکالیف جالب توجه، به ویژه اگر این گونه پاداش ها به عنوان عامل کنترل تلقی شوند، انگیزه درونی را کاهش می‌دهد. یادگیرندگان زمانی دارای انگیزش درونی هستند که در خود ادراک شایستگی (خود تعیین کنندگی) کنند و خود، تعیین کننده اهداف خود و تنظیم کننده رفتار خود باشند. تحقیقات نشان داده است که بین انگیزه درونی، پیشرفت تحصیلی و لذت بردن از فعالیت‌های یادگیری همبستگی قوی وجود دارد (ریان و دسی [۲۲]، ۲۰۰۰، قاسمی پیر بلوطی، ۱۳۷۴، منظری توکلی، ۱۳۷۵). مطالعات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد پیشرفت گرا به ویژه افرادی که از جهت گیری درونی انگیزش برخوردارند حاکی از این است که این افراد در زمینه یادگیری خود انگیخته اند، اهداف تحصیلی واقع‌گرایانه ای برای خویش وضع می‌کنند، راهبردهای کارآمد به منظور دست یابی به اهداف خود استفاده می‌کنند و در صورت لزوم راهبردهای مورد استفاده را اصلاح و یا تغییر می‌دهند و سعی در استفاده بهیته از منابع در دسترس مانند زمان، مکان، همسالان، والدین، معلمان و منابع کمکی از فبیل فیلم، ویدئو و کامپیوتر دارند و همواره سعی در ساخت و خلق و انتخاب محیط هایی را دارند که یادگیری را افزایش دهد (پینتریچ[۲۳]، ۱۹۸۶).

در مقابل، جهت گیری درونی انگیزش، جهت گیری بیرونی انگیزشی قرار دارد. در جهت گیری بیرونی، پیامدهای محیطی و افراد دیگر نقش تعیین کننده ای در ایجاد رفتار و تصمیم گیری های آنان ایفا می‌کنند. انگیزش از مشوق ها و پیامدهایی سرچشمه می‌گیرد که به رفتار مشاهده شده وابسته است. افراد بیرونی بیشتر به وقایع خارجی و منابع بیرونی مثل پاداش یا تنبیه اجتماعی و. . . توجه دارند تا به احساس رضایت و لذت شخصی. انگیزش بیرونی نوعی دلیل محیطی برای شروع یا ادامه فعالیت و همینطور وسیله ای برای هدف، وسیله و رفتار است. پژوهش های انجام شده در این زمینه حاکی از این است پاداش های بیرونی به نوعی کنترل فرد از ادراک خود تعیینی را کاهش می‌دهند (وایتهد[۲۴]، ۲۰۰۳؛ وانگ و گاتری[۲۵]، ۲۰۰۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




اسکولنبرگ [۶۶] و همکاران (۲۰۰۸) در زمینه به کارگیری عملی معنادرمانی در کار بالینی، پژوهشی انجام داده و در آن پس از اشاره به مفاهیم، اجرا و روش­های ساختاری معنادرمانی، بر این نکته تأکید کردند که این روش می ­تواند با تکنیک­های دیگری که متخصصان سلامت روان به طور مکرر استفاده ‌می‌کنند ترکیب شود. از نظر آنان، متخصصان سلامت روان می ­توانند صرف نظر از گرایش نظری خود از معنادرمانی برای مراجعان خود بهره گیرند. طبق نظر فرانکل(۱۹۸۸، ۲۰۰۴) عملکرد درمانی این نیست که به بیماران گفته شود معنای ویژه آنان در زندگی چه باید باشد، بلکه باید آن ها را در جهت کشف معنی برای خود تشویق کرد. وی معتقد است که حتی رنج­کشیدن می ­تواند منبعی برای رشد باشد. در صورتی­که جرئت تجربه رنج وجود داشته باشد، ‌می‌توان در آن معنایی یافت( فرانکل،۱۹۸۸، ۲۰۰۴).

۲-۵-۲- اهداف درمانی معنادرمانی

در یک جمع ­بندی ‌می‌توان گفت که هدف معنا درمانی توانا ساختن بیماران برای کشف معنای منحصر به فرد خودشان ‌می‌باشد. معنادرمانی می­ کوشد تا حدود اختیارها و آزادی­های بیمار را ترسیم کند. جایی که صحبت از روان آزادگی روان زاد یا فردی است بدون جانبداری بی­جا از روان درمانی یا دارو درمانی رایج به فراخور نیاز استفاده می­ کند . معنادرمانی در این مفهوم در شکستن چرخه­های معیوب روان آزردگی مؤثر است . معنادرمانی، رفتاری اختیاری برای غلبه بر خلاء وجودی است و عبارت است از کمک به مراجعان برای یافتن معنا در زندگی خود . معنادرمانگرها به دنبال جهت‌دهی مجدد مراجعان برای انجام فعالیت­های زندگی هستند . معنادرمانی نوعی آموزش مسئولیت‌پذیری است که اراده مراجعان را برای ادامه زندگی تقویت می‌کند . احتمال تعالی خویشتن در مراجعانی که اراده خود را از راه­های ارزش آفرینی، ارزش­اندوزی و ارزش­های نگره­ای به دست آورده‌اند بیشتر است . مراجعان باید از مسئولیت حیاتی خود برای یافتن معنای زندگی‌شان از طریق هشیارسازی ضمیر ناخودآگاه معنوی خود اقدام کنند . اگرچه هشیارسازی ضمیر ناخودآگاه معنوی تنها یک مرحله ناپایدار در فرایند درمان است . هدف از این درمان در ابتدا تبدیل پتانسیل ناهشیار به رفتار هوشیار و سپس ایجاد راهی برای از بین بردن عادت ناهشیار است . نقش معنادرمانگرها هم گسترش و وسعت بخشیدن به حوزه ­های بصری مراجع است تا گستره معنا و ارزش­ها در نظرشان جلوه­گر شوند(محمدپور، ۱۳۸۵).

۲-۵-۳- فرایند درمان

معنادرمانی از نظر شکل، به درمان­های کوتاه چون درمان آدلری نزدیک­تر است . معنادرمانگران گرچه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول در باره موضوعات فلسفی بحث ‌می‌کنند، برای اینکه درمان­جو را متقاعد سازند که نگرشی آگاهانه­تر و مسئولانه­تر به خلاء وجودی کند، به شیوه ­های مختلف او را مواجهه می­ دهند، و برایش دلیل و برهان می ­آورند . نوشته­ های مربوط به درمان نشان می­ دهند که فنون درمانی، علاوه بر مواجهه­دادن و تعبیرها، به مقدار زیادی به قانع سازی و استدلال نیز متکی هستند (بروچسکا، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

در تشخیص خلاء وجودی، معنادرمانگر‌ها مراقب هستند تا علائم آشکاری از قبیل جملاتی چون زندگی‌ام بی‌معنا شده و علائم نهانی چون بی‌تفاوتی و کسالت را نادیده نگیرند چرا که این ها بر پوچ‌گرایی درونی مراجعان تأکید دارند . مسائل مربوط به معنا حوزه هایی هستند که مراجعان درگیر آن ها هستند با این حال روان نژندی اندیشه زاد تنها ۲۰ درصد موارد بیماری در کلینیک‌ها و دفاتر تخصصی را شامل می‌شود . فرانکل اغلب به «غیربیمارها» اطمینان می‌دهد که ناامیدی وجودی بیماری نبوده و نوعی موفقیت محسوب می‌شود. این موضوع علامت عمق فکری فرد است و به هیچ وجه به سطحی بودن وی مربوط نمی‌شود (فرانکل، ۱۹۷۵).

۲-۵-۴- مداخلات درمانی

فرانکل هم به لحاظ محتوای رویکرد جامع­اش و هم فرایند درمانی و فنون منحصر به فردی چون قصد متضاد[۶۷] و بازتاب زدایی[۶۸] معروف است. فرانکل تأکید می­ کند که در جهان امروز، تأکید بیش از حدی بر خودنگری هست. از فروید به بعد، ما تشویق شده­ایم که برای بیرون کشیدن ژرف­ترین انگیزش­هایمان به روانکاوی خود بپردازیم. او این گرایش را «روان نژندی وسواسمندانه جمعی[۶۹]» می­نامد. با توجه و تمرکز به خود، از یافتن معنا دور می­شویم (محمد پور، ۱۳۸۵).

فرانکل تأکید می­ کند که مشکلاتی که مردم با آن ها مواجهند، مآلاً معلول نیاز آن ها به معنا است. از این رو، اگرچه این فنون و همچنین فنون دیگر آغاز بسیار خوبی برای درمان هستند، اما به هیچ وجه هدف محسوب نمی­شوند. شاید مهم­ترین وظیفه درمانگر یاری رساندن به مراجعه کننده باشد. در کشف دوباره دینداری نهانی که، بنابه اعتقاد فرانکل، در همه ما وجود دارد. با وجود این، کشف دوباره دینداری نهان، به اجبار و زور ممکن نیست: «دینداری نهان به موقع خود بروز و ظهور پیدا می­ کند و هرگز نمی­ توان کسی را وادار به بروز ظهور آن کرد.» درمانگر باید به بیمار اجازه بدهد تا معنای خاص خود را کشف کند. وجود انسان، دست کم تا آن زمان که با روان نژندی تحریف د دستکاری نشد، همواره متوجه چیز یا کسی غیر از خود است. فرانکل این امر را خود فرآروی می­نامد که با نظریه تحقق خود آن گونه که آبراهام مزلو آن را به کار می­برد در تقابل است. تحقق خود و حتی شادمانی و لذت، اثرات جنبی خود فرآروی و کشف معنا است (بوئری، فریامنش، ۱۳۸۵).

برخی از موضوعات مهم در جلسات معنادرمانی عبارتند از : آزادی، مسئولیت، مرگ و اشارات آن برای زندگی و جستجوی مستمر برای معنی. در فرایند درمان، درمانجو با مسائل غایی زندگی به جای مشکلات فوری روبه رو می­ شود. در معنادرمانی درمانجو ترغیب می­ شود که مسئولیت نحوه­ای را که اکنون تصمیم گرفته در دنیای خود باشد را بپذیرد، دست به اقدام بزند و تصمیم بگیرد. چگونه به صورت متفاوتی باشد (کوری، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۸).

۲-۵-۵- کلیات معنادرمانی فرانکل (۱۹۵۹)

۱- کمک به مراجعان برای یافتن معنا در زندگی خود.

۲- جهت دهی مجدد مراجعان برای انجام فعالیت­های زندگی.

۳- آموزش مسئولیت­ پذیری به منظور تقویت اراده مراجعان برای ادامه زندگی.

۴- تبدیل پتانسیل ناهشیار به رفتار هشیار و ایجاد راهی برای از بین بردن عادات ناهشیار و افزایش آگاهی از خود.

۵- کمک به مراجعان جهت گسترش و وسعت بخشیدن به حوزه ­های بصری مراجع در زمینه معناها و ارزش­ها.

در معنادرمانی موضوعات: مرگ و زندگی، آزادی، مسئولیت پذیری، انتخاب، انزوا و عاشق شدن، معنا و بی معنایی پرداخته می­ شود و به عنوان مفاهیم و اصول اساسی در درمان مراجعان تحلیل شده و بر روی آن ها کار می­ شود. عامل مشترک تمام جلسات مواجه و تماس فوری و صادقانه افراد با یکدیگر است. رهبر با تشویق و هدایت ارتباط و ارائه توضیحات کوتاه در زمان مناسب، به افزایش آگاهی از خود و تسهیل روابط اعضاء با یکدیگر کمک می­ نماید(فرانکل ،۱۹۵۹).

۲-۶- پیشینه­ های تحقیقاتی

۲-۶-۱- پیشینه­ های تحقیقاتی داخلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




خوش بینی مانند خودکارآمدی و امید یک ظرفیت روانشناختی توسعه پذیر است که می‌تواند در ارتباط با تعقیب اهداف شخصی توسعه یافته و برانگیخته شود و علاوه بر اینکه مانند آن ها عمدتاًً از طریق یک دیدگاه عاملی[۸۰] و درونی تشریح می شود، یک بعد خارجی نیز به آن اضافه می‌کند (بندورا و لاک، ۲۰۰۳ ؛۸۸). برای مثال منابع انتظار مثبت یک فرد خوش بین که دید مطلوبی از آینده به او می‌دهد می‌تواند توسط خود فرد، دیگران و عوامل بیرونی به دست می‌آید. به همین ترتیب تفسیرهای یک فرد خوش بین از حوادث منفی عمدتاًً روی دور نگه داشتن خود از شکست ها تکیه دارد. به هر حال برخلاف خودکارآمدی که حوزه خاصی است، خوش بینی از اسنادهای کلی و تعمیم یافته استفاده می‌کند همچنین برخلاف خودکارآمدی که حوزه خاصی است، خوش بینی برای ایجاد مسیری برای رسیدن به هدف و اجرای آن مورد استفاده قرار نمی گیرد (لوتانز و جنسن، ۲۰۰۲). علاوه بر این خودکارآمدی و امید ماهیتاً شناختی هستند اما خوش بینی ترکیبی از اجزای انگیزشی، احساسی و شناختی است (سلیگمن و میهالی، ۲۰۰۰؛ ۱۲). در نهایت مطالعات تجربی زیادی از تمایز خودکارآمدی، امید و خوش بینی حمایت کرده‌اند.

خوش بینی با طیف گسترده ای از پیامدهای مثبت مرتبط شده اند مثل سلامت روانشناختی و فیزیکی، بهزیستی و غیره (سلیگمن، ۲۰۰۲). از طرف دیگر بدبین ها با پیامدهای منفی مختلف مرتبط شده اند مثل افسردگی و بیماری های جسمی (پترسون، سلیگمن و وایلانت[۸۱]، ۱۹۸۸ ؛۲۳).

به طور خاص در ارتباط با اینکه خوش بینی یکی از معیارهای رفتار سازمانی مثبت است حمایت هایی از ارتباط مثبت آن با عملکرد در حیطه های مختلف زندگی خصوصاًً در محیط کار شده است. برای مثال در تحقیقات اخیری از سلیگمن و همکارانش بیان شد که شرکت های خوش بین بیمه عمر در نیویورک عملکرد بالاتری از همتایان بدبین خود داشتند.

خوش بینی نیز مانند امید و خودکارآمدی یکی از معیارهای رفتار سازمانی مثبت ماهیت توسعه پذیری دارد. مانند امید، خوش بینی یک خط مبنا[۸۲] دارد (اسچایر و کارو، ۱۹۸۷ به نقل از لوتانز و یوسف، ۲۰۰۷ ؛۳۲۴) همان طوری که درماندگی- به عنوان یک مفهوم مخالف خوش بینی- می‌تواند یادگرفته شود، خوش بینی هم می‌تواند طی یکسری از اقدامات یادگرفته شود و توسعه یابد (لوتانز و آوی و دیگران، ۲۰۰۶؛ ۹۵).

بدبینی اکثر اوقات به دلیل اسنادهای بدبینانه و منحرف کننده توسعه می‌یابد. بدبینی را می توان در روش های مختلف به خوش بینی تبدیل کرد. مثلاً بدبین ها بر حسب عادت مسئولیت هایی که خارج از کنترلشان است به دیگران واگذار می‌کنند. این نوع از بدبینی می‌تواند با به چالش کشیدن مفروضات مخرب اساسی و جایگزینی آن با اسنادات مثبت که نتیجه آن یک نوع واقع گرایانه خوش بینی خواهد شد، تغییر کند. بعضی افراد نیز با ایجاد انتظارات غیر واقع گرایانه و اهداف غیرقابل دسترس بدبینی را درون خود توسعه می‌دهند و به جای اینکه به موفقیت برسند بیشتر شکست را تجربه می‌کنند. با یاد دادن استراتژی های هدفگذاری مؤثر ‌به این افراد می توان خوش بینی را توسعه داد (اسنایدر، ۲۰۰۲؛۲۵۱).

ذکر این نکته مهم است که بیان کنیم، خوش بینی همیشه یک سبک اسنادی نیست و بدبینی هم نباید همیشه به طور منفی در نظر گرفته شود. در موقعیت هایی که باید احتیاط کنیم، محتاط باشیم، برنامه ریزی اقتضایی داشته باشیم و یا مقیاس های پیشگیرانه داشته باشیم که این ها نوعی از محیط های بسیاری از سازمان ها است تا قادر باشیم سبک خودمان را بین بدبینی و خوش بینی تطبیق دهیم به عبارت دیگر یک سبک خوش بینی منعطف داشته باشیم. خوش بینی منعطف و واقع گرایانه به طور همزمان اجازه می‌دهد که دستاوردها و موفقیت های مثبت را در خود و دیگران شناسایی کنیم و مسئولیت موقعیت های مشکل و چالش برانگیز را بپذیریم.

تاب آوری به عنوان یک منبع روانشناختی توسعه پذیر و قابل یادگیری

لوتانز تاب آوری را داشتن تلاش بیشتر در دستیابی به موفقیت به هنگام احاطه شدن توسط مشکلات و سختی ها و یا حتی رویدادهای مثبت، پیشرفت ها و مسئولیت های بیشتر تعریف می‌کند (لوتانز، ۲۰۰۲ ؛۶۹۶). برخلاف مفاهیم سنتی تاب آوری که آن را یک ظرفیت شگرفی که فقط در افراد منحصر به فردی دیده می شود، با ظهور روانشناسی مثبت و سپس رفتار سازمانی مثبت بیان شد که تاب آوری یک ظرفیت روانشناختی قابل یادگیری و توسعه پذیر است. کویوتو افراد تاب آور را افرادی می‌داند که واقعیت ها را قبول می‌کنند و شدیداًً بر اعتقادات و ارزش هایشان پایبند هستند و دارای مکانیزم های انطباقی مؤثری هستند که به آن ها اجازه می‌دهد به طور منعطف به موقعیت های غیرمنتظره پاسخ گویند (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷ ؛۱۱).

با وجود تئوری ها و نظریه پردازی ها ‌در مورد تاب آوری در ادبیات روانشناسی رشد و بالینی، تاب آوری در ادبیات مدیریت نیز به عنوان یک معیار رفتار سازمانی مثبت ظهور ‌کرده‌است، که پایه علمی آن از ادبیات روانشناسی مثبت گرا بیرون کشیده شده است.

برای مثال رویکردهای ایجاد شده برای گسترش و توسعه تاب آوری اخیراًً قابلیت کاربرد آن را در محیط کار نشان می‌دهد. ماتسن سه استراتژی را به عنوان رویکردهای مؤثر برای ایجاد تاب آوری بیان می‌کند: ۱- استراتژی های متمرکز بر سرمایه ۲- استراتژی های متمرکز بر ریسک ۳- استراتژی های متمرکز بر فرایند ماتسن و رید بیان می‌کنند که یک سرمایه، ویژگی قابل ارزیابی در گروهی از افراد یا وضعیت آن ها است که پیامدهای مثبت در آینده را بر طبق معیارهای خاصی پیش‌بینی می‌کند. این سرمایه ها شامل، دانش، مهارت، توانایی ها، ویژگی های شخصیتی و ارتباطات اجتماعی می شود.

تمامی این موارد پیش‌بینی کننده عملکرد بالاتر هستند. استراتژی های متمرکز بر سرمایه بر ایجاد تاب آوری از طریق ارتقاء موجودی های این سرمایه ها تأکید دارد که این خود سبب افزایش احتمال موفقیت می شود. همچنین ریسک ها یا عوامل آسیب پذیر از پیامدهای نامطلوب هستند. مثالهایی که می توان از این نوع عوامل در این محیط کار اشاره کرد عبارتند از: استرس، تعارض، فقدان ایمنی، فقدان ارتباطات و بازخورد، رهبری غیر مؤثر و پویایی های گروهی ضد بهرورانه، استراتژی های متمرکز بر ریسک، احتمال شکست را با حذف و یا تقلیل بسیاری از این عوامل، کاهش می‌دهد. استراتژی های متمرکز بر فرایند تلاش می‌کنند برای ارتقاء تاب آوری، مکانیسم های انطباقی کارایی را ایجاد کنند که می‌تواند بهره برداری از سرمایه های مختلف را برای غلبه بر پریشانی و اضطراب تسهیل کند (لوتانز، یوسف و آولیو، ۲۰۰۷؛ ۱۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




پرسش دیگری که در این مورد مطرح شده است این است که آیا آپارتمان ساخته نشده یا آپارتمانی که درآینده ساخته خواهد شد و به وجود خواهدآمد را میتوان موضوع بیع کلی ‌در معیّن دانست؟

پاسخ این پرسش نیز با نگرش سنتی به انواع مبیع ؛ منفی خواهد بود چراکه کلی در معین شامل اموال مثلی یا بعبارت بهترشامل اشیای متساوی الاجزاست و این درحالیست که آپارتمان مورد بحث ما ؛ قیمی محسوب می‌گردد و علاوه برآن ؛ درکلی ‌در معیّن ؛ هنگام عقد اجزای مبیع باید درعالم خارج موجود باشد و مقدارفروخته شده به صورت کلی ‌در معیّن محصور داخل آن باشد و این درحالیست که دربحث حاضر و درهنگامه بیع ؛ موضوع قراردادهنوز وجود خارجی نداشته و سازنده باید درآینده و در موعد مقرر و معین ؛ آن را طبق نقشه ساختمانی ساخته و تحویل خریدار نماید[۲۳۱].

برخی از حقوق ‌دانان براین اعتقادندکه آپارتمان ساخته نشده ؛ را نمیتوان عین معین نیزدانست ؛ چراکه درحین عقد موجود نیست و باید درآینده ساخته شود و لذا با استناد به ماده ۳۶۱ قانون مدنی ایران اظهار داشته اند که موجود نبودن مورد معامله عین معین ، در دوصورت قابل تصوراست ؛ اول آنکه پیش ‌از عقد موجود بوده اما درزمان عقد وجود نداشته و ازبین رفته است مانند خانه ای که پیش از بیع تخریب شده باشد و دیگر آنکه درزمان عقد ؛ هنوزبه وجود نیامده باشد مانند آنکه مورد معامله ؛ خانه ای باشد که درآینده و طبق نقشه معین وبا مصالح مشخص در قطعه زمین معین ساخته خواهد شدو با توجه به آنچه که بیان شد ؛ چنین معامله ای درحقیقت درحکم عین معین است و این درحالیست که درزمان معامله موجود نیست که در نتیجه بایدگفت در هردو صورت عقدی که موجب انتقال عین یا منفعت مال غیرموجود معین شده است باطل است[۲۳۲].البته دسته ای دیگر از حقوق ‌دانان براین اعتقادند که موجود بودن عین معین به هنگام انعقاد بیع ضرورت دارد و لازمه تملیک عین معین را وجودداشتن آن درهنگام عقد دانسته اند و فروش و معامله آن چنانچه درآینده موجود گردد را چون موجب غرر دانسته اند ؛ باطل اعلام کرده‌اند[۲۳۳].

عده ای دیگر از اساتید حقوق برخلاف نظر یاد شده ؛ براین اعتقادهستند که مبیع در فرض ما عین معین است و لذا به استناد ماده ۳۶۱ قانون مدنی ایران ؛ باید درزمان تراضی موجود باشد که به همین علت این معامله بیع نبوده و در حقیقت تعهد به فروش است و در نتیجه خریدار دارای حق دینی خواهد بود که اگر مقصود طرفین تعهدبه بیع باشد ؛ پاسخ یادشده منطقی است امادرصورتیکه طرفین انعقاد عقد بیع را قصد کرده‌اند ؛ تحلیل مذکور تفسیری است که به طرفین عقد تحمیل می شود و لذا یا باید عقد بیع را نافذ دانست یا اینکه آن را به علت موجود نبودن مبیع باطل دانست ، اما ‌در فرض یادشده مبیع عین معین نیست ؛ چراکه نه تنها هنوز وجود محسوس و خارجی ندارد بلکه ابتکارفروشنده نیز ‌در چگونگی ساخت آن نقش مؤثری دارد و درحقیقت مبیع چیزی میانه معین و کلی است که باساخته شدن ؛ وجود خارجی ومعین پیدا می‌کند و سببی که فراهم آمده است درتملیک آن مؤثر واقع شده و خودبه خود به خریدار تعلق خواهد یافت ولذا بااین توضیحات نمیتوان آن را درحکم معین دانست[۲۳۴].

برخی دیگر نیز باقبول صحت عقد استصناع ، براین عقیده اند که قرارداد راجع به ساخت آپارتمان را میتوان در زمره قراردادهای سفارش ساخت بشمار آورد ، مشروط به آنکه مشخصات و ابعاد و مساحت و سایراوصافی که برای ساخت آپارتمان درزمین معلوم و معینی لازم است ؛ نزد طرفین و درقرارداد معلوم و معین شود ، چراکه برخی از فقهای امامیه ؛ عقداستصناع را نه تنها منافی با قاعده و اصلی که عقد باید برموضوع موجود واقع شود ندانسته اند ؛ بلکه مطابق آن نیز دانسته اند[۲۳۵].

برخی دیگر از حقوق ‌دانان نیز براین عقیده اند که برخلاف اینکه قانونگذارایران دربند ۱ ماده ۳۶۲ قانون مدنی مقرر داشته است ، ‌در همه اقسام بیع الزاماًً انتقال مالکیت همزمان بابیع نخواهد بود ودربیع آپارتمان ساخته نشده ؛ انتقال مالکیت همزمان باایجاب و قبول نیست بلکه با تشخیص مبیع صورت می‌گیرد وتشخیص مبیع نیز همیشه به یک منوال نخواهد بود ؛ به ‌دیگر سخن بیع آپارتمان ساخته نشده ازنوع بیع معلق است و بیع معلق هم نوعی از عقد معلق می‌باشد. اما باید گفت که قبول این مطلب مشکل است چراکه در این موارد با وقوع عقد ؛ تعهدی به طور منجز به وجود می‌آید ومتعهد باانجام تعهد خود باعث تشخیص و تعیین وایجاد رابطه اعتباری مالکیت بین شخص خریدار ومبیع می‌گردد که این وضعیت با عقد معلق متمایزاست و به ‌دیگر سخن باید گفت اینکه ایجادحق عینی و رابطه بین خریدار و شیء خاص منوط به انجام عمل تعیین است ، نمیتواند به معنای معلق بودن عقدبیع محسوب گردد و درحقیقت ؛ تعلیق برموجودیت آپارتمان یک حادثه خارجی و خارج ازاختیار طرفین تلقی نمی شود چراکه قرارداد از چنان استحکامی برخوردار است که حصول آن درآینده امری حتمی و یقینی است و تعلیق شیء معلوم الحصول درآینده که درانشا ؛ عقد مشروط به حصول آن شیء شده باشد ، محل اشکال است[۲۳۶].

عده ای دیگر ازحقوقدانان نیز براین عقیده اندکه صحت قرارداد آپارتمان ساخته نشده باید ‌بر اساس ماده ۱۰ قانون مدنی ایران و تحت عنوان قراردادهای خصوصی مطرح گردد ‌و از نظر شرایط و آثار باید آن را واجد شرایط و آثار قراردادهای خصوصی دانست و لذا ازاین حیث مقررات مربوط به شرایط اساسی صحت معاملات مذکور درماده ۱۹۰ قانون مدنی ایران و قواعد عمومی معاملات برآن حاکم است[۲۳۷].

همچنین با توجه به مباحث فقهی دربیع مال آینده نیز به طریق اولویت میتوان قائل به صحت این بیع گردید بااین توضیح که وقتی در فقه امامیه ؛ بیع ثمره قبل از بدو صلاح ؛ برای بیش ازیک سال جایز دانسته شده است[۲۳۸] براین اساس ؛ درآن معامله ، صرفاً محا ایجاد مبیع مشخص است ؛ امابخشی ازخود مبیع به ‌خریدار منتقل نمی شود و ایجاد ثمره به طور صد در صد درتوان متعهد نیست ؛ فلذا به طریق اولی بیع آپارتمانی که محل ساخت آن قسمتی از مبیع است وساخت آن بارعایت مقررات حاکم کاملاً درتوان متعهد است و عوامل خارجی درساخت آن دخالت ندارد صحیح و ‌معتبر است .

با توجه به آنچه که بیان شد ؛ ‌در صحت بیع آپارتمان ساخته نشده به طور خلاصه میتوان گفت هنگامی که فروشنده سلطه و مالکیتی نسبت به زمین برای ایجاد اعیانی دارد و بارعایت محدودیتهای قانونی درایجاد اعیانی به معامله مالی اقدام می کندکه شامل عرصه که موجود است می‌باشد و ایجادوساخت اعیانی درآن ‌از تعهدات منجز فروشنده است ؛ درحقیقت مصداق معامله معدوم ممکن الوجود به ضمیمه موجوداست که امکان ‌ایجاد آن عرفاً ‌از تعهدات منجزی است که انجام آن تعهد قطعی و یقینی است چراکه درچنین معامله ای خریدار بلافاصله ‌با عقد به میزان متراژ اختصاصی خریداری شده بر زمین و همچنین برفضایی که واحد مورد معامله درآن ایجاد خواهد شد ؛ سلطه و مالکیت خواهدیافت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




توتو[۲۸] اثربخشی سازمان را “فرایندی چرخشی و مداوم می‌داند که از طرح برنامه شروع شده و شامل تمام فعالیت هایی است که هم در جهت دستیابی به اهداف سازمان است و هم تعیین می‌کند که انجام آن ها تا چه حد خوب و مطلوب صورت گرفته است”(شیرازی، ۱۳۷۳، ص ۲۸۶).

از دیدگاه رابینز[۲۹]، “اثربخشی یا کارآمدی سازمان معمولاً در قالب میزان یا درجه ای که در آن یک سازمان اهدافش را به دست می آورد تعریف می شود. و از دیدگاهی دیگر اثربخشی عبارت است از میزان و درجه ی انجام یک کار، فعالیت یا تلاش که به موجب آن دستیابی به هدفی که از قبل پیش‌بینی شده است، امکان پذیر می‌گردد” (ساعتچی، ۱۳۷۹، ص ۲۴۱).

علاقه بند در تعریف اثربخشی ذکر می‌کند که” اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای درست یا تمرکز بر نتایج کار است و اثربخشی وقتی حاصل می شود که سازمان به هدف ها یا نتایج مطلوب خود نائل آید”(علاقه بند،۱۳۷۶، ص ۱۶).

” تعابیری که با توجه به مفاهیم بالامی توان برای اثربخش آموزشی ابرازداشت عبارتند از:

-تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی

-تعیین نتایج قابل مشاهده ازکارآموزان درآموزش های اجراشده

-تعیین میزان انطباق رفتارکارآموزان با انتظارات نقش سازمانی آن ها

-تعیین میزان درست انجام دادن ‌کار که موردنظرآموزش بوده است

-تعیین میزان توانایی ایجاد شده دراثرآموزش ها برای دستیابی به اهداف

-تعیین میزان ارزش افزوده آموزشی

-تعیین میزان بهبود شاخص های موفقیت کسب و کار”(زراعی،۱۳۸۴،ص۳)

به طورکلی ‌در مورد مفهوم اثر بخشی آموزشی تعریف جامع ‌و مشخصی وجود ندارد زیرا فرایند دستیابی به آن،کار دشواری است،ارزشیابی اثر بخشی آموزشی یعنی اینکه تا حدودی تعیین کنیم آموزش های انجام شده تا چه حد به ایجاد مهارت های مورد نیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی منجرشده است .

ارزیابی اثر بخشی آموزش

” ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی،تعیین نتایج قابل مشاهده از کارآموزان دراثر آموزش های اجرا شده، تعیین میزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی،تعیین میزان درست انجام دادن کار که مورد نظر آموزش بوده است،تعیین توانایی‌های ایجاد شده در اثر آموزش ها برای دستیابی به هدف ها.” با توجه به مباحث بالا،باید گفت که اثربخشی آموزشی از طریق بررسی کارایی درون و برون نظام آموزش سازمانی تعیین می‌گردد.یعنی اگر بتوانیم کارایی درونی و برونی مستقیم آموزش سازمان ها را اصلاح کنیم تقریبا اثربخشی آموزش تضمین می شود.(سلطانی،۱۳۸۰،ص۴۰)

ضرورت ارزیابی اثربخشی آموزشی

از آن جایی که ارتقاء سطح آگاهی و مهارت فراگیران از طریق اجرای برنامه های آموزشی صورت می‌گیرد، بررسی دوره های آموزشی به چگونگی کیفیت برگزاری دوره ها کمک و مساعدت شایانی می کند تا بتوان با به کارگیری نتایج کمی و کیفی برنامه ها و طرح ها، اثربخشی دوره ها را بالا برده و باعث توسعه ی آموزشی گردید. ” اهمیت بررسی اثربخشی دوره های آموزشی زمانی مشخص می شود که یافته های تحقیق سبب تغییر در اجرای برنامه های آموزشی گردیده و یا روند اصلاح برنامه ها را سرعت بخشد.” (قاسمی، ۱۳۸۱، ص ۵۷).

یک برنامه فعالیت آموزشی تنها زمانی می‌تواند ارزشمندی خود را توجیه کند که شواهدی قابل اطمینان و معتبری ‌در مورد تأثیر آموزش در بهبود رفتار و عملکرد شرکت کنندگان و بالطبع منافع سازمان عرضه کند. این امر به جنبه ی مهمی از آموزش و ارزشیابی آموزشی اشاره دارد که معمولاً از آن با عنوان ” اثربخشی آموزش” یا ” ارزیابی اثربخشی آموزش” یاد می شود.

” از طریق تعیین میزان اثربخشی عملیات و مداخلات آموزشی می توان قضاوت کرد که عملکرد برنامه ی آموزشی تا چه اندازه مطلوبیت دارد و تا چه اندازه باید بهبود یابد” (سلطانی، ۱۳۸۲، ص۲).

اما به طور کلی ” دلایل تعیین اثربخشی برنامه های آموزشی عبارتند از:

۱- بررسی و سنجش کمی و کیفی دوره های برگزار شده به منظور ارائه ی راهکارهای اساسی آموزشی در آینده.

۲- ایجاد اعتماد و اطمینان در طراحان برنامه و مجریان دوره های آموزشی به منظور دلگرمی در روند اجرای این نوع آموزش ها.

۳- ارائه ی یک تعریف معتبر و درست از اهداف این دوره ها.

۴- مشخص نمودن درصد موفقیت یا عدم موفقیت دوره های آموزشی” (قاسمی، ۱۳۸۱، ص ۵۷).

به طور معمول ارائه ی یک دوره ی آموزشی جدید، کار آسانی نیست، ولی اگر این اقدام آموزشی مورد ارزشیابی قرار نگیرد امکان دارد بتوان هر گونه برنامه ی آموزشی را موجه دانست. “برای جلوگیری از گسترش بی رویه ی هزینه های آموزشی، مدیریت باید بر ارزیابی کامل سود و هزینه اصرار ورزد تا پولی که خرج می شود، دستمایه ی رضایت بخشی را به همراه آورد. هرگز نمی توان ادعا کرد که آموزش، خود به خود سودمند است، مگر آنکه ارزیابی شود” ( دولان و شولز، ترجمه طوسی، ۱۳۸۴، ص ۲۸۵).

در حقیقت ” اهمیت ارزشیابی در این است که نتایج آن به صورت بازخورد به برنامه های آموزشی مجدداٌ تغذیه شود تا ‌به این ترتیب تغییرات لازم و اساسی در متن برنامه ها ایجاد گردد. مسئله ی مهم دیگر اینکه ارزشیابی برنامه های آموزشی بدون ارزشیابی صحیح از نحوه ی کار شرکت کنندگان در برنامه، کاری ناقص و بدون ثمر خواهد بود. ‌بنابرین‏ در یک ارزشیابی کامل از برنامه ی آموزشی، باید به محتوا و چگونگی برنامه ها و تأثیرات آن در شرکت کنندگان توجه مخصوص و دقیق داشت” (ابطحی، ۱۳۸۳، ص ۱۲۲).

کرک پاتریک[۳۰]” دلایل اصلی ارزشیابی آموزش های ضمن خدمت را چنین بیان می‌کند:

توجیه دلایل وجودی واحد آموزش با نشان دادن نقش و اهمیت آن در تحقق اهداف و رسالت های سازمان، تصمیم گیری لازم در خصوص تداوم داشتن یا تداوم نداشتن یک برنامه ی آموزشی، گرفتن اطلاعات ‌در مورد اینکه چگونه می توان برنامه های آموزشی را در آینده بهبود داد”.(ابطحی،۱۳۸۳،ص ۱۶۷).” فقدان ارزشیابی ممکن است جدی ترین مشکل را در برنامه های آموزشی و توسعه به وجود آورد، به عبارت ساده تر، سؤالی که اکثر متخصصان پرسنلی مطرح می‌کنند این است که، آیا برنامه های آموزشی به اهداف از پیش تعیین شده خود رسیده اند؟” (جزنی،۱۳۷۵،ص ۱۸۶).

اهداف سنجش اثربخشی آموزشی:

“هدف از سنجش اثربخشی یک دوره ی آموزشی را می توان به شرح زیر بیان کرد:

۱- کسب اطلاعات درباره ی وضع موجود (در چه موقعیتی هستیم و برای شروع کار از کجا باید آغاز کنیم).

۲- تشخیص جهت حرکت و شرایط مطلوب و یا وضعیت هایی که بتوان به عنوان بهترین شرایط تلقی نمود تا مقاصد و هدف مورد نیاز مشخص شود.

۳- چگونگی رسیدن به هدف”(ربیعی، ۱۳۹۰،ص ۲۵).

با توجه به موارد فوق اثربخشی آموزشی، عناصری از تشخیص جهت توأم با چگونگی رسیدن هدف، مطلوب بودن یا مؤثر بودن یک فرایند آموزشی را به دنبال دارد. در فرایند سنجش اثربخشی، برنامه های آموزشی و نتایج حاصل از آن مورد بررسی قرار می‌گیرد تا میزان اثربخشی آن ها با توجه به اهداف پذیرفته شده مشخص شود که غالباً با توصیه هایی در جهت اقدامات سازنده همراه است

شاخص های ارزشیابی اثربخشی آموزش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




۱- سود سهام پرداختی

۲- سود و کارمزد پرداختی ( اعم از این که به حساب دارایی منظور شده باشد یا به حساب هزینه دوره )

۳- وجوه نقد پرداختی بابت هزینه تامین مالی اقساط اجاره به شرط تملیک

۲-۹- مالیات بر درآمد

جریان های نقدی مرتبط با مالیات بر درآمد تنها منحصر به پرداخت ها یا علی الحساب های پرداختی از بابت مالیات بر درآمد و یا استرداد مبالغ پرداختی از این بابت است و پرداخت‌های نقدی مربوط به سایر انواع مالیات ها ( از قبیل مالیات های تکلیفی و مالیات های مستقیم وضع شده بر تولید و فروش ) در سر فصل مالیات بر درآمد منعکس نمی شود.

۲-۱۰- فعالیت های سرمایه گذاری

فعالیت های سرمایه گذاری عبارت از تحصیل یا واگذاری سرمایه گذاری های کوتاه مدت و بلند مدت، دارایی های ثابت مشهود، دارایی های نامشهود و نیز پرداخت و وصول تسهیلات اعطایی به اشخاص مستقل از واحد تجاری (غیر از کارکنان ) می‌باشد. نمونه هایی از جریان‌های نقدی مرتبط با فعالیت های سرمایه گذاری به شرح زیر است:

الف ـ جریان های نقدی ورودی

۱- وجوه نقد دریافتی حاصل از فروش سرمایه گذاری در سهام و اوراق مشارکت سایر واحد های تجاری

۲- وجوه نقد دریافتی حاصل از فروش دارایی های ثابت مشهود و دارایی های نامشهود

۳- وجوه نقد دریافتی بابت اصل سپرده های سرمایه گذاری بلند مدت بانکی

۴- وجوه نقد دریافتی بابت اصل اقساط وام های پرداختی به اشخاص مستقل از واحد تجاری ( غیر از کارکنان )

ب ـ جریان‌های نقدی خروجی

۱- وجوه نقد پرداختی جهت تحصیل سرمایه گذاری در سهام و اوراق مشارکت سایر واحد های تجاری

۲- وجوه نقد پرداختی جهت تحصیل دارایی های ثابت مشهود و دارایی های نامشهود

۳- وجوه نقد پرداختی بابت سپرده های سرمایه گذاری بلند مدت بانکی

۴- وجوه نقد پرداختی بابت وام به اشخاص مستقل از واحد تجاری ( غیر از کارکنان )

۲-۱۱- فعالیت های تامین مالی

فعالیت‌های تامین مالی عبارت از فعالیت هایی است که منجر به تغییر در میزان و ترکیب سرمایه و استقراض های واحد تجاری ( به جز اضافه برداشت‌های منظور شده در محاسبه وجه نقد ) گردد. نمونه هایی از جریان های نقدی مرتبط با فعالیت‌های تامین مالی به شرح زیر است:

الف ـ جریان های نقدی ورودی

۱ – وجوه نقد دریافتی حاصل از صدور سهام

۲- وجوه نقد دریافتی حاصل از صدور اوراق مشارکت

۳- وجوه نقد دریافتی بابت تسهیلات مالی دریافتی از بانک ها

ب ـ جریان های نقدی خروجی

۱- وجوه نقد پرداختی بابت اصل اوراق مشارکت صادره

۲ – وجوه نقد پرداختی بابت اصل اقساط تسهیلات مالی دریافتی از بانک ها

۳- وجوه نقد پرداختی بابت اصل اقساط اجاره به شرط تملیک

۴- وجوه نقد پرداختی بابت کاهش سرمایه

۲-۱۲- روش های محاسبه جریان های نقدی ناشی از فعالیت‌های عملیاتی

برای گـزارشگری جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی، یکی از دو روش زیر استفاده می شود[۶].

روش مستقیم

در روش مستقیم هر یک از جریان های ورود و خروج وجه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی به طور جداگانه گزارش می شود. به عبارت دیگر، وجوه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی طبق روش مستقیم همانند بودجه نقدی، دریافت ها و پرداختی های نقدی مربوط به فعالیت‌های عملیاتی را نشان می‌دهد. تفاوت بین جریان های ورودی و خروجی وجه نقد « جریان خالص ورود (خروج) ناشی از فعالیت‌های عملیاتی » نامیده می شود.

روش غیر مستقیم

در روش غیر مستقیم، تنها خالص جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی، از طریق تعدیل سود خالص گــزارش شده، بابت آثار اقلام غیر نقدی مؤثر بر اندازه گیری سود، نشان داده می شود.

به عبارت دیگر، جریان سود از مبنای تعهدی به مبنای نقدی، تبدیل می شود. برای انجام این تبدیل، ابتدا سود خالص منعکس می شود وسپس به منظور:

الف) حذف تاثیر برخی اقلام که در اندازه گیری سود خالص منظور شده، اما مستلزم ورود یا خروج وجه نقد نبوده اند (نظیر هزینه استهلاک)

ب) احتساب تغییرات در دارایی های جاری (غیر از موجودی نقد) و تغییرات در بدهی های جاری که مرتبط با چرخه عملیات واحد انتفاعی بوده و بر موجودی نقد به شکلی متفاوت از سود خالص، اثر داشته اند.

تعدیلات لازم (اضافات و کسورات) که در سود خالص منعکس شده، اعمال می‌گردد، تا خالص جریان ورود (خروج) وجه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی به دست آید.

۲-۱۳- ساختار دارایی ها

دارایی

دارایی عبارت است از حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راه های دستیابی مشروع به آن منافع که در نتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است. با توجه ‌به این تعریف، دارایی دارای چهار ویژگی اصلی است[۸]:

۱- داشتن حــق مالـکیت – یعنی آنچه کـه تشکیل دهنده یک دارایی است خود مال نیست، بلکه ” حقوق حاصل از مالکیت ” یا ” سایر حقوق تصرف مال و استفاده از آن ” است.

۲- داشتن منافع اقتصادی آتی- منافع اقتصادی آتی یک دارایی عبارت از توان بالقوه آن جهت کمک مستقیم یا غیره مستقیم به جریان وجوه نقد به واحد تجاری می‌باشد.

۳- معاملات یا سایر رویدادهای گذشته – دارایی باید ناشی از معاملات یا سایر رویدادهایی باشد که در گذشته رخ داده است.

۴-کنترل توسط واحد تجاری – کنترل به معنای توان به دست آوردن منافع اقتصادی و توانایی محدود کردن دستیابی دیگران به آن منافع است.

انواع دارایی ها

۱- دارایی های جاری – دارایی های جاری عبارتند از وجه نقد و معادل وجه نقدی که استفاده از آن محدود نشده است، و سایر دارایی هایی که انتظار می رود طی چرخه عملیاتی معمول واحد تجاری یا ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه، هر کدام طولانی تر است، یا فروخته شود یا به وجه نقد یا دارایی دیگر که نقد شدن آن قریب به یقین است، تبدیل شود. طبق استاندارد های حسابداری، حداقل اقلامی که در صورت با اهمیت بودن باید به طور جداگانه به عنوان دارایی جاری در ترازنامه ارائه شوند، عبارتند از[۸]:

الف- موجودی نقد

ب- سرمایه گذاری های کوتاه مدت

ج- حساب ها و اسناد دریافتنی تجاری و سایر حساب ها و اسناد دریافتنی

د- موجودی های مواد و کالا

۲- دارایی های غیر جاری– دارایی هایی که از شرایط لازم برای انعکاس در سر فصل دارایی های جاری برخوردار نباشد، به عنوان دارایی‌های غیر جاری طبقه بندی می‌شوند. طبق استانداردهای حسابداری، حداقل اقلامی که باید تحت عنوان دارایی های غیر جاری گزارش شوند، عبارتند از:

الف- دارایی های ثابت مشهود

ب- دارایی های نامشهود

ج-سرمایه گذاری های بلند مدت

حال به تشریح چند مورد از اقلام دارایی ها که در این پژوهش کاربرد دارد می پردازیم.

وجه نقد: به موجودی نقد و سپرده های دیداری نزد بانک ها و مؤسسات مــالی اعم از ریالی و ارزی ( شامل سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت بدون سر رسید ) اطلاق می‌گردد.

در مواردی که استفاده از وجه نقد برای عملیات جاری مشمول محدودیت باشد، تنها در صورتی می توان آن را جزء دارایی های جاری منظور کرد، که مدت محدودیت حداکثر تا زمان سررسید تعهدی باشد که به عنوان بدهی جاری طبقه بندی شده است، یا این که محدودیت ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه برطرف شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




۲-۷-۱-۲ روش مبلغی ثابت

بر طبق این سیاست، مؤسسه به طور ثابت مبلغی قطعی و معین به عنوان سود سهام بدون توجه به نوسانات سود سالیانه، برای هر سهم می پردازد. در حقیقت با پیروی از این سیاست شرکت مبلغ ثابتی را بین سهام‌داران توزیع خواهد کرد، حتی اگر در سال مذبور زیان داشته باشد. باید توجه داشت پیروی از این سیاست بدین معنی نیست که مبلغ سود پرداختی برای تمامی سال های آینده بدون تغییر باقی می ماند بلکه وقتی درآمدهای شرکت افزایش می‌یابد و انتظار می رود که سطح جدید در آینده نیز استوار و پابرجا بماند، مبلغ پرداختی افزایش خواهد یافت. البته اگر چنانچه پیش‌بینی شود که این افزایش درآمد موقتی بوده است تغییری در سطح سود پرداختی از سطح موجود آن به وجود نخواهد آمد. با اینکه شرکت های با ثبات راحت تر و مطمئن تر می‌توانند این سیاست را دنبال کنند، ولی نوسان در درآمد، پیروی از این سیاست را برای شرکت های با نوسانات درآمدی بالا منتفی نمی سازد. چنین شرکت هایی برای امکان پرداخت مبلغ ثابت سالانه باید در سال هایی که عایدات، بیشتر از سود سهام پرداختی می‌باشد مبالغی را در دفاتر خود جهت پرداخت سود سهام در سال هایی بادرآمدی پایین ذخیره نمایند. حتی بعضی از شرکت ها حسابی تحت عنوان ذخیره متعادل سازی سود تقسیمی ایجاد می نمایند که این گونه حساب‌ها در نهایت می‌تواند به ثبات سود تقسیمی کمک کند. نسبت پرداختی ممکن است در سال بخصوصی کوچکتر و یا بزرگتر از نسبت پرداختی مورد نظر باشد اما در مجموع نسبت های پرداختی به گونه ای است که هدف مورد نظر را تأمین می کند.

این سیاست از نظر سرمایه گذاران سیاست کم ریسکی تلقی می شود و سرمایه گذارانی که مایلند حجم معینی از وجوه نقد را برای اداره امور زندگی و هزینه های عملیاتی به دست آورند نسبت به سهام چنین شرکت هایی تمایل بیشتری دارند و احتمالا حاضرند مبلغ بیشتری برای هر سهم شرکتی که دارای سیاست تقسیم سود ثابتی می‌باشد در صورت تساوی سایر شرایط بپردازند. مزایای سیاست تقسیم سود باثبات عبارتند از:

  1. محتوای اطلاعاتی سود سهام[۱۶]: سیاست تقسیم سود یک شرکت و تغییر این سیاست می‌تواند شامل اطلاعاتی باشد که به آن محتوای اطلاعاتی سود سهام می‌گویند.

در مواقعی که شرکت از سیاست سود با ثبات پیروی می‌کند، ادامه چنین سیاستی با افزایش و کاهشی که در روند آن ممکن است پیش آید، در واقع اطلاعاتی درباره انتظارات مدیران شرکت ‌در مورد آینده مؤسسه در اختیار سرمایه گذاران قرار می‌دهد. سهام‌داران نسبت به ۳ حالتی که ممکن است اتفاق بیفتد، اطلاعاتی را از انتظارات مدیران درباره آینده شرکت کسب می‌کنند.

حالت اول: ادامه تقسیم سود به صورت فعلی: در این حالت سرمایه گذار نسبت به ادامه روند درآمدی شرکت اطمینان حاصل کرده و یا حداقل عدم اطمینان وی کاهش می‌یابد. حتی اگر درآمدهای شرکت کاهش یابد ولی سیاست باثبات تقسیم سود ادامه یابد، سرمایه گذار وضعیت مذبور را اینطور تفسیر می کند که انتظارات مدیران شرکت نسبت به آینده شرکت بهتر از آن است که وضع موجود نشان می‌دهد و در نتیجه اطمینان بیشتری نسبت به سهام این شرکت درمقایسه با سهام شرکتی که همزمان با کاهش درآمد، سود تقسیمی خود را نیز کاهش می‌دهد، خواهد داشت.

حالت دوم: افزایش مقطعی سود تقسیمی و استمرار ثبات: این حالت از نظر سرمایه گذار نشان دهنده بهبود وضعیت سودآوری شرکت بوده و به وی این اطمینان را می‌دهد که علاوه بر اینکه سودآوری جاری شرکت بهبود یافته، مدیران نسبت به ادامه و یا تثبیت این سودآوری اطمینان دارند. به همبن دلیل ممکن است بازار عکس العمل مثبتی به چنین شرکتی نشان داده و قیمت سهام مذبور افزایش یابد.

حالت سوم: کاهش در سود تقسیمی: محققان معتقدند که مدیران شرکت هایی با ثبات تقسیم سود ثابت، به خاطر عکس العمل شدیدتر قیمت ها نسبت به کاهش سود تقسیمی، انعطاف کمتری در این مورد نشان می‌دهند.

‌بنابرین‏ زمانی که این شرکت ها اقدام به کاهش در تقسیم سود می نمایند این عمل برای سهامدار مبین کاهش در درآمدهای شرکت بوده و کاهش در سود تقسیم شده را دال بر وجود مشکلات جدی در شرکت از نظر مدیران تفسیر می نمایند. قابل ذکر است که مدیران شرکت نمی توانند برای همیشه بازار را گمراه نمایند و با وجود کاهش در درآمدها به طور مستمر به سیاست تقسیم سود باثبات خود ادامه می‌دهند. با توجه به سیاست های دولت، سود سهم باثبات به عنوان یک عامل تثبیت کننده عمل می‌کند، زیرا چنین سیاستی باعث می شود که اثرات منفی کاهش در درآمدهای شرکت بر روی تقاضای بازار در زمان رکود کمتر شود.

  1. تمایل به درآمد جاری[۱۷]: بعضی از سرمایه گذاران به سود سهام نقدی به عنوان وسیله ای برای تأمین هزینه های خود می نگرند و در رفع نیازهای مصرفی و جاری خود شدیداً به سود نقدی حاصل از سهام وابسته اند. برخی دیگر از سرمایه گذاران مایلند فرصت های سرمایه گذاری در سایر شقوق را برای خود حفظ نمایند و بدین ترتیب برای سرمایه گذاری نیازمند وجوه نقد مستمر هستند. سرمایه گذارانی با مشخصات بالا به دلیل اینکه فروش سهام در زمان نیاز به وجوه نقد، مستلزم صرف وقت و تحمل هزینه های معاملاتی می‌باشد، ترجیح می‌دهند که در شرکت هایی که دارای تقسیم سود باثبات هستند و درصد بالایی از سود خود را تقسیم می‌کنند، سرمایه گذاری نمایند. بنابراینهر شرکتی بر حسب سیاست تقسیم سود خود می‌تواند سهام‌داران خاصی را جذب نماید.

۲-۷-۱-۳ روش درصدی از ارزش اسمی (خادم موخر ۸۷،۱۳۸۰)

یکی از سیاست هایی که کمتر مورد توجه است پرداخت درصدی از قیمت اسمی به عنوان سود سهام می‌باشد این سیاست به تنهایی نمی تواند اطلاعات مفیدی در اختیار سهام‌داران قرار دهد. ولی بهر حال در شرکت هایی که حجم درآمد ناچیز است و در ضمن ارزش اسمی سهم نیز پایین می‌باشد، اگر چنانچه درصد اعلان شده مورد توجه قرار گیرد، درصد مذبور بالا می‌باشد اگرچه در کل حجم دریافتی هر سهامدار در چنین حالتی ناچیز خواهد بود.

۲-۷-۲ سیاست تقسیم سود نامنظم (وستون فرد[۱۸] ۱۳۷۸)

در این روش مدیریت در پرداخت سود سالانه روش مشخصی نداشته و از هیچ قاعده­ای استفاده نمی­کند. پرداخت سود ارتباطی با درآمدهای سالانه شرکت ندارد و صرفا به دلیل وضعیت خاص در شرایط جاری، سود سهام پرداخت می­ نماید. شرکتی ممکن است به منظور اجتناب از جرائم ناشی از وجود اندوخته­های زیاد و سود سنواتی اقدام به توزیع مقادیر مشخصی از سود بنماید و شرکت دیگری ممکن است با وجود درآمدهای سالانه خوب از توزیع آن خودداری نماید.

به دلیل عدم وجود معیار مشخصی در اینگونه شرکت ها برای تقسیم سود، معمولا عوامل زیادی ممکن است در سیاست توزیع سود آنان دخیل باشند که از جمله مهمترین این عوامل عبارتند از:

الف) وقتی که درآمدهای شرکت منظم و غیرقابل پیش‌بینی باشد.

ب) محیط شرکت و شرایط درونی و خارجی آن شدیداًً متغیر و متلاطم باشد.

ج) شرکت دارای سهام‌داران معدود و متجانس باشد.

د) ضعف های ناشی از مدیریت محافظه کارانه ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم تقسیم سود گردد.

و) بورس اوراق بهادار غیر فعال بوده و نقش کمی در سرمایه ­گذاری ملی داشته باشد.

۲-۷-۳ سیاست تقسیم سود باقیمانده[۱۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




البته اگرچه اصل شخصی بودن مجازات‌ها، صرف اعمال کیفر ‌در مورد بزهکاران را مورد توجه قرار می‌دهد اما نادیده نباید انگاشت که به هر تقدیر مجازات مجرم نمی تواند نسبت به خانواده او بی اثر باشد. کسی که به زندان کوتاه یا دراز مدت یا اعدام محکوم می شود بی شک خانواده اش از فقدان او دچار تشویش، نگرانی، ناایمنی می‌شوند و در این موارد مجازات به شکلی غیر مستقیم آن ها را نیز متأثر می‌سازد و در نتیجه اصل شخصی بودن محدود می‌گردد.[۷]

مجازات‌ها در تاریخ به عنوان واکنش علیه اعمال و ترک اعمال مجرمانه تلقی شده و علی رغم تحول اندیشه ها همچنان به عنوان ابزار مبارزه با جرم و مجرم به کار می‌روند. ویژگی‌های مجازات‌ها را باید در ارعاب و ترس و تحقیر آن ها و اهداف کیفرها را در اصلاح بزهکار و اجرای عدالت جستجو کرد. در قوانین عرفی تقسیم بندی مجازات‌ها با آنچه در قوانین شرعی وجود دارد متفاوت است ولی در هر حال نقش اصول مسلم قانونی بودن ، تساوی و شخصی بودن مجازات‌ها را می توان کم و بیش در همه قانونگذاریها دید. اصل شخصی بودن مجازات را نباید با اصل شخصی بودن مسئولیت جزایی اشتباه کرد همچنان که خلط آن یا اصل فردی کردن مجازات صحیح نیست.

مبحث دوم : عدالت ترمیمی

گفتار اول : اصول عدالت ترمیمی

هر فکر، ایده ، اندیشه و رویکرد نوینی می بایست متناسب با محتوای خود، در پی رسیدن به آرمانها و اهدافی باشد که لزوم آن را توجیه نماید واز این رهگذر مبتنی بر اصول و ‌چارچوب‌هایی باشد. تا آن نظریه فکری را از همانندان خویش متمایز گرداند. ضمن آنکه ارائه روش‌هایی که بتوان با بهره گرفتن از آن ها به اهداف منظور رسید ضروری است در این قسمت به ذکر پاره ای از اصول و اهدافی می پردازیم که مستقیم یا غیر مستقیم توسط مبلغان اندیشه عدالت ترمیمی در کتب مقالات ، سایت های اینترنتی و مجامع و محافل علمی بیان شده و یا در کنوانسیونها یا اسناد منطقه ای و بین‌المللی بدان اشارت رفته است. پس از آن به شرح و توضیح مختصری پیرامون روش های ارائه شده عدالت ترمیمی خواهیم پرداخت و در پایان نیز برخی از نقدهای وارده در این خصوص را مرور می‌کنیم. قبل از پرداختن به اصل موضوع، ذکر یک مقدمه ضروری می کند و آن اینکه سال‌های سال مجازات قبل از هر چیز پاداش و عقوبتی بود که جامعه به شخص مجرم به علت تقصیری که مرتکب شده بود تحمیل می کرد و در این راه به دنبال هی هدف و مقصود و منظور نمی گشت. از این منظر مجازات فی نفسه مطلوب است و هدف. پس برای توجیه اعمال آن، نیاز به هیچ چیز جزء ارتکاب جرم نیست. رابطه جرم و مجازات یک رابطه تلازمی ، آن هم تلازمی بین و آشکار تصور می شد که وجود یکی فی نفسه حاکی از وجود دیگری بود. هرچند که این تئوری دارای ریشه‌های عمیق تاریخی است و به فلاسفه یونان و دیدگاه های حقوقی و اخلقی مربوط به تورات و تلمود نیز نسبت داده می شود ولی از طرفداران مشهور آن که به دیدگاه خلاقی در خصوص فلسفه مجازات معروف است می توان از کانت و ژوزف دوستر یاد کرد. از نظر اینان اگر مجازات از نظر اجتماعی متضمن هیچگونه فایده ای هم نباشد مجازات مجرم ضروری است. این نظریه با عناوینی همچون سزادهی نیز مطرح و بیان می‌گردد. با مدرن شدن حقوق جزا برخی اندیشمندان در مقام بیان اهداف آن ، سودمندی اعمال مجازات را به عنوان هدف اصلی حقوق جزا اعلام و ترویج نمودند.

از این منظرمهمترین هدف حقوق جزا، همان سودمندی است و اعمال مجازات از آن جهت توجیه پذیر است که متضمن نفع و سود برای جامعه است. این طرز تفکر در اثر نفوذ افکار فیلسوفان تجربه گرا و به ویژه دیدگاه های فرانسیس بکین در انگلستان به مبنای تمامی علوم قرار گرفت و محسوسات پایه اصلی همه دانش های بشری محسوب می شد. [۸]

الف) اصول عدالت ترمیمی در رابطه با بزه دیده و بزهکار

این اصل به یکی از تفاوت های نظری بین عدالت ترمیمی و عدالت سزادهی معطوف است. در سیستم های فعلی دادرسی به علل مختلف ، این امکان وجود دارد که بزه دیده علاوه بر آنکه به توقعات واقعی خویش نرسد در گیر و دار و پیچیدگی و یا شلوغی راهروهای دادگستریها، بیشتر خسارت ببیند، بدین ترتیب این اصل، واکنشی در مقابل خسارت زایی و مضرات ورود به دستگاه عدالت کیفری غیر حساس به حساسیت های واقعی اصحاب دعوی کیفری است. هیچ اجباری در شرکت طرفین جرم در برنامه های عدالت ترمیمی نیست از این رو بایستی در قبال آن دسته از بزهکاران و بزه دیدگاه که حاضر به شرکت در چنین فرآیندی نیستند راهکارهای متفاوت ، اما معقول و متضمن جبران خسارات و لطمات با ویژگی ترمیم کنندگی اتخاذ گردد.

ب) تقسیم بزه دیدگان به اولیه و ثانویه و واکنش علیه بزهکار

بزه دیدگان و متأثرین از جرم هم شامل بزه دیدگان اصلی و اولیه که مستقیماً از عمل مجرمانه صدمه دیده اند می‌گردد و هم شامل بزه دیدگان فرعی و ثانویه که از جرم متأثر می‌شوند. عدالت ترمیمی معتقد است که همه این بزه دیدگان می بایستی در محور تصمیم گیری ها قرار بگیرند و به حقوق و نیازها و آسیب های وارد به آنان توجه شده و در فرایند عدالت به افرادی منفعل و حاشیه ای تبدیل نگردند.

ج) اصول عدالت ترمیمی در رابطه با جامعه

حرکت عدالت ترمیمی برای رسیدن به اهداف خود در قبال جامعه نیز دارای اصول و معیارهایی است که به برخی از آن ها اشاره می شود.

۱)عمل مجرمانه تعرض به مناسبات انسانی است : پیشگامان عدالت ترمیمی امروزه تعاریف جدیدی برای مفاهیم مربوط به جرم ، مجازات و غیره ارائه می‌دهند. هوارد زهر در کتاب معروف خود به نام تغییر دیدگاه ها در تعریف جرم می‌گوید جرم یعنی تعرض به افراد انسانی و مناسبات انسانی است. از نقطه نظر باورمندان این دیدگاه عمل مجرمانه اولاً و باالذات یک تعرض و بی حرمتی به انسان ها و مناسبات و ارتباطات آن ها‌ است.

جرم در درجه اول و در عالم واقع تعرض به بزه دیده است. اوست که واقعاً کشته و یا مضروب می شود. احساساتش جریحه دار شده و حقوقش سلب می شود و به طور واقعی متحمل ضرر می‌گردد. ‌بنابرین‏ اگر برای هر جرمی یک منقوض «آنچه نقض می شود» و منقوض علیه را قایل شویم. عدالت ترمیمی بر خلاف عدالت کیفری سنتی، منقوض را نه قانون جزا که روابط انسانی و منقوض علیه را نه امنیت و نظم عمومی و دولت بلکه مشخص بزه دیده می‌داند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




احتمالاً بیشترین شخصی که ‌در مورد ذخیره شناختی مطلب نوشته است، استرن است. او در سال ۲۰۰۶ پیشنهاد کرد که دو مکانیسم واسطه برای ذخیره شناختی وجود دارد: ذخیره عصبی[۲۵۵] و جبران عصبی[۲۵۶]؛ در ذخیره عصبی، شبکه های کارآمدتر مغز افراد دارای هوش و تحصیلات بالاتر، کمتر در معرض ابتلا به اختلال هستند. در جبران عصبی، شبکه های دیگر ممکن است عملکرد شبکه های دچار اختلال را جبران کنند؛ ‌بنابرین‏ افراد باهوش بالا ممکن است تکالیف را به شیوه‌ای کارآمدتر پردازش کنند. در نتیجه، در موارد آلزایمر، در افراد دارای ذخیره شناختی، نقص در انجام تکالیف دیرتر آشکار می‌شود. استرن (۲۰۰۷) همچنین بیان می‌کند که اکثر متخصصان بالینی از این واقعیت آگاه هستند که یک آسیب با شدت مشابه می‌تواند در یک بیمار آسیب عمیق و در فرد دیگر حداقل آسیب را ایجاد کند. این ممکن است تفاوت در بهبود پس از آسیب غیر پیش‌رونده مغز را توضیح دهد. همان طور که سایموندز[۲۵۷] (۱۹۳۷، ص ۱۰۹۲) در جمله معروف خود بیان ‌کرده‌است: «نه تنها نوع ضربه به سر، بلکه نوع سر نیز مهم است. » استرن (۲۰۰۷) استدلال می‌کند که هیچ ارتباط مستقیمی بین میزان آسیب و نشانه های بالینی آن آسیب وجود ندارد.

پیش از این دیدیم که در مغز بزرگسالان، نو زایش می‌تواند صورت گیرد. یکی از حیطه‌های پژوهش در تلاش برای افزایش احتمال این اتفاق، کشت سلول‌های بنیادی[۲۵۸] است. سلول‌های بنیادی مغز انسان بزرگسال، تولید مجدد سلول‌ها در هیپوکامپ از طریق جایگزینی سلول‌های عصبی را تقویت می‌کند (کانوور و نوتی[۲۵۹]، ۲۰۰۸). اگرچه اختلاف نظرهای وجود دارد مثلاً ‌در مورد میزان بهبودی، بهبود عملکرد ممکن است از طریق جایگزینی سلول‌های بنیادی صورت گیرد، قطعاً پژوهش ‌در مورد سلول‌های بنیادی یکی از حیطه‌های پژوهش است که می‌تواند بهبودی حافظه را افزایش دهد (زیتلو، لین، دانت و روسر[۲۶۰]، ۲۰۰۸). مطالعات بر روی حیوانات نشان داده‌اند که امکان تولید مجدد سلول‌ها در شکنج دندانه‌دار[۲۶۱] از طریق ارائه تکالیف خاص یادگیری (گریسبچ، هوودا، مولتنی، وو و امز پینیلا[۲۶۲]، ۲۰۰۴) و یا محیط‌های غنی‌شده (داناشکودی و شتی[۲۶۳]، ۲۰۰۸٫ دوبروسای و دانت[۲۶۴]، ۲۰۰۱) وجود دارد. با توجه ‌به این یافته ها، افزایش بهبود طبیعی از طریق محیط‌های غنی‌شده و راهبردهای توانبخشی متمرکز، امکان‌پذیر است. به‌علاوه، این برنامه ها ممکن است در واقع منجر به نو زایش در مغز انسان شوند.

روش‌های تصویربرداری به ما اجازه می‌دهد ببینیم آیا امکان بهبود خودبه‌خود عملکرد حافظه به‌جای تکیه عمدتاًً بر روش‌های جبرانی وجود دارد و یا هر گونه تغییر رفتاری مشاهده شده در نتیجه تغییرات ساختاری مغز می‌باشد (لوین، ۲۰۰۶). گریدی[۲۶۵] و کاپور (۱۹۹۹) بیان می‌کنند که مطالعات تصویربرداری ممکن است به ما امکان ارزیابی تغییرات خاص ایجاد شده در دوران بهبودی را دهند و ‌بنابرین‏، ما می‌توانیم مشخص کنیم که آیا بهبود در نتیجه (۱) سازمان‌دهی مجدد در چارچوب موجود، (۲) به‌کارگیری مناطق جدید در شبکه و یا (۳) انعطاف‌پذیری در مناطق اطراف منطقه آسیب دیده، صورت گرفته است. چند مطالعه از فن تصویربرداری برای مطالعه بهبودی از آسیب مغزی استفاده کرده‌اند. یکی از اولین مقالات در این زمینه، تغییرات در جریان خون موضعی مغز[۲۶۶] (rCBF) پس از توانبخشی شناختی برای افراد مبتلا به آنسفالوپاتی سمی[۲۶۷] را گزارش ‌کرده‌است (لیندگرن، استبرگ، اربیک و روزن[۲۶۸]، ۱۹۹۷). در مطالعه‌ای دیگر در همان سال، از توموگرافی نشر پوزیترون برای شناسایی ارتباطات عصبی روش‌های تحریک اجرا شده در توانبخشی افراد مبتلا به دیسفازی[۲۶۹]، استفاده شده است (کارلومنگو[۲۷۰] و همکاران، ۱۹۹۷). لاتش، جوب، سیچرا، لین و بلند[۲۷۱] (۱۹۹۷) و لاتش، پاول[۲۷۲]، جوب، لین و کوینتانا[۲۷۳] (۱۹۹۹) از توموگرافی رایانه‌ای با گسیل فوتون منفرد به منظور بررسی rCBF در دوران بهبودی از آسیب مغزی استفاده کردند. این پژوهشگران نشان دادند که تغییرات خاص در rCBF به نظر می‌رسد هم با محل آسیب و هم با راهبردهای مورد استفاده در توانبخشی شناختی ارتباط دارد. در مطالعه لاتش و همکاران (۱۹۹۷) تداوم بهبود در سه بیمار با ارزیابی rCBF، توانایی‌های کارکردی و مهارت‌های شناختی تا ۴۵ ماه پس از آسیب ثبت گردیده است. مطالعه دیگر توسط لاتش، تالبورن، کریسکای، شوبت و سوئینی[۲۷۴] (۲۰۰۴) نشان داد که بهبودی به دنبال توانبخشی شناختی را می‌توان با

    1. Wolters, Stapert, Brands & Van Heugten ↑

    1. Wilson, Emslie, Quirk, Evans & Watson ↑

    1. Wade & Troy ↑

    1. Kim, Burke, Dowds, Boone & Park ↑

    1. Cappa ↑

    1. Randomized Controlled Trials ↑

    1. Rohling, Faust, Beverly & Demakis ↑

    1. Neuropage ↑

    1. Kaschel ↑

    1. Majid, Lincoln & Weyman ↑

    1. Das Nair ↑

    1. Ptak, Van Der Linden & Schnider ↑

    1. Bergman ↑

    1. Gontkovsky, Mcdonald, Clark & Ruwe ↑

    1. Ashman, Gordon, Cantor & Hibbard ↑

    1. Keith D Cicerone, Mott, Azulay & Friel ↑

    1. Skeel & Edwards ↑

    1. Korsakoff’s Syndrome ↑

    1. Tagliaferri, Compagnone, Korsic, Servadei & Kraus ↑

    1. Finkelstein, Corso & Miller ↑

    1. National Institutes of Health ↑

    1. Cerebral Contusion ↑

    1. Epidural Hematoma ↑

    1. Subdural ↑

    1. Subarachnoid hemorrhage ↑

    1. Intraventricular

    1. Intracranial ↑

    1. Langlois, Rutland-Brown & Wald ↑

    1. Posttraumatic Amnesia ↑

    1. Glasgow Outcome Scale ↑

    1. Mateer ↑

    1. Skandsen ↑

    1. Koponen ↑

    1. Whyte ↑

    1. Baddeley ↑

    1. Amensia ↑

    1. Distraction ↑

    1. Immediate Memory Span, ↑

    1. Modality ↑

    1. Explicit ↑

    1. Implicit ↑

    1. Recall ↑

    1. Recognition ↑

    1. Retrospective ↑

    1. Prospective ↑

    1. Clare ↑

    1. Hitch ↑

    1. Atkinson & Shriffin ↑

    1. Sensory Memory ↑

    1. Short-Term ↑

    1. Long-Term ↑

    1. Iconic Memory ↑

    1. Echoic Memory ↑

    1. Short Term Memory (Stm) ↑

    1. Immediate Memory ↑

    1. Primary Memory ↑

    1. Miller ↑

    1. Recency Effect ↑

    1. Free Recall ↑

    1. Central Executive ↑

    1. Phonological Loop ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




مطالعه کیفیت زندگی[۲] از دهه ۱۹۶۰ شروع شد (مک‌کال[۳]، ۱۹۹۷) و تلاش زیادی برای تعریف و اندازه‌گیری عینی آن انجام شده است (هاگرتی، کامینس، فریس، لاند و میکالوس[۴]، ٢٠٠١ )، اما هنوز تعریف واحدی از کیفیت زندگی که مورد توافق همگان باشد، ارائه نشده است (اسکوینگتن، ۲۰۰۲).

بازخوانی مفاهیم متعدد کیفیت زندگی به ارائه تعریفی از سوی گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی منجر شده است. در این تعریف کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که سلامت جسمانی، رشد شخصی، حالات روان‌شناختی، میزان استقلال، روابط اجتماعی و ارتباط با محیط را در بر می‌گیرد و بر ادراک فرد از این ابعاد نیز مبتنی است. به طور کلی پژوهش‌ها ‌در مورد کیفیت زندگی مبتنی بر دو رویکرد بوده‌اند: رویکرد عینی[۵] و رویکرد ذهنی.

در رویکرد ذهنی، کیفیت زندگی، مترادف با شادی یا رضایت فرد در نظر گرفته شده و بر عوامل شناختی از جمله هوش عاطفی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید دارد (شالک، ۱۹۹۶). اما رویکرد عینی، کیفیت زندگی را به عنوان موارد آشکار و مرتبط با استانداردهای زندگی می‌داند. این استانداردها شامل سلامت جسمانی، عوامل فردی (ثروت و…)، ارتباطات اجتماعی، اشتغال و سایر عوامل اجتماعی و اقتصادی است (ویلیامز[۶]، ۱۹۸۵). در نوسان بین دو رویکرد ذهنی و عینی، رویکرد جدیدی به نام کل نگر به وجود آمد (رنویک و براون، ۱۹۹۶). در این دیدگاه کیفیت زندگی یک پدیده چند بعدی است که شامل هر دو مؤلفه‌ ذهنی و عینی است.

به لحاظ اهمیت فراگیر کیفیت زندگی و تاثیرات قابل توجه آن، همواره این متغیر مورد توجه و بررسی قرار گرفته و سعی بر آن شده تا عوامل مؤثر بر آن، مورد شناسایی قرار گیرند. در این راستا، به طور کلی پژوهش‌ها به دو دسته عوامل اجتماعی و فردی اشاره ‌داشته‌اند.

از جمله عوامل اجتماعی مؤثر بر کیفیت زندگی همدلی[۷] است. ویشر[۸] (۱۹۹۵، به نقل از هراتیان، ۱۳۹۱) این واژه را برای اشاره به جنبه‌ای از احساس زیبایی شناختی به کار برده است. همدلی ظرفیت بنیادین افراد در تنظیم روابط، حمایت از فعالیت‌های مشترک و انسجام گروهی و نیروی انسانی، است. این توانایی نقشی اساسی در زندگی اجتماعی دارد (ریف، کتلر و ویفرینگ، ۲۰۱۰)، برانگیزنده رفتارهای اجتماعی و رفتارهایی است که انسجام گروهی را در پی دارد (جولیف و فارینگتن[۹]، ۲۰۰۴؛ ریف و همکاران، ۲۰۱۰). همدلی عنصری ضروری برای عملکردهای موفقیت آمیز بین شخصی محسوب می‌شود (سوسا[۱۰]، ۲۰۰۹ ) و پاسخ عاطفی فرد به واکنش های عاطفی دیگران است (علی، آموریم و چامورو ـ پریموزیک[۱۱]، ۲۰۱۰).

پژوهشگران نشان دادند که انسان در جریان یک ارتباط عاطفی و همدلانه می‌تواند روابط و احساسات خود را کنترل و رفتار خود را با جامعه هماهنگ و سازگار سازد و زندگی با کیفیت بهتر را تجربه کند. در پژوهشی، کالیوپسکا[۱۲] (۲۰۰۷ ) دریافته است که دانشجویان با احساس همدلی زیاد، در مقایسه با دانشجویانی که کمترین حد همدلی را دارند، نگرش‌های مثبت‌تری به رفتارهای ایجادکننده‌ی سلامتی داشته و شیوه رفتاری آن ها سالم تراست. سلامتی یکی از مؤلفه‌های کیفیت زندگی است.

از جمله عوامل فردی مؤثر دیگر هوش عاطفی است. در مطالعات متعددی به ارتباط کیفیت زندگی و هوش عاطفی اشاره شده است (مایر[۱۳]، ۲۰۰۴). نظریه‌پردازان بنا بر دیدگاه مورد پذیرش خود، هوش عاطفی را به انحای مختلف تعریف کرده‌اند. سالووی و مایر[۱۴] (۱۹۹۷)، معتقدند هوش عاطفی عبارت است از مجموعه‌ای از توانایی‌های ذهنی عمده، در قلمرو پردازش فعال اطلاعات هیجانی که شامل چهار بعد ادراک حسی و ابراز عواطف، تسهیل عاطفی تفکر، درک و تحلیل اطلاعات عاطفی و به کار‌گیری دانش عاطفی و در نهایت مدیریت عواطف است(مایر و سالووی، ۱۹۹۷؛ تیلور و باگبی[۱۵]، ۲۰۰۰).

از نظر بار- آن[۱۶] (۱۹۹۷)، هوش عاطفی عبارت است از مجموعه‌ای از توانایی‌ها و مهارت‌های غیر‌‌شناختی که بر سازگاری موفقیت آمیز فرد با فشارها و خواسته‌های محیط تاثیر می‌گذارند. این توانایی شامل عناصر غیرشناختی همچون، خوش‌بینی، شادکامی، شایستگی اجتماعی، خود شکوفایی و عزت نفس است (یوسفی و صفری، ۱۳۸۸). در تحقیقی مشخص شده است که بین هوش عاطفی وکیفیت زندگی افراد رابطه‌ مثبت وجود دارد (یوسفی و صفری، ۱۳۸۸).

یکی از دیگر عوامل فردی مؤثر بر کیفیت زندگی، هوش اخلاقی[۱۷] است. هوش اخلاقی مرز بین نوع دوستی و خودپرستی است و به معنای ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، توجه به زندگی انسان و طبیعت و رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است (بوربا[۱۸]، ۲۰۰۵). هوش اخلاقی ‌به این حقیقت اشاره دارد که ما به صورت ذاتی، اخلاقی یا غیراخلاقی متولد نمی‌شویم؛ بلکه یاد می‌گیریم که چگونه خوب باشیم. یادگیری برای خوب بودن، شامل ارتباطات، بازخورد، جامعه پذیری و آموزش است که هرگز پایان پذیر نیست. آنچه که ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، همان هوش اخلاقی است که با بهره گرفتن از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک می‌شویم (بوربا، ۲۰۰۵). این سازه شامل چهار بعد: درستکاری، مسئولیت‌پذیری، بخشش و دلسوزی است (لنیک و کیل، ۲۰۰۵).

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عوامل فردی مؤثر (هوش عاطفی و اخلاقی ) با کیفیت زندگی، با توجه به نقش واسطه‌ای عامل اجتماعی همدلی است.

۱-۲- بیان مسئله

هر فردی به دنبال آن است تا زندگی همراه با سلامتی، خوشبختی، معنویت، عشق و امید داشته باشد. علاوه بر این همه جوامع خواستار شادی و سعادت افراد خود از جمله دانشجویان خود هستند. دستورالعملی که روان‌شناسان می‌توانند فعالیت‌های خود را در قالب آن برای دانشجویان گسترش دهند، کمک به فهم و تعیین عوامل و تعیین‌کننده های سازه‌ای است که زندگی سالم همراه با خوشبختی و معنویت را به همراه داشته باشد تا بر اساس آن عوامل بتوانند به دانشجویان که از عناصر سازنده جامعه هستند، جهت داشتن کار و ازدواجی مناسب، روابط اجتماعی و سلامت بهتر کمک کنند، از این رو مطالعه عواملی که موجب زندگی بهتر و سازگاری هر چه بیشتر انسان با نیازها و تهدیدات زندگی می‌شوند، از مهم‌ترین سازه‌های مورد پژوهش است (کمپیل، سیلز، کوهان و آستین[۱۹]، ۲۰۰۶)، این سازه کیفیت زندگی است.

پژوهش ها حاکی از ثأثیر متغیرهای بسیاری بر کیفیت زندگی بوده‌اند. از جمله در‌‌‌ پژوهش سیاروچی و همکاران (۲۰۰۰) به بررسی رابطه عامل فردی هوش عاطفی با مؤلفه‌های‌ کیفیت زندگی یعنی سلامت جسمانی و روانی پرداخته شده است و این نتیجه حاصل شده است‌ که افرادی که در هوش عاطفی نمرات بالاتری دارند، می‌توانند به راحتی با استرس‌ها و فشارهای زندگی روزمره، مقابله کرده و همچنین قادرند احساسات خود را کنترل و بیان نمایند، ‌بنابرین‏ از نظر جسمی و روانی نسبت به کسانی که هوش عاطفی پایین‌تری دارند، سالم تر هستند.

در تحقیقات دیگری نیز به بررسی رابطه هوش عاطفی و کیفیت زندگی پرداخته شده است (شوته، مالوف، تورتینستون و روکی[۲۰]، ۲۰۰۷). همچنین پژوهش‌های هارت (۲۰۰۰)، تجلی (۱۳۸۶)، ساکلوفسکی، آستین و مینسکی[۲۱] (۲۰۰۳) حاکی از آن هستند که هوش عاطفی با سلامت روان رابطه مثبتی دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




روش های گردآوری اطلاعات

مطالعه: که جهت بررسی اسناد و مدارک موجود و نیز ادبیات تحقیق صورت می‌گیرد.

مصاحبه تخصصی: که جهت رفع ابهام از رویه، مفاهیم و عملکردهای سیستم خصوصاًً در موارد غیر مکتوب که با کارشناسان و روسای ادارات ومدیران ارشد شرکت به عمل آمده است.

مشاهده: به منظور رؤیت و اثبات عینی واقعیات مربوط به رویه های عملکرد در سیستم موجود صورت گرفته است.

ابزار گردآوری اطلاعات

در این پژوهش اطلاعات مود نیاز از طریق مطالعه، مصاحبه، مشاهده اسناد و مدارک و بانک های اطلاعاتی گردآوری شده است.

پایایی و اعتبار تحقیق

جهت بررسی سیستم فعلی بهای تمام شده از مشاهده اسناد و مدارک و بانک های اطلاعاتی استفاده شده است. جهت نقد سیستم موجود به مطالعه سیستم پرداخته و جهت طراحی سیستم به مشاهده فرایند ارائه خدمات و همچنین مصاحبه با کارشناسان به شناسایی فعالیت های شرکت پرداخته شده است.

همچنین جهت مرور ادبیات تحقیق از تحلیل محتوا استفاده شده است.

روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات

اساسی ترین روش های تجریه و تحلیل اطلاعات شامل موارد زیر است.

تحلیل محتوا: که جهت دسته بندی مفاهیم نظری و ادبیات تحقیق صورت می‌گیرد.

تجزیه و تحلیل سیستم: در طراحی سیستم هزینه یابی پیشنهادی در قلمرو تحت بررسی از این روش استفاده شده و شامل موارد زیر است.

وجود یا فقدان سیستم هزینه یا بی در واحد تحت بررسی

تعیین نقاط ضعف و قوت سیستم هزینه یا بی در واحد تحت بررسی

ارائه پیشنهاداتی در جهت بهبود سیستم هزینه یابی در قلمرو تحت بررسی و طراحی چارچوب کلی سیستم پیشنهادی

موضوع این پژوهش طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادر تخصصی فرودگاه های کشور می‌باشد.

در این پژوهش اهداف ذیل دنبال شده است.

تعیین وجود یا عدم وجود سیستم در قلمرو تحت بررسی

تعیین معایب و محاسن سیستم در قلمرو تحت بررسی

طراحی چارچوب کلی سیستم پیشنهادی

فصل چهارم

طراحی سیستم پیشنهادی

مقدمه

بیشتر مدیران در صنعت فرودگاهی معمولا چشم انداز مناسبی از مدیریت هزینه ها به عنوان یکی از فرآیندهای مهم و نوین سیستم حسابداری مدیریت در سازمان خود ندارند. اما شکی نیست که دسترسی ‌به این اطلاعات یکی از ابزارهای مهم و استراتژیکی است که اطلاعات مفیدی را در دسترس مدیران جهت تصمیم گیری های متعدد قرار می‌دهد و با فراهم کردن بازخوردهای مناسب به آن ها کمک می‌کند تا بر اساس آن بتوانند به پیشرفت بیشتر سازمان خود و حفظ آن در بازار شدید رقابتی دست یابند.

یکی فاکتور های عمده که به نوعی یک تهدید بالقوه برای شرکت محسوب می شود انحصار موجود در مدیریت و راهبری فرودگاه های کشور می‌باشد. این انحصار از یک طرف موجب عدم حضور رقیب در بازار هوانوردی کشور شده و از طرف دیگر موجب کم توجهی به سنجش کارایی و اثر بخشی فعالیت های شرکت و فرودگاه های تحت مدیریت آن شده است. برای تبدیل این تهدید به فرصت بهبود مستمر و تحقق اهداف متعالی در حوزه فرودگاهی، شرکت فرودگاه های کشور نیاز دارد بداند هزینه خدمات مختلفی که ارائه می‌کنند به چه میزان می‌باشد و علاوه بر این اطلاع صحیح و کافی از اجزا هزینه ها و ساختار تشکیل دهنده آن ها در سازمان خود داشته باشند. برای مدیران فرودگاه ها و تصمیم گیرندگان صنعت فرودگاهی، دسترسی به اطلاعات مدیریت هزینه به عنوان یک ابزار کلیدی جهت تاثیرگذاری بر فعالیت‌های شرکت و فراهم کردن ایده ها و افکار مناسب برای اداره کردن و مدیریت فعالیت‌های فرودگاهی بسیار مهم و ضروری می‌باشد. این موضوع نه تنها به ‌عنوان یک محرک اساسی بر مسائل مالی صنعت فرودگاهی تاثیر اساسی دارد، بلکه بر فرهنگ سازمانی و چگونگی ساز و کار آن نیز تاثیر معناداری خواهد داشت. برای این منظور اصل مدیریت هزینه به عنوان یکی از موضوعات جدید و حاضر در بین سازمان‌های جهانی در صنعت فرودگاهی نیز به دلیل اینکه در این بازار انحصاری مشغول به فعالیت می‌باشد، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

چارچوبی که برای سیستم مدیریت هزینه در هر سازمانی وضع می شود باید این اطمینان را به طور دائم ایجاد کند که این سیستم می‌تواند استراتژیهای جاری سازمان را با فشارهای محیطی و موقعیتهای سازمانی تطبیق دهد. سازمان‌ها و مدیران آن ها نیاز دارند که بدانند چگونه می‌توانند با تصمیمات و فعالیت‌های خود، ارزش‌های موجود را حفظ نموده و ارزش افزوده جدیدی را در سازمان ایجاد کنند. مدیریت هزینه معیار و دیدگاه مناسبی است که می‌تواند به آن ها در این روند کمک کند. اطلاعات مدیریت هزینه یک روش و متدولوژی را ایجاد می‌کند که به کمک آن مدیران وکارکنان درک می‌کنند تا تلاش و نیروی خود را بر روی چه اهدافی در سازمان متمرکز کنند تا بتواند آن ها را به سمت اهداف تعیین کننده جهت سازمان آن ها سوق دهد. برای این منظور شناخت نارساییها و ضعف

    1. Activity Based Costing ↑

    1. Activity Based Management ↑

    1. Budgeting Financial Planing ↑

    1. Continiuse Improvement ↑

    1. Unused Capacity ↑

    1. Resources ↑

    1. Resource Driver ↑

    1. Activity ↑

    1. Activity Driver ↑

    1. Cost Object ↑

    1. Cost Driver ↑

    1. Activity Center ↑

    1. Activity Element ↑

    1. Cost Pool ↑

    1. Activity Analysis ↑

    1. Performance Appraisal ↑

    1. Activity Based Mnagement ↑

    1. Activity Based Budjeting ↑

    1. Costing ↑

    1. Chain of Activity ↑

    1. Early Activity based Costing ↑

    1. Two Dimensional System ↑

    1. Hony Well ↑

    1. Northern Telecom ↑

    1. General Motors ↑

    1. Cost Assingment View ↑

    1. Process Assingment View ↑

    1. Stockham Valve & Fittings ↑

    1. Northern Telecom Limited ↑

    1. Triquint ↑

    1. Ernest & Young ↑

    1. Clark Hurth ↑

    1. Dayton Extruded Plastics ↑

    1. Compumotor ↑

    1. Super bakery Inc. ↑

    1. Original Broadford Supe Works ↑

    1. Brookwood Medical Center ↑

    1. DHL Internationl Service ↑

    1. Air Italia ↑

    1. Royal Bank of Scotland Service ↑

    1. Europe Economics ↑

    1. Civil Aviation Authority ↑

    1. Helios ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

فرسودگی شغلی مشکلی بالقوه در تمام مشاغل به ویژه مشاغل خدماتی از جمله بانک ها که کارکنان آن با مشتریان، ارباب رجوع و قوانین دست و پاگیر دولتی سر وکار دارند به شمار می‌آید. نکته ی مهم دیگر در رابطه با فرسودگی شغلی هزینه های مستقیم و غیر مستقیم آن است.فرسودگی شغلی باعث غیبت کارکنان از محل کار، کاهش کیفیت کار، تعارضات بین فردی با همکاران، مشکلات جسمی- روانی، تغییر شغل و سرانجام ترک خدمت می شود. ترک خدمت هزینه های زیادی برای سازمان به دنبال دارد. ‌بر اساس اطلاعات موجود در اتحادیه اروپا همه ساله ۲۰ میلیون یورو به مخارج ناشی از استرس و فرسودگی شغلی اختصاص داده می شود. در ایالات متحده این هزینه به ۳۵۰ میلیون دلار در هر سال می‌رسد. (مارتینو،۲۰۰۳) فرسودگی شغلی منجر به افت کیفیت ارائه خدمات می شود. (مسلچ، ۲۰۰۱، ۳۹۷-۴۲۲) فرسودگی شغلی در درازمدت منجر به دست کشیدن از کار، غیبت، روحیه پایین، تحریک پذیری، درماندگی، عزت نفس پایین، افزایش اضطراب می شود. اگر به علایم فرسودگی شغلی توجه نشود و درمانی برای آن صورت نگیرد هم فرد و هم سازمانی که فرد در آن سازمان مشغول به کار است . ‌بنابرین‏ توجه مدیریت بانک ها به موضوع فرسودگی شغلی سبب ارتقای عملکرد سازمانی، بهبود روابط بین فردی، افزایش کیفیت ارائه خدمات و کاهش هزینه های ناشی از غیبت، بازنشستگی پیش از موعد و ترک شغل می شود.

۱-۴- سئوال های تحقیق

  • سئوال اصلی

آیا بین فرسودگی شغلی بر عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد؟

  • سئوال های فرعی

آیا بین تحلیل عاطفی بر عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد؟

آیا بین مسخ شخصیت بر عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد؟

آیا بین کاهش موفقیت فردی بر عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد؟

۱-۵- اهداف تحقیق

  • هدف اصلی

بررسی ارتباط بین فرسودگی شغلی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم

  • اهداف فرعی:

بررسی ارتباط بین تحلیل عاطفی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم

بررسی ارتباط بین مسخ شخصیت با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم

بررسی ارتباط بین کاهش موفقیت فردی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم

۱-۶- فرضیه های تحقیق

  • فرضیه های اصلی

بین فرسودگی شغلی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد.

  • فرضیه های فرعی

بین تحلیل عاطفی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد.

بین مسخ شخصیت با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد.

بین کاهش موفقیت فردی با عملکرد سازمانی در کارکنان صف بانک سپه استان قم ارتباط معناداری وجود دارد.

۱-۷- متغیرهای تحقیق

متغیرهای تحقیق عبارتند از:

جدول ۱-۱: متغیرهای تحقیق

متغیر مورد بررسی
مؤلفه‌ ی مورد بررسی
شماره سئوالات
تعداد گویه‌ها

متغیر مستقل

(فرسودگی شغلی)

تحلیل و خستگی عاطفی

۱ الی ۹

۹

مسخ شخصیت

۱۰ الی ۱۴

۵

کاهش موفقیت فردی

۱۵ الی ۲۲

۸

متغیروابسته

(عملکرد سازمانی)

عملکرد سازمانی

۲۳ الی ۶۴

۴۲

۱-۸- قلمرو تحقیق

۱-۸-۱ – قلمرو موضوعی

آنچه که در این تحقیق به عنوان محور اصلی مطرح است، تاثیر فرسودگی کارکنان صف بانک سپه استان قم بر عملکرد سازمانی است . بر این اساس ، مباحث مربوط به فرسودگی شغلی کارکنان ، عملکرد سازمانی که در حوزه مدیریت منابع انسانی قرار می‌گیرد ،قلمرو موضوعی این تحقیق را تشکیل می‌دهند.

۱-۸-۲ – قلمرو مکانی

قلمرو مکانی این تحقیق، شعب بانک سپه استان قم می‌باشد.

۱-۸-۳ -قلمرو زمانی

قلمرو زمانی بین بهمن۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۳ می‌باشد.

۱-۹- تعریف واژگان کلیدی تحقیق

فرسودگی شغلی: فرسودگی شغلی را سندرمی روان شناختی می دانند که ترکیبی از سه مؤلفه تحلیل عاطفی ، مسخ شخصیت و کاهش موفقیت فردی است که در میان افرادی که با مردم کار می‌کنند به میزان های متفاوت اتفاق می افتد(هاکانن،۲۰۰۶). فرسودگی شغلی را یک حالت خستگی مفرط که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می شود. ( ‌فریدون برگر،۱۹۷۵)

تحلیل عاطفی: تحلیل عاطفی نوعی احساس تخلیه ی جسمی و روحی است که به واسطه ی فشارهای شغلی ایجاد می شود؛ به گونه ای که فردی که قبلاً دارای انگیزه، پرانرژی، سرزنده و پرنشاط بوده، احساس می‌کند کارش خسته کننده و بی معنا شده است.

مسخ شخصیت: مسخ شخصیت عبارت است از پاسخ منفی و سنگدلانه، عاری از احساس و همراه با بی اعتنایی مفرط نسبت به مشتریان و ارباب رجوع؛ یعنی از دست دادن تمامی علاقه و احساسات عاطفی در برابر مراجعان و یا پاسخ گویی به آنان، به صورت غیر انسانی. (مک گراث، ۱۹۸۹)

کاهش موفقیت فردی: ‌در مورد کاهش موفقیت فردی باید گفت که این مؤلفه‌ ‌به این معنا است که فرد احساس می‌کند عملکرد وی با موفقیت همراه نیست؛ در واقع می توان گفت که در این رابطه موفقیت ادراکی مطرح است نه موفقیت واقعی. (مسلچ ، لیتر،۲۰۰۵)

عملکرد سازمانی: شاخصی است که چگونگی تحقق اهداف یک سازمان یا مؤسسه‌ را اندازه گیری می کند (هو، ٢٠٠٨ ).

۲-۱- مقدمه

شغل هر فرد چیزی بیش از کارها و فعالی تهای مشخصی همچون، تایپ، رانندگی، ارائه گزارش و… است و باید وی با همکاران، مافو قها، ارباب رجوع و… تعامل داشته باشد و قوانین، مقررات و آیین نامه های سازمان را رعایت کند. حتی ممکن است فرد در شرایط کاری یا محیطی که چندان هم مطلوب نباشد کار کند؛ این بدان معنی است که عوامل موجود در محیط کار به طور وسیعی با سلامت یا بیماری افراد شاغل در ارتباطند. ‌بنابرین‏ توجه به بهداشت روانی در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی کاری افراد بسیار مهم است. (آی ال او، ۲۰۰۰، ۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ق.ظ ]




در ماده ۲۲ قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان در باب مکان ساخت یا انتشار آثار آمده است : « حقوق مادی و معنوی پدیدآورنده موقعی از حمایت این قانون برخوردار خواهد شد که اثر برای نخستین بار در ایران چاپ یا پخش یا نشر یا اجرا شده باشد و قبلاً در هیچ کشوری چاپ یا پخش یا اجرا نشده باشد.» با بررسی اجمالی این ماده می توان به چند نکته اساسی پی برد : اول آنکه نحوه بیان ماده به گونه است که تنها حقوق مادی صراحتاً منوط به رعایت اصل سرزمینی شده اند و حقوق معنوی در تمامی آثار اعم از داخلی و خارجی مورد حمایت است. دوم آنکه آثاری که اولین بار در خارج از ایران تهیه و تولید شوند ، اعم از آنکه پدیدآورندگان آثار مذبور ایرانی یا خارجی باشند ، از حمایت این قانون خارج می‌باشند. نکته آخر آنکه قسمت انتهایی ماده مذکور انتشار همزمان را نیز نپذیرفته است.[۱۷۹] با وجود این ماده ۶ قانون ترجمه ‌و تکثیر کتب و نشریات صوتی ، علاوه بر پذیرش اصل سرزمینی ، شرط معامله متقابل را در حمایت از آثار خارجی پذیرفته است و از این حیث مترقی می‌باشد. پیش نویس لایحه جدید[۱۸۰] با هدف حل این مسئله و با توجه به کنوانسیون برن در سه بند جداگانه از حیث قلمرو اجرا در بیان آثار قابل حمایت مقرر می‌دارد : بند اول – آثار پدیدآورندگانی که تبعه ایران بوده یا اقامتگاه یا مرکز عملیات اداری یا محل سکونت آن ها در ایران است. بند دوم – آثاری که نخستین بار در ایران منتشر می‌شوند یا حداکثر ظرف ۳۰ روز در ایران منتشر می‌شوند. بند سوم – آثار سمعی و بصری که دفتر مرکزی یا اقامتگاه یا محل سکونت تهیه کنندگان آن ها در ایران واقع شده است. نکته قابل ملاحظه در این ماده اشاره به مرکز عملیات یا دفتر مرکزی می‌باشد که با توجه به ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی و ماده ۵۹۰ قانون تجارت و در مقام بیان اقامتگاه هر گاه پدیدآورنده شخص حقوقی باشد ، قابل توجیه می‌باشد. برای مثال مؤسسه‌ تصویر دنیای هنر یک تهیه کننده آثار سمعی و بصری و دارای شخصیت حقوقی است که مرکز عملیات یا دفتر مرکزی آن در ایران است. بدین ترتیب ‌بر اساس قانون فعلی ایران آثار تلویزیونی ایرانی یا خارجی اگر برای اولین بار در ایران پخش یا منتشر یا اجرا نشده باشند ، هر چند از لحاظ معنوی حمایت خواهند شد ، لیکن از لحاظ مادی حمایت نخواهند شد. از طرف دیگر آثار تلویزیونی خارجی به شرط وجود معاهده متقابل قابل حمایت می‌باشند. ‌بنابرین‏ در نبود معامله متقابل و هم به دلیل عدم عضویت ایران در کنوانسیون های بین‌المللی علاوه بر اینکه آثار تلویزیونی داخلی همواره در معرض سوء استفاده قرار می گیرند ، آثار تلویزیونی خارجی نیز بدون در نظر گرفتن حقوق مادی و معنوی به سرعت و توسط فضاهای مجازی و غیر مجازی در داخل کشور منتشر می‌شوند. برای مثال سریال های تلویزیونی که توسط شبکه های تلویزیونی خصوصی کشور کره ساخته می‌شوند و به راحتی و با ترجمه ای سطحی از طریق سایت های اینترنتی در کشور منتشر می‌شوند ، بدون آنکه از حمایت مادی یا معنوی برخوردار باشند ، این در حالی است که کشور کره عضویت در کنوانسیون برن را برخلاف ایران پذیرفته است.

ب) اعلان مشخصات و ثبت اثر- علاوه بر اصل رفتار ملی ، اصل دیگری تحت عنوان « اصل حمایت بدون تشریفات » نیز به موجب بند ۲ ماده ۵ کنوانسیون برن حاکم است. بدین تعبیر که بهره مندی آثار ادبی و هنری از حمایت نیازمند روش و شکل خاصی نبوده و آثار ادبی و هنری به محض ارائه در قالب شکلی اصیل باید مورد حمایت مادی و معنوی قرار بگیرند. کنوانسیون برن ثبت اثر و رعایت دیگر تشریفات را شرط حمایت از آثار ندانسته ، هر چند به موجب بند ۱ ماده ۵ کنوانسیون مذکور مقرر شده « مولفان در کشورهای عضـو اتحادیه ، از مزایایی که بیانیه برای آن ها در نظر گرفته برخوردار خواهـند بود. این مزایا جدا از حقوقی است که کشور خاستگاه در حال حاضر و یا پس از آن برای اتباع خود در نظر گرفته و یا خواهد گرفـت.»[۱۸۱] کشورهای عضو می‌توانند ثبت اثر یا انجام دیگر تشریفات را ملاک حمایت قرار بدهند. برخلاف کنوانسیون برن ، کنوانسیون ژنو رعایت تشریفات را پذیرفته و شرط برخورداری اثر از حمایت را درج علامت © ، نام صاحب اثر و نخستین سال انتشار بر روی اثر قرار داده است.

به طور کلی کشورها نسبت به اصل عدم رعایت تشریفات موضع واحدی اتخاذ ننموده اند : در پاره ای از کشورها رعایت تشریفات نسبت به تمامی یا تعدادی از آثار ادبی و هنری الزامی است. برای مثال در کشور آرژانتین ثبت در دفتر ثبت الزامی است و یا در کشور بلژیک انتشارات دولتی در صورتی که ثبت شوند ، مورد حمایت خواهند بود. در پاره ای دیگر از کشورها رعایت تشریفات اختیاری بوده ، اگر چه ثبت در چنین کشورهای اماره مالکیت اثر تلقی خواهد شد. این رویه در قانون مالکیت فکری فرانسه حاکم بوده و به موجب آن به محض ارائه اثر ادبی و هنری در شکلی اصیل ، بدون نیاز به تشریفاتی از قبیل درج مشخصات یا ثبت اثر حمایت صورت می‌گیرد. در قوانین مالکیت فکری انگلستان نیز رعایت تشریفات الزامی نبوده و این به دلیل عدم مغایرت قوانین این کشورها با کنوانسیون برن می‌باشد.[۱۸۲] اما در قوانین مالکیت فکری آمریکا رعایت برخی تشریفات الزامی بوده که خود زمینه ساز رعایت تشریفات در کنوانسیون ژنو و النهایه وجه تمایز آن از کنوانسیون برن گردیده است. ‌بنابرین‏ لزوم رعایت تشریفاتی مانند درج علامت © ، نام صاحب اثر و نخستین سال انتشار بر روی اثر از مقررات این کنوانسیون ناشی شده است ، لیکن با پیوستن آمریکا به کنوانسیون برن در مارس سال ۱۹۸۹ میلادی ، درج مشخصات اختیاری شده است. هرچند این قاعده با استثنائاتی مواجه شده که ‌بر اساس آن از یک طرف نسبت به آثار تهیه شده قبل از این تاریخ همچنان اعلان مشخصات اجباری می‌باشد. از طرف دیگر آثاری که نخستین بار از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۹ میلادی بدون اعلان مشخصات منتشر شده اند ، باید ۵ سال پس از انتشار بدون درج مشخصات ثبت شوند ، تا بتوانند مورد حمایت قرار بگیرند.[۱۸۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




همان گونه که گفته شد، چگونگی شخصیت افراد در سازگاری شغلی اهمیت زیادی دارد در اصل زمانی عملکرد فرد در محیط کاری افزایش می­­یابد و موفقیت شغلی به همراه دارد که تناسب بین شغل و شخصیت وجود داشته باشد. بعضی مشاغل برای افراد سر به زیر و ساکت مناسب است درحالی که تعدادی از مشاغل برای افراد برون گرا و سازگار مناسب به نظر می­رسد. توانایی سازگاری اجتماعی سهم بزرگی در موفقیت شغلی دارد. در بعضی از مشاغل روی انواع خاصی از مهارت­ های اجتماعی تأکید می­ شود، در مقابل برای برخی دیگر از شغل­ها افراد آرام و درون­گرا مناسب هستند. به عنوان مثال نمی­ توان فردی را که دارای شخصیت هنری است را به کارهای فیزیکی واداشت و یا کسی را که شخصیت آن انتفاعی و سوداگری است به کارهای هنری یا تحلیلی به کار گمارد. در اصل اهمیت مدیر در این ‌می‌باشد که بتواند با تشخیص تفاوت­های شخصیتی و انطباق آن ها با هر یک از مشاغل، زمینه‌های ارتقاء کاری و عملکرد را مهیا سازد (پورکیانی، ۱۳۸۷).

معمولاً زمانی که صحبت از انطباق فرد با شغل مطرح می­ شود، به انطباق مهارت و دانش شاغل با شغل مورد نظر توجه می­ شود. اما انطباق شخصیتی فرد و نیازهای کارکنان با شغل نادیده انگاشته می­ شود که این مشکل در مراحل بعدی و در حین انجام کار نمایان می­ شود (هافمن[۸۳]، ۲۰۰۶).

در بسیاری موارد، دلیل شکست افراد در انجام دادن اثربخش وظایف شغلی خود در سازمان، کمبود هوش یا فقدان مهارت­ های فنی آنان نیست، بلکه همسو نبودن ویژگی­های شخصیت آنان و شغلی است که به عهده دارند. به همین دلیل، لازم است در زمینه مطالعات مرتبط با شخصیت در شغل توجه داشته باشیم. سازش و هماهنگی بین نوع شخصیت و نوع محیط باعث سازگاری بیشتر با شغل و حرفه می­گردد که به نوبه خود به رضایت منجر می­ شود ( ساعتچی، ۱۳۸۸). سکی گوچی[۸۴] در تحقیقی ‌به این نتیجه رسیده است که عواملی نظیر تحصیلات، تخصص، مهارت و تجربه و تناسب شخصیت فرد با سازمان از عواملی هستند که نقش مهمی در افزایش عملکرد و موفقیت شغلی دارند (گوچی، ۲۰۰۷). در پژوهشی دیگر تناسب شخصیت با شغل را بر عملکرد کارکنان مؤثر ارزیابی کرده ­اند و نتیجه گرفتند متناسب بودن شخصیت با شغل می ­تواند موفقیت شغلی را به همراه داشته باشد (براون و بلای[۸۵]، ۲۰۰۵).

علاوه بر تناسب شغل با شخصیت مهم است، انطباق محیط با ویژگی­های شخصیتی افراد نیز اهمیت دارد. چرا که انطباق محیط و الگوهای محیطی با ویژگی­های شخصیتی افراد است که خرسندی و ارضاء نیاز درونی فرد را به همراه دارد و زمینه ­های پیشرفت در فعالیت­های شغلی و اجتماعی فرد را نیز فراهم می‌کند. تناسب ویژگی­های شخصیتی و محیط شغلی را به عنوان تئوری مسلط در رفتار سازمانی مطرح کرده ­اند. تئوری تطبیق یا تناسب، مطالعات گسترده ­ای را در پی داشته است (هافمن، ۲۰۰۶) این مطلب، در یک فراتحلیل بوسیلۀ آسولین و میر[۸۶] (۱۹۸۷) از ۷۷ نتیجه همبستگی مشخص شده است. میانگین همبستگی­های بین متناسب بودن ویژگی­های شخصیتی فرد و شغل و رضایت­مندی و موفقیت از محدوده­ ۲۰/۰=r تا ۳۸/۰=r ‌می‌باشد (اسکندری، ۱۳۸۹ به نقل از کارتراندووالش[۸۷]).

مفهوم تطبیق میان شغل، شاغل، شخصیت، محیط و سازمان برای روان­شناسان بسیار جذاب است، هماهنگی یا تناسب بیشتر فرد با محیط، موجب افزایش عملکرد و موفقیت شغلی، رضایت شغلی و کاهش فشار روانی در سیستم می­گردد و در جایی که یک عدم تناسب دیده شود، نتیجۀ آن کاهش عملکرد و موفقیت شغلی، عدم رضایت و افزایش فشار روانی در سیستم خواهد بود (اسکندری، ۱۳۸۹ به نقل از مانکینسکی[۸۸]). یکی از مسائل موجود در مفهوم تطبیق، تشریح مراتب آن است. تأثیر ویژگی­های شخصیتی و نگرش­ها، اعتقادات و ارزش­ها را بر این امر نمی­ توان نادیده گرفت (فورنهام[۸۹]، ۲۰۰۱).

۲-۱۲ سازمان های هواپیمایی

حدود ۱۱۰ سال پیش یعنی سال ۱۹۰۳ ، برادران رایت، پروازی را آغاز کردند که هم اکنون از آن به عنوان صنعت حمل و نقل هوائی نام برده می­ شود. در دنیای امروز این صنعت، از صنایع پیشرفته و رو به توسعه است. در سازمان­ های هواپیمایی، کارکنان زمینی و پروازی با همکاری همدیگر جهت ارائه خدمات به مشتریان تلاش ‌می‌کنند. کادر زمینی در این سازمان­ها شامل واحدهای امور اداری، مالی، فروش، ترافیک، حراست، خدمات بار، حمل و نقل، تدارکات و غیره ‌می‌باشد که کم و بیش در هر سازمان دیگری یافت می­ شود با همان ضوابط و قوانین اداره کار کل کشور؛ تنها تفاوت عمده این سازمان­ها در وجود کارکنان پروازی است که با توجه به ماهیت کاری که دارند استانداردها، قوانین و ساعات و دغدغه­ های کاری خاص خود را دارند که حتی این قوانین هم در قانون کار کل کشور تعریف شده است.

انسان به صورت طبیعی با پرواز تطبیق و هماهنگی ندارد، شاید به همین دلیل و به موازات پیشرفت های مهندسی در حوزه هوانوردی، مشکلات ناشی از پرواز نیز رشد می­یابند. لذا اهمیت توجه به مسائل روانشناختی در این صنعت بیشتر احساس می­ شود، تأکید و تمرکز بر مسائلی همچون شناخت ویژگی­های شخصیتی و چالش­های رفتاری و بهداشت روانی کارکنان زمینی، پروازی، مسافران و تمامی کسانی است که در صنعت هوائی کار ‌می‌کنند، که این مهم موجب کمک به کارکنان شرکت­های ‌هواپیمایی برای مدیریت کردن مسائل مرتبط با صنعت به منظور کاهش استرس و افزایش عملکرد و دستیابی به موفقیت شغلی و همچنین ضریب ایمنی بالاتر پرواز و در نهایت مشاوره و کمک برای انتخاب خدمه پرواز[۹۰] مطرح می شود (بور، ۲۰۰۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




۳-۲-۲- بیع از روی نمونه

از موارد دیگر که متعهدله مجبور نیست که اجبار متعهد را خواستار شود حکم مذکور در ماده ۳۵۴ قانون مدنی است: «ممکن است بیع از روی نمونه بعمل آید در این صورت باید تمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والّا مشتری خیار فسخ خواهد داشت».

عده ای با لحاظ قراردادن اطلاق و ظاهر ماده حکم آن را ناظر بر عین کلی و عین معین هر دو جاری می دانند.[۶۷] بعضی دیگر معتقدند که این ماده ناظر به هر نوع مبیعی نیست بلکه فقط ‌در مورد مبیع معین کاربرد دارد.[۶۸] زیرا که فروش مبیع از روی نمونه یکی از طرق رفع ابهام است و در صورتی که مبیع مطابق نمونه نباشد خیار تخلف از رؤیت ایجاد می‌گردد و چون خیار تخلف وصف و رؤیت بر طبق ماده ۴۱۴ق. م. ‌در مورد بیع عین خارجی است نه کلی لذا این ماده فقط ناظر به عین معین می‌باشد.[۶۹] از سوی دیگر حق فسخ برای مشتری هنگامی که امکان اجبار فروشنده به تسلیم مبیع مطابق نمونه باشد انحراف آشکاری از قاعده می‌باشد.

بعبارت دیگر اگر حق فسخ را برای مبیع کلی که مطابق نمونه نبوده قایل شویم اعمال خیار فسخ به سبب تخلّف از قرارداد با قواعد عمومی اجرای تعهد تعارض دارد. پس اگر ماده ۳۵۴ را منحصر به عین معین بدانیم دیگر استثناء بر قاعده نیست چون ‌در مورد عین معین در فرضی که بر خلاف اوصاف تعیین شده در آید ، اجبار ممکن نیست زیرا عقد صرفاً بر مال معین واقع شده است .

بنظر می‌رسد اولاً در خیار رؤیت جهت رفع ابهام تمام مبیع سابقاً دیده شده و در آینده بیع منعقد می‌گردد فلذا چاره ایی نیست که مورد خیار، مبیع معین یا کلی در معین باشد چرا که مبیع کلی را نمی توان تماماً از سابق رؤیت نمود و اگر چنین امکانی باشد دیگر مبیع کلی نام نهاده نمی شود. اما در بیع از روی نمونه فقط قسمتی از مورد معامله جهت رفع ابهام دیده شده به طوری که در این فرض حتی می‌تواند شامل مبیع کلی هم گردد و اشکالی بدان وارد نباشد و بهمان میزان که برای اولین بار مبیع معین و کلی در معین بعد از انعقاد عقد امکان فسخ را برای مشتری فراهم می کند در مبیع کلی هم این امکان وجود دارد و اگر این را نپذیریم ترجیح بلامرجح می‌باشد. ثانیاًً اگر قاعده نخست اجبار و متعاقباً فسخ می‌باشد این استدلال در فرض ماده شامل هر سه قسم مبیع می‌گردد در حالی که نص ماده دلالت بر این دارد که در هر سه قسم مبیع مشتری می‌تواند بیع را فسخ نماید. ثالثاً این ماده زمانی طرح گردید که مقنن در مبحث سوم از باب سوم کاملاً اقسام مبیع را توصیف نموده و بعداً این ماده را آورده است اگر نظر مقنن بر مستثنی نمودن مبیع کلی می بود می بایست بیان می کرد ‌بنابرین‏ با توجه به اینکه مقنن امکان فسخ برای مشتری را فراهم نموده است کما اینکه مشتری می‌تواند اجبار آن را هم مطالبه نماید فلذا اختیاری بودن حق اجبار و حق فسخ با منطق امروزی بیشتر سازگار می‌باشد.

۴-۲-۲- شرط دادن رهن و ضامن

یکی دیگر از موارد انحراف از قاعده اجبار، شرط دادن رهن است بدین توضیح که یکی از شروط فعل شایع در قرارداد ها این است که در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که بواسطه معامله مشغول الذمه می‌شود رهن بدهد.

ماده ۳۷۹ ق. م. بیان می‌دارد: «اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت…..»

هر چند دادن رهن و ضامن هر دو در یک ماده آمده است و چنین می‏رساند که ماهیت این دو تعهد یکی است ولی با کمی دقّت روشن می‏ گردد که گرچه دادن رهن و ضامن هر دو برای وثیقه دین و اطمینان به انجام دادن تعهد است، ماهیت این دو تعهد متفاوت است. دادن رهن شرط فعلی است که خود متعهد ملزم به انجام آن است. و در صورتی که انجام ندهد باید بین صورتی که مال مورد رهن معین و در ملک ملتزم است با فرضی که آن مال به دیگری تعلق دارد یا تلف شده است تفاوت گذارد. در فرض نخست، خودداری مدیون از دادن رهن به طرف او حق فسخ نمی‏دهد، یعنی کماکان همان قاعده اصلی، یعنی اجبار تا حد امکان، حاکم خواهد بود. زیرا دادگاه می‏تواند به نیابت از مدیون مال را به رهن دهد و اسناد لازم را امضاء کند. ولی در فرض دوم چون اجبار ملتزم به شرط امکان ندارد، چاره‏ای جز فسخ عقد باقی نمی‏ماند که این حق خلاف قاعده عمومی اجرا و اجبار متعهد می‌باشد ماده ۲۴۲ ق.م ناظر به همین فرض است که اعلام می ‏کند: «هرگاه در عقد شرط شده باشد که مشروط علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود، مشروط له اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مطالبه عوض رهن یا ارش عیب، و اگر بعد از آنکه مال را مشروط له به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگر اختیار فسخ ندارد». ولی دادن ضامن ماهیتش تعهد به فعل ثالث است و ‌بنابرین‏ تعهد متعهد در اینجا فقط انجام کوشش‌های لازم است برای رضایت ثالث که ضامن دین او گردد و اگر کسی حاضر به ضمانت متعهد نباشد، طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت. [۷۰]

۵-۲-۲- تخلف از شرایط عقد اجاره

مهمترین استثناء بر قاعده عمومی اجبار به انجام عین تعهد به سبب تخلف از مقررات قراردادی در ذیل ماده ۴۹۶ قانون مدنی با عبارت ذیل بیان گردیده است: «…. نسبت به تخلف از شرایطی که بین موجر و مستاجر مقرر است خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت می‌گردد.»

ماده ۴۷۸ ق.م. نیز چنین مقرر می‌دارد: «هرگاه معلوم شود عین مستأجره در حال اجاره معیوب بوده مستأجر می‌تواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است اجاره را با تمام اجرت قبول کند ولی اگر موجر رفع عیب کند به نحوی که به مستأجر ضرری نرسد مستأجر حق فسخ ندارد. »

نویسندگان قانون مدنی در تدوین این ماده نظر غیرمشهور فقهاء، یعنی انتخاب مشروط له به فسخ یا اجبار ملتزم به وفای به شرط را اختیار کرده‌اند. چنین عدول و انحرافی از قاعده عمومی اجبار با این استدلال که هر چند خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت می‌گردد ولی اعمال آن منوط به عدم امکان اجبار مؤجر یا مستأجر است قابل توجیه می‌باشد ولی چنین توجیه تاکنون مورد قبول محاکم ما قرار نگرفته است.[۷۱] به هر حال چون حکم ماده ۴۹۶ امری استثنایی و خلاف قاعده است باید تا سر حد امکان تحدید گردد و از اینرو نباید با استمداد از قیاس اولویت تخلّف از شرط را به قانون مدنی در تعهدهای اصلی در عقد اجاره نظیر نپرداختن اجاره بهاء نیز تسری داد. ماده ۴۷۶ ق.م. در تأیید این نظر چنین مقرر می‌دارد: «موجر باید عین مستاجره را تسلیم مستاجر کند و در صورت امتناع مؤجر اجبار می‌شود و در صورت تعذّر اجبار، مستاجر خیار فسخ دارد». مواد ۴۸۷ و ۴۹۲ ق. م. نیز مؤید این مطلب می‌باشند که تخلّف از شروط اجاره نباید از راه قیاس شامل همه تعهدهای مؤجر و مستأجر گردد این مواد چنین مقرر می‌دارند:

ماده ۴۸۷ ق. م. : «هرگاه مستأجر نسبت به عین مستأجره تعدی یا تفریط نماید و مؤجر قادر بر منع آن نباشد، مؤجر حق فسخ دارد».

ماده ۴۹۲ ق .م. : « اگر مستأجر عین مستأجره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده یا از اوضاع و احوال استنباط می‌شود استعمال کند و منع آن ممکن نباشد مؤجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




۲-۱۷٫ موقعیت اقتصادی محلات

پرورش گل گیاهان زینتی در محلات :

هنر ‌گل‌کاری و پرورش گل به عنوان یک فعالیت اقتصادی در ایران به آغاز قرن حاضر و حدود ۱۳۰۰ شمسی برمی گردد و شهر محلات به عنوان پایه گذار، ایجاد کننده و توسعه دهنده این صنعت، نقش پر اهمیت و ویژه ای داشته است. سالانه علاوه بر دو میلیون گلدان و بیست میلیون شاخه گل در سطح ۹۰۰ هکتار اراضی و گلخانه های شیشه ای و پلاستیکی شهرستان محلات تولید و به دو ستداران گل در سطح کشور و خارج از کشور عرضه می شود. دلایلی را که می توان برای پرورش گل در محلات نام برد به قرار زیر است :

    1. از قدیم در این منطقه نوعی گلایل وحشی و بومی وجود داشته که در میان مزارع این شهرستان می روئیده است.

    1. اعتدال نسبی آب و هوا و عدم وجود تغییرات و تنش های شدید طبیعی در طول سال.

  1. وجود علاقه و مهارت و بینش لازم جهت پرورش گل در منطقه.

انواع گل در محلات (http://fa.wikipedia.org/wiki/) :

الف : گل‌های آپارتمانی : شامل ۲۰ گونه که برخی از آن ها عبارتند از : انواع پیتوس، آلکونها، کرتن، دیفین باخیا، انواع فیلکوس(ابلق) پیرومیا(پیله).

ب : گل‌های شاخه ای : شامل ۱۹ گونه که برخی از آن ها عبارتند از: گلایل، میخک، زنبق، انواع پیلوم، ارکیده، کوکب، جعفری، همیشه بهار، انواع داودی، ژرویرا و آمالیس.

انواع درختچه های زینتی :

الف : کاغذی مانند : رز ، نسترن، نخل زینتی، محبوب شرب، کاردینا.

ب : نشاء و بذر : میمون، صدفی، انواع بنفشه، اطلسی خارجی و ایرانی، پریوش.

ج : انواع نهال : نهال گیلاس، نهال هلو، نهال گردو، اقاقیا، زلزالک، آناناس.

رشته ها و زیر شاخه های متعددی در رابطه با ‌گل‌کاری[۳] وجود دارد. یکی از این موارد استفاده از اندام های گیاهان زینتی می‌باشد.

از لحاظ موقعیت مصرفی گیاهان زینتی را به سه دسته تقسیم می‌کنند :

گیاهان یک ساله[۴] ؛ گیاهان زینتی که به ‌عنوان گل های فضای سبز استفاده می‌شوند. این گیاهان معمولاً مقاوم به سرما نیستند و دوره زندگی نسبتاً کوتاه دارند. مانند گل اطلسی و آحار.

گل های دائمی[۵]؛ گیاهانی که بیش از یک سال در فضای آزاد قابلیت رشد و نمو دارند. مانند گل تاج الملوک، داودی و زنبق های دائمی.

گیاهان آپارتمانی یا Indoor Plants؛ گیاهانی که فقط در فضای محدود آپارتمان ها و گلخانه ها قابل نگهداری هستند. مانند برگ انجیلی و فوتوس. انجام تحقیقات برای صادرات گل ها و گیاهان زینتی یک امر مسلم و ضروری است. هم چنین مجموعه عواملی که در این راستا باید مد نظر قرار گیرند عبارتنداز :

ـ نوع خاک و بستر مورد پرورش گیاهان؛

ـ نوع محصول ارائه شده؛

ـ تداوم تولید در طی یک زمان معین.

۲-۱۸٫ چالش ها و موانع اساسی تولید گل و گیاه در محلات

– نبود امکانات و نابسامانی در بسته بندی، نگهداری و حمل و نقل گل به ویژه نبود حمل و نقل هوایی

– آشنایی کم گلکاران منطقه با مبانی علمی و فنی پرورش گل

– بهره برداری پائین از عوامل تولید (انرژی، سرمایه، نیروی کار، آب و…)

– ساختار اقتصاد سنتی و وجود بازار نابسامان و واسطه های داخلی

– عدم برنامه ریزی دقیق در تولید، بازرسانی و بازاریابی متناسب با بازارهای جهانی

– بی توجهی به توسعه پایدار دانا محور، و پرداختن به گسترش شعار گونه و سیاسی سطح زیر کشت گلخانه ها.

– عدم وجود آموزش های اصولی بهره برداران

– عدم دسترسی به مواد گیاه اصلاح شده استاندارد و با کیفیت (قلمه، بذر، پیاز)

– عدم دسترسی و کاربرد علوم جدید و بالفعل کردن استفاده آن ها

– عدم حمایت جدی دولت از بخش تحقیقاتی گل و گیاه و ناکارآمدی آن در تجهیز بهره وران از علوم و فنون جدید تولید و پرورش و اصلاح گل و گیاهان زینتی.

– عدم رعایت استانداردهای کیفی در تجارت بین‌المللی گل و گیاهان زینتی

در این راستا به بررسی بعضی از موانع اصلی و اساسی تولید گل و گیاهان زینتی محلات که باعث ایستایی و رکود این صنعت گردیده است می پردازیم.

– برای دستیابی به چشم اندازهای آرمانی و توسعه یافتگی (سند چشم انداز بیست ساله کشور)

که یکی از محورهای اصلی آن توسعه مبتنی بر دانایی است، تولید علم و تحقیقات بایستی نقش ویژه ای را دارا باشد. اگر بپذیریم که تولید متکی به علوم نوین تنها ویژگی تمام کشورهای توسعه یافته و فقدان آن ویژگی مشترک تمامی کشورهای توسعه نیافته و عقب مانده است براین اساس باید رابطه قوی و پویا بین تحقیقات و تولید ناخالص ملی وجود داشته باشد به ویژه آنکه یکی از پیش شرطهای فاصله گرفتن از توسعه نیافتگی، حرکت به سمت تولیدات فکری یا نرم افزاری، بجای تولید مواد اولیه یا محصولات سخت افزاری است. در مجموع به نظر می‌رسد که برای توسعه صنعت گل و گیاه، تحقیقات نخستین اولویت راهبردی باشد. از سوی دیگر لازمه یک نگاه علمی و آینده ساز، حرکت در مسیر آرمان و چشم انداز واحدی است که مورد پذیرش همه دست اندرکاران قرار گرفته باشد. حرکت مبتنی بر شناخت وضع موجود و عوامل آن، تحلیل محیط ملی و بین‌المللی و ترسیم چشم اندازی که از وضع موجود آغاز کند و از فرصت ها بهره برده و بر تهدیدها چیره شود.

برای حل معضل تحقیقات بایستی تحقیقات گل و گیاه مانند سایر بخش های تحقیقات کشاورزی کشور، متحول گردد، و از حاشیه به متن بازگردد. و به ویژه نمود این تحول باید در نظام بودجه ریزی سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی تجلی یابد. همچنین باید نگاه مدیران بجای مسائل سیاسی، تبلیغاتی و بخشی نگری، به یک نگاه واحد علمی- تحقیقاتی و عملی تبدیل گردد و فراموش نگردد که تحقیقات باید در خدمت بخش تولید و اجرا باشد به ویژه در زمینه گل و گیاه که به سرعت تحول می‌یابد. در این راستا تعامل پیوسته بخش تولید و اجرا و تحقیقات ضرورت دارد.

عدم وجود آموزش‌های اصولی بهره برداران نیز، یکی از معضلاتی است که می توان از آن به ‌عنوان ریشه همه نابسامانی های تولید نام برد. نبود کارشناسان خبره و فنی گل و گیاه در سالیان گذشته، عدم تدوین استانداردهای آموزشی و نبود اعتمادسازی، سبب شده است که گلکاران پیشرو، نیاز به آموزش را در خود احساس ننمایند و به دلیل غرور کاذب و نداشتن بستر علمی لازم برای بهره گیری از دانش جهانی، همچنان با شیوه پرهزینه آزمون و خطا به حرکت خود ادامه دهند. تعامل بیشتر بخش تولید و ترویج و تحقیقات و علم محور نمودن نحوه مدیریت به جای آزمون و خطا موجب پویایی بیشتر و بهبود تولید و توسعه صادرات گل و گیاه کشور خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




پیامدهای فعالیت نظام بازداری رفتاری(BIS) عبارت از اختلال در رفتار فعلی، خلق منفی، سوگیری توجه به سمت منابع تعارض و افزایش برانگیختگی است. این پیامدها موجب می شود تا فرد با اجتناب از منبع تهدید، تعارض خویش را حل کند. همچنین حساسیت[۲۵] نسبت به محرک های آزارنده به عنوان یک عامل خطر ساز در قلمرو آسیب شناسی روانی، به ویژه اضطراب، مفهوم سازی شده است(روسبرت[۲۶] و همکاران، ۲۰۰۰). البته باید دقت داشته باشیم که حساسیت بازداری رفتاری متمایز از خصیصه اضطراب است، زیرا بازداری رفتاری شامل گرایش به پاسخ دهی اضطراب آمیز در رویارویی با رویدادهای تنیدگی زا می‌باشد؛ در حالی که خصیصه اضطراب با تجربه سطوح بالای اضطراب تعمیم یافته به رویدادهای روزانه مشخص می شود. فردی که دارای در قلمرو روانشناسی تحولی، بازداری رفتاری نوعی گرایش در برخی کودکان است که موجب اختلال در رفتار جاری وی شده، کودک در هنگام مواجهه با افراد یا موقعیت های نا آشنا با خودداری و کناره گیری واکنش نشان می‌دهد(کاجن[۲۷] و همکاران، ۱۹۸۷).

۲-۲-۲ توصیف سیستم بازدارنده رفتار(BIS) از بعد رفتاری، عصب- شناختی و شناختی

در سطح رفتاری: رفتارهایی که با این محرک ها برانگیخته می‌شوند عبارتند از: بازداری رفتاری(مختل شدن رفتار جاری)، افزایش سطح برپایی به گونه ای که رفتارهای بعدی با قدرت و یا سرعت بیشتری انجام شوند. باید توجه داشت که سیستم بازداری نمایانگر یک سیستم واحد است، نمی توان انتظار داشت که تعدادی ارتباط مجزا بین هر یک از درونشدها و برونشدها وجود داشته باشد و در واقع هر درونشدی تمامی برونشدها را بر می انگیزد. همچنین مطالعاتی که تاثیر داروها و ایجاد ضایعه در مغز حیوانات را پیگیری نموده اند ‌به این یافته رسیده اند که می توان با این مداخله ها، تمامی برونشدهای این سیستم را مختل کرد، بدون آنکه در سایر سیستم ها اثری بر جای گذاشته شود.

بنزودیازپین ها، باربیتورات ها و الکل سه دسته مهم از داروهایی هستند که اضطراب را کاهش می‌دهند. در واقع بررسی آثار این داروها نقش مهمی در شکل گیری مفهوم سیستم بازداری ‏داشته است. به سخن دیگر آثار انتخابی داروهای ضد اضطراب بر کنشوری سیستم بازداری، در پذیرش این فرض که فعالیت این سیستم با اضطراب درآمیخته نقش مهمی را ایفا ‌کرده‌است، بر این اساس می توان به صورت نظری حالت ذهنی خاصی را که همراه فعالیت سیستم بازداری وجود دارد، به عنوان اضطراب تلقی کرد. اگر بخواهیم با توجه به درونشدها و برونشدهای این سیستم به ارائه تعریفی عملیاتی از اضطراب مبادرت ورزیم، باید بگوییم حالتی است که در آن فرد به یک تهدید(محرک هایی که با تنبیه یا فقدان پاداش همخوانی دارند) یا ابهام(موقعیت های ناشناخته و جدید) با واکنش توقف، خیره شدن،گوش دادن و آمادگی برای عمل، پاسخ می‌دهد ( هرمون- جونز ، ۲۰۰۳).

در سطح عصب شناختی: مجموعه ساخت هایی که کنشهای سیستم بازداری را برعهده دارند، در سیستم جداری هیپوکامپی قرار دارند. سه بخش اصلی ساختمانی این سیستم عبارتند از: تشکیلات هیپوکامپی ناحیه جداری و مدار پاپز ( گری، ۱۹۹۰).

در سطح شناختی: مفهوم کلیدی سیستم بازداری به عنوان مقایسه گر خلاصه می شود”یعنی سیستمی که لحظه به لحظه رویداد احتمالی بعدی را پیش‌بینی و این پیش‌بینی را با رویداد واقعی مقایسه می‌کند”. در واقع این سیستم: ۱- اطلاعاتی را که بیانگر حالت کنونی جهان ادراکی هستند را در نظر می‌گیرد، ۲- ‌به این اطلاعات، اطلاعات دیگری را می افزاید که مربوط به برنامه حرکتی کنونی فرد است، ۳- از اطلاعات ذخیره شده حافظه که نمایانگر نظم جویی های گذشته در برقراری ارتباط بین رویدادهای محرک هستند، استفاده می‌کند، ۴- به همین ترتیب از اطلاعات ذخیره شده در حافظه که نمایانگر نظم جویی های گذشته در برقراری ارتباط بین پاسخ‌ها و رویدادهای محرک بعدی هستند، سود می جوید، ۵- بر مبنای این منابع اطلاعات، حالت بعدی مورد انتظار در جهان ادراکی را پیش‌بینی می‌کند، ۶- این پیش‌بینی را با حالت واقعی جهان ادراکی مقایسه می‌کند، ۷- ‌در مورد اینکه آیا بین این پیش‌بینی و حالت واقعی توافق یا عدم توافق وجود دارد، تصمیم گیری می‌کند، ۸- اگر بین این دو وضعیت توافق موجود باشد”مراحل یک تا هفت از نو جریان می‌یابند” و ۹- اگر بین پیش‌بینی و حالت واقعی عدم توافق باشد، برنامه حرکتی جاری را متوقف می‌سازد و برونشدهای سیستم بازداری را(که قبلاًً مورد اشاره قرار گرفت) پدید می آورد تا اطلاعات بیشتری را دریافت کند و مشکلی را که موجب اختلال در این برنامه شده، حل نماید ( گری، ۱۹۷۲).

۲-۲-۳ سیستم فعال ساز رفتاری(BAS)

سیستم فعال ساز رفتاری مکانیسمی مغزی است که محرک تحریکی را کنترل می‌کند. زیر لایه عصبی سیستم فعال ساز رفتاری شامل سیستم های دوپامینی، به وی‍ژه راه های دوپامینی میانی- کناری می‌باشد. چنان که پیشتر ذکر شد، این یکی از راه های اصلی تاثیرات مثبت تقویت کننده مقوی های طبیعی همچون غذا، رابطه جنسی و دردهاست. به علاوه، استدلال می شود مدارهای دوپامینی در واکنش به محرک های شرطی پاداش، قبل از مصرف مواد تقویت کننده فعال می‌شوند(داو و لوکاستون،۲۰۰۴). سیستم فعال ساز رفتار به سیگنال های پاداش، عدم مجازات و فرار از مجازات حساس است. فعالیت در این سیستم باعث می شود فرد حرکت خود را به سوی دستیابی به اهداف شروع کرده یا بیش از پیش افزایش دهد. همچنین گری و مگ نوتون (۲۰۰۰) استدلال می‌کنند که سیستم فعال ساز رفتاری مسئول تجربه احساسات مثبت همچون امید، شادی و خوشحالی است. ‌در مورد تفاوت های شخصیت افراد، کسانی که دارای حساسیت زیادی در سیستم فعال ساز رفتاری هستند، گرایش زیادی به تلاش برای رسیدن به هدف دارند و تمایل زیادی برای تجربه کردن احساسات مثبت در موقعیت هایی که احتمال پاداش در آن ها زیاد است دارند (داو و لوکاستون[۲۸]،۲۰۰۴؛ کارور و وایت، ۱۹۹۴).

‌بنابرین‏ احتمال می رود حساسیت بالای سیستم فعال ساز رفتاری رابطه مثبتی با بهره گرفتن از دارو و رفتارهای ریسک پذیر دیگر داشته باشد. تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که حساسیت بالای سیستم فعال ساز رفتاری به استفاده از قرص های روان گردان اکس بستگی دارد و حساسیت سیستم محرک رفتاری در مصرف کنندگان دارو همچون بیماران معتاد به مواد مخدر، دختران دبیرستانی الکلی و مردان و زنان معتاد به نوشیدنی های زیان بار بسیار بالا است(چانگ، ۲۰۰۷). فعالیت و افزایش حساسیت سیستم BAS موجب فراخوانی هیجان های مثبت و رفتار روی آورد[۲۹] و اجتناب فعال[۳۰] می‌گردد(گری و مگ ناتون، ۲۰۰۰). پایه های نوروآناتومی این سیستم که از لحاظ ساختاری با مسیرهای مغزی دوپامینرژیک و مدارهای کورتیکو- استریاتو- پالیدو- تالامیک[۳۱](CSPT) مرتبط می‌باشد(فاولس[۳۲]، ۲۰۰۰). که در قشر پره فرونتال، آمیگدال و هسته‌های قاعده ای قرار دارد(هویگ[۳۳] و همکاران، ۲۰۰۶). نوروآناتومی این سیستم کرتکس پیشانی، بادامه و عقده های پایه می‌باشد ‏و توسط محرک های خوشایند مرتبط با پاداش یا حذف تنبیه فعال می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




مصرف‌گرایی نوین از اواخر قرن نوزدهم با شعار «بگذار مرزها آزاد باشند» شروع شد و در نیمه اول قرن بیستم به اوج خود رسید. مردم در این پارادایم به مصرف به صورت امری که بر مبنای خواست آن ها است نگاه می‌کنند و فقط بر مبنای رفع نیاز نیست. آنان چیز‌هایی را می‌خواهند بخرند که بر اثر تبلیغات از طریق فیلم‌ها، مطبوعات، صدا و سیما و شیوه های تبلیغاتی دیگر در ذهن نقش می‌بندد. در این خواست و تمنا، استطاعت و توان شخص در نظر گرفته نمی‌شود زیرا ملاک برای وی خواست است نه رفع نیاز. سرمایه‌داری برای پدید ساختن این نوع مصرف‌گرایی در فروش محصولات از نشانه ها و نمادها استفاده کرد. اهمیت نشانه ها و نمایه‌ها اثر ساختارگرایی بود که به وسیله انسان‌شناس فرانسوی کلود لوی استروس نشان داده شد و ‌به این نتیجه رسیده شد که نشانه ها و نمادها که در آگهی‌های تبلیغاتی استفاده می‌شود اثرگذار بوده و در کنار زبان نوشتاری نقش‌آفرین است. مصرف‌گرایی مسأله‌ای بین‌المللی است که از دیدگاه خرد و کلان قابل بررسی است. امروزه مصرف‌گرایی بی‌رویه گریبان‌گیر اکثر کشورها شده است. شرکت‌های چند ملیتی و جهانی، مناطق آزاد، فضای مجازی اینترنت و تبلیغات ماهواره‌ای مرزها را در هم شکسته و مخاطبان خود را پیدا می‌کند. این وسایل، سلیقه ها و فرهنگ مصرف را تغییر می‌دهند. افراد جامعه هر روز دنبال مدهایی هستند که شب از ماهواره دیده‌اند. خرید اینترنتی نیز خیلی از محدودیت‌ها را برداشته است. گاهی در این فضاها کالاهایی خرید و فروش می‌شود که بدون آن امکانش نیست یا به سختی صورت می‌گیرد و در برخی موارد، ناهنجاری‌های اجتماعی شمرده می‌شود مانند خرید و فروش اعضای بدن. مصرف‌گرایی نوین در پی زیاد کردن مصرف با هدف حداکثر کردن سود است. رویکرد اقتصاددانان نیز تغییر کرده و در پی رسیدن به مصرف انبوه هستند زیرا مصرف انبوه، تولید انبوه و سود بیشتر را به دنبال دارد (پیشین، ۳۲۱).

برای مصرف انبوه باید افراد بیشتری مصرف‌ کننده و نمی‌توان به مصرف طبقه مرفه و ثروتمند بسنده کرد. برای همین با یاری جستن از وسایل تبلیغات جهانی، تمام مردم جهان، در اقصی نقاط آن به مصرف‌گرایی کشیده شدند. برای اینکه مصرف انبوه محدود نشود، تولید از کالاهای ضرور به کالاهای غیر ضروری و لوکس کشیده شد و برای دوام مصرف انبوه، نیازهای کاذب تبلیغ شد. سیاست دیگر، تولید کالاهای یکبار مصرف، بی‌دوام و غیرقابل تعمیر بود تا مصرف‌کننده به جای تعمیر و استفاده دوباره، خود کالا را مجدداً خریداری کند. نظریه های اقتصادی درباره مصرف در باور آدام اسمیت و اقتصاددانان دیگر، مصرف غیرتولیدی و شخصی با توسعه مغایر است. و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری عامل اصلی توسعه می‌باشد (باربر، ۱۳۷۰، ۱۴۳).

نظریه ها و رویکردهای متفاوتی در دوره های گوناگون درباره مصرف وجود دارد که در هر دوره، رویکرد ویژه آن حاکم بوده است. در دوره مرکانتیلیست‌ها، مصرف مولد رایج بود یعنی مصرف کالاها و خدماتی که خود ‌تولید کننده آن است. بعد از آن رویکرد اقتصاددانان به مصرف تغییر یافت و به مصرف فردی در دوره مارژنالیست‌ها تبدیل شد. بعد از این دوره که بیشتر با اندیشه‌های کینز همراه است، به مصرف هر چه بیشتر تأکید می‌شود و مصرف اساس رونق اقتصادی است. در دوره کنونی نیز به مصرف کارکردی توجه می‌شود. در این رویکرد به عوامل غیراقتصادی و اثر آن ها به مصرف توجه می‌شود. مصرف از دید جامعه‌شناسان اقتصادی در اقتصاد درباره مصرف، مسأله کمیابی مفروض در نظر گرفته می‌شود و عنوان می‌شود که مطلوبیت کالا و مصرف آن، وابسته به کمیابی آن بوده و رابطه معکوس بین آن ها حاکم است یعنی بالا رفتن مطلوبیت کالایی، تقاضا برای مصرف آن افزایش می‌یابد و اکثر اقتصاددانان به ویژه در دوره های پیشین به عوامل دیگر توجه چندانی نداشتند. جامعه‌شناسان اقتصادی نیز به مسأله کمیابی منابع توجه کرده و آن را به عنوان یک مؤلفه اثرگذار در مطلوبیت و مصرف در نظر دارند اما به مؤلفه‌های دیگر مانند فرهنگ نیز توجه دارند. از دید آنان تقاضا و مصرف محصول نیروهای اجتماعی در جامعه است برای همین، ساخت اجتماعی و فرهنگ از مؤلفه‌های مورد نظر جامعه‌شناسان اقتصادی در بحث پیش گفته است. از دید جامعه‌شناسان نیروهای اجتماعی، شکل‌دهنده و مؤثر در تعیین مقدار، حجم، محتوا و الگوهای مصرف هستند که باید به آن ها توجه شود و در الگوسازی یا اصلاح الگوها باید ‌به این مؤلفه‌ها توجه شود و با تغییر آن ها، الگوها نیز تغییر می‌یابند. جامعه‌شناسی اقتصادی گذشته در پی مطالعه تولید و عرضه بود اما جامعه‌شناسی اقتصادی امروز در پی مطالعه مصرف و عرضه است. مطالعه تولید و عرضه کالاها و چگونگی ساز و کار آن از مسایل اساسی جامعه‌شناختی اقتصادی در زمان‌های گذشته بود اما امروزه، چگونگی مصرف و عرضه کالاها به علت فزونی تولید، مسأله اصلی جامعه‌شناسی مصرف شده است. این تغییر نگرش و مبنا به تغییر فرض اساسی جامعه‌شناسی و اقتصاد برمی‌گردد. در گذشته جامعه‌شناسی و اقتصاد، کمیابی در سطوح بالای تقاضا برای کالا و خدمات را فرض اساسی خود در نظر می‌گرفتند و این مسأله تولید و عرضه کالا و خدمات را حائز اهمیت می‌کرد(همان(. علل ایجاد مصرف گرایی: در ریشه‌یابی بروز و گسترش فرهنگ مصرفی در یک جامعه، عوامل درون‌فردی و برون‌فردی گوناگونی می‌توانند دخیل باشند؛ که با شناخت آن ها می‌توان به راهکارهای مناسب، جهت اصلاح الگوی مصرف یک جامعه، دست یافت (پیشین، ۱۴۴).

۱-۳-۲ رفتار خرید

سه دیدگاه مطالعاتی ‌در مورد رفتار مصرف‏کننده وجود دارد که راهنمایی را ‌در مورد عوامل مؤثر بر رفتار اکتسابی مصرف‏کننده ارائه می‌دهند (Davis, 2006, 312):

الف) دیدگاه تصمیم‏ گیری: در این دیدگاه، مصرف‏ کنندگان، تصمیم گیرندگان عقلایی هستند. در این رویکرد، بررسی می شود که مصرف‏ کنندگان چگونه به وجود یک مسأله خاص پی می‌برند و در خلال سلسله مراحلی سعی در حل منطقی آن می‏ نمایند. این مراحل شامل تشخیص مسأله، تحقیق، ارزیابی، انتخاب و ارزیابی بعد از اکتساب است.

ب) دیدگاه تجربی: در این دیدگاه، مصرف‏ کنندگان، تصمیم گیرندگان کاملاً عقلایی نیستند. آن ها گاهی برای سرگرمی، خیال پردازی، هیجانات و احساسات مبادرت به خرید کالا و خدمات می‌نمایند. ریشه‌های این دیدگاه در روانشناسی انگیزشی، جامعه شناسی و انسان شناسی است (Cronin & et.al, 2000, 410).

ج) دیدگاه رفتاری: در این دیدگاه، نیروهای محیطی، مصرف‏کننده را به سمتی سوق می ‏دهند که او بدون احساسات و یا باورهای قوی از پیش ساخته شده، اقدام به خرید یک محصول می‏ نماید. در واقع، خرید او ناشی از تأثیر مستقیم نیروهای محیطی مانند ابزارهای پیشبرد فروش، هنجارهای فرهنگی، فشارهای اقتصادی و … است. اکثر خریدها دارای عناصری از هر یک از سه دیدگاه مطرح ‏شده هستند (Ibid).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




اهمال کاری کار بشر است اما منظور از اهمال کاری مورد بحث تأخیری طبیعی و معمولی نیست که گاهی اوقات پیش می‌آید ، بلکه منظور نوعی ویژگی شخصیتی است که ‌در رضایت فردی اختلال ایجاد می‌کند و به کیفیت روابط انسانی آسیب می رساند . این نوع از اهمال کاری را می توان اهمال کاری مزمن یا سندرم فردا نامید . در خصوص پیش آیندهای اهمال کاری ، محققان و نظریه پردازان به عوامل مختلفی اشاره نموده اند از قبیل : اضطراب و وابستگی ،ترس از ارزیابی منفی ، عزت نفس پایین ، ترس از شکست ، تنفر از کار ، فقدان انرژی ( سولومون[۹۲] وراث بلوم[۹۳] ،۱۹۸۴، اسکوئنبرگ[۹۴] ،۱۹۹۵ ) کمال گرایی(جانسون[۹۵] و سلانی ،۱۹۹۶ ) .درماندگی آموخته شده ، خودبینی ،پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت ( الیس و جیمز نال ،۱۹۹۷ ، به نقل از فرجاد ۱۳۸۲ ).

اهمال کاری دارای علایمی می‌باشد که عبارتند از :

رفتار وقت کشی ، اتلاف وقت، احساس غرق شدن در ‌مسئولیت ها، ناتوانی در اهداف مهم زندگی، انجام کارها با سرعت زیاد، در آخرین دقایق، خیالبافی و آرزو به جای انجام کارها، نداشتن برنامه ریزی مداوم برای زندگی، دادن شعارهایی که هیچ گاه انجام نمی شوند . رفتارهای اهمال کاری تأثیرات منفی بر افراد دارند مانند :بی قراری شبانه و خواب نامناسب ، سطوح بالای استرس و هراس ، عقب افتادن به دلیل کمبود زمان یا تکمیل نامناسب تکالیف . افراد اهمال کار بعد از آخرین تعلل ورزی . به خود قول می‌دهند که دفعات بعد وظیفه خود را به لحظه آخر موکول نمی کنند ، اما دوباره این اتفاق می افتد ( کاگان[۹۶] ، کاکر[۹۷] ،لیهان [۹۸]و کاندمیر[۹۹] ، ۲۰۱۰ )

رویکردهای اهمال کاری

رویکردهای گوناگونی در زمینه ی اهمال کاری ارائه شده است که در ادامه به آن ها می پردازیم .

رویکردهای رفتاری

این نظریات اهمال کاری را بر حسب تقویت تبیین می‌کنند یعنی به تعویق انداختن کار برای فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام آن دارد . در این دیدگاه هدف درمان کاهش نسبت یا درصد زمان تعلل و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می‌باشد . برای کاهش تعلل از روش هایی چون الگو سازی ، مدیریت زمان و فنون برنامه ریزی استفاده می شود.

روش شرطی سازی ابزاری به صورت ارائه جایزه در بین فاصله های مطالعه و از شرطی سازی کلاسیک برای روش تداعی با ساعت های کار یا مطالعه استفاده می‌گردد . با وجود این باید توجه داشت که شرطی سازی در این شیوه مستلزم تمرین های مکرر می‌باشد و درمان های کوتاه مدت ممکن است شیوه ای ناموفق باشد . یک مورد از مداخله در تعلل ‌به این شیوه توسط تاکمن و اسکونبرگ ارائه شده است . هدف این مداخله درمان نمی باشد . بلکه کاهش فراوانی رفتارهای ناخواسته است . ( اسکونبرگ و همکاران ۱۹۹۵ )

رویکردهای رفتار منطقی – هیجانی

این نظریات بر نقش باورهای غیر منطقی و چشم داشت های غیر واقع بینانه در اهمال کاری تأکید می‌کنند. ( بالیکس و دیوریو ، ۲۰۰۷ ، به نقل از حسینی و خیر،۱۳۸۸ ) ویژگی رایج در چنین باورهایی ، غیر منطقی بودن آن ها و درمان متداول در این دیدگاه ، رفتار منطقی – هیجانی می‌باشد. این نظریه توسط الیس در سال ۱۹۹۵ابداع گردید . ایده ی اصلی این نظریه آن است که افراد معمولا” همان‌ طور که فکر می‌کنند. احساس و عمل می نمایند . مفهوم این ایده آن است که نظام باورهای افراد ، افکار ، اسناد و ارزش ها ، احساس ها و آن ها را بر می انگیزاند . ( الیس وکنوس، ۱۹۹۷ )

نظام باورهای از دو قسمت باورهای منطقی و باورهای غیر منطقی تشکیل شده است . باورهای منطقی ، باورهایی هستند که در کنار یکدیگر به طور منطقی قرار گرفته و واکنش های رفتاری و هیجانی ، هدف های اساسی را ایجاد می کند . باورهای غیر منطقی ناخواستنی هستند ، که واکنش های منفی مثل اضطراب و افسردگی ایجاد می‌کنند . نظریه رفتار منطقی – هیجانی روشی برای تعیین تمایز باورهای منطقی از باورهای غیر منطقی ارائه نموده است . باورهای منطقی باواقعیت همخوانی بیشتری داشته ، سالم تر بوده و با فلسفه کلی توان بخشی افراد به ایجاد رفتار و احساس مناسب تر ، هماهنگی دارد. ازاین دیدگاه اهمال کاری نیزریشه در عقاید غیر منطقی دارد .

الیس ونال ( به نقل از فرجاد ،۱۳۸۲ ) در توضیح عوامل اهمال کاری به ۳ تفکر غیر منطقی اهمال کاری اشاره می‌کنند .

    1. من باید کارم را خوب انجام دهم در غیر این صورت از کارم راضی نخواهم بود .

    1. همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هر چه می خواهم برایم فراهم شود .

  1. همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند .

‌در مورد اول ، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار ، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست می شود . ‌در مورد دوم ، نتیجه ای که نصیب شخص می شود ، رنجش و خصومت است . ‌در مورد سوم نتیجه کار ، اضطراب و نا امیدی همراه با پایین بودن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات است . در نتیجه این باورهای غیر منطقی افراد ترجیح می‌دهند که انجام کار را به تعویق بیندازند . هم چنین از دیدگاه الیس ، عقب انداختن کارها علاوه بر باورهای غیر منطقی از عوامل زیر منشاء می‌گیرد .

۱- احساس ‌خود کم بینی

یعنی فرد خود را پایین تر از آنچه که هست در نظر می‌گیرد . نتیجه ی چنین وضعی کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس می‌باشد .با کاهش عزت نفس بالطبع احساسات منفی و افکار آزار دهنده در شخصیت فرد رسوخ کرده و فرد آمادگی کار درست و صحیح (خوب ) را از دست می‌دهد .

در افراد ضعیف و خود کم بین ، خصوصیات روانی و رفتاری زیر دیده می شود .

آن ها خود را فردی خودخواه و فاقد استعداد می شمارند .

افرادی که قادر به انجام کار در حد مطلوب نیستند .

افرادی که در اغلب کارهای مهم ، با شکست مواجه می‌شوند . ( دایر، به نقل از شهنی ییلاق ،۱۳۸۵)

افرادی که به آینده خوش بین نیستند و نمی توانند به پیشرفت و ترقی خود در زندگی امیدوار باشند .

افرادی که تحت تأثیر اندیشه‌های یادشده زندگی را باخته اند . این اندیشه ها شخص را از همه چیز باز می‌دارد و مانع تحمل در زندگی فرد می شود .

۲– پایین بودن سطح تحمل ( سرخوردگی )

افراط در هر کاری می‌تواند منجر به پرتوقعی گردد . البته منظور از پرتوقعی ، توقع ‌بالا در انجام کا‌رها است که منجر به سرخوردگی می‌گردد. هنگامی که فرد توقع کار بالایی دارد . گونه ای ترس در فرد به وجود می‌آید که نکند رفیق من در حد انتظارم نباشد . بدین جهت برای فرار از سرخورده شدن از انجام کار و کوشش برای حل آن دست می کشد . در نتیجه نسبت به آن بی علاقه می‌گردد. در واقع به گفته ی الیس ، توجه بیش از حد برای کسب موفقیت بالا ، فرد را دچار استرس و اضطراب و فرار از کار خواهد کرد . زیرا انتظار نتیجه ای بالاتر از توانایی ها و استعدادها ، نه تنها تشویق برانگیز نیست ، بلکه سبب بیزاری و انزجار نیز هست ، زیرا بازبه تأکید الیس ، توانایی فرد نمی تواند بیش از حد کارایی او باشد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




جوانان وقتی در مسائل جنسی دچار ناراحتی می‌شوند نمی‌توانند که گرفتاری ودرد خویش را با والدین در میان بگذارند زیرا در می دانند که طرح قضیه ممکن است ایجاد ناراحتی کند ومنجر به داد و بیداد و رسوایی شود.

یکی از خصوصیات زندگی آمریکایی این بوده است که هیجانات و احساسات جنسی سر کوفته خود را در قالب اعمال زور و فشار ابراز می‌کنند و باز میتوان امیدوار بود که نسل جوان زمانی که پا به سن می‌گذارد وضع و رفتار جوانی را فراموش نکند و در قبال تجارب و اعمال جنسی که امروزه به علت نیاز به اخفا امکان گسترش کمتری دارد گذشت بیشتری نشان دهد.

در انگلستان نیز وضع کم و بیش به وضعی است که درایالات متحده آمریکا حکم فرماست هر چند به علت فقدان قانون استعمال نوشابه های الکلی وکمی‌تعداد اتومبیل تا به آن حد بسط نیافته است . تصور می‌کنیم در انگلستان و البته در اروپا میزان معاشقه ای که به هیجان بیانجامد و ارضا نشود به مراتب کمتر از آمریکا است . در انگلستان اشخاص محترم البته بلا نسبت معدودی از محرومین روی ‌هم رفته آنقدر که در آمریکا مرسوم است پای جوانان نمی‌شوند . معهذا تفاوتی که در این کشور در این زمینه با همدارند فقط یک مسئله کمی است.

شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که نشان می دهدنخستین عمل جنسی را باید با کسی انجام داد که چیزهایی در این باب بداند زیرا عمل جنسی در انسان غریزی نیست .

جوهر و روح یک ازدواج خوب احترام به شخصیت همدیگر ووجود آنچنان صمیمیت و خصوصیت و نزدیکی روحی و جسمی و فکری عمیق است که عشق زن ومرد را به صورت ثمر بخش ترین درجات انسانی در می آورد.

چنین عشقی مانند هر چیز خوب و ارزنده اخلاقی خاص می‌خواهد و اغلب ایجاب خواهد کرد که هدف های کوچک فدای ‌هدف‌های‌ بزرگ گردد. اما این فداکاری باید داوطلبانه و به طیب خاطر باشد چون اگر چنین نباشد پایه و اساس عشقی را که این فداکاری بخاطر آن صورت می‌گیرد سست خواهد کرد و در هم خواهد ریخت.[۷۷]

نتایج یک پژوهش در میان زوج های آمریکایی مکزیکی انگلیسی نشان داد که خوشنودی زناشویی با تمایل جنسی همبستگی دارد . در میان سه گروه رضایتمندی در ازدواج و رابطه زناشویی بهترین پیش‌بینی کننده برای میزان گرایش و تمایل جنسی بود . حاصل یک بررسی نشان داد که رضایتمندی مردان در زندگی زناشویی به میزان خود شکوفایی وهمدلی آن ها بستگی دارد اما برای زنان چنین رابطه ای به دست نیامد.

رضایت جنسی یکصد زوج ( شوهران آمریکایی غیر آسیای تبار ) و زنان کره ای ایالات نیمه غربی آمریکا مورد مطالعه قرار گرفت ،‌نتایج نشان داد که شوهران رضایت بیشتری از ساختار روابط جنسی داشتند.

یکی از جدیدترین یافته ها در قلمرو روان شناسی ازدواج و خانواده معطوف بر نقش ارزش‌ها و ارضای انتظارات متقابل در پیوند زناشویی است.

نگرش مثبت نسبت به ازدواج ومیزان تفاهم عقیدتی ‌و موضع گیری جنسیتی هم برای مردان و هم برای زنان نقطه آغازین شکل گیری پیوندی استوار است .

برای زنان وشوهران ،‌رضایت جنسی با عزت نفس میزان بالایی از احترام وتوجه مثبت، احساس همدلی و تعلق خاطر ، ارتباط پیوند قابل ملاحظه ای است .

رضایت جنسی زنان به موقعیت اجتماعی و اقتصادی و سن کم و همسر بستگی دارد و رضایت جنسی شوهران با اختلاف های فرهنگی زناشویی امتناع از خویشاوندان وآشنایان رابطه منفی نشان دادبا این تحلیل جنبه‌های روان شناختینشان داد که ایجاد و نگهداری یک زندگی جنسی کامیابانه فراهم آوری فضای امن و آرامش یافته برای تعارض و تفاوت و ظرفیت هر یک از همسران برای نگهداری بصیرت و بینش متقابل از یکدیگر سه عامل اساسی در خوشبختی آن ها است.

ازدواج موفق و پایدار باعث افزایش عمر می‌شود. همسرانی که با یکدیگر سازگاری دارند به فرزندانشان احترام بیشتری می‌گذارند توقعات واقع بینانه والدین از فرزندان به اندازه رضایت آن ها از زندگی زناشویی است.[۷۸]

سازگاری در زناشویی مسئله ای است که در مقام مطالعه در خور اهمیت است . تحقیقات انجام شده نشان می‌دهند که اعتقاد عامه مربوط ‌به این مطلب که سازگاری جنسی مهمترین عامل امنیت ازدواج است درست نبوده ‌و همان‌طور که مشاورین زناشویی در دو دهه اخیر متذکر شده اند عکس قضیه بیشتر صادق است و به احتمال زیاد ازدواجی مطمئن است که سازگاری جنسی به وجود می آورد . بیشتر مردممعمولاً تماس جنسی را به عنوان یک موهبت طبیعی و فقط به منظور تولید مثل می نگرند و بیشتر به تماس بدنی توجه دارند در صورتی که مقاربت تنها یک نماس بدنی نیست بلکه وسیله ای است برای تظاهرات صمیمانه عشقی و داد وستد شادمانی و خوشی و وسیله ای برای آرامش.

احساس رضایتمندی جنسی نیز می‌تواند اساس و هدف ازدواج قرار گیرد در ازدواج احتیاجات جنسی و تمایل فرد نسبت به ارتباط و نزدیکی جسمی‌با فرد دیگر به بهترین وجهی تصویب و ارضا می‌شود.[۷۹]

در تحقیقاتی که رابطه بین سلامت روانی و رضایتمندی زناشویی مورد بررسی بوده نتایج نشان می‌دهد که بین رضایت از زندگی زناشویی و سلامت روانی رابطه وجود دارد و فشارهای زناشویی با ‌آسیب‌های روانی خصوصاًً افسردگی ، اختلالات اضطرابی ‌و بیماری‌های جسمی ارتباط دارد.

با عنایت به مطالب ذکر شده رضایت افراد از ازدواجشان ، زمینه ساز و هسته اصلی رضایت از خانواده و زندگی به طور کلی است .

به طور کلی می‌توان گفت : سلامت جامعه و خانواده در گرو رضایت افراد از ازدواجشان می‌باشد.

درتحقیقی که تحت عنوان بررسی ومقایسه عوامل مؤثر بر رضامندی زناشویی در سه گروه :کارمندان ،‌پزشکان ،کارگران شهر تهران انجام داده بودند نشان داد که عوامل اقتصادی، اعتقادات مذهبی ، آداب و سنن اجتماعی ، ارضای عاطفی ،‌ارضای جنسی و تفاهم فکری زوجین بر رضامندی زناشویی تأثیر مسلم دارد . بینش صحیح نسبت به نکات جنسی بسیار لازم است و اگر در زندگی زناشویی ارضای جنسی وجود نداشته باشد عدم اغنای واقعی طرفین ، آن ها را به تحقیق زندگی زناشویی نمی‌کشاند و این عدم ارضا ممکن است به ‌کشش‌های درونی و احتمالاً به پیش داوری های ناصواب و شاید به ارضای خارج از زندگی زناشویی کشانده شود.

‌بنابرین‏ در زندگی زناشویی هر یک از دو طرف باید بهره و نصیب خود را از این امر مشروع ببرد . گاه ناخرسندی یک زوج در زندگی مشترک از برآورده نشدن این نیاز ناشی می‌شود . زمانی که هر دو طرف از این جهت به طور کامل ارضا شدند و از آثار و نتایج ناشی از این مناسبات برخوردار گردند جاذبه بزرگی مشترک برای آن ها بیشتر خواهد بود.[۸۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




«هاریس» ازعناصر سه­گانه فوق درفرهنگ بازاریابی استفاده کرد وسپس آن را برای توسعه بازارگرایی به کار بست او اشاره دارد که مفروضات اساسی شامل سودآوری، تمرکز برمشتری و هماهنگی سازمانی است. این مفروضات به محیط او بستگی دارد. درچنین محیطی است که سازمان می ­تواند نیازها و خواسته­ های مشتری را ارضاء کند و به سودآوری و بقا بلند مدت دست یابند.

اصطلاح ارزش­ها یعنی گسترش نوآوری و کارتیمی درجهت بازاریابی و کسب نتایج مطلوب است. اصطلاح مصنوعات اشاره به ساختارها ، سیستم­ها واستراتژی­هایی دارد که تعارض سیاسی کاری را به حداقل ممکن می­رساند و به توزیع گسترده اطلاعات بازار در سازمان کمک می­ کند و پاداش را ‌بر اساس کیفیت خدمت رسانی به بیشتری تعیین می­ نماید. ایجاد هریک از جنبه­ های فرهنگ سازمانی ابزار تغییر ‌در شرکت­هاست ‌بنابرین‏ بازارگرایی منجر به تغییر فرهنگ می­ شود.

“هاریس” اشاره به یک فرهنگ سازمانی کلی دارد که چندین زیر فرهنگ در آن قراردارد و در بسیاری ازسازمان­ها، بازاریابی یکی ازاین فرهنگ­هاست. ‌بنابرین‏ جهت گسترش بازارگرایی لازم است فرهنگ بازاریابی حاکم شود برای این منظور انجام اقدامات زیر ضروری است:

۱- فرهنگ بازارگرایی بتواند خودش را نسبت به بقیه زیر فرهنگ­ها بارز می­گرداند و این زیر فرهنگ به تمام بخش­ها نفوذ کند. و ریشه عمیق درمفروضات و مصنوعات سازمان پیدا کند. فرهنگ غالب بازارگرایی شود.

۲- ازنظر قدرت، فرهنگ بازارگرایی باید نسبت به سایر زیرفرهنگ­ها از قدرت بیشتری برخوردار شود تا بتوانند بین اعضاء نفوذ یابد یعنی مفروضات، ارزش­ها ومصنوعات بازاریابی حاکمیت مطلق درسازمان داشته باشد.

۳- انتخاب زمان مناسب برای حاکم شدن این فرهنگ مهم است و مهمتر اینکه به خوبی این فرهنگ مدیریت شود اگر این فرهنگ به خوبی مدیریت نشود منجربه ایجاد ریسک، پیچیدگی ونتایج غیرقابل انتظار می شود. پس تغییر فرهنگ به خوبی صورت نمی­گیرد مثلاً در زمان بحران یا تغییر رهبری تغییر فرهنگ صورت نگیرد.

۴- فرهنگ بازارگرایی باید بتواند خود را سازگار با سایر زیرفرهنگ­ها کند به خصوص درسطح مصنوعات این موضوع مهمتر است یعنی درمصنوعات مانند سیستم­ها، ساختار و رفتار اعضاء خودش را تغییر دهد اما عنصر قوی­تر فرهنگ یعنی مفروضات اساسی و ارزش­ها کمتر آمادگی تغییر را دارند.

۵- هنگام انتقال اجزاء برفرهنگ بازارگرایی به سایر زیر فرهنگ­ها لازم است به معنای مشترکی درسازمان است یافت وجود چنین معنای مشترک، می‌تواند سازگاری و انتقال زیرفرهنگ بازاریابی را آسان کند.

۲-۲-۱-۵) ­نحوه شکل­ گیری بازارگرایی:

درمورد اجرای بازارگرایی و عملیاتی سازی آن مفاهیم متعددی ارائه شده است. شاپیرو[۲۶] در سال ۱۹۸۸ به عنوان اولین نویسنده جنبه­ های مفهومی بازاگرایی توجه نمود. وی شرکت­های بازار گرا را شرکت­هایی می­داند که:

۱-­ اهمیت اطلاعات مربوط به مشتری (خرید) درتمام بخش­های سازمان شناخته شده است

۲- تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی به صورت بین بخشی و با همکاری تمام بخش­ها اتخاذ می­ شود.

۳- بخش­های سازمان تصمیمات هماهنگ می­ گیرند، وخود را متعهد به اجرای آن تصمیمات می­دانند. برعکس«نارور» و«اسلاتر»[۲۷] ‌در سال‌ ۱۹۹۰ اولین تلاش راجهت عملیاتی سازی ساختار بازارگرایی انجام داده ­اند وفرض نمودند که بازاگرایی ساختاری یک بعدی که از ۳ جز رفتاری (­مشتری­ گرایی _ رقبت­گرایی _ هماهنگی بین بخشی) ودومعیار تصمیم ­گیری(تمرکز بلندمدت وسود) تشکیل شده است. این نویسنده ‌به این دلیل ساختار بازارگرایی را یک بعدی می­دانند که ۳ جزء رفتار و دو معیار تصمیم گیری ارتباط نزدیکی با هم دارند البته قابلیت اعتبار و اعتماد این دو معیار تصمیم ­گیری پایین است لذا فقط ۳ جزء رفتاری بازارگرایی را بررسی کردند (رضایی دولت آبادی، ۱۳۸۵).

‌در سال‌ ۱۹۹۱ ، «دیوس[۲۸]»، «موریس[۲۹]» و «آلن[۳۰] » به بررسی تأثیر نوسانات محیطی بر بازاریابی کارآفرینی و ویژگی های سازمانی پرداختند. آنان با بهره گرفتن از تجربه وتحلیل عاملی، ۹ آیتم را از ادبیات بازارگرایی استخراج کرده ­اند. و به یک ساختار دوبعدی رسیدند که عبارتند از۱) فعالیت­های جمع ­آوری اطلاعات ۲) فعالیت­های بازارگرایی. «روکرت[۳۱]» ‌در سال‌ ۱۹۹۲ مفهوم دیگری از بازارگرایی ارائه داد وی بازارگرایی را شامل فرآیندهای زیر می­دانند:

۱- دستیابی و استفاده از اطلاعات مربوط به مشتری

۲-طراحی و تدوین استراتژی مربوط به برآوردن نیازهای مشتری

۳-اجرای استراتژی فوق و ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازها و خواسته­ های مشتری

وی پس از بررسی ادبیات بازارگرایی و مطالعه ۲۳ آیتم به یک مقیاس سه بعدی است بافت که عبارتند از:

۱-­ استفاده از اطلاعات مربوط به مشتری

۲- توسعه استراتژی بازارگرایی

۳- اجرای استراتژی بازارگرایی

«دی[۳۲]» ‌در سال‌ ۱۹۹۴ مفهوم بازارگرایی راشامل یک فرایند یادگیری چندمرحله ای می­داند که شامل مراحل زیر است:

۱- کنکاش اولیه

۲- دستیابی

۳- توزیع و پخش اطلاعات

۴- ‌تفسیر و به کارگیری اطلاعات

۵- ارزیابی نتایج

دو کارتجربی مهم نیز در سال ۱۹۹۳ توسط کوهلی و جاورسکی انجام گرفت ‌بر اساس کار تجربی آن­ها بازارگرایی یک ساختار سه بعدی که عبارت است از:

۱-ایجاد هوشمندی بازار درسرتاسر سازمان

۲-توزیع و پخش این هدفمندی در بین بخش­های سازمانی

۳-‌پاسخ‌گویی‌ تمام سازمان ما ‌به این هوشمندی

البته این مدل بعداً مورد تجزیه وتحلیل این دو محقق قرارگرفت و به یک مقیاس دو بعدی، توزیع اطلاعات و ‌پاسخ‌گویی‌ خلاصه گردد.

تحقیقاتی که ذکرگردید. دو مسیر فکری را طی ‌می‌کنند.

۱- ­برحسب ماهیت اطلاعات که مربوط به مشتریان رقابت

۲-­ برحسب میزان استفاده از این اطلاعات

در ادبیات بازارگرایی تأکید بر موراد زیر صورت گرفته است.

۱-­­­ سنت­یابی به اطلاعات مربوط به رقبا و مشتریان

۲- توزیع و بخش اطلاعات فوق در سرتاسر سازمان و بین بخش­ها

۳- تفسیر و تحلیل اطلاعات توزیع و پخش شده

۴- استفاده از اطلاعات تفسیر و تحلیل شده در برنامه­ ریزی استراتژیک. مطالعات اخیر بر ادغام مفاهیم موجود دلالت دارد تا اینکه بر اعتماد و روایی آن افزوده شود.

۲-۲-۱-۶)­ بازارگرایی همگانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




متأسفانه این برنامه ها به رفتار خرید مجدد پاداش می‌دهند نه به وفاداری به آن، ‌بنابرین‏ به بعد رفتاری پاداش داده می شود. در حالی که هیچ اقدامی برای ایجاد تعهد روان شناختی متناسب با مشتری رفادار صورت نگرفته است. ایجاد وفاداری به برند مستلزم گسترش رابطه ای فراتر از رابطه مبتنی بر محصول میان مشتریان است. ایجاد وفاداری به برند در مشتریان در بازاری که تمایز قائل شدن میان محصولات و خدمات مشکل است مستلزم این است که آن ها با آن شرکت رابطه بیشتری داشته باشند (اشوبناچلر و دیگران، ۲۰۰۴: ۴۸۸).

۲-۱-۱۰) ارتباطات میان ابعاد و ارزش ویژه برند

بین این چهار بعد ارزش ویژه مبتنی بر مشتری همبستگی دارد. ادراکات مصرف کننده نیز با ارزش ویژه برند مرتبط است. هر چه یک مشتری وفادارتر باشد بیشتر به مطلوبیت و برتر بودن برند مورد نظرش اعتقاد دارد و برعکس. به همین ترتیب هر چقدر مشتری تداعی بیشتر از برند داشته باشد وفاداری اش بیشتر خواهد بود و برعکس. مصرف کنندگانی که تداعی های مطلوبی از برند دارند، ادراکات مطلوب تری از کیفیت تری از کیفیت دارند و برعکس، آگاهی از برند در تحقیق پیش رو بر اساس توانایی مصرف کننده هنگامی که تداعی برند قوی بوده و کیفیت ادراکی مثبت باشد احتمالا بالا خواهد بود و بر عکس. ادراکات مشتری از کیفیت یک برند نیز وقتی تداعی ها قوی باشد بالا است و بالعکس.

ابعاد ارزش ویژه برند از جمله آگاهی تداعی، کیفیت، ادراک شده و وفاداری بر ارزش ویژه کلی برند اثر مثبتی دارند. ارزش ویژه کلی برند تمایل جهانی برای یک برند در میان انتخابات مشابه است. ‌بنابرین‏ افزایش آگاهی از برند در ذهن مشتری همراه با آگاهی های قوی –منحصر به فرد و مثبت باعث افزایش تمایل مشتری برای خرید آن برند می شود. به علاوه، هر چه کیفیت ادراک شده و تعداد خریدها افزایش یابد ارزیابیمشتری از آن برند مثبت تر شده و ارزش ویژه مبتنی بر مشتری نیز افزایش می‌یابد. نتایج مطالعات تجربی گذشته اثرات برخی از این ابعاد را بر ارزش ویژه برند نشان می‌دهند (پاپو و همکاران ، ۲۰۰۵: ۱۴۵).

۲-۱-۱۱) دستیابی به برندهای قدرتمند

برندهای قدرتمند، توانایی بهبود عملکرد کسب و کار را دارند. چه عاملی موجب قدرت برند می شود؟ بررسی انجام شده توسط اگیلوی نشان داد که برندهای قدرتمند دنیا از چند ویژگی ساده برخوردارند. درک و شناخت این ویژگی ها درس مهمی برای مدیران کسب و کارها می‌باشد، به ویژه تجزیه و تحلیل عمیقی از ۴۴۰۰ برند نشان داد که چهار عامل زیر بر قدرت برندهای تأثیرگذار هستند.

– احساس تعلق و نزدیکی: این برند متعلق به من است.

– چالش گری: برندی که قواعد و رفتارهای سنتی و رایج را به چالش کشانده و موجی از تغییر را در جامعه ایجاد می کند.

– شهرت: معروف ترین برند در یک رده محصول

– قیمت: برندی که ارزش مناسبی در ازای پول به مصرف کننده ارائه می‌دهد.

این چهار عامل در میان تمامی برندهای برتر در کشورها و مناطق مختلف جفرافیایی و در میان رده های مختلف محصولات وجود دارند. از این میان تعلق، چالش گری و شهرت، عوامل پیشرفت و موفقیت برندهای به شما ر می‌آیند و تمایز موجود میان برندهای قدرتمند و ضعیف تر به دلیل وجود این سه عامل می‌باشد. این نکته را در شکل ۸ نشان داده ایم. قیمت، عامل نسبتاً کم اهمیتی است و نمی تواند در برقراری ارتباط میان برند و مصرف کنندگان، عامل کلیدی محصوب شود.

شکل ۲-۸ ) تعلق، چالش گری و شهرت، ۳ عامل اصلی تمایز در میان برندها هستند (میلر و مور، ۱۳۸۵: ۳۱۹)

۲-۱-۱۲) عوامل تحریک کننده قدرت برند

نزدیکی و تعلق، چالش گری و شهرت، عوامل اصلی تحریک کننده قدرت برند به شمار می‌آیند.

تعلق و نزدیکی: این ویژگی ‌به این معنی است که افراد با ذکر عبارت هایی نظیر «من این برند را دوست دارم» و «این برند برای من جذاب است» به برند مورد نظر خود ابزار علاقه می‌کنند.

چالش گری: ‌در مورد برندهای قدرتمند مصرف کنندگان با جمله هایی نظیر «این برند به تدریج جای خود را باز می‌کند» و «این برند روند تحولات جدیدی را در بازار به وجود می آورد» موافقت خود را اعلام می‌کنند. همچنین در پاسخ به سوالات مطرح شده، این نکته را ابزار می‌کنند که: این برند عادت ها و مفروضات گذشته در رده محصولات خود را در بازار تغییر داده و به نوعی سنت شکنی دست زده و روندهای جدیدی را عرضه می کند.

شهرت: نام تجاری زمانی از شهرت برخوردار است که تعداد مصرف کنندگانی که با این نام آشنا هستند، زیاد و قابل توجه باشد. شیوه های تحقیقات و نظرسنجی های کمی نظیر Brandz می‌تواند میزان شهرت برند را به طور تقریبی محاسبه نماید. (به عنوان نمونه، تعداد افرادی که در پرسش از برندهای آشنا در یک رده محصول با ذکر این برند به سوال، پاسخ دهند.)

نوکیا نمونه ای از برندهایی است که به دلیل چالش گری های منحصر به فرد، در نزد مصرف کنندگان رشد کرد. پیش از ورود نوکیا به صنعت تلفن های همراه، موتورولا رهبر بازار بود. نوکیا توانست با رفتارهای چالش گرانه، برند خود را به عنوان رهبر بازارف جایگزین موتورولا نماید. در اوایل ورود نوکیا ‌به این صنعت، این برند از کوچکی و چالاکی خود به عنوان مزیت استفاده کرده و با معرفی نوآوری های منحصر به فرد، در عرصه محصولات و خدمات، توانست در صنعت ارتباطات به موفقیت دست یابد. در آن زمان نوکیا نامی بود ه روندهای جدید بازار را شکل می‌داد. در فاصله سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ قدرت این برند، در حدود ۵ / ۱۴ % افزایش یافت. در حالی که موتورولا تلاش می کرد سهم بازار خود را حفظ نماید. نمودار فوق نشان دهنده آن است که عامل اصلی تحریک کننده قدرت برند برای نوکیا چالش گری آن بود و موتورولا با وجود برخورداری از شهرت بیشتر (به عنوان یکی از مزیت های رهبری بازار) از عملکرد بسیار ضعیفی ‌در مورد دو عامل دیگر (تعلق و نزدیکی و چالش گری ) برخوردار بود. به همین دلیل قدرت برند خود را از دست داد.

در سال ۲۰۰۳ شرایط بازار، دگرگون شد و برند چالش گر جدید بر نام سامسونگ وارد عرصه بازار شد. در بازار فرانسه (شکل ۹) سامسونگ از عملکرد بسیار قوی در سه عامل اصلی برند (تعلق و نزدیکی به مشتریان، شهرت و از همه مهم تر چالش گری) برخوردار گردید و نوکیا با وجودی که از برترین موقعیت در بازار برخوردار بود به تدریج به مرحله آسیب پذیری نزدیک می شود.

شکل۲-۹) سلطه مطلق نوکیا در بازار فرانسه با ورود سامسونگ به چالش کشیده شد(میلر و مورف، ۱۳۸۵: ۳۲۱)

۲-۱-۱۳) منافع ایجاد برند قدرتمند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ق.ظ ]




۲-۱۸ علائم ونشانه های فرسودگی شغلی:

در دوره هایی از زندگی احساس نا امیدی،عصبانیت،افسردگی نارضایتی اضطراب عادی به نظر می‌رسد. برخی از افراد در حالت فرسودگی شغلی این هیجانات منفی ‌را بیشتر از حد معمول تجربه می‌کنند. دربدترین حالت افراد از نوعی خستگی یانقصان عاطفی شکایت دارند. فرسودگی شغلی با کاهش در شور و شوق و درخشندگی شغلی مشخص می‌گردد.به دنبال فرسودگی شغلی عوارض بروز پیدا می‌کند که اولین عوارض آن فرسودگی جسمی است (ساعتچی ،۱۳۷۶).در کل می توان علائم و نشانه های فرسودگی شغلی را چنین برشمرد.

-بی تفاوتی نسبت به کار

-احساس کسالت و سستی و عدم تمایل به ادامه کار

-کاهش ظرفیت وقابلیت انجام کار

-اختلال در کار طبیعی دستگاه های بدن مانند جریان خون ،تنفس ،سیستم عصبی و غیره

-کاهش کمی وکیفی کار به علت کاهش قدرت و دقت

۲-۱۹ نشانگان فرسودگی شغلی:

الف) شاخص های هیجانی:بی علاقه شدن نسبت به شغل،افسردگی،احساس درماندگی و ناتوانی احساس مورد تأیید و تشویق قرار نگرفتن،احساس بیگانگی،احساس بی تفاوتی،ملامت و بیزاری و از دست دادن همدلی نسبت به دیگران.

ب)شاخص های نگرشی:بدبینی نسبت به دیگران،بی اعتمادی نسبت به مدیریت سازمان محل کار خود،گله مند شدن از دیگران،بد گمانی نسبت به درستی و نیکویی آدمی.

ج)شاخص های رفتاری:تحریک پذیر و پرخاشگر بودن،کناره جویی از دیگران،کاهش توانایی برای انجام دادن وظایف شغلی،محدود شدن فعالیت اجتماعی و تفریحی، افزایش سوء مصرف دارو،افزایش مشکلات و درگیری ها با رئیس ها،همکاران،همسر و فرزندان.

د)شاخص های سازمانی:کاهش رسیدگی به خواسته های ارباب رجوع،مشتری یا مصرف کنندگان تولید یا خدمات سازمان و تنزل ابعاد اخلاقی و معنوی کارکنان، افزایش تعداد موارد ‌خلاف‌کاری دزدی و غیبت از کار،ترک شغل و سوانح و حوادث کار (ساعتچی ۱۴۷۶).

۲-۲۰مراحل فرسودگی شغلی مسلچ

به عقیده مسلچ فرسودگی شغلی به عنوان یک فرایند سه مرحله رادر بر می‌گیرد

الف)مرحله اول:شخص احساس می‌کند از نظر عاطفی فرسوده شده است احساسی ندارد و از کار افتاده چیزی ندارد که به کسی بدهد.در واقع فرسودگی شغلی را می توان عامل نا امیدی روانی تصور کرد.هنگامی که نیاز و تمایلات درونی افراد تحت منابع فشار روانی نا کام می‌گردد. موجب نوعی خلاء روانی و ناامیدی شده و احساس تلف شدن در تحلیل رفتگی را به وجود می آورد در چنین حالتی فرد احساس می‌کند محیط و آنچه بر او تحمیل شده آنقدر تهی است که جوابگوی طبیعی او نیز نمی باشد.

ب)مرحله دوم :شخص بیش از پیش احمال نشان می‌دهد و به وظایف شخص خود در محیط کار بی ـ احساس می شود.در همین مرحله است که کارکنان و ارباب رجوع را نادیده می گیرند و نسبت به مسائل و مشکلات و خواسته های آن ها بی توجه می‌گردند. این مرحله از فرسودگی شغلی را ‌می‌توان نوعی مسخ شخصیت دانست که با پر خاشگری و خصومت همراه است .فرد دائما دیگران را متهم نموده و به خاطر مسائل پیش آمده مقصر می‌داند.انکار مسئولیت ها به کرات دیده شده و نوعی عدم تحمل در برابر انتقاد و عدم آمادگی برای کنار آمدن،مصالحه و غرغر کردن دائمی دیده می شود .

ج)مرحله سوم : شخص ‌به این نتیجه می‌رسد که از نظر کاری،ناموفق است و دیگر کاری برای انجام دادن ندارد .در اثر کاهش میل به تحقق یافتن،هدف های شخصی، کاری،عزت نفس کاهش قابل توجهی یافته.همکاران و ارباب رجوع آماج احساس، خشم،نا کامی و درماندگی و ناامیدی قرار می­ گیرند.

۲-۲۱نشانه های فرسودگی شغلی موس

موس[۴۵](۱۹۸۱)در تلاش های خود برای طبقه بندی آثار و نتایج فرسودگی شغلی این اثرات را در سه مقوله یعنی شاخص های جسمی،تغییرات رفتاری و عملکرد شغلی، طبقه بندی ‌کرده‌است که در جدول زیر به آن اشاره شده است .

جدول شماره ۲-۱:نشانه های فرسودگی شغلی موس

مهمترین نشانه های فرسودگی شغلی

شاخص ها جسمی

تغییرات جسمانی

عملکرد شغلی

۱

انواع سردرد

تحریک پذیری فزاینده

کاهش کار آمدی

۲

کاهش وزن

تغییرات خلقی

کاهش علاقه نسبت به کار

۳

اختلال در خواب

کاهش تحمل ظرفیت برای ناکامی

کاهش علاقه نسبت به کار

۴

فرسودگی ‌و خستگی

افزایش سوئ ظن نسبت به دیگران

کاهش عملکرد در اثر بخشی

۵

اختلال های معدی ‌و خستگی

تلاش برای خود درمانی (دارو ومواد مخدر )

کاهش عملکرد در مواردی که فرد تحت فشار روانی قرار گرفته است

۲-۲۲ علل فرسودگی شغلی:

فهم علل فرسودگی شغلی به فهم انگیزه ی آن کمک می‌کند. چرا باید افراد دست اندر کار خدمات انسانی از قبیل پرستاران، پزشکان و معلمان که سالها کارشان را با فداکاری دنبال کرده‌اند ناگهان از پایی در آیند؟نوعا این افراد تا رسیدن به نقطه فرو پاشی از چند مرحله می گذرند. مرحله اولیه با شور ‌و هیجان، امیدواری زیاد وحتی احساس رسالت مشخص می شود. افراد مستعد فرسودگی شغلی اکثرا فرصت های استراحت را از یاد می‌برند و تعطیلات را به خاطر عدم احساس ضرورت وافر لغو می نمایند. واقعیت به تدریج توقعات غیر واقعی آن ها را ناکام می‌سازد و آن ها شروع به تردید ‌در مورد اهداف، شیوه ها و ارزش‌ها ی خود می نمایند. رفته رفته بیشتر عصبانی شده و شکوه می‌کنند و احساس بی ارزشی کرده و افسرده می‌گردند.به نظر می‌آید که عامل اصلی اختلال فرسودگی شغلی،(۱)تحمل فشار روانی و(۲)کار زیاد می‌باشد ،عوامل فشار به سه دسته، عوامل محیطی ،سازمانی و فردی تقسیم شده اند که مطابق شکل زیر طبقه بندی می شود(ساعتچی ،۱۳۷۶).

جدول شماره ۲-۲:عوامل فشار روانی

عوامل فردی

عوامل سازمانی

عوامل محیطی

– میزان تغییر در زندگی وحوادث روز مره زندگی

– شخصیت

– تفاوت های فردی

– ارزش ها

– ادراک

الف )عوامل مربوط به خود سازمانی

ب)عوامل مربوط به شغل

– عدم اطمینان اقتصادی

– عدم اطمینان سیاسی

-تحولات اجتماعی

-عدم اطمینان تکنولوژی

– خط مشی سازمانی

– ساختار سازمانی

– عدم امنیت شغلی

– تضاد های صف وستاد

– مرحله حیات سازمانی

– فرایند های سازمانی

-گرانباری یا سنگینی شغل – تفریط نقش ادراک نقش – مسئولیت روابط بین

– افراد فقدان حمایت

– اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]




    1. سلامت و تربیت بدنی: رسیدن به کمال و حیات طیبه مستلزم داشتن جسم و روان سالم می‌باشد و تربیت بدنی می‌تواند بخشی از رسالت حفظ حیات زیستی را بر عهده بگیرد و علاوه بر سلامتی جسمانی و روحانی ازنظر اجتماعی نیز تربیت بدنی بخشی از تجارب عاطفی و اجتماعی دانش آموزان را تشکیل می‌دهد که به شکل حرکت و بازی نمود پیدا می‌کند تربیت بدنی نه تنها نیاز به تعامل و ارتباط اجتماعی را برآورده می‌سازد بلکه در ایجاد ارزش‌های مربوط به زندگی خوب و متعادل نیز سهیم است(کتاب معلم سلامت و تربیت بدنی پایه ششم،۱۳۹۱). از این رو حوزه یادگیری سلامت و تربیت بدنی به دنبال برقراری سلامتی کامل جسمی، روانی، عاطفی و ایجاد زمینه‌های لازم در جهت شناسایی روش های درست فعالیت های جسمانی، ارتقا توانایی‌های بدنی، تبیین روش های تفریحی سالم و ترویج بهداشت و اصول سالم زیستن و پیشگیری از ایجاد بیماری، اختلال، معلولیت های جسمی و توانمندسازی افراد در تسلط بر رفتار خود و حفظ سلامت می‌باشد.

    1. کار و فن آوری: حوزه یادگیری دیگری است که از زمان تدوین برنامه درسی ملی مطرح گردیده و در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ تنها برای پایه ششم در حال اجراست. این حوزه شامل کسب مهارت‌های عملی برای اداره امور زندگی و کسب شایستگی مرتبط با فناوری و علوم وابسته جهت آمادگی و ورود به حرفه و شغل در بخش‌های مختلف اقتصادی و زندگی اجتماعی است قلمرو این حوزه شامل سه دسته شایستگی ۱- شایستگی های محور(فنی و غیرفنی) دنیای کار مانندسواد محاسبه،حل مسئله،کارتیمی و… ۲- شایستگی مورد نیاز نیروی کار حرف و مشاغل گوناگون مثل به کارگیری ابزار پایه یک شغل ۳- شایستگی های مربوط به یادگیری مادام العمر فنی و حرفه ای از قبیل کارآفرینی ، فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌باشد که در دوره آموزش عمومی به صورت عینی،تجربی و درهم تنیده با دیگر حوزه های یادگیری کسب خواهد شد(برنامه درسی ملی،۱۳۹۱).

کتاب کار و فن آوری پایه ششم، اولین کتاب چاپ شده برای دوره ابتدایی در این حوزه می‌باشد شامل دو قسمت آشنایی با رایانه و پودمان ها می‌باشد که در قسمت رایانه ، وسایل سخت افزاری و برنامه های powerpoint,word,paint و شبکه ملی رشد به عنوان شبکه اینترنی به صورت مقدماتی در نیمسال اول تدریس می شود و در نیمسال دوم قسمت پودمانها ارائه می‌گردد به طوری که به ازای هر ۸ هفته یک طرح و پودمانها به صورت عملی در کلاس پیگیری و انجام می‌گردد.

در خصوص ضرورت این حوزه می توان به تأثیر آموزش فناوری و کار در پیشرفت فردی، افزایش بهره وری، مشارکت در زندگی اجتماعی، اقتصادی، کاهش فقر، افزایش درآمد، سرمایه گذاری نیروی انسانی برای آینده، کنش مناسب به تغییرات فناوری و به کارگیری آن ها در توسعه جامعه و رفاه انسان اشاره کرد(همان منبع).

  1. آداب و مهارت‌های زندگی: آخرین حوزه یادگیری دوره ابتدایی که در سند برنامه درسی ملی مشخص شده است آداب و مهارت‌های زندگی است که آموزش این حوزه شایستگی های لازم برای خودمدیریتی متربیان در اداره‌ امور روزمره‌ زندگی شامل: آداب دینی،آداب معیشت، آداب تغذیه و بهداشت، مدیریت خانواده، مدیریت اوقات فراغت، خودآگاهی، مهارت‌های تحصیلی و مطالعه، هویت‌یابی، ارتباط مؤثر، مراقبت از محیط زیست، مدیریت بحران و خطر، مهارت کار با دیگران و مهارت‌های پدافند غیر عامل و آمادگی دفاعی را فراهم می‌کند( همان منبع،ص۱۱۲).

راهبردهای یاددهی و یادگیری

در برنامه درسی ملی ۱۷ اصل برای تعیین راهبردهای یاددهی یادگیری ذکر شده که در جدول(۴-۲) آمده است.

جدول(۴-۲):اصول تعیین راهبردهای یاددهی یادگیری

  1. فراهم کردن زمینه خود راهبری

۱۰-توجه معلمان به دیدگاه، تجارب،ارزش‌ها و باورهای یادگیرندگان

  1. تحقق اهداف یادگیری در عناصر پنج گانه

۱۱-ارائه فرصت برابر به متربیان

  1. بهره گیری از یافته های علمی ‌و معتبر بشری

۱۲-کمک و یاری والدین و سایر عوامل آموزشی و غیر آموزشی و اعضای جامعه محلی

  1. تحقق یادگیری در عرصه های ارتباط انسان با خود، خدا، خلق و خلقت

۱۳-آفریننده راهبردهای یاددهی یادگیری بودنِ معلمان

  1. برقراری توازن بین رویکردهای فرایند مدار و نتیجه مدار

۱۴-فراهم نمودن زمینه‌های رشد و ابعاد جسمی،عاطفی،عقلی، اخلاقی،معنوی و اجتماعی

  1. فراهم کردن زمینه فعالیت های مشارکتی و گروهی

۱۵-محدود نبودن محیط یادگیری به کلاس درسی و مدرسه

  1. همسویی خانواده جامعه با اهداف تعلیم و تربیت

۱۶-شریک و پشتیبان مدرسه بودن خانواده

  1. مشارکت سایر کارکنان مدرسه در فراهم کردن فرصت یادگیری

۱۷- همخوانی راهبردها با ویژگی‌های عقلی،جسمی،عاطفی و اجتماعی یادگیرندگان

  1. حرکت معلمان به سمت تولید و کاربرد راهبردهای یاددهی یادگیری به شکل حرفه ای

*****

ارزشیابی

ارزشیابی همان‌ طور که قبلاً نیز ذکر شده به ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و ارزشیابی برنامه درسی مربوط می شود در برنامه درسی ملی نیز اصولی برای نحوه انجام آن ها تعیین شده که مورد اشاره قرار می‌گیرد.

جدول(۵-۲):اصول ارزشیابی پیشرفت تحصیلی برنامه درسی ملی

  1. جامع بودن

۹-اندازه گیری و سنجش برآیند کاملی از یادگیری متربیان دربارۀ اهداف و محتوا

  1. جداناپذیری ارزشیابی از فرایند یاددهی یادگیری

۱۰-ارزشیابی پیشرفت تحصیلی متناسب با قدرت درک و فهم یادگیرندگان

  1. استفاده از نتایج ارزشیابی جهت رشد حرفه ای معلم و برنامه درسی

۱۱-پایایی و ثبات ارزشیابی

  1. درک یادگیرنده از نقاط قوت و ضعف خود

۱۲-تولید نتایج رسمی واضح و قابل درک برای تمام معلمان، مربیان، مدیران مدارس، والدین و …

  1. تشویق خود ارزیابی

۱۳-مشارکت مربی، متربیان و والدین در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

  1. انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به گونه ای که منجر به یأس و نومیدی، ترس و اضطراب یادگیرنده نشود.

۱۴-شناسایی موانع یادگیری و کاهش آن ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]




متغیر­های مستقل

اهرم مالی

محققان بسته به هدف تحقیق تعاریف خاصی از اهرم ارائه می­ دهند. راجان و زینگالس[۹] (۱۹۹۵) اهرم را این­گونه تعریف ‌می‌کنند:

اهرم نسبت بدهی­های کل به دارایی­ ها کل است.

اهرم نسبت بدهی کل به خالص دارایی­ ها است. در این حالت خالص دارایی­ ها، دارایی­ های کل منهای حساب­های پرداختنی و بدهی­های جاری است.

اهرم نسبت بدهی کل به سرمایه است که سرمایه شامل بدهی کل به علاوه حقوق صاحبان سهام است.

اهرم نسبت بدهی کل (بدهی کوتاه مدت و بدهی بلند مدت) به دارایی­ های کل است.

که در این پژوهش همانند ایزدی نیا و دستجردی (۱۳۸۸) و نروجا و همکاران[۱۰] (۲۰۱۴) نسبت بدهی کل به حقوق صاحبان سهام و بدهی کل به دارایی­ ها به عنوان شاخص­ های تعیین­کننده ساختار سرمایه در نظر گرفته می­ شود.

مهارت مدیریتی

توانایی مدیر عامل شرکت شامل ترکیبی از ویژگی­های مشاهده­پذیر و قابل سنجش مانند تحصیلات و تجربه کاری و ویژگی­هایی که مشاهده­پذیر و بالقوه قابل سنجش نیستند مانند رهبری و مهارت­ های کار تیمی ‌می‌باشد . پژوهش­های اخیر نشان می­دهد که ویژگی­های فردی مدیر ارشد نقش مهمی در تصمیم­های اهرمی و در نهایت بازده سهام دارد. در تحقیقات روانشناسی ویژگی­های فردی-اجتماعی مدیر ارشد با بهره گرفتن از سن، تجربه کاری، سابقه تحصیلی و مهارت­ های شغلی سنجیده می­ شود. لذا در این پژوهش ما با بررسی یکی از ویژگی­های فردی-اجتماعی مدیر به دنبال یافتن تاثیر آن بر بازده سهام‌داران هستیم.

تحصیلات: بهره­­ وری کارکنان با بالا رفتن سطح تحصیلات و آموزش­های مرتبط با دانش و مهارت کاری آن­ها افزایش پیدا می­ کند که در نهایت می ­تواند درآمد کارکنان را افزایش دهد ]بکر و هکن[۱۱]، ۲۰۰۹[. راکمییل و یوچه[۱۲] (۲۰۱۱) نیز بر این عقیده­اند که سطح تحصیلات بالاتر رابطه مثبتی با اهرم مالی دارد. لذا با توجه به آنچه گفته شد، در این پژوهش توانایی­هایی شناختی مدیریت ارشد برای تصمیم ­گیری­های استراتژیک ‌بر اساس سطح تحصیلات اندازه ­گیری می­ شود. هرمن و داتا[۱۳] (۲۰۰۵)، از یک مقیاس هفت گزینه­ای به صورت ۱=تحصیلات دبیرستان، ۲=کارشناسی ناتمام، ۳=فارغ التحصیل کارشناسی، ۴= کارشناسی ارشد ناتمام، ۵=کارشناسی ارشد، ۶= دانشجوی دکترا و ۷= دکترا، به عنوان معیار اندازه ­گیری سطح تحصیلات استفاده کردند. ما همانند والست ولی و بزرا[۱۴] مقیاس سه­گانه: ۱= مدرک لیسانس و پایین­تر، ۲= مدرک کارشناسی ارشد، ۳= مدرک دکتری را برای سنجش سطح تحصیلات مدیران ارشد استفاده می­کنیم.

متغیر­های کنترلی

        1. نسبت قیمت بازار سهم به ارزش دفتری (P/B)

یکی از مهمترین شاخص­ های سرمایه ­گذاران، نسبت قیمت بازار سهم به ارزش دفتری[۱۵] بیان شده است. این نسبت شاخصی برای سنجش ارزش و فرصت­های رشد آتی شرکت قلمداد می­ شود. از نظر تئوری چنانچه نسبت قیمت بازار سهم به ارزش دفتری کمتر از یک باشد این نسبت پایین تلقی می­ شود که می ­تواند ناشی از دو عامل باشد: بازار معتقد است که ارزش دارایی­ های شرکت بیش از واقع در ترازنامه منعکس شده است، یا اینکه به دلیل سودآوری مناسب شرکت، بازده دارایی­ ها[۱۶] (ROA) بسیار ضعیف بوده است ]مک کلور، ۲۰۰۴[. تحقیقات نشان می­دهد، نسبت (P/B) به سوددهی، ریسک و رشد شرکت مربوط می­ شود. چان و چن[۱۷] (۱۹۹۱) نسبت (P/B) را منعکس­کننده کارایی یک شرکت ­می­دانند. اولسون (۱۹۹۵) رابطه بین نسبت (P/B) و بازده حقوق صاحبان سهام را مدل­سازی نموده و نشان داد که نسبت (P/B) مازاد نرخ بازده یک شرکت را نشان می­دهد. نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) برای مقایسه ارزش بازار یک سهم با ارزش دفتری آن سهم استفاده می‌شود. این نسبت از طریق تقسیم قیمت بسته شدن روز یک سهام به ارزش دفتری شرکت، به ازای هر سهم محاسبه می‌شود که همچنین به نسبت قیمت به سرمایه نیز معروف می‌باشد. از آنجا که ‌بر اساس استانداردهای حسابداری، بدهی‌ها در ترازنامه به ارزش روز و دارایی‌ها به بهای تمام شده یا خالص ارزش بازیافتنی (هر کدام کمتر باشد) ثبت می‌شوند ‌بنابرین‏، اثر بسیار مهم تورم در سمت راست ترازنامه شرکت‌ها منعکس نمی‌شود و به همین دلیل، نسبت P/B در حقیقت قیمت سهام را نسبت به ارزش خالص دارایی‌های شرکت با بهای تمام شده می‌سنجد. ‌به این ترتیب در اقتصادهای تورمی، معمولا این نسبت در طول زمان، در صورتی که تجدید ارزیابی دارایی‌ها اتفاق نیفتد، رشد می‌کند؛ چرا که شتاب رشد صورت کسر (قیمت سهام) از مخرج (خالص ارزش دارایی‌ها به بهای تمام شده) بیشتر است. از همین رو، این نسبت در بازارهای تورمی یک مقیاس بسیار محافظه‌کارانه برای ارزش گذاری سهام محسوب می‌شود و معمولا سهام دارای P/B حدود یک واحد از منظر تحلیلی ارزنده و جذاب توصیف می‌شوند. این نسبت ‌به این ترتیب محاسبه می­ شود:

برای محاسبه ارزش دفتری دو روش زیر وجود دارد:

اندازه شرکت (Size)

بر طبق نظریه توازن اندازه شرکت با اهرم رابطه مثبت دارد ]فرانک و گویال[۱۸]، ۲۰۰۳[. اندازه شرکت از طریق ریسک عدم پرداخت و هزینه ورشکستگی بر اهرم تاثیر می­ گذارد. فلث و نوبر[۱۹] (۱۹۸۰) و بوث و همکاران[۲۰] (۲۰۰۱) استدلال ‌می‌کنند که شرکت­های بزرگ­تر ظرفیت بدهی بیشتری دارند زیرا آن­ها کسب و کارهای مختلف را آسان­تر هدایت ‌می‌کنند و احتمال ورشکستگی و نوسانات جریان نقدی در آن­ها کمتر است. به گفته چیتندن و همکاران[۲۱] (۱۹۹۶) شرکت­های بزرگ­تر اهرم بیشتری دارند زیرا آن­ها هزینه­ های نظارت پایین­تری دارند و در نتیجه مسئله خطر اخلاقی و انتخاب نادرست در آن­ها کمتر است.

از دیدگاه نظریه سلسله مراتب اندازه شرکت رابطه منفی با اهرم دارد زیرا شرکت­های بزرگ­تر در مقایسه با شرکت­های کوچک، مسئله عدم تقارن اطلاعات در آن­ها کمتر است و در نتیجه آن­ها انتشار سهام را به جای بدهی ترجیح می­ دهند ]فاما و فنچ، ۲۰۰۲[. مفهوم اندازه شرکت عبارت است از لگاریتم طبیعی فروش شرکت در هر سال یا دارایی کل. در این پژوهش اندازه با بهره گرفتن از رابطه زیر محاسبه می­ شود:

فروش سال گذشته / (فروش سال گذشته – فروش سال جاری) رشد فروش

مالیات (نرخ مؤثر مالیاتی)[۲۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]




عدالت رویه ای: به معنای ادراک کارکنان از انصاف در قوانین و رویه های یک فرایند می‌باشد. برخی از شاخص های ارزیابی عدالت رویه ای عبارتند از غیر مغرضانه بودن تصمیم های مدیریت، صحت و اعتبار داده های استفاده شده در فرایند تصمیم گیری مدیران، توانایی مورد سوال قرار دادن تصمیمات و …

عدالت تعاملی: عدالت تعاملی یا مراوده ای بر ادراک انصاف در رفتار بین فردی در حین اجرا اشاره دارد. عدالت تعاملی با معیارهایی نظیر صداقت و راستگویی در تصمیمات مربوط به کار کارکنان، ارائه توضیحات کافی، احترام و … سنجیده می شود.

تعهد سازمانی: یک حالت روانی است که بیانگر نوعی تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان می‌باشد و توسط معیارهایی چون تمایل به ترک شغل، احساس رضایت از شغل، وابستگی به شغل و … سنجیده می شود. جهت سنجش تعهد سازمانی از پرسشنامه استانداردکلیسن و استریت (۲۰۰۱) استفاده شده است.

رفتار نوآورانه: قابلیتی پویا است که می‌تواند شایستگی های داخلی و خارجی را ادغام، ایجاد و پیکربندی کند تا به تغییرات سریع محیط واکنش نشان دهد (تیس،۱۹۹۷). رفتار نوآورانه در محل کار به عنوان تمایل داوطلبانه ی تک تک کارکنان برای ایجاد نوآوری در کار، مانند به روز رسانی راه های انجام کار، ارتباط با مسئولان مستقیم، استفاده از رایانه و یا توسعه ی محصولات یا خدمات جدید تعریف می شود. جهت سنجش رفتار نوآورانه از پرسشنامه ‌استاندارد آلن و می یر (۱۹۹۱) استفاده شده است.


۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ها


برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSS و Lisrel استفاده شده است که در بخش اول آمار توصیفی و آمار استنباطی داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. همچنین در این پژوهش جهت آزمون نرمال یا غیر نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف، اسمیرنوف استفاده شده است و مدل مورد بررسی با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری برازش می شود.

فصل چهارم:

تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱ مقدمه


این فصل به تجزیه و تحلیل داده ها اختصاص دارد. در این راستا، ابتدا نتایج حاصل از آمار توصیفی مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق ارائه می‌شود. سپس در بخش آمار استنباطی به بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق و نوع ادراک جامعه تحقیق از این متغیرها می‌پردازیم. در ادامه، مدل یابی معادلات ساختاری ارائه می شود که شامل تحلیل عاملی و بررسی مدل ساختاری می‌باشد. در بخش مدل ساختاری، روابط متغیرهای پنهان با یکدیگر جهت آزمون فرضیات تحقیق بررسی می‌شوند.

۴-۲ آمار توصیفی


جامعه آماری پژوهش حاضر را کارکنان شرکت های کوچک و متوسط موجود در شهرک صنعتی فاز یک ارومیه تشکیل می‌دهند. در این بخش از جنبه‌های مختلف به توصیف پاسخ دهندگان می پردازیم.

۴-۲-۱ توصیف متغیرهای جمعیت شناختی


اطلاعات زیر بر اساس داده های ۳۳۳ پرسشنامه برگشت داده شده می‌باشد. متغیرهای جمعیت شناختی بررسی شده عبارتند از جنسیت، سن، تحصیلات، سابقه فعالیت در سازمان و اندازه سازمان می‌باشد.

جنسیت: در جدول ۴-۱ اطلاعات مربوط به جنسیت پاسخ دهندگان ارائه شده است. همان گونه که مشاهده می شود، ۴۷٫۷ درصد افراد زن و ۵۲٫۳ درصد افراد مرد هستند.

شکل۴-۱ : توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان

منبع: یافته های پژوهش

جدول ۴-۱ جنسیت پاسخ دهندگان



















جنسیت

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

زن

۱۵۹

۷/۴۷

۷/۴۷

مرد

۱۷۴

۳/۵۲

۱۰۰

مجموع

۳۳۳

۱۰۰

منبع: یافته های پژوهش

سن: در جدول ۴-۲ اطلاعات مربوط به سن پاسخ دهندگان ارائه شده است. همان گونه که مشاهده می شود، ۵۱٫۱ درصد افراد بین ۲۰ تا ۳۰ سال، ۳۳٫۹ درصد بین ۳۱ تا ۴۰ سال، ۱۱٫۱ درصد بین ۴۱ تا ۵۰ سال، و ۹/۳ درصد بیشتر از ۵۰ سال سن دارند.

شکل۴-۲ : توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان

منبع: یافته های پژوهش

جدول ۴-۲ سن پاسخ دهندگان





























رده سنی

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

۳۰- ۲۰ سال

۱۷۰

۱/۵۱

۱/۵۱

۴۰- ۳۱ سال

۱۱۳

۹/۳۳

۸۵

۵۰- ۴۱ سال

۳۷

۱/۱۱

۱/۹۶

بیشتر از ۵۰ سال

۱۳

۹/۳

۱۰۰

مجموع

۳۳۳

۱۰۰

    1. ۱ Lee ↑

    1. ۲ Williams ↑

    1. ۳ Adams ↑

    1. ۴ Bies and Moag ↑

    1. ۵ Dailey and Kirk ↑

    1. ۶ Greenberg ↑

    1. ۷ Colquitt et al ↑

    1. Small & Medium Enterprises ↑

    1. Mossholder et al. ↑

    1. Janssen ↑

    1. Niehoff and Moorman ↑

    1. ۲ Teece ↑

    1. Allen and Meyer ↑

    1. Socrates ↑

    1. Plato ↑

    1. Aristotle ↑

    1. The Republic ↑

    1. Thomas Aquinas ↑

    1. Abraham Maslow ↑

    1. ۲ Taylor ↑

    1. ۱ Bos ↑

    1. ۲ Lind and Tyler ↑

    1. ۱ Folger ↑

    1. ۲Charash and Spector ↑

    1. ۱ Cropanzano ↑

    1. ۱ McDowall ↑

    1. ۲ Lambert ↑

    1. ۳ Leventhal ↑

    1. ۱ Thibaut and Walker ↑

    1. ۲ Folger and Cropanzano ↑

    1. ۱ George and Jones ↑

    1. ۱ Moorman ↑

    1. ۱ Scandura ↑

    1. ۱ Ambrose ↑

    1. ۲ Greenberg and Baron ↑

    1. Allen and Meyer ↑

    1. ۲ Porter et al ↑

    1. ۱ WebsterMerriam ↑

    1. ۲ O’Reilly and Chatman ↑

    1. Miller ↑

    1. ۲ Kelman ↑

    1. ۳ Meyer and Herscovitch ↑

    1. ۴ Mowday ↑

    1. ۵ Cramer ↑

    1. Affective commitment ↑

    1. Continuance commitment ↑

    1. Normative commitment ↑

    1. ۱ Angle and Perry ↑

    1. ۲ Mayer and Schoorman ↑

    1. ۱ Penley and Gould ↑

    1. ۲ Jaros et al. ↑

    1. ۳ Morrow ↑

    1. ۴ Mirels and Garret ↑

    1. ۵Greenhaus ↑

    1. ۱ Blau and Boal ↑

    1. ۲ Reichers ↑

    1. ۳ Shiuan et al. ↑

    1. ۴ Becker and Billings ↑

    1. ۱ Greenberg and Baron ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]





گفتار سوم– ضرر مالی (مادی)

ضرورت هایی برای افراد وجود دارد که انسان بسیار بدان دلبسته و تمام تلاش ها همٌ و غم خویش را معطوف آن می‌کند تا مبادا از کف برود. بله گاه ضرورت هایی ایجاد می شود که بیم از دست رفتن مال و ثروت مضطر در آن ها می رود مطمئناً جان و بدن انسان با ارزش تر از ثروت ودارایی است سپس در این ضرورت شخص مضطرسعی می‌کند ضرر مادی کم را با ضررمادی بیشتر تعویض کند. مثلاً در یک دامداری ممکن است چند دام مشکوک به بیمار باشند در اینجا دامدار مضطر آن ها را از دام های دیگر جدا کرده و حتی شاید معدوم کند تا مبادا به سایر حیوانات و یا خود او سرایت کند و ضرری بیش از آن چند رأس دام بدو تحمیل شود ( دفع افسد به فاسد می‌کند).



گفتارچهارم – ضرر معنوی

آدمی حتماً برای خود تعدادی از سرمایه های معنوی را دارا است، عرض، آبرو، حیسیت، دین، مذهب و … همگی نشان از معنویات و در واقع اخلاقیات انسان هاست، معیار تشخیص ضرورت های معنوی به نظر هم می‌تواند شخصی باشد و هم عرفی. ممکن است بسیاری از اخلاقیات و معنویاتی که در یک منطقه ارزش و قداست دارد در یک منطقه و یا جامعه دیگر آن قداست و ارزش را نداشته باشد و شاید برای شخصی فلان چیز از درجه اهمیت و قداستی برخودار باشد که برای شخصی دیگر در همان جامعه کمترین قداستی نداشته باشد . گاه این ارزش های معنوی تا حدی قوی و مهم هستند که انسان اموال و بدن و حتی جان خود را فدای آن می‌کند. چنانچه سرور و سالار شهیدان در ظهر عاشورا «هیهات منه الذله» سر می‌داد.

پس در نتیجه گیری از این بحث باید گفت انسان در هر ضرورتی قرار بگیرد خود بهترین شاخص برای فهم وضعیت اضطراری است. گاهی فردی در حالت اضطرار بین اموال و سلامت جسم خود طرف ثروت را می‌گیرد, چنانچه شخصی علی رغم مکنت مالی و بیماری قلبی برای نیل به هدف ثروت زیادتر باز کار سنگین می‌کند و می‌داند این کار او ممکن است به باز ایستادن قلب او منجر شود اما باز حرص و طمع نقطه ثقل افکار اوست . آری ممکن است شخصی در دو راهی مال و ثروت و عرض و آبرو طرف عرض و آبرو را بگیرد و ممکن است شخصی دیگر عکس او عمل کند .

فصل سوم

آثار اضطرار در مسئولیت مدنی

مبحث اول: اضطرار در مسئولیت مدنی و انواع زیان

بی شک تا کنون مولفین آثار حقوقی به بحث اضطرار در آثار حقوقی پرداخته‌اند ، همان گونه که فقها بدان پرداخته‌اند, با این شباهت که فقها و اکثر مولفین آثار حقوقی صرفاً به اطلاق اضطرار در مسئولیت مدنی توجه نموده اند. یعنی این سؤال کلی را که آیا اضطرار علاوه بر مسئولیت کیفری ، رافع مسئولیت مدنی نیز هست یا نه را مطرح نموده, با پاسخی کلی به مانند سؤال کلی و اطلاقی بدان پاسخ داده‌اند . پاسخی که اکثر مولفین حقوقی و اکثر قریب به اتفاق فقها راجع به مسئولیت مدنی مضطر ارائه نموده اند , قائل بودن آنان به مسئول بودن مضطر در حیطه ضمان قهری است مثلاً برخی فقها گفته اند : « این که اضطرار از اسباب معاف شدن شخص در قبال خسارات وارد به دیگری نیست، به عنوان قاعده ی کلی درحقوق اسلامی مورد پذیرش قرار گرفته است». [۸۱]۱

در فقه امامیه نیز صاحب جواهر در این باره می نویسد: «اگر شخصی متاع دیگری را به جهت بیم جان او یا خود و یا دیگری (به دریا) بیندازد، اگر مالک به او اذن نداده باشد ، به دلیل قاعده اتلاف و غیر آن ( از قواعد باب ضمان) ضامن است و در این باره، بین کسانی که متعرض مسئله شده اند خلافی ندیده ام» [۸۲]۲٫

در فقه عامه نیز بعضی از فقیهان بدین نکته تصریح نموده اند که اضطرار موجب از بین رفتن حق غیر نمی شود ( الاضطرار لا یبطل حق الغیر ) ‌بنابرین‏ آنجا که شخصی از روی ناچاری مال دیگری را تلف می‌کند، ضامن شناخته می شود. [۸۳]۳همین طور برخی برای اینکه زیان دیده بتواند به مضطر مراجعه کند این گونه گفته اند که کافی است که رابطه علیت عرفی بین فعل او و زیان وارده به خود را به اثبات برساند یعنی صرف تلف مال، ایجاد مسئولیت می‌کند حال علت و سبب چه بوده است بماند[۸۴]۴

ممکن است که برخی اشتباه کنند و بگویند برای نفی مسئولیت مضطر می توان به حدیث (رفع) درفرمایش پیامبر استناد کرد ولی باید گفت که حدیث رفع در مقام امتنان بر همگان وارد شده است. [۸۵]۵حال آن که تضییع حقوق زیان دیده توسط مضطر و استناد به حدیث رفع ، حکمی بر خلاف امتنان است و همین طور حدیث رفع در این مورد صرفاً کاری که در شرایط عادی نا مشروع است، دروضعیت اضطراری مشروع می‌سازد و ناظر ‌بر مسئولیت مدنی نیست. می بینیم که برخی فقها به کل معتقد به مسئولیت مدنی مضطر هستند و حتی از حالات و شقوق آن سخنی به میان نمی آورند اما در فقه عامه، شافعی با این قول مخالفت کرده‌اند و بر آن است که چون مضطر با اذن شرع و بدون تعدی مرتکب عمل زیانبار شده است ، قول به ضمان مضطر با اباحه ی شرعی منافات دارد.[۸۶]۱



اقدامات اضطراری ، به لحاظ زیانی که به دنبال دارند ، به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند :

اول: اقدام اضطراری به زیان خود ، دوم: اقدام به زیان غیر[۸۷]۲٫ این زیان به خود یا به غیر نیز می‌تواند به زیان جانی و زیان مالی و همین طور زیان معنوی تقسیم گردد که برای روشن شدن موضوع آن ها توضیح اجمالی را جع به هر یک ارئه می‌گردد .

گفتار اول – زیان جانی

در این حالت مضطر یا به خود و یا به دیگری زیان جانی می زند تا از زیان اشد جلوگیری کند برای مثال وقتی بخشی از بدن مضطر عفونت کرده و خوف آن برود که این این عضو عفونت کرده، ممکن است به سایر اندام شخص صدمه زده و یا حتی منجر به مرگ او گردد لذا شخص رضایت می‌دهد تا این عضو قطع گردد ، در واقع در حالت ضرورتی قرار می‌گیرد که از زیان بیشتر جلوگیری کند اگر بخواهیم مثالی نو و بکر برای حالت اضطراری زیان به دیگری بیاوریم می توان این مثال را گفت که ممکن است برای همه اتفاق افتاده باشد و اگر نه مطمئنا دیده یا شنیده اید که گاهی در نزاعی (درگیری) دوست و یا فرزند و یا برادر شما شرکت می‌کند، شما که پدر یا برادر بزرگتر شخص مذبور می باشید ممکن است برای جلوگیری از وقوع نزاع که علاوه بر زیان های جسمی و ضرب و جرح، مجازات کیفری نیز در بر دارد، برای اجتناب از درگیری ضربه یا جرحی خفیف به افراد یاد شده وارد کنید و بدین ترتیب قائله ختم شود.

در این جا مضطر در حالتی است که با زیان رسانیدن به تن دیگری ، حالت اضطراری ایجاد می‌کند و از زیانی بیشتر و غیر قابل پیش‌بینی جلوگیری می‌کند در این حالت حتی اگر برادر از برادر خود نزد قاضی ‌شکواییه ببرد که چرا مرا ضرب یا جرح نموده قاضی با مطالعه چند وچون قضیه محققا رأی‌ در تبرئه ضارب خواهد داد. هرچند اگر دیه ای قابل تصور در این حالت باشد ، احتمال تبرئه شدن وی از آن در حقوق ما تغریبا امری محال است، امری که با عدالت چنانچه قبلا نیز اشاره شد ، سازگار نبوده و در این نوشته به دنبال تلنقری به حقوقیون یا حتی قانون برای تغییر رویه کنونی خواهیم بود چنانچه در آینده خواهد آمد.

گفتار دوم- زیان مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]




«ان الامام ان یخطی فی العفو خیر من ان یخطی فی العقوبه»[۴۵]

اشتباه قاضی در عفو بهتر از اشتباه وی در کیفر دادن است»

این قاعده که در حقوق اسلام به قاعده «ترجیح اشتباه در عفو بر اشتباه در کیفر » معروف شده مستفاد از این کلام حضرت محمد (ص) می‌باشد.معنا و مفاد این قاعده آن است که صدور حکم به مجازات متهم تنها در صورتی صحیح است که ارتکاب جرم از ناحیه او ثابت شده و نص تحریم کننده منطبق با جرم ارتکابی باشد.‌بنابرین‏ اگر تردیدی در ارتکاب جرم از ناحیه متهم یا در انطباق عنوان مجرمانه در فعل منتسب به جانی وجود داشته باشد باید حکم به برائت متهم شود ،زیرا در صورت تردید برائت متهم برای جامعه بهتر و از جهت اجرای عدالت سزوارتر است.[۴۶]

در سیره علی (ع) نیز روایاتی به چشم می‌خورد که نشانگر حاکمیت مطلق اصل برائت در امور کیفری است.از آن جمله این که آن حضرت می فرمایند:

«انی لا اخذ علی التهمه و لا اعاقب علی الظن »[۴۷]

من به خاطر تهمت کسی را مورد بازخواست قرار نمی دهم و با گمان و ظن به کسی کیفر نمی دهم»

معنای این روایت هم این است که بی گناهی همه مردم اصل اساسی است و اگر کسی متهم به ارتکاب جرمی شود و یا مورد سوء ظن و… واقع شود بی گناه خواهد بود.

گفتار دوم -معنی اصل برائت در حقوق داخلی

در این گفتار اصل برائت را در حقوق داخلی و در قوانین عادی و اساسی مورد بررسی قرار می‌دهیم.فایده مترتب بر این تقسیم بندی آن است که قوانین اساسی معمولا در هر کشوری در رأس سلسله مراتب در طبقه بندی قوانین قرار دارند و طبعا قوانین عادی و آیین نامه ها و بخشنامه ها و مصوبات وزراء و هیات دولت نمی توانند در درجه اول برخلاف قانون اساسی و پس از آن قانون عادی باشند.[۴۸]قانون عادی شکلی و ماهوی در کشور ما از اصل ۳۷ قانون اساسی پیروی کرده و مضمون اصل را با عبارات دیگری در قوانین عادی گنجانده است.

قسمت اول-قانون (قوانین عادی)

قوانین عادی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران به مانند دیگر نظام های حقوقی جهان به دو شیوه اصل برائت را مورد توجه قرار داده‌اند.در برخی قوانین به صورت صریح به اصل برائت اشاره کرده‌اند و برخی به آثار اصل نظر داشته اند.مثلا قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت اصل برائت را بیان نکرده اما آثار این اصل در موارد مختلفی بیان گردیده است.این آثار را در فص دوم در سه مرحله کشف جرم،تحقیقات مقدماتی و دادرسی مورد بررسی قرار داده ایم .اما برخی مواد قانون به صورت واضح و صریح به اصل برائت اشاره کرده‌اند.

ماده ۱۹۷ قانون آ.د.م این اصل را بدین صورت مورد تصریح قرار داده است:

«اصل برائت است،‌بنابرین‏ اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند در غیر این صورت با سوگند خوانده اصل برائت صادر خواهد شد.»

ماده ۳۵۶ آیین دادرسی مدنی سابق نیز این اصل را با این عبارت مورد نظر قرار داده بود:

«اصل برائت است ‌بنابرین‏ اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند و الا مطابق این اصل حکم به برائت مدعی علیه داده خواهد شد.»

ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی هم به طور ضمنی اصل برائت را مورد نظر و توجه قرار داده است.این ماده اشعار می‌دارد:

«هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هر گاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر بر عهده او است.»

در همه سیستم‌های حقوقی این اصل پذیرفته شده و بار دلیل را به عهده مدعی گذاشته اند.مدعی کسی است که در مقام اثبات امری بر خلاف اصل برائت قیام می‌کند.[۴۹]این اصل هم در دعاوی حقوقی و هم در دعاوی کیفری کاربرد فوق العاده دارد و تکلیف داریم هر ادعایی را که فاقد دلیل باشد بی مبنا بشناسیم.[۵۰]

قسمت دوم-قانون اساسی

استناد به اصل برائت در هر کشوری که طی آن «فرض بر بی گناهی هر فرد است تا زمانی که مجرم اعلام شده باشد» به اصول قانون اساسی است.امروزه تمامی کشورهای پیشرفته از نظر اصول دادرسی این اصل را در قوانین اساسی خود با عبارات گوناگون گنجانده اند.

پیش از انقلاب در قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ ه.ش ۱۳۲۴ ه.ق هیچ اصلی به حقوق و آزادی های اساسی مردم اشاره ای نکرده بود و این مسئله ضعف آشکار این قانون بود.[۵۱] اما یک سال بعد متمم این قانون معروف به متمم قانون اساسی مشروطه در اصول هشتم الی دوازدهم خود به اصل برائت و آثار آن به طور ضمنی و نه صریح اشاره کرد.از جمله در اصل۹ متمم قانون اساسی مشروطه می خوانیم:

«افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدی نمی توان شد،مگر به حکم و ترتیبی که قوانین مملکت مشخص می‌کنند.»

‌بنابرین‏ در قانون اساسی مشروطه به اصل برائت به طور مستقیم هیچ اشاره ای نشده بود،اما پس از انقلاب اسلامی زمامداران امور ‌به این اصل و همچنین آثار آن توجه و نظر ویژه نشان داده و در اصول مختلف قانون اساسی ۱۳۵۸ که به تأیید مردم رسید بدان پرداختند.[۵۲]

بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸اصل ۳۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قاعده کلی ‌در مورد اصل برائت سخن گفته است.این اصل مقرر می‌دارد:

«اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.»

بر مبنای همین اصل اصل ۱۶۶ قانون اساسی اشعار می‌دارد:

«دادگاه ها موظف به صدور احکام مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی که بر اساس آن حکم صادر شده گردیده اند.»

این اصل به نفع هر متهمی اعم از اینکه برای اولین بار مرتکب جرم گردیده یا مشمول حکم تکرار جرم باشد جاری است به طوری که در تمامی طول دادرسی تا زمانی که یک تصمیم قانونی و قطعی ،مجرمیت بزه کار را به رسمیت نشناخته باشد اصل برائت حاکمیت دارد.از اصل برائت به نفع متهم می توان ‌به این نتیجه رسید که متهم تکلیفی در اثبات بی گناهی خود ندارد و این به عهده شاکی و یا مدعی خصوصی و مرجع قضایی بر حسب مورد است که تحقق جرم و مجرمیت مرتکب را ثابت نماید. با توجه ‌به این اصل اساسی یعنی اصل برائت ضرورت تامین آزادی افراد و عدم تعرض به آن جز در موارد استثنایی به خوبی قابل درک است و برای آن تضمینات لازم باید تدارک دیده شود.[۵۳]

قسمت سوم-قوانین جزایی و آیین دادرسی کیفری

در امور کیفری وفق اصل ۳۷ قانون اساسی «اصل بر برائت متهم است» مگر اینکه دلیل قاطع بر مجرمیت وی موجود باشد.لذا برای مجرم قلمداد نمودن فرد باید دلیل قاطع وجود داشته باشد.این الزام به قطعیت داشتن دلایل در حقوق جزا در حقوق مدنی و تجارت ‌به این شدت وجود ندارد زیرا در امور کیفری با حیثیت،آزادی و چه بسا جان افراد بازی می شود.یک دلیل غیر موجه می‌تواند فرد را به چوبه دار بفرستد و یا مجرم خطرناکی را از مجازات برهاند.[۵۴]

قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت اصل برائت را بیان نکرده اما آثار این اصل را در موارد مختلفی مورد قبول قرار داده است.اما ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی این اصل را مورد تصریح قرار داده است:

«اصل برائت است ‌بنابرین‏ اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند ،در غیر این صورت با سوگند خوانده حکم برائت صادر خواهد شد.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ق.ظ ]




در استرالیا پذیرش بازار های خاکستری متفاوت از مثال های قبلی است و اساس وجودی آن پذیرش آرای دادگاه ها نمی باشد، بلکه اصول و مقرراتی به صورت قانون توسط دولت استرالیا تصویب شده است (همان، ص ۱۸۶-۱۸۳) که هدف اصلی از آن ایجاد انگیزه برای نویسندگان و به تبع آن دستیابی به تعادل بین مزایای داده شده به آن ها و سایر افراد جامعه است (همان، ص ۱۸۴).

۳-۳-۴- نیوزلند

شرایط پذیرش قوانین حمایتی از حق تکثیر در نیوزلند همانند استرالیا است[۸۸]. طبق قوانین نیوزلند حق تکثیر دارای موارد حفاظتی گسترده ای در نتیجه پذیرش یک سیاست دقیق، بر اساس اصل زوال ناپذیری ملی است(همان، ص ۱۷۸). ‌بنابرین‏ در نیوزلند موارد حمایتی از بازار های خاکستری از طریق تصویب قانون پذیرفته شده است[۸۹]. بر همین اساس دولت نیوزیلند تصویب قوانین ممنوعیت بازار های خاکستری را در دستور کار خود قرار داده است تا به وسیله سطح حمایت های اقتصادی خود را بالاتر ببرد[۹۰].

تغییرات قانونی در نیوزلند با تصویب قانون متمم حمایت از تکثیر در سال ۱۹۹۸ آغاز شد که طبق گزارشات اقتصادی منعکس شده توسط دولت نیوزلند دارای اثرات مثبت اقتصادی بوده است (وایتیر، ص۱۷۹). با وجودی که دولت ممنوعیت بازارهای خاکستری را برای مدت زمان محدودی حمایت می‌کند. (همان، ص ۱۸۰) اما در همین زمان با موافقان و مخالفان زیادی مواجه می‌گردد، اما در نهایت با عقیده موافقان ممنوعیت بازار های خاکستری در موضوعات فیلم ها اعم از ویدئوهای عادی و دی وی دی ها برای مدت زمان محدودی حمایت می‌کند. (همان، ص۱۸۱)

با وجودی که دولت بعدها در سال ۲۰۰۸ قانون کپی رایت را اصلاح می‌کند و دوباره به ایجاد فضای بازار های خاکستری اجازه می‌دهد اما ایجاد یک دوره محدود حمایت از صنعت تکثیر قابل توجه است[۹۱].

۳-۳-۵- ایران

جزء ۱ بند ج ماده ۱۵[۹۲] قانون ثبت اختراعات، طرح های صنعتی و علائم تجاری، مصوب ۱۳۸۶ ایران، بهره برداری از کالاهائی [را] که توسط مالک اختراع یا با توافق او در بازار ایران عرضه می شود، مشمول حقوق ناشی از گواهینامه اختراع نمی داند. یعنی با معامله و فروش محصول در ایران، مالک یا فروشنده نمی تواند مانـع باز فروش یا هرگـونه انتقال بعـدی آن توسط خریـدار شـود. ولی، در عوض می‌تواند از ورود همان کالا یا محصول از خارج جلوگیری کند. این ‌به این معنا خواهد بود که بنا به حق انحصاری که مالک در تولید، توزیع و فروش محصول – مثلا دارو- در سطح ملی دارد می‌تواند محصول را به قیمتی گران در بازار داخلی بفروشد و در عین حال از ورود همان کالا از خارج، که ممکن است به قیمتی کمتر در بازار داخلی فروخته شود، جلوگیری کند. این اصل، همان اصل زوال ملی است که نمی تواند موافق مصالح اقتصادی کشور باشد.

در ارتباط با حقوق علامت تجاری، قانون ایران موضع روشن و صریحی را اتخاذ نکرده و مشخص نیست که کدام اصل زوال را پذیرفته است، اما طبق مقرره مربوط، بند ج ماده ۴۰ قانون ایران[۹۳] «حقوق ناشی از ثبت علامت، اقدامات مربوط به کالاها و خدماتی را که توسط مالک علامت یا با موافقت او به کشور وارد و در بازار ایران عرضه می‌گردد، شامل نمی شود.» ‌بنابرین‏ می توان گفت: وارد کردن کالا و عرضه آن در بازار ایران باعث زوال حق مالک نسبت به معاملات بعدی آن ها می شود و این انعکاسی جز پذیرش اصل زوال ملی نمی تواند باشد، زیرا مفهوم مخالف آن ‌به این معنا خواهد بود که کالاها و خدمات مربوط را اشخاص ثالث نمی توانند بدون اجازه و رضایت مالک علامت وارد کشور کنند. به عبارتی دیگر، مقرره مذبور زوال را فقط در سطح ملی پذیرفته و حق منع واردات موازی را به مالک علامت داده است. این نیز، نمی تواند موافق مصالح اقتصادی کشور شمرده شود. البته تفسیر دیگری را می توان از این ماده به عمل آورد، بدین ترتیب که چنانچه بنگاهی ایرانی محصول را در خارج از کشور از مالک خریده باشد در این صورت می‌تواند آن را به ایران وارد کند. ولی، این عمل زمانی می‌تواند انجام گیرد که ‌بر اساس ماده مذبور، موافقت مالک علامت را گرفته باشد و این چیزی جز پذیرش اصل زوال ملی نمی تواند باشد. از این نظر، بسیاری از کشورهای در حال توسعه در قوانین داخلی خود مقرراتی را وضع کرده‌اند که در آن ها مالک گواهینامه اختراع و مالک علامت تجارتی به صراحت از مبادرت به جلوگیری از واردات موازی منع شده اند.

۳-۴- تبعات ناشی از واردات موازی

مدیران بازاریابی شرکت‌های چند ملیتی بر این باورند که واردات موازی برای آن ها خطر آفرین است. اگر چه واردات موازی در کوتاه مدت منجر به افزایش فروش برای تولیدکننده می‌شوند، اما عموماً در بلند‌مدت مشکلاتی را در کانال‌های توزیع ایجاد می‌کنند (برمن، ۲۰۰۴، ص ۵۱). بررسی ها نشان ‌می‌دهد که مهمترین خطرات ناشی از واردات موازی عبارت‌اند از:

۱٫ کاهش تدریجی ارزش نام و نشان تجاری؛

۲٫ تیره شدن روابط تولید کننده، واسطه و مشتری؛

۳٫ اختلال در استراتژی‌های بازاریابی و کسب سود؛

۴٫ تضعیف استراتژی قیمت‌گذاری سنتی؛

۵٫ مشکل در ایجاد و نگهداری تصویر جهانی (جانت و هن نسی[۹۴]، ۱۹۹۸، ص۴۵۳).

در ادامه بعضی از عوامل ذکر شده به طور مفصل مورد بحث قرار می‌گیرند.

۳-۴-۱- کاهش تدریجی ارزش علامت تجاری

تضعیف علامت تجاری در نتیجه فعالیت در واردات موازی ممکن است به علت فروش متداول با قیمت پایین، وجود دستورالعمل به زبان خارجی، فقدان قطعات یدکی برای کالاهای جایگزین، کیفیت پایین محصولات به علت شیوه های انبارداری محصولات خارجی و عدم کنترل تولیدکننده در انتخاب دوباره فروش، ایجاد شود (برمن، ص۶۰). از آنجا که فروش کالاها در واردات موازی توسط اعضای کانال غیرمجاز صورت می‌گیرد و این کانال‌ها تحت کنترل تولیدکننده نیستند، اعضای کانال غیرمجاز ممکن است هر کار ناشایستی مانند فروش کالاهای تعمیری انجام دهند و یا اینکه کالاهایی را در بازار بفروشند که فاقد استانداردهای لازم آن بازار باشند. تولیدکنندگانی که محصولات آن ها در واردات موازی به‌فروش می‌رسد، زمانی که مشتریانشان بفهمند که آن محصول در بازار دیگری با قیمت پایین‌تری مبادله می‌شود، با این تهدید مواجه می‌شوند که ارزش علامت تجاری‌شان کاهش یابد. این قضیه به ویژه ‌در مورد محصولات لوکس (مانند عطر و لوازم بهداشتی و. . . ) بیشتر صدق می‌کند. ‌بنابرین‏ می‌توان گفت که بازاریابان خاکستری بر روی تصویر نام و نشان تجاری که توسط تولیدکننده ایجاد شده است، مجانی سواری می‌کنند. ( همان، ص ۴۵۵)

۳-۴-۲- تضعیف استراتژی قیمت‌گذاری سنتی‌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




۱۲

انگارد،کاملا منتفی است. مضافا با وجود مرحله تجدیدنظر، دادگاه‏های پایین‏تر، با توجه به اینکه خود را در معرض ممیزی دادگاه تجدیدنظر می‏بینند، همواره به رعایت اصل مذبور مقید خواهند بود(فتحی، ۱۹۸۱، ص۱۲۰۵ وابوعامر، ۱۹۸۵، ص۱۵۸). بدین ترتیب تجدیدنظر به نوبه خود می‏تواند به‏عنوان روشی برای اجرا و رعایت اصل بی‏طرفی ‌در قضاوت ایفای نقش کند.

جدقت در رسیدگی قضایی: برخلاف تصور مخالفین تجدیدنظر، فرض مقبول و قابل پذیرش ‌در مورد قضات این است که این گروه، از نخبگان جامعه و افرادی مسئولیت‏پذیر هستند. اگر در عمل غیر ازاین است، باید این مشکل چاره‏ اندیشی دیگری کرد. ‌بنابرین‏‏ بی‏توجهی و کم‏دقتی به بهانه وجود تجدیدنظر ‌در مورد این گروه مصداق ندارد، بلکه برعکس، وجود تجدیدنظر، باعث دقت نظر و اهتمام بیش‏تر قضات دادگاه‏های بدوی می‏ گردد؛ چرا که در چنین وضعیتی، قضات دادگاه‏های مذبور براین امر واقف و آگاهند که عملکرد آن‏ها توسط دادگاه تجدیدنظر مورد ارزیابی و بازبینی قرار می‏ گیرد. ازاین‏رو در انجام امور سعی بیش‏تری خواهند کرد.اصولا باید قضات را به گونه‏ای تربیت کرد که نسبت به پیامد تصمیمی که اتخاذ می‏ کنند، بی‏تفاوت نباشند و انتظار این را داشته باشند که تصمیم آن‏ها مورد ارزیابی صحیح قرار گیرد.در چنین شرایطی هریک از قضات به نوبه خود تلاش خواهد کرد که وضعیت مطلوب‏تری از خود نشان دهد(ابوعامر، ۱۹۸۵، ص۱۶۲). ثمره این تلاش و کوشش، اهتمام، دقت و توجه بیش‏تر در انجام دادن امور و تصمیم‏ گیری‏های قضایی است.

دافزایش اعتماد و اطمینان مردم: اعتماد و اطمینان شهروندان به دادگستری و دستگاه عدالت حقوقی از مهم‏ترین اصولی است که متولیان امور جامعه و مجریان تشکیلات قضایی باید آن‏ را درسرلوحه کار خود قرار دهند. مردم از دادگستری انتظار دارند که ‌بر اساس عدالت و انصاف به دعاوی آن‏ها رسیدگی کرده، به‏صورت شفاف و روشن ‌در مورد آن‏ها قضاوت شود.دادگستری نیز باید پاسخگوی این خواسته بحق مردم باشد.این تعامل زمانی صورت مطلوب را پیدا می ‏کند که مردم به دادگستری اعتماد و اطمینان داشته باشند. برای جلب و تقویت اعتماد عمومی به دادگستری، تنها راه دادرسی عادلانه است و همان‏طور که اشاره کردیم، تجدیدنظر لازمه آن محسوب می‏ شود. اگر دادرسی منحصر به یک مرحله باشد، تصور مردم این است که در رسیدگی به دعاوی آن‏ها دقت کافی نشده است و ازاین‏رو همواره باتردید و بدبینی به دادگستری می‏نگرند و اعتماد و اطمینان چندانی به‏آن ندارند؛ ولی با وجود دادگاه

۱۳

تجدیدنظر، چنین تردیدی کاهش پیدا کرده، در نتیجه اعتماد و اطمینان مردم به دستگاه عدالت حقوقی افزایش پیدا می ‏کند. بی‏اعتمادی مردم به دادگستری آثار و پیامدهای نامطلوبی برای جامعه درپی دارد. احقاق حق به‏اتکای توان و امکانات شخصی مهم‏ترین اثری است که از بی‏اعتمادی افراد به دادگستری سرچشمه می‏ گیرد و ثمره چنین وضعیتی چیزی جز هرج و مرج در جامعه نخواهد بود(المرصفاوی،۱۹۸۲، ص۷۶۹ و ابوعامر، ۱۹۸۵، ص۱۵۹). ‌بنابرین‏ برای پرهیز از چنین وضع نامطلوبی باید راه های جلب اعتماد مردم به دادگستری را توسعه داد و یکی از مهم‏ترین راه ها برقراری یک سیستم تجدیدنظرکارآمد و پویا است.

ذوحدت و هماهنگی: به‏طور طبیعی مراجع نظارتی و بالادست از عملکرد و اختلاف‏ نظر مراجع پایین‏تر اطلاع حاصل می‏ کنند. با وجود این، امکان ایجاد رویه واحد و هماهنگ در انجام امور و تصمیم‏ گیری‏ها فراهم می ‏آید. بدون وجود چنین مراجعی، دستیابی به وحدت و هماهنگی چندان مقدور نیست. امروزه در اکثر کشورها، گذشته از نقش و رسالت مهمی که دیوان عالی به‏عنوان بالاترین مرجع تجدیدنظردرایجاد«وحدت رویه قضایی»درمعنای خاص ایفا می ‏کند.(ابوعامر، ۱۹۸۵، ص۱۶۵ و محمدسلامه، ۱۹۸۸، ص ۴۱۴). از این روهریک از مراجع تجدیدنظرنیز به نوبه خود می ‏توانند در ایجاد رویه واحد و از بین بردن اختلاف نظرها موثرباشند.

رویه قضایی در معنای عام، در بیش‏تر نظام‏های حقوقی به‏عنوان یک منبع مهم تلقی می‏ شود و می‏تواند در تحول و پویایی حقوق نقش بسزایی را ایفا کند. علاوه براین رویه قضایی به نحو چشمگیری در برقراری عدالت و انصاف در جامعه تأثیرگذار است و دستگاه عدالت حقوقی را در جهت دادرسی عادلانه به حرکت در می آورد(صدقی،۱۹۹۹، ص۷۶).

رانتقال تجربیات: در هر تشکیلات و سازمان، همواره با یک دسته از نیروهای با تجربه و کارآزموده به انتقال تجربیات گروه اول به گروه دوم وابسته است و یکی از روش‏های مهمی که می‏تواند این امر را ممکن سازد، نظارت افراد باتجربه بر کار و فعالیت کسانی است که از تجربه کم‏تری برخوردارند.‌بنابرین‏ باید در درون سازمان این امکان را فراهم ساخت که نیروهای تازه‏کار به‏طور مستقل کار و فعالیت خود را به انجام برسانند و در عین حال کار آن‏ها توسط افراد باتجربه مورد ارزیابی قرار گیرد تا از یک سو خطاهای احتمالی برطرف گردد و از سوی دیگر تجربیات کارآزموده‏ها به تازه‏کارها انتقال ‌پیداکند.علاوه براین ‌در پرتو این تعامل زمینه هم فکری بیش‏ترو بهره مندی از

۱۴

اندیشه‏های یکدیگر نیز فراهم می‏ شود و این امر نیز به نوبه خود می‏تواند ضریب اعتماد و اطمینان به کار و تصمیم ‏گیری‏ها را افزایش دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




۲-۴-۳- بازدهی بودجه بندی عملیاتی

ارزیابی کارایی سیستم های بودجه بندی عملیاتی دولتی ، از نظر متدلوژیک ، کار سختی است

تخصیص بهینه منابع و بازدهی مؤثر همگی وابسته به تاثیر تعداد زیادی ازمتغیرهای بودجه بندی عملیاتی است . تغییرات در ترتیب عوامل سیاسی و اولویت ها ممکن است باعث ایجاد تخصیص‌های مجدد، منابع شوند که هیچ اثری در بازدهی ‌و کارایی ندارند . ویژگی های سیستم های دولت و سازمان‌ها این است که عمدتاًً بر توانایی استفاده از اطلاعات عملیاتی برای منطقی کردن اولویت‌بندی هزینه ، اثر می‌گذارند . روابط داخلی بین بودجه بندی عملیاتی و بعضی از این متغیرها چنان نزدیک است که تفکیک آن ها بسیار مشکل است و مشکلاتی را برای ارزیابی به وجود می آورد.

وجود انواع مختلف بودجه بندی عملیاتی ‌به این معنی است که آنچه که باید بررسی شود ،کارایی

بودجه بندی عملیاتی نیست ، بلکه بررسی اشکال مشخص بودجه بندی عملیاتی است .وجود این مشکلات متدلوژیکی ‌به این معنی است که محدودیت های بزرگی وجود دارد که از نظر تجربی باید ‌در مورد بازدهی بودجه بندی عملیاتی بر طرف شوند .

از این رو، اهمیت شواهد تجربی نه تنها ‌در مورد کارایی بودجه بندی عملیاتی اطلاعاتی را به ما می‌دهد، بلکه روش هایی را نیز مشخص می‌کند دولت‌ها تحقیقات گسترده ای در این زمینه در آینده انجام داده‌اند. در این بخش ، شواهد تجربی نشان می‌دهد که کارائی سیستم های بودجه‌بندی عملیاتی گسترده دولتی، تحت تأثیر سه عامل، تخصیص بهینه بودجه بازدهی مؤثر و برنامه‌ریزی منظم می‌باشد. (مارک رابینسون و برامبی ، ۲۰۰۵).

۲-۴-۴- تجربه برخی از کشورهای منتخب در اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی

۲-۴-۴-۱-کانادا

الف ـ زمان و چگونگی شروع انجام نظام

نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. در این دهه توجه بیشتر معطوف به.

ارتباط بین مخارج و نتایج می‌باشد.در دهه ۱۹۷۰ ، ارزیابی برنامه ها و اثربخشی برنامه ها را در دستور کار خود قرار داد.

مهمترین تحولات انجام گرفته در این زمینه از آن زمان تا کنون به شرح زیر بوده است:

ـ بررسی برنامه ها و فرایند هزینه به منظور کاهش کسری بودجه که موفقیت برنامه ها را با خطر مواجه ساخته بود.

ـ تغییر نظام مدیریت هزینه ها و گزارش دهی نتایج و عملکرد ها

ـ تأکید بر کیفیت خدمات ، تعیین استانداردهای خدمات و گزارش گری از عملکرد ها و نتایج

ـ بررسی سایر روش های ارائه خدمات دولتی ، موفقیت های به دست آمده در این زمینه به خصوص واگذاری و ارائه این خدمات به بخش خصوصی و تأکید بیشتر بر نتایج بسیاری از مشکلات ارائه این خدمات در بخش دولت را از بین برده است.

ـ اصلاح نظام حسابداری بودجه در راستای هماهنگی با تحولات ایجاد شده

ـ اصلاح روش گزارش دهی به مجلس به منظور ارائه اطلاعات مناسبتر در زمینه‌های برنامه ها و طرح های دولتی و ‌عملکرد اقدامات دولت با تکیه بر نتایج

ـ ابلاغ دستور العمل ارزیابی نتایج تعهدات دستگاه های اجرایی شامل : اندازه گیری عملکرد، گزارش دهی و ارزیابی( کاهنمن و تورستی ، ۲۰۰۵ ) .

ب ـ تلاش های به عمل آمده در زمینه فرهنگ سازی بودجه ریزی بر مبنای عملکرد

ـ از سال ۱۹۹۸ نظام تشویق و تنبیه برقرار شده و مدیرانی که به نتایج مورد انتظار رسیده اند مورد تشویق قرار گرفته اند. به طور کلی بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از حقوق مسئولین اجرای برنامه ها وابسته به تحقق و دستیابی به عملکرد و نتایج از پیش تعیین شده بوده است.

ـ خزانه داری چارچوب مدیریتی خاصی برای مدیران مالی تعیین و ابلاغ ‌کرده‌است.

ـ مدرسه خدمات عمومی کانادا دوره های متعددی برای آموزش بودجه ریزی بر مبنای عملکرد برگزار ‌کرده‌است.

ـ از سال ۲۰۰۳ چارچوب خاصی تحت عنوان ‌پاسخ‌گویی‌ مدیران تهیه و ارائه شده است.در این چارچوب مسئولیت ها و انتظارات از دستگاه های اجرایی مختلف در زمینه عملکرد و نتایج برای معاونین دستگاه های مذبور مشخص شده است. همه ساله دبیر هیات خزانه داری چگونگی عملکرد شاخص های هر دستگاه را با معاونت های ذیربط بررسی و گزارش می کند.

ـ دولت تأکید زیادی بر مرتبط ساختن مخارج با نتایج در امر برنامه ریزی، گزارش دهی داخلی و گزارش به مجلس دارد( همان منبع).

ج ـ موانع اصلی موجود در سر راه توسعه بیشتر نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد

ـ مرتبط ساختن اجرای سیاست‌ها و نتایج به دست آمده

ـ اندازه گیری معنی دار نتایج ‌بر اساس یک شاخص واحد

ـ بودجه یکساله انجام می‌گیرد در حالی که نتایج آن ممکن است بیش از یک سال به دست آید.

ـ نتایج ممکن است حاصل از یک فعالیت دولت نباشند و چند فعالیت منجر به یک نتیجه واحد شود.

ـ عدم توازن در ارائه گزارشات مالی به دلیل طبیعت نظام پارلمانی و گرایش دستگاه‌ها به گزارش عملکردهای مطلوب و عدم گزارش مشکلات( همان منبع).

د ـ درس یا درسهای مهم حاصل از اجرای نظام

ـ با نشستن و بحث کردن راه به جایی برده نخواهد شد. باید کار را شروع کرد. تا زمانی که کار شروع نشده است دستگاه های اجرایی تعهد دولت نسبت به اجرای نظام را باور نمی کنند.

ـ نباید انتظار داشت از همان اول نظام کامل و بدون نقض اجرا شود. حداقل بین ۵ تا ۶ سال تلاش مستمر تمامی بدنه دولت اجرای نسبتا کامل نظام مورد نیاز است. همواره موانعی بر سر کار وجود دارد یا نه وجود خواهد آمد که باید به تدریج مرتفع و از سر راه برداشته شود( همان منبع).

۲-۴-۴-۲- انگلیس

الف ـ زمان و چگونگی شروع اجرای نظام

ـ بعد از انتخابات سال ۱۹۹۷، دولت مجموعه ای از اصلاحات مخارج دولتی را در قالب برنامه بررسی جامع مخارج در سال ۱۹۹۸ ارائه نمود. این مجموعه شامل یک برنامه سه سالانه مخارج به منظور مدیریت خدمات عمومی برای دستگاه های اجرایی ، داشتن بودجه های جاری و سرمایه گذاری مجزا به منظور جلوگیری از تحت فشار قرار گرفتن طرحهای سرمایه گذاری ضروری ، ارائه نظام حسابداری جدید برای کنترل روند مخارج است.

ـ حرکت به سوی ‌هدف‌های‌ بلند مدت برای تخصیص منابع بودجه

ـ در برنامه یاد شده جدید ۶۰۰ هدف عملکرد در ۳۵ موضوع مختلف پیش‌بینی شده است.

ـ ‌هدف‌های‌ مذبور مجموعاً ۱۸ دستگاه اجرایی را در بر می گیرند. رویکرد این اهداف بیشتر معطوف به عملکرد و نتایج می‌باشد .

ـ دستگاه های اجرایی سالانه دوبار گزارش عملکرد اهداف خود را ارائه نموده اند (کاهنمن و تورستی ، ۲۰۰۵).

ب ـ تلاش‌های به عمل آمده در جهت فرهنگ‌سازی بودجه ریزی عملیاتی

ـ اجرای برنامه مخارج موجب ‌پاسخ‌گویی‌ بهتر دولت و مجلس شده است، کیفیت و کمیت گزارش های عملکرد ارتقاء یافته و در چارچوب برنامه میان مدت تخصیص منابع با اثربخشی بهتری صورت گرفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




۲-۷-۳-۱- سرمایه ­گذاران نهادی

بوشی (۱۹۹۸) سرمایه گذاران نهادی را به صورت سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانک ها، شرکت های بیمه، شرکت های سرمایه گذاری و نهادها و مؤسسه‌ هایی از این قبیل تعریف می‌کند.در کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا و انگلیس،چهار نوع اصلی ‌از سهامداران نهادی وجود دارد.

۱-صندوق های بازنشستگی

۲-شرکت های بیمه

۳-شرکت های سرمایه گذاری

۴- بانک ها

در دهه های اخیر سرمایه گذاران نهادی بزرگترین مالکان شرکت ها محسوب می شود و کنترل درصد زیادی از سهام بازار و شرکت‌ها را در دست دارند .

هایاشی [۴۳](۲۰۰۳) بیان می‌کند که سهام‌داران نهادی درسال۲۰۰۳ حدود شصت درصد از سهام موجود دربازار ایالات متحده آمریکا را تحت کنترل داشتند. این در حالی است که تیلور بیان می‌کند، این میزان در سال‌های ۱۹۵۰،۱۹۸۰و۱۹۹۰ به ترتیب برابر با ۸/۳۳ و ۴۵ درصد بوده است با افزایش درصد مالکیت سهام‌داران نهادی نقش آن ها نیز به تدریج رو به تغییر و تحول نهاد و آن ها از سهام‌داران ساده به سهام‌داران با قدرت نظارت بر عملکرد مدیران تبدیل شدند .

تا قبل از آن، سهام‌داران نهادی به درستی در امور و فرایندهای تصمیم گیری دخالت داده نمی شدند و به راحتی تحت فرمان مدیران قرار داشتند . سهام‌داران نهادی در گذشته به محض نارضایتی از عملکرد مدیران شرکت یا عملکرد سهام اقدام به فروش سهام در دست خود می‌کردند به تدریج با دردست گرفتن اداره سهام افراد توسط سهام‌داران نهادی توزیع مالکیت در شرکت ها رو به تحول نهاد سرمایه گذاران نهادی با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکت ها از نفوذ قابل ملاحظه ای ‌در شرکت‌های سرمایه پذیر برخوردار شدند (چن ، ۲۰۰۷)[۴۴].

درایران نیز برخی ‌از موسسه ها و سازمان ها به ‌عنوان سهام‌داران نهادی در ترکیب مالکیت برخی از شرکت ها دیده می‌شوند.ازاین قبیل سازمان و مؤسسه‌ ها می توان به مؤسسه‌ های بیمه اعم ازشرکت های بیمه بازرگانی سازمان های تامین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی ، بنیاد شهید و امور ایثارگران،بنیاد پانزده خرداد، سازمان گسترش ونوسازی صنایع ایران و هلال احمر اشاره کرد .بدین ترتیب ملاحظه می شود که شرکت ها با تغییراتی دربافت و ترکیب سهام‌داران و به عبارتی در ساختار مالکیت خود مواجه هستند(رحمان سرشت و مظلومی ،۱۳۸۴).

وچنین فرض می شود که این سهام‌داران از توانایی لازم جهت تأثیرگذاری برتصمیم ها وسیاستهای شرکت سرمایه پذیربرخوردارهستند(فروغی و همکاران ،۱۳۸۸).

با استناد به بیانیه مطرح شده و نیز با توجه به تقسیم بندی سهام‌داران ‌بر اساس درصد مالکیت (سهام‌داران جزئی ، اثر گذارو کنترل کننده) این امکان وجود دارد که سهام‌داران نهادی با درصد مالکیت کمتر از ۲۰% در برخی از شرکت ها تأثیر و نفوذ قابل ملاحظه ای بر تصمیمات و سیاست‌های مالی شرکت داشته باشند ولی در برخی دیگر از شرکت ها فاقد چنین تأثیرگذاری باشند به طوری که همان گونه که بیان شد سرمایه گذاران نهادی از لحاظ اندازه سهام ،تخصص در جمع‌ آوری اطلاعات و نظارت بر مدیران تفاوت‌های زیادی با سهام‌داران جزء دارند آن ها منابعی برای نفوذ ونظارت بر مدیران دارند اما اینکه آیا واقعاٌ ‌از قدرت و منابع خود برای نظارت استفاده می‌کنند و برمدیران فشارمی آورند سوالی است که در بسیاری از ذهن ها به وجود می‌آید .

ساختار مدیریت کشور لزوماًً به سیاست­های کلان دولت مربوط می­ شود و ‌به این جهت ساختار مدیریت در برش تاریخی کاملا از نظام سیاسی کشور تبعیت می­ کند و در پرتو همین نظام قابل بررسی است.قانون اساسی سه نوع مالکیت را که مشتمل بر بخش دولتی، تعاونی و خصوصی است مشخص ‌کرده‌است، حال آنکه سازمان اداری دولت و مؤسسه­های تحت نظارت دولت از الگوی تشکیلاتی نظام سابق تبعیت ‌می‌کنند و تداخل نامتجانسی بین وظایف دولت، مالکیت دولتی و مدیریت دولتی و خصوصی که بعضاً باعث لوث مسئولیت ­ها می­ شود به وجود آمده است.

این شکل سازمانی و اداری دولت عمدتاًً با توجه به اصطلاحاتی که در قانون محاسبات عمومی به کار برده شده ترسیم گردیده است. با وجودی که در اصطلاح مؤسسه­های عمومی غیردولتی واژه«غیردولتی» به صورت مسامحه در تعبیر به کار برده شده است، و از آنجا که به موجب ماده ۱۲ قانون محاسبات عمومی این قبیل مؤسسه­ها نیز مشمول مقررات قانونی ناظر به اموال عمومی ‌شده‌اند، ‌می‌توان استباط کرد که منظور از اصطلاح مؤسسه­های عمومی غیردولتی مؤسسه­هایی است که صرفاً حساب­های آن ها در خزانه متمرکز نیست و بر اساس مقررات و قوانین خاص به نحو مستقل از قوه مجریه اداره می­شوند، ولی استقلال آنان از قوه مجریه به معنای رفع مسئولیت­های امانی ناظر بر مدیریت مؤسسه‌­های عمومی نیست و به تعبیر دقیق­تر جزء سازمان­ های دولتی در مفهوم اعم تلقیمی­شوند.

در تقسیم ­بندی فوق به عامل کنترل دولت و اداره غیرمستقیم مؤسسه­های خصوصی توسط دولت نیز توجه شده و به نظر می­رسد که دولت می ­تواند و باید سیاست­های اقتصادی و رفاهی خود را از طریق این شرکت­ها که بدانها عنوان شرکت­های عامل دولت داده شده است اعمال کند. البته اصطلاح شرکت­های عامل دولت در قانون محاسبات عمومی تعریف نشده است ولی هرگاه شرکتی با رعایت قانون تجارت تأسیس شود و سرمایه ­گذاری مستقیم دولت در چنین شرکتی از ۵۱ درصد کمتر باشد، اما با بهره گرفتن از امکانات مالی دولت از قبیل تحصیل اعتبارات از بانک­های دولتی یا انعقاد پیمان­ها و خدمات دولتی فعالیت کند، چنین مؤسسه­ای عامل دولت تلقی می­ شود. نظریه تفکیک مدیریت از مالکیت اموال عمومی در قانون محاسبات نیز پذیرفته شده است. در واقع در شرکت­های بازرگانی نیز که سهام دولت و مؤسسه­های عمومی در اقلیت است و به نحو تجاری اداره می­ شود، مالکیت اقلیت سهام همچنان عمومی و دولتی است. لیکن در مواردی که یک شرکت سهامی خصوصی نیز، با توضیحاتی که داده شد به عنوان عامل دولت فعالیت کند، مدیران آن مشمول مسئولیت­های امانی ناظر به اداره اموال عمومی هستند.

در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به ویژه در کشورهای جهان سوم، اقتصاد دولتی بر اقتصاد غیر دولتی ترجیح داده می­شد و این امر ناشی از این باور بود که در صورت دخالت هر چه بیشتر دولت، امکان تولید و توزیع کالاها و خدمات به صورت انبوه و با قیمت­های پایین­تر و اشتغال در سطح بالاتر فراهم می­ شود و بی عدالتی که به صورت نابرابری درآمد و ثروت متجلی شده بود، کم­تر می­ شود. به تدریج با گسترش دامنه فعالیت­ها، مشکلاتی نظیر بوروکراسی شدید، ضعف سیستم مدیریتی، فقدان سیستم مناسب ارزیابی و حسابرسی، فقدان انگیزه کاری، تعدد در اهداف، استفاده نامطلوب از انحصارات و حمایت­های غیرکارا باعث شد که طی دهه­های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ عدم کارایی بر فعالیت­های اقتصادی دولت حاکم شود و موجب عدم موفقیت دولت درتحقق اهداف شود. این مشکلات باعث شد که گرایش به سوی ساز و کار خودسامان­بخش بازار و انجام سیاست­های آزادسازی، مقررات­زدایی و خصوصی سازی همراه با واگذاری مالکیت و مدیریت به عنوان راهبردهای عقلایی در جهت مقابله با مسایل و مشکلات اقتصادی و افزایش کارایی به طور وسیعی مورد حمایت دولت ها قرار گیرد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




عبارت کیفیت زندگی کاری که از مفهوم سیستم فنی- اجتماعی باز که در دهه­ ۱۹۷۰ طراحی شده، نشأت گرفته­است با بهره گرفتن از مناسب­ترین روابط بین تکنولوژی و سازمان­ های اجتماعی به تضمین استقلال­‌در کار، اتکای متقابل و تمایل افراد به درگیرشدن در کار کمک­می­ کند (ادهیکاری[۸] و گاتمن[۹]،۲۰۱۰). هرچند سیستم فنی- اجتماعی باز در عمل یک مفهوم قراردادی به حساب می ­آید، در این مفهوم فرض می­ شود که عملکرد بهینه­ سیستم و سازمان­دهی فنی صحیح با شرایط شغلی­ای تطابق­دارد که درآنها نیازهای اجتماعی و روانی کارگران تامین می­گردد. کیفیت­زندگی­کاری بهتر منجربه برآورده­کردن الزامات اجتماعی و فنی شغل در سازمان­ های ما می­گردد (میرکمالی و نارنجی ثانی[۱۰]،۲۰۱۱).

در ابتدا، کیفیت زندگی­کاری بر اثرات استخدام بر خوب بودن کلی و سلامت کارمندان تمرکز کرده بود، اما حالا تأکید و تمرکز آن تغییرکرده است. هرسازمانی به فراهم کردن محیط خوبی برای کارکنان نیاز دارد که شامل همه مشوق­های مالی و غیرمالی می­ شود که آن ها بتوانند کارکنانشان را برای مدت طولانی و برای رسیدن به اهداف سازمان حفظ کنند (کار[۱۱]، ۲۰۱۰). کیفیت زندگی­کاری به عنوان فرهنگ، سطح بالایی از تعهد متقابل را بین افراد و سازمان به ­وجود ‌می‌آورد، ‌به این معنا که افراد به اهداف سازمان و توسعه آن و سازمان نیز به نیازهای افراد و بالیدگی آن­ها متعهد باشد.

از طرفی­دیگر یکی­ از عواملی که دارای تأثیرات دوجانبه برعملکردشغلی و عملکردخانوادگی فرد است تعارض کار- خانواده[۱۲] است. تعارض کار-خانواده به تجربه­ای که در آن تقاضاهای حوزه کار و خانواده با یکدیگر تداخل پیدا می­ کند و از منابع در دسترس فرد تجاوز می­ کند اشاره دارد (رانتاتن، کینون، فدلت و پوکینن[۱۳]،۲۰۰۸). تعارض کار-خانواده، زمانی اتفاق می ­افتد که افراد در شرایطی قرار می­ گیرند که باید نقش­های چندگانه را که نیاز به زمان، انرژی و تعهد دارد، انجام دهند و همه آن­ها با یکدیگر تداخل پیدا می­ کند (جنز، چونکو، رنگرجن و رابرت[۱۴]،۲۰۰۷).

طبق تعریف گرین هاوس (۱۹۸۵ نقل از رستگار خالد،۱۳۸۵) تعارض کار-خانواده نوعی از تعارض بین­نقشی ‌می‌باشد که در آن فشارهای ناشی از کار و خانواده از هر دو طرف و یا برخی جهات ناهمساز ‌می‌باشد. بدین معنا که مشارکت در نقش­کاری یا خانوادگی دشوار می­گردد.

تعارض کار-خانواده برای افراد و سازمان­ها به یک اندازه حائز اهمیت است. این تعارض در سازمان­ها باعث کاهش بهره ­وری، تعهد سازمانی و رضایت شغلی و افزایش تأخیر و غیبت و کناره گیری از کار می­ شود (کوهن و براور،۲۰۰۶؛ کونولی،۲۰۰۰).

تعارض کار-خانواده بر گرفته از سه منبع است: تداخل کار در خانواده مبتنی بر زمان که بازتاب دهنده حالتی است که در آن خواسته­ های شغلی مانع نیاز کارکنان به صرف وقت در امور منزل و خانواده می­ شود. تداخل کار در خانواده مبتنی بر فشار که مشخص کننده­ این است که عوامل فشارزای شغلی، منجر به تحلیل رفتن سطوحی از توان فرد شده که نشاط و انرژی کارکن، حتی هنگامی که در خانه به سر می­برد را مختل می­ کند. در این شکل از تعارض، کارکردن موجب خستگی و بی­رمقی می­ شود. تداخل کار در خانواده مبتنی بر رفتار مشخص کننده­ آن است که رفتارهایی که در محل کار، انجام آن ها انتظار می­رود، اگر در محیط خانواده­ی فرد نیز ابراز و وضع شوند ایجاد مشکل می­نمایند (اتزیون[۱۵]،۱۹۸۷؛ گرین هاوس و دیوتل[۱۶]،۱۹۸۵).

    1. ضرورت و اهمیت مسأله

دلایل زیادی وجود دارد از اینکه چرا یک سازمان بایستی سطح تعهدسازمانی اعضایش را افزایش دهد (استیرز و پورتر[۱۷]، ۱۹۹۲). اولاً تعهدسازمانی یک مفهوم جدید بوده و به طورکلی با وابستگی و رضایت شغلی تفاوت دارد (گرینبرگ و بارون[۱۸]، ۲۰۰۰). ثانیاًً تحقیقات نشان داده است که تعهدسازمانی با پیامدهایی ازقبیل رضایت شغلی (باتمن و استراسر[۱۹] ۱۹۸۴)، حضور (ماتیو و زاجاک[۲۰]، ۱۹۹۰)، رفتار سازمانی فرا اجتماعی (اریلی و چتمن،[۲۱] ۱۹۸۶) و عملکرد شغلی (می یر، آلن و اسمیت ۱۹۹۳) رابطه مثبت و با تمایل به ترک شغل (مودی[۲۲]، پورتر و استیرز، ۱۹۸۲) رابطه منفی دارد.

کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند نظم بیشتری در کار خود دارند و مدت بیشتری در سازمان می­مانند و کار ‌می‌کنند. مدیران باید تعهد و پایداری خود و کارکنان به سازمان را حفظ­کرده و پرورش دهند (وانگ و همکاران،۲۰۰۶) وتاثیر مثبت تعهدسازمانی در عملکرد سازمان‌ها در بسیاری پژوهش­ها مورد تأیید قرار گرفته است. افرادی که دارای تعهد کمتری هستند خروج و غیبت آن ها از کار بیشتر است (آلن و ما­یر، ۲۰۰۲).

تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش و طرز تلقی همان‌ طور که کخ و اسیرز (۱۹۹۸) اظهار داشتند، قادر است اطلاعات مفیدی جهت برنامه­ ریزی، سازماندهی، حفظ و نگهداری نیروی انسانی، غیبت و تأخیر و همچنین افزایش کارایی و عملکرد در اختیار مدیران قراردهد.

اهمیت تعهدسازمانی در آن حد است که در متون تحقیقی اخیر، تعهدسازمانی به مثابه عامل مهمی برای درک و فهم علائق افراد و پیش ­بینی­کننده خوبی برای ارزیابی تمایل آن ها به باقی­ماندن در شغل خود، تلقی­شده است (اسماعیلی،۱۳۸۰) و همچنین اندازه گیری و شناخت تعهد سازمانی، اطلاعات مفیدی برای برنامه ریزی و سازماندهی در اختیارمدیران قرار می­دهد (نقل از برهانی،۱۳۸۱) و به هماهنگی و تلفیق منافع فرد و سازمان کمک می­ کند (رابینسون[۲۳] و همکاران،۱۹۹۲).

‌بنابرین‏ شناخت روش­هایی مناسب جهت افزایش تعهدسازمانی و نهایتأ بهبود عملکرد کارکنان و بهره ­وری سازمان امری حیاتی است (دهقان، صدقیانی و مرادی، ۱۳۹۰).

از عوامل مؤثر بر تعهدسازمانی ‌می‌توان دسته بندی زیر را ارائه کرد:

۱-عوامل شخصی که شامل سن، جنسیت، نژاد، سطح آموزش و … می­ شود.

۲-عوامل سازمانی ‌می‌باشد که شامل حیطه ی شغل، استقلال و خودمختاری در کار، چالش شغلی، درگیری و مشارکت شغلی ‌می‌باشد.

کیفیت زندگی کاری که بر تعهد سازمانی تاثیرگذار است، در این طبقه جای ‌می‌گیرد. کیفیت زندگی­کاری به عنوان فرهنگ، سطح بالایی از تعهدمتقابل را بین افراد و سازمان به وجود ‌می‌آورد، ‌به این معنا که افراد به اهداف سازمان و توسعه آن و سازمان نیز به نیازهای افراد و بالیدگی آن­ها متعهد باشد (یاوری و همکاران،۱۳۸۸).

۳-عامل سوم فرصت‌های شغلی و مسئولیت های خانوادگی کارکنان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




انشاء الله در آتیه نزدیک پژوهشگرانی در این مسیر گام بردارند و از این محدودیت­ها کاسته و بر اعتبار تحقیقات بیش از پیش بیفزایند.

۵-۵ پیشنهادات

بر اساس یافته ­های به دست آمده از مطالعات تئوریک و می‌دانی صورت گرفته در این پژوهش، پیشنهادات متعددی قابل ارائه ‌می‌باشد. این پیشنهادات در سه قالب کلی کاربردی، پیشنهادات تجربی و پیشنهادات به محققان بعدی، سازماندهی ‌شده‌اند. در زیر هر یک از این موارد ارائه می­شوند.

۵-۶ پیشنهادات کاربردی

۱-‌از آنجایی که پلیس باید مظهر اعتماد و نیرویی باشد که دیگران بتوانند به او اعتماد کنند. برای دستیابی به اهداف انتظامی شاید هیچ چیز از دیدگاه مثبت افراد عادی به نیروی پلیس مهم­تر نباشد. بدون شک دستیابی ‌به این هدف بزرگ نیازمند داشتن نیروی انسانی توانمند است. از این رهگذر باید به مسأله بهبود نیروی انسانی در ستاد ناجا که مرکز تصمیم­سازی و تصمیم ­گیری کلان نیروی انتظامی کشور است شایسته توجه و بذل عنایت گسترده گردد.

۲-از آنجایی که این تحقیق نشان داد رابطه ارزیابی عملکرد در ماندگاری نیروی انسانی بین کارکنان رسمی و پیمانی تفاوت معنی داری دارد. این موضوع باید به صورت گسترده­تری مورد بررسی قرار گیرد .

۳-با توجه به اینکه ارزیابی عملکرد در ستاد ناجا موجب می­ شود تا کارکنان نسبت به آموزش گرایش بیشتری پیدا کنند.لذا معاونت اموزش ناجا می ­تواند از این مسأله به عنوان یک فرصت استفاده­ کند زیرا میل به آموختن و کسب مهارت بیشتر برای هر سازمانی یک موهبت بی­بدیل است.

۴- برای جلب مشارکت مدیران و کارکنان در امر آموزش، بهتر است مدیران و کارکنان فعال به نحوی مورد تشویق قرار گیرند که همین امر باعث دلگرمی آنان و ایجاد انگیزه در دیگران خواهد شد.

۵- از آنجا که ارزیابی عملکرد به طور مدون و مستمر در ستاد ناجا صورت ‌می‌گیرد و نظر به پتانسیل ارزیابی عملکرد در بهبود نیروی انسانی بهتر است در طراحی برنامه ­های ارزیابی عملکرد تأمل بیشتری شود. این مطالعه و مطالعات مشابه می ­تواند در این زمینه راه­گشا باشد.

۶- مطالعه و تحقیق در نظام­های آموزشی سایر سازمان­ها و پژوهش­های تطبیقی و مقایسه­ ای در جهت بهبود سیستم ارزیابی عملکرد سازمان دارد.

۶۴

۷-نتایج تحقیق نشان داد ارزیابی عملکرد رابطه معنی داری با انگیزه دارد لذا ستاد ناجا می‌تواند با انجام ارزیابی های عملکرد دقیق و استفاده از نتایج آن باعث افزایش انگیزه کارکنان گردد.

۸- طراحی مناسب ارزیابی عملکرد می ­تواند اثربخشی و کارایی ناجا را تحت تاثیر قرار دهد و نهایتاًً موجب ارتقا و بهره ­وری در سازمان شود.

۹- ارزیابی عملکرد صحیح در هر سازمان می ­تواند مبنایی برای طراحی برنامه ­های توسعه­ای در سازمان محسوب شود و تأکید براجرای آن می ­تواند سازمان را در پاسخ به نیازهای محیطی یاری ­دهد.

۵-۷ پیشنهادات به پژوهشگران دیگر

۱-با توجه به اینکه در این مطالعه به بررسی تاثیر ارزیابی عملکرد بر بهبود نیروی انسانی پرداخته شده است اما این رابطه به صورت عکس نیز قابل بررسی است. پژوهشگران آتی می ­توانند تاثیر کیفیت نیروی انسانی در انتخاب روش های ارزیابی عملکرد و میزان اثربخشی ارزیابی عملکرد را بررسی کنند.

۲-ازانجائیکه در این تحقیق بر تدوین و شناسائی مؤلفه­ های بهبود نیروی انسانی کوشیده شده تا ‌بر اساس مطالعات پیشین و زمینه سازمانی مورد مطالعه باشد ، سعی شده تا تمامی ابعاد مورد پوشش قرار گیرد اما پژوهشگران دیگر می ­توانند از ابعاد دیگری نیز در مطالعات خود استفاده کنند و همینطور از آیتم­های دیگری برای سنجش هر یک از مؤلفه­ ها استفاده نمایند.

۳- نظر به اهمیت بهبود نیروی انسانی در هر سازمانی پیشنهاد می­ شود با متناسب ساختن این مطالعه ‌بر اساس نیازهای سازمان­ های دیگر تاثیر ارزیابی عملکرد بر رشد و بهبود نیروی انسانی در آن سازمان‌ها مورد بررسی قرار گیرند.

۴- ازانجائیکه این مطالعه در ستاد فرماندهی نیروی انتظامی صورت گرفته است و پژوهش­گران خدوم نیروی انتظامی می ­توانند مطالعات مشابهی را ‌بر اساس روش­های به کار گرفته شده در این مطالعه در پلیس مناطق مختلف انجام دهند .

۵-۸ پیشنهادات عمومی

۱- موفقیت سازمان‌ها بویژه در سازمان ناجا درگرو نیروی انسانی کارآمد ومتعهد است، از این رهگذر استفاده از روشهائی که منجر به بهبود نیروی انسانی گردد برای موفقیت الزامی است.

۲- ارزیابی عملکرد از دیرباز ابزاری در دست مدیران و سازمان­ها بوده است. بدون شک استفاده از این ابزار سنتی در زمان حاضر نیازمند تجدیدنظرهای اساسی و روزآمد کردن روش های ارزیابی است. از آنجا که ارزیابی عملکرد در همه سازمان‌ها انجام می­ شود نباید صرفاً برای آنکه باید انجام شود انجام گیرد بلکه باید ابزاری شود که مدیریت را در بهبود عملکرد و بهبود نیروی انسانی یاری دهد.

۳- بهبود نیروی انسانی مسأله­ای گسترده و اساسی در سازمان­ها است. استقبال از رویکردهای نوین مفید به فایده است و اگر روش های متداول مدیریتی مانند ارزیابی عملکرد با این رویکردها به­روز شود موفقیت هر سازمانی را تضمین می‌کند. استمداد از روش های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و به کارگیری فنون ارزیابی عملکرد در بستر این فن­آوری توانمند پیشنهاد می­ شود.

۶۵

۴- ارزیابی عملکرد نسبت به بسیاری فنون و روش های نوین بهبود سازمانی مانند سیستم­های یکپارچه سازی منابع سازمانی[۵۶] بسیار کم هزینه­تر، آشناتر و ملموس­تر است. با توجه به پتانسیلی که ارزیابی عملکرد در بهبود نیروی انسانی دارد اگر از همین ابزار ­بدرستی و مطابق نیازهای روز استفاده شود نیازی به تغییرات بنیادین و صرف هزینه­ های بالا نخواهد بود.

۱

۱

۶۶

منابع و مآخذ

الف- منابع فارسی

    • ابیلی، خدایار و موفقی، حسن، دریچه­ای بر مفاهیم نوین مدیریتی،تهران، نشر شیوه، ۱۳۸۷٫

    • احمدی، پرویز، مدل بهبود بهره ­وری نیروی انسانی با نیروی انسانی با نگرش مدیریت بهره ­وری، راهنما: مهدی الوانی، مشاور: عادل آذر، محمد اقدسى، پایان نامه(دکتری)، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، ۱۳۸۰٫

    • الماسی، حسن، از ارزیابی عملکرد تا مدیریت عملکرد، مجله تدبیر، شماره ۵۶، مهر ۱۳۷۴٫

    • آذر، عادل، مومنی، منصور، آمار و کاربرد آن در مدیریت، جلد اول، انتشارات سمت، ۱۳۸۵٫

    • آذر، عادل، مومنی، منصور، آمار و کاربرد آن در مدیریت، جلد دوم، انتشارات سمت، ۱۳۸۵٫

    • اصغرپور، سوسن، مدیریت عملکرد با تأکید بر منابع ارزیابی انسانی، سومین کنفرانس ملی مدیریت عملکرد،۱۳۸۵٫

    • امیران، حیدر، سرآمدی سازمانی بر اساس EFQM تهران، انتشارات شرکت مشاورین کیفیت‌ساز، ۱۳۸۳.

    • حاجی شریف، محمود، ارزیابی نیروی انسانی، اول، تهران، آموزش مجتمع صنعتی آبیک،۱۳۷۱٫

    • خائف الهی، احمدعلی، زارعی قرکانلو، قاسم، ارزیابی و مدیریت عملکرد و برخی مدل­های موفق آن در سازمان­ها، ‌فصل‌نامه عصر مدیریت، سال دوم، شماره هشتم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




اصطلاح درمانی “شناختی ـ رفتاری”، نخستین بار در ادبیات علمی میانه دهه ۱۹۷۰ به کار رفت و نتایج نخستین آزمایشات کنترل شده درمانی در انتهای این دهه به چاپ رسید. در زمان نسبتاً کوتاه پس از آن، درمان شناختی ـ رفتاری به یک روان‌درمانی پیشرو در اکثر کشورهای غربی تبدیل شد. مبانی تجربی رویکردهای به مسائل روانی، به ابتدای قرن حاضر بر می‌گردد. از زمان کارهای” بک” درباره افسردگی، شناخت درمانی در درمان بسیاری از مشکلات بیماری‌های روانی به کار رفته است و در نهایت، شناخت درمانی و رفتار درمانی با هم تلفیق شدند تا درمان شناختی- رفتاری پدیدار شد. احتمالاً در فرایند برنامه ریزی برای درمان اختلال‌های افسردگی بود که رویکرد شناختی- رفتاری اکثر درمانگران را به خود جلب کرد. البته درمان شناختی- رفتاری کاربرد‌های بس وسیعتری دارد و بسیاری از آن‌ ها به مواردی مربوط می‌شود که با بهره گرفتن از سایر روش‌ها می‌توان آن‌ ها را به سادگی و به طور مؤثری درمان کرد. این موارد عبارتند از: اختلال‌های اضطرابی و وسواسی، اختلال‌های خورد وخوراک، برخی از مسائل جنسی از ناتوانی‌ها در بیماری روانی مزمن و نیز مسائل زناشویی و جنسی (قاسم‌زاده، ۱۳۷۰).

نظریه های درمان شناختی ـ رفتاری

۱- نظریه روان‌درمانی ـ شناختی بک

آرون بک از از پایه گذاران روش شناخت درمانی است که با بهره گرفتن از روش شناختی- رفتاری توانسته است از بیمارانی را که به دلیل تفکر نابهنجار به افسردگی مبتلا شده‌اند درمان کند. به نظر بک (۱۹۹۳)، اختلال در کنش فکری افراد سبب می‌شود که واکنش‌های عاطفی و رفتاری از خود نشان دهند. به نظر او بیماران افسرده طرز فکر و باورهای منفی نسبت به خودشان، دنیا و آینده هستند. آن‌ ها غالباً احساس می‌کنند کسی در جهان حامی آن‌ ها نبوده، بی‌انصافی و بی‌عدالتی قانون زندگی است و امیدی برای بهبودی در آینده ندارند.

۲- نظریه عقلانی ـ عاطفی[۲۶۷] الیس

شناخت درمانی جدید از اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی با پیدایش نظریه و روش درمانی استدلالی ـ عاطفی (RET) آلبرت الیس آغاز شد. به نظر او رفتارهای غیر عادی بر اساس تصویری است که انسان‌ها از دنیای اطراف خود می‌سازند و فرضیه‌هایی که درباره آن ارائه می‌دهند. الیس سعی دارد با تغییر در نحوه تفکر و استدلال انسان، تحولاتی در او ایجاد کند. درمانگر می‌تواند به منظور رسیدن به هدف بازسازی مجدد و واقع بینانه‌تر وقایع از سوی بیماران، بحث‌ها و گفتگوهایی را مطرح سازد تا بیماران به غیر مستدل بودن باورها و عقایدش پی ببرند. افزون بر این‌که؛ درمانگر به بیمار کمک می‌کند تا به تحلیل منطقی مشکلاتش دست یابد. او سعی می‌کند به بیمار بیاموزد چگونه گفتگو‌های درونی شخص با خود را اصلاح کند و تغییر دهد. به بیمار یاد داده می‌شود که زمانی که از بروز مشکلات ناراحت می‌شود، کمی مکث کند و از خود بپرسد ‌در مورد آن وقایع و مشکلات حاصل از آن با خود چه نوع مکالمه و بحثی دارد و کدام جنبه از این استدلال درونی غیر واقعی و مسئله زا است (شاملو،۱۳۸۳).

آلبرت الیس بر اساس دیدگاه پدیداری- انسان‌گرایی[۲۶۸] روش درمانی خود را آغاز کرد. او بر این باور است که تمام رفتارها، چه بهنجار، توسط شرایط ایجاد نمی‌شود. بلکه بر اساس چگونگی تفسیر و تعبیر شخص از آن شرایط به وجود می‌آیند. رویکرد الیس که به روش ABC معروف است، بر این اساس بنا شده که چگونه وقایع یا شرایط ‌تحریک کننده (A[269]) تحت تأثیر باورهای ما (B[270]) قرار گرفته و در نتیجه این باورها واکنش‌های عاطفی و یا عواقب رفتاری ([۲۷۱]C)ایجاد می‌شود. هدف اساسی روش درمانی الیس رو به رو کردن فرد با تفکرات غیر منطقی است. تفکراتی که اگر فرد اشتغال ذهنی مستمر ‌در مورد آن‌ ها پیدا کند، منجر به نابهنجاری‌های عاطفی به ویژه افسردگی و اضطراب در او می‌شود. الیس می‌کوشد به فرد ناسالم بیاموزد که چگونه با بهره گرفتن از منطق ساده و معمولی و واقع‌گرایانه می‌تواند به رفع مشکلات عاطفی اهتمام ورزد (شفیع آبادی، ۱۳۶۸).

الگوهای رایج درمان اختلال هراس

۱- حساسیت‌زدایی تدریجی (منظم)

روش حساسیت‌زدایی تدریجی[۲۷۲] (منظم) اولین بار به وسیله ولپی (۱۹۹۰) برای درمان هراس‌ها ابداع شد. این روش مبتنی بر اصول شرطی‌سازی تقابلی[۲۷۳] است، طبق این اصول پاسخ‌هایی که با ترس مغایر یا ناهمساز است شناسایی می‌شوند و بعد از درمانجو خواسته می‌شود تا در موقعیت‌هایی که ترس تولید می‌کنند این پاسخ‌های مغایر با ترس را از خود بروز دهد. شرطی‌سازی تقابلی فرآیندی است که در آن پاسخ شرطی با پاسخ‌های دیگر که با آن ناهمساز یا مغایر است جانشین می‌شود و این سبب می‌شود که پاسخ شرطی(که نامطلوب است و هدف تغییر رفتار واقع شده است) در حضور محرک شرطی (که محرک مولد پاسخ نامطلوب است) داده نشود. ‌بنابرین‏، هدف روش‌های مبتنی بر شرطی‌سازی تقابلی این است که راه شرطی کردن رفتاری که مغایر با رفتار نامطلوب است، رفتار نامطلوب کاهش یابد یا بازداری شود. در واقع جریان شرطی‌شدن تقابلی بر این اصل استوار است که اگر در مقابل پاسخ شرطی، پاسخ شرطی دیگری تقویت شود، خاموشی سریع‌تر اتفاق می‌افتد، یعنی اگر پاسخ تازه‌ای به محرک شرطی، شرطی شود، پاسخ شرطی قبلی خاموش خواهد شد (سیف، ۱۳۷۵).

در واقع، ولپی معتقد بود که یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کاهش ترس رفتار مرضی این است که دوباره حیوان ترسیده را به طور مرحله‌بندی‌شده و تدریجی در معرض محرک شرطی ترس‌آور قرار داد، در حالی که در فواصل رویارویی به حیوان خوراک داده شود که این بازداری از ترس را در پی دارد. این آزمایش‌ها احساس حساسیت‌زدایی منظم را فراهم نمود که به نوبه خود پایه‌ای برای تمام روش‌های عملی نوین (که بر پایه رفتار مبتنی است) در زمینه کاهش ترس شد. پس از آزمایش‌های بینش و آزمایش و خطا، ولپی با ایجاد دو تغییر در روش حساسیت‌زدایی منظم، گذر موفقیت آمیزی را از آزمایشگاه با شرایط بالینی انجام داد. به دلایل عملی، رویارویی‌های مستقیم با محرک ترس‌آور جای خود را به رویارویی‌های تصور ذهنی داد و آرامش (به عنوان وسیله‌ای برای بازداری ترس) جای خوراک نشست. ولپی بر اساس یافته‌هایش، نظریه بازداری تقابلی را فرمول‌بندی نمود که بر طبق آن تمام یا بخش اعظم بهبود درمانی (دست کم در اختلال‌های اضطرابی) با تکرار بازداری تقابلی دو جانبه[۲۷۴]‌ ترس به وسیله اعمال یک پاسخ ناهمخوان‌ (نظیر آزمایش) قابل حصول است. در آزمایش‌های حیوانی، تغذیه حیوانات گرسنه با بروز ترس ناهمخوان بود، پاسخ غذایی ترس را بازداری می‌کرد. تکرار چنین بازداری دو جانبه‌ای به ایجاد بازداری دایمی ترس (به اصطلاح بازداری شرطی‌شده[۲۷۵]) منجر خواهد شد. ولپی در درمان بیمارانش را به عنوان بازدارنده اصلی ترس جایگزین خوراندن خوراک کرد، اما دقیقاً‌ اعلام نمود که هر نوع بازدارنده ترس می‌تواند چنین اثری داشته باشد (کاویانی، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




در این راستا جهان سوم در تدوین،­ تصویب و حتی اجرای این اعلامیه نقشی نداشته­اند و بلکه این اعلامیه را تامین کننده منافع غربیان و از طرفی یک نوع سلطه برای استعمار جدید می­دانند چون از دیدگاه آن ها ملاحظات قابل توجهی در تدوین و اجرا آن رعایت نشده، ‌بنابرین‏ نمی­تواند خیلی کارساز باشد.

در زمان تصویب اعلامیه(۱۹۴۸) از میان ۵۸ عضو وقت سازمان که اعلامیه را امضاء کردند ۴۸ کشور غربی بودند. مبانی حقوق بشر در عصر حاضر، بویژه بعد از اینکه در میثاق­ها و اعلامیه­های مشخصی چون اعلامیه حقوق بشر فرانسه، آمریکا، انگلستان، اروپا و اعلامیه جهانی حقوق بشر تبلور یافت، از بالاترین مراجع برای قانونگذاری، سیاستمداران و دست اندرکاران امور اخلاقی و تربیتی به حساب می ­آید. پذیرفتن بالادستی و حاکمیت مبانی حقوق بشر، اکنون یک اصل اساسی و حتی شرطی برای همنوایی با تمدن و بهره­ مندی از برکت­های مشروعیت بین‌المللی است. این اعلامیه در ذات خود پیامد و ثمره فلسفی خردگرا و مبادی قانون طبیعی و نتیجه جنگ­های ویرانگر میان عقل و دین در غرب است.

در فصل اول این پژوهش سعی بر بررسی مفهوم حقوق بشر و در ادامه تاریخچه­ای از آن داریم. این نوشتار از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول شامل معنا و مفهوم حقوق بشر ‌می‌باشد، در بخش دوم به ارائه­ تاریخچه­ای از نظام بین‌المللی حقوق بشر خواهیم پرداخت که در نهایت منجر به اعلامیه­ جهانی حقوق بشر شده است و در بخش سوم تاریخچه­ای از حقوق بشر در اسلام را بیان می­کنیم.

بخش اول: معنا و مفهوم حقوق بشر

در بخش اول این نوشتار که شروع پژوهش حاضر ‌می‌باشد، در ابتدا به تبیین مفهوم حقوق بشر پرداخته و در ادامه به موضوعاتی مانند تعریف، ماهیت، فرهنگ، قرائت حقوق بشر و ارزش­های حقوق بشری خواهیم پرداخت و در نهایت نسبت مدرنیسیم و حقوق بشر مطرح می­ شود.

گفتار اول: معنای حقوق بشر

در این گفتار به بررسی معنای حقوق بشر در یک نگاه کلی و در نگاه اسلام می پردازیم.

۱ معنای حقوق بشر در نگاه کلی

در یک معنا حقوق بشر به معنای آن است که فرد حق دارد حکمرانی خوب و روشی برای بهبود رشد با توجه به توسعه پایدار و ریشه کنی فقر و توزیع عادلانه منافع داشته باشد.(زنجانی و توکلی،۶۲،۱۳۸۶) در این تعریف بیشتر جنبه­ منافع اقتصادی در نظر گرفته شده است و معنای حقوق بشر بیشتر با برقرای عدالت در توزیع منافع اقتصادی به ذهن متبادر می­ شود. حقوق بشر یعنی آن که جان و مال آدمی، آزاد باشد و او بتواند به زبان قلم با دیگران سخن بگوید. حقوق بشر در معنایی دیگر، یعنی آن که نتوان کسی را بدون حضور یک هیئت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم کرد، و نیز یعنی آنکه محکومیت کیفری برحسب مقررات قانونی صورت گیرد، یعنی اینکه انسان بتواند با آرامش خاطر به هر دین که خود برمی گزیند متدین گردد.(موحد،۳۹،۱۳۸۱)

حقوق بشر در معنای مدرن و مدون آن، خاستگاهی مشخصا غیر دینی دارد با این حال روا و شایسته نیست که صرفا با توجه ‌به این خاستگاه از مفهوم والای آن صرفنظر کرده و اهمیت آن را نادیده بگیریم. ادیان و مشخصا دین اسلام به جنبه­ های متعددی از آدمی توجه دارد و هر چند قابلیت ­های آدمی را فراتر از نگرش­های اومانیستی بر می­شمارد با این حال هنجارها و ارزش­هایی را که برای بشر از بدو تولدش ضروری دانسته می­ شود، نفی­نکرده بلکه بدانها نیز نیز اعتبار و ارزشی والا می­بخشد.(نصیری و مکارم،۱۳۹۲،۱۴۳) از آنجایی که بشر چند بعدی است بهتر آن است که تمامی ابعادش در نظر گرفته شود، و برای تک تک آن ها ارزشی والا قائل باشیم. با کنکاشی در نظام حقوقی اسلام در می­یابیم که همه این ابعاد دارای اهمیت می­باشند و در این دین آسمانی ضوابطی برای آن ها برنامه ریزی شده است. اما سئوالی اینجا مطرح است مبنی بر اینکه تحقق و اجرای حقوق بشر در اسلام در مقایسه با التزام­های معمول و متداول در فرهنگ­های حقوقی از چه امتیاز و مزیتی برخوردار است؟

اسلام علاوه بر سازوکارها و روندهای بیرونی برای تحقق و اجرای حقوق بشر با ارائه تصویری فرا زمینی از رابطه انسان با همنوعانش که همه را در ارتباط با خداوند می­بیند پشتوانه و ضمانت اجرایی درونی و معنوی نیز برای انسان­ها در باره حقوق بشر ایجاد می­ کند. با بیان کردن معنای حقوق بشر در اسلام بیشتر با واقعیت­های این مسئله آشنا می­شویم:

۲ معنای حقوق بشر در اسلام

در رویکرد اسلامی، حقوق جزیی از پیکره دین و دارای پیوند بسیار عمیقی و ناگسستنی با دین است. قرآن کریم، زمینه ­های اجتماعی حاکمیت یک نظام حقوقی را به ‌عنوان فلسفه تشریع دین و بعثت انبیاء مطرح می­ کند که خود بیانگر جایگاه نظام حقوقی در اسلام است. گویا رسالت اصلی این دین الهی، تحقق بخشیدن حاکمیت نظام حقوقی آن در جامعه بشری ‌می‌باشد. این دین الهی منزلت ممتازی برای انسان قائل است و همه نعمت­های جهان را در راستای نیل به کمال انسانی، مسخر انسان قرار داده است.

حقوق بشر در جوامع اسلامی علاوه برآنکه در قالب قوانین و مقررات مدونی سر لوحه اعمال و رفتارها و تعاملات افراد قرار ‌می‌گیرد، از این قابلیت و ظرفیت هم برخوردار است که با تکیه بر آموزه­ها و باورهای اعتقادی و دینی افراد، از ضمانت اجرایی بیش از آن چیزی برخوردار ‌می‌باشد که در جوامع غیر دینی و مشخصا غیر اسلامی دیده می­ شود.(نصیری و مکارم،۱۳۹۲،۱۴۷)

آنچه حقوق بشر را دارای موقعیت و وضعیتی منحصر به فرد می­سازد این است که این حقوق همان گونه که از عنوان آن بر می ­آید امری است مربوط به وجه بشری انسان و اینکه آدمی فارغ از تمام قید و بندهایی که او را به ناچار در موقعیت­ها و شرایط مختلف اجتماعی و فرهنگی در بر ‌می‌گیرد، دارای حقوقی است که باید رعایت گردند.

اهمیت حقوق بشر تا بدان جاست که امروزه هیچ کشور و واحد سیاسی نمی­تواند با استناد به حاکمیتش در قلمرو مرزهای ملی به توجیه نقض مواردی از حقوق بشر بپردازد.

گفتار­دوم: تعریف حقوق بشر

در این گفتار برای درک بیشتر مفهوم حقوق بشر به ارائه­ تعاریفی از این مفهوم از دیدگاه­ های مختلف می­پردازیم.

۱ تعریف حقوق بشر از منظر بین الملل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




گفتار سوم: حضانت عدم صلاحیت یکی از زوجین

در ‌بر اساس مقررات قانون مدنی «توانایی عملی، شایستگی اخلاقی، عقل، اسلام و عدم ازدواج مادر با شخص دیگر» به عنوان شرایط لازم برای تعلق حق حضانت به ذی‌حق دانسته شده است، البته در صورتی‌ که پدر فوت کرده باشد، با وجود ازدواج مادر، حضانت از او سلب نخواهد شد.اگر پدر و مادری که دارای حق حضانت است، به بیماری واگیرداری مانند سل، سفلیس یا حصبه دچار شود و بیم سرایت به طفل وجود داشته باشد، دادگاه با رعایت مصلحت طفل، حضانت را از والد بیمار به دیگری واگذار می‌کند.(مدنی کرمانی،۶۷ک:۱۳۹۲)

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که اگر طفل با وجود حکم دادگاه به حضانت پدر، تمایل به زندگی با وی نداشته باشد، آیا می‌تواند با مادر زندگی کند؟

در پاسخ ‌به این پرسش باید گفت که اگرچه محکمه، حق حضانت را به پدر داده است، اما عملاً در اجرای احکام اگر طفل، زندگی با پدر را نخواهد، نمی‌توان آن حکم را اجرا کرد. (شایگان،۱۳۸۵:۲۹)لیکن لازم است در زمان تعیین تکلیف حضانت فرزند دادگاه مصلحت فرزند به ویژه نظر خود فرزند را هم از جهت علاقه و وابستگی به پدر یا مادر در نظر بگیرد.براین اساس حکم حضانت فرزند را صادر کند تا در زمان اجرا مشکلی ایجاد نشود.

حق حضانتی که بر عهده والدین بوده، ممکن است در شرایط خاصی به تقاضای نزدیکان و خویشان طفل یا قیم او، از والدین سلب شود.در این زمینه قانون مقرر داشته است: هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت او است، صحت جسمی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، دادگاه می‌تواند با تقاضای بستگان، قیم یا رییس حوزه قضایی، ترتیب مقتضی دیگری را برای حضانت کودک اتخاذ کند.

مواردی که می‌تواند از مصادیق تغییر حضانت باشد عبارتند از:

اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار.

اشتهار به فساد اخلاقی و فحشا.

ابتلا به بیماری روانی به تشخیص پزشکی قانونی.

سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضداخلاقی مانند فساد، فحشا، تکدی‌گری و قاچاق،تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

هر یک از پدر یا مادر که مدعی عدم صلاحیت طرف مقابل است، می‌تواند دادخواست سلب حضانت را به استناد یک یا چند مورد از موارد بالا به دادگاه ارائه کند. البته صرف ادعا کافی نیست و باید دلایل قابل قبولی به دادگاه ارائه دهد.(جنیدی،۳۸:۱۳۹۲)

ممکن است دادگاه موارد دیگری را نیز مشمول موارد عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی دارنده حضانت بداند؛ مانند کار وقت‌گیری که مانع نگهداری شایسته طفل باشد، یا سهل‌انگاری و بی‌توجهی مداوم به سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل که تشخیص آن با دادگاه است.( همان،۳۹)

گفتار چهارم: تخطی از حضانت

مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی؛ ‘در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با فردی است که در قید حیات است، هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد’. ‌بنابرین‏ مطابق قانون اگر پدر فوت کند حضانت فرزند با مادر است و هیچ کسی حتی پدر بزرگ از نظر قانونی حق ندارد حضانت فرزند را از مادر سلب کند.همچنین در صورت جدایی پدر و مادر از یکدیگر بر اثر طلاق، مطابق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی؛ مادر برای حضانت از کودک تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن حضانت فرزند با پدر است. و مطابق تبصره‌ این قانون، پس از هفت سالگی در صورت بروز اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک با تشخیص دادگاه است. (صفایی،۷۹:۱۳۸۷)

در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی سابق در صورتی که پدر و مادر زندگی مشترکی نداشتند، فرزند پسر تا دو سالگی و فرزند دختر تا هفت سالگی نزد مادر می ماند و پس از آن پدر می‌توانست فرزند را از مادر تحویل بگیرد اما پس از اصلاح این ماده توسط مجلس شورای اسلامی و تأیید نهایی آ‌ن از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام، حضانت فرزندان چه پسر و چه دختر تا هفت سالگی به عهده مادر گذاشته شده است و پس از آن نیز که حضانت باید به پدر واگذار شود، صلاحدید دادگاه با رعایت مصلحت طفل لازم است و ممکن است دادگاه پس از آن نیز فرزند را به پدر واگذار نکند. ماده ۱۱۶۹ اصلاحی هشتم آذر ۱۳۸۲ مجمع تشخیص مصلحت نظام: ‘برای حضانت و نگهداری طفل که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی‌ می‌کنند، مادر تا هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.(امامی،۱۳۷۹:۴۱)

تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.‌به این ترتیب با اصلاح این ماده گام دیگری در جهت حمایت از کودک برداشته شد تا کودک زمانی را که نیازمند مهر و عطوفت و تربیت مادری می‌باشد تحت سرپرستی مادر قرار گیرد. به حکم ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی اگر مادر مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند پدر می‌تواند حضانت فرزند را بازپس گیرد.همچنین در صورتی‌که هریک از پدر و مادر که حضانت طفل را عهده‌دار است نتواند یا نخواهد وظایف قانونی خود را انجام دهد یا به هر ترتیب عدم شایستگی و لیاقت وی برای انجام چنین امر مهم و حساسی، مشخص شود، به درخواست اقربای طفل یا قیم کودک یا دادستان محل، دادگاه برای حضانت طفل تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد کرد.(اسدی،۱۷:۱۳۹۱)

علاوه براین کودک پس از رسیدن به سن بلوغ شرعی، می‌تواند هریک از والدین را برای امر سرپرستی انتخاب کند. از نظر قانون مدنی ایران زمان بلوغ برای دختر ۹ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری است. با رسیدن طفل به سن بلوغ، او از حضانت خارج می شود و ‌به این ترتیب، دختران پس از ۹ سالگی و پسران پس از ۱۵ سالگی می‌توانند خودشان زندگی با هر کدام از والدین را انتخاب کنند.(همان،۱۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ق.ظ ]




جوانی دوره ای از زندگی است که در آن فرد آرزوها، انتظارات، آرمان ها و انرژی زیادی دارد. در میان کودکی و بزرگسالی و هنگامی است که مردان و زنان، بسیار مشتاق و علاقه مند به تأمین آینده ی خود و همچنین همکاری و کمک به خانواده، اجتماع و جامعه هستند. این مرحله از زندگی، در تصمیم گیری افراد جوان، دست یابی به اشتغال مولّد و کارمناسب و آبرومند بسیار مهم است. در ۱۰ سال آینده در سطح جهان، یک میلیارد نفر به سنِّ جوانی و کار خواهند رسید، ایجاد فرصت های اشتغال مولّد و کار مناسب برای جوانان یکی از چالش های اساسی اجتماعی، ملّی و جهانی است و جای تعجب نیست که این مسئله یکی از موارد مهمِّ مورد بحث در نشست ها و جلسه های جهانی باشد(دادورخانی و همکاران،۱۳۹۰).سرمایه انسانی در جوانان شکل گرفته است ‌بنابرین‏ از عوامل مهم تعیین کننده رشد بلند مدت است که یک ملت می‌تواند بر روی آن سرمایه گذاری و تکیه کند(ایمه،۲۰۱۳). به عبارت دیگر جوانان نشان دهنده ذینفعان بسیار مهم در هر جامعه هستند. آن ها نه تنها آینده هر کشور، بلکه سهام‌داران عمده و منبع مفید در ملت سازی هستند(اکفور[۱]، ۲۰۱۱). در این پژوهش نیز با توجه به مطالب ذکر شده و جایگاه مهم جوانان در جامعه، این قشر به صورت خاص در جامعه ی روستایی مورد مطالعه قرار گرفته است.

۳-۲ جوانان روستایی

امروزه جوانان روستایی بخش عمده ای از جمعیت و نیروی کار جامعه را تشکیل می‌دهند و به عنوان بازوی کار در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده های روستایی نقش ارزنده ای دارند (شهبازی،۱۳۸۴). از این رو می توان گفت جوانان از سرمایه های انسانی مهم هر کشور بوده و موتور محرک و قوای اصلی نیروی انسانی فعال را تشکیل می‌دهند. سرمایه گذاری خرد و کلان کشور عمدتاً رو این قشر از جامعه انجام می شود و رسیدن به توسعه همه جانبه و پایدار با اتکا ‌به این قشر امکان پذیر است(خواجه نوری و سروش،۱۳۸۵). کمک به جوانان برای تحقق بخشیدن به پتانسیل کامل خود با به دست آوردن دسترسی به اشتغال مولد و کار مناسب پیش شرط لازم برای ریشه کن کردن فقر، توسعه پایدار و صلح پایدار است، ‌بنابرین‏ برنامه های اشتغال جوانان می‌تواند پشتیبانی، مفید برای افراد جوان که موانع خاص در بازار کار روبرو هستند فراهم کند(کونجارت، ۲۰۰۹).

۴-۲ شغل و اهمیت آن

شغل انسان، یکی از عوامل بسیار مهم و سرنوشت ساز در زندگی شخصی فرد به شمار می رود(کاوه،۱۳۸۶). نقش اشتغال در پویایی زندگی انسان انکارناپذیر است و می توان آن را کانون ارتباطات انسانی و اجتماعی تلقی نمود(احمدی و یزدخواستی،۱۳۸۵). انتخاب شغل مناسب و زندگی شغلی امر مهمی برای افراد محسوب می شود. فرد با انتخاب یک نوع شغل علاوه بر این که شغلی را انتخاب می‌کند، سبک زندگی مخصوصی را نیز انتخاب می‌کند. همچنین انتخاب شغل تعیین می‌کند که فرد ‌از کدام یک از توانمدی ها و استعدادهایش بهره بگیرد و از کدام یک چشم بپوشد، در نتیجه انتخاب شغل تا حد زیادی آینده فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ‌بنابرین‏ با شناسایی و هدایت تمایل های شغلی افراد می توان به آنان کمک کرد تا بیشترین سودمندی را برای خود و جامعه داشته باشند(باوی و همکاران،۱۳۸۸).

۵-۲ اهمیت کشاورزی

کشاورزی از مهم ترین بخش های اقتصادی کشور است و نقش آن در توسعه و ثبات اقتصادی و سیاسی و نفوذ بین‌المللی انکار ناشدنی است. توسعه ی کشاورزی مهم ترین اولویت در برنامه های توسعه ی ملی کشورهای در حال توسعه محسوب می شود(کلر[۲]،۲۰۰۱). از این رو کشاورزی صنعت ضروری برای بسیاری از کشورها است. در جهان غرب، سهم بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی کل[۳] کمتر از ۴ درصد است، اما نزدیک به ۵۰ درصد از تجارت کشاورزی در سراسر جهان توسط کشورهای توسعه یافته انجام می شود(نامویتوم و باگسون، ۲۰۱۳). بر اساس مطالعه سلامی[۴]( ۲۰۰۴) توسعه بخش کشاورزی در ایران درآمد بیشتری را نسبت به سایر بخش ها برای خانوارهای کم درآمد روستایی ایجاد می‌کند. نتایج مطالعه بانوئی[۵] (۲۰۰۵) نیز حاکی از آن است که توسعه بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن ضمن اینکه درآمد بیشتری نسبت به سایر بخش ها ایجاد می‌کند، موجب کاهش شکاف درآمدی بین خانوارهای شهری و روستایی می شود (سلامی و انصاری،۱۳۸۸). به گفته ی بانک جهانی (۲۰۱۱) در ایران سهم شاغلان بخش کشاورزی طی سال های ۷۶ تا ۹۰ کاهش چشمگیری داشت به طوری که از ۲/۲۵ درصد در سال ۷۶ به ۶/۱۸ درصد در سال ۹۰ کاهش یافته که این کاهش در بخش شهری اتفاق افتاده است. در این دوره ی زمانی، سهم شاغلان بخش خدمات از ۲/۴۳ درصد به ۴۸ درصد و سهم شاغلان بخش صنعت از ۶/۳۱ به ۴/۳۳ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر با وجود ظرفیت های موجود در بخش کشاورزی، سهم آن در اشتغال کاهش یافته است در حالی که طبق اطلاعات بانک جهانی، بخش کشاورزی ایران تنها ۲۲/۱۰ درصد از ارزش افزوده کل را به خود اختصاص می‌دهد(سروری و همکاران،۱۳۹۲). شاید یکی از دلایل آن، این باشد که امروزه جوانان به دنبال انتخاب امرار معاش در بخش کشاورزی نیستند (لیوی و اسمیت، ۲۰۱۰). اما چه دلایلی وجود دارد که جوانان تمایل به اشتغال در حرفه ی کشاورزی نمی باشند؟

۶-۲ جوانان و انتخاب شغل کشاورزی

برای گسترش و توسعه ی بخش کشاورزی، به عنوان یکی از محورهای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی کشور، به مجموعه ای از نیروهای خلاق، آموزش پذیر، ریسک پذیر، پویا، شاداب و … نیاز است این ویژگی ها نیز اغلب در جوانان وجود دارد و به طور معمول جوانان آمادگی بیشتری برای انتقال این ویژگی به درون یک مجموعه دارند و این در حالی است که امروزه جمعیت شاغل در بخش کشاورزی به سالخوردگی گراییده است(رمضانیان،۱۳۸۰). اگر چه کشاورزی بخش مهم در میان بخش های مختلف برای اقتصاد روستا است اما بسیاری از جوانان علاقه مند به اشتغال در بخش کشاورزی نیستند که از دلایل آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

– بازده پایین کشاورزی
– فصلی بودن کشاورزی
– بخش های ویژه کار
– غیر قابل پیش‌بینی بودن آب و هوا
– سیستم های غیر قابل اعتماد بازار و بازاریابی
– سیاست های ضعیف دولت (اودهیمبو،۲۰۰۶).

جوانان روستایی کشاورزی را شغلی با درآمد کافی برای رفع نیازهای ضروری زندگی امروزی نمی دانند؛ زیرا رضایت بخشی درآمد کشاورزی را در حدی کم دانسته و اذعان می دارند که هر چند، می دانند کشاورزی شغلی با ارزش است و از این راه، می توان به جامعه خدمت کرد، اما نیازهای اقتصادی آن ها با انتخاب شغل کشاورزی کمتر برآورده می شود (علی بیگی،۱۳۸۷). از طرفی کشاورزی از جایگاه ارزش شغلی مناسبی در جامعه برخوردار نیست (خوی نژاد و میرزائی فیض آبادی، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




الف- رهبری هدایتی

ب- رهبری حمایتی

ج- رهبری مشارکتی

د- رهبری موفقیت طلب

تئوری رهبری مشارکتی در سال ۱۹۷۳ توسط ویکتور وروم و فیلیپ یتون ارائه شد. در سال ۱۹۸۸ این دو تئوری پرداز به همراه آرتور جاگو این تئوری را کامل نموده اند. در این تئوری سبک‌های مختلف رهبری بر مبنای مشارکت زیردستان در امر تصمیم گیری بررسی می شود. در این تئوری که بر مبنای درخت تصمیم گیری می‌باشد، رهبر موقعیت خود را ارزیابی نموده و بر اساس متغیرهای موقعیت، مسیرهایی را که به راه کار می‌ انجامد ، توصیه می‌کند.

۲-۶-۴)جست‌وجوی جانشین برای رهبری

نظریه های رهبری ارائه شده نتوانستند ‌آن‌چنان‌که ادعا می‌شد، رضایت جوامع علمی و سازمانی را برآورده سازند (لوتانز، ۱۹۹۵)، ولی آنچه مشخص است این نظریه ها بر کل شخصیت یا تمامیت رفتار مدیریت تمرکز دارند و عدم توفیق آن ها در دستیابی ‌به این کلیت، اعتبار آن ها را زیر سؤال برده است(باس، ۱۹۹۹).

نظریه جانشین برای رهبری بیان می‌دارد که می‌توان سازمان را بدون نیاز به رهبر، به وسیله جانشین‌های رهبری هدایت کرد. این جانشین‌ها عبارتند از: ویژگی‌های زیردستان، شغل و ویژگی‌های سازمان(لوتانز، ۱۹۹۵).

۲-۶-۵)نظریه برداشت یادگیری اجتماعی

این نظریه به دنبال مدل مفهومیِ جامع رفتار سازمانی بود تا دید تک بعدی نظریه های دیگر را اصلاح کند. این مدل بر نقش رفتار رهبر و ارتباطات مداوم و متقابل میان کل متغیرها تمرکز دارد.

۲-۶-۶)رویکرد ویژگی‌های فردی

توفیق نیافتن رویکردهای معرفی شده در ارائه راه حلی کامل در اثربخشی رهبری یا به عبارت دیگر، رهبری اثربخش، توجه اندیشمندان را بار دیگر به ویژگی‌های فردی رهبری جلب کرد(باس، ۱۹۹۹).

تئوری رهبری اثربخش از دیدگاه نهج‌البلاغه، بر پایه این جمله معروف قرار دارد که انسان برای پرواز نیازمند دو بال است: بال معرفت که به بعد فکری و عقلی مربوط می‌شود و بال ایمان که به بعد قلب و شهود مربوط است. انسان با هر دو بال می‌تواند پرواز کند و به وصال برسد. ازاین‌رو، این تئوری بر مبنای دو بخش اصلی که شرط واجب آن را تشکیل می‌دهند، قرار دارد:

  1. بعد معرفتی و ظاهری؛ ۲- بعد ایمانی.

نام «بعد معرفتی و ظاهری» از آن جهت بر این بعد نهاده شده است که هر انسانی با ویژگی‌ها و استعدادهایی متولد می‌شود و انسان‌ها به لحاظ این استعدادها و ویژگی‌های خدادادی است که از یکدیگر متمایز می‌شوند؛ فردی در حوزه هنری استعداد دارد و فردی دیگر در مباحث ریاضی. فردی با صورت زیبا آفریده می‌شود و فرد دیگر با قدرت بیان و کلام زیبا و نافذ و…، بعد معرفتی و ظاهری، به استعدادها و کمالات وجودی انسان که پروردگار به هنگام خلق انسان به هر کس آن‌گونه که خود بخواهد عنایت می‌فرماید، می‌پردازد. از این‌رو، شرط رشد و تعالی انسان، تفکر در این استعدادها و کسب معرفت درباره آن ها‌ است.

رهبران اثر بخش در سازمان‌ها دارای مهارت‌های گوناگونی می‌باشند که این وظایف در سه سطح کلی بیان می شود(رضاییان، ۱۳۸۲).

  1. مهارت فنی:

این مهارت به دانش و توانایی‌های شخصی درهر گونه فراگرد یا حرفه اطلاق می شود.

  1. مهارت انسانی:

این مهارت عبارت از توانایی کار با انسان ها به نحو مؤثر و تشکیل ‌گروه‌های کار آمد است. کلیه ی رهبران سازمان ها، ضرورتاً در تمام سطوح به مهارت های انسانی نیاز دارند و این قسمت مهم از رفتار رهبری به شمار می‌آید.

  1. مهارت ادراکی:

عبارتند از توانایی اندیشیدن در قالب مدل‌ها، چهار چوب ها و روابط گسترده مانند برنامه های بلند مدت که در سطوح بالای سازمانی اهمیت زیادی دارد. مجموعه نظریه های ویژگی فردی شامل نظریه های رهبری تحول‌آفرین، کاریزماتیک، معنوی و خدمتگزار است که اینک به شرح اجمالی هر کدام می‌پردازیم.

الف) نظریه رهبری تحول‌آفرین

نظریه رهبری تحول‌آفرین، نخستین بار در سال ۱۹۷۸ به وسیله جیمز برنز مطرح شد. برنز «نظریه رهبری تحول‌آفرین» را به عنوان فرایندی اخلاقی مطرح ساخت که از آن طریق، رهروان و پیروان به سطوح عالی‌تر منزلت خواهند رسید (ساعتچی و عزیزپور پوبی، ۱۳۸۴: ۵). رهبران تحول‌آفرین، صاحب بینشی هستند که از طریق آن، دیگران را برای انجام کارهای استثنایی و روشن‌تر و آینده‌ای مطلوب به جنگ و جدال و تلاش وا می‌دارند (ساعتچی و عزیزپور پوبی، ۱۳۸۴: ۵؛ آوولیو،[۳۹] ۲۰۰۵: ۳۳۰؛ لیدن[۴۰] و همکاران، ۲۰۰۲: ۱۸۸). ویژگی بارز رهبری تحول‌آفرین، ویژگی مراوده‌ای و کاریزماتیک است (ساعتچی و عزیزپور پوبی، ۱۳۸۴: ۶؛ آوولیو، ۲۰۰۵: ۳۲۹؛ تور[۴۱] و اوفوری،[۴۲] ۲۰۰۷: ۶۶۰)، به گونه‌ای که ذهن و احساسات افراد را با هم یکپارچه می‌سازد (تور و اوفوری، ۲۰۰۷: ۶۶۰).

ب) نظریه رهبری کاریزماتیک

رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود(کمالیان،۱۳۸۵).

ج) نظریه رهبری معنوی

رهبری معنوی شامل ارزش‌ها، عقاید و رفتارهایی است که ذاتاً به خود فرد و دیگران انگیزه می‌دهد. (براون[۴۳]و تروینو،۲۰۰۶: ۵۵۹) اساس این نظریه، هوش معنوی است و از اصلی‌ترین عناصر آن، عشق است (براون و تروینو، ۲۰۰۶، گارسیا – مورالز و همکاران، ۲۰۰۸). همچنین افراد با رهبری معنوی، به عضویت، تعهد و فرهنگی توفیق می‌یابند که نوعی بقای معنوی برای آنان به‌همراه می‌آورد (براون و تروینو، ۲۰۰۶: ۵۵۹؛ گارسیا ـ مورالز و همکاران، ۲۰۰۸: ۸۹؛ تور و اوفوری، ۲۰۰۷: ۶۶۵). در واقع، رهبری معنوی غایت ایمان، اخلاق و رویکردهای رهبری مبتنی بر ارزش‌ها است (براون و تروینو، ۲۰۰۶: ۵۵۹؛ تور و اوفوری، ۲۰۰۷: ۶۶۵).

به بیان دیگر، می‌توان رهبری معنوی را این چنین توصیف کرد که رهبری معنوی زمانی رخ می‌دهد که فرد در موقعیت رهبر مظهر ارزش‌های معنوی همانند صداقت، راستگویی، قابلیت اعتماد و تحسین شده باشد. (براون و تروینو، ۲۰۰۶: ۵۹۹؛ گارسیا ـ مورالز و همکاران، ۲۰۰۸: ۸۸؛ تور و اوفوری، ۲۰۰۷: ۶۵۷)

د) نظریه رهبری خدمتگزار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




علل و ریشه‌های ایجاد سوء تغذیه و گسترش آن در جامعه دامنه وسیعی دارد. از تولید ناکافی مواد غذایی گرفته تا کمبود یا فقر یک ریزمغذی در فرآورده های خوراکی، از کاهش توانایی خردی مواد غذایی تا باورهای گمراه کننده غذایی و از شیوع بیماری های عفونی گرفته تا اسراف در مصرف مواد خوراکی، همگی می‌توانند مسبب سوء تغذیه و یا باعث گسترش آن در جامعه و فرد باشند. در حال حاضر برای تبیین علل گرسنگی و سوء تغذیه نمی توان به یک عامل مسلط اشاره نمود و آن را مطلق دانست. این پدیده با مقتضیات اقتصادی و اجتماعی گوناگون مرتبط بوده و از علل بسیار متفاوتی منشاء گرفته است. بی تردید کمبود غذایی و گرسنگی در آفریقا معلول همان عللی نیست که در قرن گذشته، گرسنگی را برای طبقات فقیر اروپا به ارمغان آورده است. ‌بنابرین‏ مجموعه ای از عوامل و شرایط در ظهور این پدیده دخالت دارند. علل گرسنگی و سوء تغذیه به طور کلی عبارتند از عدم دسترسی به غذا و سالم از یک طرف و بیماری زایی محیط و عدم دسترسی به خدمات بهداشتی و درمان از طرف دیگر، همچنین عدم توجه کافی به نیازهای غذایی ‌گروه‌های آسیب پذیر ( زنان و کودکان ) از جمله علل سوء تغذیه می‌باشد.

۳- امنیت[۳۸]

مفهوم خطر یا ریسک و پیشگیری از خطر در تعاریف امنیت غذایی جایگاه مهمی دارد. در کنفرانس جهانی غذا در ۱۹۷۴ دو نوع ریسک نا امنی تعریف شد:

    1. ریسک کمبود حاد غذا در اثر افت محصول [۳۹] و سوانح طبیعی و غیر طبیعی

  1. ریسک نوسانات در تولید و قیمت غذا

۴- زمان

به طور کلی دو نوع نا امنی غذایی می‌تواند بروز کند که عبارت است از مزمن [۴۰] یا موقت[۴۱] و موسمی‌. نا‌امنی مزمن به کمبود غذایی مزمن و مداوم اطلاق می شود که علت آن ناتوانی مستمر خانوار برای تهیه غذایی کافی است ( با فرض اینکه غذا یا از بازار تهیه می شود و یا به وسیله مصرف کننده تولید می‌گردد). ریشه‌های نا‌امنی مزمن را باید در فقر جستجو کرد. نا امنی موقتی، موسمی با وقفه موقت در دسترسی به غذا است. ریشه‌های نا امنی موقت ممکن است بی ثباتی قیمت در بازار و یا افت تولید و بالاخره وقفه و نوسانات درآمد باشد در بدترین شرایط نا امنی موقت ممکن است به یک قحطی تبدیل شود. به هنگام بروز نا امنی موقت خانوارهایی که دچار نا امنی مزمن هستند بیشتر از دیگران آسیب می بینند. مسائل امنیت غذایی در شهر و روستا تفاوت های عمده دارند. در جوامع شهری امنیت غذایی تابع دستمزد و قیمت غذا و وضع اشتغال است. علاوه بر این شرایط نامطلوب بهداشت محیط در مناطق عقب افتاده شهری باعث و خیم تر شدن مشکلات آنان به صورت بیماری و سوء تغذیه می شود. [۴۲]

بند دوم – استقلال غذایی

با این باور که نابرابری های سیستم تجارت جهانی در زمینه کشاورزی مصیبتی برای ایمنی غذا، به ویژه برای کشورها و افراد فقیر است، سازمان های جامعه مدنی کل پارادیم تجارت آزاد در زمینه کشاورزی را، زیر سوال برده اند. امروزه، در حالی که کشاورزی مبتنی بر صادرات و کشاورزی صنعتی در حال جایگزینی با کشاورزی خانوادگی و رعیتی است، سازمان های مدنی در حال فراخوانی برای تمرکز جدید بر روی حق استقلال غذا هستند که مدنی فعلی تجارت کشاورزی را به چالش می کشد. ‌بنابرین‏، بررسی و درک مفهوم در حال پیدایش حق استقلال غذا امری ضروری است. این مفهوم ارتباط نزدیکی با مفهوم حق بر تغذیه دارد و در سال ۱۹۹۶ در یکی از جلساتی[۴۳] که توسط سازمان‌های غیر دولتی به موازات اجلاس جهانی غذا تشکیل گردید، چنین معرفی شد :

« حق استقلال غذا عبارت است از حق افراد برای تعیین و تعریف غذا و کشاورزی شان، محافظت و کنترل تولید و تجارت محصولات کشاورزی محلی برای رسیدن به اهداف توسعه پایدار، تعیین اینکه تا چه اندازه ای می خواهند خود اتکا باشند و ممانعت از کاهش قیمت ها در بازارهایشان ».

از سال ۱۹۹۶، این واژه حمایت هایی را از جانب دیگر سازمان های مدنی و کشاورزی به دست آورده است. در مجمع حق استقلال غذا که توسط نمایندگانی از بیش از ۴۰۰ جامعه مدنی و سازمان های کشاورزی برگزار شد،[۴۴] مفهوم استقلال غذا به صورت زیر دوباره تعریف گردید :

« حق استقلال غذا، حق افراد، جوامع یا کشورها برای تعریف سیاست های کشاورزی، کار، ماهیگیری، غذا و زمین شان است که از نظر اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی مناسب شرایط خاص و ویژه شان می‌باشد و شامل حق واقعی دسترسی به غذا و تولید محصولات غذایی است که بدین معنا می‌باشد که تمام افراد حق دسترسی به غذای سالم و مغذی و غذایی که در محیط مناسبی کشت شده است و منابع تولید کننده غذا، توانایی برای تقویت و پرورش خود و جامعه شان را دارند. حق استقلال غذا به معنای برتری افراد و حقوق جامعه برای غذا و تولید آن، در موضوعات تجاری است. این واژه شامل حمایت و تقویت بازارهای محلی و تولیدکنندگان برای صادرات و واردات غذا نیز می شود».

حق استقلال غذا نیازمند اولویت بندی تولید غذا برای بازارهای داخلی و محلی، ‌بر اساس سیستم های کشاروزی خانوادگی و رعیتی و یا ‌بر اساس تولید کشاورزی – اکولوژیکی است. قیمت های مناسب برای کشاورزان که بمعنای توان محافظت از بازارهای داخلی در مقابل واردات با قیمت های پایین است نیز باید تضمین شود.

دسترسی به زمین، آب، جنگل، مناطق ماهیگیری و دیگر منابع شناخت و تقویت نقش زنان در تولید غذا و دسترسی برابر و کنترل بر منابع بهره ور نیز مورد نیاز است. در این راستا جامعه باید بر منابع تولیدی، در مقابل ادغام مالکیت زمین، آب و ژنتیک و دیگر منابع کنترل داشته باشد. محافظت از دانه ها، برای تبادل آزاد و استفاده کشاورزان در این حوزه دارای اهمیت است چرا که بدین معنا است که کسی دارای حق ثبت موجودات زنده و محصولاتی که از نظر ژنتیکی اصلاح شده اند، نیست.[۴۵]

بند سوم- ایمنی غذایی[۴۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




۱- تصویر سازمانی : ترکیبی از دانش- احساسات- ایده ها و باورها نسبت به یک شرکت که در نتیجه مجموع فعالیت‌هایش ایجاد می شود.

۲- تصویر خرده فروشی:مسیری که در آن یک خرده فروشی در ذهن خریدار تعریف می شود. قسمتی از این تصویر برگرفته از کیفیت عملیاتی است و قسمت دیگر ناشی ازنگرش روانشناختی.

(Blomer and Ruyter, 1998 , 499-513).

تصویر ذهنی شرکت خدماتی به عنوان یک صافی عمل می‌کنند گرونروس(۲۰۰۰) در این باره توضیح می‌دهد، اگرتصویر ذهنی شرکت در ذهن مشتری خوب باشد، مشکلاتی که این مشتری در ارتباط به نتیجه به فرایند داشته باشد، احتمالا تا اندازه ای به وسیله تصویرذهنی نادیده گرفته می شود اگر مشکلات به صورت پیوسته روی دهد، تصویرذهنی مثبت نهایتاًً مخدوش و منفی می شود. در چنین حالتی ادراک مشکلات به احتمال زیاد، بدتر از آن چیزی است که در واقعیت وجود دارد.صاحب نظران معتقدند، تصویر ذهنی نام و نشان تجاری به عنوان تصویر ذهنی مصرف کننده از پیشنهادات می‌باشد. و شامل معناهای نمادینی می‌باشد که مصرف کننده به ویژگی‌های خاصی از یک محصول یا خدمت ربط می‌دهد نمایشی از یک نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کننده که به یک پیشنهاد ارتباط می‌یابد با مجموعه ادراک هایی ‌در مورد یک نام بر نشان تجاری که در ذهن مصرف کننده تشکیل می شود همچنین ‌ادراک‌های احساسی یا منطقی که مصرف کنندگان به نام و نشان تجاری خاصی ارتباط می‌دهند. در بازارهای تجاری، تصویر ذهنی از نام و نشان تجاری نقش مهمی را بازی می‌کند به خصوص وقتی که بسیار مشکل است تا کالاها و خدمات را ‌بر اساس ویژگی‌های کیفی قابل لمس از هم مجزا سازیم. تصویرذهنی تابعی از ویژگی‌های مختلف یک فروشگاه خاص که نسبت به همدیگر ارزیابی می‌شوند. ‌بنابرین‏ تصویر ذهنی فروشگاه به عنوان ترکیبی از ‌ادراک‌های مصرف کننده از یک فروشگاه ‌بر اساس ویژگی‌های مختلف آن می‌باشد.در طی سالها محققان مختلف ویژگی‌ها و خصوصیات مختلفی از یک فروشگاه را تشخیص داده‌اند که هر کدام قسمتی از تصویرذهنی کلی از یک فروشگاه می‌باشند(Kandampully and Suharato, 2000,346).

محققان در تعریف تصویر ذهنی ابعاد مختلفی را در نظر گرفته اند:

۱- ویژگی های عمومی، احساسات یا ادراکات

۲- شخصیت مارک

۳- ارتباط بین ویژگی ها و احساسات

۴- مجموعه ای از معانی که همگی در یک مسیر سازماندهی می‌شوند.

۵- مجموعه ای از باورها که مصرف کنندگان نسبت به یک کالای خاص دارا هستند (Anderson and Narus, 1984 , 62-74).

جیمز پون و همکارانش (۲۰۰۰) برای هریک از ذینفعان شاخص هایی را جهت ارزیابی تصویر سازمانی در نظر گرفته اند.

جدول( ۲-۱) شاخص های ارزیابی تصویر سازمانی از دیدگاه هر یک از ذینفعان سازمان

جامعه

اخلاقیات

حمایت از محیط

به کارگیری قوانین حمایت از مصرف کننده

ارائه اطلاعات درباره فعالیت های شرکت

همکاری با نهادهای عمومی

همکاری در زمینه‌های نفع رسانی

مشتری

خدمات پس از فروش

قیمت محصولات خدمات

کیفیت محصولات خدمات

در دسترس بودن محصولات خدمات

رفتار اخلاقی سازمان

تنوع محصولات خدمات ارائه شده

توانایی به روز رسانی

سادگی نحوه پرداخت

کارکنان

رضایت شغلی بالاتر

فرصت های ارتقای حرفه ای بهتر

فرهنگ سازمانی

برنامه های اموزشی مناسب

مزایای کارکنان

فرصت های آموزشی کافی

سیستم های حقوق دهی منصفانه

ابزارهای کاری مناسب

حقوق پایه بالاتر

فضای کاری مناسب

سهام‌داران

توانایی کسب سود فراوان و مقاوم

توانایی جذب سرمایه گذار

ارائه اطلاعات از تصمیمات سرمایه گذاری

ارائه اطلاعات از تصمیمات پروژه های آتی

ارائه اطلاعات از تصمیات مدیران درباره سیاسیت های سازمان

۲-۱-۷- اعتماد به برند

برند عبارت است از نشانه ، شماره و یا طرحی که قصد معرفی یا مشخص نمودن کالا یا خدماتی به فروشنده و تمیز داده شدن از میان رقبا را دارد . در گزینه اطمینان به برند طرف درگیر در اطمینان ، فرد نیست بلکه نشانه است . با توجه به آنچه که از تعاریف اطمینان در مطالب قبلی ارائه شد می توان چنین برداشت نمود که اعتماد به برند به معنی تمایل مشتری به اعتماد به برند در مقابل ریسک های آن می‌باشد که موجب خروجی های مثبت از آن می شود (Lau and Lee, 2008,345). سه دسته از عوامل را میتوان در اطمینان به برند مؤثر دانست که این سه دسته خود متشکل از سه عامل دیگر هستند که بر بهبود روابط مشتری – برند تاثیر گذارند .خود برند ، شرکتی که ورای برند قرار گرفته و تعامل مشتری با برند، تقسیم بندی فوق در زیر به تصویر کشیده شده است :

شکل ۲ –۴ – مدل تاثیر گذاری اعتماد به برند وفاداری به برند(Lau and Lee, 2008,345)

شهرت برند

ظرفیت های برند

قابل پیش‌بینی بودن برند

ارزش برند(قدرت و منزلت)

مشخصه‌ های شرکت

اطمینان به شرکت

ارزش و قدرت و منزلت شرکت

محرک های درک شده از شرکت

صداقت شرکت

مشخصه‌ های مشتری-برند

تشابه خودپنداره مشتری با شخصیت برند

تاثیر و لذت از برند

تجربه برند

ایجاد رضایت توسط برند

اعتماد به برند

وفاداری به برند

مصرف کنندگان بر مبنای دلایل متعددی شامل رضایت، کاهش ریسک یا اعتماد وفاداری به نام تجاری را شکل می‌دهند. در میان این دلایل، شواهد درباره اهمیت اعتماد در روابط وفاداری بیشتر است. مورگان و هانت (۱۹۹۴) نشان دادند که اعتماد پیش‌بینی کننده قوی تعهد رابطه ای است. مطالعات بسیار دیگر نشان داده‌اند که اعتماد در مرکز روابط موفق قرار دارند. مورگان و هانت اعتماد را به عنوان ادراک «اطمینان در اعتبار و درستی شریک» تعریف کرده‌اند. مورمن، زالتمن و دشپانده (۱۹۹۲) استدلال می‌کنند که قابلیت اعتماد از تخصص، اعتبار و قصدمندی منتج می شود. متعاقباً گویینر، گرملر و بیتنر (۱۹۹۸) دریافتند که مزایای روانی اعتماد از رفتارهای ویژه در روابط مصرف کننده با شرکت های خدماتی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




اختلاف بر سر سازگاری یا ناسازگاری یک شرط با موضوع و هدف نیز نوعی اختلاف بر سر تفسیر و اجرای کنوانسیون است و مشمول این مقرره ‌می‌باشد، ولی این مقرره، خود ‌بر اساس بند ۲ همین ماده قابل تحفظ است و در عمل، شمار قابل توجهی از ‌دولت‌های‌ عضو کنوانسیون از این حق استفاده کرده ­اند. در واقع بیشترین تعداد شروط وارد بر کنوانسیون رفع تبعیض، متوجه همین ماده است. به ویژه اغلب کشورهایی که بر پاره­ای مقررات ماهوی کنوانسیون شرط وارد کرده ­اند، و تقریباً همه دولتهایی که شرطهای کلی اعلام کرده ­اند، از حق شرط ماده ۲۹ نیز استفاده گرده­اند.

وانگهی شیوه ­های داوری و دادگستری بین ­المللی برای رسیدگی به اختلافات میان دو یا چند دولت عضو کنوانسیون پیش ­بینی شده است، چه این­که دیوان بین ­المللی دادگستری در رأی مشورتی خود درباره «شرط بر کنوانسیون منع کشتار جمعی» گفت: «دولتی که شرطی را به دلیل ناسازگاری با موضوع و هدف رد ‌کرده‌است، می ­تواند معاهده را بین خود و دولت شرط­گذار، بی­اثر بداند».[۵۹]

بند ۴ ماده ۲۰ کنوانسیون حقوق معاهدات وین (۱۹۶۹) نیز که مقرراتی راجع به قبول یا رد شرط دارد، ‌بر اساس رأی دیوان است، در چنین فرضی، استناد به معاهده بین طرفین ممکن نیست.

پس نمی­ توان موضوع سازگاری یا ناسازگاری شرط با «موضوع و هدف کنوانسیون» را به استناد خود کنوانسیون به داوری یا دیوان بین ­المللی دادگستری ارجاع داد.

براین اساس، هر کشوری به تشخیص خود عمل خواهد کرد. ‌بنابرین‏ هرگاه دولتی با شرط، به کنوانسیون محو تبعیض علیه زنان، ملحق شود، از نظر آن دسته از ‌دولت‌های‌ عضو کنوانسیون که شرط مذبور را با موضوع و هدف کنوانسیون، مغایر نمی­دانند، دولت شرط­گذار با بهره گرفتن از تحفظش عضو کنوانسیون خواهد بود. اما رابطه بین دولت شرط­گذار و آن گروه از ‌دولت‌های‌ عضو که شرط یا شروط آن دولت را با موضوع و هدف کنوانسیون، ناسازگار و مغایر شناخته­اند، وضعیت چگونه خواهد بود؟[۶۰]

آیا دولت شرط­گذار بدون استفاده از شرط، عضو کنوانسیون و ملزم به آن خواهد بود؟ و یا آن­ که در اصل، رابطه معاهداتی بین آن ها ایجاد نمی­ شود؟

رژیم کلی حقوقی شرط، به ‌دولت‌های‌ عضو معاهده اختیار می­دهد تا ‌در مورد اعتبار شروط تصمیم گرفته و اقدام کنند. اما در کنار این مسأله، واقعیت دیگری وجود دارد و آن اینکه: معاهدات حقوق بشری از این حیث، خصوصیتی دارند که سبب می­ شود بحث تشخیص اعتبار و عدم اعتبار شروط، به ‌دولت‌های‌ عضو محدود نشود، زیرا اغلب این معاهدات، ارگان‌های ناظری را تأسیس کرده ­اند که به مثابه نهادهایی شبه قضایی، نظارت بر اجرای مقررات آن را بر عهده دارند. طبیعی است که از صلاحیت این مراجع نیز درباره شروط بحث و گفتگو به میان آید. آیا ارگان‌های ناظر معاهداتی (مثل کمیته رفع تبعیض در کنوانسیون زنان) صلاحیت تشخیص، اظهارنظر و تعمیم­گیری در این زمینه را دارند؟ یا نه؛ ذیلاً ‌به این سؤال پاسخ داده خواهد شد:

۳-۳- صلاحیت ارگان‌های ناظر حقوق بشری ‌در مورد شروط:

مقدمه:[۶۱]

در پاسخ ‌به این سؤال، ذکر مقدمه­ای ضروری است و آن این­که: «حقوق بین ­الملل، واضع و تابع قاعده، واحد است. دولت‌ها هم واضع حقوق بین ­المللی هستند و هم تضمین اجرای آن را برعهده دارند. بدیهی است در حالی که دولت‌ها دل در گرو منافع ملی خویش دارند، اجرای حقوق بین ­الملل را نیز در راستای این منافع می­خواهند. از این رو هرگاه دولتی اجرای قاعده­ای را از سوی دول دیگر به نفع خویش بداند یا عدم رعایت آن را به زیان خود تشخیص دهد در برابر آن حساس خواهد شد (مثلاً رعایت مقررات کنوانسیون حقوق دریاها در زمینه منطقه انحصاری- اقتصادی برای کشورهای ساحلی و در مجاورت آن را، به عرض ۲۰۰ مایل از ساحل (خط مبدأ) به کشور ساحلی اختصاص می­دهد). اما در اجرای قواعد بین ­المللی حقوق بشر از سوی دولت‌ها منفعت مشخصی عاید دولت خاصی نمی­ شود یا در عدم اجرای آن دولت معینی متضرر نمی­گردد. از این رو ضمانت اجراهای سنتی که ابتکار آن ها به دست دولت‌ها است در زمینه حقوق بشر کارایی چندانی نخواهد داشت.[۶۲] پس معاهدات حقوق بشری، در مقایسه با سایر معاهدات چند جانبه بین ­المللی این خصوصیت را دارند که اجرا یا عدم اجرای آن ها از سوی یک دولت، به نفع یا ضرر دولت دیگری نیست. از این رو در زمینه تضمین اجرای آن ها تدابیر ویژه­ای اندیشیده شده، و آیین و مکانیزهای نظارتی خاصی ‌به این منظور طراحی و تعبیه شده[۶۳] تا بتوانند مستقل از دولت‌ها عمل کنند.

به عبارت دیگر توجه به ضعف عملکرد ضمانت­های سنتی در زمینه حقوق بشر و تأکید بر اهمیت موضوع و هدف این معاهدات، سبب شده است تا مکانیزم­ های خاص نظارتی، از جمله ارگان‌های ناظر و در برخی سطوح منطقه­ای، ارگان‌های[۶۴] قضایی برای اجرای معاهدات حقوق بشری به وجود آید. کنوانسیون محو هر گونه تبعیض علیه زنان هم ‌به این منظور، کمیته­ای را طراحی و تأسیس ‌کرده‌است که از آن به «کمیته رفع تبعیض علیه زنان» یاد می­ شود. حال پس از بیان مقدمه، این سؤال ‌در مورد این ارگان‌های نظارتی- و از جمله کمیته رفع تبعیض- مطرح است که آیا آن ها صلاحیت ارزیابی شروط وارد بر معاهدات مربوط را دارند یا نه؟ واقعیت این است کمه در پاسخ ‌به این سؤال در حوزه حقوق بین ­المللی نظریه ­ها و دیدگاه­ های مختلف و متفاوتی مطرح و واضع متهافتی اتخاذ شده است. اما در مجموع به نظر می­رسد گرایش غالب در جامعه بین ­المللی، به ویژه تأکید خود این ارگانها، در جهت اثبات چنین صلاحیتی است. برای ایضاح بیشتر موضوع اینک نگاهی به اجمال به دیدگاه ها و مواضع مورد اشاره می­نماییم:

۳-۴- نظریه عدم صلاحیت ارگان‌های نظارتی برای بررسی اعتبار یا عدم اعتبار شروط:

به طور کلی ارگان‌های معاهدتی، در اصل به منظور نظارت بر چگونگی اجرای تعهدات ناشی از معاهدات از سوی ‌دولت‌های‌ عضو، تأسیس ‌شده‌اند. کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان طی بند ۱ ماده ۱۷ چنین مقرر داشته است: «به منظور بررسی پیشرفت حاصله در اجرای مفاد این کنوانسیون، کمیته رفع تبعیض علیه زنان- که از این پس از آن به عنوان «کمیته» یاد خواهد شد- … تشکیل
می­ شود».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




    1. . ع‍ل‍ی‍زاده‌، ع‍ب‍دال‍رض‍ا، مبانی رویکرد اجتماعی به حقوق، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)،مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی‏ ↑

    1. . ساردویی نسب،محمد؛کاظم پور،سیدجعفر، مؤلفه های غیر منصفانه بودن قرارداد، حقوقی دادگستری، پاییز ۱۳۹۰ – شماره ۷۵ (علمی-پژوهشی) ص ۴۳ ↑

    1. . Williams v. Walker-Thomas Furniture Co., 350 F.2d 445 (C.A. D.C. 1965), Avilableat http://law.scu.edu/FacWebPage/Neustadter/contractsebook/main/cases/Williams.

      html ↑

    1. . کریمی، عباس، «شروط تحمیلی از دیدگاه قواعد عمومی قراردادها»، مجله ی پژوهش های حقوقی، سال اول، شماره ی اول، مؤسسه ی مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، ۱۳۶۲ صفحه۷۰ ↑

    1. . صاحبی، مهدی، تفسیر قراردادها در حقوق خصوصی، انتشارات دیبا، چاپ اول ۱۳۷۶، ص ۹۹ ↑

    1. . ک‍ات‍وزی‍ان‌، ن‍اص‍ر، ‏حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها،جلد ۱ شرکت سهامی ان‍ت‍ش‍ار: شرکت بهمن برنا‏ ↑

    1. . کاتوزیان،ناصر، «سوء استفاده از حق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » اسفند ۱۳۵۸ – شماره ۲۱ ص ۱۳۲ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، مسئولیت مدنی، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۹، ص ۴۱۰ ↑

    1. . همان ص ۴۱۳ ↑

    1. . همان ص ۴۱۳ ↑

    1. . همان ص ۴۱۱ ↑

    1. . Human Righs ACT 1998 under The european convention on Human Rights 52 ↑

    1. . ساردویی نسب،محمد؛کاظم پور،سیدجعفر، مؤلفه های غیر منصفانه بودن قرارداد، حقوقی دادگستری، پاییز ۱۳۹۰ – شماره ۷۵ (علمی-پژوهشی) ص ۶۲ ↑

    1. . ساردویی نسب،محمد؛کاظم پور،سیدجعفر، مؤلفه های غیر منصفانه بودن قرارداد، حقوقی دادگستری، پاییز ۱۳۹۰ – شماره ۷۵ (علمی-پژوهشی) ص ۶۲ ↑

    1. . همان ۶۴ ↑

    1. همان ۶۵ ↑

    1. . ک‍ات‍وزی‍ان‌، ن‍اص‍ر، ‏حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها،جلد ۳ شرکت سهامی ان‍ت‍ش‍ار: شرکت بهمن برنا‏ ↑

    1. . ج‍ع‍ف‍ری‌ ل‍ن‍گ‍رودی‌، م‍ح‍م‍دج‍ع‍ف‍ر، ترمینولوژی حقوق،: ابن‌سینا‏ ↑

    1. . محقق داماد، سید مصطفی، حقوق قراردادها در فقه امامیه، جلد دوم ، چاپ سبحان، زمستان ۱۳۸۹، ص ۱۲۹ تا ۱۳۳ ↑

    1. . ک‍ات‍وزی‍ان‌، ن‍اص‍ر، ‏حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها،جلد ۱ شرکت سهامی ان‍ت‍ش‍ار: شرکت بهمن برنا‏ ↑

    1. . صادقی میر محمد حسین، مروری بر حقوق قراردادها در انگلستان، نشر حقوقدان، چاپ اول زمستان ص ۱۱۵ ↑

    1. . ساردویی نسب،محمد؛کاظم پور،سیدجعفر، مؤلفه های غیر منصفانه بودن قرارداد، مجله حقوقی دادگستری، پاییز ۱۳۹۰ – شماره ۷۵ (علمی-پژوهشی) ص ۳۱ ↑

    1. . همان ص ۴۹ ↑

    1. . مشکی،سیروس، «نفوذ ناروا در حقوق انگلیس» تحقیقات حقوقی آزاد » پاییز ۱۳۸۷ و تابستان ۱۳۸۸ – شماره ۴ (پیش شماره چهارم) ص ۴۲ ↑

    1. . صادقی میر محمد حسین، مروری بر حقوق قراردادها در انگلستان، نشر حقوقدان، چاپ اول زمستان ۱۳۷۷، ص ۱۴۸ ↑

    1. . شفای ، محمد رضا ، بررسی تطبیقی نظریه تغییر اوضاع و احوال در قراردادها، چاپ دوم، انتشارات ققنوس، تهران ،۱۳۷۶٫، ص ۸۵ ↑

    1. . کاتوزیان،ناصر ، دوره مقدماتی حقوق مدنی ( قرارداد- ایقاع) ،چاپ هفتم، شرکت سهامی انتشار با همکاری بهمن برنا،۱۳۷۹٫، ص ۱۲۳ ↑

    1. . شریفی،سید الهام الدین؛صفری،ناهید، «مطالعه تطبیقی اثر هاردشیپ (عسر و حرج) در اصول حقوق، اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی ،(PECL) قراردادهای اروپایی، (یونیدروا) و حقوق ایران » نامه مفید ، شهریور ۱۳۸۹ – شماره ۷۹ (علمی-پژوهشی)، صفحه ۳و۴ ↑

    1. . همان، ص ۱۹۹ ↑

    1. . صادقی مقدم،محمد حسن، مطالعه تطبیقی، « تأثیر تغییر اوضاع و احوال بر قرارداد» و راه حل حقوق ایران، حقوقی بین‌المللی، بهار ۱۳۷۹ – شماره ۲۵ (علمی-ترویجی)، ص۲۰۸ و ۲۰۷ ↑

    1. . صادقی میر محمد حسین، مروری بر حقوق قراردادها در انگلستان، نشر حقوقدان، چاپ اول زمستان ۱۳۷۷، ص ۱۸۴ ↑

    1. . صادقی مقدم،محمد حسن، مطالعه تطبیقی، « تأثیر تغییر اوضاع و احوال بر قرارداد» و راه حل حقوق ایران، حقوقی بین‌المللی، بهار ۱۳۷۹ – شماره ۲۵ (علمی-ترویجی)، ص ۱۷۱ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی قرارداد- ایقاع ، شرکت سهامی انتشار، چاپ اول ۱۳۸۹، ص ۳۷۳ ↑

    1. . انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب، نشر مؤسسه نعمان، جلد دوم ۱۳۸۷ ص ۲۶۱ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی قرارداد- ایقاع ، شرکت سهامی انتشار، چاپ اول ۱۳۸۹، ص ۳۷۰ ↑

    1. . نوین، پرویز، خواجه امیری، عباس، حقوق مدنی ۶، انتشارات کتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۶ ص۱۲۵ ↑

    1. . ساردویی نسب،محمد؛کاظم پور،سیدجعفر، مؤلفه های غیر منصفانه بودن قرارداد، حقوقی دادگستری، پاییز ۱۳۹۰ – شماره ۷۵ (علمی-پژوهشی) صفحات ۵۶ و ۵۷ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، مسئولیت مدنی، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۹، ص ۱۴۰ ↑

    1. . گرجی، ابوالقاسم، مبانی حقوق اسلامی، انتشارات مجد، چاپ اول ۱۳۸۷ ، صفحه ۱۵۵ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، مسئولیت مدنی، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۳ و ۱۴۴ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، جایگاه حقوق اسلام در نظم حقوقی، مجله کانون وکلا، شماره ۱۶۴ و ۱۶۵، صص ۳۱ و۳۰ ↑

    1. . ابراهیمی، گیتی، اعمال قواعد عمومی قراردادها در شروط تحمیلی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران،۱۳۸۰ ص ۱۶۳ ↑

    1. . قاسم زاده، سید مرتضی، مسئولیت مدنی، انتشارات میزان، چاپ ششم زمستان ۱۳۸۷ ص ۱۵۱ ↑

    1. . وفادرویش پور،محمد، «پژوهشی در قاعده فقهی غرور» پژوهش های فقه و حقوق اسلامی، تابستان ۱۳۸۵ ، شماره ۴ ، ص ۱۹۳ ↑

    1. . م‍ح‍م‍دی‌، اب‍وال‍ح‍س‍ن‌، قواعد فقه مدنی، چاپ اول، م‍ی‍زان‌‏ ↑

    1. . وفادرویش پور،محمد، «پژوهشی در قاعده فقهی غرور» پژوهش های فقه و حقوق اسلامی، تابستان ۱۳۸۵ ، شماره ۴ ، ص ۱۹۴ ↑

    1. . قاسم زاده، سید مرتضی، مسئولیت مدنی، انتشارات میزان، چاپ ششم زمستان ۱۳۸۷ ص ۱۵۱ ↑

    1. . شیروی،عبدالحسین، «نظریه غیرمنصفانه و خلاف وجدان بودن شروط قراردادی در حقوق کامن لا» مجتمع آموزش عالی ، پاییز ۱۳۸۱ ، شماره ۱، ص۲۹ ↑

    1. . همان ص ۹ ↑

    1. . قرآن کریم، سوره انشراح آیه ۶ ↑

    1. . قرآن کریم، سوره مائده آیه ۶ ↑

    1. . قاسمی،محمد علی، بررسی مبانی فقهی قاعده نفی عسر و حرج، الهیات و حقوق بهار ۱۳۸۷، شماره ۲۷، ص۱۳۲ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و سطح سلامت و کیفیت زندگی آن ها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی‌شان خواهد داشت، ضروری به نظر می‌رسد که مسائل بهداشت و سلامت مربوط به جنبه‌های شناختی، عاطفی و روانی این قشر عظیم، جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. و چون در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق معنوی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقیق یک زندگی پویا و سالم ضامن سلامتی آن جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود (کریمی و پیراسته، ۲۰۰۱).

«لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فی أحسَنِ تَقویم * ثُمَّ رَدَدناهُ أسفَلَ سافِلین»،( سوره تین، آیات ۴-۵٫) در این آیه خداوند متعال، انسان را به امری بس عظیم و خطیر توجه داده است و آن این که چه حیاتی موجب حفظ و بقای مرتبه رفیع احسن تقویمی است و انسان چگونه باید زندگی کند که در وادی هولناک و از بین برنده اسفل سافلینی ساقط نشده و تازیانه­های عذاب بر او نواخته نشود. زندگی فراخور نیک­بختی و سعادتمندی چه ویژگی­هایی باید داشته باشد و همچنین تباهی و نگون­بختی که نشانگر انحطاط و شقاوتمندی است از چه نوع نادانی­ها و گمراهی­ها نشأت ‌می‌گیرد؟ (جوادی آملی، ۱۳۹۱).

امام موسى­بن­جعفر علیه­السلام می­فرمایند: «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَعٍ: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِیَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْکَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُکَ عَنْ دینِکَ. تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسایى کرده­ام: اوّلین آن ها این که آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا کنى. دوّم، این که بفهمى که از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه کارها و تلاش­هایى صورت گرفته است. سوّم، بدانى که براى چه آفریده شده­اى. چهارم، معرفت پیدا کنى به آن چیزهایى که سبب مى­شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى.» (کلینی، ۱۳۶۹).

امام خمینی (ره) بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران می­فرماید: «بدان ای عزیز که چنانچه از برای این بدن صحت و مرضی است و علاج و معالجی، برای نفس انسانی و روح ‌آدمی‌زاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت، و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است. و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است.» (امام خمینی (ره)، ۱۳۷۱).

ایشان با این بیان ‌به این نکته اساسی اشاره فرمودند که دنیا فقط همین بعد ظاهری و جسمی ما نیست که تمام هم و غم­مان اصلاح و آبادانی جسم و بدن باشد و اگر دچار بیماریی در بدن شدیم دنبال درمان آن باشیم و توجهی به بعد روحانی خود نداشته باشیم. بلکه باید بدانیم که در پس این دنیای فانی و پست بعد دیگری برای انسان است به نام بعد معنویت و روحانیت، که اگر سلامتی برای بدن هست برای روح نیز ‌می‌باشد. اگر بدن بیمار می­ شود، روح نیز بیمار می­گردد و مهمترین بیماری روحی که از هزاران بیماری جسمی خطرناکتر ‌می‌باشد، انحراف از جاده انسانیت و دوری از خداوند متعال است.

در عصر حاضر به علت پیشرفت­های فناوری و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مسأله سلامت و عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت ویژه­ای یافته است و تأمین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم­ترین مسائل اساسی در هر کشوری محسوب می­گردد. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه صورت ‌می‌گیرد، می ­تواند با شناسایی دقیق­تر عوامل تهدیدکننده سلامتی و رفع ابهامات و پیچیدگی­های مربوط به بیماری­شناسی، کیفیت و سبک ­زندگی و علل آسیب­های اجتماعی، راهگشای برنامه ­های ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی باشد (نایدو و ویلز[۱]، ۲۰۰۸).

با توجه به مطالب ذکر شده، جامعه­ای از سلامت روان و جسم بهره­مند می­ شود که به آموزه­های ناب اسلامی پای­بند باشد و خود را موظف به انجام دستورات و راهکارهای آن بداند.

بیان مسأله

تامین و حفظ سلامتی یکی از اهداف عالی انسان است که برای تحقق این هدف تمام کشورها بخش قابل توجهی از سرمایه های مادی ومعنوی خود را به آن اختصاص می‌دهند. کشور ایران بر اساس حکومت اسلامی اداره می شود، علاوه بر قوانین مدون ملی در دین مقدس اسلام نیز برای نیل ‌به این هدف دستورات صریحی بیان شده است. یکی از روش های توانمند کردن شخص ، سلامت فکر و جسم است تا بتوانیم خود را از طریق آموزش و تعلیم و تربیت به مدارج بالای انسانی است (رونقی ،۱۳۸۹).

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، «بهداشت روان[۲]، توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی است (گنجی، ۱۳۷۶)؛ و با توجه به هدف بهداشت روانی، که باید شرایطی فراهم آید تا عوامل مخربی که روان بشر را می‌آزارد و راحتی درونی را از او سلب می‌کند از بین برده شود به گونه‌ای که آسایش و رفاه او تأمین شود و تشویش خاطر نداشته باشد» (صانعی، ۱۳۸۲).

همچنین اهداف بهداشت روان یا سلامت روان از دیدگاه اسلام، عبارتند از: الف) پیشگیری ب) ایجاد زمینه برای رشد و شکوفایی استعدادهای فطری که شامل فطرت زیستی و فطرت روحی است. ج) تقویت ابعاد اخلاقی د) اصلاح و درمان بیماری‌های روانی ه) رشد و تعالی معنوی (سالاری­فر، آذربایجانی و رحیمی­نژاد، ۱۳۹۰).

اگرچه بهداشت روانی، به عنوان یک رشته علمی از غرب و عمدتاًً با تلاش­ های روان­شناسان شروع شد و توسعه و تحول یافت، ولی متون مقدس ادیان الهی خصوصاًً آیات قرآن و کلمات اولیای دین اسلام نشان می­دهد که مفاهیم بهداشت روانی به نحو کامل­تری در آموزه­های دینی ما وجود دارد. از این منظر، مباحث مربوط به اخلاق و تربیت، بخش مهمی از بهداشت روانی را تشکیل می­دهد. تأثیر این مباحث در بهداشت روانی انسان چنان با اهمیت و حیاتی است که خداوند آن را مهم­ترین هدف بعثت انبیاء قرار داده است.( سوره جمعه، آیه ۲٫)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




همان طور که گفتیم این دو بازار ساختار متفاوتی دارند. بدین معنی که نقش عامل ریسک نقدینگی بازار و در واقع دیگر عامل­های ریسک، تاثیرات متفاوتی بر بازده­های سهام در دو نوع بازار خواهد داشت(نرین و ژنگ، ۲۰۱۰، ۵۱۱).

بخش دوم: مبانی نظری ارزش شرکت

۲-۸ ارزش

ارزش هر دارایی به عوامل مختلفی مانند فردی که ارزش گذاری برای او صورت می‌گیرد، نوع ارزشی که باید اندازه گیری شود، زمانی که برآورد ارزش صورت می‌گیرد و هدف ارزش گذاری بستگی دارد. هیات استانداردهای حسابداری مالی تعریف زیر را برای ارزش در سال ۲۰۰۰ ارائه نموده است:

” ارزش، برآورد قیمت یک واحد اقتصادی است که هرگاه در تاریخ گزارشگری و در یک معامله حقیقی و در شرایط عادی تجاری به عنوان دارایی فروخته شود یا به عنوان بدهی شناسایی شده پرداخت گردد، تعیین می شود”

ارزش هر دارایی به عوامل مختلفی که در زمان‌های گوناگون ممکن است تغییر کند، بستگی دارد.
برخی از این عوامل عبارتند از :

    • محیط اقتصادی

    • استفاده بالقوه دارایی

    • زمان برآورد ارزش

    • میزان کمیابی نسبی و جایگزینی

    • موقعیت دارایی

    • گستردگی دامنه مالکیت دارایی

  • میزان نقد شوندگی و وضعیت بازار دارایی و شرایط فیزیکی دارایی.

۲-۹ مفاهیم ارزش

اغلب افراد ارزش را آن چیزی که می ارزد، تعریف می‌کنند. ولی مفهوم ارزش فراتر از تعریف فوق می‌باشد. در اقتصاد ارزش دارای دو مفهوم مجزاست:

    • ارزش استفاده یا مصرف

  • ارزش مبادله

در اقتصاد و همچنین در حسابداری که اساساً کاربرد اقتصاد خرد دارد، مقصود از ارزش معمولاً ارزش مبادله است. تفاوت قیمت و ارزش در آن است که قیمت به وسیله عرضه و تقاضا تعیین می‌گردد در حالی که ارزش مربوط به ذات دارایی یا شرکت است. قیمت، میزان مبلغی است که برای تملک یک دارایی پرداخت می شود و ارزش آن چیزی است که فرد با تملک دارایی، به دست می آورد. مفاهیم مختلفی برای ارزش وجود دارد و بیان مفاهیم مختلف آن حائز اهمیت می‌باشد.

۲-۹-۱ ارزش اقتصادی

عبارت است از یک مبلغ بیان شده بر حسب پول که در ازای کسب دارایی یا حقوق ناشی از دریافت منافع آینده از طریق استفاده از دارایی، قابل پرداخت است. ‌بنابرین‏ ارزش اقتصادی هر دارایی همان ارزش پولی آن است.

۲-۹-۲ ارزش منصفانه بازار

مبلغ بیان شده به نقد یا معادل نقد که برای یک دارایی بین خریدار مایل و یک فروشنده مایل، مبادله می شود و این در حالی است که هر یک طرفین آگاهی و علم معقولی در باره تمام امور مربوط دارند و هیچ اجباری برای خرید یا فروش و یا حقوق مربوط به آنان وجود ندارد.

۲-۹-۳ ارزش منصفانه

ارزش منصفانه، استاندارد مقرر برای ارزشی است که بر اساس قوانین موضوعه ارزیابی می شود و برای معاملات خاص معین نیز به کار می رود. ارزش منصفانه برآوردی از یک قیمت خروجی است که بر اساس هم کنشی های بازار تعیین می شود. بر مبنای تعاریف بالا، ارزش منصفانه مبلغی است که: دارایی می‌تواند بین طرفین در یک شرایط عادی فعالیت های تجاری، خرید و فروش شود یا،بدهی می‌تواند در یک شرایط عادی فعالیت های تجاری، بین طرفین پرداخت شده یا تسویه گردد.

۲-۹-۴ ارزش دفتری

ارزش دفتری صرفاً یک مفهوم حسابداری و مالیاتی است نه یک مفهوم اقتصادی یا ارزشی.

۲-۹-۵ ارزش ذاتی

ارزش ذاتی، ارزش فعلی جریان عایدات آینده است که بر اساس بازده جاری بازار تنزیل می شود. ارزش ذاتی یک سرمایه گذاری تابعی از جریان عایدات دوره ای تنزیل شده برآوردی، سود یا زیان های بازار و افق زمانی جریان کسب سود است.

۲-۹-۶ ارزش سرمایه گذاری

در این نوع ارزش، معمولاً ارزش منافع آینده مالکیت یک دارایی برای یک خریدار خاص در نظر گرفته می شود. ارزش منصفانه بازار و ارزش سرمایه گذاری با هم مرتبط اند، اما به ندرت با هم ‌مساوی‌اند اگر همه خریداران بالقوه دارای مفوضت و موقعیت های مشابه باشند، در این حالت هر دو نوع ارزش با هم مساوی خواهند بود. ما معمولاً موقعیت یک عامل با اهمیت است و باعث می شود که بسیاری از خریداران مایل باشند تا نسبت به دیگران مبلغ بیشتری را برای یک دارایی بپردازند..

۲-۹-۷ ارزش استفاده/ ارزش مبادله

ارزش استفاده، یک نوع ارزش نیست بلکه شرایطی است که بر اساس مفروضات خاص در ارزش گذاری داراییها در نظر گرفته می شود. این موضوع به دارایی بستگی دارد که آیا دارایی ها با بهره وری مورد استفاده قرار می گیرند.

ارزش مبادله، اساساً نقطه مقابل ارزش استفاده است. مفهوم ارزش مبادله به ارزش دارایی مربوط می شود که با اجزای آن برای یک واحد عملیاتی مبادله می‌گردد.

۲-۹-۸ ارزش جایگزینی

ارزش جایگزینی یک دارایی، بهای تمام شده تحصیل یک دارایی جدید با قابلیت های مشابه است. برآورد بهای تمام شده جایگزینی، شرایطی را نشان می‌دهد که چگونه یک دارایی با فناوری جاری می‌تواند جایگزین دارایی فعلی شود.

۲-۹-۹ ارزش اسقاط

ارزش اسقاط، مبلغ تحقق پذیر در اثر فروش یا سایر روش های واگذاری یک دارایی است که پس از آن دارایی دیگر هیچ فایده ای برای مالک خود ندارد

۲-۹-۱۰ ارزش تداوم فعالیت

مفهوم ارزش تداوم فعالیت نوعاً زمانی به کار گرفته می شود که یک واحد اقتصادی به عنوان واحدی عملیاتی مورد ارزش گذاری قرار می‌گیرد و این در حالی است که هیچ تهدید مشخصی برای توقف عملیات آن وجود ندارد.

۲-۹-۱۱ ارزش تسویه

ارزش تسویه یا نقد شوندگی به خودی خود، یک نوع خاص ارزش نیست، بلکه شرایطی است که بر اساس آن ارزش برآورد می شود. ارزش تسویه مبلغ خالصی است که هر گاه شرایط واحد اقتصادی منحل، دارایی های آن فروخته و بدهی های آن پرداخت گردد، تحقق می‌یابد.

۲-۹-۱۲ ارزش بیمه شدنی

ارزش پولی بخش های خراب شدنی یک دارایی را شامل می شود که بیمه خواهد شد تا در مواقعی که زیانی رخ می‌دهد به مالک غرامت پرداخت شود.

۲-۹-۱۳ ارزش سرقفلی

در زمان ادغام و یا تحصیل واحدهای اقتصادی، ارزش سرقفلی از طریق محاسبه مابه التفاوت قیمت پرداخت شده برای تحصیل واحد اقتصادی و ارزش بازار دارایی تحصیل شده پس از کسر بدهی ها می‌باشد.

۲-۱۰ اهمیت و ضرورت تعیین ارزش شرکت
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




    1. – مواد ۲۳۷- ۲۳۹قانون مدنی ایران- کاتوزیان، ناصر،حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها،ج ۴،پیشین، ش ۷۲۳ و حقوق مدنی معاملات معوض، عقد تملیکی، عقود معین ۱، پیشین، ش ۹ – صفایی، سید حسین، دوره مقدماتی حقوق مدنی، پیشین، ص ۱۹۴٫ ↑

    1. – انصاری ، شیخ مرتضی ، مکاسب، ج۶، چ ۲، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۲۰ ق. ص ۶۲٫ ↑

    1. – شهید ثانی، زین الدین بن علی العاملی، الروضه البهیه، ج۳، بیروت، ۱۴۰۳ ق.ص ۵۰۶ «… ولایجب علی المشترط علیه فعله. واما فائدته جعل البیع عرضه للزوال عند عدم سلامه الشرط و لزومه عند الاتیان به». ↑

    1. – انصاری ، شیخ مرتضی ، مکاسب، پیشین، ص ۶۲ – طباطبایی یزدی،سید محمّد کاظم،حاشیه بر مکاسب، قم:مؤسسه‌ اسماعیلیان؛ چ اول، ۱۳۷۸ه ق.،ص ۳۱۴٫ ↑

    1. – سورهء مائده،آیه۱٫ ↑

    1. – کرکی، شیخ علی بن حسین، (محقق ثانی):جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج ۴، چاپ اول، مؤسسه آل البیت ، قم ۱۴۱۱ ه ق.،ص ۴۲۲: «للبایع طریقاً آخر و هو الفسخ» ↑

    1. – خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه فی المعاملات،ج۷،انتشارات وجدانی، ۱۳۶۷، ص ۳۶۹٫ ↑

    1. – انصاری ، شیخ مرتضی ، مکاسب، پیشین،ص ۶۲ ↑

    1. – الشیخ الطوسی، ابو جعفر محمد، المبسوط فی فقه الامامیه، ج۲،، تهران، مکتبه المرتضویه، چ ۳،۱۳۵۱ ق. ص ۱۵۱- محقق داماد، سید مصطفی، نظریه عمومی شروط و التزامات در حقوق اسلامی، چاپ اول، تهران: مرکز نشر علوم اسلامی،۱۳۸۸،ص ۲۴۲٫ ↑

    1. – امام خمینی؛کتاب البیع؛ ج۵، چ۳؛مؤسسه‌ اسماعیلیان؛ قم، ۱۳۶۳، ص ۲۱۹٫ ↑

    1. – طباطبایی یزدی،سید محمّد کاظم؛حاشیه بر مکاسب؛پیشین، ص ۱۲۷٫٫«المستفاد من الادله ثبوت حق للشارط علی المشروط علیه، بل لایبعد دعوی الاجماع علی هذا المعنی. و لذا یصحح له الاسقاط و لو کان حکماً تکلیفاً صرفاً لم یقبل ذلک» ↑

    1. – محمدی، ابوالحسن، قواعد فقه، نشر میزان، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۲،ص ۲۶۵ به بعد- محقق داماد ،سید مصطفی، قواعد فقه ( بخش مدنی )، اندیشه‌های نو در علوم اسلامی ، تهران،چ ۳،۱۳۷۰،ص ۱۳۶ به بعد. ↑

    1. – کاتوزیان،ناصر، قواعدعمومی قراردادها،جلدسوم، همان،ص ۲۴۹، ش ۵۹۸؛ و فلسفه حقوق، ج ۱، شرکت سهامی انتشار، تهران، چ ۵، ۱۳۷۳، ش۲۷، ص ۷۹؛ گامی به سوی عدالت (مجموعه مقالات)، ج۲، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، چ ۱، تهران، ۱۳۷۹،ص ۶۵۴ ↑

    1. – انصاری، مرتضی، مکاسب، دوره ۶ جلدی، ج ۶، قم،مجمع الفکر الاسلامی،چاپ دوم،۱۴۲۰ ق. ص۷۰٫ ↑

    1. – Duxbury,Robert, Contract in a Nutshell,3th ed, London, Sweet & Maxwell,1994, P.102. ↑

    1. – Schwenzer,Ingeborg and Fountoulakis, Christiana, International Sales Law, Lonndon and New York, Routledge – Cavendish, First published, 2007.p.34. ↑

    1. – برخی از فقهاء، لزوم وفای به عقد را «عمل بر طبق مقتضای عقد» یعنی التزام به مفاد قرارداد می دانند. بعضی دیگر، وفا را به معنای تمام کردن و امر به وفا را به لزوم عقد تفسیر می نمایند و عده ای هم، هر دو معنا را از آیه شریفه «اوفوا بالعقود» (مائده:۱) استفاده کرده‌اند. رک: نراقی، ملا احمد، عواید الایام،چاپ سوم،انتشارات بصیرتی، قم، ۱۴۰۸ ق.،ص ۱۶- الحسینی المراغی،سید میر عبدالفتاح، العناوین، جلد دوم، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۸ ق.ص ۱۰٫ ↑

    1. – برخی از حقوق دانان، این پرسش را مطرح کرده‌اند، آیا ماده ۲۱۹ ق.م. دلالت بر لزوم قراردادها دارد و یا تنها ناظر به لزوم رعایت مفاد عقد است، خواه لازم باشد و خواه جایز؟ و در پاسخ آن، تمایل به هر دو معنا پیدا کرده‌اند. رک: کاتوزیان، ناصر، قواعدعمومی قراردادها،جلدسوم، پیشین،ص۲۴۸٫ ↑

    1. – اسکینی، ربیعا، حقوق تجارت، جلد سوم، انتشارات سمت، چاپ پانزدهم،۱۳۸۶،ص ۱۴۸عرفانی، محمود، حقوق تجارت، نشر میزان، چاپ سوم،۱۳۸۶، ص۱۵- ستوده تهرانی،حسن،حقوق تجارت،جلد دوم،نشر دادگستر،چاپ دوم، ۱۳۷۵،ص۱۸٫ ↑

    1. – اسکینی، ربیعا، حقوق تجارت، همان، ص ۱۵۰- عرفانی، محمود، حقوق تجارت،همان، ص۱۷٫ ↑

    1. – میرمحمدصادقی، حسین، مروری برحقوق قراردادها در انگلستان، ترجمه و توضیحات کتاب رابرت داکسبری، نشر حقوقدان، چاپ اول،۱۳۷۷،ص۲۱۵٫ ↑

    1. – Duxbury, Robert, Contract in a Nutshell, Third edition, London, Sweet & Maxwell, 1994, p.102. ↑

    1. – النائینی،میرزا محمدحسین، منیه الطالب فی شرح المکاسب، قم،مؤسسه‌ النشرالاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، الاولی،۱۴۱۸ق. ص ۱۵۶- توحیدی ،محمد علی،مصباح الفقاهه ( تقریرات درس سید ابوالقاسم خویی )،جلد هفتم، چاپ اول، ۱۳۶۸٫ص ۳۰۰- نجفی،محمدحسن،جواهر الکلام، جلد بیست و هفتم،دار الکتب الاسلامیه،تهران ۱۳۶۵،ص ۶۹- مراغه ای، میر عبدالفتاح بن علی، العناوین، قم، مؤسسه النشر اسلامی، ۱۴۱۸ق.،ص۲۸۲ ↑

    1. – عسکری، سید حکمت اله، تعیین زمان انتقال مالکیت مبیع توسط طرفین، همان منبع،ص ۱۸۴٫ ↑

    1. – «… و ما جعل علیکم فی الدین من حرج …» (سوره حج/آیه ۷۸) و در قضیه سمره بن جندب، رسول گرامی اسلام (ص) به او فرمودند: « فقال له رسول الله (صلی الله علیه و آله): انک رجل مضار و لاضرر و لاضرار علی مؤمن». رک: الحر العاملی، شیخ محمد بن الحسن،الوسایل الشیعه، جلد هفدهم، بیروت، لبنان، دار احیاء التراث العربی، بی تا، کتاب احیاء الموات، باب ۱۲٫ ↑

    1. – انصاری،مرتضی،مکاسب، دوره ۶ جلدی، قم،مجمع الفکر الاسلامی،چاپ دوم،۱۴۲۰ ق.،ص۱۶۱٫ ↑

    1. – منظور از اصل، لزوم عقد در برابر جواز آن نیست؛ بلکه اصل لزوم وفای به عقد مقصود است. ↑

    1. – طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،جلد پنجم، بیروت، لبنان، منشورات الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۳ه.ق.، ص ۲۵۶٫ ↑

    1. – دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا،جلد ۳۵، زیر نظر محمد معین، تهران، چاپخانه دانشگاه تهران، ۱۳۳۹، ص ۴۳۸٫ ↑

    1. – Atiyah,P.S., Freedom of Contract and the New Rights,Essays on Contract, 2nd ed., Clarendon Press, 1990, pp.356-357. ↑

    1. – Consumer Credit Act 1974 ↑

    1. – Unfair Contract Terms Act 1977 ↑

      1. – برای مثال می توان به برخی آرای اخیر مجلس اعیان انگلستان در زمینه شروط کیفری اشاره کرد. برای نمونه رجوع کنید به:The Scaptrade [1983] 2 AC 694, Sport International Bussum Bv v. Inter-footwear Ltd. [1984] 2 All ER 321. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ق.ظ ]




«قبول درخواست استرداد مال­التجاره … منوط بدان است که قائم مقام قانونی خریدار از حق مقرر در ماده ۵۳۴ صرف نظر کند و الا در صورتی که نامبرده اجرای تعهدات قراردادی را خواستار شود و حاضر به پرداخت تمام ثمن گردد حق استرداد از فروشنده سلب خواهد شد؛ زیرا هدف استرداد حمایت از فروشنده در صورت عدم دریافت ثمن است. لذا اگر قیمت کالا به وسیله خریدار یا قائم مقام قانونی او تأدیه گردد، استرداد مال­التجاره نیز بی مورد خواهد بود».[۸۰]

در هر موردی هم که کالا پس گرفته و به مغازه فروشنده تحویل داده شده اداره تصفیه می ­تواند با پرداخت بهای کالا، تسلیم آن را تقاضا کند (ماده ۵۳۴ ق.ت) و فروشنده می ­تواند به دلیل عدم پرداخت بهای کالا از حق خود استفاده کند و برحسب مورد بابت زیان‌های وارد به خود، داخل صف غرما شود.[۸۱]

۲- استثنای اصل قابلیت استرداد

«اصل قابلیت استرداد که از مفهوم مخالف ماده ۵۳۲ استنباط می­ شود، در همین ماده در مواردی که کالا حمل شده قبل از وصول، از روی صورتحساب یا با بارنامه­ای که دارای امضای ارسال کننده است به فروش رسیده و فروش هم صوری نباشد، استثنا شده است، پس اگر کالا، حین حمل، از روی صورتحساب یا بارنامه فروخته شده باشد در صورتی دعوای استرداد پذیرفته نمی­ شود که فروش انحصارا از روی صورتحساب یا بارنامه باشد و نیز فروشنده صورتحساب یا بارنامه را امضا کرده باشد، بعلاوه فروش نباید صوری باشد، یا با تبانی خریدار جدید صورت گرفته باشد؛ چه در این صورت حق فروشنده اولیه ضایع می­ شود».[۸۲]

لیکن باید توجه داشت که عبارت قبل از وصول، وصف ماده است و وصف، مفهوم ندارد مگر آنکه وصف، تنها علت بیان حکم باشد، عبارت (قبل از وصول) مفهوم مخالف ندارد تا قائل بر­آن شویم که فروش مبیع از روی صورتحساب با بارنامه «بعد از وصول» مجوز استرداد آن از سوی بایع است، بلکه به طریق اولی در چنین صورتی استرداد ممکن نمی باشد.

گفتار دوم: طرفین دعوای استرداد در فرض ماده ۵۳۲ قانون تجارت

برای تشخیص هویت طرفین دعوای استرداد در مبحث ماده ۵۳۲ قانون تجارت و نیز برای تبیین آثار تبعی آن سه فرضیه قابل طرح است:

۱- ارسال کننده کالا را از متصدی مسترد می­ کند. ۲- متصدی کالا را از حق­العمل کار یا خریدار ورشکسته مسترد می‌کند. ۳- ارسال کننده کالا را از حق­العمل کار یا خریدار ورشکسته مسترد کند.

این سه فرض در سه قسمت مجزا مورد بررسی قرار می­گردند؛

۱- ارسال کننده کالا را از متصدی حمل و نقل مسترد می­ کند: به موجب ماده ۵۳۲ ق.ت در صورت وجود شرایط استرداد مبیع، موافق ماده ۵۲۹ ق .ت قابل استرداد است. ماده ۵۲۹ نیز بیان می­دارد: “مال­التجاره­هایی که نزد تاجر ورشکسته امانت بوده یا به مشار الیه داده شده … قابل استرداد است” که مشعر بر وجود رابطه­ای امانی میان گیرنده و صاحب آن ‌می‌باشد، ‌بنابرین‏ در صورتی که بخواهیم طرف استرداد را متصدی حمل و نقل قرار دهیم، بخش دوم ماده در تعارض با بخش اول آن قرار ‌می‌گیرد، زیرا رابطه­ امانی بین متصدی و ارسال کننده وجود ندارد.

۲- متصدی کالا را از حق­العمل­کار یا خریدار ورشکسته مسترد می­ کند: متصدی حمل و نقل از سوی ارسال کننده امین محسوب می­ شود و موظف است که طبق عرف تجاری و دستور­العمل­هایی که ارسال کننده به ایشان داده کالا را تحویل دهد؛ ‌بنابرین‏ متصدی صرفا مال را به کسی تحویل می­دهد که ارسال کننده آن را مشخص ‌کرده‌است. در قراردادی که متصدی حمل و نقل ان را منعقد می­ نماید هیچ اراده و اثری از مرسل­الیه نمی ­باشد و در اکثر مواقع متصدی حمل شخص گیرنده را نمی­شناسد تا بتوان برای متصدی، اختیاری مستقل برای استرداد کالا تصور نموده، هرچند که به اذن ارسال کننده عملا متصدی حمل ونقل، عمل فیزیکی استرداد را انجام می­دهد اما از منظر حقوقی مسترد کننده شخص ارسال کننده است.

۳- ارسال کننده از حق­العمل­کار یا خریدار ورشکسته کالا را مسترد می­ کند: در صورتی که ارسال کننده کالا را برای حق­العمل­کار بفرستد و در بین راه، حق­العمل­کار ورشکست گردد اگر بخواهیم بنا به تجویز ماده ۵۳۲ از ماده ۵۲۹ ق.ت استفاده کنیم ارسال کننده در صورتی می ­تواند کالا را مسترد کند که مطابق ماده ۵۲۹، کالا در نزد امین ورشکسته عیناً موجود باشد اما در مبحث ماده ۵۳۲ ق.ت کالا هنوز در راه است و به استیلاء حق­العمل­کار در نیامده است اما آنچه که از ماده ۵۲۹ ق.ت بر­می ­آید صراحتاً و دقیقاً تأکید بر آن دارد که عین کلاً یا جزئا نزد تاجر ورشکسته موجود باشد.

برخی از نویسندگان معتقدند ماده ۵۳۲ راجع به حالتی است که تاجر ورشکسته، به عنوان حق­العمل­کار عمل نمی­کند، بلکه خود خریدار ‌می‌باشد.[۸۳]

برخی دیگر معتقدند: «فرض ماده راجع به حالتی است که کالا با عناوینی مانند حق­العمل­کار به ورشکسته ارسال شده باشد؛ یعنی ورشکسته کالای ارسالی را از ارسال کننده خریداری نکرده باشد، به همین دلیل قسمت اخیر ماده ۵۳۲ حکم فرض به فروش نرفتن کالا را به ماده ۵۲۹ ارجاع داده است».[۸۴]

به نظر می­رسد که نظر اول قابل پذیرش است ولو قسمت اخیر ماده ۵۳۲ حکم فرض به فروش نرفتن کالا را به ماده ۵۲۹ ارجاع داده است و به نظر می­رسد این ارجاع از بابت اشتراک سمت تاجر (از جهت حق­العمل­کاری) نبوده­است.

لازم به ذکر است که استرداد مبیع از متصدی حمل و نقل در واقع همان فسخ قرارداد حمل و نقل ‌می‌باشد.[۸۵]

گفتار سوم: مبنای حقوقی حق استرداد در ماده ۵۳۲ قانون تجارت

ماده ۵۳۲ مقرر می­دارد: “اگر مال­التجاره که برای تاجر ورشکسته حمل شده قبل از وصول از روی صورتحساب با بارنامه که دارای امضای ارسال کننده است به فروش رسیده و فروش صوری نباشد دعوی استرداد پذیرفته نمی­ شود والا موافق ماده ۵۲۹ قابل استرداد است و استرداد کننده باید وجوهی را که به طور علی­الحساب گرفته یا مساعدتاً از بابت کرایه­ای حمل و حق کمیسیون و بیمه و غیره تادیه شده یا از این بابت ها باید تادیه بشود به طلبکارها بپردازند”.

‌در مورد مبنای حقوقی دعوای استرداد در ماده مذکور دو احتمال قابل تصور است:

یک احتمال آنکه مبنای آن را «حق حبس» بدانیم؛ زیرا ماده ۳۷۷ قانون مدنی مقرر می­دارد: “هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود مگر…” و در فرض ماده ۵۳۲ ثمن پرداخت نشده است، لذا بایع در راستای اعمال حق حبس خود از وصول مبیع به مرسل­الیه جلوگیری کرده و به منظور این هدف کالای بین راه را مسترد می­دارد از سوی دیگر احتمال دیگری به ذهن خطور می­ کند و آن این است که مبنای حقوقی ماده ۵۳۲ را خیار تفلیس بدانیم؛ زیرا ماده ۳۸۰ ق.م مشعر بر «خیار تفلیس» مقررمی­دارد: “در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع می ­تواند از تسلیم آن امتناع کند…”، حال­آنکه در فرض ماده ۵۳۲ نیز مشاهده می­ شود که مبیع به خریدار تسلیم نشده و شرایط ایجاد خیار تفلیس وجود دارد.

همان‌ طور که از توضیحات بر می ­آید، تمامی شرایط هر دو نهاد حقوقی (حق حبس و خیار تفلیس) در فرض ماده ۵۳۲ وجود دارد، ‌بنابرین‏ این سوال مطرح می­ شود که آیا مبنای حقوقی این ماده هر دو نهاد حقوقی مذکور ‌می‌باشد یا در حقیقت یکی از آن ها مبنای ماده و مقصود حقیقی قانون‌گذار بوده است؟ لذا انطباق یا عدم انطباق ماده مذکور یا هر دو نهاد حقوقی در دو گفتار مجزا بررسی می­گردد.

۱- بررسی انطباق ماده ۵۳۲ قانون تجارت بر حق حبس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




حسن دیگر این تئوری را می توان جنبه پیشگیری کننده آن درورود زیان دانست.

بدین صورت که با فرض علم فروشنده و عدم لزوم اثبات تقصیر وی ،فروشندگان و تولید کنندگان برای گریز از پرداخت خسارت سعی خواهند نمود تادر ساخت و فروش کالاهای خود نهایت دقت و مهارت لازم را به کارگیرند ؛ در نتیجه منجر به بالا رفتن سطح ایمنی کالا خواهد انجامید .

با وجود محاسن بالا در تئوری فوق، نمی توان آن را خالی از ایراد دانست . ایراد مهمی که براین تئوری می توان گرفت. این است که چون فرض مذبور اماره ای بیش نمی باشد .و در حقوق ایران با توجه به اینکه ، امارات در صورت اثبات خلاف آن بی اثر می‌شوند ، بدیهی است که عرضه کننده کالا با اثبات خلاف فرض مذبور، خودرا از زیر بار مسئولیت خواهد رهانید [۱۸] در حالی که در حقوق فرانسه ،برخلاف حقوق ایران ،اماره قضائی به دو صورت قابل رد و غیرقابل رد می‌باشد ‌و تئوری مذبور در حقوق فرانسه ، یک اماره غیرقابل رد می‌باشد. در حالی که در حقوق ایران چنین اماره ای وجود ندارد .‌بنابرین‏ اگرچه این تئوری درحقوق فرانسه به نحو مطلوبی از حقوق مصرف کنندگان حمایت می‌کند ، ولی در حقوق ایران ،این امکان وجود ندارد.

درمورد مبنای ناشی از عیب مورد معامله برای فروشنده ،گروهی از فقهای شیعه تصریح کرده‌اند که بر فروشنده واجب است مشتری رااز معیوب بودن مورد معامله آگاه سازد . دربرخی از روایات آمده است که درباره روغن نجس ، فروشنده باید این نکته را به خریدار تذکر دهد تا از روغن مورد معامله برای مصرف خوراکی استفاده نشود . ‌بر اساس این حکم ، اعلام عیب درمورد معامله و آگاه ساختن مشتری تکلیف فروشنده محسوب می شود . از این رو در صورت بی توجهی فروشنده نسبت ‌به این نکته ، وی ملزم به جبران خسارت خواهد بود که دراثر کوتاه درادای تکلیف بر وی تحمیل می شود ، وباید خسارت آن را به خریدار بپردازد.[۱۹]

گروهی از حقوق ‌دانان اعتقاد دارند که عرف معاملات حکم می‌کند درباره کالاهای دست اول و غیر مستعمل ، مورد معامله سالم و بی عیب باشد. ‌بنابرین‏ به لحاظ بدیهی بودن این نکته، هنگام انعقاد قرارداد و تسلیم مورد معامله ، به آن اشاره نمی شود . به عبارت دیگر ،خریدار انتظار دارد که کالای دریافت شده ، نیازهایش را برآورده سازد و ویژگی ها و کیفیت مورد نظر وی را دارا باشد . گوئی فروشنده یه طور ضمنی متعهد است که کالای سالم و بی عیب را به خریدار تسلیم کند . یعنی تعهد به تسلیم کالای سالم به سبب انعقاد عقد ایجاد می شود . از این رو در صورت وفا نکردن فروشنده به تعهد مذکور وی مسئول زیان های ناشی از آن خواهد بود . در این نظریه ، تضمینی به سود خریدار فرض شده است.

‌بر اساس این تضمین فرضی ، فروشنده متعهد به تسلیم کالای سالم و بی عیب به مشتری و الزام فروشنده به جبران خسارت های وارد شده به مشتری دراثر دریافت کالای معیوب ،ریشه قراردادی خواهد داشت ‌و ناشی از تقصیری محسوب می‌گردد که طرف قرارداد مرتکب آن شده است. ‌بنابرین‏ اثبات تقصیر فروشنده به عهده خریدار نخواهد بود ، ولی به نظر می‌رسد که اثبات مسئولیت فروشنده ‌بر اساس این نظریه دشوار باشد.مگراینکه صراحتاً درقانون مقررشود که فروشنده مکلف به فروش کالای سالم به خریدار است.

نظریه دیگر این است که قواعد مسئولیت مدنی ‌بر رابطه میان خریدار و مشتری درعقد بیع حاکم است. ‌بنابرین‏ در صورت فروش کالائی که عیب آن در هنگام معامله آشکار نبوده است ،برای جبران خسارت خریدار ، چون متضرر خواهان دعوی محسوب می شود ،وی همانند سایر دعاوی که اثبات ادعا برعهده مدعی است ،باید بار اثبات را تحمل کند و به اثبات دو نکته بپردازد. نخست اینکه اثبات نمایدبین عیب مذکور و ضرر رابطه سببیت وجود دارد ،دیگر اینکه اثبات کند فروشنده نیز مرتکب تقصیر شده است . البته اثبات دو مورد مذکور دشوار است و دراغلب موارد خریدار در احقاق حقوق خویش ناموفق خواهد بود.

نظریه دیگری نیز وجود دارد که درآن فرض شده است که فروشندگان حرفه ای که به تهیه و فروش کالای معینی می پردازند ، با توجه به تخصص و تبحری که درحرفه خویش به دست آورده اند ،از عیوب کالاهای مورد معامله آگاه هستند ؛زیرا مهارت ایشان در حرفه مورد اشتغال ، اماره ای مبنی بر اطلاع آن ها از وجود عیب درمورد معامله تلقی می شود.

از این رو خریداران با اعتماد به آن گونه فروشندگان ، ترجیح می‌دهند که حتی با پرداخت بهای بیشتر ، به انجام معامله با آن ها بپردازند.‌بنابرین‏ درصورتی که کالای مورد معامله معیوب باشد ودراثر استعمال آن خسارتی به خریدار وارد شود ،مطابق این نظریه فروشنده حرفه ای مکلف به رد قیمت آن است وباید جبران خسارت را نیز تحمل کند .

به نظریه مذکور انتقاداتی وارد شده است. نخست اینکه اماره مورد نظر ،صرفاً علیه فروشنده حرفه ای قابل استناد است و درمورد سایر فروشندگان ،نمی توان ازآن استفاده کرد . دیگر اینکه فروشنده با اثبات بی اطلاعی خود از عیب موجود درمورد معامله ،مسئولیت نخواهد داشت.بدین ترتیب ،اماره آگاهی فروشنده از عیب، برای جبران خسارت خریدار ،مؤثر نخواهد بود . از این رو درحقوق فرانسه ،گرایش بیشتری به استفاده از تعهد ضمنی فروشنده به ایمنی مورد معامله وجود دارد.

گفتار چهارم : تسری این فرض به عرضه کننده غیرحرفه ای کالا و خدمت

درجامعه امروزی ما به لحاظ مشکلات اقتصادی یا به انگیزه کسب درآمد بیشتر ،افرادی هستند که کاری را به عنوان پیشه دوم خود انتخاب می‌کنند ،بدون اینکه درآن کار مهارت لازم یا مجوز قانونی داشته باشند.برای مثال تولیدات خانگی نظیر مرباورب گوجه فرنگی و…. را به بازار مصرف ارائه می‌دهند .

درمورد مسئولیت مفروض برای عرضه کنندگان حرفه ای مشکلی نیست .چون داشتن تخصص و مهارت ،دلیل بر علم و آگاهی به عیوب پنهانی کالا و خدمت خواهد بود .یک تولیدکننده حرفه ای نمی تواند نسبت به عیب کالا اظهارجهل کند زیرا اطلاع کامل از تمامی جوانب تولید کالا ،لازمه و پایه اصلی کار اوست[۲۰]

برای مثال تولیدکننده مواد داروئی مسلم است که از محتوی ، ‌و ترکیبات و اندازه دارو به طور دقیق اطلاع دارد واگر در این راستا دراثراستعمال دارو زیانی به مصرف کننده وارد شود ،ادعای جهل او نسبت به نامرغوب بودن یا فساد دارو پذیرفته نخواهد شد.

اهمیت این فرض درمورد عرضه کنندگان غیرحرفه ای بیشتر آشکار می شود وحمایت از مصرف کننده ‌در مقابل‌ آنان را بیشتر می طلبد .با قراردادن این فرض راه هر گونه عذرو بهانه درجهت رفع یا کاهش مسئولیت ،مسدود خواهد شد.فایده نهادن بار این مسئولیت بردوش عرضه کننده این است که :

اولاً : ‌هر شخصی بدون داشتن مهارت کافی مبادرت به تولید و ساخت کالا یا ارائه خدمت نمی کند.

ثانیاًً: بافرض علم و آگاهی عرضه کننده نسبت به عیوب ، سطح احتیاط ورعایت ضوابط نکات ایمنی لازم بالا می رود .

گفتار پنجم : آثارمسئولیت قراردادی عرضه کننده کالا و خدمت

بند اول : معافیت مصرف کننده از اثبات تقصیر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




    1. ۱- مجازات مقرر در ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۱۰، طبق قانون حمایت خانواده جدید مصوب ۱۳۹۱ تغییر یافت. ↑

    1. ۱- سیدحسین صفائی و اسدالله امامی، همان، ص ۸۸، از نظر مدنی با توجه به عبارت ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی ازدواج بدون پروانه مخصوص نافذ است و دولت نمی تواند آن را ابطال کند، نبودن اجازه از موانع نکاح به شمار نمی آید. سید حسن امامی، حقوق مدنی، جلد چهارم، ص ۳۵، از آنجا که اجازه دولت از ارکان صحت نکاح به شمار نمی رود باید بر آن بود که نکاح مذبور صحیح است.

      محقق داماد، همان، ص ۱۶۰، بی تردید ازدواج صحیح و آثار شرعی نکاح بر آن مترتب است.

      علی کاظم زاده، همان، ص ۱۴۴، ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی به گونه ای تنظیم شده که ضمانت اجرای بطلان بر تخلف از آن بار نیست، عمدتاًً جنبه ی حمایتی دارد.

      محمدجعفر، جعفری لنگرودی، مجموعه محشّی قانون مدنی، نشر کتابخانه گنج دانش، چاپ احمدی، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۵۴۷، موانع نکاح همان است که قانون مدنی به پیروی از شرع ارائه ‌کرده‌است و هیچ قانونی حق ندارد چیزی به آن اضافه یا کم کند.‌بنابرین‏ نمی توان ضمانت اجرا ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی را عدم نفوذ تلقی کرد که مسلماًً مخالف با روح مواد قانون مدنی راجع به موانع نکاح است.

      محمود سلجوقی، همان، جلد اول، ص ۱۳۰، در اینکه دادگاه های ایران بتوانند آن را باطل اعلام کنند تردید است.ص۲۴۸ ↑

    1. ۲- ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد اول، ص۱۳۰ ↑

    1. ۳-ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده ، ص۱۳۰ از جمله نویسندگانی دیگری قائل به عدم نفوذ چنین ازدواج است دکتر میرحسین عابدینی در مقاله ابعاد حقوقی ازدواج با اتباع بیگانه چنین مقرر داشته است: ممکن است دولت به جهت مصالح سیاسی و امنیتی و نظم عمومی شرایط خاص را برای ازدواج وضع نماید که از باب احکام ثانویه حکومتی قابلیت توجیه داشته باشد. ‌بنابرین‏ ضرورت کنترل و نظارت به ازدواجهای خارجی ایجاب می‌کند که قائل به عدم نفوذ ازدواج زن ایرانی با تبعه بیگانه باشیم. برگرفته از سایت www.normags.com

    1. ۴- ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، جلد اول، نشر شرکت سهامی انتشار، چاپخانه بهمن، چاپ سوم، ۱۳۷۴، ص ۸۷ به بعد ↑

    1. ۵- ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد اول ص ۲۱ ↑

    1. ۱- سیدعلی شایگان، حقوق مدنی، نشر طه، چاپ نور حکمت، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص ۲۱۴ در فقه، عقد نکاح رضایی بوده یعنی همین که موانع نکاح مفقود و موجبات آن موجود شد شخص می توانسته است عقد نکاح را برای خود جاری سازد. این وضع برای سهولت امر ازدواج بسیار مفید است ولی معایب بسیار دارد که از آن جمله اولاً چون امر دایر بین زوجین است ممکن است رعایت موانع نکاح را ننمایند. ثانیاًً اگر نکاح فقط به رضای طرفین صورت گیرد دلیل بر اثبات زوجیت و مخصوصاً نسب اطفال در بین نخواهد بود. قانون‌گذار جدید برای جلوگیری از مفاسدی که ممکن است از ازدواج رضایی پیش آید این نوع نکاح را به رسمیت نمی شناسد و دخالت نمایند، دولت را لازم می‌داند. ↑

    1. ۲- همان. ↑

    1. ۳- ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد اول، ص ۲۲ ↑

    1. ۱- سید حسن امامی، حقوق مدنی، جلد اول، نشر کتابفروشی اسلامی، چاپ هجدهم، مهرماه ۱۳۷۶، ص ۱۷۷٫ ↑

    1. ۱- یکی از حقوق ‌دانان معتقد است: اگر یک زن ایرانی بدون اجازه دولت ایران شوهر خارجی اختیار کند دادگاه های ایرانی اثری ‌به این ازدواج مترتب نخواهند کرد چه حکم بر صحت آثار چنین ازدواجی (مثلاً وارث شناختن اولاد حاصل از این ازدواج) همانند صحیح داشتن اصل ازدواج است حکم بر صحت نکاح، حکم بر بی اعتباری ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی خواهد بود که قانون ایرانی آن را غیرجایز دانسته است، نجاد علی الماسی، حقوق بین الملل خصوصی، نشر میزان، چاپ نهم، تابستان ۱۳۸۹، ص ۲۷۲٫ ↑

    1. ۲- ماده ۲۱۸ قانون سابق که در اصطلاحات سال ۱۳۷۰ حذف شد. ↑

    1. ۳- ماده ۶۵ قانون مدنی ↑

    1. ۱- غلامرضا معصومی آخایی، همان، ص ۷۱٫ ↑

    1. ۱- ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد اول، ص ۲۱ ↑

    1. ۱- ماده ۹۳۳ قانون مدنی: امور ذیل باید در ظرف مدت و به طریقی که به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقررات به دایرۀ سجل احوال اطلاع داده شود. ۱- ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین که بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود. ۲- ازدواج، اعم از دائم و منقطع ۳- طلاق اعم از بائن و رجهی و همچنین بذل مدت ۴- وفات هر شخص ↑

    1. ۲- ماده ۳۱ قانون ثبت احوال مصوب ۱۶ تیرماه ۱۳۵۵ ↑

    1. ۱- ماده ۱۶ و ۱۷ و تبصره ماده ۱۸ قانون ثبت و احوال مصوب ۱۳۵۵ ↑

    1. ۲- ماده ۶۴۵ قانون مجازات، طبق قانون حمایت خانواده جدید، مصوب ۱۳۹۱ نسخ گردید. ↑

    1. ۱ – حمید آذرپور و غلامرضا حجتی اشرفی، مجموعه بخشنامه ثبتی، نشر کتابخانه گنج دانش، چاپ احمدی، چاپ پنجم، دی ۱۳۸۲، ص ۷۳٫ ↑

    1. ۲- همان ص ۷۵ ↑

    1. ۱- سید محسن احمدی، ازدواج اتباع بیگانه و وظایف سردفتران، برگرفته از سایت http: www.vekalat. org ↑

    1. ۲-همان ص ۷۵ ↑

    1. ۱- بابک ایرانی ارباطی، همان، ص ۳۶٫ ↑

    1. ۱- غلامرضا شهری و امیرحسین آبادی، همان، ص ۳۴۱ و۳۴۲ ↑

    1. ۲ – همان، ص ۳۴۰ ↑

    1. ۳- غلامرضا معصومی آخایی، همان، ص ۵۵و۵۶٫ ↑

    1. ۱- کاظم آریان (کمار)، همان، ص ۱۱۰٫ ↑

    1. ۱- کاظم آریان، همان، ص ۹۷٫ ↑

    1. ۱- برگرفته از سایت http: // stat. woren. gor.ir ↑

    1. ۲- کاظم آریان، همان، ص ۱۰۵٫ ↑

    1. ۱ – برگرفته از سایت http: // stat. women. gor.ir ↑

    1. ۲- بنیاد شهید صدر با موافقت شماره ۴۳/۲۲۸۶۳۴ مورخه ۱۱/۹/۱۳۵۹ وزارت کشور و موافقت شماره ۴۰۳۹-۲-۶۵۴ مورخه ۵/۱۱/۱۳۵۹ شهربانی سابق به رسمیت شناخته شده. کاظم آریان، همان، ص۱۰۷٫ ↑

    1. ۱- کاظم آریان، همان، ص ۱۱۴٫ ↑

    1. ۱- ماده ۸ آئین نامه، اجرائی، قانون ورود اقامت اتباع خارجه ، مصوب ۱۲ خرداد ۱۳۵۲ ↑

    1. ۲- شیرین عبادی، همان، ص ۲۵ ↑

    1. ۱ – ناصر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد اول، ص ۱۲۸ ↑

    1. ۱- کاظم آریان، همان، ص ۱۰۳٫ ↑

    1. ۲- غلامرضا شهری و امیرحسین آبادی، همان، ص ۴۰۵ و ۴۰۶ ↑

    1. ۱- عباس تدین: مجید یوسفی،تأثیر ازدواج مرد خارجی و زن ایرانی بر تابیعت فرزندان http:// www Alcaza.com/far/index,php. ↑

    1. ۲- اصل ۴۱ قانون اساسی: تابیعت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی است و دولت نمی تواند از هیچ ایرانی سلب تابیعت کند، مگر به درخواست خود او با در صورتی که به تابیعت کشور دیگری درآید.-اصل ۴۲ قانون اساسی: اتباع خارجه در حدود قوانین به تابیعت ایران در می‌آیند و سلب تابیعت اینگونه اشخاص در صورتی ممکن است که دولت دیگری تابیعت آن ها را بپذیرد یا خود آن ها درخواست کند. ↑

    1. ۱- نجاد علی الماسی، حقوق بین الملل خصوصی، ص ۲۲۴ و ۲۲۳ ↑

    1. ۱- ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی در نظم کنونی، نشر دادگستر، چاپ پنجم، تابستان ۱۳۸۰، ص ۵۹۶ ↑

    1. ۱- فاطمه بداغی، همان، ص۱۳۴ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




  1. نسبت Q توبین (QT)

در این پژوهش از نسبت Q توبین ساده استفاده می شود. این نسبت بسیار مشابه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم است و از طریق رابطه زیر محاسبه می شود.:

  1. نسبت قیمت به سود(P/E):

برابر است با حاصل تقسیم قیمت بازار سهام بر سود. این نسبت برای صنعت از طریق میانگین نسبت P/E شرکت های موجود در هر صنعت به دست می‌آید.

  1. نرخ بهره:

نرخ بهره مناسب ترین متغیر کلان اقتصادی جهت بررسی اثر نسبت اهرمی بر بازده سهام است. با اعمال متغیر نرخ بهره، اثر موقعیت بازار بر ساختار سرمایه مد نظر قرار خواهد گرفت. در پژوهش حاضر از نرخ بهره اعلام شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای تسهیلات یک ساله استفاده می شود.

۱-۹- ابزار گردآوری داده ها:

در پژوهش حاضر کلیه داده های مورد نیاز از طریق مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و با بهره گرفتن از نرم افزارهای تدبیرپرداز، رهاورد و نشریات و سایت های مربوط به بازار بورس اوراق بهادار تهران و همچنین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گردآوری شده است. همچنین جهت غنای مبانی نظری پژوهش، از کتب و مجلات تخصصی استفاده شده است..

۱-۱۰- استفاده کنندگان از نتایج پژوهش:

این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی است که می‌تواند مورد استفاده طیف های مختلفی از استفاده کنندگان قرار گیرد. سهام‌داران و مدیران اجرایی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، سرمایه گذاران اعم از اشخاص حقیقی و شرکت های سرمایه گذاری می‌توانند جهت تصمیم گیری در راستای حداکثر سازی ثروت از نتایج این پژوهش بهره مند می‌شوند. تحلیل گران مالی جهت تعیین روش های مناسب تامین مالی در راستای کاهش ریسک و افزایش بازده شرکت ها ، مجامع دانشگاهی، دانشجویان رشته‌های مالی و علاقه مندان بحث های حسابداری و مالی نیز از دیگر استفاده کنندگان نتایج این پژوهش هستند.

۱-۱۱- تعریف واژه های کلیدی :

ساختار سرمایه: شامل حقوق صاحبان سهام و بدهی است. در پژوهش حاضر از نسبت های بدهی جهت معرفی ساختار سرمایه استفاده می شود.

بازده غیر عادی: عبارت است از تفاوت بازده واقعی و بازده مورد انتظار.

۱-۱۲- ساختار پژوهش:

به منظور انعکاس چارچوب این پژوهش در این بخش، مختصری از مطالب عنوان شده در هر یک از فصل‌های آینده در زیر بیان می‌شود:

این فصل به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان مقدمه، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، سؤال‌های پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، روش پژوهش و گردآوری داده ها، جامعه و نمونه آماری، متغیرهای پژوهش، استفاده‌ کنندگان از نتایج پژوهش تشریح شد.

در فصل دوم، مبانی نظری این پژوهش از جمله نظریه های موجود پیرامون ساختار سرمایه و بازده غیر عادی بیان می شود. سپس پیشینه پژوهش های صورت گرفته در رابطه با موضوع پژوهش بیان می شود.

در فصل سوم، روش پژوهش و آزمون فرضیه‌ها عنوان خواهد شد. به گونه‌ای که در ابتدا فرضیه‌ها تشریح شده و سپس متغیرهای پژوهش تعریف می‌شوند در نهایت، روش‌های آماری مورد استفاده در پژوهش مورد بحث قرار خواهد گرفت.

در فصل چهارم، تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه های پژوهش به همراه نتایج آن بیان شده است. با توجه به خروجی‌های به دست آمده از نرم‌افزار Eviews نسخه ۶ و همچنین معناداری ضرایب و مقایسه آن‌ ها با یکدیگر اقدام به تأیید یا رد فرضیه‌های پژوهش می شود.

در فصل پنجم، با مرور کلی از نتایج به دست آمده، به تبیین روابط بین متغیرها پرداخته شده و در ادامه، نتایج حاصل از هر فرضیه، پیشنهادهای پژوهش و همچنین محدودیت پژوهش ارائه خواهد شد.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

۲-۱- مقدمه

هدف شرکت های سهامی و مدیران آن ها حداکثر کردن ارزش حقوق صاحبان سهام و به عبارت دیگر حداکثر نمودن ارزش شرکت و سهام آن است. این حداکثر سازی مستلزم به کارگیری بهینه منابع مالی و کسب بازده و ریسک متناسب است. موضوع ساختار سرمایه و ترکیب بهینه آن و به عبارت دیگر تامین مالی شرکت از منابع مختلف، مبحثی است که نخستین بار توسط مودیلیانی و میلر در سال ۱۹۵۸ مطرح شده و از آن زمان تاکنون مبنای بسیاری از تحقیقات مالی قرار گرفته است و بعضا تحقیقات مذکور منتج به ارائه تئوری های جدید نیز شده است. با وجود اینکه تحقیقات زیادی ‌در مورد ساختار سرمایه صورت گرفته است، اما هنوز موضوع ساختار سرمایه از جمله مباحث مدیریت مالی است که تاکنون هیچ راه حل قطعی و روشنی برای آن ارائه نشده است.

در این فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش تشریح می شود. در بخش مبانی نظری، به تشریح نظریه های موجود پیرامون ساختار سرمایه، بازده سرمایه گذاری و عوامل مؤثر بر آن و بازده غیر عادی پرداخته می شود. در ادامه خلاصه ای از پژوهش های داخلی و خارجی پیشین مرتبط با موضوع پژوهش و در پایان خلاصه ای از فصل بیان می شود.

۲-۲- مبانی نظری

۲-۲-۱- ساختار سرمایه

نظریه پردازان مالی تعاریف مختلفی از ساختار سرمایه ارائه کرده‌اند که هر یک از این تعاریف جنبه ای از روش های تامین مالی را به عنوان ساختار سرمایه بیان می‌کند.

کوپر[۵] (۱۹۸۳) ساختار سرمایه را به عنوان نسبت اوراق بهادار قدیمی تر (دارای رتبه بیشتر) به جمع سرمایه گذاری ها تعریف می‌کند. هازی[۶] (۱۹۹۹) اعتقاد دارد که ساختار سرمایه تعادل بین بدهی ها و دارایی ها، ماهیت دارایی ها و ترکیب استقراض شرکت ها بوده و ترکیبی از سهام عادی، سهام ممتاز و زیر مجموعه های مرتبط با آن، سود انباشته و بدهی های بلند مدتی است که واحد تجاری برای تامین مالی دارایی های خود از آن ها استفاده می‌کند.

بلکویی[۷] (۱۹۹۹) ساختار سرمایه را ادعای کلی بر دارایی های شرکت معرفی می‌کند. وی ساختار سرمایه را شامل اوراق بهادار منتشر شده عمومی، سرمایه گذاری خصوصی، بدهی بانکی، بدهی تجاری، قراردادهای اجاره و… می‌داند که معمولاً از طریق نسبت هایی مانند نسبت بدهی به مجموع دارایی ها، نسبت حقوق صاحبان سهام به مجموع دارایی ها و نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام اندازه گیری می شود.

مودیلیانی و میلر[۸]که از این پس آن ها را به صورت (MM) نشان می‌دهیم، در سال ۱۹۵۸، شالوده نظریه ای را با تدوین الزامات تعادل بازار برای خط مشی بدهی بهینه، پی ریزی کردند. آن ها نشان دادند که اگر خط مشی سرمایه گذاری های شرکت را ثابت فرض کنیم، با صرف نظر کردن از مالیات ها و هزینه های قرارداد، خط مشی تامین مالی شرکت بر ارزش جاری بازار آن بی تاثیر است . فرضیه عدم ارتباط ساختار سرمایه آن ها نشان می‌دهد که انتخاب خط مشی تامین مالی شرکت نمی تواند ارزش شرکت را تغییر دهد، مگر آنکه بر توزیع احتمال کل جریان های نقدی شرکت اثر بگذارد. با وجودی که (MM) برای همیشه نقش تحلیل اقتصادی رادر بحث ساختار سرمایه تغییر دادند، اما مطالعات آن ها، با خط مشی تامین مالی مورد عمل ‌در شرکت در تعارض است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




۸۱۳/۴۶۵/۳۱۲/۴۱۲/۵۳پنبه، گندم، خشکبارنساجی، پتروشیمی، گازنفت، گاز، طلا و مس

خاطرنشان می‌شود آمارها از سایت اکو دریافت شده و کار جمع‌بندی شده تا فوریه سال ۲۰۱۳ می‌باشد.

مبحث پنجم: همکاری‌های بین‌المللی اکو

پیوستن جمهوری‌های بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی به اکو، سبب توجه فزاینده‌ی سازمان‌های بین‌المللی شد. سازمان‌های تخصصی سازمان ملل متحد مانند اسکاپ، انکتاد و یونیدو نیز برای همکاری با اکو یادداشت تفاهم امضا کردند. برای ایجاد زمینه‌های مناسب به منظور تحقق اهداف این سازمان، فعالیت گسترده‌ای در این زمینه انجام شده است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد هم از دهه ۱۹۹۰ ‌در مورد سازمان اکو قطعنامه‌های متعددی را صادر نموده است. شورای وزیران که تصمیم‌گیرندگان اصلی سازمان اکو محسوب می‌ شوند، همکاری آن را با سازمان‌های تخصصی بین‌المللی مورد توجه قرار داده‌اند، تا زمینه اجرای طرح‌ها و برنامه های اقتصادی سازمان اکو فراهم شود. همکاری‌های بین‌المللی سازمان اکو در موارد زیر انجام شده که جهت جلوگیری از اطاله‌ی کلام به صورت فهرست‌وار و نام سازمان اشاره خواهد شد.

۱٫ همکاری با سازمان ملل متحد

الف: قطعنامه‌های مجمع عمومی

ب: موافقت‌نامه‌های اکو و سازمان توسعه‌ صنعتی ملل متحد (UNIDO) [۱۲۵]

پ: یادداشت تفاهم اکو و صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) [۱۲۶]

ت: یادداشت تفاهم اکو و سازمان غذا و کشاورزی (فائو) [۱۲۷]

ث: یادداشت تفاهم اکو و کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد (UNCTAD) [۱۲۸]

ج: یادداشت تفاهم اکو و مرکز تجارت بین‌المللی و سازمان تجارت جهانی ‌(WTO)

چ: کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای اروپا[۱۲۹]

ح: یادداشت تفاهم اکو و کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای آسیا

خ: یادداشت تفاهم اکو و صندوق جمعیت ملل متحد (UNDPA) [۱۳۰]

د: یادداشت تفاهم اکو و برنامه بین‌المللی کنترل مواد مخدر ملل مخدر (UNPCP) [۱۳۱]

ذ: یادداشت تفاهم اکو و برنامه عمران ملل متحد (UNDP) [۱۳۲]

ر: یادداشت تفاهم اکو و سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO) [۱۳۳]

ز: یادداشت تفاهم اکو و برنامه‌ محیط زیست ملل متحد (UNEP) [۱۳۴]

ط: یادداشت تفاهم اکو و استراتژی بین‌المللی سازمان ملل برای کاهش بلایای طبیعی (UNISDR) [۱۳۵]

۲٫ یادداشت تفاهم‌های اکو و سازمان‌های فرامنطقه‌ای

الف: یادداشت تفاهم اکو و مرکزی بین‌المللی پژوهش کشاورزی در مناطق خشک

ب: یادداشت تفاهم اکو و اتحادیه‌ی بین‌المللی خطوط راه‌آهن (UIC)

پ: یادداشت تفاهم اکو و سازمان جهانی گمرک (WCO) [۱۳۶]

ت: یادداشت تفاهم اکو و سازمان جهانی هواشناسی (WMO) [۱۳۷]

۳٫ یادداشت تفاهم اکو و سازمان‌های منطقه‌ای

الف: یادداشت تفاهم اکو و بانک توسعه‌ اسلامی (IDB) [۱۳۸]

ب: یادداشت تفاهم اکو و سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) [۱۳۹]

پ: یادداشت تفاهم اکو و طرح کلمبو (CP)[140]

ت: یادداشت تفاهم اکو و آ.سه.آن (اتحادیه‌ی ملل جنوب شرق آسیا)[۱۴۱]

ث: یادداشت تفاهم اکو و سازمان شانگهای

۴٫ یادداشت تفاهم اکو و اتحادیه‌ی اروپا

با توجه به اهمیت روز افزون اتحادیه‌ی اروپا به عنوان یک سازمان موفق منطقه‌ای، دبیرخانه‌ی اکو برقراری و گسترش روابط با اتحادیه‌ی اروپا را در اولویت برنامه های روابط خارجی خود قرار داد. متعاقب آن اتحادیه اروپا نیز طی یادداشت مورخ ۱۳ ژانویه ۱۹۹۴ آمادگی خود را برای ایجاد روابط همکاری با اکو اعلام کرد و هیأتی از سوی اکو در بروکسل، محورهای کلی همکاری‌های احتمالی با کمیسیون را شناسایی کرد. دومین دور مذاکرات بین طرفین در نوامبر ۱۹۹۶ در تهران برگزار شد. در این نشست طرفین ضمن بررسی و پیگیری توافق‌های عمومی نخستین نشست مشترک، تأکید کردند. نخستین گام برای برقراری روابط سودمند بین دو سازمان، عملی کردن بخش‌هایی از توافق‌های یاد شده است. بدین منظور قرار شد اقدام‌های عملی در بخش‌های مورد توافق از جمله تجارت، انرژی، حمل و نقل و ارتباطات، محیط زیست و مواد مخدر انجام شود.

در بخش تجارت، پس از بحث‌های گسترده ‌در مورد فعالیت‌های جاری اکو، موافقت شد کمیسیون اروپایی امکان ارائه خدمات کارشناسی به دبیرخانه‌ی اکو در زمینه‌ی هماهنگی با مقررات WTO را بررسی کند. طرفین ‌در مورد همکاری نزدیک میان کمیسیون اروپایی و اکو در زمینه کاربرد روش‌های آماری در تجارت و مشاوره و کمک فنی برای تأسیس بانک اطلاعاتی اکو موافقت کردند.

در ۲۰ ژوئیه ۱۹۹۸ کمیسیون اروپایی به دبیرخانه اکو اعلام کرد این کمیسیون امکان ایجاد و گسترش همکاری‌های متقابل در زمینه‌های تجارت و گمرک، مواد مخدر و انرژی به طور جدی بررسی خواهد کرد. تماس‌های بعدی اکو با اتحادیه اروپا در راستای دریافت کمک‌های فنی و مالی از این اتحادیه انجام شده است، در اوایل ۲۰۰۹ کمیسیون اروپایی در جهت مبارزه با مواد مخدر مبلغ نه و نیم میلیون یورو به اکو اهدا کرد.[۱۴۲]

مبحث ششم: نگاهی کوتاه به دست‌آوردهای اکو

تحولات سریع سال‌های اخیر در عرصه‌های مختلف بین‌المللی، به ویژه در عرصه تجارت بین‌الملل موجب شده است کشورهای جهان به همکاری و مشارکت بیشتر روی آورند و توسعه‌ همه‌جانبه خود را در پرتو این همکاری‌ها جستجو کنند. گسترش همکاری‌های منطقه‌ای از نتایج تحولات اخیر در اقتصاد و تجارت بین‌الملل به شمار می‌رود که روابط چند جانبه را در میان کشورهای مناطق مختلف افزایش داده است. موفقیت‌های اتحادیه اروپا در این زمینه بسیار تأثیرگذار بوده است.

کشورهای در حال توسعه ایجاد سازمان‌های منطقه‌ای را به عنوان مسیری به سوی رشد و توسعه‌ اقتصادی دنبال کرده‌اند. در سال‌های ۴۷-۱۹۹۴ حدود نود و هشت موافقت‌نامه، بر اساس ماده بیست و چهار موافقت‌نامه تعرفه و تجارت از سوی کشورهای در حال توسعه شکل گرفته است. بیشترین موافقت‌نامه‌های تجاری در میان کشورها (بیست و سه موافقت‌نامه) به سال‌های ۹۴-۱۹۹۰، یعنی نخستین سال‌های پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد مربوط می‌شود. در این دوره، گسترش ترتیبات تجاری منطقه‌ای در مناطق مختلف جهان بسیار چشمگیر بوده است.

علاوه‌بر این افزایش فعالیت کشورهای در حال توسعه از اوایل دهه ۱۹۷۰ به آزادسازی تجاری کمک ‌کرده‌است. به ویژه کشورهایی که در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ استراتژی درون‌نگر یا صنعتی شدن از طریق جایگزینی واردات انتخاب کرده بودند، در این روند نقش مؤثری ایفا کرده‌اند. این کشورها برای رسیدن به اهداف رشد و توسعه، پیوستن به اتحادیه‌های منطقه‌ای را با شرایط زیر ضروری تشخیص دادند:

ـ اعضای آن دارای اقتصادهای مکمل یکدیگر باشند؛

ـ همبستگی‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داشته باشند؛

ـ در نتیجه‌ رشد اقتصادی، هر عضو تحت تأثیر رشد اقتصادی عضو دیگر قرار گیرد؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




۱٫پیشبرد سریعتر سازمان به سمت ‌هدف‌های‌ از پیش تعیین شده؛

۲. خدمت رسانی بهتر،کاهش قیمت‌ها و ثبات سازمان؛
۳. کسب ارزش در قبال سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات؛
۴. کاهش حجم بودجه اختصاصی در زمینه فناوری اطلاعات؛
۵. برقراری هماهنگی لازم بین سرویس دهندگان فناوری اطلاعات؛
۶. توانایی سازمان در تغییر فرایندها و بهبود عملیات کاری؛
۷. ‌پاسخ‌گویی‌ سریعتر سازمان به نیازهای مشتری؛
۸. افزایش رضایت خاطر کارکنان؛
۹. ‌پاسخ‌گویی‌ مناسب به تغییرات؛
۱۰. توسعه چشمگیر مهارت‌های کارکنان؛
۱۱. افزایش ارزش‌های کاری و عملیاتی؛
۱۲. توجه و تأکید بر کنترل سازمان؛
۱۳. پیشرفت ساختار فرایندهای سازمانی؛
۱۴. بهبود کنترل هزینه، و افزایش کارایی سازمان به دلیل کنترل و کاهش هزینه ها.

۲-۲-۶-۳- سیر ظهور و پیدایی مفهوم چابکی

از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ در پی تحولات گسترده اقتصادی و سیاسی در سرتاسر جهان، تلاش‌ها و اقدامات زیادی برای شناخت ریشه ها و عوامل مؤثر بر نظام های جدید در کسب و کار جهانی به مرحله عمل در آمده ‌است. ایالات متحده امریکا برای نخستین بار، وقتی که رکود چشمگیری را در سهم کسب وکار جهانی به ویژه در عرصه تولید (که با رقابتهای جدیدی از سوی آسیا و اروپا روبه‌رو شده بود.) به چشم دید، سکان رهبری این نهضت را در دست گرفت. در سال ۱۹۹۱ گروهی از متخصصان صنعتی مشاهده کردند که نرخ افزایش تغییرات در محیط تجاری از توانایی‌های سازمان‌های تولیدی سنتی در جهت تطبیق و سازگاری با آن، سریعتر و شتابان تر است. به عنوان تکمیل مطلب بالا باید گفت که در سال ۱۹۹۱، دانشگاه لی‌های با حمایت مالی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به همراه مؤسسه یاکوکا، مطالعاتی بر روی ۱۳ سازمان تولید کننده بزرگی مانند: جنرال موتور، جنرال الکتریک، آی. بی. ام، تگزاس اینستریومنت و … انجام دادند .هدف از این مطالعه، پاسخ ‌به این پرسش بود که سازمان‌های موفق در سال‌های قرن بیست و یکم، چه ویژگیهایی خواهند داشت. پس از آن، بیش از ‌صد سازمان دیگر نیز مورد مطالعه قرار گرفتند و در سال ۱۹۹۱ این تحقیقات با عنوان مطالعه مؤسسات تولیدی در قرن ۲۱ نامگذاری شده، بعدها در سال ۱۹۹۵، حاصل این تحقیقات در کتاب استیون گولدمن، نایجل و پریس با عنوان : رقبای چابک و سازمان‌های مجازی انتشار یافت. از جمله نتایج پژوهش‌های یاد شده می توان ‌به این موارد اشاره داشت:

    1. محیط‌های رقابتی جدید، تحولات بسیاری را در میان سیستم های تولیدی و سازمان‌ها به وجود آورده است.

    1. سازمان‌هایی که دارای مزیت‌های رقابتی در این محیط جدید باشند و به‌سرعت بتوانند محصولات را مطابق نیاز مشتریان تولید کنند، چابک و پیشرو هستند.

  1. لازمه کسب چابکی، وجود سیستم تولید انعطاف پذیر، دارا بودن نیروی کار دانش پذیر، و ساختار مدیریتی مشوق نوآوری‌های تیمی (چه در داخل و چه در بین سازمان ها) است. اگر سازمان‌های آمریکایی نتوانند به سمت تولید چابک حرکت کنند، استاندارد زندگی در این کشور با خطر جدی مواجه خواهد شد.

۲-۲-۶-۴- قابلیت‌های کلیدی چابکی در سازمان

مؤسسه‌ها و سازمان‌های چابک نگران و دلواپس تغییر، عدم اطمینان و عدم پیش‌بینی در محیط کسب وکار خود هستند. ‌بنابرین‏، این مؤسسه‌ها برای رسیدگی به تغییر، عدم اطمینان و عدم قابلیت پیش‌بینی در محیط کاری خود، به شماری از قابلیت‌های متمایز نیازمندند. (شهائی و رجب زاده، ۱۳۸۴). این قابلیت‌ها چهار عنصر اصلی را شامل می‌شوند که به عنوان مبنای حفظ و توسعه چابکی به شمار می‌روند:

    1. ‌پاسخ‌گویی‌ که به توانایی تشخیص تغییرات و واکنش سریع و بهره‌جویی از آن ها اشاره دارد.

    1. شایستگی که بر توانایی کسب هدفها و مقاصد سازمان دلالت می‌کند.

    1. انعطاف‌پذیری و قابلیت سازگاری که عبارت است از: توانایی برای جریان دادن به فرایندهای مختلف و کسب ‌هدف‌های‌ مختلف، با بهره گرفتن از تسهیلات یکسان.

  1. سرعت که عبارت است از توانایی انجام فعالیت‌ها در کمترین زمان ممکن.

۲-۲-۷-وجود سیستم های سازمانی

از زمان پیدایش زندگی اجتماعی انسان و شروع تاریخ، مردم همیشه با هم کار می‌کنند. افراد، قبائل، شهرها و ملتها، به منظور نیل به اهداف و اموری که به تنهایی قادر به دسترسی به آن ها نیستند در قالب تشکیل سازمان ها به هم می پیوندند و هماهنگ با هم عمل می‌کنند. (تودیک[۲۷] ،۲۰۰۰)

در این میان ساختار سازمان، مهمترین نقش را، در کارکرد اثربخش سازمان های امروزی، از شرکت های کوچک و متوسط گرفته تا دولت های ملی جوامع مختلف ایفا می‌کند. (مینترزبرگ[۲۸] :۱۹۹۳)

ساختار سازمانی فراگرد سازماندهی و طراحی سازمان است و مشتمل بر مجموعه روابط، قوانین و مقرراتی است که حتی اگر به صورت غیررسمی شکل گرفته باشند، به صورت رسمی تصویب می‌شوند و فعالیت های افراد برای کسب اهداف مشترک سازمانی را شکل می‌دهند.

فعالیت هایی که در سیستم های سازمانی انجام می‌شوند، عموماً دارای وابستگی هایی نسبت به هم هستند. وجود وابستگی بین فعالیت ها ایجاب می‌کند که نوعی هماهنگی بین واحدها و بخش‌ها وجود داشته باشد. به عبارت دیگر مدیریت وابستگی ها بین فعالیت ها و فرآیندها ضرورت پیدا می‌کند، زیرا منابعی وجود دارند که چندین فعالیت باید به طور همزمان و یا متوالی از آن ها استفاده کنند. مدیریت وابستگیها به عبارتی همان توجه به موضوع هماهنگی درسازمان است. ‌در مورد تئوری هماهنگی، مطالعات متعددی در ارتباط با مکانیسم های هماهنگی نظیر تشکیل تیم ها، ‌گروه‌های کاری، کمیته ها و غیره که وظیفه هماهنگی را انجام می‌دهند، صورت گرفته است .

وجود اقدامات هماهنگی نظیر اطلاع رسانی مدیریت زنجیره کارها، همزمان سازی وغیره جهت اداره کردن وابستگی ها امری ضروری است .یکی از نکات مهم و مورد توجه در تئوری هماهنگی و مدیریت وابستگی ها، برقراری ارتباط بین چگونگی تخصیص منابع و ساختارهای سازمانی است. ‌در مورد این موضوع و هزینه های هماهنگی و تولید انواع ساختارهای سلسله مراتبی و بازار مطالعات و تحقیقات مختلف و متعددی انجام شده است.

سیستم های سازمانی شامل ابعادی هم چون سرمایه گذاری مشترک، انعقاد قرارداد با مشتریان، به دست آوردن منابع استفاده نشده، کمبود منابع، توافق بر اهداف واضح و واقعی، برخورداری از اهداف واضح و آشکار کیفیت، سیستم و رویه ها وابستگی سیستمی، سیستم نظام کنترل مناسب و انعطاف پذیری سیستم سازمانی می‌باشد. (یدالهی و همکاران ، ۱۳۸۷)

متغیر بعدی مورد بررسی هوش بازاریابی می‌باشد.

۲-۲-۸- هوش بازاریابی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




کشور ترکمنستان با داشتن حدود ۱۷٫۵ تریلیارد مترمکعب ۹٫۳ درصد از ذخایر گاز دنیا را به خود اختصاص داده است[۱۱۹]. به دلیل مصرف بسیار کم داخلی از این منبع انرژی که به دلیل سطح توسعه‌یافتگی پایین این کشور می‌باشد، مهمترین هدف بخش انرژی این کشور، صادرات گاز به دنیا می‌باشد. روند تولید و مصرف گاز طبیعی این کشور، به صورت زیر می‌باشد.

نمودار ۳-۱۶: روند تولید و مصرف گاز در ترکمنستان (میلیارد مترمکعب)

Source: Bp Statistical review of world energy, 2014

همان طور که در نمودار مشاهده می‌شود، در اغلب سال‌ها تولید گاز طبیعی این کشور، بیش از مصرف آن بوده است و لذا به عنوان یک کشور مهم در صادرات گاز طبیعی محسوب می‌شود. ترکمنستان در سال ۲۰۱۲، حدود ۴۱٫۱ میلیارد مترمکعب گاز صادر ‌کرده‌است که از این میان، ۹٫۹ میلیارد مترمکب به روسیه، ۹ میلیارد مترمکعب به ایران و ۲۱٫۳ میلیارد مترمکعب به چین از طریق خط لوله صادرات گاز داشته است.

نمودار ۳-۱۷: پیش‌بینی تولید و مصرف گاز طبیعی ترکمنستان (میلیارد مترمکعب)

Source: Turkmenistan Energy report, Bussines monitor International, 2014

همچنین طبق نمودار بالا پیش‌بینی می‌شود که این کشور تا سال ۲۰۲۰ بتواند حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب در سال صادرات گاز داشته باشد که ۲٫۵ برابر ارقام کنونی است. مشاهد می‌شود که تولید کنونی کشور ترکمنستان مناسب می‌باشد و امکان صادرات این کشور فراهم می‌باشد اما در بلندمدت، تردید جدی در خصوص ادامه روند کنونی تولید این کشور وجود دارد.

۳-۶-۴- عراق

کشور عراق، صاحب ذخایر عظیم نفت و گاز می‌باشد. این کشور با داشتن ۱۴۳٫۱ میلیارد بشکه نفت در جا پنجمین دارده ذخایر نفتی جهان و ۳٫۶ تریلیون متر مکعب (۱۲۷ تریلیون فوت مکعب) دوازدهمین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان است[۱۲۰]. علی رغم سابقه بیش از ۷۰ ساله تولید نفت، مقدار زیادی از منابع سرشار عظیم نفت و گاز در این کشور، هنوز دست نخورده باقی مانده است. از آن جا که در سال‌های پایانی حاکمیت رژیم بعثی، تولید نفت کشور عراق از طرف سازمان ملل با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده بود، ‌بنابرین‏ از سال‌ها پیش، صنعت نفت و گاز این کشور با رکودی فراگیر مواجه بوده است. این مشکلات پس از تهاجم نظامی آمریکا ‌به این کشور تشدید شد. مهاجرت بسیاری از کارشناسان و متخصصان حوزه نفت و گاز عراق به خارج از کشور، اختلاف دولت مرکزی عراق با دولت خود مختار ناحیه کردستان، امنیت متزلزل حاکم بر کشور، قدیمی و مستهلک شدن بسیاری از تأسیسات تولید و بهره برداری، افت تولید از میادین توسعه یافته به دلیل تولید غیرصیانتی، نبود برنامه‌ریزی مناسب برای اجرای برنامه های ازدیاد برداشت، عدم سرمایه‌گذاری و مواردی از این دست، همه و همه سب شدند که عراق نتواند طی این مدت با منابع و ذخایری که در اختیار دارد، جایگاه مناسبی در بازار جهانی نفت و گاز کسب نماید. از ابتدای سال ۲۰۰۹ و با تثبیت نسبی دولت مرکزی، وزارت نفت عراق به نمایندگی از دولت، عزم خود را برای سامان دهی فعالیت‌های نفت و گاز این کشور جزم ‌کرده‌است. دستاوردهای متعدد عراق از مناقصات برگزار شده جهت واگذاری پروژه های نفت و گاز عراق و همچنین استقبال دو چندان کشورها و شرکت های متعدد و معتبر نفتی از مناقصات برگزار شده، تأئیدی بر این مدعاست که عراق در حال برداشتن گام های محکم و مؤثر در ارتقاء ظرفیت‌های سیاسی و همچنین توسعه صنعت نفت خود می‌باشد. حواشی و متن این مناقصات نشان‌دهنده این است که اهداف این مناقصات به غیر از توسعه ظرفیت های بالقوه صنعت نفت، استفاده هر چه بیشتر و مؤثرتر از اهرم منابع هیدروکربوری برای پیشبرد اهداف استراتژیک و بلندمدت عراق است[۱۲۱].

۳-۴-۴-۱- وضعیت انرژی عراق

عراق دارای منابع گاز قابل ملاحظه است. ‌بر اساس آمار سال ۲۰۱۲ آژانس بین‌المللی انرژی، میزان تولید گاز طبیعی عراق برابر با ۴۶ میلیارد فوت مکعب بوده است که در مقایسه با کل میزان تولید گاز طبیعی در خاورمیانه (۱۴٫۷۰۳ میلیارد فوت مکعب) و کل میزان تولید گاز طبیعی در جهان (۱۰۶٫۵۶ میلیارد فوت مکعب) رتبه ۶۱ را در جهان به لحاظ تولید گاز طبیعی دارا است. همچنین، هیچ گونه صادرات و واردات گاز طبیعی طی سال‌های ۲۰۰۹ تاکنون ثبت نشده است. اما میزان ذخایر اثبات شده گاز طبیعی این کشور برابر با ۳٫۶ تریلیون متر مکعب (حدود ۱۲۷ تریلیون فوت مکعب) بوده و رتبه دوازدهم ذخایر اثبات شده گاز طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است[۱۲۲].

ذخایر اثبات شده نفت عراق در پایان سال ۲۰۰۹، حدود ۱۱۵ میلیارد بشکه تخمین زده می‌شد. دولت عراق برای افزایش درآمدهای نفتی خود و احتمالاً برای احراز تولید بیشتر به هنگام پیوستن مجدد به نظام سهمیه بندی اوپک، در اکتبر ۲۰۱۰ در آمار فوق تجدید نظر و با افزایشی ۲۵ درصدی، ذخایر نفت این کشور را ۱۴۳ میلیارد بشکه اعلام کرد. با از سرگیری فعایت اکتشاف و توسعه، چشم انداز روشنی از حجم بالای نفت عراق وجود دارد.

‌بر اساس پیش‌بینی‌های انجام شده، عراق تا سال ۲۰۱۵ با عرضه ۱۰٫۱۳ درصد نفت منطقه خاورمیانه، ۹٫۴۶ درصد تقاضای داخلی نفت این منطقه را نیز تأمین خواهد کرد. در سال ۲۰۱۰، مصرف داخلی نفت خاورمیانه به میزان ۷٫۴ میلیون بشکه افزایش یافت. متوسط مصرف روزانه نفت خاورمیانه در سال ۲۰۱۱، ۷٫۷ میلیون بشکه بوده که این میزان در سال ۲۰۱۵، به ۸٫۷ میلیون بشکه خواهد رسید[۱۲۳]. طبق آخرین پیش‌بینی ها، ذخایر گاز عراق بالغ بر ۳٫۵۸ تریلیون مترمکعب[۱۲۴] می‌باشد[۱۲۵].

نمودار ۳-۱۸: ذخایر گاز عراق در طول زمان (تریلیون متر مکعب)

Source: BP statistical review, 2014

از این میزان حدود۲٫۷ تریلیون متر مکعب مربوط به ذخایر گاز طبیعی همراه با نفت[۱۲۶] می‌باشد. ‌به این صورت که از میادین نفتی، گاز طبیعی به صورت یک محصول همراه با نفت، استخراج می‌شود. مابقی یعنی ۴۷/۰ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی غیر همراه[۱۲۷] می‌باشد. همان طور که مشاهده می‌شود، بیشتر ذخایر گاز طبیعی عراق، یعنی ۸۵ درصد، در میادین نفتی می‌باشند و برای استخراج آن ها، باید میادین نفتی، توسعه یابند. ‌بنابرین‏، استخراج و تولید گاز طبیعی در این کشور، وابستگی زیادی به توسعه میادین نفتی دارد.

نمودار ۳-۱۹: ذخایر گاز عراق به تفکیک نوع میدان (تریلیون متر مکعب)

Source: J. Al Khatteeb, (2011), Re-thinking Iraq gas (Gas Arabia summit), Slide 7

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




و در اواخر دهه ۱۹۹۰ سرمایه فکری موضوع مورد پسند بسیاری از محققان و کنفرانس های علمی، مقالات و نشریات مختلف می شود. تعداد بسیار زیادی پروژه در سطح وسیع انجام می‌گیرد. برای مثال، پروژه های مریتم؛ دانمارک؛ استکهلم در سال ۱۹۹۹ اُ.ای. سی. دی یک سمپوزیوم بین‌المللی درباره سرمایه فکری در آمستردام برگزار می‌کند.

۲-۳-۱-مفهوم سرمایه فکری

یکی از کاربردی ترین تعاریف سرمایه فکری توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ارائه شده است و آن عبارت است از «ارزش اقتصادی دو دسته از دارایی های ناملموس هر شرکت: ۱)سرمایه سازمانی (ساختاری)[۶۵] و ۲)سرمایه انسانی[۶۶]، که شامل منابع انسانی درون سازمان (یعنی پرسنل سازمان) و منانبع انسانی بیرون سازمان، یعنی مشتریان و تامین کنندگان است (OECD,1993).

منابع مهمی که ادبیات سرمایه فکری را بازنگری کرده‌اند، عبارتند از بنتیس(۱۹۹۹)، روس و همکاران (۱۹۹۷)، بروکینگ[۶۷] (۱۹۹۶) و استوارت (۱۹۹۷). تعاریف زیر توسط این چهار محقق برجسته رشته ارائه شده است، که نکات مهم آن را خلاصه می‌کند:

سرمایه فکری اصطلاحی مبهم و پیچیده است، اما زمانی که درک و مورد بهره برداری قرار گیرد. می‌تواند یک پایگاه منابع جدید فراهم سازد که از طریق آن سازمان بتواند رقابت کند (bontis,1996:41). در تعریفی دیگر، بتنیس معتقد است که سرمایه فکری عبارت از تلاش برای استفاده مؤثر از دانش (محصول نهایی) در مقابل اطلاعات (ماده خام) است(bontis,1998:41).

سرمایه فکری اصطلاحی برای ترکیب دارایی ناملموس بازار، دارایی فکری، دارایی انسانی و دارایی زیرساختاری است-که سازمان را برای انجام فعالیت‌هایش توانمند می‌سازند(brooking,1996).

سرمایه فکری شامل همه فرایندها و دارایی هایی می شود که معمولاً در ترازنامه نشان داده نمی شوند و همچنین شامل همه دارایی های ناملموسی می شود(مثل ، مارک‌های تجاری، حق ثبت و بهره برداری محصولات و نامهای تجاری) که در روش های حسابداری مدرن مورد توجه قرار داده می‌شوند… سرمایه فکری عبارت از جمع دانش اعضاء سازمان و کاربرد دانش آن ها است.(roos et al,1997:413-424)

سرمایه فکری شامل دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه است – که می‌تواند برای ایجاد ثروت آفرینی مورد استفاده واقع شود. سرمایه فکری عبارت از توانایی ذهنی جمعی یا دانش کلیدی به صورت یک مجموعه است (stewart,1997).

به طور کلی، اگرچه تعاریف ارائه شده دوباره سرمایه فکری کاملاً یکسان نیستند با این وجود این رشته به سمتی در حال حرکت است که یک همگرایی درمفهوم آن مشاهده می شود.

۲-۳-۲-مفهوم سازی های سرمایه فکری

جدول۲-۷ نشان دهنده مقایسه عناصر سرمایه فکری ‌بر اساس مطالعات انجام شده توسط بروکینگ، روس، استورات و بنتیس است. اگرچه تعاریف و مفهوم سازی های ارائه شده ‌در مورد سرمایه فکری تماماً یکسان نیستند، با این وجود رشته سرمایه فکری به سمتی درحال حرکت است که شاهد یک همگرایی در مفهوم آن باشیم. به طور کلی، محققان و دست اندرکاران رشته سرمایه فکری، بر روی سه سازه اصلی آن اتفاق نظر دارند: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری/ سازمانی و سرمایه مشتری/ رابطه، که در این بخش به توضیح بیشتر آن ها پرداخته شده است.

۲-۳-۳-سرمایه انسانی

روس و همکاران(۱۹۹۷) نیز بحث می‌کنند که کارکنان سرمایه فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری شان ایجاد می‌کنند. شایستگی شامل مهارت‌ها و تحصیلات فرد می شود، در حالی که نگرش دربرگیرنده جزء رفتاری کار کارکنان می شود. چالاکی فکری[۶۸] فرد را به تغییر رویه ها و تفکر ‌در مورد راه حل های نوآورانه مسائل قادر می‌سازد. بروکینگ معتقد است که دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص، توانایی حل مسأله و سبک های رهبری می شود (brooking,1996). چن و همکاران (۲۰۰۴) نیز بحث می‌کنند سرمایه انسانی به عنوان مبنای سرمایه فکری اشاره به عواملی نظیر دانش، مهارت، قابلیت، و طرز تلقی کارکنان دارد، که منتج به بهبود عملکرد، که مشتریان

جدول۲- ۳: مقایسه مفهوم سازی های سرمایه فکری منبع : (bontis et al 2000:85-100).

بروکینگ

(بریتانیا)

روس

(بریتانیا)

توماس استوارت

(ایالات متحده)

نایک بنیتس

(کانادا)

دارایی های انسانی

مهارت‌ها، توانایی ها

و تخصص، توانایی‌های حل مسأله و سبک های رهبری

سرمایه انسانی

شایستگی، طرز تلقی و چالاکی فکری

سرمایه انسانی

کارکنان به مثابه

مهمترین دارایی سازمان

سرمایه انسانی

دانش کارکنان

دارایی زیر ساختاری

فناوری، فرایندها و روش

های کاری

سرمایه سازمانی

دارایی فکری، نوآوری،

فرایندها و دارایی

فرهنگی

سرمایه ساختاری

دانش موجود درب اره

فناوری اطلاعات

سرمایه ساختاری

دارایی های غیرانسانی یا

قابلیت‌های سازمانی موردنیاز برای تحقق نیازمندی‌های بازار

دارایی فکری

دانش فنی، مارک‌های

تجاری و حق ثبت محصولات

سرمایه نوسازی و توسعه حق ثبت محصولات و تلاش های آموزشی

سرمایه ساختاری

حق ثبت محصولات

طرح ها و مارک‌های

تجاری

دارایی فکری

برخلاف سرمایه فکری، دارایی فکری یک دارایی به ثبت رسیده با تعریف قانونی است.

دارایی های بازار نام های تجاری، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانال‌های توزیع

سرمایه رابطه

روابط با ذینفعان درون و بیرون سازمان

سرمایه مشتری

اطلاعات بازار برای استفاده در جذب و حفظ مشتریان

سرمایه رابطه

سرمایه مشتری تنها یک بخش دانش موجود در روابط سازمانی است.

تمایل دارند در قبال آن پول بپردازند و همچنین ایجاد سود برای شرکت می‌شوند. به علاوه، این دانش و مهارت در ذهن کارکنان جای دارند، بدین معنی که ذهن آن ها حامل دانش و مهارت است. اگر کارکنان فکری توسط سازمان به کار گرفته نشوند، دانش و مهارت موجود در مغز آن ها نمی تواند فعال شود، یا اینکه به صورت ارزش بازاری درآیند. شاخص های سرمایه انسانی در جدول (۲-۵) آورده شده اند.

جدول۲- ۴: شاخص های سرمایه انسانی منبع: (chen et al,2004:195-212)

شایستگی کارکنان

رهبری استراتژیک مدیریت؛ صفات کارکنان؛ توانایی یادگیری کارکنان؛ کارایی آموزش کارکنان؛ توانایی کارکنان برای مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت؛ آموزش کارکنان فنی و مدیریتی.

نگرش کارکنان

کسب هویت از ارزش های سازمانی؛ میزان رضایت ؛ نرخ ترک خدمت کارکنان؛ متوسط زندگی مفید کارکنان.

خلاقیت کارکنان

توانایی خلاقیت کارکنان؛ درآمد حاصل از فکرهای خلاقانه کارکنان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




چنانچه بوردیو در عبارت فوق نیز اشاره می‌کند مصرف به منزله نظامی از نشانه ها و نمادها مطرح است که کارکردهایی چون تمایزگذاری اجتماعی دارد که البته به نظر بوردیو معنایش از همین تفاوت و تمایز ناشی می‌شود و چیزی جز آن نیست: از این رو، در بحث بوردیو مصرف همانند پاسخ به نیازهای زیستی مطرح نمی شود، بلکه مصرف به منزله استفاده از نظامی از نشانه ها و نمادها مطرح است (بوردیو، ۱۹۸۴: ۶۶)که البته خود این نشانه ها و نمادها از خلال فرایند مصرف تولید می‌شوند. از این رو، مصرف در اندیشه بوردیو، برخلاف مارکسیسم کلاسیک، صرفاً یک متغیر وابسته نیست.

سبک زندگی متأثر از ذائقه، و ذائقه پیامد منش و منش نیز محصول جایگاه فرد در ساختارهای عینی اجتماعی است. جایگاه فرد در ساختار اجتماعی که مشخص کننده میزان بهره مندی وی از انواع سرمایه است، منش وی را شکل می‌دهد و منش نیز مولد دو نوع نظام است: یکی نظامی از رویه های ادراک و ارزیابی، یعنی همان ذائقه و دیگری نظامی از رویه های ایجادکننده اعمال قابل طبقه بندی که تعامل این دو نظام سبک زندگی را ایجاد می‌کند. اما این یک طرف رابطه است؛زیرا ، سبک زندگی و فرآیندهای مصرفی به منزله تجلی آن، هم نظامی از اعمال طبقه ­بندی شده است و هم نظامی از اعمال طبقه ­بندی کننده. ازاین رو است که فرآیندهای مصرفی خود به منزله متغیری مستقل در ایجاد سلسله مراتب اجتماعی مطرح­اند. نکته مهمتر آنکه رابطه منش و ساختار اجتماعی یک سویه نیست، بلکه بوردیو از رابطه دیالکتیکی شرایط و منش سخن می‌گوید که سبب تغییر در توزیع سرمایه و توازن رابطه قدرت در جامعه می‌شود و سیستمی از تفاوت های ادراک شده و دارایی های متمایز ایجاد می کندکه در واقع همان توزیع سرمایه نمادین و سرمایه مشروعی است که حقیقت عینی را تحریف می‌کند (بوردیو، ۱۹۸۴: ۱۷۲).

چنان که پیشتر گفته شد سرمایه نمادین محصول شناخته شدن و به رسمیت شناخته شدن توسط دیگران است و لذا نیازمند آن است که مقوله های فهم و ادراک دیگران این اعمال و رویه های مصرفی را به عنوان برتر شناسایی کنند.دسته­بندی های سبک زندگی که از طریق کاربست الگوهای بوردیویی به دست می ­آید صرفاً توصیف مجموعه ­ای از واقعیات نیست، بلکه از آن جهت که اجازه پیش‌بینی سایر اوصاف وخصایل را می‌دهد نقش تبیین گر دارد و می ­تواند قدرت پیش‌بینی برخوردها، دوستی و امیال را به دست دهد (بوردیو، ۱۳۸۰: ۴۰-۳۹).

تحلیل بوردیویی در دو جنبه دارای جنبه تبیینی است؛ جنبه آشکارتر رابطه جایگاه اجتماعی، منش و سبک زندگی است و جنبه دوم طبقه ­بندی های سبک زندگی است که به سبب قدرت پیش ­بینی­ای که دارد جنبه تبیینی دارد. تبیین بوردیو از سبک زندگی مناسب­ترین تحلیل برای تحلیل سبک زندگی است. بوردیو جدا از میراث مارکسیستی­اش در پرداختن به فرهنگ به مثابه عاملی مستقل و همچنین توجه به مصرف به مثابه عاملی برای تمایزگذاری متأثر از وبر است. از این رو ‌می‌توان از مفاهیم وی در سنت وبری نیز بهره گرفت . نکته قوت دیگر نظریه بوردیو رابطه دیالکتیکی است که در نظریه وی میان عاملیت و ساختار برقرار است. این رابطه دیالکتیکی در تحلیل سبک زندگی اهمیت ویژه­ا ی دارد. ساختار نظری منسجم و غنای نظریه بوردیو سبب شده است تا بسیاری از اصحاب مطالعات فرهنگی در تحلیل مصرف و سبک زندگی از این رویکرد نظری استفاده کنند (مک رابی،۷ ۲۰۰: ۶)

۲-۴-۴ تعریف آدلر و کلاکهون، مک کی و ونزل

روانشناس آلمانی، آلفرد آدلر، ‌در مورد سبک زندگی تعابیر متعددی دارد که بر محققان علوم اجتماعی پس از خود تأثیر زیادی گذاشته است. او می‌گوید سبک زندگی، یعنی کلیت بی همتا و فردی زندگی که همه فرآیندهای عمومی زندگی، ذیل آن قرار دارند(آدلر، ۱۹۵۶ : ۱۹۱). سبک زندگی، طرح و دریافتی اجمالی است از جهان، فرایند در حال گذار و راه است؛ راه یکتا و فردی زندگی و دستیابی به هدف؛ خلاقیتی است حاصل از کنار آمدن با محیط و محدودیت های آن (دادستان، ۱۳۷۶ و محفوظی و دیگران، ۱۳۷۸ ). سبک زندگی رفتار و منش نیست بلکه امری است که همه رفتارها و تجربیات انسانی را برای واحد هدایت می‌کند(همان : ۱۷۵ ) و خود به واسطه خوی ها و منش فردی شکل می‌گیرد. (ولمن، ۱۹۸۱)

کلاکهون (۱۹۸۵) سبک زندگی را چنین تعریف می‌کند : مجموعه ها یا الگوهای خودآگاه و دقیقاً توسعه یافته ترجیحات فردی در رفتار شخصی مصرف کننده(ای.اس.اس:۳۴۹).ویلیام لیزر (۱۹۶۴ ) در یک جا سبک زندگی را طرز مشخص یا متمایز زندگی کردن گروهی از مردم معرفی می‌کند؛ نظامی که از تأثیر فرهنگ (ارزش ها، منابع، نمادها و قوانین) بر نیروهای زندگی در گروه شکل می‌گیرد. او با توجه به تمرکزش بر موضوع بازاریابی در جای دیگر سبک زندگی را الگوی رفتاری گروهی می‌داند که در خریدهای مصرف کننده انبوه و روش های مصرف انعکاس یافته است (یوث، ۱۹۹۶: ۷). مک کی سبک زندگی را الگویی بر آمده از ارزش ها و باورهای مشترک یک گروه یا جامعه می‌داند که به صورت رفتارهای مشترک ظاهر می‌شود. اصطلاحی که در موارد متعدد با پاره فرهنگ مترادف است.(مانند سبک زندگی حومه نشینان (مک کی، ۱۹۶۹: ۸۱) .بوردیو سبک را چنین توصیف می‌کند:

سبک و شیوه بیشترین توانایی را برای بیان ویژگی هایی دارد که همه دنیای فعالیت ها را در خود خلاصه ‌کرده‌است؛ مانند یک معادله که یک منحنی درآن خلاصه شده است(بوردیو، ۱۹۸۴ : ۲۸۵ ). او سبک زندگی را فعالیت های نظام مندی می‌داند که از ذوق و سلیقه فرد ناشی می‌شوند و بیشتر جنبه عینی و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می­بخشند و میان اقشار مختلف اجتماعی تمایز ایجاد می‌کنند. معنا یا به عبارتی ارزش های این فعالیت ها از موقعیت های آن در نظام تضادها و ارتباط ها اخذ می‌شود (همان: ۱۷۳ – ۷۶ )

وی در جای دیگر می‌گوید: سبک زندگی دارایی هایی است که به وسیله آن، اشغال کنندگان موقعیت های مختلف خودشان را با قصد تمایز یا بدون قصد آن از {دیگران}تمایز می­بخشند( همان: ۲۴۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]





ملازمه این نظر آن است که بگوییم رشوه یک ماهیت بسیط دارد و راشی و مرتشی فاعل اصلی جرم واحد، کارگزاری که شغل فروشی می‌کند (مرتشی) فاعل اصلی و راشی به دلیل تشویق مرتشی و توافق با او شریک محسوب می­ شود. در این صورت، شروع به رشوه فقط در حال عدم قبول وعده و یا نگرفتن هدیه و جایزه تحقق پیدا می­ کند. ممکن است راشی را معاون جرم بدانیم که در این صورت مجازات او بر اساس قاعده معاونت در جرم تعیین می­ شود که با فاعل اصلی (مرتشی) یکسان نیست، اما در هر دو حالت مذکور، تأثیر علل تبرئه کننده موضوعی (علل موجهه جرم) ‌در مورد هر دو یکسان است. یعنی در شرایطی که عمل فاعل اصلی، جرم به حساب نیاید. اقدام شریک یا معاون او هم واحد وصف مجرمانه نخواهد بود.


در مقابل نظر فوق، نظر دیگری وجود دارد که معتقد است که رشوه مشتمل بر دو جرم جدا از هم است، یکی جرم رشاء و دیگری جرم ارتشاء. معنای این تفکیک آن است که هر یک از این دو جرم بدون نیاز به اثبات وجود هر رابطه­ای میان آن ها و مستقل از یکدیگر، خواه از حیث اوصاف جرم و خواه از نظر مجازات، مستحق مجازات است. فعل راشی مشارکت در عمل مرتشی محسوب نمی شود، بلکه یک جرم مستقل است و مجازات او نیازمند به مجازات مرتشی نیست و شروع به جرم در هر یک از آن ها به طور مستقل بررسی می­ شود. مجرد وعده یا پرداخت چیزی از طرف راشی، در حالتی که به دلیل عامل خارجی مورد پذیرش کارگزار واقع نمی­ شود، شروع به جرم رشا است. همچنین ممکن است نسبت به کارمند شروع به ارتشاء واقع شود، ولی وعده یا پرداختی از طرف راشی وجود نداشته باشد. در نظریه اخیر، بررسی ارکان و عناصر تشکیل دهنده هر جرم و مسئولیت هر یک از مرتکبان به طور مستقل انجام می شود[۳۱].

در قوانین ایران بنابر ظاهر، متون قانونی راجع به رشاء و ارتشاء متفاوت است و ماده ۳ قانون تشدید مصوب ۱۳۶۷ ‌در مورد ارتشاء و ماده ۵۹۲ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات، ‌در مورد راشی است. که مجازات آن ها نیز تفاوت دارد. علاوه بر آن از ظاهر ماده ۵۹۱ و تبصره ۵۹۲ قانون اخیرالذکر که پرداخت رشوه اضطراری را موجب معافیت از مجازات دانسته است، استنباط می­ شود که عناوین مذکور دارای شرایط خاص خود هستند و احکام مستقلی دارند.

‌بنابرین‏ چنین استنباط می­ شود که در مقررات کیفری ایران عناوین رشاء و ارتشاء مستقل از یکدیگر هستند و شرط تحقق هر یک از آن ها، تحقق عنوان مقابل نیست.

۳) تفکیک ارتشاء از پورسانت


یکی از مواردی که به جرم ارتشاء بسیار نزدیک ‌می‌باشد اخذ کمیسیون و به اصطلاح پورسانت در معاملات دولتی است که به ویژه در معاملات خارجی می ­تواند به مبالغ هنگفتی بالغ گشته و علاوه بر بالا بردن قیمت کالاهای خریداری شده موجبات وهن اعتبار و شخصیت دولت و کارکنان آن و مردم کشور را در نظر بیگانگان فراهم آورد.

از نظر حقوق ‌دانان و قوانین موضوعه برخی از کشورها این تفاوت بین ارتشاء و اخذ کمیسیون یا پورسانت وجود دارد که در اولی، که جرم سنگین­تری است، مال پیشاپیش و برای واداشتن کارمند به عدول از انجام وظیفه داده می­ شود، در حالی که در دومی که جرم سبک­تری است، مال می ­تواند پس از انجام کار مورد درخواست و بدون وجود پیشنهادی از سوی کارمند و علی‌رغم فقدان یک توافق قبلی بین طرفین داده شود.[۳۲]

از شرایط تحقق جرم اخذ پورسانت، این است که پورسانت، در راستای انجام معامله­ی دولتی اخذ شده باشد. لذا اگر مأمور دولتی که متصدی امور کارگزینی اداره­ی دولتی است، برای استخدام فرد مبادرت به دریافت مالی تحت عنوان کمیسیون و پاداش نماید، عمل وی جرم اخذ پورسانت تلقی نمی‏ شود هر چند ممکن است مشمول سایر عناوین مجرمانه باشد. همچنین هدایایی که مسئولان کشور هنگام بازدید از کشور دیگر از مسئولان کشور میزبان دریافت می‌کنند، پورسانت محسوب نمی شود.[۳۳] بزه پورسانت هنگامی روی می­دهد که معامله ای در بین باشد و فروشنده برای ترغیب خریدار مبادرت به پرداخت پورسانت بنماید. اما بزه ارتشاء هنگامی روی می­دهد که کارمند دولت برای انجام یا عدم انجام کاری که مربوط به یکی از سازمان‌ها یا نهادهای دولتی باشد مبادرت به قبول مزایای مالی مذکور در قانون می­ نماید و از نظر قانون ایران ضرورتی ندارد که رشوه پس از انجام کار پرداخت شود. و حتی اگر پس از انجام عمل نیز راشی مبادرت به پرداخت رشوه نماید جرایم رشا و ارتشاء محقق هست البته، باید نوعی توافق هر چند ظاهری، بین راشی و مرتشی در این مورد صورت گرفته باشد. به گونه ­ای که در عرف بتوان گفت که مرتشی به امید دریافت رشوه کار موردنظر را انجام داده یا نداده اما در جرم اخذ پورسانت به نظر می­رسد که چنین توافقی نیز ضروری نیست، زیرا به نظر ما همان طور که برخی از نویسندگان هم بیان داشتند حتی اگر پورسانت پس از انجام معامله و بدون وجود پیشنهادهای از سوی کارمند دولت و بدون توافق قبلی هم پرداخت شود جرم مذکور واقع می­ شود. بر طبق تبصره ۳ ماده واحده اخذ پورسانت در معاملات خارجی در صورتی که پورسانت گیرنده، دریافت پورسانت را به اطلاع مسئول مربوطه برساند و وجوه مذکور را نیز به خزانه دولت واریز نماید عمل وی جرم محسوب نمی­ شود.

به عبارت دیگر از نظر قانون ایران دریافت پورسانت جرم نیست بلکه عدم اطلاع اخذ پورسانت به مسئولین مربوط و واریز نکردن مزایای مالی اخذ شده به صندوق دولت موجبات تحقق کامل جرم پورسانت را فراهم ‌می‌آورد. اما در جرم ارتشاء به محض اینکه کارمند دولت مبادرت به دریافت وجه یا مال، سند پرداخت وجه یا تسلیم مال می­ کند. جرم مذبور واقع می­ شود هر چند عمل مورد درخواست راشی را هنوز انجام نداده باشد.

در حقوق ایران، تا قبل از سال ۱۳۷۲، قانونی ‌در مورد اخذ پورسانت و حق­العمل در معاملات دولتی وجود نداشت. تا این که، بر اثر گسترش یافتن این گونه کارها و احساس خلاء قانونی در این مورد، در ۲۷ تیر ماه سال ۱۳۷۲ ماده واحده­ای تحت عنوان، ((قانون ممنوعیت اخذ پورسانت در معاملات خارجی)) (متشکل از یک ماده و سه تبصره) در این مورد به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و حتی مفاد آن از حیث رد پورسانت یا معادل آن به دولت، عطف به ماسبق گشت، به طوری که وجوه حاصل از معاملات خارجی از ۱/۱/۱۳۵۸ به بعد را در بر می­گرفت و بدین ترتیب خلاء قانونی مذکور به بعد این عمل را انجام می‌دهند، علاوه بر رد پورسانت یا معادل آن به دولت، حبس تعزیری از ۲ تا ۵ سال و جزای نقدی معادل مبلغ پورسانت تعیین شده است.

آنچه که در تفکیک بزه ارتشاء از پورسانت مورد اهمیت است:[۳۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




۲-۵ دیدگاه های نظری ‌در مورد شادکامی

دیدگاه لذتی (هدونیک): تاریخچۀ این دیدگاه به قرن چهارم قبل از میلاد باز می‌گردد. برخی از فیلسوفان یونانی هدف از زندگی را تجربه لذت و به حداکثر رساندن آن می‌دانستند. از نظر آنان شادکامی کل لحظات لذت بخش زندگی افراد است. این دیدگاه از طریق افراد دیگر منجمله هابز[۳۵] و بنتهام[۳۶] پیروی گردیده است. هابز معتقد بود که شادکامی دنبال کردن موفقیت آمیز امیال ذاتی انسان است. دی سد بر این باور بود که دنبال کردن احساس لذت هدف نهایی زندگی است. بتنهام نیز ادعا داشت که برای ساختن یک جامعه خوب کوشش افراد برای به حداکثر رساندن لذت و علائق فردی مهم است. در واقع دیدگاه مسلط بین روان شناسان هدونیک آن است که خوشبختی شامل شادکامی ذهنی و تجارب لذت بخش می‌باشد (رایان و دسی[۳۷]، ۲۰۰۱). اکثر پژوهشگران در روانشناسی لذت گرایی جدید از مفهوم خوشبختی ذهنی به عنوان متغیر اصلی استفاده می‌کنند. این مفهوم شامل سه جزء یعنی خشنودی از زندگی- وجود خلق مثبت و فقدان خلق منفی می‌باشد که غالبا تحت عنوان شادکامی نامیده می شود (داینر و لوکاس[۳۸]، ۱۹۹۹).

دیدگاه ایدایمونیک: به رغم رواج دیدگاه هدونیک تعدادی از فلاسفه، صاحب نظران و علمای دینی چه در غرب و چه در شرق این موضوع را زیر سوال بردند که شادکامی به خودی خود به عنوان ملاک اصلی خوشبختی باشد. از نظر آن ها شادکامی واقعی یا تجلی فضیلت با انجام دادن اعمال ارزشمند حاصل می‌گردد. واترمن[۳۹] (۱۹۹۳) معتقد بود که مفهوم ادایمونیک، خوشبختی و شادکامی را ‌بر اساس خود واقعی یا “دایمون” آن ها تعیین می‌کند. بر طبق نظر وی این نوع شادکامی موقعی به دست می‌آید که فعالیت های زندگی افراد بیشترین همگرایی یا جور بودن را با ارزش‌های عمیق داشته باشد و آنان نسبت ‌به این ارزش ها متعهد گردند. تحت چنین شرایطی احساس نشاط و اطمینان به وجود می‌آید. واترمن این حالت را به عنوان جلوه بیانگری فردی نامید و همبستگی بالایی بین آن و اندازه های خوشبختی و شادکامی به دست آورد. ریف و سینگر[۴۰] (۲۰۰۲) خوشبختی و شادکامی را دست یابی به لذت نمی دانند بلکه آن را به عنوان کوششی در جهت کمال در نظر می گیرند که بیانگر تحقق توان بالقوه فرد است. آنان شواهدی ارائه نمودند که نشان می‌دهد زندگی کردن به صورت ایدایمونیک که حاکی از خوشبختی روانشناختی است بر سیستم های فیزیولوژی خاصی تاثیر می‌گذارد که مربوط به کارکرد دستگاه ایمنی است و ارتقاء سلامتی را در پی دارد.

نظریه داینر و همکاران: بر طبق این نظریه، شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود و زندگیشان به عمل می آورند. این ارزشیابی ها می‌تواند جنبه شناختی داشته باشد مانند قضاوت هایی که ‌در مورد خشنودی او از زندگی صورت می‌گیرد و یا جنبه عاطفی که شامل خلق و هیجاناتی است که در واکنش به رویدادهای زندگی ظاهر می شود. لوکاس و داینر (۲۰۰۰) با اشاره به بررسی ویلسون[۴۱] (۱۹۶۷) ‌در مورد شادکامی معتقدند بسیاری از نتیجه گیری های او از طریق مطالعات بعدی مورد تأثیر قرار گرفته است. ویلسون با بررسی شواهد تجربی و همبسته های شادکامی این طور نتیجه گیری کرده بود که فرد شادکام فردی است زنده دل، سالم، فرهیخته، برون گرا، خوشبین، آزاد از نگرانی، مذهبی، دارای عزت نفس بالا، برخوردار از اخلاق حرفه ای، تمایلات ذوقی و هوش (داینر و همکاران، ۱۹۹۹). در این نظریه ویژگی های فرد شادکام عبارتند از: داشتن دستگاه ایمنی قویتر و عمر طولانی تر، برخورداری از روابط اجتماعی بهتر، مقابله مؤثر با موقعیت های مشکل، خلاقیت و موفقیت بیشتر و گرایش زیادتر برای کمک به دیگران (داینر، ۲۰۰۲).

نظریه آرجیل و همکاران: بنا بر نظریه آرجیل و همکاران شادکامی از دو جزء عاطفی و شناختی تشکیل شده است. از نظر آرجیل و همکاران شادکامی متضاد افسردگی نمی باشد اما شرط عدم افسردگی را برای شادکامی لازم می دانند. آنان بر این باورند که اگر از مردم سوال شود که منظور از شادکامی چیست؟ دو نوع پاسخ را مطرح می‌کنند: الف) ممکن است حالات هیجانی مثبت مانند لذت بردن را عنوان کنند. ب) و ممکن است به طور کلی آن را راضی بودن از زندگی یا رضایت از بیشتر جنبه‌های زندگی بدانند (آرجیل و داینر، ۱۹۹۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




امروزه کاربرد مباحث مدیریت مالی جایگاه ویژه‌ای را در ارتقاء کارایی سازمان به خود اختصاص داده است. لذا اتخاذ تصمیمات تأمین مالی و سرمایه‌گذاری به عنوان دو وظیفه اصلی مدیران مالی، اهمیت خاصی را دارا می-باشد. در این راستا، مدیریت سرمایه در گردش که همان مدیریت بر منابع و مصارف جاری می‌باشد، جهت حداکثر سازی ثروت سهام‌داران به عنوان بخشی از حیطه مباحث مدیریت مالی دارای اهمیت ویژه‌ای است. مدیران واحد انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی واحد انتفاعی و با توجه به ریسک و بازده باید استراتژی مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب نمایند. چنانچه نوع استراتژی مدیریت دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری در موقعیتی معین به گونه‌ای مناسب انتخاب شود، امکان دستیابی به بهترین استراتژی مدیریت سرمایه در گردش فراهم خواهد شد. ایجاد تعادل در دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری از اهمیت خاصی برخوردار است؛ به‌طوری‌که تصمیم‌گیری ‌در مورد یکی بر روی دیگری تأثیر زیادی می‌گذارد (جهانخانی، طالبی، ۱۳۷۸).

در اداره امور سرمایه در گردش یک واحد تجاری استراتژی‌های گوناگونی وجود دارد که از تلفیق استراتژی دارایی‌های جاری و استراتژی بدهی‌های جاری حاصل می‌شود (جهانخانی و پارسائیان، ۱۳۸۰). یکی از مهم‌ترین بحث‌های مدیریت یک واحد انتفاعی، مدیریت سرمایه در گردش آن است که نقش قابل توجهی در رشد و بقای واحد انتفاعی ایفا می‌کند. مدیریت سرمایه در گردش در دو گروه مدیریت دارایی‌های جاری و مدیریت بدهی‌های جاری تقسیم می‌شود. مدیریت سرمایه در گردش یکی از بخش‌هایی است که در ساختار مدیریتی یک سازمان نقش حیاتی ایفا می‌کند به‌طوری‌که در برخی موارد بحث سرمایه در گردش و نقدینگی را بسان خونی تشبیه کرده‌اند که در یک واحد تجاری در جریان است و از مدیریت این بخش به عنوان قلب تپنده آن یادشده است که وظیفه پمپاژ خون به رگ‌های سازمان را به عهده دارد.

فرصت‌های رشد در واقع پاداشی برای سرمایه‌گذاران تلقی می‌شود. سرمایه‌گذاران همیشه در تصمیمات سرمایه‌گذاری خود ریسک را در نظر دارند زیرا آنچه باعث موفقیت می‌گردد استفاده بهینه از فرصت‌های سرمایه‌گذاری موجود است که برای این امر باید سیاست‌های مالی مؤثر بر ایجاد فرصت‌های رشد را در واحدهای تجاری شناسایی کرد. امروزه سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری کمترین زمان اطلاعات لازم را در دسترس استفاده‌ کنندگان قرار می‌دهند تا در تصمیم‌گیری‌ها مورداستفاده قرار گیرد (تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۲)

آینده‌نگری گروه‌های استفاده‌کننده از صورت‌های مالی، همواره حسابداران را به جستجوی روش‌های برتر تفسیر اطلاعات مالی هدایت ‌کرده‌است. مدیران نتایج عملیات آتی یک واحد تجاری و توان جذب سرمایه را بااهمیت می‌دانند و رضایت سهام‌داران نیز در گرو سود مورد انتظار آن‌هاست. یکی از روش‌های برتر تفسیر اطلاعات، بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری است. فرصت‌های سرمایه‌گذاری در واقع توانایی بالقوه سرمایه‌گذاری شرکت را نشان می‌دهد. بدین معنی که هرچقدر توانایی انجام سرمایه‌گذاری شرکت در آینده بیشتر باشد، شرکت دارای فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتری است. به استفاده‌ کنندگان صورت‌های مالی ازجمله سرمایه‌گذاران پیشنهاد می‌گردد که قبل از اتخاذ هر گونه تصمیمی مبنی بر اینکه در چه شرکتی سرمایه‌گذاری کنند، فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت را مورد تجزیه‌و تحلیل قرار دهند و شرکت‌هایی را انتخاب کنند که دارای فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتری هستند.

پس سؤال اصلی تحقیق عبارت است از:

چه عواملی بر سطح سرمایه‌گذاری سرمایه در گردش در شرکت‌های فعال در صنعت مواد دارویی بورس اوراق بهادار تهران مؤثر است و ترتیب و میزان اهمیت هر عامل چگونه است؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

بررسی صورت‌وضعیت مالی شرکت‌های متوسط و کوچک نشان می‌دهد که ایـن شرکت‌ها دارایی ثابـت کمتری نسبـت به شرکت‌های بزرگ دارنـد، زیرا تـوان مالی کافی برای سرمایه‌گذاری در ایــن قسمت را نداشته و ترجـیح می‌دهند که بیشتر دارایی‌های آن‌ ها به صورت دارایـی جاری بـاشد. (تروئل و سولانو،۲۰۰۶، ص ۳)[۱]

اهمیت سرمایه در گردش در حمایت و پشتیبانی از فعالیت‌ها و عملیات عمده شرکت می‌باشد. به عبارت دیگر، آن حاصل عملیات شرکت می‌باشد؛ زیرا شرکت همیشه نیازمند است که مقداری نقدینگی برای خرید مواد اولیه در خط تولید قرار می‌گیرند و به کالای در جریان ساخت و کالای ساخته‌شده و نهایتاًً حساب‌های دریافتنی تبدیل می‌شود و بعد از وصول مطالبات مجدداً به‌نقد تبدیل‌شده و این سیکل دوباره تکرار می‌شود. همچنین نقدینگی به منظور ‌پاسخ‌گویی‌ به تعهدات کوتاه‌مدت شرکت نیز نگهداری می‌شود تا شرکت بتواند به‌موقع به تعهدات کوتاه‌مدت خود عمل کند و با مخاطره عدم انجام تعهدات مواجه نشود. (قالیباف، ۱۳۸۷، ص ۷۹)

ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ در ﮔﺮدش ﯾﮑﯽ از بخش‌هایی اﺳﺖ ﮐﻪ در ساختار ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻘـﺶ ﺣﯿـﺎﺗﯽ اﯾﻔـﺎ می‌کند به‌طوری‌که در ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮارد ﺑﺤﺚ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ در ﮔﺮدش و ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ را ﺑﺴﺎن ﺧﻮﻧﯽ ﺗﺸﺒﯿﻪ کرده‌اند ﮐﻪ در رگ‌های واﺣﺪ ﺗﺠﺎری در ﺟﺮﯾﺎن اﺳﺖ ﺗﺎ واﺣﺪ ﺗﺠﺎری ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺣﯿﺎت ﺧﻮد اداﻣﻪ دﻫﺪ و از ﻣـﺪﯾﺮﯾﺖ اﯾـﻦ ﺑﺨـﺶ به عنوان ﻗﻠﺐ ﺗﭙﻨﺪه واﺣﺪ ﺗﺠﺎری یادشده اﺳﺖ ﮐﻪ وﻇﯿﻔﻪ ﭘﻤﭙﺎژ ﺧﻮن ﺑﻪ رگ‌های ﺳﺎزﻣﺎن را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه دارد.

ﺿﺮورت دارد ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮاﻫﺪی به دست آﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻓﺮاروی ﻣـﺪﯾﺮان موردبررسی ﻗـﺮار ﮔﯿـﺮد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻌﻤﻖ در ﻣﻮرد ﻧﮑﺎت زﯾﺮ اﻫﻤﯿﺖ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ می‌کند:

    1. در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ وﺿﻌﯿﺖ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ شرکت‌ها در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﻗﺮار دارد و اﮐﺜـﺮ شرکت‌های اﯾﺮاﻧـﯽ به علت ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺗﻮرﻣﯽ ﮐﻪ در ﮐﺸﻮر ﺣﺎﮐﻢ اﺳﺖ ﺗﺮﺟﯿﺢ می‌دهند ﺗﺎ وﺟﻪ ﻧﻘﺪ را ﺑـﻪ دارایی‌های دیگر تبدیل ﮐﻨﻨﺪ و اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﻋﺚ می‌شود ﮐﻪ شرکت‌ها در ﺳﺮرﺳﯿﺪ بدهی‌ها درﻣﺎﻧﺪه ﺷـﻮﻧﺪ و ﺑـﻪ اﻋﺘﺒـﺎر ﺳﺎزﻣﺎن ﻟﻄﻤﻪ وارد ﺷﻮد.

    1. ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﺸﺎن داده اﺳﺖ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ شرکت‌هایی ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪه و نهایتاًً ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮﺧـﯽ از آﻧﺎن ﺑﻪ ورﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﮐﺸﯿﺪه می‌شود. ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞ ﻋﻤـﺪه آن ﻣـﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪ در ﮔـﺮدش می‌باشد.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




۳-milinda G& moyoL.B& Henkin

۴- randolt

۵- gim beberd

۴۸

– آنیتا لیو۱ (۲۰۰۷) در تحقیقی تحت عنوان (( بررسی افزایش تعهد سازمانی به دنبال توانمند سازی شغلی )) در بین نقشه برداران صنایع ساخت و ساز در هنگ کنگ ‌به این نتیجه دست یافت ، زمانی که درک کارکنان از قدرت کار افزایش می‌یابد به دنبال آن تعهد سازمانی را افزایش می‌دهد. همچنین توانمند سازی شغلی مستلزم ایجاد تعهد عاطفی می‌باشد و نوع مدرک تحصیلی و ملیت رابطه معنی داری با هر دو بعد تعهد سازمانی یعنی کارایی و دوام دارد

استیون اسمیت سون و همکاران ۲(۲۰۰۲) در تحقیقی تحت عنوان (( مطالعه توانمند سازی معلمان در انگلستان ‌به این نتایج دست یافتند که در ایجاد تغییرات و توانمند کردن معلمان بسیج عوامل فردی ، تمرکززدایی در تصمیم گیری ها ، تغییر در ساختار سلسله مراتب و پاداش دهی تاثیر مستقیم دارد و در چنین مواردی مسئولیت اصلی در تغییرات مربوط به معلمانی است که به دنبال بهبود ، حل مسئله ، توجه به کیفیت برنامه ریزی و زمانبندی و پذیرش مسئولیت های بیشتر هستند ( استیون اسمیت و همکاران ، ۲۰۰۲).

– لیندا شریدن۳ (۲۰۰۹) در تحقیقی تحت عنوان (( مهار زمان : توانمند سازی معلمان در محل مدارس بر روی معلمان در منطقه ای از استرالیا )) با اجرای برنامه ای حساب شده در فاصله سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ ، ‌در مورد چگونگی ایجاد کنترل بر زمانبندی کاری و جلوگیری از فعالیت های مزاحم و اخلال گر ‌به این نتیجه دست یافت که حمایت مدیران و کمک آنان برای تمرکز بر روی وظایف محوله و در خواست از افراد برای ثبت فعالیت ها و ارزیابی نتایج حاصله و ارائه فرصت به آن ها برای بررسی نتایج ارزیابی ها در بحث گروهی تاثیر مثبتی بر ایجاد رضایت معلمان ، تسریع در امور و انجام درست کارها دارد ( لیندا شریدن ،۲۰۰۹)

– هامبوراستد و همکاران۴ (۲۰۰۸) در تحقیقی تحت عنوان (( توانمند سازی در سازمان های قدرتمند چینی)) با مطالعه بر روی کارکنان ۶ هتل چهار و پنج ستاره در ماکائوی چین ‌به این نتیجه دست یافتند که توانمند سازی کارکنان به طور مثبتی منجر به ایجاد تمایل برای ارائه خدمات بیشتر توسط آنان شده و همچنین پاداش مبتنی بر عملکرد و حمایت ناظرین و سازمان تاثیر مستقیمی بر توانمندی کارکنان دارد ( هامبوراستد و همکاران ، ۲۰۰۸)

– هرزبرگ ، ماسنر و اسنایدر من ۵( ۱۹۵۹) در مطالعات خود در زمینه تجربیات و احسا سات ۲۰۰ مهندس و حسابدار ۹ شرکت بزرگ ‌به این نتیجه رسیدند که می توان عواملی را که به رضایت شغلی کارکنان منجر می شود در یک گروه جای داد ، و عواملی دیگر را که به نارضایتی منتهی می شود در گروهی دیگر. برای نمونه ، عواملی نظیر ( موفقیت در انجام کارها )( تشخص ) ( قبول مسئولیت ) و ( امکان پیشرفت شغلی ) باعث می شود کارکنان احساس رضایت شغلی کنند. که ‌به این عوامل اصطلاحا عوامل برانگیزنده گفته می شود. و آزمودنیهایی بودند که از شغل خود رضایت نداشتند و در خصوص ( خط مشی سازمان ) ، ( شیوه سر پرستی ) ( میزان حقوق و دستمزد )، ( روابط بین کارکنان ) و ( شرایط کار ) احساس نارضایتی داشتند.

۱- Anita lio

۲- stiven smit son&….

۳- linda sheriden

۴- hombor sted&…

۵- Herzberg & maestro & steiderman

۴۹

– از دیگر مطالعات انجام شده پژوهش های اولیه ، مطالعه لارنس۱ ( ۱۹۴۹ ، به نقل از هرسی و بلانچارد ، ۱۹۹۳ ) است که روی کارگران کارخانه های صنعتی انجام شد. در این مطالعه از مدیران و سر پرستان این مرکز خواسته شد به جای کارگران ، عواملی را که کارگران ‌در مورد شغل خود خواهانند درجه بندی کنند. کارگران نیز این درجه بندی را انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که سر پرستان به گونه ای کلی به حقوق مناسب ، امنیت شغلی ، ارتقاء و شرایط مناسب کار به عنوان عواملی که کارگران از شغل خود می خواهند بالاترین رتبه را دادند. از سوی دیگر ، کارگران بیش از هر چیز به قدردانی کامل به خاطر کار ، احساس سهیم بودن در کار ، و درک همدلانه مشکلات شخصی اهمیت دادند.

– لوکه ۲( ۱۹۷۶) معتقد است که متغیر های مرتبط با کار ( نظیر خصوصیات شغل ، مسئولیت ها ، حجم کار ، و کنترل راهبرد ها ) برای درک نگرش های شغلی از اهمیت بیشتری برخوردار رند و منجر به رضایت شغلی بیشتری می‌گردند.

هو۳ ( ۲۰۰۶) معتقد است که بین زندگی کاری و رضایت شغلی رابطه مثبت وجود دارد ، بلکه کیفیت زندگی کاری بر روی کاهش فشار شغلی و رضایت شغلی نیز تاثیر مثبتی می‌گذارد .

گودال۴ (۲۰۰۳) معتقد است که در آمد اندک دستیاران اعضای هیئت علمی تاثیر بسیار زیادی بر نار ضایتی آن ها از شغلشان دارد ‌بنابرین‏ حقوق و دستمزد و میزان پاداش دهی رابطه مستقیم با رضایت شغلی دارد.

– نتایج تحقیقات کولی و تدوراکس۵ ( ۲۰۰۳) نشان می‌دهد که بین امنیت شغلی و رضایت شغلی رابطه مستقیمی وجود دارد.

۱- larens

۲- loke

۳-ho

۴- godal

۵- koli & tedoraks

۵۰

فصل سوم

فرایند پژوهش

۱-۳ مقدمه

در این فصل به روش پژوهش و جامعه آماری و نمونه و روش نمونه گیری و همچنین ابزار پژوهش و چگونگی تئین روائی و پایائی ابزار پژوهش و روش تحلیل آماری پرداخته شده است.

۲-۳ روش پزوهش

روش این پژوهش توصیفی است زیرا هیچگونه دخل و تصرفی در آن نداشته و فقط آنچه بوده را مشاهده توصیف و تحلیل نموده . همچنین با توجه به اینکه در این پژوهش نگرشهای افراد پرسیده شده یک تحقیق زمینه یابی محسوب می شود.

۳-۳ جامعه آماری :

جامعه آماری پژوهش حاضر ، کلیه دبیران منطقه ۱۸ آموزش و پرورش شهر تهران که در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ مشغول به خدمت هستند که طبق آمار ارائه شده از سوی واحد آمار منطقه مربوطه ۲۵۴۲ نفر در سال جاری مشغول به خدمت می‌باشند .

۴-۳ نمونه و روش نمونه گیری

تعیین حجم نمونه

در این پژوهش تعداد نمونه با بهره گرفتن از جدول مورگان محاسبه شده است. بدین ترتیب که با توجه به حجم جامعه آماری که تعداد۲۵۴۲ نفر از دبیران در سال جاری مشغول به خدمت هستند تعداد افراد نمونه برای این تحقیق بر اساس جدول مذکور ۳۳۵ نفر تعیین شده است. با توجه به تعداد نمونه ، با پیش‌بینی احتمال عدم تکمیل یا تحویل تعدادی از پرسشنامه‌ها توسط دبیران ، تعداد ۳۶۸ پرسشنامه ، در بین دبیران توزیع شد، که پس از بررسی های به عمل آمده از۳۴۳ پرسشنامه برگشت داده شده ، ۳۴۰ برگ از آن ها قابل استفاده و تجزیه و تحلیل بود

روش نمونه گیری

در این پژوهش برای نمونه گیری ، از روش سیستماتیک استفاده شده است. در این روش ، ابتدا تعدادکل جامعه آماری

۵۲

که شامل ۲۵۴۲ نفر ‌از دبیران منطقه ۱۸ که در سال جاری مشغول به کار هستند را را بر تعدادنمونه ۳۳۵ نفر می‌باشد تقسیم نموده و عدد ۷٫۵۸ به دست آمد که با تقریب کمتر از ۱ عدد ۸ به دست آمد که نشان دهنده فاصله نمونه گیری می‌باشد .سپس از بین فهرست کل دبیران درمدارس به فاصله ۸ تایی طبق فرمول زیر انتخاب شده اند.

اولین فرد نمونه نفر هشتم

دومین فرد نمونه نفر شانزدهم ۱۶ = (۸+۸)

سومین فرد نمونه نفر بیست چهارم ۲۴= (۸+ ۱۶ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




    1. اهداف تحقیق

هدف از این تحقیق کاربردی اثبات وجود تفاوت بین مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی و مالیات بر درآمد شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکت‌ها می‌باشد ، و در ادامه تجزیه و تحلیل علل اختلاف و ارائه پیشنهاداتی به سازمان امور مالیاتی کشور برای اتخاذ سیاست مالیاتی مناسب که دارای بیشترین کارایی بوده و مانع ازاستفاده ‌گروه‌های تجاری از ابزارهای مختلف جهت مدیریت سود ، فرار و اجتناب مالیاتی می شود .چرا که شاهد افزایش روز افزون شرکت‌های فرعی و وابسته در کشور هستیم و می توان با اتخاذ سیاست‌های درست و قانونی شاهد افزایش میزان درآمد مالیاتی کشور بود که سهم عظیمی از درآمد دولت را به خود اختصاص می‌دهد، و افزایش این درآمد نیز دارای پیامدهای اجتماعی مثبت بوده و نهایتاً باعث افزایش رفاه اجتماعی می شود.

    1. فرضیات تحقیق

با توجه به اهداف مورد نظر در این تحقیق فرضیه آن به شرح زیر مطرح می شود :

مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی با مالیات بر درآمد شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکت‌ها تفاوت دارد.

    1. قلمرو تحقیق

قلمرو زمانی و مکانی تحقیق حاضر شامل:

شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱

شرکتهایی که در طی سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ دارای شرکت‌های فرعی و وابسته بوده و در این راستا ملزم به تهیه صورت‌های مالی مطابق با استاندارد ۱۸حسابداری (صورت‌های مالی تلفیقی و حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی)هستند. و به لحاظ افزایش قابلیت مقایسه باید دوره مالی آن ها منتهی به پایان اسفند ماه باشد، و نیز جزء صنعت بانک و مؤسسات مالی نباشد، افزون بر این طی بازه زمانی مذکور تغییر سال مالی نداشته باشد، و کلیه اطلاعات مالی و غیر مالی مورد نیاز از جمله یادداشتهای همراه صورت‌های مالی در دسترس باشد.

    1. روش تحقیق

برای آزمون فرضیه تحقیق از آمار توصیفی و آزمون t-test استفاده خواهد شد و در این راستا از نرم افزار spss استفاده خواهد شد.

    1. تعریف واژه ها

مالیات بر درآمد: مالیات بر درآمد شامل مالیات بر درآمد املاک و مستغلات ،مالیات بر درآمد کشاورزی، مالیات بر درآمد حقوق مالیات بر درآمد مشاغل، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی(شرکت‌ها)، مالیات بر درآمدهای اتفاقی می شود که در این بخش‌ها مالیات بر درآمد کشاورزی معاف از مالیات بوده و مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی مهمترین رقم مالیاتی است.

شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکت‌ها: شامل شرکت‌های به ثبت رسیده حاضر در بورس اوراق بهادار تهران می شود که به تنهایی دارای شخصیت حقوقی مستقل هستند.

شخصیت اقتصادی یگانه: شرکت‌های مستقل که به واسطه خرید سهام سایر شرکت‌ها علاوه بر نفوذ مؤثر دارای کنترل قابل توجه این شرکت‌ها نیز می‌شوند و به واسطه این کنترل دارای سیاست‌های مالی و عملیاتی همسویی شده و ملزم به رعایت اصولی طبق استانداردهای سرمایه گذاری برای صورت‌های مالی می‌شوند.

    1. ساختار تحقیق

چارچوب فصل های مختلف پایان نامه به شرح زیر می‌باشد :

فصل اول : کلیات تحقیق

در این فصل به طور خلاصه مقدمه ای در رابطه با موضوع تحقیق ، مسئله تحقیق ،اهمیت و اهداف تحقیق ، فرضیه تحقیق ، قلمرو تحقیق ، روش انجام تحقیق و تعریف واژه ها اشاره شده است .

فصل دوم : ادبیات تحقیق

در این فصل با نگاهی به مباحث تئوریک مطرح شده در زمینه تحقیق و ابعاد آن به طور اجمالی به تحقیقات مشابه پرداخته شده است که در این راستا انجام گرفته اند.

فصل سوم : روش تحقیق

در این فصل از تحقیق توضیحاتی راجع به روش تحقیق و مدل مورد استفاده در آزمون فرضیات ارائه شده است و روش گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل محاسبات انجام شده ، ارائه شده است .

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها

در فصل چهارم داده ها و اطلاعات به دست آمده با بهره گرفتن از روش های آماری و مدل های آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج حاصل ارائه گردیده است .

فصل پنجم : نتیجه گیری

این فصل شامل خلاصه تحقیق و ارائه پیشنهادات است . در بخش خلاصه سعی شده است که اهم اطلاعات و یافته های تحقیق ذکر گردد و در بخش پیشنهادات ، پیشنهاداتی ارائه می‌گردد تا زمینه ای برای بهبود مطالعات آینده را فراهم سازد و در پایان فهرست منابع و ماخذ و ضمایم خواهد آمد .

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

۲-۱) مقدمه

دولت در کنار سایر نهادها در هر جامعه جایگاهی ویژه ای دارد، برای این نهاد قدرتمند می توان نقش های چندگانه ای را جستجو کرد. نخست آنکه دولت به عنوان یک نهاد می‌تواند وظیفه توزیعی و تخصصی داشته باشد. به عبارتی دولت در کنار دیگر عوامل از جمله قیمت های نسبی در سطح خرد و کلان، توزیع درآمد و تخصیص منابع را تحت تاثیر قرار می‌دهد. نقش دیگر دولت کنشگری اقتصادی است. دولت از این نقش از منظر حقوقی در نقش یک شخص حقوقی و از منظر اقتصادی در نقش یک سازمان وارد عرصه اقتصادی می شود و فعالیت های اقتصادی تولید، توزیع و مصرف را انجام می‌دهد. آنچه در این حالت، نقش اقتصادی دولترا از دیگر کنشگران اقتصادی متمایز می‌کند، این است که دولت کنشگری است که در تعریف و تصویب بخشی از قوانین بازی، سهم دارد و میزان سهم دولت و حدود دخالتش را، نظام سیاسی معین می‌کند.در یک تقسیم بندی دیگر میتوان نقش های مختلف دولت را از هم تفکیک کرد. بر اساس این تقسیم بندی که بیشتر از منظر اقتصاد سیاسی انجام می‌گیرد، دولت در سه نقش”حاکمیتی”،”نمایندگی”و کارفرمایی ظاهر می شود.وظیفه حاکمیتی اصلی ترین وظیفه همه دولت هاست و در متون کلاسیک اقتصادی نیز کاملا مورد توجه قرار گرفته است، تامین امنیت فردی و عمومی، و نظارت بر اجرای قوانین از مهمترین مصادیق این وظیفه است. دولت در مقام نمایندگی نیز وظیفه حفظ منابع ملی موجود را به نمایندگی از نسل های آتی بر عهده دارد. این وظیفه ایجاب می‌کند دولت منابع ملی را به نسبت های عادلانه و عاقلانه بین نسل ها توزیع کند. سرانجام دولت در مقام کارفرمایی مانند کارگزاری عادی وارد مبادلات اقتصادی می شود. اگر این تقسیم بندی ها پذیرفته شود، آنگاه باید ‌به این سوال پاسخ داده شود که در هر حالتمنابع الی مورد نیاز دولت چگونه باید تامین شود؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




تعهد عاطفی: الن و می یر، تعهد عاطفی را به عنوان وابستگی عاطفی فرد به سازمان و تعیین هویت شدن از طریق آن می دانند. اگر تعهد سازمانی را از این طریق تعریف کنیم، در آن صورت تعهد عاطفی دارای سه جنبه می شود:

    • صورتی از وابستگی عاطفی به سازمان

    • تمایل فرد تعیین هویت شدن از طریق سازمان

  • میل به ادامه ی فعالیت در سازمان

الن و می یر معتقدند که یک فرد زمانی در خود وابستگی عاطفی نسبت به سازمان احساس خواهد کرد که اهداف سازمانی را اهداف خود دانسته و متقاعد گردد که بایستی سازمان را در راه دستیابی به اهدافش یاری رساند. همچنین ایشان بر این باورند که تعیین هویت شدن فرد از طریق سازمان، زمانی رخ می‌دهد که ارزش‌های فردی افراد با ارزش‌های سازمان سازگار بوده، به نحوی که فرد قادر باشد ارزش‌های سازمان را در خود درونی سازد. بدون شک در این تعیین هویت شدن از طریق سازمان، یک رابطه ی روانشناسانه وجود دارد و فرد ‌به این خاطر در خود نوعی احساس غرور می‌کند (Allen & Meyer, 1990).

تعهد مستمر: دومین بعد از تعهد سازمانیِ الن و می یر، تعهد مستمر است که بر مبنای تئوری سرمایه گذاریهای بکر قرار دارد. این تئوری بر این اساس است که با گذشت زمان، فرد سرمایه ای را درزمان انباشته می‌کند که هر چه سابقه فرد در سازمان بیشتر می شود، این سرمایه نیز انباشته تر شده و از دست دادن آن برای فرد، هزینه بر خواهد بود. این سرمایه گذاری شامل: زمان، کسب مهارت‌های ویژی سازمان که قابل انتقال نیست، رفاقتهای کاری، عوامل سیاسی و هزینه های دیگری است که فرد را از جستجو برای کارهای جایگزین منصرف می‌سازد. می یر و همکاران، تعهد مستمر را صورتی از دلبستگی روانی فرد به سازمان دانسته که از ادراک کارمند درخصوص مواردی است که در صورت ترک سازمان از دست می‌دهد، ناشی می شود. در واقع می توان چنین گفت که تعهد مستمر شامل آگاهی فرد از هزینه های ترک سازمان است. ‌بنابرین‏ در این شکل از تعهد، دلیل اصلی ارتباط فرد با سازمان و تصمیم او به باقی ماندن در سازمان، تلاشی برای حفظ مزایای حاصله از ارتباط با سازمان است ( Meyer et al.., 1989).

رامزک[۲۰] (۱۹۹۰) این نوع وابستگی را به عنوان نوعی معامله می‌داند. او معتقد است که کارکنان، سرمایه گذاری هایشان را در سازمان، بر مبنای آنچه در سازمان گذاشته و آنچه با ماندن در سازمان به دست خواهند آورد، محاسبه می‌کنند. برای مثال: یک فرد ممکن است تغییر یک سازمان را بخاطر پول و زمانی که صرف یک برنامه ی بازنشستگی کرده، ترجیح ندهد. علاوه بر ترسِ از دست دادن سرمایه گذاری ها، تعهد سازمانی در فرد، بخاطر مشاهده یا درک عدم وجود جایگزین‌های شغلی نیز به وجود می‌آید. الن و می یر بیان می‌کنند که چنین تعهدی از جانب فرد نسبت به سازمان، بر مبنای ادراک او از موقعیتهای استخدامی خارج از سازمان است. در واقع این نوع تعهد زمانی به وجود می‌آید که فرد ‌به این باور می‌رسد که توانایی‌های او قابل عرضه در بازار نیست یا او فاقد مهارت‌های لازم برای رقابت در زمینه ی مورد نظر است. این چنین کارمندی نوعی احساس وابستگی را نسبت به سازمان فعلی خود خواهد داشت. در واقع کارمند احساس می‌کند که بخاطر هزینه های مالی، اجتماعی، روانشناختی و سایر هزینه های مرتبط با ترک سازمان مجبور است نسبت به سازمان متعهد باشد. بر خلاف تعهد عاطفی که شامل وابستگی عاطفی است. تعهد مستمر منعکس کننده ی هزینه های ترک سازمان در مقابل منافع ماندن در آن است (Meyer & Allen, 1990).

تعهد هنجاری: سومین بعدِ تعهد سازمانی، تعهد هنجاری است که نشان دهنده نوعی احساس تکلیف برای ادامه ی همکاری با سازمان است، افرادی که دارای سطح بالایی از تعهد هنجاری هستند، احساس می‌کنند که مجبورند در سازمان باقی بمانند. در این بعد از سازمانی نسبت به ابعاد دیگر، تحقیقات کمتری صورت گرفته است. علاوه بر الن و می یر، رندال و کوته اریلی، چاتمن و کالول از جمله محققانی هستند که تلاش کرده‌اند تا این بعد از تعهد سازمانی را از ابعاد دیگر مجزا سازند. رندال و کوته به تعهد هنجاری از منظر نوعی تکلیف اخلاقی نگریسته اند که فرد در قبال سرمایه گذاریهایی که سازمان بر روی وی انجام داده است، در خود احساس تکلیف می‌کند. ایشان معتقدند زمانی این احساس در فرد به وجود می‌آید که سازمان هزینه یا زمان زیادی را صرف آماده کردن او برای انجامِ بهتر کارها، ‌کرده‌است لذا نوعی احساس تکلیف در وی برای ماندن در سازمان به وجود خواهد آمد. اما اریلی و همکاران (۱۹۹۱) تعهد هنجاری را بر حسب ارزش‌ها تعریف نموده و مورد سنجش قرار دادند. ایشان معتقدند که رابطه ی متقابل بین ارزش‌های یک فرد و سازمان، منجر به تعهد سازمانی می شود. در حمایت از این دیدگاه، مایر و اسکورمن، تعهد هنجاری را به عنوان پذیرش اهداف و ارزش‌های یک سازمان توسط کارکنان، دانسته اند. جاروس و همکاران با الن و می‎یر موافق هستند و تعهد هنجاری را به عنوان تعهد اخلاقی تلقی می‌کنند (Allen & Meyer, 1997).

۲-۳-۳) عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی

مودی و همکاران در مدل نظری خود چهار دسته و گروه از پیش شرطهای تعهد سازمانی را بیان کرده‌اند. با توجه به تحقیقات انجام شده، عوامل زیادی را می توان در میزان تعهد سازمانی دخیل دانست. مودی، استیرز و پورتر (۱۹۷۹) این عوامل را در چهار مقوله طبقه بندی کرده‌اند که عبارت است از: ویژگی‌های شخصی، ویژگی‌های شغلی، تجربه های کاری و ویژگی‌های ساختاری. عواملی چون فرهنگ سازمانی، سبک رهبری و سیاست‌های مدیریت منابع انسانی، به طور مستقیم و بدون واسطه می‌توانند برای ارتقای سطح تعهد سازمانی مورد استفاده قرار گیرند. در سطوح فردی تجزیه و تحلیل، تعهد سازمانی می‌تواند رفتارهایی نظیر جابجایی، غیبت، عضویت سازمانی و عملکرد کارکنان را پیش‌بینی کند (رحمان سرشت و فیاضی، ۱۳۸۷، ص.۷۳).

نتایج:
-تمایل به بقا در سازمان

-حضورِ بموقع و کاهش غیبت و تأخیر

-حفظ کارکنان

-افزایش عملکرد شغلی

تعهد

ویژگی‌های شخصی:
سن، جنسیت، تحصیلات و سابقه خدمت

ویژگی‌های شغل (مرتبط با نقش):
هویت شغل، تضاد و ابهام نقش

ویژگی‌های ساختاری:
اندازه سازمان، تمرکز حیطه نظارت و پیوستگی شغل

تجربیات کاری:
نگرشهای شغلی، رضایت شغلی، اعتماد سازی و تعلق به سازمان

شکل۲-۲) عوامل مؤثر و نتایج ناشی از تعهد سازمانیمنبع:حسینیان و همکاران، ۱۳۸۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




۱-۶-۱- قلمرو موضوعی

همان گونه که از عنوان تحقیق آشکار است، تحقیق حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع بانکی در شعب بانک رفاه اصفهان از دیدگاه مشتریان و مدیران بانک می پردازد .

۱-۶-۲- قلمرو مکانی

محدوده مکانی این تحقیق شهر اصفهان می‌باشد که در آن از کلیه شعب بانک رفاه مستقر در این شهر،

در راستای بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع بانکی، کمک گرفته شده است.

۱-۶-۳- قلمرو زمانی

اطلاعات مورد نیاز این تحقیق در فاصله تیرماه ۱۳۸۹ لغایت شهریور ماه ۱۳۸۹ از طریق توزیع پرسشنامه بین مشتریان و مدیران بانک گردآوری شده است.

۱-۷- تعریف واژه ها

از آنجایی که مفاهیم، معانی ثابتی ندارند، لازم است مفاهیمی را که در تحقیق به کار می بریم تعریف کنیم.

۱-۷-۱- تعاریف نظری واژه ها

۱-۷-۱-۱- بانک:

بانک ها مؤسساتی هستند که از محل سپرده های مردم می‌توانند سرمایه های لازم را در اختیار صاحبان واحدهای صنعتی، کشاورزی و بازرگانی و اشخاص قرار دهند. ‌در مورد ریشه و منشاء کلمه بانک اختلاف نظر وجود دارد.گفته می شود کلمه بانک از یکی از واژه های آلمانی) (Banckبه معنای شرکت یا ایتالیایی (Banco) به معنای دکه و محل کسب یا Banca) (به معنای نیمکت گرفته شده است. تکامل بانکداری به زمانی که نوشتن به وجود آمدبرمی گردد واکنون به عنوان یک نهاد مالی که به ارائه خدمات مالی می پردازد همچنان رو به تکامل است(فرجی،۱۳۷۸،ص۱۸).

“بر اساس یک تعریف ساده، بانک یک مؤسسه‌ انتفاعی است که با سرمایه خود و یا سپرده های مشتریان، به منظور کسب سود اقدام به جمع‌ آوری سپرده ها، دادن وام، اعتبار و خدمات بانکی می کند. “

(احمدی و صفر زاده،۱۳۸۴،ص۸۵).

۱-۷-۱-۲- تجهیزمنابع

“درنظام بانکی ایران تجهیز منابع با توجه قوانین بانکداری اسلامی از دو طریق انجام می شود:

۱. ازطریق جذب سپرده های قرض الحسنه جاری وپس انداز، که منابع مالکانه نامیده می‌شوند.

۲. از طریق جذب سپرده های مدت دار،که منابع وکالتی نامیده می‌شوند.”( مغویی نژاد،۱۳۸۳،ص ۱۸).

۱-۷-۱-۳- عوامل مؤثر بر جذب منابع

در بانکداری نوین عوامل متعددی وجود دارند که بر روند تجهیز منابع پولی بانک ها تاثیر می‌گذارند، شناسایی و تعیین میزان تاثیر و نوع ارتباط این عوامل با موفقیت بانک ها در تجهیز منابع پولی مقوله ای مهم می‌باشد. امروزه شرایط و موقعیت بانک ها با یکدیگر یکسان نیست و ممکن است عوامل تاثیرگذار بر تجهیز منابع پولی حتی برای هر یک از شعب یک گروه بانکی متفاوت باشد.

“عوامل فن آوری اطلاعات و ارتباطات، مهارت، نیروی انسانی شاغل در بانک ها، تنوع و کیفیت خدمات بانکی، رضایت مشتریان از کارکنان، مطلوبیت محیط داخلی و محل استقرار شعب در بانکداری نوین ابزارهای مهمی هستند که برای جذب بهینه منابع پولی از آن ها استفاده می شود”(خضرا،۱۳۸۵،ص۶).

۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی واژه ها

۱-۷-۲-۱- بانک

در این تحقیق منظور از بانک کلیه شعب بانک رفاه مستقر در شهر اصفهان است که اسامی آن ها در پیوست (الف) ملاحضه می‌گردد.

۱-۷-۲-۲- عوامل مؤثر بر جذب منابع

در این تحقیق به بررسی عوامل مؤثر بر جذب منابع بانکی پرداخته می شود. بدین منظور عوامل مؤثر به پنج دسته کلی شامل: عوامل خدماتی، عوامل مالی ، عوامل و شرایط فیزیکی ، عوامل ارتباطی و انسانی و عوامل وابستگی سازمانی تقسیم شده اند.

لازم به ذکر است گویه های شماره ۱ الی ۷ پرسشنامه مربوط به عوامل خدماتی، گویه های شماره ۸ الی ۱۳ پرسشنامه مربوط به عوامل مالی، گویه های شماره ۱۴ الی ۱۹ پرسشنامه مربوط به عوامل ارتباطی و انسانی، گویه های شماره ۲۰ الی ۲۳ پرسشنامه مربوط به عوامل و شرایط فیزیکی و گویه های شماره ۲۴ الی ۲۶ پرسشنامه مربوط به عوامل وابستگی سازمانی می‌باشد.

۱-۷-۲-۳- منابع بانکی

منظور از منابع بانکی در این تحقیق، کلیه سپرده های دیداری، سپرده های پس انداز قرض الحسنه، سپرده های مدت دار و سپرده های ارزی نزد شعب بانک رفاه شهر اصفهان می‌باشد که جهت افزایش این سپرده ها راه کارهای ارائه می‌گردد.

فصل دوم

کلیات تحقیق

۲-۱- مقدمه

نظام بانکی دولتی ایران به عنوان مراکز مالی که اکثریت مردم با آن ها سر و کار دارند، امروزه با چالش های بی شماری مواجه هستند. حضور بانک های خصوصی، ظهور بحران های مالی در سرتاسر جهان، زمزمه فعالیت بانک های خارجی و همچنین پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، نیاز به تغییر نگرش در نحوه ارائه جذب منابع را به یک الزام تبدیل نموده است. الزامی که خود نیازمند راهبردهای متنوعی است تا بتوان به وسیله آن ها بر چالش های مذکور فائق آمد.

موارد بالا منشاء پیدایش راهبردهایی است که بانک های بزرگ و کوچک اما پیشرو در سرتاسر جهان را به تکاپو انداخته تا در جهت جذب منابع گام بردارند(رسول اف،۱۳۸۴).

‌بنابرین‏ در این فصل ابتدا به توضیح مختصری از منابع سیستم بانکی، انواع تقسیم بندی سپرده های بانکی، تجهیز و تخصیص منابع مالی در نظام بانکی و عوامل تعیین کننده درون سازمانی و برون سازمانی در نظام بانکی می پردازیم و در ادامه مفصلاً به توضیح و تشریح عوامل مؤثر برجذب منابع ‌در شعب بانک رفاه شهر اصفهان می پردازیم.

۲-۲- نگاهی به اقلام اصلی ترازنامه بانک ها در ایران

برای درک بهتر چگونگی فعالیت بانک ها، لازم است ابتدا با ترازنامه بانک و مجموع دارایی ها و بدهی های آن آشنا شویم. در طرف بدهی ها لیستی از منابع وجوه بانک و در طرف دارایی ها لیستی از مصارف این وجوه آورده شده است.

جدول(۱-۱)ترازنامه بانک های کشور

دارایی ها(مصارف)

بدهی ها(منابع)

دارایی های خارجی

اسکناس و مسکوک

سپرده نزد بانک مرکزی:

ذخیره قانونی

ذخیره اضافی

خالص بدهی بخش دولتی

بدهی بخش غیر دولتی

خالص سایر دارایی ها

سپرده های بخش غیردولتی:

سپرده دیداری

سپرده پس انداز

سپرده مدت دار

بدهی به بانک مرکزی

وام دریافتی از خارج

حساب سرمایه

۲-۲-۱- بدهی ها

منابع مالی سیستم بانکی کشور(بدهی های بانک) از مجموع سپرده های بخش غیردولتی که خود شامل سپرده دیداری، سپرده پس انداز، سپرده مدت دار و بدهی به بانک مرکزی، وام دریافتی از خارج و حساب سرمایه تشکیل شده است. بدهی های بانک بیانگر تعهد بانک در قبال دریافت وجوهی است که در واقع منابع مالی بانک محسوب می‌شوند و در واقع منابع مالی بانک محسوب می‌شوند(احمدی و صفر زاده،۱۳۸۴).

الف-سپرده های بخش غیردولتی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




علت رشد شاید این باشدکه هنوز جهان وکشورهای در حال توسعه ‌به این نتیجه نرسیده اندکه باید انرژی بی پایان و جاه طلبی جوانان را درک نمایند. و به خلق فرصت‌های واقعی برای جوانان بپردازد (امینی پور و فروغ عامری، ۱۳۸۶). برطبق آمارهای مرکز کنترل پیشگیری بیماری‌ها شیوع رفتارهایی که سلامتی را به خطر می اندازند در جامعه جوانان و سالمندان رو تزاید است. مصرف سیگار، مصرف تنباکو، غذاهای پر چرب و مصرف کم فیبر، عدم فعالیت فیزیکی، مصرف الکل، رفتارهای پرخطرجنسی، سوء مصرف مواد و …رفتار پرخطر محسوب می‌شوند. مصرف الکل در بین جوانان از جمله رفتار پرخطری است که علاوه بر ایجاد درد سر برای فاعل آن، هزینه های بسیارزیادی را نیز بر جامعه تحمیل کرده و موجب مرگ میلیون‌ها جوان و تحمیل میلیاردها دلار هزینه بر جوامع انسانی می شود. درکشورهای اروپایی و آمریکایی نوشیدن الکل به طور هفتگی در پسران ۱۵ ساله بیشتر از دختران است(بلوک و روم[۲۵]، ۲۰۰۴). متأسفانه در جامعه ایران مصرف الکل با وجود حرام بودن در شرع و محکومیت در فرهنگ، در حالی با رشد مواجهه است که متخصصین مغز و اعصاب هم نسبت به اثرات سوءالکل برسیستم عصبی و محیطی هشدار جدی داده‌اند. مطالعات مختلف درباره الگوی ‌سیگار کشیدن در بین جوانان امریکایی و اروپایی نشان می‌دهد که۱۱تا۵۷ درصد پسران ۱۵ ساله و ۱۲ تا ۶۷ درصد دختران ۱۵ ساله در طول هفته سیگار می کشند. در ایران حدود ۱۳% دانش آموزان پایه های سوم راهنمایی تا سوم دبیرستان کشور در معرض خطر مواد مخدر قرار دارند و براساسی پژوهشی که روی دانش آموزان این پایه ها درسراسرکشور توسط دفتر پیشگیری از ‌آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش انجام شده، ۵% دانش آموزان این پایه ها حداقل یک بار مواد مخدر مصرف کرده‌اند. ۳/۱۳% آن ها در معرض خطر مصرف مواد مخدر و ۳۵% تجربه حداقل یک بار ‌سیگار کشیدن را دارند و ۷۱/۸% آن ها در معرض خطر و یا آستانه کشیدن سیگارهستند(کریمی، نیکنامی و حیدری نیا، ۱۳۸۳).

۱۲% دانش آموزان حداقل یکبار الکل نوشیده اند و ۸/۱۵% آن ها نیز در آستانه ارتکاب این رفتار پرخطرهستند.گرایش روز افزون نوجوانان و جوانان ایرانی به دخانیات و کاهش سن مصرف سیگار در کنار آن، میزان استفاده از دخانیات و سیگار ر ا درکشور بالا برده است، به طوری که بر اساس برآورد ستاد مبارزه با موادمخدر، در حال حاضر ۴۰ تا ۴۵ هزاردانش آموز در معرض خطراعتیاد به موادمخدر و رفتارهای پرخطرجنسی و ۶۰۰ هزار نفر در معرض خطراستعمال سیگارقراردارند. اعتیاد و رفتارهای پرخطرجنسی از مهمترین رفتارهای مخاطره آمیزهستندکه فرد و جامعه را در معرض ابتلا به بیماری‌های عفونی خطرناکی مانند ایدز و هپاتیت های ویروسی قراردارند(نانسی وپتری[۲۶]،۲۰۰۰).

گزارش رفتارهای پرخطرجنسی درکشورهای امریکایی و اروپایی الگوهای جنسی متفاوتی را نشان داده است، به طوری که فعالیت‌های جنسی در۷۰% دختران و ۸۰% پسران بااستفاده ازکاندوم بوده است. بطورمیانگین ۸۵% دختران و۸۶% پسران گزارش ‌نموند که بیش از یک بار از فرمهای کنتراسپتیوها درطی فعالیت جنسی گذشته استفاده نموده اند(محمدی،۱۳۹۰). همچنین درصد بالایی ازمعتادان گزارش نمودند فعالیت جنسی بالایی داشته اند(بلوک و روم، ۲۰۰۴). ایدز یک بحران اجتماعی و روانی است ناشی از رفتارهای پرخطر است که نه تنهابزرگسالان بلکه کودکان و نوجوانان را نیز تحت ‌تاثیر قرار می دهد. به طوری که می توان گفت درحال حاضر بیماری حاضر بیماری ایدز مشکل گروه جوانان است که ۸۵% این بیماران درکشورهای درحال توسعه زندگی می‌کنند.۵۰% موارد جدیدآلودگی به ویروس ایدز به سنین ۲۴-۱۰ سال اختصاص دارد و در هر دقیقه ۵ جوان ‌به این ویروس آلوده می‌شوند، بیماری ایدز چنان گسترش یافته است که در حال حاضر چهارمین قاتل و اولین عامل معلولیت زای جهان است. ‌بر اساس آمارهای جهانی حدود۸۰ % عفونت‌های ویروسی ایدز از راه تماس جنسی و ۱۲% از طریق اعتیاد تزریقی و استفاده از ‌سرنگ‌های آلوده و مشترک و ۴% از طریق انتقال فرآوردهای خونی آلوده منتقل می شود(چارلز[۲۷]،۲۰۰۰). این درحالی است که متخصصین وکارشناسان ‌معتقدند که الگوی مبتلا به ویروس ایدز در کشور ما متفاوت است و برآورد می شود که ۳۱% از موارد ابتلاء در ایران از طریق اعتیاد تزریقی، ۲۵% انتقال خون، ۱۱% به صورت متفرقه انتقال می‌یابد. ‌به این ترتیب افراد معتاد بویژه معتادان تزریقی به طور فاحشی از افراد عادی جامعه در معرض خطرآلودگی با ویروس ایدز هپاتیت قراردارند(عطایی، صالحی، جوادی، خوروش، عاطفه السادات و همکاران، ۱۳۸۹).

پیشگیری از عفونت‌های فوق که ناشی از رفتارهای پرخطر می‌باشد با افزایش شناخت و تغییر رفتار افراد در زمینه رفتارهای جنسی و تزریق داروها و اقدامات درمانی مؤثر امکان پذیراست. بر همین اساس امروزه بیشترکوشش می شود در انتخاب روش صحیح مسائل جنسی و تزریق داروها اعمال نظرشود. با نگرش به افزایش رفتارهای پرخطر معتادان و جوانان احساس می شودکه همه معتادان و نوجوانان بایستی فرصتی جهت یادگیری مراقبت ازخود در مقابل این بیماری داشته باشند. در همین راستا بعضی ‌از کشورها کمیته های ارتقای بهداشت با اهداف مدون درکلینیکها تشکیل داده و پژوهش‌های مداخله ای به منظور تأثیرآموزش درکلینیکها انجام گرفته است. نتایج بیان کننده آن است که می طلبد در بررسی رفتارهای پرخطر، رویکرد زیستی، روانی و اجتماعی درنظرگرفته شود. ‌بر اساس این الگو در هر حیطه عوامل مستعدکننده و تداوم بخش بروز رفتارهای پرخطر شناسایی و به آن عوامل توجه می شود، درحیطه زیستی، برنقش عوامل ژنتیک و تغییرات هورمونی دوران بلوغ می توان اشاره کرد. درحیطه روانشناختی ادراک خطرپایین، کانون کنترل بیرونی، خودنظم دهی ضعیف، نوجویی و عاطفه منفی بالاتوجه شده است(رقیبی و پورقاز، ۱۳۸۴).

مقدمه ای بر رفتارهای پر خطر نوجوانان

آغاز رفتارهای پر خطر نوجوانان به قرن‌ها پیش بر می‌گردد. قانون حمورابی در ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، مجازاتهایی را برای بد رفتاری نوجوانان تعیین کرده بود و قوانین اولیه در این مورد در روم باستان، ۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح اجرا می شد. در انگلستان از سال ۹۰۰ میلادی قوانین صریحی برای تنبیه نوجوانانی که کارهای خلاف انجام می‌دادند، وجود داشته است.

ریشه یابی علل رفتارهای پر خطر نوجوانان، نقطه نظرات متفاوتی وجود دارد که رفتارهای پر خطر را محصول عوامل زیست شناختی، محیطی و اجتماعی و فرهنگی قلمداد می‌کند و به طور کلی رفتار نوجوانان را از دو دیدگاه مرتبط با هم می توان مورد توجه قرار داد. یکی از دیدگاه ها بر آن است که نوجوانان به احتمال زیاد، نسبت به سایر ‌گروه‌های سنی، بیشتر مرتکب رفتارهایی نظیر مصرف مواد مخدر، اعمال غیر قانونی، مشکلات مربوط به رفتارهای جنسی، خشونت و اقدام به خودکشی می‌شوند. دیدگاه رایج دیگر این است که رفتارهای پر خطر از رفتارهای معمول دوره نوجوانی متمایز هستند و ناسازگاری شدید روانشناختی را نمایان می‌سازند. نوجوانانی که از مراجع قانونی قدرت سرپیچی کرده و ارزش‌های والدین و ارزش‌های اجتماعی را نادیده می گیرند، ممکن است به عنوان افراد دچار اختلال در نظر گرفته شده و به درمان یا توانبخشی نیاز داشته باشند (درایفوس[۲۸]، ۱۹۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




مهارت گرایش به رفتارهای مناسب اجتماعی: در این پژوهش گرایش به رفتارهای مناسب اجتماعی، یکی از مؤلفه های مهارت های اجتماعی می‌باشد که با بهره گرفتن از ۱۹ گویه سنجیده می شود که دارای حداقل ۱۸ امتیاز و حداکثر ۹۵ امتیاز می‌باشد. این گویه ها، شامل گویه های (۷ – ۱۰ – ۱۱ – ۱۴ – ۱۷ – ۲۰ – ۲۱ – ۲۷ – ۲۸ – ۳۰ – ۳۶ – ۳۸ – ۳۹ – ۴۱ – ۴۵ – ۵۰ – ۵۱ – ۵۳ – ۵۴) است.

مهارت دوری از رفتارهای غیر اجتماعی: در این پژوهش دوری از رفتارهای غیر اجتماعی، یکی از مؤلفه های مهارت های اجتماعی می‌باشد که با بهره گرفتن از ۱۱ گویه سنجیده می شود که دارای حداقل ۱۱ امتیاز و حداکثر ۵۵ امتیاز می‌باشد. این گویه ها، شامل گویه های (۵ – ۶ – ۱۳ – ۱۶ – ۱۸ – ۲۶ – ۳۱ – ۳۵ – ۳۷ – ۴۹ – ۵۲) است.

مهارت دوری از پرخاشگری و جنگ و دعوا با دیگران: در این پژوهش دوری از پرخاشگری و جنگ و دعوا، یکی از مؤلفه های مهارت های اجتماعی می‌باشد که با بهره گرفتن از ۱۱ گویه سنجیده می شود که دارای حداقل۱۱ امتیاز و حداکثر ۵۵ امتیاز می‌باشد. این گویه ها، شامل گویه های (۱- ۲ – ۳- ۴ – ۹ – ۱۲ – ۱۹ – ۲۵ – ۳۳ – ۴۸ – ۵۶) است.

مهارت دوری از برتری طلبی: در این پژوهش دوری از برتری طلبی، یکی از مؤلفه های مهارت های اجتماعی می‌باشد که با بهره گرفتن از ۶ گویه سنجیده می شود که دارای حداقل ۶ امتیاز و حداکثر ۳۰ امتیاز می‌باشد. این گویه ها، شامل گویه های (۱۵ – ۲۹ – ۳۲ – ۴۰ – ۴۶ – ۵۵) است.

مهارت ایجاد ارتباط مناسب با همسالان: در این پژوهش ایجاد ارتباط مناسب با همسالان، یکی از مؤلفه های مهارت های اجتماعی می‌باشد که با بهره گرفتن از ۹ گویه سنجیده می شود که دارای حداقل ۹ امتیاز و حداکثر ۴۵ امتیاز می‌باشد. این گویه ها، شامل گویه های (۸ – ۲۲ – ۲۳ – ۲۴ – ۳۴ – ۴۲ – ۴۳ – ۴۴ – ۴۷) است.

فصل چهارم

تجزیه وتحلیل داده ها

۴-۱-مقدمه

این فصل از پژوهش به ۲ بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی تقسیم می شود و به بررسی و تحلیل داده می پردازد. پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی می‌باشد، جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و روش آمار توصیفی و در قالب جداول و نمودارها، میانگین، درصد، واریانس، انحراف معیارو ….. استفاده می شود و در بخش استنباطی ازتحلیل t مستقل برای مقایسه میانگین های مستقل و میزان اثر بخشی متغیر مستقل بر متغیر وابسته استفاده می شود تا امکان تعمیم یافته ها از نمونه به جامعه میسر شود.

۴-۲- آمار توصیفی:

جدول ۴-۱ – توزیع فراوانی گروه آزمودنی های مورد مطالعه

گروه

فراوانی

درصد

درصد تراکمی

آزمایش(آموزش دیداری)

۲۵

۵۰

۵۰

کنترل(آموزش شنیداری)

۲۰

۵۰

۱۰۰

کل

۴۵

۱۰۰

جدول ۴- ۱ نشان می‌دهد که ۲۵ نفر از آزمودنی ها(۵۰%درصد تعداد کل) در گروه آزمایش و ۲۰ نفر از آزمودنی ها(۵۰%درصد تعداد کل) در گروه کنترل هستند

۱-۳- آمار استنباطی

۴-۳-مقایسه وتحلیل آزمون های میزان مهارت های اجتماعی

فرضیه ۱: بین دانش آموزان دوگروه(آموزش دیداری وشنیداری)از نظر میزان رفتارهای مناسب تفاوت معنادار وجود دارد .

جدول ۴–۲: شاخص های آماری پیش آزمون سنجش میزان رفتارهای مناسب در دو گروه آزمایش و کنترل

گروه ها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدارt

درجه آزادی

سطح معناداری

آزمایش

۲۵

۸۰/۱۱

۵۰/۱

۹۸%

۲۸

۳۳۴%

کنترل

۲۰

۷۳/۱۳

۱۵/۲

نتایج حاصل از مقایسه میانگین های پیش آزمون دو گروه در قالب آزمون t برای مقایسه ی میانگین های دو گروه مستقل، با توجه به سطح معنی‌داری داده شده در جدول ۴–۲ومقایسه آن بامیزان خطای مجاز ۰۵/۰ بااطمینان ۹۵ درصدفرض پذیرفته می‌شود. یعنی بین میزان رفتارهای مناسب دانش آموزان دو گروه آزمایش و کنترل قبل از اجرای طرح تفاوت معنی‌دار آماری وجود ندارد. می توان گفت که گروه ها از نظر میزان برخورداری از رفتارهای مناسب، همگن می‌باشند (۳۳۴/۰=sig، ۲۸=df، ۹۸/۰- =t

جدول۳-۴: نتایج آزمونt ‌گروه‌های مستقل روی میانگین نمرات آزمودنی ها در پس آزمون رفتارهای مناسب

گروه ها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدارt

درجه آزادی

سطح معناداری

آزمایش

۲۵

۴۰/۱۴

۱۷/۳

۶۵/۲

۲۸

۱

کنترل

۲۰

۱۴

۳۶/۲

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول شماره ۴-۳ نتایج حاصل از مقایسه میانگین های پس آزمون دو گروه در قالب آزمون t برای مقایسه ی میانگین های دو گروه مستقل، با توجه به سطح معنی‌داری ومقایسه آن بامیزان خطای مجاز ۰۵/۰ بااطمینان ۹۵ درصدفرض رد می‌شود. یعنی بین میزان رفتارهای مناسب دو گروه آزمایش و کنترل، بعد از اجرای طرح بر روی گروه آزمایش، تفاوت معنی‌دار آماری وجود دارد. ‌بنابرین‏ می توان استدلال کرد پس آزمون برای هر دو گروه معنادار نبوده، بلکه فقط گروهی که تحت تأثیر آموزش دیداری بودند نمرات پس آزمون شان در مقایسه با پیش آزمون تغییر پیدا ‌کرده‌است. بر اساس این نتایج فرضیه اول پژوهش تأیید می شود(۰۱/۰=sig، ۲۸=df، ۶۵/۲ =t).یعنی بین دانش آموزان دوگروه(آموزش دیداری وشنیداری)از نظر میزان رفتارهای مناسب تفاوت معنادار وجود دارد .

نمودار۴- ۲نمودارآماری نمرات میانگین پیش آزمون و پس آزمون سنجش رفتارهای مناسب در دو گروه آزمایش و کنترل این نمودار بخوبی نشان می‌دهد که میزان میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تغییر کرده ولی در گروه کنترل نمرات پیش آزمون و پس آزمون تغییر چشمگیری نداشته و این امر مؤید ان است که فرضیه یک پژوهش تأیید می شود.

۴-۴-مقایسه وتحلیل آزمون های میزان دوری از رفتارهای غیر اجتماعی دانش آموزان

بعدازگذشت چندهفته از اجرای هریک از روش های آموزش به شیوه آموزش دیداری وآموزش شنیداری ،‌گروه‌های مورد بررسی در آزمون میزان دوری از رفتارهای غیر اجتماعی شرکت نمودند.براین اساس، با بهره گرفتن از داده های حاصله آزمون های به مقایسه وتحلیل میزان دوری گزینی اجتماعی کودکان مورد بررسی در هریک ‌از ‌گروه‌های آموزشی خواهیم پرداخت.

فرضیه ۲: بین دانش آموزان دوگروه (آموزش دیداری وشنیداری) از نظر میزان دوری از رفتارهای غیراجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد.

جدول ۴-۴: شاخص های آماری پیش آزمون رفتارهای غیر اجتماعی(دوری گزینی اجتماعی) در دو گروه آزمایش و کنترل

گروه ها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدارt

درجه آزادی

سطح معناداری

آزمایش

۲۵

۶۶/۱۳

۹۵/۱

۰۰۰

۲۸

۱

کنترل

۲۰

۵۳/۱۳

۲۸/۲


f='https://77u.ir/'>پایان نامه های کارشناسی ارشد

قدرت سایت در استفاده از WordPress
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




۲-۲-۲- تحقیقات خارجی

_ رحیم نیا الشلو (۱۳۸۶) پژوهشی را با عنوان موانع اجرای استرتژی در آموزش عالی ایران در دانشکده مدیریت دانشگاه سالفورد انگلیس انجام داده است. در نتایج این تحقیق آمده است:

اجرای راهبرد یک مرحله اساسی در فرایند مدیریت راهبردی است. اگرچه فرایند اجرای راهبرد یک مرحله جزئی از فرایند مدیریت ‌استراتژیک است ادبیات کمی در باره تحقیق بر آن وجود دارد. در بیشتر تحقیقات بر مسائل تدوین و برنامه ریزی راهبرد تمرکز دارند. هدف این تحقیق بررسی موانع و مشکلتی است که اجرای راهبرد را در آموزش آلی تحت تاثیر قرار می‌دهند. بر اساس بررسی جامع ادبیات تحقیق موانع اجرای راهبرد در سازمان ها در بخش های مختلف شناسائی شده اند. این موانع به پنج دسته طبقه بندی شده اند: ۱٫ پیامدهای برنامه ریزی ۲٫ سازمانی ۳٫ مدیریتی ۴٫ فردی ۵٫ موانع محیطی.

_ امیر رضا پارسا (۲۰۰۳) ، پژوهشی با عنوان تحلیل عوامل موفقیت در استقرار سیستم های تبادل داده های الکترونیک دانشکده ه بازرگانی دانشگاه گوتبرگ انجام داده است.

در چارچوب نظری این پژوهش به عوامل متعددی که در موفقیت استقرار سیستم های تبادل داده های الکترونیک مؤثر هستند تأکید شده است.این عوامل عبارتند از:

    1. انتخاب استانداردهای سیستم های تبادل داده های الکترونیک

    1. گسترش روابط دوجانبه

    1. سازگاری سخت افزار با نرم افزار در گسترش روابط دوجانبه

    1. دسترسی به مقادیر ارزشی

    1. مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار

    1. امنیت قابل اعتماد

    1. حمایت مدیران ارشد

    1. تعهد و احساس مالکیت تیم اجرایی

    1. فراهم نمودن دستورالعمل های واضح

    1. اجرای آزمایشی قبل از اجرای کامل

    1. فراهم نمودن رویه های قانونی روشن

    1. آموزش‌های لازم به تمام کارمندان

  1. توجیه سیستم با بهره گرفتن از تحلیل مزایای آن

۲-۲-۳- جمع بندی

به طور کلی می توان گفت اکثر تحقیقاتی که در صدد بررسی موانع اجرای راهبرد خاصی بر آمده اند، فاقد یک مدل نظام مند می‌باشند که تمام سطوح و ابعاد اجرای راهبرد را در بر گیرد. معمولا محققان به دنبال موانع پیاده سازی راهبردهای خاص برآمده اند و این موانع در تحقیقات متعدد بسیار گسترده و پراکنده می‌باشند و دلیل آن هم عدم توجه محقق به تهیه ی مدل اجرای راهبرد می‌باشد. بنا براین این تحقیقات را نمی توان دارای روائی بالائی دانست و قابلیت تعمیم آن ها به سایر جوامع بسیار ضعیف به نظر می‌رسد. برای اینکه قابلیت تعمیم نتایج یک پژوهش را به سایر جوامع افزایش دهیم باید مدل مورد استفاده در پژوهش مدلی جامع و کامل و بر اساس پشتوانه ی تئوریکی قوی باشد. البته مدل مورد استفاده در پژوهش سید صالحی در تحقیقات داخلی را می توان در زمره این تحقیقات دانست.

گرچه تحقیقات خارجی اشاره شده در این پژوهش بسیار اندک می‌باشد ولی باز هم عدم وجود یک مدل نظام مند در این دو تحقیق مشاهده می شود. البته با نگاهی دقیق تر می توان همه ی عوامل مطرح شده در پژوهش امیررضا پارسا را در سه طبقه جای داد و آن سه طبقه را ابعاد مدل اجرای راهبرد دانست.در پژوهش فریبرز رحیم نیا الشلو موانع نیز به پنج دسته عوامل (۱٫ پیامدهای برنامه ریزی ۲٫ سازمانی ۳٫ مدیریتی ۴٫ فردی ۵٫ موانع محیطی) به عنوان موانع اجرای راهبرد اشاره شده است. گرچه این عوامل از انسجام بیشتری نسبت به پژوهش امیررضا پارسا برخوردارند ولی همچنان نسبت به مدل اصلی اجرای راهبرد فاصله دارند. نتایج این تحقیق را می توان تا حدودی قابل تعمیم دانست و فرضیه های آن نیز به فرضیه های مطرح شده در این پژوهش نزدیک است.

۲-۳- چارچوب نظری تحقیق

در اکثر تعاریفی که از راهبرد ارائه شده است از راهبرد به عنون سیاست ها و ‌ابزارهایی برای رسیدن به اهداف بلند مدت نام برده شده است. همچنین در ادبیات مطرح شده در پژوهش‌های انجام شده در زمینه اجرای راهبرد از مفاهیمی چون: تعهد کارکنان، حمایت های مدیران ارشد، ارزش‌های شخصی مدیران ارشد، هماهنگی بین واحدها، تقسیم کار، قوی بودن فرهنگ، اعتقادات مشترک اعضای سازمان، تطبیق دادن ساختار سازمان با راهبرد تدوین شده و مفاهیمی از این قبیل اشاره شده است. در این پژوهش با جمع بندی عوامل فوق و مقایسه ابعاد اجرای راهبرد ها در متون مختلف تمام مؤلفه‌ ها در سه بعد طبقه بندی شده است. بعد ساختاری، بعد رهبری و بعد فرهنگی. همچنان که در بخش مبانی نظری همین فصل نیز مطرح گردید در کتاب “برنامه ریزی و مدیریت راهبردی” که توسط پیرس و رابینسون (۱۳۸۰) تالیف شده است در فصل اجرای راهبرد برای نهادی کردن راهبرد از همین سه مؤلفه‌ (رهبری، ساختار و فرهنگ) نام برده شده است. در این کتاب مسائل تدوین و اجرای راهبرد به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته شده است و مرجعی جامع در زمینه مدیریت راهبردی به شمار می‌آید .

تحقیقات انجام شده در زمینه اجرای راهبرد نیز اجرای راهبرد را از ابعاد متعددی مورد بررسی قرار داده‌اند. در جدول زیر پژوهش‌های انجام شده در زمینه اجرای راهبرد و ابعد مورد بررسی در هر پژوهش به طور خلاصه ذکر می شود:

جدول(۲-۱) تحقیقات انجام شده در زمینه اجرای استراتژی

ردیف
محقق
سال
موضوع
ابعادمورد بررسی
۱

سعدی نژاد و برزین

۱۳۸۰

ارائه یک مدل فازی برای ارزیابی بهره وری سیستم های اتوماسیون اداری گردش مکاتبات

۱٫شاخص های طراحی ۲. شاخص های کاربری ۳٫شاخص های شبکه های کامپیوتری

۲

نصیری پور

۱۳۸۱

مطالعه ی امکان کاربرد مدیریت راهبردی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی ایران

۱٫آموزش مدیران (پیش برنده)

۲٫نظام متمرکز(بازدارنده)

۳

عسکری فرد

۱۳۸۲

تصمیمات راهبردی و استقرار استانداردهای مدیریت کیفیت در سازمان ها به عنوان یک ضرورت راهبردی

۱- سیستم‌های اطلاعاتی و دانش ۲- سخت افزار و فرایند و ۳- ساختار و فرهنگ سازمانی

۴

ممدوحی

۱۳۸۶

شناسایی و رتبه بندی موانع اجرای استراتژی های بازاریابی بر اساس یک طبقه بندی مفهومی: مطالعه موردی شرکت ایران خودرو

۱٫مسایل مدیریتی ۲٫ مسائل ساختاری۳٫مسائل فرهنگی۳٫مسائل ادراکی ۴٫مسائل استراتژیکی ۵٫ مسائل عملیاتی۶٫ مسائل نیروی انسانی ومنابع

۵

سید صالحی

۱۳۸۲

موانع به کارگیری مدیریت راهبردی در شهرداری تهران

سبک مدیریت ساختار و نوع فعالیت‌های سیاست‌ها و قوانین دولتی

۶

محمدزاده سرابی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




در این بخش ابتدا به تعریفی اجمالی از بانک می پردازیم سپس مروری بر تاربخچه بانک در جهان و ایران داشته و بانکداری حاکم در ایران( بانکداری اسلامی) را شرح می‌دهیم.

یکی از مشکلات اساسی در بین حسابداران، نداشتن شناخت کافی به صورت‌های مالی بانک‌ها و مؤسسات مالی است؛ در این بخش به صورت کلی، توضیحی اجمالی بر ترازنامه داشته و همچنین مروری بر اقلام تشکیل دهنده صورت سودو زیان انجام خواهد شد که لازمه بررسی عملکرد مالی بانک‌هاست سپس به مروری بر معیارهای سودآوری که تحت کنترل مدیریت است، پرداخته خواهد شد ضمناً به مروری بر ادبیات ارزیابی عملکرد مالی و مفاهیم آن خواهیم داشت.

۲-۳ آشنایی با مفهوم بانک

با توجه به اینکه چه تعریفی از بانک را در نظر داشته باشیم، قدمت و زمان آغاز فعالیت‌های بانکی فرق خواهد داشت. اگر بانکداری را با شروع فعالیت‌های ایجاد و انجام حواله در نظر بگیریم، آغاز فعالیت بانکداری به قرن‌ها قبل و شاید همراه با شروع و توسعه دادوستد بین انسان‌ها و جوامع انسانی بازمی‌گردد.

واژه “بانک” اصطلاح قدیمی از زبان آلمانی است (Banck) که در ایتالیا مفهوم نیمکت (Banco) از این واژه استخراج شده و از آنجا که صرافان ایتالیایی در فلورانس روی نیمکت‌هایی در نزدیکی محل‌های دادوستد قرار می‌گرفتند، این اصطلاح به‌معنی بانک تلقی شد. بانکداری امروزه یک پدیده از قرن هفدهم به‌بعد می‌باشد.(پژویان،۱۳۸۶،ص۶).

۲-۴ تاریخچه بانک و بانکداری

۲-۴-۱ بانک و بانکداری در جهان

بانک آمستردام: در اوایل قرن هفدهم و با تمرکز دادوستد در کشور هلند و به‌ خصوص شهر آمستردام، بانک آمستردام به وسیله شهرداری این شهر در سال ۱۶۰۹ تأسيس شد. عمده فعالیت این بانک، استاندارد نمودن سکه‌هایی از فلزهای گران‌بها بود. هرچند بانک آمستردام مبادرت به ایجاد سپرده می‌نمود، ولی قانونا مجبور به نگهداری ذخیره صد در صد از فلزات گران‌بها برای این سپرده‌ها بود. با گذشت زمان و افزایش اعتماد عمومی، بانک مبادرت به ایجاد پول (سپرده بدون پشتوانه) نمود که در نهایت به‌علت عدم توانایی مسوولین بانک در اداره امور سپرده‌ها این بانک ورشکست شد.

بانک سوئد: شاید بتوان بانک سوئد را اولین بانک سهامی نامید. این بانک در اواسط قرن هفدهم به منظور استفاده از سپرده‌ها و ایجاد قرضه و اعتبار آغاز به کار نمود و پس از مدت کوتاه مبادرت به انتشار اسکناس نیز نمود. این بانک نیز به‌علت عدم رعایت نسبت مناسب سپرده به ذخیره ورشکسته و منحل شد. پس از انحلال بانک سهامی سوئد، فورا بانک دیگری به صورت دولتی و بدون حق انتشار اسکناس در سوئد ایجاد شد.

بانک انگلستان: دومین بانک سهامی که به وجود آمد، بانک انگلستان با سرمایه‌ای نزدیک به یک میلیون و دویست هزار لیره بود. طبق شرایط امتیازنامه، بانک حق دریافت سپرده از اشخاص، شرکت در معاملات اسنادی مثل خرید و فروش بروات تجارتی و ایجاد قرضه بانکی را داشت. بانک انگلیس همچنین حق انتشار اسکناس نیز داشت. امتیاز اولیه بانک انگلیس بیست سال بود. این امتیاز پس از چند نوبت که تجدید شد به امتیاز دایمی تبدیل گردید. این بانک چند مرتبه دچار بحران شد، ولی توانست از عهده مشکلات برآید. ولی به‌هر حال تا قبل از لغو کامل ارتباط لیره و طلا چندین‌بار مجبور به برهم‌ زدن رابطه اسکناس و طلا شد. در سال ۱۹۲۳، انتشار اسکناس در انگلستان در انحصار بانک مذکور قرار گرفت.

بانک عمومی فرانسه: معمولا نام بانک عمومی فرانسه همراه با نام “[۵]جان‌لاو” می‌آید. جان‌لاو یک اسکاتلندی بود که موسس بانک عمومی فرانسه شد. او تجربیات زیادی از مسافرت و بررسی دادوستدها به دست آورده بود. او متوجه کمبود سیستم نقدینگی موجود برای انجام معاملات شده و یک سیستم پولی و اعتباری را مطرح نمود. هرچند پیشنهاد جان‌لاو در اسکاتلند مورد موافقت قرار نگرفت، ولی او با کمک یکی از درباریان فرانسه موفق به کسب اجازه تأسيس بانک عمومی فرانسه شد.

اساسنامه بانک، اجازه انتشار اسکناس قابل تبدیل و با ارزش ثابت را می‌داد. از آنجا که سکه‌های تقلبی و کم‌عیار در آن دوران رواج داشتند، اسکناس‌های انتشار یافته به وسیله جان‌لاو مورد استقبال قرار گرفت. او سپس مبادرت به تشکیل “کمپانی غرب” نمود و پس از مدت کوتاه انحصار ضرب پول را تحصیل کرد. کمپانی غرب پس از تشکیل وابستگی شدیدی به دولت پیدا نمود، به‌صورتی که اداره بسیاری از مؤسسات دولتی را به‌عهده گرفت. تداخل کار بانک و کمپانی غرب در نهایت منجر به عدم اعتماد مردم شد. از آنجایی که بانک مقدار بسیار زیادی پول بدون پشتوانه صادر نموده بود، هجوم مردم به بانک عمومی پاریس منجر به ورشکستگی این بانک و جان‌لاو شد(پژویان،۱۳۸۶،ص۸).

۲-۴-۲ بانک و بانکداری در ایران

بانکداری در ایران: هرچند که فعالیت‌های صرافی و تا حدی نیز اعتباری از زمان‌های خیلی گذشته در ایران نیز سابقه داشته است، ولی بانکداری به مفهوم جدید آن در سال ۱۸۸۷ میلادی (۱۲۶۶ شمسی) تجربه شد.

بانک جدید شرق: در سال ۱۸۸۷ میلادی بانک جدید شرق یک شعبه در تهران افتتاح نمود. پس از مدت کوتاه شعبه‌های دیگری در شهرهای بزرگ ایران مثل تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، رشت و بوشهر نیز دایر گردید. به‌علت جدید بودن عملیات این بانک، مثل افتتاح حساب جاری و صدور چک، قبول سپرده و انجام نقل و انتقال سپرده‌ها مورد استقبال مردم قرار گرفت. این بانک به سپرده‌های دیداری و مدت‌دار بهره‌ای نیز پرداخت می‌نمود. فعالیت مهم دیگر این بانک انتشار محدود یک‌نوع حواله بود که کاملا قابل تبدیل به طلا بود. این بانک پس از تأسيس بانک شاهنشاهی ایران منحل شد.

بانک شاهنشاهی: به موجب امتیازی در سال ۱۸۸۹ میلادی (۱۲۶۷ شمسی) که “بارون رویتر” به‌مدت ۶۰ سال از دولت ایران کسب نمود، بانک شاهنشاهی افتتاح شد. این بانک علاوه‌بر فعالیت‌های بانکی و تجارتی انحصارا به نشر اسکناس پرداخت. بانک شاهنشاهی دریافت‌ها و پرداخت‌های دولت را نیز در داخل و خارج کشور انجام می‌داد و از پرداخت مالیات نیز معافیت داشت. بر اساس موافقت‌نامه امتیاز فوق، بانک نیز موظف بود که شش درصد از درآمد خالص خود را – که نمی‌باید از ۴۰۰۰ لیره در سال کمتر باشد – به دولت ایران پرداخت نماید. (رویتر علاوه‌بر انحصار بانک شاهنشاهی، امتیاز راه‌سازی، ایجاد راه‌آهن، استخراج از معادن و غیره را نیز کسب کرده بود که بابت این امتیازها شانزده درصد از سود خالص را به ایران پرداخت می‌نمود). بانک می‌باید وامی به‌مبلغ ۴۰۰۰۰ لیره با بهره شش درصد و به‌مدت ده سال به دولت ایران می‌پرداخت.

انحصار انتشار پول و صندوق‌داری دولت که به‌معنی انجام امور مالی دولت مثل پرداخت حقوق کارکنان دولت و غیره است، یک قدرت و اهمیت قابل‌توجه به بانک شاهنشاهی داده بود. به‌عبارت دیگر، این بانک در آن زمان تقریبا حکم بانک مرکزی را برای ایران داشت. از آنجایی که سرمایه بانک در انگلستان تادیه گردیده بود، مرکز قانونی آن در لندن قرار داشت و تابع قوانین کشور انگلستان بود، در حالی که مرکز فعالیت آن در تهران بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




شمول تغییرات ممکن در بازنمود جایگزین های تصمیم ، جزئی جدید در موقع چهارم دزتحقیق و تئوری تصمیم گیری است . اولین تغییرات برای حل تعارضات تصمیم گیری ضروری اند ، زیرا اهداف متناقض باید مورد مذاکره و مشاوره مجدد قرار گیرند . این فرض جدید توسط شپارد (۱۹۶۴) معرفی گشت و سپس توسط کانمن و تورسکی (۱۹۷۹) و اسونسون(۱۹۷۹) اصلاح گردید. تغییرات ممکن است از رویداد های غیر منتظره منجر شوند. در آن مورد ، قضاوت ها بر اساس هنجارها یا استانداردهایی خواهد بود که از طریق رویدادها، خودشان ایجاد یا اصلاح شدند. به طور عام تر اتخاذ قواعد تصمیم برای ساختار یک مشکل به عنوان تصمیم گیری متناسب یا محتمل [۵۸] توصیف شد (دکراپ ۲۰۰۶ ، اسمال من و مور۲۰۰۸) . این رویکرد فرض می‌کند که مردم از انواع استراتژی ها برای حل مسائل تصمیم استفاده می‌کنند . انتخاب یک استراتژی خاص به ویژگی های شخصی ( توانایی شناختی ، دانش اولیه ) ، ویژگی های مسئله ( عوامل زمینه ای ) ،زمینه ی اجتماعی ( مسئولیت ، عضویت در گروه ) بستگی دارد. دو چارچوب اصلی برای تصمیم گیری محتمل استفاده می شود. از یک طرف چارچوب هزینه / منفعت ، فرض می‌کند که انتخاب استراتژی نتیجه ی سازش بین اشتیاق برای گرفتن یک تصمیم صحیح و اشتیاق برای کم کردن تلاش است (بیچ و میشل [۵۹]۱۹۷۸) . از طرف دیگر چارچوب ادراکی در نظر می‌گیرد که تصمیم گیری توسط اصول پایه ی ادراک انسانی نظیر ابراز / اسکلت بندی مسئله تصمیم تحت تأثیر قرار می‌گیرد (تورسکی و کانمن ۱۹۸۱) یا ادراک انتخاب ها به عنوان پیشنهاد حاصل می شود( پوتو[۶۰] ۱۹۸۷).

مدل سیاسی تصمیم گیری یک مورد خاص از تصمیم گیری متناسب است (دکراپ ۲۰۰۶، اسمال من و مور ۲۰۰۸). این مدل از مشاهده شروع می شود که اکثر تصمیمات انسانی ، فردی نیستند ولی در عوض شامل گروه ها می‌شوند. تئوری های تیم ها و بازی ها اولین بار برای توضیح تصمیم گیری گروهی پیشنهاد شده اند . به هر حال این ها بر اساس فروض قابل پرسشی اند که : ۱- افراد ترجیحات با ثبات و / یا شناختی داند تا هیچ تعارضی رخ ندهد(تئوری تیم ها) و ۲- ترجیحات و شناخت ها بی ثباتند ولی الگوها برای حل تعارضات می کوشند ، چون آن ها به طور منطقی رفتار می‌کنند (تئوری بازی ها). در عوض پارادایم تصمیم گیری سیاسی فرض می‌کند که بازیگران بی ثبات چندگانه ، کمتر مستعد تأکید بر از بین بردن تعارض در ترجیحات یا شناخت هستند(دکراپ ۲۰۰۶، مارچ ۱۹۹۴). جنگ برای قدرت (از طریق زور یا تبادل) و ایجاد اتحاد (از طریق چانه زنی ) دو اصطلاح در اصل تصمیم گیری سیاسی هستند.

پست مدرنیسم موقع پنجم را در مطالعه ی تصمیم گیری معرفی می‌کند . این دیدگاه نو شده در علوم اجتماعی، راه را برای نقدهای متد بر تئوری های منطقی بودن و پیگیری قواعد تصمیم گیری انسان سنگفرش می‌کند(مهیا می‌کند). جهانی که تصمیم گیران با آن مواجه اند به نظر می‌رسد که به طور سیستماتیک از کم نظم تر، مبهم تر و سمبلیک تر از دنیایی باشد که در اغلب تئوری های ذکر شده در بالا تا به حال به تصویر کشیده شده است (دکراپ ۲۰۰۶مارچ ۱۹۹۴). واقعیت منحصربفرد نیست ، علیت، اغلب نا واضح و تعمد، یک پیش‌بینی کننده ی ضعیف رفتار است. پارادایم های جدید به منظور به حساب آوردن این نسبی گرایی است . مدل سطل زباله (کوهن و همکاران ۱۹۷۲[۶۱] ) مبهم بودن و عدم اطمینانی را در بر می‌گیرد که در جهان مشاهده می شود. این مدل پیشنهاد می‌دهد که تصمیمات شبیه سطل زباله اند که در آن مسائل با راه حل ها ، فرصت های انتخاب و تصمیم گیران در آن رها شده اندو با هم به وسیله ی نزدیک[۶۲]ی زمان مرتبط هستند. به عنوان نتیجه تقریباً هر راه حل می‌تواند با هر مشکل شریک باشد، در حالی که آن در زمان مشابه فراخوانده شود.

مدل سطل زباله ‌بر اساس چشم انداز مرتب کردن (ترتیب )زمانی است که هر فرایند تصمیم شامل مجموعه ای از افراد و گروه هایی است که به طور همزمان در سایر چیزها در گیر می‌شوند (دکراپ ۲۰۰۶، مارچ ۱۹۹۴).

۲٫۳تصمیم گیری مصرف کننده

در کنار علم اقتصاد ، روانشناسی و جامعه شناسی ، به تصمیم گیری در علوم مدیریت ، و به طور خاص تر در رفتار مصرف کننده و سازمانی توجه زیادی شده است . بررسی تصمیمات خرید (محصول ، برند ، مغازه ، شیوه ی پرداخت و … ) همان طور که در آن ها تجارت برای فروش خدمات و کالاهایشان ممکن می‌سازد ، ارزشمند است . انتخاب و استفاده از تصمیم ها نیز دارای اهمیت زیادی نه تنها برای خود مصرف کنندگان بلکه برای خط مشی گذاران و بازاری ها نیز مهم است. خلاصه ، تصمیمات مصرف کننده فراگیر هستند. هیچ راهی وجود ندارد که مصرف کننده بتواند از تصمیم گیری بگریزد ( دکراپ ۲۰۰۶، والترز و برژیل[۶۳] ۱۹۸۹). ولی اینجا دوباره ، خرید نهایی فقط بخش قابل مشاهده ی کوه یخ است . چون که تجسمی از کل اصل تصمیم گیری می‌باشد ، که با شناخت مسئله ( نیاز ) شروع می‌گردد .

۲٫۳٫۱تئوری های کلاسیک

تئوری های کلاسیک مصرف کننده را یا کاهش دهنده ی ریسک ، حل کننده ی مسئله یا پردازنده ی اطلاعات نشان می‌دهند . این مواقعی است که یکی با سه مورد از بخش اول( تصمیم گیری کلی ) در یک خط قرار دارند. دیدگاه مصرف کننده به عنوان یک کاهنده ی ریسک اولین بار توسط بائر ۱۹۶۰و تایلر ۱۹۷۴[۶۴] پیشنهاد شده است . ریسک ممکن است به عنوان پیش‌بینی (انتظار) شخصی تشریح شود که یک عمل خاص منجر به کاهش یا عدم اطمینان ‌در مورد نتیجه ی خرید شود . ریسک می‌تواند روانشناختی یا فیزیکی باشد ، می‌تواند به پول ، ساخت محصول یا پذیرش اجتماعی مربوط باشد . تئوری کاهش ریسک فرض می‌کند که مصرف کنندگان مایل به کاهش ریسک به سطحی قابل پذیرش در تصمیمات بازارشان هستند. جستجوی اطلاعات بسیار محدود است مگر اینکه به اتخاذ انتخاب هایی امن تر(مطمئن تر) کمک نماید. کاهش ریسک شامل استراتژی هایی نظیر وفاداری به برند ، تکرار خرید ها ، و خرید گرانترین یا مشهورترین برند ها می شود(دکراپ ۲۰۰۶).

حل مسئله مشهور ترین رویکرد برای تصمیم گیری مصرف کننده است . تعداد چشمگیری از مدل های رفتار مصرف کننده بر اساس این پارادایم هستند (دکراپ ۲۰۰۶، هاوارد و شث [۶۵]۱۹۶۹ ، انگل و همکاران[۶۶] ۱۰۷۳). فروض پایه ی آن ، این است که هر مصرف کننده ای نیاز یا اشتیاق دارد که مشکلی را در چارچوب فردی برانگیزد. مصرف کننده با تصمیم به یک روند به منظور رفع نیاز یا اشتیاق متعهد به حل آن مسئله می شود . تصمیم گیری مستلزم این گام های مخصوص به خود است. : شناخت نیاز ، جستجو برای اطلاعات (که فرض می شود بسیار مهم است ) ، ارزیابی جایگزین ها ( مصرف کننده ویژگی ها و محصولات را ارزیابی می‌کند) ، خرید ، نتایج ( ارزیابی بعد از خرید ).

حل مسئله به طور آشکار به عملی منطقی و با تفکر بر می‌گردد که یک تصمیم گیرنده ی عاقل را می طلبد ( دکراپ ۲۰۰۶ ، فیش بن و آجزن[۶۷] ۱۹۷۵) . تصمیمات خرید در یک پیوستار بین حل مسئله ی گسترده ( EPN [۶۸]) و حل مسئله ی محدود ( LPS [۶۹]) واقع شده است . گستردگی حل مسئله به طور مثبت توسط سطح تمایز بین جایگزین ها ، دسترسی زمانی و مداخله تحت تأثیر قرار دارد. (انگل و همکاران ۱۹۹۰ ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




    1. CBoT. ↑

    1. محمد آرام (،۱۳۸۲).امکان سنجی تأسیس بورس مستقل آتی نفت در ج.ا.ا،ص۱۶٫ ↑

    1. Heating oil ↑

    1. Un teaded gasoline ↑

    1. www.NYMEX.COM

    1. WWW.I P E.UK.COM ↑

    1. محمد آرام، پیشین،ص۲۳٫ ↑

    1. محمد آرام،همان،ص۲۴٫ ↑

    1. I P E gasoil contract. ↑

    1. همان،ص۲۶؛۲۷٫ ↑

    1. حسین یوسف پور طرقی(۱۳۸۵). قرارداد آتی در بازار بورس کالا، ص۶۱ . ↑

    1. محمد طاهری (۱۱/۱۱/۱۳۸۲)، شرق ، ص۱۴٫ ↑

    1. محمدهاشم،بت شکن (۱۳۸۷).”بازار قرارداد آتی و حق اختیار معاملات و امکان سنجی راه اندازی آن ها در ایران “،ص۴٫ ↑

    1. Chicago board of trader. ↑

    1. Futures contract. ↑

    1. سید محسن حسینی ‌چالش‌تری ، امکان سنجی طراحی قرارداد آتی در نظام اسلامی، ص ۳۲به بعد. ↑

    1. زین‏الدین الجبلی العاملی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه، جلد۳، ص ۳۵۴ . ↑

    1. ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن الحسن حلی، شرایع الاسلام، جلد ۲، ص ۶۴ . ↑

    1. سید محمد جواد حسینی عاملی، مفتاح الکرامه، جلد ۵، ص ۲۸٫ ↑

    1. و ۵ توضیحات این دو واژه به ترتیب در ص۴۴و ص۴۱ آمده است. ↑

    1. محمد طاهری،همان. ↑

    1. بند۱۱ماده یک قانون بازار اوراق بهادار ج.ا.ا . ↑

    1. حسین یوسف پورطرقی، همان . ↑

    1. راحمد رضایی(۱۳۸۹).آشنایی با معاملات آتی ها در بورس کالا،،ص ۳ . ↑

    1. Hull , j , “options”, futures and other Derivatives security, prentice hall , 1993 , p180 ↑

    1. options ↑

    1. محمد آرام بنیار (۱۳۸۳). امکان سنجی فقهی تأسيس بورس مستقل آتی نفت در جمهوری اسلامی ایران، ص ۳۲ . ↑

    1. جان هال(۱۳۸۴).مبانی مهندسی مالی و مدیریت ریسک، شرکت کارگزاری مفید، ، ص ۲۶۰ . ↑

    1. عباس آریانپور کاشانی (۱۳۸۵). فرهنگ دانشگاهی آریانپور، انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ نوزدهم، ص ۸۶۹ . ↑

    1. . گروه مولفان،(۱۳۸۴). فرهنگ حقوقی مجد، انتشارات مجد، تهران، چاپ پنجم، ص۱۱۹ . ↑

    1. . Commodity Exchange Act-1974. ↑

    1. . Commodity Futures Trading Commission. ↑

    1. . MC Bride, Philip, Ibid, P4. ↑

    1. تد لافتن، منبع پیشین و هال، جان،منبع پیشین . ↑

    1. . حسن گلریز(۱۳۷۴). بررسی اوراق بهادار، انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ اول . ↑

    1. . مسعود درخشان(۱۳۸۳). مشتقات و مدیریت ریسک در بازارهای نفت . ↑

    1. . علی جهانخانی و علی پارساییان(۱۳۷۵). بورس اوراق بهادار (تألیف و ترجمه)، انتشارات دانشگاه، دانشگاه تهران، چاپ دوم، ، ص۲۸۳ و ۲۸۴ . ↑

    1. . غلامعلی معصومی نیا(۱۳۸۷). بررسی فقهی و اقتصادی ابزارها مشتقه. سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، چاپ اول، ص ۱۷۵٫ ↑

    1. . سیدمحسن حسین ‌چالش‌تری(۱۳۷۶). امکان طراحی قراردادهای در نظام سلاحی پایان نامه کارشناسی ارشد، مدیریت مالی،‌دانشگاه امام صادق، بهمن ص ۱۲٫ ↑

    1. دستورالعمل اجرایی معاملات قراردادهای آتی در شرکت بورس کالای ایران (سهامی عام) مصوب ۷/۱۲/۱۳۸۶٫ ↑

    1. علی انصاری و حامد هادی،‌ ماهیت حقوقی قراردادهای آتی (تطبیق با دستورالعمل اجرایی معاملات قراردادهای آتی در شرکت بورس کالای ایران (سهامی عام)) مؤسسه‌ ی بین‌المللی حقوقی و مطالعاتی ایرانیان صاعد، ص۳٫ ↑

    1. سیدمحسن حسینی ‌چالش‌تری(۱۳۷۶).امکان سنجی طراحی قراردادهای آتی در نظام مالی اسلامی،،ص۳۶ . ↑

    1. محمد مهدی حاجیان(۱۳۹۰). وضعیت حقوقی قرارداد آتی در حوزه نفت و گاز ، ص۵ . ↑

    1. محمد مهدی حاجیان ، منبع پستین ، ص۶ ↑

    1. محمد بن مکرم )ابن منظور)، ۱۴۰۵) ه.ق). لسان العرب، قم، ادب الحوزه، ص ۳۲۹ ↑

    1. مرتضی انصاری، ۱۴۲۰) ه.ق). مکاسب، قم، مجمع الفکر الاسلامی ، ج ۵، ص ۲۱ ↑

    1. روح الله خمینی، ) ۱۴۱۰ه.ق)، کتاب البیع، قم، مؤسسه‌ مطبوعاتی اسماعیلیان، ج۱، ص ۸۷٫ ↑

    1. محمد حسین آل کاشف الغطا، ۱۳۶۱) ه.ق)، تحریر المجله، تهران، مکتبه النجاح، ج ۱، ص .۵۳ ↑

    1. محمد حسین نائینی، ۱۳۸۵) ه.ق)، منیه الطالب، نجف، مطبعه المرتضویه، ج ۱، ص ۱۲۳ و سید ابو القاسم الخوئی،( ۱۳۷۴) ، مصباح الفقاهه، نجف، الحیدریه، ج ۷، ص ۳۵۳ و میرزا حسن بجنوردی، ۱۳۹۱) ه.ق)، القواعد الفقیهه، نجف، . مطبعه المرتضویه، ج ۳، ص ۲۲۵ ۸۵٫ . ↑

    1. محمدکاظم یزدی،(۱۳۷۸)،حاشیه مکاسب،قم،اسماعیلیان،ص ۱۱۷ . ↑

    1. ابوالقاسم خویی،(۱۴۰۸ه ق)، مبانی عروء الوثقی،قم،لطفی،ج۳،ص۳۴٫ ↑

    1. احمد ابرام،( ۱۳۷۱) ، پیشین، تهران، فردوسی، ص . ۳۰ -۸۷ ↑

    1. ناصر کاتوزیان،( ۱۳۸۰) ، حقوق مدنی: قواعد عمومی قراردادها، ج ۱، تهران، شرکت سهامی انتشار ص. ۳۷۷, ۸۸ ↑

    1. همان، ص۸۹ . ↑

    1. مهدی شهیدی،(۱۳۸۵)، مجموعه مقالات حقوقی، قرارداد تشکیل بیع، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، ص۲۴٫ ↑

    1. ناصر کاتوزیان، ۱۳۸۷) )، عقود معین ۱، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص ۵۷، ۸۹٫ ↑

    1. مهدی شهیدی، پیشین، ص ۲۷ . ↑

    1. مهدی شهیدی، پیشین، ص۲۸٫٫ ↑

    1. همان، ص ۴۵-۹۰ . ↑

    1. کاتوزیان، پیشین، ص . ۶۳ ↑

    1. ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۳ ،ص ۲۸۴ . ↑

    1. عبدالله بن قدامه، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی، بی تا، ج ۴، ص . ۲۸۹ ↑

    1. محمد جعفر جعفری لنگرودی، دایره المعارف حقوق تجارت و بازرگانی، پیشین، ص . ۹۲۷ ↑

    1. الکلینی الرازی، ۱۴۰۱) ه.ق)، الفروع من الکافی، با تعلیقات علی غفاری، بیروت، دارالمعارف، ج ۵، ص. ۲۳۳ ↑

    1. یوسف البحرانی، ۱۳۷۷) )، الحدائق الناضره، قم، دارالکتب الاسلامیه، ج ۵، ص ۲۱۷٫ ↑

    1. وهبه الزحیلی، ۱۴۰۷) ه ق)، العقود المسماه فی القانون المعاملات المدنی الاماراتی، دمشق، دار الفکر، ج ۴، ص. ۴۴۸ ↑

    1. عبدالرزاق احمد سنهوری، ۱۹۹۸) )، الوسیط فی شرح القانون المدنی الجدید، بیروت، منشورات الحبی الحقوقیه، ج ۴ ↑

    1. همان، ج ۴، ص. ۸۶ ↑

    1. الکلینی الرازی، الفروع من الکافی، ص ۲۳۳ و حسین بن یوسف بن المطهر حلی، ۱۴۱۵) ه.ق)، مختلف الشیعه، قم، نشر اسلامی، . ج ۵، ص. ۳۱۷ ↑

    1. سید محمود هاشمی شاهرودی، ۱۴۲۳) ه.ق)، القرائات الفقهیه المعاصره، قم، دائره المعارف الفقه الاسلامی ،ج ص .۲۸۶ -۲۸۰ ۹۶ . ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




ایجاب قابل رجوع در ماده ۵۱۷ قانون مدنی افغانستان هم بدین شکل آمده است. «عاقدین بعد از ایجاب تا ختم مجلس عقد به قبول یا رد آن اختیار دارند اگر ایجاب کننده بعد از صدور ایجاب و قبل از قبول طرف مقابل از ایجاب رجوع نموده و یا چنان گفتار و یا عملی از عاقدین صادر شود که دلالت بر انصراف از قبول نماید چنین ایجاب باطل بوده و قبول بعد از آن نیز از اعتبار ساقط می‌گردد. «این ماده نشان می‌دهد که از ایجاب می توان قبل از قبول انصراف نمود. اما این یک استثنا است در جای که ایجاب و قبول در مجلس واحد باشند و در قانون مدنی افغانستان اصولاً از ایجاب نمی توان رجوع نمود.

ب- ایجاب غیرقابل رجوع: ایجاب غیرقابل رجوع ایجابی است که توأم با التزام باشد. بدین صورت که ایجاب کننده صریحاً یا تلویحاً متعهد می‌گردد که تا مدتی پیشنهاد خود را نگهدارد و به آن مقید باشد. در اکثر کشورهای اروپایی چنانچه ایجاب مدت دار باشد آن را غیرقابل رجوع می دانند.

ولی اکثراً ایجاب های غیرقابل رجوع را می توان از بیانات ایجاب کننده فهمید مثلاً اگر ایجاب کننده بگوید «این ایجاب قطعی است» پس می توان گفت ایجاب غیرقابل رجوع است. موضوع رجوع از ایجاب در بحث آثار ایجاب بحث خواهد شد.

مبحث سوم – ایجاب ملزم

در این مبحث مفهوم ایجاب ملزم، مبانی ایجاب ملزم و نظریات پیرامون آن بحث می شود و همچنان این موضوع که قانون افغانستان که ایجاب ملزم را پذیرفته با کدام نظریه می توان آن را توجیه نمود.

گفتار اول- تعریف و مفهوم ایجاب ملزم

ایجاب ملزم ایجابی است که به اراده یک جانبه موجب، او را متعهد به عدم عدول از ایجاب می‌کند تا تکلیف رد و قبول طرف مقابل روشن گردد.

مثلاً: ۱- ایجاب در عقد حاضرین که با ضرب اجل باشد ( این ایجاب است که موجب برای اظهار قبول مهلتی ذکر کند.) ۲- ایجاب در عقد حاضرین یا غائبین بدون ضرب اجل، ولی از اوضاع و احوال معلوم باشد که او به طرف مهلت داده است.[۱۱۷] سیستم های مختلف حقوق در این مورد نظر یکسان ندارند. یکزمان ایجاب بدون قید و شرط انشاء می شود مثلاً شخصی بگوید این کتاب را به تو به ۱۰۰ افغانی فروختم این ایجاب اطلاق دارد یک وقت در ایجاب یک مدت برای قبول معین می شود مثلاً بگوید این کتاب را به تو به ۱۰۰ افغانی فروختم و تا یک ماه بر ایجاب خود باقی هستم در این جا ایجاب مقید شده اما یکزمان است که موجب مدت را معین نمی کند و عدم عدول را در ایجاب ذکر می کند. مثلاً این کتاب را به تو فروختم به ۱۰۰ افغانی و از ایجاب خود عدول نمی کنم. آیا می‌تواند از ایجاب خود عدول نماید؟

‌در مورد اینکه موجب می‌تواند از ایجاب خود عدول کند نخستین پاسخی است که بنظر می‌رسد این است که، ایجاب مخلوق اراده پیشنهاد کننده است. پس چرا اراده ای که آن را آفریده نتواند آن را از بین ببرد؟[۱۱۸] برای جواب این سوال لازم است اول فهمید که از چه زمانی این الزام برای گوینده ایجاب پیدا می‌شود؟ این الزام به نظر می‌رسد از زمانی آغاز می شود که ایجاب به قبول کننده برسد. ‌بنابرین‏، اگر ایجاب با نامه ای فرستاده شود از تاریخ وصول نامه به قبول کننده ایجاب لازم می شود، و قبل از آن عدول از ایجاب حتی ‌بر اساس نظریه ایجاب ملزم نیز مشکلی نخواهد داشت.[۱۱۹] ولی همین که ایجاب به طرف دیگر برسد و او را آگاه سازد. اوضاع دگرگون می شود. آنچه تاکنون درونی و پنهانی بود به اجتماع راه می‌یابد و باعث ایجاد رابطه حقوقی می‌گردد. طرف خطاب ‌به این گفته اعتماد می‌کند یا درباره آن اندیشیده و مقدمات را برای بستن عقد فراهم می‌کند و از این به بعد ایجاب به حقوق او هم ارتباط دارد و برهم زدن طرح عقد باعث خسارت به او می شود. پس با توجه ‌به این وضع سوال یاد شده را بررسی می‌کنیم که آیا اختیار قبول پیشنهاد حقی برای طرف آن به وجود می آورد که نتیجه مخالف آن ایجاد تکلیف برای ایجاب کننده باشد، یا اثر ایجاب تنها اباحه و اذن است و گوینده آن را پیش از قبول پای بند نمی سازد؟[۱۲۰]

در حقوق اسلامی بجز در فقه مالکی در سایر مذاهب اسلامی ایجاب ملزم پذیرفته نشده ، فقه حنفی ایجاب را ملزم نمی داند اما فقه مالکی ایجاب ملزم را پذیرفته دلیل فقهای مالکی این است که موجب با صدور ایجاب برای طرف مقابل حق قبول و تملک را ایجاد کره است و طرف مقابل باید بتواند از این حق استفاده کرده و آن را اجرا نماید، و از این رو موجب حق رجوع ندارد. در صورت رجوع نیز ایجاب باطل نخواهد شد.[۱۲۱] بناءً از نظر فقهای مالکی موجب ملزم به ایجابی است که از او صادر شده است. اما در فقه حنفی نظریه ایجاب ملزم پذیرفته نشده و به اساس این فقه موجب می‌تواند از ایجاب خود رجوع کند. ولی در قانون مدنی افغانستان که مبتنی بر فقه حنفی است در این مورد از فقه حنفی پیروی نشده و موجب نمی تواند از ایجاب خود رجوع کند. در قانون مدنی افغانستان در ماده ۵۱۴ چنین بیان شده است. «هرشخص به سبب ایجاب خود ملزم قرار می‌گیرد، مگر این که به عدم الزام خود تصریح نموده یا از قرائن ظاهری یا از طبیعت معامله چنان معلوم گردد، که در ایجاب قصد التزام وجود نداشته باشد.» این ماده قانون مدنی افغانستان مانند فقه مالکی همان نظریه ای که ایجاب را ملزم می‌داند پذیرفته شده است و ایجاب ملزم را می پذیرد. این موضوع عیناً در قانون مدنی آلمان نیز وجود دارد که بنظر می‌رسد این ماده قانون مدنی افغانستان از قانون مدنی آلمان گرفته شده است. این ماده از ماده ۱۴۵ قانون مدنی آلمان گرفته شده است. چون قانون مدنی افغانستان در بسیاری موارد از قانون مدنی آلمان پیروی نموده است و ماده ۵۱۴ متأثر از ماده ۱۴۵ قانون مدنی آلمان می‌باشد. زیرا در این ماده قانون مدنی آلمان آمده است که «هرکس به دیگری ایجابی برای انعقاد قرارداد ارائه دهد به وسیله آن ایجاب ملزم است، مگر اینکه نفی چنین الزامی را کرده باشد. «قانون مدنی افغانستان از این ماده گرفته شده است. انتقادی که بر این نظریه وارد است این که اگر قصد التزام وجود نداشته باشد این ایجاب نیست بلکه صرفاً دعوت به معامله است زیرا از شرایط ایجاب یکی قصد التزام موجب در صورت قبول طرف می‌باشد. در این مورد بین کنوانسیون و حقوق افغانستان هم تفاوت وجود دارد کنوانسیون ایجاب را قابل عدول می‌داند و نظریه ایجاب ملزم را نپذیرفته اما در قانون مدنی افغانستان اصولاً ایجاب ملزم است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




۲-۱۸- سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفته

۲-۱۸-۱- پیشینه داخلی

جدول (۲-۱): پیشینه داخلی

ردیف

نام محقق

سال

نتایج

۱

آقایی و مختاریان

۱۳۸۳

اکثریت سرمایه گذاران علاقه کمی به سفته بازی و معاملات پر ریسک دارند . ‌در مورد تصمیم گیری برای خرید سهام معیارهای مالی از قبیل تقسیم سود و سود هر سهم بسیار مربوط هستند با این حال اهمیت آن ها کمتر از نوسانات قیمت و روند قیمت سهام در بورس است .

۲

صدقی خوراسگانی

۱۳۸۴

سبک غالب رفتاری سرمایه گذاران در بازار سهام تهران یک سبک محافظه کارانه است و تفاوت معناداری بین سبک های رفتاری سرمایه گذاران زن ومرد و همچنین بین ‌گروه‌های سنی مختلف وجود ندارد .

۳

قالیباف اصل و نادری

۱۳۸۵

سرمایه گذاران در کوتاه مدت نسبت به اطلاعات و اخبار منتشره در شرایط رکود و رونق ، واکنشی بیش از حد نداشته اند .

۴

اسلامی بیدگلی و تهرانی

۱۳۸۵

رابطه رگرسیونی بین حجم مبادلات با متغییرهای اعتماد بیش از حد را تأیید می‌کند . همچنین تاثیر سن ، تحصیلات و سابقه حضور در بورس بر سطح تمامی متغییرهای این تحقیق بررسی می‌شوند .

۵

اسلامی بیدگلی

۱۳۸۷

الگوی خاصی در رفتار بازار وجود دارد که شناسایی و بهره گیری از روند این الگوها ، سرمایه گذاران حرفه ای را در جهت کسب بازدهی اضافی یاری می‌کند.

۶

پناهیان و صفا

۱۳۸۸

در تصمیم گیری برای خرید سهام ، مهمترین عامل قابلیت نقد شوندگی سهام است و بعد ازآن عواملی مانند : ثبات نسبی سودآوری بازده سهام و روند قیمت سهام نیز دارای اهمیت هستند و بقیه عوامل در درجه بعدی قرار گرفته اند.همچنین نتایج تحقیق نشان داده است که دیدگاه کارگزاران و سرمایه گذاران در خصوص تاثیر عوامل به خرید سهام متفاوت بوده و ‌در مورد عواملی مانند قیمت به سود هر سهم ، مدیریت شرکت ، نوسانات قیمت و محل اصلی عملیات تقریبا اتفاق نظر داشته و تفاوت قابل توجهی بین نظرات آن ها وجود ندارد .

۶

پناهیان و صفا

۱۳۸۸

در تصمیم گیری برای خرید سهام ، مهمترین عامل قابلیت نقد شوندگی سهام است و بعد ازآن عواملی مانند : ثبات نسبی سودآوری بازده سهام و روند قیمت سهام نیز دارای اهمیت هستند و بقیه عوامل در درجه بعدی قرار گرفته اند.همچنین نتایج تحقیق نشان داده است که دیدگاه کارگزاران و سرمایه گذاران در خصوص تاثیر عوامل به خرید سهام متفاوت بوده و ‌در مورد عواملی مانند قیمت به سود هر سهم ، مدیریت شرکت ، نوسانات قیمت و محل اصلی عملیات تقریبا اتفاق نظر داشته و تفاوت قابل توجهی بین نظرات آن ها وجود ندارد .

۷

فهیمی دوآب

۱۳۸۹

تصمیم خرید سرمایه گذاران در هر دو تالار تحت تاثیر عوامل فرهنگی خاص می‌باشد و این عوامل در مشهد از تاثیر بیشتری برخوردار است.

۸

سعیدی و دیگران

۱۳۸۹

خطاهای ادراکی مطرح شده در پژوهش دارای رابطه معناداری با شخصیت سرمایه گذاران است. نتایج نشان داده است که بین برونگرایی و گشودگی با خطای پیش‌بینی و پیش اطمینانی ، بین روان رنجوری با خطاهای تصادفی بودن و بین گشودگی با خطای دسترسی رابطه معکوس وجود دارد .

۹

مرادی و احمدی

۱۳۹۰

فقط متغییرهای جریان های نقد عملیاتی با تغییرات مخارج سرمایه ای رابطه معناداری دارد.

۱۰

لشکی و مرتضای

۱۳۹۰

حجم سرمایه گذاری با اعتماد به نفس افراد رابطه مستقیمی دارد و با منطق افراد ارتباط معکوس ، یعنی افراد همیشه کاملا عقلایی عمل نمی کنند .

۲-۱۸-۲- پیشینه خارجی :

جدول (۲-۲): پیشینه خارجی

ردیف

نام محقق

سال

نتایج

۱

مریکاس و همکاران

۲۰۰۳

معیار تصمیم گیری افراد در خرید یک سهم ،ترکیبی از معیارهای اقتصادی و معیارهای روان‌شناختی است. آن ها دریافتند که تصمیم‌‌گیری سرمایه گذاران همواره یک رویکرد منسجم و عقلایی نخواهد بود.

۲

حسن التمیمی

۲۰۰۳

شاخص EMSI همبستگی بالایی با شاخص بازده بورس اوراق بهادار داشته و تغییرات قیمتی در بازار با گرایش‌های احساسی سرمایه گذاران مرتبط می‌باشد.

۳

باکر و وارگلر

۲۰۰۶

هنگامی که شاخص اول دوره گرایش های احساسی در سطح پایین می‌باشد ، بازده سهام شرکت های کوچک ، تازه تأسیس ، پرنوسان ، غیر ‌سود ده ، فاقد سود تقسیمی، مستعد رشد و دچار بحران های مالی ، بالا می‌باشد و برعکس. این موضوع بیانگر این است که چنین سهام هایی در دوران نزولی گرایش های احساسی سرمایه گذاران، به طور نسبی کمتر از واقع قیمت گذاری می‌شوند.

۴

کومار و لی

۲۰۰۶

اریسک می‌تواند بازده های آتی را پیش‌بینی کند.شرکتهایی که افزایش عمده در ریسک گرایش احساسی دارند، در ۱۲ ماه بعد از تاریخ انتشارگزارش سالانه ، بازده های منفی نسبت به شرکت‌های دیگر خواهند داشت

۵

چاندرا

۲۰۰۸

بر خلاف نظریه های مالی کلاسیک ، سرمایه گذاران فردی همیشه در تصمیمات سرمایه گذاری منطقی رفتار نمی کنند . تصمیم گیری های سرمایه گذاری تا حد زیادی به عوامل رفتاری مانند حرص و طمع و ترس ، ناهمسانی شناختی ، فناوری هوشمند ، حسابداری ذهنی ، و نقطه اتکا وابسته است . این عوامل رفتاری باید در تصمیم گیری های سرمایه گذاری به عنوان عوامل ریسک در نظر گرفته شوند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




در واقع با پایان جنگ سرد و مخصوصاً پس از فروپاشی بلوک شرق ـ یعنی جایی­که جهان دوم محسوب می­شد ـ کاربرد اصطلاح جهان سوم بی­معنا شد، چراکه این سؤال پیش آمد: جهان سوم در مقابل کدام ‌دو جهان دیگر؟

پس ‌می‌توان گفت پایان دوره­ سه جهان، مصادف بود با “فروپاشی کمونیسم اروپای شرقی، سقوط رژیم نژادپرستی در آفریقای جنوبی و گذر به دموکراسی در کشورهای با دیکتاتوری نظامی و حکومت مطلقه.” (Denning, 2004, 46)

بعد از انتقادات زیادی که به جهان سوم وارد شد و مخصوصاً بعد از فروپاشی شرق کمونیست، توجه جهانیان به دوگانگی جهان جلب شد و نظریات زیادی در این زمینه داده شد.

در میان تقسیم ­بندی­هایی که بر دوگانگی جهان معاصر تأکید می­ کند، ‌می‌توان به تقسیمِ جهان به دو بخش “شمال” و “جنوب” اشاره کرد. البته این اصطلاح را اولین­بار هاوس هوفر آلمانی، صاحب نظر جغرافی سیاسی، به­کار برد. او قبل از جنگ جهانی دوم، جهان را به دو بخش شمال و جنوب تقسیم کرده بود و معتقد بود که قدرت­های بزرگ جهان همگی در بخش شمالی واقع ‌شده‌اند. (ساعی، ۱۳۸۹، ص۱۷)

اصطلاح کشورهای جنوب کم­کم جایگزین اصطلاح جهان سوم شد و معانی متنوع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که اصطلاح جهان سوم داشت، به خود گرفت. به همین دلیل وقتی این اصطلاح ‌در مورد کشورهای جهان سوم به­کار می­رود، به معنی آن است که جهان از دو بخش تشکیل شده؛ بخش اول کشورهای پیشرفته­ی صنعتی، غنی، قدرتمند، به نام شمال را دربرمی­گیرد و بخش دوم کشورهای کمتر توسعه ­یافته، غیرصنعتی، غالباً فقیر و ضعیف، به نام جنوب را شامل می­ شود. معیار این تقسیم ­بندی، سطح رشد اقتصادی و توسعه صنعتی کشورها ‌می‌باشد.

معمولاً استدلال می­ شود که بیشتر کشورهای پیشرفته­ی صنعتی در قسمت­ های شمالی کره­ی زمین و اکثر کشورهای توسعه ­نیافته جهان در نواحی جنوبی­تر کره­ی زمین واقع ‌شده‌اند. اما در تقسیم دنیا به دو نقطه­ فقیر و غنی، باید دانست که این طبیعت نیست بلکه بشر است که موجب چنین تقسیمی شده است.

۲- مبانی نظری تئوری جهانی سازی

جهانی سازی واقعیتی است که امروزه توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب ‌کرده‌است؛ چراکه پدیده­ای در حال وقوع ‌می‌باشد؛ از این­رو فهم درست این فرایند، تنها راه مطمئن جهت مقابله یا همراهی با آن ‌می‌باشد. البته از آن­جا که فرآیندهایی که بر مبنای آن مردم جهان به­ صورت یک جامعه جهانی درمی­آیند، گوناگون است؛ بدیهی است که برداشت‏ها از مفهوم جهانی سازی متنوع باشد. از این­رو در این قسمت مکاتب مرتبط با جهانی سازی و نظریات گوناگون اندیشمندان در این زمینه را برمی­شماریم.

در حالت کلی سه مکتب فکری در رابطه با تئوری جهانی سازی مطرح ‌می‌باشد؛ که عبارتند از:
۱) رئالیسم: طرفدار نظام سرمایه‏داری است و دخالت دولت را جهت حفظ منافعِ ملی لازم می‏داند.
۲) لیبرالیسم: با اعتقاد به محدود کردن نقش دولت، با جهانی سازی سنخیت دارد. لیبرال‏ها معتقدند جهانی سازی می‏تواند فرصت‏های بیشتری را جهت رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی، سیاسی فراهم آورد.
۳) ساختارگرایان تاریخی[۱۸۶]: جهانی شدن را با اهمیت فرض می‏ کنند اما آثار آن را بسیار منفی می­دانند و بیش از رئالیست‏ها و لیبرال‏ها بر نابرابری شمال و جنوب تأکید ‌می‌کنند.

در راستای تبیین مفهوم نظری جهانی سازی، از آن­جا که مفهومی گسترده در سطح بین ­المللی ‌می‌باشد و اندیشمندان زیادی در رابطه با آن نظرات سودمند و در عین حال متنوعی را اظهار داشته اند؛ لازم است برای آشنایی بیشتر از مبنای نظری تئوری جهانی سازی، عقاید برخی از بزرگ­ترین صاحب­نظران این رشته که اندرو جونز[۱۸۷] در کتاب خود از آن­ها با عنوان “متفکران کلیدی”[۱۸۸] تئوری جهانی سازی یاد می­ کند، را بررسی نماییم.

دیوید هلد و مک گرو، جهانی سازی را: ” فرآیندی که با تغییر شکل سازماندهی فاصله­های روابط اجتماعی و تراکنش بر حسب وسعت و سرعت طی سرتاسر قاره­ها یا گردش بین منطقه­ای همراه باشد” می­دانند. (Held and McGrew, 2003, 51)

رابرتسون جهانی سازی را به­عنوان “مفهومی که هم تراکم جهان و هم افزایش آگاهی جهانی در کل را منعکس می­ کند” درنظر ‌می‌گیرد. (Robertson, 1994, 8)

شولت، جهانی شدن را “فرآیندی اجتماعی که با از میان برداشتن مرزهای جغرافیایی، بر تمام‏ روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سایه‏ افکنده است و آگاهی­ها را افزایش می‏ دهد” می­داند. (Scholte, 2002, 6)

آنتونی گیدنز[۱۸۹] معتقد است: “جهانی سازی افزایش وسعت ارتباطات اجتماعی جهان و نزدیکی مکان­های دور به یکدیگر است؛ به طوری­که اتفاقات محلی به­ صورت اتفاقات میلیون­ها مایل دورتر، به­نظر رسد و برعکس.” (Jones, 2010, 40)

مانوئل کستلز[۱۹۰]، جهانی سازی را “ظهور نوعی جامعه­ شبکه‏ای می‏داند که در ادامه­ حرکت سرمایه‏داری، پهنه­ی اقتصاد جامعه را در بر می‏ گیرد.” (Jones, 2010, 69)

اریکسن معتقد است: “جهانی سازی یعنی فاصله­ها بی­ربط، وابسته و به کمترین اندازه­ اهمیت رسیدند.” (Erikson, 2007, 8)

مارتین آلبرو[۱۹۱] جهانی سازی را: “فرآیندی می‏داند که همه مردمان جهان را در یک جامعه­ فراگیر جهانی به هم پیوند می­دهد.” (صداقت، ۱۳۷۹، ۲۱)

دیوید هاروی[۱۹۲] معتقد است: “فرایند جهانی سازی دربردارنده­ی مفهوم فشردگی زمان و مکان و فاصله هاست.” (Al-Rodhan , 2006, 9)

کارناجی[۱۹۳] جهانی سازی را: “مراحل یکپارچه­سازی مردم، شرکت­ها و دولت­ها، تحریک جهان توسط تجارت بین ­الملل، سرمایه ­گذاری و کمک توسط اطلاعات و تکنولوژی” می­داند. (Boudreaux, 2008, 1)

جیم میتلمن[۱۹۴] معتقد است: “جهانی سازی جنبه­ های زمان و فاصله­ ارتباطات اجتماعی را متراکم می‌کند.” (Steger, 2010, 15)

نوئل ریشتر[۱۹۵] جهانی سازی را: “شکل‏گیری شبکه‏ای فراگیر می‏پندارد که با پیدایش آن، اجتماعاتی که پیش از این، دورافتاده بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی، ادغام ‏شوند.” (صداقت، ۱۳۷۹، ۲۱)

لچنر با تعبیری زیبا بیان می­دارد که: “جهانی­سازی فرآیندی است که در آن تعداد بیشتری مردم، از راه­های مختلف بیشتری، در میان فواصل طولانی­تر، بیشتر به یکدیگر پیوند می­خورند.” (Lechner, 2009, 16)

به‏طورکلی باید گفت جهانی سازی، به مجموعه فرآیندهایی اطلاق می‏ شود که به­موجب آن مرزهای ملی کم­رنگ شده و دولت‏ها به­یکدیگر مرتبط و نزدیک می ‏شوند و عواملی مثل گسترش سرمایه‏داری در سطح جهانی، وابستگی متقابل کشورها، تجارت جهانی، تبادل اطلاعات و تکنولوژی، حقوق بشر، زبان انگلیسی، اینترنت و… از مبانی اصلی آن هستند.

درمجموع می‏توان این مفاهیم نظری را از اصطلاح جهانی سازی، استنباط کرد: ۱) بین ­المللی شدن[۱۹۶] ۲) آمریکایی شدن[۱۹۷] ۳) بی‏سرزمینی و فرا ناحیه‏ای شدن[۱۹۸] ۴) کنار زدن‏ و محو شدن مرزها[۱۹۹] ۵) یک نیروی منهدم کننده[۲۰۰] ۶) فراگیر شدن و جهان­گرایی[۲۰۱] ۷) آزادسازی[۲۰۲] ۸) یک فرایند ۹) یک عقیده ۱۰) یک‏ پدیده ۱۱) یک مرحله ۱۲) یک نظام ۱۳) یک نفوذ ۱۴) یک دوره ۱۵) یک تصور ۱۶) یک شبکه ۱۷) یک جامعه ۱۸) یک موقعیت و …

گفتار سوم: مبانی عملی

۱- مبانی عملی تئوری سه جهان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ق.ظ ]




بخش اول: افـسردگی[۴۳]

افسردگی یکی از شایع ترین بیماری های عصر ماست که آن را به سرماخوردگی روانی هم تشبیه کرده‌اند.اختلالات روانی و رفتاری اختلالات شایعی هستند که ۲۵درصد افراد در طول زندگی به آن ها دچار می‌شوند.علائمی هم چون بی علاقگی به همه چیز و گاه همه کس،اقدام به خودکشی،دیگر کشی،دیوانگی،شیدایی و رفتار اجتماعی نامناسب.اختلالات روانی ناشی از عوامل‌ اجتماعی،عوامل روانی،مصرف الکل،نیکوتین،مواد مخدر ونوع تغذیه فرد است.افراد افسرده الکل،نیکوتین و داروهای تغییر دهنده خلق را به عنوان راهی برای کاهش افسردگی استفاده می‌کنند امادر واقع استفاده از این مواد می‌تواند با افسردگی و اختلال اضطرابی بیشتری همراه باشد.‌شواهد نشان می‌دهند که اختلال در ترکیبات شیمیایی مغز یک عامل مهم در اختلالات افسردگی به شمار می رود.یکی از مهم ترین عواملی که باعث به هم خوردن این ترکیبات شیمیایی در مغز می شود نوع تغدیه فرد است.به عنوان مثال افرادی که دچار بیماری افسردگی هستند،معمولاً در ترکیبات شیمیایی مغز آن ها، بی نظمی پیدا می شود.از متداول ترین درمان ها جهت بیماری افسردگی،دو روش دارو درمانی و روان درمانی هستند،که بیشترین نتیجه را نیز به همراه دارند.هم چنین خودداری از مصرف الکل ویک رژیم غذایی متعادل و مناسب نیز تاثیر به سزایی دارد.‌ (www.blogsky.com)

ارتکاب جرم می‌تواند ناشی از افسردگی فرد مجرم باشد.یعنی افسردگی عامل برانگیزاننده جرم باشد.یکی از بیشترین ارتباطات میان افسردگی و جرم زمانی است که باور عمیق فرد نسبت به بی اصل بودن زندگی چنان اورا ناامید کند که قبل از انتحار(خویشتن را کشتن )فرزندان و دیگر اعضای خانواده خود را به قتل برساند.وجود وهله های آشفتگی و افسردگی پس از روان گسیختگی را می توان،از متداول ترین اختلال ها در مجرمان دانست.

گرایش به رفتارهای بزهکارانه در بین افسردگان بیش از افراد بهنجار است واختلال افسردگی در افراد بزهکار بیش از افراد عادی است،در نتیجه این فرضیه که میان افسردگی و جرم رابطه ای مثبت است تأیید می شود. (مجله دانش پژوهان،۱۳۸۴،شماره۷)

اختلال‌های خلقی باافسردگی یا شعف که در بعضی موارد با ویژگی‌های روان گسستگی همراه است توصیف شده‌است.افسردگی قدرت قضاوت را تضعیف و باعث رفتارهای نامعقول می‌شود. (ویکی‌پدیا)

آیا رابطه ای بین رژیم غذایی و افسردگی وجود دارد؟آیا رژیم غذایی فقیر با مواد مغذی ضعیف،می‌تواند باعث افسردگی شود؟آیارژیم غذایی ‌در جلوگیری ازافسردگی نقش دارد؟بسیاری ازمواد غذایی روی حالت و وضعیت شخص اثر می‌گذارند.تغذیه سالم جلوی افسردگی را می‌گیرد.بسیار مهم است که اشخاص افسرده، میزان قندخونشان ‌را ثابت نگاه دارند.خوردن غذاهای پر کربوهیدرات باعث کاهش افسردگی می شود.این غذاها باعث می شود که تولیدسروتونین درمغز زیاد شود و حالت نشاط ایجاد کند و جلوی افسردگی را بگیرد.خوردن مقدار زیاد پروتئین نیز کمک کننده می‌باشد،زیرا مقدار اسید آمینه لازم برای بدن را بالا می‌برد.ویتامین های گروه ب واسیدهای چرب نیزباعث کاهش افسردگی خواهند شد.رژیم غذایی افرادی که دارای اختلالات خلقی هستند باید از نظر کمبود مواد مغذی مورد ارزیابی قرار گیرد. (تبیان)

غذا در افسردگی و حالت های تهاجمی شما دخالت دارد.مواد غذایی عمده از قبیل کربوهیدرات ها،پروتئین و چربی و هم چنین کافئین به نحو محسوسی می‌تواند بر روی خلقیات و انرژی مغزی شما تاثیر بگذارد. (کارپر،۱۳۷۹،۳۸۱)

رژیم غذایی افرادی که دارای اختلالات خلقی هستند باید از نظر کمبود مواد مغذی مورد ارزیابی قرار گیرد. مواد مغذی مختلفی روی خلق اثر دارند که به اختصار به برخی اشاره می شود.کربوهیدرات:طبق نظریه ی موجود،مصرف کربوهیدرات باعث تولید سروتونین در مغز می شود که عملکرد آ‌ن تقویت خلق و رهایی از افسردگی است.تریپتوفان ا‌سیدآ‌مینه ای است که پیش ساز سنتز سروتونین است.با افزایش دریافت کربوهیدرات مقدار بیشتری تریپتوفان در مغز به سروتونین تبدیل می شود.مطالعات نشان می‌دهند که افراد،۱۴الی۳۰دقیقه پس از دریافت کربوهیدرات احساس انرژی پیدا می‌کنند،در حالی که دو ساعت بعد به دلیل رهایی انسولین و کاهش سطح گلوکز خون احساس خستگی می‌کنند.همچنین در مطالعه ای که به مدت۹روز انجام شد مشخص شد دریافت اندک کربوهیدرات منجر به افزایش پرخاشگری و افسردگی می شود.برخی محققین علت بروز رفتار های جنون آ‌میز را به هیپوگلیسمی نسبت داده و ذکر کرده‌اند که گلوکز خون در این افراد کاهش بارزی داشته است.علائمی چون اضطراب،رفتار غیر طبیعی و اختلا ل درک از علائم هیپوگلیسمی است.ویتامین ها و مواد معدنی نیز بر خلق و احساسات تاثیر دارند.از نشانه های روانی این دو کمبود می توان موارد زیر را ذکر کرد:اختلالات خلقی،واکنش های روان پریشانه نظیر توهم و نادرست انگاری،رفتار خشونت آ‌میز،گفتارهای نامربوط وتغییرات سریع بین فقدان علاقه و هیجان.اسیدهای چرب امگا ۳نیز با کاهش عصبانیت،افسردگی و اضطراب همراه بوده است.هم چنین از مصرف الکل،کافئین،قهوه،نسکافه و غذاهای کنسروشده بپرهیزید. (تبیان)

علل درونی افسردگی ناشی از تغییراتی در ترکیبات شیمیایی مواد درون مغز است مثلا زمانی که سروتونین مقدارش در سطح مغز کاهش می‌یابد.در بعضی از افراد که در ساختمان روحی و روانی نقصی دارند این حالت زیاد دیده می شود.علاوه بر شرایط خارجی،شرایط خاص بدن و غذاهایی که ما می خوریم نیز در ایجاد افسردگی نقش زیادی دارد. (فروزین،۱۳۷۸،۲۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود ‌داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[۵۶] و همکاران، ۲۰۱۳).

در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[۵۷]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[۵۸]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده ­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[۵۹]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[۶۰]، ۲۰۱۴). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[۶۱] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[۶۲]،۲۰۰۲؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، ۱۳۹۱)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[۶۳] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، ۱۳۸۸)؛ و نهایتاًٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[۶۴](حافظه رویدادها ‌در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[۶۵]، ۲۰۱۳).

روش­های درمانی مختلفی برای اختلال استرس پس از سانحه و آشفتگی‌های همراه با آن به‌کاررفته است که بعضاٌ اختصاصی و متمرکز بر آسیب[۶۶](تروما) و بعضاٌ روان‌درمانی‌های کلی و فراگیر هستند ازجمله مطرح‌ترین آن‌ ها عبارت‌اند از: بازگویی روانشناختی[۶۷](PD): (خسرو پور، ابراهیمی نژاد، صالحی و فرزاد، ۱۳۹۱؛ فکور، محمدی، محمود قرابی، کریمی و همکاران، ۱۳۸۳؛ موسوی، کلانتری و اسماعیلی، ۱۳۹۲؛ مک فارلند، چیم و بوهلر[۶۸]،۲۰۰۷؛ لوئیس[۶۹]، ۲۰۰۳؛ میدز، پوند، آیرز و وارن[۷۰]، ۲۰۱۱ و دویلی و وارکر[۷۱]، ۲۰۰۸)؛ درمان حساسیت‌زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد[۷۲](EMDR): (احمدی زاده، اسکندری، فلسفی نژاد و برجعلی، ۱۳۸۹؛ مارد پور، نادری و مهرابی زاده هنرمند، ۱۳۹۲؛ لی و کویجپرز[۷۳] الف، ۲۰۱۳؛ لی و کویجپرز ب، ۲۰۱۴؛ الخوری-ملحمه، لانتیوم، بیتز، روکوس[۷۴] و همکاران،۲۰۱۱؛ تاراکوینیو، اشمیت، تاراکوینیو، ریدبرگ[۷۵] و همکاران، ۲۰۱۲؛ تسارز، گرهارد، لایسنر، جانک[۷۶] و همکاران، ۲۰۱۳؛ ورسترال، وان در ورف و ورمِتن[۷۷]، ۲۰۱۳؛ وان درهات، انگلهارد، بیتزما و سلُفسترا[۷۸]، ۲۰۱۱؛ نی، ماتسویو، کاسایی، کاتو[۷۹] و همکاران، ۲۰۰۹؛ اسکوبرت، لی و دروموند[۸۰]، ۲۰۱۱ و دی جانگ، ارنست، مارکوس و هورنزولد[۸۱]، ۲۰۱۳مواجهه درمانی طولانی‌مدت[۸۲](PE): (ماردپور، نادری و مهرابی زاده هنرمند، ۱۳۹۲؛ احمدی زاده، احمدی و انیسی، ۱۳۹۱؛ وانجلین، پاورز، اسمیتس و تئورک[۸۳]، ۲۰۱۳؛ دواکس، والدرن- پرریم، راوخ و آدامز[۸۴]، ۲۰۱۳؛ چی، می یو، لی یو ، ژانگ[۸۵] و همکاران، ۲۰۱۳؛ ریزوی، واگت و رسیک[۸۶]، ۲۰۰۹؛ رسیک، نیشیث، وی ور، آستاین[۸۷] و همکاران، ۲۰۰۲؛ گاتنر، کیسمنت، گیلبرت[۸۸] و رسیک، ۲۰۱۳)؛ درمان فراشناختی[۸۹](MCT): (ولز و سمبی[۹۰]،۲۰۰۴؛ ولز، ولفورد، فراسر، کینگ[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۸؛ دبره[۹۲]، ۲۰۰۵؛ پراکتور[۹۳]، ۲۰۰۸؛ نقل از سلیمی، راه نجات، ربیعی، فتحی آشتیانی و همکاران، ۱۳۹۳)؛ درمان فشرده مبتنی بر تصویرسازی ذهنی[۹۴](َART): (کیپ، شومان، هرناندز، دایموند[۹۵] و همکاران، ۲۰۱۴ و کیپ، روزن ویگ[۹۶]، هرناندز، شومان و همکاران، ۲۰۱۳). و البته سایر روان‌درمانی‌ها، یا توجه محدودتری را برای اجرا توسط روان‌درمانگران به خود جلب کرده ­اند یا اینکه در مراحل اولیه آزمایش اثربخشی آن­ها برای اختلال استرس پس از سانحه قرار دارند. منجمله: الگوی مداخله روان‌شناختی ۵۱۲ [۹۷]( PIM 512)، با پنج مرحله؛ یک مصاحبه‌گر که مداخله را اجرامی کند و دو ساعت طول زمان مداخله توسط وو، ژو، ژانگ، لی یانگ[۹۸] و همکاران در سال ۲۰۱۲ معرفی شد. علاوه بر این، ادعایی با موضوع راهبرد انتشار افشانه اکسی توسین در داخل بینی[۹۹] مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه، که منجر به گرایش به سوی فعالیت‌های اجتماعی و مردم‌آمیزی می‌گردد(کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ، و همکاران، ۲۰۱۴).

اغلب مداخلات روانشناختی که اثربخشی آن‌ ها توسط پژوهشگران برای اختلال استرس پس از سانحه در داخل بررسی‌شده است دارای محدودیت­های هستند به عنوان‌مثال روش بازگویی روانشناختی صرفاٌ بافاصله کوتاه پس از وقوع آسیب می‌تواند اثربخشی بالاتری داشته باشد و در فرهنگ ما خصوصاًٌ در مردان از گرایش به مقاومت نسبت به بازگویی نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. حال‌آنکه علائم آسیب ناشی از جنگ ممکن است سال‌ها پس از واقعه آسیب­زا سیمای بالینی خود را نشان دهند؛ در روش مواجهه طولانی، خواه عینی و خواه ذهنی، تمرکز بر استفاده از اصول شرطی‌سازی کلاسیک و رفتاری جهت خاموشی است و نقش میانجی­های شناختی در تداوم اختلال مور غفلت واقع می‌شود. علاوه بر این در برخی مواقع رویارویی با شرایط ایجادکننده آسیب دشوار است و سطح بالایی از اضطراب و اجتناب را ممکن است ایجاد نماید. در روش درمان پردازش مجدد و حساسیت‌زدایی از طریق چشم به دلیل اجرای انفرادی آن، وقت‌گیر و هزینه‌بر بودن برای درمان‌های گروهی با محدودیت همراه است. بر اساس دلایل ذکرشده، اتخاذ و معرفی رویکردهای مداخله‌ای کارآمدتر که فاقد تنگناهای موجود در دیگر درمانگری‌ها باشد، اجتناب‌ناپذیر بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




۲-۱-۶- روش های تمایز ارتباطات سازمانی با دیگر ارتباطات :

۱_ یکی از روش های مهم ارتباط سازمانی ماهیت هدف مدار است که در آن فعالیت‌ها به منظور تحقق اهداف فردی و سازمانی هماهنگ می‌شوند (مقدم ،۱۳۸۹).

۲_ دومین روشی که ارتباط سازمانی را از سایر ارتباط ها متمایز می‌کند«سیستم های سازمان یافته» است. زمانی که ‌با قوانین سازمان آشنا شدیم ساختار می‌تواند به ارتباط کمک کند همچنین ساختار سازمانی می‌تواند ارتباط را تحت تاثیر قرار دهد و این به خاطر روابط « قدرت » که اغلب از معنای ساختار استنباط می شود و می‌تواند تاثیر زیادی روی رفتار ارتباطی ما داشته باشد (مقدم ،۱۳۸۹).

۳_ سومین روشی که ارتباط سازمانی را از سایر ارتباط ها متمایز می‌کند خصوصیت « پیوند محیطی » سازمان است (مقدم ،۱۳۸۹).

وقتی که ما سازمان‌ها را پیوند خورده و درون محیط بزرگتری می بینیم ارتباط می‌تواند از چند طریق تحت تاثیر قرار گیرد.

ما ارتباط را به عنوان رویدادهای هم درون مرزها و هم با گذر از مرزهای سازمانی می بینیم.

باید افراد را به عنوان کسانی که وارد سازمان می‌شوند و از آن خارج می‌شوند در نظر بگیریم.

به طور خلاصه وقتی که سازمان‌ها را به عنوان ماهیت های پیوند خورده « درون محیط » تلقی می‌کنیم باید ارتباط درونی و بیرونی با سطوح متعدد سیستم های سازمانی را در نظر داشته باشیم (مقدم ،۱۳۸۹).

۲-۱-۷- انواع ارتباطات :

پیام عبارت است از شکل عینی شده مفهوم ذهنی موردنظر فرستنده پیام. پیام ممکن است کلامی و یا غیر کلامی باشد. پیام کلامی به صورت نوشتار و یا گفتار است و پیام غیر کلامی علائم، اشارات و تصاویر هستند که برای ایجاد ارتباط به کار می‌روند و دربرگیرنده حرکت اعضا و اندام و شامل آهنگ، صدا و اشاره هم می‌شود، مثل تصویر پرستاری که انگشت خود را بربینی نهاده و شما را دعوت به سکوت می‌کند (صادق پور ،۱۳۸۲).

البته باید بدانیم در همه موارد حرکت یک عضو نمی‌تواند یک مفهوم جهانی به خود بگیرد. پیام های کلامی به صورت سمعی، بصری، کتبی، سمعی_بصری، بصری_ کتبی، سمعی_ کتبی تقسیم بندی شده‌اند که فرستنده پیام موظف است برای فرستادن پیام خود از یکی از فعالیت‌های سخن گفتن، کاربرد وسیله مکانیکی برای ارسال پیام، عمل تحریر و نوشتن یا ترکیبی از این فعالیت‌ها متناسب با پیامی که می‌خواهد بفرستد استفاده کند و گیرنده پیام نیز موظف است جهت دریافت، گوش دادن، مشاهده، خواندن یا ترکیبی از این فعالیت‌ها متناسب با پیام فرستاده شده، را استفاده کند (صادق پور ،۱۳۸۲).

در تقسیم بندی دیگر راه‌های شناخته شده در ایجاد ارتباط، کتبی و شفاهی هستند که در ادامه مزایا و معایب هرکدام را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

۲-۱-۷-۱- ارتباطات کتبی:

در ارتباط کتبی [۱۴] ایده ها و اندیشه ها با بهره گرفتن از نوشتار منتقل می‌شوند یادداشت ها، گزارش ها و نامه ها نمونه هایی از ارتباطات کتبی هستند .ارتباط کتبی به افراد اجازه می‌دهد که با سرعت دلخواه از اطلاعات استفاده کنند و هر قسمت از آن را که دشوار است دوباره تکرار کنند اگر چه این نوع ارتباط فاقد اشاره های غیر کلامی است و امکان بازخورد های آنی ندارد اما امتیاز آن ثبات ،دوام و رسمیت است. سازمان‌ها از انواع مختلف پیام کتبی مانند گزارش، یادداشت، نامه گزارش‌های خبری و نامه از طریق پست الکترونیکی [۱۵] استفاده می‌کنند. پیام کتبی برای وضعیتی است که یک پیام می‌بایستی به افراد بسیار و به نقاط مختلف ارسال گردد و نسخه‌ای از‌آن نیز در بایگانی نگهداری شود (صادق پور ،۱۳۸۲).

مزایای ارتباطات کتبی:

۱- ارتباطات کتبی شواهدی از رویدادها، اقدامات و روند عملیات به دست می‌دهد.

۲- سوابق مدون و مکتوبی برای مراجعات بعدی به وجود می‌آورد.

۳- امکان سوء تفاهم و تفسیر و تعبیر غلط را کاهش می‌دهد.

۴- فرستنده پیام دقت بیشتری می‌کند و بهتر فکر می‌کند.

معایب ارتباطات کتبی:

۱- وقت زیادی صرف می‌شود.

۲- برای اطمینان از این که گیرنده، پیام را درست دریافت کرده، بازخورد وجود ندارد.

۳- مطالب مکتوب قبل از فرا‌رسیدن زمان مناسب برای ابرازشان ممکن است انشاء شوند، در نتیجه ‌کارآمدی خود را از دست می‌دهند.

۴- به دلیل استفاده از ارتباط کتبی، روابط افراد بیشتر جنبه رسمی پیدا می‌کند.

۲-۱-۷-۲- ارتباطات شفاهی:

در ارتباط شفاهی[۱۶] اندیشه ها با بهره گرفتن از واژه ها منتقل می‌شوند.مدیران معمولا با بهره گرفتن از ارتباط شفاهی با همکاران و کارکنان خود ارتباط برقرار می‌کنند . مکالمه رو در رو و مکالمه تلفنی و ملاقاتهای خصوصی نمونه های از ارتباط شفاهی هستند این ارتباط به شنوندگان اجازه می‌دهد که در میان اشاره های غیر کلامی معانی اضافی را تشخیص دهند . در این نوع ارتباط باخوردهای آنی امکان پذیر است . محدودیت عمده ارتباط شفاهی طبیعت گذار و موقتی آن است که موجب تعبیر نادرست می شود و ممکن است یاد آوری مجدد آن به طور صحیح صورت نگیرد (صادق پور ،۱۳۸۲).

مزایای ارتباطات شفاهی:

۱- ارتباط شفاهی ساده است و وقت کمتری می‌گیرد و از نظر هزینه ارزان‌تر است.

۲- از تأخیر و کاغذ بازی جلوگیری می‌شود.

۳- رفاقت در سازمان ایجاد می شود و به دلیل تماس‌های شخصی موجب پدید آمدن احساس تعلق می‌شود.

۴- هر گونه سوءتفاهم و تفسیر نادرست برطرف می‌شود.

معایب ارتباطات شفاهی:

۱- از ارتباطات شفاهی هیچ گونه سابقه ای برجا نمی‌ماند.

۲- ارتباطات شفاهی در جریان عبور از سلسله مراتب سازمان و عبور از افراد مختلف تحریف می‌شود و هر قدر تعداد افرادی که پیام از آن ها عبور می‌کند بیشتر باشد احتمال تحریف پیام بیشتر است.

۳- وقتی فاصله جغرافیایی گیرنده و فرستنده پیام زیاد باشد، ارتباط شفاهی نمی‌تواند به درستی انجام شود.

۴- گیرنده پیام ممکن است پیام را بر مبنای برداشت خود تفسیر کند و نه بر اساس مقصود فرستنده پیام.

۵- درباره پاسخ های فوری نمی‌توان به دقت اندیشید.

۶- نحوه صحبت کردن، تون صدا و حرکات صورت ممکن است معنای متفاوتی به گیرنده پیام القا کند.

۲-۱-۷-۳- ارتباطات یک جانبه :

در ارتباطات یک جانبه [۱۷]هر گاه عکس العمل گیرنده پیام نسبت به پیام ابراز نشود، آن ارتباط را یک جانبه گویند. یعنی در این نوع ارتباط، بازخورد پیام وجود ندارد ( سایت ویکی پیدیا[۱۸]).

۲-۱-۷-۴- ارتباطات دوجانبه :

در ارتباطات دو جانبه [۱۹] چنانچه محیط به گونه‌ای باشد که گیرنده عکس العمل ها و نظرات خود را درباره محتوای پیام به اطلاع فرستنده پیام برساند و عملا چنین کند، ‌به این ارتباط، ارتباط دوجانبه می‌گویند( سایت ویکی پیدیا).

ممکن است ارتباط دوجانبه در محیطی تبدیل به ارتباط یک جانبه شود، ‌به این صورت که هرگاه فرستنده پیام مطالب دشوار، کسل کننده یا بیش ازحد تخصصی ارائه دهد، تا زمانی که گیرندگان، قادر به دریافت و درک مفاهیم باشند، بازدهی مثبت است ولی هرگاه توان و انرژی گیرندگان برای دریافت و تحلیل ذهنی مفاهیم کاهش یابد در صورتی که فرستنده ادامه بحث را برای زمان دیگری بگذارد ارتباط دوجانبه باقی می‌ماند ولی در صورتی که به ادامه بحث بپردازد، ارتباط یک جانبه می‌شود(رضائیان ،۱۳۸۲) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




۳) از لحاظ آثار نیز بین این دو جعل تفاوت است، در جعل معنوی تغییر حقیقت، متوجه معنی و مفهوم نوشته یا سند می‌باشد، مطالب منتسب به دیگری به گونه ای دیگر منعکس و تعریف می شنود. بدون اینکه تقلب کوچک‌ترین اثر محسوسی از خود به جای بگذارد و به ظاهر سند خدشه ای وارد شود مواردی که در ماده یکصد قانون ثبت اسناد بیان شده به جز بند پنج آن از همین موارد می‌باشد در حالی که در جعل مادی عموماً در ظاهر نوشته یا سند خدشه وارد می شود.

۱۴-۲ تعریف سند و انواع آن

۱-۱۴-۲ مفهوم سند و تعریف آن در حقوق ایران

سند (Act ) در لغت به معنای تکیه گاه، بالش، تکیه، آنچه پشت به وی گذارند، تکیه، مسند، جای بلند در بیابان آمده است.

در اصطلاح ارباب مناظره چیزی باشد که برای تقویت قولی ذکر شود خواه به واقع مفید آن باشد، نه در این حالت سند شامل سند صحیح و ناسه یا هر دو را می شود. در اصطلاح اهل حدیث : سند عبارت از طریق باشد جمله کسانی باشند که روایت کند و طریق اخبار و روایات را از آن جهت سند گویند که اعتقاد عملی در صحت و ضعف حدیث به آن است.

در قدیم سند معامله را وچر (معرب آن وضر) می خواندند.

۲-۱۴-۲ تعریف سند

از نظر حقوقی سند عبارت است از هر نوشته ای که در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد به عبارتی سند نوشته را گویند که وسیله اثبات باشد.

گاهی سند به مطلق دلیل (اعم از نوشته و لفظی) گفته می شود در این صورت مرادف مدرک است. در قانون ثبت که موضوع سخن ما می‌باشد سند تعریف نشده است، لذا برای تعریف سند باید به قانون مدنی مراجعه کنیم ماده ۱۲۸۴ قانون مدنی، سند را این چنین تعریف می‌کند :

«سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد.»

۳-۱۴-۲ انواع سند

قانون مدنی ایران سند را به عادی و رسمی تقسیم نموده است؛ ماده ۱۲۸۶ ق . م می‌گوید : «سند بر دو نوع است : رسمی و عادی.»

ما نیز طبق قانون مدنی، اسناد را مورد بررسی قرار می‌دهیم و ابتدا سند رسمی که بیشتر مورد توجه ماست مورد مطالعه قرار می‌دهیم و سپس سند عادی را که در ثبت اسناد از ارزش کمتری برخوردار است و به جزء مراحل اولیه ثبت (تقاضای ثبت) که شخص باید مدارک دال بر مالکیت خود را که غالباً به صورت عادی و دست نوشته هستند ارائه دهد. تا مراحل ثبت انجام گیرد، دارای ارزش نیست.

الف ) سند رسمی Acte authentigue

در قانون مدنی سند رسمی عبارت است از : «اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی ‌در مورد صلاحیت آن ها بر طبق مقررات قانونی تنطیم شده باشند رسمی است. » ( ماده ۱۲۸۷ ق . م. )

پس سند رسمی، سندی است که در ادارات ثبت اسناد و املاک یا دفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق یا نزد مأموران رسمی صالح برابر قانون نویسند.[۱۷]

و مفاد آن وقتی دارای اعتبار خواهد بود که مخالف قوانین کشور نباشد. (ماده ۱۲۸۸ ق . م ).

اسناد رسمی از حیث طرز تنظیم تابع تشریفات قانونی محل تنظیم خود می‌باشند و ارتباطی به تابعیت عاقد ندارند (ماده ۹۶۹ ق . م. ).

مرحوم دکتر امامی اسناد رسمی را به چهار دسته تقسیم نموده است :

۱ ) اسناد قانونی مانند قانونها و فرمانها ؛

۲ ) اسناد اداری مانند دستورهای صادره از ادارات کشوری و لشکری؛

۳ ) اسناد قضائی مانند احکام و قرارهای دادگاه ها و صورت مجلس ها و غیره؛

۴ ) اسناد تنظیمی در دفاتر ثبت.

از آنجایی که سه مورد اول مورد بحث ما نمی باشد ؛ لذا ما نیز ‌در مورد رسمی بودن آن اسناد یا رسمی نبودن آن ها بحث نمی کنیم و مورد چهارم که مورد بحث ما می‌باشد بیشتر صحبت خواهیم کرد. با توجه به ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی : سند رسمی باید سه شرط اساسی زیر را داشته باشد :

۱ ) سند نزد مأمور رسمی تنظیم شده باشد؛

۲ ) مأمور در تنظیم آن صلاحیت داشته باشد؛

۳ ) در تنظیم سند رعایت مقررات قانونی انجام گرفته باشد.

۱ ) سند نزد مأمور رسمی تنظیم شده باشد؛

سند رسمی که به وسیله مأمور رسمی تنظیم می شود باید در مدت مأموریت او تنظیم شده باشد وگرنه رسمی نمی باشد و مأمور رسمی، کسی است که از طرف مقامات صلاحیتدار کشور برای تنظیم چنین اسنادی معین شده باشند؛ خواه مستخدم دولت باشند یا غیر مستخدم؛ مانند اسناد رسمی. ‌بنابرین‏ کسی که از طرف مقام صلاحیتدار تعیین نشده باشد یا از خدمت معاف شده یا منفصل شده باشد (مانند سردفتر منفصل) صالح برای تنظیم سند رسمی نخواهد بود و اسنادی را که تنظیم نماید رسمی محسوب نخواهد شد.

۲) مأمور در تنظیم آن صلاحیت داشته باشد

مأموری که سند به وسیله او تنظیم می‌گردد. باید صلاحیت تنظیم آن را قانوناً داشته باشد اگرچه از طرف مقام صلاحیت دار تعیین شده باشد والا سند رسمی شناخته نخواهد شد. اگر سردفتری فوت نموده باشد یا به انفصال دائم محکوم شده باشد یا غیبت غیر موجه داشته باشد و برای آن دفترخانه کفیل تعیین شده باشد. کفیل دفترخانه حق تنظیم و ثبت سند جدید در دفاتر کفالت را ندارد. (ماده ۶، آیین نامه های بند ۴، ماده ۶ و تبصره ۲ ماده ۶ قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران) و چنانچه کفیل مذکور سندی را تنظیم کند رسمی محسوب نخواهد شد زیرا وی صلاحیت تنظیم چنین اسنادی را نداشته است.

۳) در تنظیم سند رعایت مقررات قانونی انجام گرفته باشد

به صرف اینکه سند نزد مأمور رسمی ‌در مورد صلاحیت وی تنظیم شده باشد کافی برای به رسمیت شناختن آن نخواهد بود، که باید تشریفات و مقررات قانونی مربوط به آن نیز رعایت کند.

می توان گفت تشریفاتی که قانون ثبت اسناد برای تنظیم سند رسمی پیش‌بینی کرده دو نوع است :

۱) تشریفاتی که عدم رعایت آن ها سند را از رسمیت خارج می‌کند مانند اینکه سندی در دفتر اسناد رسمی به ثبت رسیده باشد و متعاملین نیز آن را امضاء کرده باشند. لیکن سردفتر امضاء نکرده باشد.

۲) تشریفاتی که عدم رعایت آن ها سند را از رسمیت خاج نمی کند مانند عدم رعایت مقررات راجع به حق تمبر که به اسناد تعلق می‌گیرد (ماده ۱۲۹۴ ق . م)

یا اینکه سندی را بدون استعلام از ثبت ، در مواردی که تکلیف به استعلام دارد. ثبت نماید[۱۸].

از رسمیت خارج نخواهد شد و مرتکب (سردفتر) به محکومیت انتظامی محکوم خواهد شد. البته در این مورد باید ذکر کرد که ‌در مورد املاک جاری (ماده ۲۱) سردفتر طبق قانون مکلف است استعلام را به عمل آورد. ولی ‌در مورد املاک ثبت شده (ماده ۲۲) سردفتر طبق قانون مکلف نیست بلکه ‌بر اساس تشریفات سازمانی مکلف است استعلام به عمل آورد.

عده ای از حقوق ‌دانان معتقدند: که در هر امری که قانون رعایت آن را در تنظیم سند لازم بداند چنانچه عدم تأثیر آن در رسمیت سند به وسیله قانون مسلم نگردد باید رعایت آن را مؤثر دانست.[۱۹]

۴-۱۴-۲ سند رسمی از نظر قانون ثبت

با توجه به مطالب فوق و به استناد ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی می توان گفت که سند رسمی از نظر قانون ثبت محدود به موارد ذیل است :

۱) اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک ثبت شده باشد؛

۲) اسنادی که در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده باشد؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




در این راستا می توان گفت که برخورداری از سلامتی در برابر عوامل آسیب رسان حق شهروندی است و رعایت این حق بویژه نسبت به افراد آسیب پذیر ( کودکان ، سالخوردگان و بیماران ) اهمیت فوق العاده ای دارد. حق بر سلامتی و برخورداری از حداقل استانداردهای زیست جمعی در اسناد مختلف بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته و برخورداری از استاندارد های قابل حصول سلامتی را مورد شناسایی قرار داده است و برای دولت ها در این زمینه تعهدات سلبی و ایجابی ایجاد نموده است که از جمله تعهدات سلبی دولت ها در ارتباط با آلودگی هوا و حق بر سلامتی می توان به تعهد به اجتناب از آلوده ساختن غیر قانونی هوا اشاره نمود . ‌بنابرین‏ می توان گفت که آلوده کردن غیر مجاز هوا نقض حقوق شهروندی و حق بر سلامتی محسوب می شود و نیاز به راهکار های حقوقی مقابله با این نقض کاملاً احساس می‌گردد » [۶۰].

گفتار ششم : ضمانت اجرا

یکی دیگر از مفاهیم مهم و مرتبط با موضوع ؛ بحث ضمانت اجرا می‌باشد ؛ همان طور که گفته شد ؛ حق بر هوای پاک با موضوع الزام دولت به تضمین آن می‌باشد . الزام دولت زمانی قابلیت طرح و بررسی و ارزیابی دارد که ضمانت اجراهای حقوقی لازم داشته باشد . به بیان دیگر وجود هر حقی ؛ همچون حق بر هوای پاک به تنهایی کفایت نمی کند بلکه به منظور اجرای آن بایستی حتماً ضمانت اجراهای حقوقی وجود داشته باشد ؛ چرا که در غیراین صورت شناسایی حق بدون وجود ضمانت اجراهای حقوقی صرفاً کاغذ پاره ای بیش نخواهد بود. ‌بنابرین‏ بررسی ، بیان و ارزیابی مفهوم وانواع ضمانت اجراهای حقوقی در این خصوص لازم و ضروری است . « قاعده ای را که اجرای آن از طرف دولت تضمین نشده است نباید در شمار قواعد حقوقی آورد ؛ زیرا اگر اشخاص در اجرای آن آزاد باشند و در برابر تخلف خود هیچ مکافات نبینند ، چگونه می توان ادعا کرد که نظمی در جامعه وجود دارد منتها باید متوجه بود که ضمانت اجرای پاره ای از قواعد حقوقی هنوز هم ناقص است و بویژه این مسئله در حقوق عمومی و روابط بین‌المللی بیشتر محسوس است ، تا جایی که پاره ای از نویسندگان ناچار شده اند که داشتن ضمانت اجرا را از اوصاف قواعد حقوقی حذف کنند .

برای مثال تکالیفی که قانون اساسی برای قوه ی مجریه یا نمایندگان مجلس تعیین کرده ضمانت اجرای مؤثرمستقیمی ندارد. یا اگر در روابط بین‌المللی دولتی از اجرای تعهدهای خود سرباز زند هیچ نیروی مؤثری برای اجبار او موجود نیست ولی همچنان که بسیاری از مؤلفان گفته اند در این گونه موارد نیز قراعد حقوقی بی ضمانت اجرا نیست و مسئولیت های سیاسی مأموران قوه ی مجریه در حقوق اساسی و در خطر افتادن حیثیت بین‌المللی دولتهاو معامله به مثل از طرف زیان دیده ضامن اجرای آن ها‌ است .

اجباری که با قواعد حقوقی همراه است به صورت های گوناگون جلوه می‌کند .۱- کیفر متجاوزان : ساده ترین وسیله ی اجبار اشخاص، مجازات کسانی است که از فرمان قانون سرپیچی می‌کنند. کیفر قانون ممکن است مربوط به شخص متجاوز باشد مانند اعدام و حبس و تبعید ، یا به اموال او : مانند غرامت و مصادره ی دارایی .

اجرای مستقیم قاعده : گاه قاعده ی حقوقی به طور مستقیم به وسیله ی قوای عمومی اجرا می شود . برای مثال ، غاصبی که مال دیگران را به زور تصرف ‌کرده‌است به حکم دادگاه از آن ملک اخراج می شود یا مال بدهکاری که از پرداختن دین خود امتناع می ورزد به طلب کار داده می شود ، یا کودکی که خانه ی پدری خود را ترک ‌کرده‌است به دستور دادگاه به اقامتگاه قانونی خود باز می‌گردد .

بطلان اعمال حقوقی : در پاره ای موارد اجبار اشخاص به صورت بطلان اعمال خلاف آن ها انجام می شود . چنان که صلح نامه ای که به صورت سند رسمی در نیامده است ، در دادگاه پذیرفته نیست ، یا طلاقی که نزد دو شاهد عادل بیان نشود در نظر قانون اعتبار ندارد .

مسئولیت مدنی : کسی که در اثر تجاوز به قواعد حقوقی به دیگری ضرر زده است باید آن را جبران کند ، یعنی مسئولیتی که از این راه ایجاد می شود ، وسیله ی اجبار او به اطاعت از حقوق است .

این نکته را نیز باید دانست که گاه تجاوز از قواعد حقوقی با دو یا چند وسیله ی گوناگون تضمین می شود برای مثال ، دزدی که اموالی را به سرقت برده و نیمی از آن را تلف ‌کرده‌است باید زیان های مالک را جبران کند و مجازات سرقت را نیز متحمل شود و قوای عمومی نیز به طور مستقیم برای گرفتن اموال باقی مانده دخالت می‌کند »[۶۱].

ضمانت اجرای حقوقی به واقع تضمین بخش اجرای قواعد حقوقی است و به نوعی اجرای قواعد حقوقی را تا حدود زیادی تضمین می کند . شیوه های ضمانت اجرای حقوقی همان طور که گفته شد متنوع است اما در عین حال دارای اقسام و انواع متعددی می‌باشد . به بیان دیگر ضمانت اجرای حقوقی با عنایت به شاخه های متنوع و متعدد حقوقی به گونه های مختلفی تقسیم می شود که در ادامه به پاره ای از آن ها اشاره می نماییم . یکی از اقسام مهم ضمانت اجرا در حوزه مدنی شکل می‌گیرد که منجر به نوعی ‌پاسخ‌گویی‌ و مسئولیت مدنی می شود .

مسئولیت مدنی به واقع ضمانت اجرای قواعد حقوق مدنی می‌باشد . اما ‌به این معنا نمی باشد که صرفاً در حوزه و امور مدنی با مسئولیت مدنی مواجه می باشیم بلکه در حوزه های کیفری و اداری نیز با نوعی مسئولیت مدنی و الزام به جبران خسارت مواجه می باشیم . و لذا بایستی گفت ضمانت اجرا با موضوع مسئولیت مدنی ارتباط دو جانبه و دو طرفه دارد که در واقع موجبات قوام و استحکام و در نهایت اجرای قواعد حقوقی می شود. ضمانت اجرا به نوعی دارای آثار و پیامدهای حقوقی زیاد می‌باشد . هر گاه یک قانون را یکی از افراد جامعه نقض کند قدرت عمومی برای حفظ نظم و حقوقی که ضمن نقض آن قانون تباه شده به کار می افتد عکس العمل نشان می‌دهد. این عکس العمل را ضمانت اجراء گویند.

‌بنابرین‏ ضمانت اجراء عبارت است از قدرت عمومی که به صورت عکس العملی ناقض قانون جلوه می‌کند برخلاف پندار برخی از مؤلفان حقوق ضمانت اجراء اختصاص به تعقیب قضایی ندارد. علاوه بر این خود تعقیب قضایی ضمانت اجراء محسوب نمی شود بلکه ابزار ضمانت اجراء است و ضمانت اجراء همان قسمتی از قدرت عمومی است که علیه ناقض قانون به کار برده می شود.

ضمانت اجراء به اشکال مختلف دیده می شود یعنی قدرت عمومی که به صورت عکس العمل استعمال می شود عملاً تا شکل مخصوص به خود نگیرد امکان ندارد که وجود خارجی پیدا کند و در واقع قدرت مذبور ماده ای است که باید صورت به خود بگیرد تا فعلیت و وجود خارجی پیدا کند .

مثلاً اگر در عقدی قصد نباشد آن عقد باطل است (ماده ی ۱۹۰ق.م) یعنی اگر طرفین عقد رعایت ماده ۱۹۰ قانون مدنی را نکنند شکل ضمانت اجراء در این مورد بطلان عقد است و قدرت عمومی در شکل بطلان عقد ، علیه ناقض ماده ظاهر خواهد شد . اما اگر ماده ی مذبور از حیث رضا نقض شود مانند اینکه یکی از طرفین عقد مکره باشد ، در این صورت شکل ضمانت اجراء عدم نفوذ است چنان که ماده ۱۹۹ قانون مدنی می‌گوید: رضای حاصل در نتیجه ی اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




۲-۶-۶ اهداف و کاربردها

هدف اصلی دلفی، پیش‌بینی آینده بود [۴۰] اما در زمینه‌های تصمیم گیـری و افـزایش اثربخشـی آن، قضـاوت، تسـهیل حـل مسأله، نیازسنجی، هدف گذاری، کمک بـه برنامـه ریـزی، تعیـین اولویـت، پیش بینـی آینـده، خلاقیـت، سـازماندهـی ارتباطـات گروهـــی، جمـــع آوری گروهـــی اطلاعـــات، آمـــوزش گـــروه پاسخ دهنده، تعیین سیاست ها، تخصصـیص منـابع و اجمـاع یـا توافق گروهی نیز به کار می رود [۴۱, ۴۲, ۴۳, ۴۴, ۴۵, ۳۱] همچنـین بـه عنوان روش تحقیق: تحقیـق کمـی در مطالعـات توصـیفی، روش تحقیق کیفی و تلفیقی ذکر شـده اسـت [۲۹, ۴۶, ۴۷] در منـابع بـه مصاحبه دلفی به عنوان نوعی مصاحبه اتنوگرافیک نیـز اشـاره شده است [۴۸].

۲-۶-۷ شرایط کاربرد

مهمترین شرایط مورد نیـاز بـرای کـاربرد دلفـی: نیـاز بـه قضاوت متخصصان و نظرات گروه وسیع، توافـق گروهـی در دستیابی به نتایج، وجود مشکل پیچیده، بزرگ و بـین رشـته ای و عــدم توافــق یــا ناکامــل بــودن دانــش، در دســترس بــودن متخصصین با تجربه و متخصص،حتی از نظر جغرافیایی پراکنده، لزوم گمنامی در جمع‌ آوری داده ها، عدم محدودیت زمانی و عدم وجـود روش با هزینه اثربخش دیگری است [۴۹, ۵۰, ۴۱].

۲-۶-۸ اجزای اصلی دلفی

اجـزای اصـلی دلفـی شـامل تکـرار یـا بـازگویی[۲۳]، پرسشنامه، متخصصین، بازخورد کنترل شده، گمنامی، آنالیز نتایج، اجماع، زمان و تیم هماهنگ کننده است [۵۱, ۵۲, ۵۳] که در زیـرهر یک به اختصار شرح داده می شود.

بازگویی یا تکرار : منظــور تکــرار یکســری دورها بــه صــورت فراینــدی، سیستماتیک و نوشتاری به وسیله پرسشنامه و با هدف روشن تا اجماع نظرات اسـت [۵۱] کـه متخصصـین حـداقل دو بـار در مــورد ســؤال مشــابه نظــر داده [۴۴] و بــا دریافــت اطلاعــات از سایرین، امکان تجدید نظردر پاسخ های خود را دارند که باعـث توسعه کار گروهی بدون آگاهی از وجود سایرین می شود [۴۲] و در اصـــل، از تـــأثیر منفـــی نفـــوذ شخصـــیت و وضـــعیت شرکت کنندگان در پاسخ های سایرین اجتناب می‌گردد [۳۲]. از نظر تعداد دورها، مقالات ۲ تا ۱۰ دور را گـزارش داده انـد [۳۳]. اما دلفی کلاسیک در برگیرنـده چهـار دور بـوده کـه محققـین معمولاً برای دستیابی به اهداف تحقیق خود، آن را به دو تا سه راند کوتاه می نمایند [۴۴, ۵۱]. در هر صـورت، تصـمیم گیـری ‌در مورد تعداد دورها تا حد زیادی عملی یا تجربی بوده و بسـتگی به زمان در دسترس و نوع سؤال آغازین دارد [۲۹, ۲۳, ۴۹]. گرچه با افزایش دورها، صحت افزایش یافته اما اغلب بعد از سه دور، خستگی ایجاد می‌کند و معمولاً نتایج جدید و مفیـدی بـه دسـت نمی آید. همچنین شیوه تکرار در طی دورها نوشـتاری و به طور معمـول مـداد و کاغـذی، از طریـق پسـت معمـولی و یـا پسـت الکترونیک و دورنگار است [۳۴]

۲-۷ منطق فازی

از آن زمانی که انسان اندیشیدن را آغاز نمود، همواره کلمات و عباراتی را بر زبان جاری ساخته که مرزهای روشنی نداشته اند. کلماتی نظیر “خوب”، “بد”، “جوان”، “پیر”، “بلند”، “کوتاه”، “قوی”، “ضعیف”، “گرم”، “سرد”، “خوشحال”، “باهوش”، “زیبا” و قیودی از قبیل ” معمولاً”،”غالباً”، “تقریباَ”، “بندرت”. روشن است که نمی توان برای این کلمات مرز مشخصی یافت، برای مثال در گزاره “علی باهوش است ” یا ” گل رز زیباست ” نمی توان مرز مشخصی برای “با هوش بودن” و “زیبا بودن” در نظر گرفت. اما در بسیاری از علوم نظیر ریاضیات و منطق، فرض بر این است که مرزها و محدوده های دقیقا تعریف شده ای وجود دارد و یک موضوع خاص یا در محدوده آن مرز می گنجد یا نمی گنجد. مواردی چون همه یا هیچ، فانی یا غیرفانی، زنده یا مرده، مرد یا زن، سفید یا سیاه، صفر یا یک، یا “این” یا “نقیض این”. در این علوم هر گزاره ای یا درست است یا نادرست، پدیده‌های واقعی یا “سفید” هستند یا “سیاه”. این باور به سفید و سیاه ها، صفر و یک ها و این نظام دو ارزشی به گذشته باز می‌گردد و حداقل به یونان قدیم و ارسطو می‌رسد.

در سال ۱۹۶۵ پروفسور لطفی زاده مقاله “مجموعه های فازی” را در مجله اطلاعات و کنترل منتشر ساخت در این مقاله لطفی زاده چیزی را که برتراند راسل،جان لوکاسیه ویچ و ماکس بلک و دیگران آن را “ابهام” یا “چند ارزشی” نامیده بودند “فازی” نامید مجموعه های فازی با مثال مجموعه قد انسان آغاز به کار کرد این مورد اولین مجموعه فازی معرفی شده توسط لطفی زاده بود. لطفی زاده مفهوم بلندی قد انسان را با منحنی متناسب آن بیان کرد .

۲-۷-۱ متغیرهای زبانی

متغیرهای زبانی به متغیرهایی گفته می شود که مقادیر مورد قبول برای آن‌ ها به جای اعداد، کلمات و جملات زبان‌های انسانی یا ماشینی هستند.
همان گونه که در محاسبات ریاضی از متغیرهای عددی استفاده می‌گردد، در منطق فازی نیز از متغیرهای زبانی (گفتاری یا غیر عددی) استفاده می‌گردد. متغیرهای زبانی بر اساس ارزش های زبانی (گفتاری) که در مجموعه عبارت)کلمات/اصطلاحات(قرار دارند بیان می شود. عبارت زبانی[۲۴] صفاتی برای متغیرهای زبانی هستند. به عنوان مثال: متغیر زبانی «سن» بسته به تقسیمات مورد نظر شخصی و شرایط می‌تواند مجموعه عباراتی از قبیل «نوجوان»، «جوان»، «میان سال» و «سالمند» باشد.

مجموعه عبارات (اصطلاحات) فازی (سن) = { «جوان»، «نه جوان»، «نه چندان جوان»، «خیلی جوان»،…، «میان سال»، «نه چندان میان سال»…، «پیر»، «نه پیر»، «خیلی پیر»، «کم و بیش پیر»…، «نه خیلی جوان و نه خیلی پیر»، «نه جوان و نه پیر… »}

یا در مثالی دیگر، فشار(خون) را می توان متغیری زبانی در نظر گرفت، که ارزش هایی (خصوصیت‌هایی) از قبیل پایین، بالا، ضعیف، متوسط و قوی را می‌تواند در خود جای دهد. به زبان ریاضی داریم (T = Terms):

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




درحقیقت، قانون‌گذار در مقام تدوین قانون دریایی با علم به حکم قانون مدنی و در‌عین‌حال، با درنظر گرفتن واقعیت رهن دریایی از جمله اینکه کشتی، همیشه در بندر داخلی یا خارجی محل انعقاد رهن مستقر نیست تا بتوان به سهولت آن را به قبض داد، قبض را آگاهانه شرط صحت رهن ندانسته است. منتهی، با الزامی دانستن تنظیم سند رسمی و ثبت رهن کشتی، از حقوق مرتهن و اشخاص ثالث حمایت ‌کرده‌است؛ بنا‌براین، حکم خاص قانون مؤخر، حکم عام مقدم قانون مدنی را تخصیص می‌زند.

به عنوان نتیجه همچنین می‌توان اظهار داشت که هرجا قانون‌گذار، ثبت را الزامی دانسته است، به مبنای لزوم قبض خدشه وارد شده است.

در رهن اموال غیرمنقول، ثبت الزامی است. ولی قانون مدنی در خصوص عدم لزوم قبض این‌گونه رهن حکمی را بیان نکرده است و آن را تابع شرایط مقرر در قانون مدنی قرار داده است. لیکن، این امر صحیح نیست؛ چرا که با ثبت مبنای شرطیت قبض در صحت عقد رهن متزلزل می‌شود.

موافقان شرطیت قبض در صحت عقد رهن بر این باورند که با قبض مال مرهونه، مرتهن از حبس مال و در نتیجه امکان دسترسی به آن مطمئن می‌شود؛ و حق تقدم در مقابل دیگر طلبکاران راهن محفوظ می‌ماند. لیکن، با ثبت رهن این هدف خود به خود حاصل می‌شود و حق مرتهن در مقابل دیگران رسمیت و قابلیت استناد خواهد داشت و از طرفی در صورت تلف یا از بین رفتن مال، راهن موظف است بدل آن را جایگزین کند واگر مورد وثیقه در نظر مرتهن خصوصیت داشته باشد می‌توان شرط کرد که در اختیار وی قرار گیرد.اما، این امر را نباید یک اصل تلقی کرد و بهتر است اصل را بر این قرار دهیم که قبض ضرورت ندارد مگر اینکه ضمن عقد بدان اشاره و شرط شود.

نکته تأمل‌بر‌انگیز دیگر این است که ماده ۴۲ قانون دریایی درخصوص رهن کشتی، قبض را شرط صحت ندانسته است. آیا درخصوص دیگر اقسام رهن دریایی، از جمله رهن بار یا رهن کرایه‌ی باربری با سکوت قانون، این حکم جاری است یا خیر؟

در این مورد دو دیدگاه متفاوت حاکم بر نظریات حقوق‌دانان است که اختصاراً به آن اشاره خواهیم نمود:

۱٫ عده‌ای معتقدند که چون اصل بر شرط بودن قبض در صحت عقد رهن است و ماده ۴۲ یک استثناء است و در یک قانون خاص مندرج گردیده ، باید استثناء را در موارد سکوت تفسیر مضیق نماییم؛ بنا‌براین، درخصوص سکوتِ قانون درمورد رهن بار کشتی باید این نتیجه را گرفت که در این نوع رهن نیز قبض شرط صحت است.

۲٫ در مقابل، عده‌ای دیگر معتقدند که اگرچه درمورد قبض بار و کالاهای کشتی به‌صراحت سخنی به میان نیامده است. ولی با توجه به سیاق مواد مربوط به رهن و نیز ماهیت و فلسفه آن می‌توان گفت که قبض بار نیز نباید شرط رهن باشد.[۱۱۱]

همچنین در ادامه این‌گونه استدلال کرده‌اند که استثنای با مبنا سرایت‌پذیر است.اما، استثنای بدون مبنا را نمی‌توان سرایت داد و شرط صحت نبودن قبض درمورد رهن کشتی استثنای با مبنا است و نهایتاًً اینکه عدم شرطیت قبض درمورد رهن کشتی قابل تسری به رهن بار کشتی است؛ چرا که مبنا یکی است.[۱۱۲]

در نهایت باید این‌گونه نتیجه گیری کرد: لزوم قبض مادی، حتی در رهن مدنی باعث دشواری‌های حقوقی و عملی گردیده و از طرفی،رویه قضایی در جهت تعدیل حکم قانون درباره مفهوم قبض تلاش نموده است و تعبیر قبض عرفی و استیلای معنوی را نیز پذیرفته است و چه بسا پذیرش نقش قبض در صحت عقد رهن با توجه به اطلاق ماده ۷۷۲ قانون مدنی در امور مدنی نیز قابل توجیه نیست .

در خصوص رهن‌های تجاری به دلیل رعایت اصل سرعت، قبض و استیلا به معنای قبض مادی مطرح نبوده است و بالطبع، در رهن کشتی که در حیطه امور دریانوردی حاصل می‌شود، به دلیل ضرورت وجود این نوع رهن‌ها در توسعه و سهولت امور دریانوردی، همچنین هدف آن که تشویق و توسعه‌ سرمایه گذاران به دادن وام‌های کلان به مالکان کشتی در ‌حال ساخت یا مالکان کشتی‌هایی که در حین سفر نیاز به اعتبارات کافی دارند است،شرط نبودن قبض مقرر شده است چرا که قبض اساساً با ادامه‌ فعالیت کشتی منافات دارد.

در رهن بار و کرایه‌ی باربری نیز علی‌رغم سکوت قانون‌گذار دریایی، به دلیل وضوح امر، قبض شرط صحت عقد نیست؛ زیرا، رهن بار و کالا طبق ماده ۸۹ در شرایط اضطراری و در حین سفر دریایی منعقد می شود که صرفاً به منظور ادامه و تعقیب سفر دریایی انجام می شود و روشن است که در حین سفر دریایی و در مواقع فوری، اصل سرعت و شرایط اضطراری موجود اقتضا می‌کند سریعاً عقد رهن منعقد گردد و نیاز به قبض مال مرهون اساساً مطرح نمی‌شود و چه بسا که مرتهن اصولاً دسترسی به مال مرهون نداشته باشد.

گفتار دوم: شرایط اختصاصی

برای تحقق عقد رهن دریایی شرایطی لازم است. شرایط عام صحت قرارداد و نیز شرایط عام حاکم بر رهن مدنی در ارتباط با رهن دریائی قبلاً بررسی شده است.لیکن،شرایط خاصی نیز در زمینه رهن دریائی وجود دارند. این شرایط را به اجباری و اختیاری تقسیم نموده‌ایم؛ چرا که عدم رعایت شرایط اجباری، موجب خروج از قواعد و حوزه رهن دریایی خواهد شد و قرارداد مشمول قواعد رهن مدنی قرار می‌گیرد. لیکن، عدم رعایت شرایط اختیاری این ضمانت اجرا را در پی نخواهد داشت، بلکه تنها طرفین ممکن است امتیازاتی را از دست بدهند.

بند اول: شرایط اجباری

در قانون دریایی مبحثی تحت عنوان شرایط اجباری مطرح نشده است. اما، از لحن برخی مواد مانند ماده ۴۲ این شرایط را می‌توان فهمید.

الف. ثبت رسمی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




چانگ و فرت و کیم(۲۰۰۲) ‌به این نتیجه رسیدند که در مؤسسات با مالکیت بیشتر سرمایه گذاران نهادی، مدیریت سود کمتری وجود خواهد داشت. چون نهادها یا به شرکت‌ها فشار وارد می آورند که روش های حسابداری محافظه کارانه ای را به کار ببرند و یا قادرند مدیران فرصت طلب را از سمتشان برکنار کنند.از نظر برخی از محققان درگیری سهام‌داران نهادی در فعالیت‌های نظارتی و کنترلی توانایی محدود کردن مشکلات نمایندگی را دارد. این نویسندگان استدلال می‌کنند که از آنجایی که همه سهام‌داران بدون تحمل هزینه، از فعالیت‌های سهامدار نظارت کننده بهره مند می‌شوند، فقط سهام‌داران نهادی انگیزه کافی برای نظارت دارند. نقش بالقوه دیگر برای سرمایه گذاران نهادی ایجاد سازوکارهای معتبر برای انتقال اطلاعات به بازارهای مالی، یعنی دیگر سهام‌داران است(هانگ، ۲۰۰۹).هانگ (۲۰۰۹) عقیده دارد ، سرمایه گذاران نهادی می‌توانند اطلاعات محرمانه حاصل از مدیریت را به دیگر سهام‌داران انتقال دهند. اما برای اینکه چنین نظارتی معتبر باشد، سهام‌داران نهادی باید سرمایه گذاری را برای یک دوره زمانی ادامه دهند که به اندازه کافی طولانی باشد و علاوه بر این، سهام کافی برای کاهش مشکل سواری مجانی نگهداری کنند (دای و همکاران، ۲۰۱۳).

لیو و پنگ(۲۰۰۶) صندوق های سرمایه گذاری را به سه طبقه، گروه بندی کردند و دریافتند که دقت اقلام تعهدی با سرمایه گذاران کوتاه مدت، ارتباط معکوس دارد، در حالی که سرمایه گذاران بلندمدت دقت اقلام تعهدی را افزایش می‌دهند. کوه(۲۰۰۷) نشان داد که سرمایه گذاران نهادی می‌توانند کاهش دهند مدیریت سود فرصت طلبانه را، در حالی که مالکیت نهادی زودگذر، باعث افزایش مدیریت سود در شرکتهایی که سعی در رسیدن به سود هدف دارند؛ می‌شوند(دای و همکاران، ۲۰۱۳). ‌بنابرین‏، بنظر می‌رسد چنانچه سهام شرکت در مالکیت صندوق‌های سرمایه گذاری بلندمدت باشد؛ در مقایسه با شرایطی که سهام در مالکیت صندوق‌های سرمایه گذاری کوتاه مدت باشد؛ مدیریت سود کمتری را داشته باشد.

۱-۵- نقش عدم تقارن اطلاعاتی در سطح نظارت صندوق های سرمایه گذاری بر مدیریت سود

رامالینگودا و یو(۲۰۱۲) نشان دادند که در شرکت‌های با سطح عدم تقارن اطلاعاتی بالا، مالکیت نهادی با محافظه کاری حسابداری ارتباط مثبت دارد و هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر می شود؛ تقاضا برای محافظه کاری بالاتر می رود. آن ها استدلال نمودند که عدم تقارن اطلاعاتی، ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده و سهام‌داران نهادی را وادار به افزایش سطح نظارت می‌کند. در این خصوص، کوفی(۱۹۹۱) ادعا نمود چنانچه عدم تقارن اطلاعاتی پایین باشد، هزینه های نظارت صندوق های سرمایه گذاری کم است و آن ها انگیزه دارند که سهام خود را برای مدت بیشتری نگهداری نمایند(دای و همکاران، ۲۰۱۳).بر این اساس، بنظر می‌رسد که سطح عدم تقارن اطلاعاتی، رویه های نظارتی صندوق های سرمایه گذاری بر مدیریت سود شرکت‌های سرمایه پذیر را تحت تاثیر قرار دهد.

با توجه به مباحث فوق، سوال اساسی تحقیق حاضر به صورت ذیل مطرح می شود.

نقش صندوق های سرمایه گذاری بلندمدت نسب به صندوق های سرمایه گذاری کوتاه مدت، در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، در نظارت بر مدیریت سود شرکت‌ها، چیست؟

۱-۶-ضرورت انجام تحقیق

شرکت‌های سهامی نقش عمده ای در اقتصاد بازی می‌کنند. میلیون‌ها نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم در این شرکت‌ها سرمایه گذاری می‌کنند و موفقیت این شرکت‌ها به میل سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان به سرمایه گذاری در این شرکت‌ها بستگی دارد. یکی از مهمترین عوامل مؤثر در موفیقت واحدهای انتفاعی، راهبردهای اتخاذ شده توسط آن ها در بازارهای رقابتی می‌باشد. از این رو، تبیین نقش صندوق های سرمایه گذاری در بازار سرمایه و تمرکز بر اندازه گیری این راهبردها، یکی از ضروریات تحقیق حاضر است. زیراکه یافته های تحقیق در این حوزه می‌تواند به طور بالقوه توسط مدیران و سرمایه گذاران مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، توجه به عوامل مؤثر بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت‌ها، یکی دیگر از ضروریات تحقیق است. زیراکه صورت‌های مالی مهمترین منابع اطلاعاتی شرکت‌ها می‌باشند و از اهمیت و جایگاه خاصی در تصمیمات سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان برخودار می‌باشند و تبیین عوامل مؤثر بر آن می‌تواند به استفاده کنندگان از اطلاعات مالی در جهت ارزیابی صحیح این اطلاعات، کمک کند.

۱-۷-اهداف تحقیق

هدف آرمانی:ارائه راهکارهای بهینه جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در فرایند گزارشگری

هدف کلی:بررسی روش های افزایش تقارن اطلاعاتی و کاهش مدیریت سود

اهداف جزئی:

تبیین نقش صندوق های سرمایه گذاری در نظارت بر شرکت‌های پذیرفته شده در بورس در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی

تفکیک سرمایه گذاران نهادی به دو گروه بلندمدت و کوتاه مدت و تبیین ارتباط آن ها با سطح مدیریت سود شرکت‌های سرمایه پذیر

توجه به صندوق های سرمایه گذاری به ‌عنوان مهمترین گروه از سرمایه گذاران نهادی و نقش آن ها در حفاظت از منافع مالکان شرکت‌های سهامی

۱-۸) فرضیه های تحقیق

فرضیه اول: بین عدم تقارن اطلاعاتی با مدیریت سود ارتباط معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین صندوق های سرمایه گذاری بلندمدت و صندوق های سرمایه گذاری کوتاه مدت، در کاهش سطح مدیریت سود، ارتباط معنادار وجود دارد.

فرضیه سوم: بین عدم تقارن اطلاعاتی و صندوق های سرمایه گذاری در کاهش سطح مدیریت سود ارتباط معنادار وجود دارد.

۱-۹)روش تحقیق

این پژوهش یک تحقیق تحلیلی از نوع تجربی می‌باشد و جزء تحقیقات اثباتی حسابداری طبقه بندی می‌گردد. همچنین تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و از نوع همبستگی محسوب می‌گردد. آزمون همبستگی موردنظر این تحقیق معادلات رگرسیونی می‌باشد.

۱-۱۰)جامعه و نمونه آماری

در پژوهش حاضر به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از داده های مالی طبقه بندی شده و حسابرسی شده شرکت‌های فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده می شود. جامعه آماری فوق با توجه به شرایط و ملاحظات ذیل محدود شده و نمونه آماری از آن استخراج می شود.

۱) پایان سال مالی شرکت ها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.

۲)شرکت هادر طول سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ در بورس حضور داشته باشند.

۳)شرکت ها در دوره مورد مطالعه تغییر سال مالی نداشته باشد.

۴)نماد معاملاتی شرکت فعال و بیش از۶ ماه در سال توقف نماد معاملاتی نداشته باشد.

۵)اطلاعات مالی شرکت در دوره مورد مطالعه در دسترس باشد.

‌بنابرین‏، روش نمونه گیری در این تحقیق، غربالگری است که متناسب با شرایط ذکر شده تعدادی از شرکت‌های نمونه آماری انتخاب و داده های آن ها در آزمون فرضیه های تحقیق به کار می رود. دوره تحقیق ۶ ساله و شامل سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ است.

۱-۱۱)روش گرد آوری اطلاعات

جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای استفاده می شود.در این روش از کتابخانه‌های فیزیکی و دیجیتالی برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز استفاده خواهد شد. به منظور گردآوری اطلاعات از بانک های اطلاعاتی آماده، نظیر نرم افزار ره آورد نوین و سایت های رسمی بورس نظیر کدال ، rdis و irbouse استفاده خواهد شد.

۱-۱۲)قلمرو تحقیق

۱-۱۲-۱)قلمرو موضوع تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




سهم بازار

سهم بازار با توجه به درصد کل فروش یک شرکت در یک دوره زمانی خاص به کل کالای فروش رفته در بازار اندازه‌گیری می‌شود. مشخص است که سهم بازار یک کالای خاص در محدوده‌ای که شرکت در آن فعالیت دارد مفهوم پبدا می‌کند. سهم شرکت با توجه ‌به این‌که در چه بازاری فعالیت می‌کند (منطقه‌ای محلی جهانی و…) می‌تواند به صورت پویا تغییر کند. دامنه بازار به طور معمول محدوده ویژه‌ای خواهد بود. اغلب بازار بنا به محدوده‌ای که محققین بازار توانایی جمع‌ آوری اطلاعات فروش و سهم بازار را دارند تعریف می‌شوند. مشکل تاریخی تحقیقات بازار ‌در مورد رقبا بررسی تعداد رقبای موجود در بازار، تراکم سهم بازار (ترکیبی از سهم بازار سه شرکت رقیب) و دارایی‌های مجازی رقبای اصلی دارد. با توجه به پویایی سهم بازار و در مواردی نبودن سرنخ‌های کافی برای به دست آوردن اطلاعات شرکت را در تحقیقات بازار ‌در مورد رقبا دچار سردرگمی و یا عدم تصمیم‌گیری صحیح و کارآمد بر مبنای واقعیت می‌کند. هرچند که سهم بازار تنها معیار برای بررسی رقبا نیست اما همان طور که گفته شده تغییر در سهم بازار شاخص حیاطی برای محیط رقابتی است و در واقع زنگ خطری که شرکت از جانب رقبا احساس می­ کند. (خداداد کاشی،۱۳۷۷).

اقتصاد صنعتی یکی از گرایش‌های علم اقتصاد است که به مطالعه عناصر سه گانه ساختار، رفتار و عملکرد بازارها می ­پردازد چگونگی ارتباط این عناصر سه­گانه و عوامل مؤثر بر آن‌ ها، موضوع مطالعات متعدد نظری و تجربی بوده است. سهم بازاری به عنوان یک متغیر ساختاری بازار مطرح می‌باشد. و میانگین بالای سهم بازار بنگاه‌ها معمولا در صنایع دارای ساختار انحصاری مشاهده می‌شود و برعکس در بازارهای رقابتی شاهد متوسط سهم بازار کمتر برای بنگاه‌ها می باشیم. بدیهی است که هر عاملی که بتواند تغییراتی در اندازه بنگاه و سهم بازار ایجاد نماید، می‌تواند ساختار بازار را نیز تغییر دهد. از جمله متغیرهای اثرگذار بر تغییرات سهم بازار و تغییرات ساختاری بازار می‌توان به هزینه های تحقیق و توسعه، اشاره نمود، که از متغیرهای رفتاری بازار می‌باشند . در حالی که برخی از مطالعات تجربی اثر مستقیم متغیر فوق بر سهم بازار را نتیجه می‌گیرند، در عین حال مطالعات دیگری توسط اقتصاددانان انجام شده‌اند که رابطه مستقیم را نتیجه‌گیری نمی‌نمایند و ارتباط غیرمستقیم و بعضاً ارتباط غیرخطی نتیجه‌گیری شده است. (خداداد کاشی،۱۳۷۷).

شرکت‌ها به منظور کسب مزیت رقابتی، از منابع خود در جهت بهبود موقعیت نسبی خویش نسبت به رقبا استفاده ‌می‌کنند و ارتقای موقعیت شرکت سبب شکل‌گیری فرصت‌های بهتری در آینده می‌شود. در مطالعات سازماندهی صنعتی، سهم بازار و رشد آن به عنوان شاخص‌های مهم عملکردی شرکت شناخته شده‌اند و همچنین رابطه‌ مثبت بین سهم بازار و سود اقتصادی به اثبات رسیده است. در پارادایم ساختار- رفتار- عملکرد ، دو رویکرد رقابتی برای توضیح این رابطه ارائه شده است. اولین رویکرد، نظریه اثبانی است که بر مبنای آن، با متمرکز شدن سهم بازار در میان تعداد معدودی از شرکت‌های مقتدر، آنان قیمت محصول را بالاتر از سطح قیمت بازار رقابت کامل تعیین می‌کنند و در نتیجه به سود متعارف بالاتری دست می‌یابند. ‌بر اساس دومین رویکرد که دیدگاه کارایی است، کسب سهم بازار ناشی از افزایش کارایی شرکت و نوآوری بوده و صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس آن سودهای اقتصادی را برای شرکت به همراه می‌آورد. صرف ‌نظر از این دو رویکرد، اگر هدف مطلوب شرکت‌ها، کسب سهم بازار بیشتر باشد و انتظار رود که در آینده افزایش سودآوری و فرصت‌های رشد از آن شرکت‌هایی باشد که سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص داده‌اند، آن‌گاه تغییر در سهم بازار نشان دهنده عملکرد آتی و فرصت‌های رشد است. برخلاف اهمیت سهم بازار به عنوان شاخصی از محیط رقابتی شرکت، نقش آن در مدل‌های ارزش‌گذاری مبتنی بر اطلاعات حسابداری کم‌رنگ بوده و در بسیاری از پژوهش‌های حسابداری مبتنی بر بازار از سود شرکت به عنوان نشانگر عملکرد جاری و آتی مورد انتظار شرکت‌ها یاد می‌شود و به نقش سهم بازار توجه کمتری شده است(خداداد کاشی،۱۳۷۷).

مبانی نظری سهم بازار

سهم بازار یکی از جنبه‌ها و ابعاد مهم ساختار بازار است و شاید مهم‌ترین متغیر ساختاری باشد .در تعریف این واژه می‌توان گفت تمرکز، چگونگی و نحوه تقسیم بازار بین بنگاه‌ها را اندازه‌گیری می‌کند. دراندازه‌گیری تمرکز با اندازه نسبی بنگاه‌ها سروکار داریم و پژوهشگران علاقه‌مندند بدانند بازار چگونه بین بنگاه‌های موجود توزیع شده و سهم هر یک از آن‌ ها چقدر است .هرچه بازار ناعادلانه‌تر بین بنگاه‌ها توزیع شده باشد، تمرکز بیشتر و در صورت ثابت بودن تمامی شرایط هرچه تعداد بنگاه‌ها بیشتر باشد تمرکز کمتر خواهد بود. اندازه تمرکز با تعداد بنگاه ر ابطه معکوس و با توزیع سهم بازار بنگاه ارتباط مستقیم دارد. ‌بنابرین‏، تمرکز بنگاه را ‌می‌توان به صورت معادله زیر تعریف نمود:

C=f(N,I),

در این معادله I نابرابری در توزیع اندازه بنگاه است n. تعداد بنگاه ها و C اندازه تمرکز ،

شاخص‌های متعددی برای اندازه‌گیری نسبت تمرکز وجود دارد : معکوس تعداد بنگاه‌های صنعت و هرفیندال هیرشمن، شاخص کی شاخص آنتروپی ازجمله شناخته‌ترین شاخص‌های تمرکز هستند. جهت علیت تأثیر عناصر سه گانه بازار( ساختار و عملکرد، رفتار بنگاه) بر یکدیگر ارتباط عناصر سه گانه بازار در چهار نظریه شکل گرفته زیر تشریح می‌گردد (پیرویان و زراءنژاد،۱۳۹۱).

الف) نظریه ساختارگرایی

اصول اساس این مکتب توسط میسن و شاگردانش شکل گرفت. ساختارگرایان معتقدند جهت علیت از ساختار به رفتار و سپس به عملکرد ختم می‌شود. از نظر این مکتب، رفتار بنگاه‌ها و تصمیم آن‌ ها مبنی بر ائتلاف و همکاری و یا رقابت با یکدیگر، متأثر از ساختار بازار است .نظری ساختارگرایان را می‌توان به شکل معادله زیر نمایش داد:

عملکرد = F (شرایط خارجی، سازمان داخلی، رفتار، ساختار )

ب) مکتب شیکاگو یو. سی. ال. ای.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




    1. کیفیت درک شده

    1. انتظارات مشتری

  1. ارزش درک شده

همچنین عوامل مؤثر بر وفاداری شامل موارد زیر است:

    1. تصویر محصول یا خدمت

  1. رضایت مشتری

نمودار ۶-۲ تصویر درک شده از محصول یا خدمت- رضایت مشتری

منبع: Abdullah, 2001

۶-۲۰-۲ رضایتمندی مشتری در مدل زیتامل[۴۴] و بیتنر[۴۵]

رضایت و کیفیت خدمات دارای مشترکاتی هستند اما به طور کلی رضایتمندی مفهوم گسترده ‏تری نسبت به کیفیت دارد، چرا که کیفیت بر ابعاد خدمات تمرکز دارد. از این دیدگاه کیفیت خدمات به ‌عنوان بخشی از رضایتمندی به حساب می ‏آید که ارتباط این دو در شکل زیر نشان داده شده است.

همان گونه که در نمودار پیدا‌ است کیفیت خدمات بیانگر ادراکات مشتری از ابعاد ‌پنج‌گانه خدمات می‏ باشد، در حالی که رضایتمندی فراگیر بوده و مشتمل بر کیفیت خدمات، کیفیت محصول، قیمت و نیز عوامل موقعیتی و عوامل فردی می‏ باشد (سیدجوادین،۱۳۸۴).

نمودار ۷-۲ عوامل مؤثر بر رضایتمندی

قابلیت اعتبار

‌پاسخ‌گویی‌

عوامل موقعیتی

کیفیت خدمات

اطمینان خاطر

همدلی

رضایتمندی مشتری

کیفیت محصول

عوامل محسوس

قیمت

عوامل فردی

منبع: سید جوادین، ۱۳۸۴

طبق این مدل برای آگاهی از رضایتمندی مشتری، علاوه بر سنجش کیفیت خدمات، باید عوامل دیگری مانند کیفیت محصول (فیزیکی) و نیز قیمت را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد.

در خصوص توجه به کیفیت محصول می‏توان گفت خدمات مختلف در جایگاه های متفاوتی از میزان آمیختگی کالا و خدمت قرار دارند. در دو سر این طیف، خدماتی وجود دارد که به خدمت صرف نزدیک است و خدماتی که آمیخگی زیادی با محصولات فیزیکی دارند. لذا توجه ‌به این محصولات فیزیکی حائز اهمیت است (سیدجوادین،۱۳۸۴).

۸-۲۰-۲ مدل فورنل[۴۶]

شاخص رضایتمندی کشور سوئد در سال ۱۹۸۹ توسط پروفسور فورنل ‌بر اساس یک مدل ساخت یافته و با بهره گرفتن از نظرسنجی مشتریان طراحی شده بود، بررسی فعالیت‏های تحقیقاتی در کشور سوئد موجب شد تا مدل فورنل به عنوان بهترین روش جهت ارائه یک شاخص استاندارد در سطح ملی شناخته شود.

نمودار ۹-۲ ساختار کلان مدل شاخص رضایت مشتری در کشور سوئد

ویژگی و شاخصه مهم این مدل جامعیت آن، امکان استفاده از آن جهت ارزیابی کیفیت در یک مقیاس وسیع و امکان مرتبط ساختن کیفیت با رفتار مشتری می‏ باشد. پس از سوئد این مدل در امریکا بسیار مورد توجه قرار گرفت، سپس محققان اروپایی نیز از این مدل تبعیت کرده و آن را مورد استفاده قرار دادند. این مدل یک مدل مفهومی است و تأکید بر محاسبات همگن‏ سازی شاخص‏های انتظاری مشتریان و ایجاد قضاوت ‌بر اساس سیستم شهودی یا احساسی مصرف‏ کنندگان و مشتریان دارد.

عوامل زیادی همانند عوامل موجود در شکل بر رضایت مشتری تاثیر‏گذار است که در این مدل به صورت روابط علت و معلولی مورد توجه و بررسی قرار می‏ گیرند. برخی از این عوامل به عنوان عامل اصلی رضایت مشتری و برای برخی دیگر مجموعه‏ای از خصوصیات اولیه یا خصوصیات ضروری در نظر گرفته می‏ شود. (Michael Knie, 2001)

۹-۲۰-۲ مدل اسکمپر[۴۷]

مهمترین موضوع در مدل کانو ایجاد خلاقیت و نوآوری در ارائه خدمت به مشتری بود. دکتر اسبورن[۴۸] تحقیقات گسترده‏ای به منظور بررسی مبانی ابتکارات، اختراعات و اکتشافات انجام داده و ‌به این نتیجه رسیده که تمام نوآوری‏ها بر هفت پایه به شرح جدول زیر استوار است که بر‏اساس سوال، ایده و انگیزه ایجاد می‏ شود و کلید رمز موفقیت آن بر پایه سوالات شش گانه ۵W-1H قرار دارد(محمدی، ۱۳۸۲).

جدول ۱-۲ نوآوری‏ها در مدل اسکمپر

جانشین سازی

س: چه چیزی را می‏توان جایگزین کالای x نمود؟

ترکیب کردن

س: کالای x را با چه چیزهائی می‏توان ترکیب کرد؟

رفاه و سازگاری

س: چه چیزی موجب سهولت و آسانی در استفاده از کالای x می‏ شود؟

بزرگ سازی

س: چگونه با بزرگ جلوه دادن، کالای x جلب توجه می ‏کند؟

سایر استفاده ها

س: چه استفاده های دیگری می‏توان از کالای x به عمل آورد؟

حذف کردن

س: چه چیزی را می‏توان از کالای x حذف کرد؟

معکوس سازی

س: اگر کالای x را معکوس کنیم چه استفاده دیگری از آن می‏توان کرد؟

۲۱-۲ راهکارهایی جهت جلب رضایت مشتری

    1. تعیین و تبیین مأموریت‌ شرکت در راستای مهمترین خواسته های مشتری

    1. درگیر ساختن و متعهد کردن دائمی مدیران ارشد در پیشبرد کارهای مربوط به مشتری

    1. گزینش کارکنان مناسب

    1. آموزش و بهسازی کارکنان

    1. رایج سازی استانداردهای کیفیت و ارزیابی دائمی میزان رعایت آن ها

    1. استفاده از فناوری روز برای دستیابی به رضایت مشتری

  1. خلاقیت برای حرکت به فراسوی انتظارات مشتری (محمدی، ۱۳۸۲).

یک روش برای داشتن مشتریانی رضایتمند این است که قبل از اینکه مشکلی بروز کند اقدامات اصلاحی صورت گیرد. وقتی مشتریان واکنش نشان دهند معمولا دیر است، در این راستا احتمال پروراندن رضایتمندی مشتریان می‏تواند مستلزم موارد زیر باشد:

    1. پرسیدن از مشتریان که آیا آن ها رضایتمند هستند.

    1. فراهم آوردن سیستم‏هایی مخصوص گردآوری پیشنهادات و نظرات مشتریان.

    1. برخورداری از کارکنانی که در صورت ارائه خدمات و کالاهای ناقص و بد به مشتریان دلخور و ناراحت باشند.

    1. پیمایش‏های پرسشنامه‏ای منظم که برای درک رضایتمندی مشتری طراحی شده‏اند.

  1. مرور منظم رویکردها برای برخورد با مسائل مشتریان (Villalobos,2000).

۲۲-۲ پیامدهای عدم رضایت مشتری

نارضایتی مشتری برای سازمان گران تمام می‏ شود و مشتریان مشکل‏پسند امروزی اگر خرسند نباشند، به رقیب روی می ‏آورند، و اینکه جلب و جذب مشتری هزینه بیشتری دارد تا حفظ مشتری موجود. به طور کلی پیامدهای عدم رضایت مشتری را می‏توان به صورت زیر برشمرد:

    1. مشتریان ناراضی اغلب بدون شکایت و اطلاعات قبلی سازمان را ترک می‏ کنند.

    1. مشتریان ناراضی اغلب به رقیب سازمان روی می ‏آورند.

    1. مشتریان ناراضی با انتشار کلامی منفی درباره سازمان به سایرین، آن ها را به سوی رقیب می‏کشانند و هزینه جلب مشتری را بالا می‏برند.

    1. مشتریان ناراضی فرصت را به تهدید تبدیل می‏ کنند.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




۲-۷ الگوهای تبیین و شناخت فرهنگ سازمانی

اندیشمندان مدیریت ‌بر اساس تعریفی که از فرهنگ سازمانی ‌داشته‌اند به تدوین الگو (مدل) پرداخته‌اند آنان معتقدند برای تشریح ارزش‌های فرهنگ سازمانی نمی‌توان چهارچوب واحدی را ارائه داد. در این قسمت به طور خلاصه مهمترین مدل‌ها با الگوهای فرهنگ سازمانی که در نظریه ها مطرح شده است، مطرح می‌گردد(رابینز،۱۳۸۶،ص۱۲۷).

۲-۷- ۱ الگوی پارسونز[۱۸] یا مدل ای – جی – آی – ال (AGIL)

این الگو یکی از چهارچوب‌های تحلیل محتوایی ارزش‌های فرهنگی و روش نسبتاً ساده های برای تشریح تفاوت‌های فرهنگ سازمان‌هاست که توسط تالکت پارسونز جامعه شناس آمریکایی ارائه شده است. پارسونز در الگوی خود، هر یک از چهار بعد فرهنگ سازمانی را با یکی از حروف کلمه بدون معنی AGIL معرفی می‌کند. در واقع طبق این الگو هر سیستم اجتماعی باید چهار وظیفه را در جهت بقا و پیشرفت انجام دهد که عبارتند از: (مطلبی،۱۳۸۴،ص۴۲)

– انطباق: برای تطبیق، یک سیستم اجتماعی باید از محیط و چگونگی تغییرات آن به خوبی آگاه باشد و خود را به طور مناسب با آن تعدیل و تنظیم کند.

– دستیابی به هدف: ‌به این معنی که سیستم اجتماعی باید دارای فرآیندی باشد که اهداف موردنظر و نیز راه‌های دستیابی به آن ها را مشخص نماید.

– انسجام و یکپارچگی: ‌به این معنی که تمام سیستم‌های اجتماعی نیاز دارند که اجزای آن ها از گسیختگی و از هم پاشیدگی حفظ شود. قسمت‌های مختلف یک سیستم باید با یکدیگر در ارتباط باشند. وابستگی متقابل آن ها، درک شده و نیاز به هماهنگی آن ها، برآورده گردد.

– مشروعیت: تمام سیستم‌های اجتماعی حق بقا دارند که محیط به آن ها می‌دهد. در واقع سیستم اجتماعی هنگامی مشروع است که جامعه آن را پذیرفته و اعتقاد داشته باشد ادامه حیات آن سیستم ضروری است.

۲-۷-۲ الگوی رابینز[۱۹]

استیفن رابینز برای فرهنگ سازمانی ده ویژگی ذکر ‌کرده‌است که معمولاً تمامی سازمان‌ها دارای درجاتی از آن ها در فرهنگ خود می‌باشند(رابینز،۱۳۸۶،ص۱۸۰).

خلاقیت فردی: میزان مسئولیت، آزادی عمل و استقلالی که افراد درون یک سازمان دارا هستند را خلاقیت فردی گویند. این موضوع در سازمان‌های مختلف یکسان نیست مثلاً در سازمان‌های که دارای گرایش سلسله مراتب شدید هستند روحیه خلاقیت و نوآوری پایین می‌باشد.

ریسک پذیری: میزانی که افراد تشویق می‌شوند تا ابتکار عمل خرج دهند و دست به کارهای مخاطره آمیز بزنند و بلند پروازی نمایند را ریسک پذیری گویند. سازمانی که در آن، افراد آزادانه به قبول انجام امور سازمانی می‌پردازند و همراه با پذیرش مخاطرات و تبعات آن، دست به انجام آن ها می‌زنند، حاکی از این است که سازمان دارای ارزش‌های فرهنگی قوی است و افراد آن از بلوغ روانی برخوردارند.

هدایت و رهبری: میزانی که سازمان‌ها اهداف و عملکرد هایی که انتظار می‌رود انجام شود، مشخص می‌نمایند. هدف گذاری مؤثر، همراه با راهنمایی و ارائه بازخورد، منجر به عملکرد بهتر و رشد و پیشرفت کارکنان می‌شود. در سازمان‌های انسان گونه این ویژگی از اهمیت زیادی برخوردار است.

یکپارچگی و وحدت: میزان یا درجه‌ای که واحدهای درون سازمان به روشی هماهنگ عمل می‌کند. یکپارچگی یا انسجام به معنی وجود توافق، همکاری، اتحاد و پیوستگی در بین گروه‌ها و واحدها به منظور رسیدن به اهداف مشترک می‌باشد.

حمایت مدیریت: میزان یا درجه‌ای که مدیران با کارکنان خود ارتباط برقرار می‌کنند. آن ها را یاری می‌دهند یا از آن ها حمایت می‌کنند با توجه به اینکه یکی از وظایف مهم مدیران،‌ پرورش نیروی انسانی است این ویژگی بیانگر این است که تا چه حد در سازمان به نیروی انسانی و رشد و تعالی آن بها داده می‌شود.

کنترل: تعداد قوانین و مقررات و میزان سرپرستی مستقیم مدیران بر رفتار افراد اعمال می‌کنند. این شاخص به بررسی قوانین، دستورالعمل‌ها و سرپرستی مستقیم و نظارت بیرونی جهت کنترل رفتار فردی می‌پردازد.

هویت: میزان یا درجه‌ای که افراد، کل سازمان معرف خود می‌داند و هویت به بررسی ویژگی‌های تعهد، وفا داری، دفاع از ارزش‌ها و ماندن در سازمان می‌پردازد.

سیستم پاداش: میزان یا درجه‌ای که شیوه تخصیص پاداش (یعنی افزایش حقوق و ارتقای مقام) ‌بر اساس شاخص‌های عملکرد که کارکنان قرار دارند نه ‌بر اساس سابقه خدمت، پارتی بازی و از این قبیل نظام پاداش و تشویق در سازمان، شکل دهنده میزان انگیزه کارکنان سازمان است.

تحمل تعارض: میزان یا درجه‌ای که افراد تشویق می‌شوند پدیده تعارض را بسازند و پذیرای انتقادهای آشکار باشند. در بعضی سازمان‌ها ویژگی انتقاد پذیری در بین مدیران کم رنگ است و به کارکنان فرصت اظهارنظر ‌در مورد مسائل کاری داده نمی‌شود که باعث کاهش رضایت مندی کارکنان می‌شود.

الگوی ارتباط: میزان یا درجه‌ای که ارتباطات سازمان به سلسله مراتب اختیارات رسمی محدود می‌شود. هر یک از این ویژگی‌ها بر روی طیفی قرار می‌گیرند که دامنه آن از بسیار کم تا بسیار زیاد کشیده می‌شود که منعکس کننده نوع احساسات اعضا، استنباط مشترک آنان، شیوه انجام امور و نوع رفتار آنان است. این ویژگی‌های ده گانه هم ابعاد ساختاری و هم ابعاد رفتاری را دربر دارند.

۲-۷-۳ الگوی هفت s شرکت مشاوره‌ای مک کنزی[۲۰]

این شرکت در طرح مفهوم فرهنگ سازمانی در مدیریت، سهم بسزایی دارد. در دهه ۸۰، لااقل ۵ کتاب پرفروش و معتبر در زمینه فرهنگ سازمانی به وسیله شرکت مک کنزی و با همکاری محققین برجسته دانشگاه‌های معتبر امریکا نظیر هاروارد و استانفورد ارائه گردیده است. یکی از این نوشته ها ، هفت عامل مهم را به عنوان عامل‌های فرهنگ سازمانی اثربخشی معرفی می‌کند که هر کدام از این عوامل با حرف s شروع می‌شود. استراتژی، ساختار سازمانی و سیستم‌های رایج در سازمان که سه عامل سخت[۲۱] به شمار می‌آید، سبک مدیر، مهارت کارکنان، بالاخره هدف‌های حاکم نیز به عنوان عوامل نرم فرهنگ سازمانی محسوب می‌شود. این عوامل با تطابق همبستگی با هم قادرند اثربخشی سازمان را تضمین کنند (براین،۲۰۰۹،ص۶۷۴).[۲۲]

۲-۷-۴ مدل پیترز و واترمن[۲۳]

این دو محقق به مطالعات گسترده‌ای ‌در مورد شرکت‌هایی که دارای سوابق و عملکرد برجسته بودند پرداختند که این تحقیق، نظریات جدیدی در زمینه فرهنگ سازمانی و ارتباط اثربخشی سازمان ارائه نمود. آن ها ویژگی‌های فرهنگی سازمان‌های موفق را به صورت زیر مشخص کردند. التزام به عمل – بها دادن به ارباب رجوع و مشتری – خود گردانی و کار آفرینی – بهره‌وری از طریق انسانی – تبحر و چیرگی در مدیریت – اقدام به امور مرتبط با تجربه و مهارت – ستاد اداری کوچک – استفاده مناسب و مقتضی از ساختار مکانیکی و ارگانیکی. بررسی و تحلیل پیترز و واترمن به سرعت به ارزش‌های فرهنگی که به اتخاذ رویه مدیریتی موفق منجر خواهد شد، مبدل گشت. آن ها نظریات خود را در زمینه رمز موفقیت سازمان‌های بزرگ در کتاب خود و تحت عنوان در جستجوی کمال به چاپ رساندند(براین،۲۰۰۹،ص۶۷۵)[۲۴].

۲-۷-۵ الگوی کرت لوین[۲۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




    1. . همان. ↑

    1. . باید توجه داشت که این اقدامات‏ صرف‏نظر از بعضی موارد خاص ماهیتاً به ضمانت اجرای مدنی بیشتر شباهت دارد. رجوع شود: صادقی، محمود و شیخی، مریم، رساله دکترا ضمانت اجراهای حقوق مالکیت فکری در حقوق ایران، فرانسه و اسناد بین الملل. ↑

    1. . Civil crime. ↑

    1. . Civil Responsibility. ↑

    1. . Contributory Infringement ↑

    1. . Cornish. W. R ↑

    1. . ماده ۳۱۶ قانون آیین دادرسی مدنی ↑

    1. . ماده ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی ↑

    1. . مراجعه شود به ماده ۵۰ موافقت‏نامه تریپس. ↑

    1. . ماده ۳۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی ↑

    1. . شور اول آن در تاریخ ۷/۴/۱۳۸۳ در مجلس شورای اسلامی گذشته است. ↑

    1. . بند اول، ماده ۵۰، موافقت‏نامه تریپس. ↑

    1. . بند دوم، ماده ۵۰، موافقت‏نامه تریپس. ↑

    1. . Fair Competition ↑

    1. . بند پنجم، ماده ۵۰، موافقت‏نامه تریپس. ↑

    1. . بند ششم، ماده ۵۰، موافقت‏نامه تریپس. ↑

    1. . Appropriate ↑

    1. . Sufficent ↑

    1. . ‌بر اساس بند هفتم ماده ۵۰ معاهده تریپس، TRIPS and Development, 2003 :19 ↑

    1. . نقض در حال ارتکاب ↑

    1. . Injunction ↑

    1. . WIPO Intellectual property Hand book, 2004:229 ↑

    1. . ماده ۶۴ آیین نامه قانون سال ۱۳۱۰ ↑

    1. . بند ج ماده ۱۰ تریپس ↑

    1. . بند ۱ ماده ۴۱ تریپس ↑

    1. . Remedies Expeditious ↑

    1. . Lankey ↑

    1. . با توجه به قانون تشکیل دادگاه‏های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۳ در حال حاضر دادگاه‏های عمومی جانشین دادگاه‏های‏ بخش می‏ باشند. ↑

    1. . ماده ۶۳، قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب ۱۳۳۷ ↑

    1. . مجرم باید مالی را که در اثر ارتکاب جرم تحصیل ‌کرده‌است، اگر موجود باشد عین آن را و اگر موجود نباشد مثل آن را و در صورت عدم امکان رد مثل، قیمت آن را به صاحبش رد کند و از عهده خسارات وارده نیز برآید. هرگاه از حیث جزائی وجهی برعهده مجرم تعلق گیرد، استرداد اموال یا تأدیه خسارت مدعیان خصوصی بر آن مقدم است. ↑

    1. . ماده ۲۱۵بازپرس یا دادستان در صورت صدور قرار منع یا موقوفی تعقیب باید تکلیف اشیاء و اموال کشف شده را که دلیل یا وسیله ارتکاب جرم بوده و یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب، استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده شده است تعیین کند تا حسب مورد، مسترد، ضبط یا معدوم شود. درمورد ضبط، دادگاه تکلیف اموال و اشیاء را تعیین می‌کند. همچنین بازپرس و یا دادستان مکلف است مادام که پرونده نزد وی جریان دارد به تقاضای ذی‌نفع و با رعایت شرایط زیر دستور رد اموال و اشیاء مذکور را صادر نماید:

      الف- وجود تمام یا قسمتی از آن اشیاء و اموال در بازپرسی یا دادرسی لازم نباشد.

      ب- اشیاء و اموال، بلامعارض باشد.

      پ- جزء اشیاء و اموالی نباشد که باید ضبط یا معدوم گردد.

      در کلیه امور جزائی دادگاه نیز باید ضمن صدور حکم یا قرار یا پس از آن اعم از اینکه مبنی بر محکومیت یا برائت یا موقوفی تعقیب متهم باشد، ‌در مورد اشیاء و اموالی که وسیله ارتکاب جرم بوده یا در اثر جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب، استعمال و یا برای استعمال اختصاص یافته است، باید رأی مبنی بر استرداد، ضبط یا معدوم شدن آن صادر نماید.

      تبصره ۱- متضرر از قرار بازپرس یا دادستان یا قرار یا حکم دادگاه می‌تواند از تصمیم آنان راجع به اشیاء و اموال مذکور در این ماده شکایت کند و طبق مقررات در دادگاه های جزائی شکایت خود را تعقیب و درخواست تجدیدنظر نماید هرچند قرار یا حکم دادگاه نسبت به امر جزائی قابل شکایت نباشد.

      تبصره ۲- مالی که نگهداری آن مستلزم هزینه نامتناسب برای دولت است یا موجب خرابی یا کسر فاحش قیمت آن می‌گردد و حفظ مال هم برای دادرسی لازم نیست وهمچنین اموال ضایع شدنی و سریع‌الفساد حسب مورد به دستور دادستان یا دادگاه به قیمت روز فروخته می‌شود و وجه حاصل تا تعیین تکلیف نهائی در صندوق دادگستری به عنوان امانت نگهداری می‌گردد. ↑

    1. . ماده ۱۱ قانون مجازات سابقدر مقررات و نظامات دولتی‌، مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی باید به موجب قانونی باشد که قبل از وقوع جرم مقرر شده باشد و هیچ فعل یا ترک فعل را نمی‌توان به عنوان جرم به موجب قانون متأخر مجازات نمود لیکن اگر بعد از وقوع جرم قانونی وضع شود که مبنی بر تخفیف یا عدم مجازات بوده و یا از جهات دیگر مساعدتر به حال مرتکب باشد نسبت به جرایم سابق بر وضع آن قانون تا صدور حکم قطعی مؤثر خواهد بود. در صورتی که به موجب قانون سابق حکم قطعی لازم‌الاجرا صادر شده باشد به ترتیب زیر عمل خواهد شد:

      ۱- اگر عملی که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق جرم شناخته نشود، در این صورت حکم قطعی اجرا نخواهد شد و اگر در جریان اجرا باشد موقوف‌الاجرا خواهد ماند و در این دو مورد و همچنین در موردی که حکم قبلاً اجرا شده باشد هیچ گونه اثر کیفری بر آن مترتب نخواهد بود. این مقررات ‌در مورد قوانینی که برای مدت معین و موارد خاصی وضع گردیده است اعمال نمی‌گردد.

      ۲- اگر مجازات جرمی به موجب قانون لاحق تخفیف یابد محکوم‌علیه می‌تواند تقاضای تخفیف مجازات تعیین‌شده را بنماید و در این صورت دادگاه صادرکننده حکم و یا دادگاه جانشین با لحاظ قانون لاحق مجازات قبلی را تخفیف خواهد داد.

      ۳- اگر مجازات جرمی به موجب قانون لاحق به اقدام تأمینی و تربیتی تبدیل گردد فقط همین اقدامات مورد حکم قرار خواهد گرفت ↑

    1. . Order confiscation ↑

    1. . Order Distraction ↑

    1. . ‌بر اساس ماده ۴۶ معاهده تریپس، TRIPS and Development, 2003 P :19. ↑

    1. . ماده ۴۹ قانون ثبت علائم و اختراعات ↑

    1. . ماده ۶۴ قانون ثبت علائم و اختراعات ↑

    1. . برای اطلاعات بیشتر رجوع شود: کاتوزیان، ناصر، الزام‏های خارج از قرارداد، ضمان قهری، جلد اول، مسئولیت‏ مدنی، انتشارات دانشگاه تهران، صص ۲۴۱-۳۱۰٫ ↑

    1. . حکم به پرداخت خسارت عملا در محاکم ایران ‌بر اساس قواعد اتلاف و تسبیب قانون مدنی می‏ باشد و ‌بنابرین‏ صرفا خسارات محقق و مستقیم را شامل می‏ شود و از این حیث تا حدودی دامنه بحث در زمینهء ضرر ناشی از عدم النفع محدود می‏ گردد. ↑

    1. . ماده ۲و ۶ قانون حمایت از نشانه های جغرافیایی ↑

    1. . Royalty ↑

    1. . Implication of TRIPS Agreement on Treaties Administrated by WIPO, 1996; p: 42. ↑

    1. . Attorney fees ↑

    1. . Order recovery of profits ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




۴- بررسی اثر آگاهی اجتماعی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان )

۱-۵- سوال ها و یا فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی

– بین هوش عاطفی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان )رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

فرضیه های فرعی

۱- بین خودآگاهی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان ) رابطه معناداری وجود دارد.

۲- بین خودمدیریتی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان ) رابطه معناداری وجود دارد.

۳- بین مدیریت روابط کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان)رابطه معناداری وجود دارد.

۴- بین آگاهی اجتماعی کارکنان و ارتباط سازمان با مشتری در بانک مهر ایران ( شعب استان لرستان)رابطه معناداری وجود دارد.

۱-۶- چارچوب نظری تحقیق

چهارچوب نظری بنیانی است که تمامی پژوهش بر آن استوار می شود. در واقع ما می‌توانیم از محل این چهارچوب نظری فرضیه های آزمون پذیری را پدید آوریم تا ببینیم نظریه تدوین شده تا چه اندازه معتبر است (سکاران، ۱۳۸۴: ۸۱). از میان پژوهشگران، مایر، سالووی، کاروسو، گولمن و بار-آن معروف‌ترین پژوهشگرانی هستند که به پژوهش ‌در مورد هوش عاطفی پرداخته‌اند. این نظریه پردازان ابعاد مختلفی ‌در مورد هوش عاطفی را معرفی نموده اند که در این پژوهش از مدل گولمن برای هوش عاطفی استفاده شده است. مدل گولمن تحت عنوان شبکه قابلیت‌های عاطفی دارای چهار بعد و ۲۰ مؤلفه است که به صورت یک ماتریس دو در دو طراحی شده است که در جدول ۱-۱ آورده شده است.

جدول ۱-۱ ابعاد هوش عاطفی از نظر گولمن

‌در مورد خود ‌در مورد دیگران

قابلیت های فردی قابلیت های اجتماعی

آگاهی اجتماعی

    • همدلی

    • خدمت محوری

  • آگاهی سازمانی

خود آگاهی

    • خود آگاهی عاطفی

    • خودارزیابی صحیح

  • اعتماد به نفس

تشخیص

مدیریت روابط

    • پرورش دیگران

    • تحلیل و تفسیر

    • نفوذ

    • ایجاد تعهد

    • ارتباطات

    • همکاری

    • مدیریت تعارض

  • مشارکت

خود مدیریتی

    • خود کنترلی

    • قابل اعتماد بودن

    • هوشیاری

    • نو آوری

    • انگیزه ی موفقیت

  • سازگاری

تنظیم

منبع: (گولمن، ۲۰۰۱ : ۲)

همچنین ‌در مورد مدیریت ارتباط با مشتری سه مؤلفه‌ رضایت مشتری ، کیفیت خدمات و وفاداری انتخاب شده و اثر و رابطه آن ها با چهار بعد هوش هیجانی سنجیده می شود .

۱ -۷- متغیرهای تحقیق

متغیرها از مهمترین مباحث در تحقیقات اجتماعی – انسانی می‌باشند . هدف شناخت علت یا عوامل می‌دانی یا تغییر موضوع مورد تحقیق است و چون این عوامل تغییر ‌پذیر و قابل سنجش هستند آن ها را متغیر می خوانیم . متغیر بر اساس نقشی که در پژوهش به عهده دارد به دو دسته مستقل و وابسته تقسیم می شود . متغیر مستقل متغیر پیش فرض است و متغیر وابسته بر اساس تغییرات آن اندازه گیری و تعیین می شود . در این پژوهش متغیر هوش عاطفی به عنوان متغیر مستقل و متغیر مدیریت ارتباط با مشری به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است .

۱ – ۸ – تعریف واژه ها ، مفاهیم و متغیر ها

متغیر مستقل: هوش عاطفی

تعریف مفهومی : هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی ، روحیات خود را کنترل کند ، از طریق خودمدیریتی آن را بهبود ببخشد ، از طریق آگاهی اجتماعی تاثیر آن را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد . ( مایر ، ۱۳۸۴ :۵۴ )

تعریف عملیاتی : هوش هیجانی بیانگر این است که کارکنان تا چه حد از قابلیت های خودآگاهی ، خود مدیریتی ، آگاهی های اجتماعی و مدیریت روابط با توجه به سوالات پرسشنامه قابلیت هوش هیجانی ( ECI) گلمن برخوردارند . پرسشنامه مذکور ۴ مؤلفه‌ و ۲۰ شاخص مدل گلمن را می سنجد . کارکنانی که تعداد بیشتری از این مؤلفه‌ ها را در خود بیابند هوش عاطفی بالاتری دارند.

متغیر وابسته: مدیریت ارتباط با مشتری

تعریف مفهومی : مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به همه فرآیندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمت به مشتریان به کار می‌رود . (علوی شاد و صنایعی، ۱۳۸۵: ۱۰)

تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر مدیریت ارتباط با مشتری از طریق سنجش و بررسی مؤلفه‌‌های آن یعنی «کیفیت خدمات، رضایتمندی و وفاداری مشتری » به وسیله پرسشنامه مربوطه مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

۱-۹ – قلمرو تحقیق

قلمرو موضوعی تحقیق مدیریت بازرگانی و مدیریت رفتار سازمانی و مباحث روان شناسی، منابع انسانی و بازاریابی می‌باشد.قلمرو مکانی پژوهش حاضر، بانک مهر ایران شعب استان لرستان می‌باشد. همچنین قلمرو زمانی تحقیق از زمستان ۹۰ الی پاییز ۹۱ می‌باشد.

۱-۱۰ – روش نمونه گیری

در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری ساده استفاده خواهیم کرد .

در این نمونه گیری نشانه یا واحدهای مورد مطالعه برای قرار گرفتن در در گروه نمونه ، به گونه ای انتخاب می‌شوند که همه آن ها فرصت و شانس برابری در انتخاب شدن داشته باشند و هر انتخاب از انتخاب دیگر مستقل می‌باشد . برای مثال یک نمونه ۵۰ نفری از دانشجویان یک دانشگاه ۵۰۰۰ نفری را می توان با ذکر نام هر دانشجو بر روی یک برگ تا شده و در یک جعبه ریخته و برای ۵۰ بار ، ۵۰ نام ( هر بار یک نام ) بیرون آورد . یکی از الزامات انجام این روش ، وجود فهرست اسامی افراد مورد مطالعه یا کد مربوط و یا هر گونه نشانه ایست که از طریق آن امکان دسترسی به افراد یا اشیا میسر گردد . ( نادری ، سیف نراقی : ۱۶۱ )

با توجه به دلایل بالا. پس از انتخاب شعب در استان اعضای نمونه ( کارکنان ) ونیز مشتریان با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند .

۱-۱۱- روش گردآوری اطلاعات

در این تحقیق داده های ثانویه (داده هایی که قبلاً تولید شده و در منابع موجود قابل دسترسی است) از طریق روش کتابخانه ای شامل مطالعه کتب، مقاله ها و همچنین مطالب مورد نیاز از اینترنت جمع‌ آوری می شود و از این داده ها برای تدوین مبانی نظری استفاده می‌گردد، همچنین داده های اولیه (داده هایی که قبلاً وجود نداشته و باید توسط خود محقق ایجاد شوند) با بهره گرفتن از روش می‌دانی (پرسشنامه) جهت آزمون فرضیه های تحقیق گردآوری می شود.

استفاده از اسناد و مدارک بانک و در صورت نیاز انجام مصاحبه نیز از جمله روش های مدنظر برای جمع‌ آوری اطلاعات می‌باشد .

۱-۱۲ – روش تجزیه و تحلیل داده ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




شکل ۳-۱- در حالت توازن کمتر مالکیت

توازن بیشتر مالکیت

ویژگی های مدیران مستقل

پیش داوری ‌در مورد پیش‌بینی های عواید توسط مدیریت

درستی پیش‌بینی های عواید توسط مدیریت

شکل ۳-۲- در حالت توازن بیشتر مالکیت

۳ –۸ –۲– مدل های آماری تحقیق

از آنجایی که BIAS (پیش‌داوری ‌در مورد پیش‌بینی عواید توسط مدیریت) و FE (درستی پیش‌بینی عواید توسط مدیریت) متغیرهای پیوسته هستند، در این پژوهش از رگرسیون چندگانه و مدل های زیر به ترتیب دنبال خواهد شد.

مدل(۱)

مدل (۲)

۳ –۸ –۳- شیوه اندازه‌گیری متغیرها

۳ –۸ –۳ – ۱- متغیرهای وابسته

۳ –۸ –۳– ۲- متغیرهای مستقل

OUT= درصد مدیران مستقل در هیئت مدیره

اعضای موظف هیئت مدیره+ اعضای غیرموظف هیئت مدیره= کل اعضای هیئت مدیره

COMPEN=اگر پاداش اعضای هیئت مدیره بیشتر از میزان متوسط صنعت باشد مساوی است با یک و در غیر این صورت صفر می‌باشد.

متوسط صنعت= جمع پاداش شرکت های بررسی شده تقسیم بر تعداد شرکت های بررسی شده.

CPA= اگر شرکت حداقل یک مدیر مستقل با مدرک لیسانس حسابداری داشته باشد مساوی است با یک در غیر این صورت صفر می‌باشد.

توازن مالکیت= توازن مالکیت با بهره گرفتن از نمره Z طبقه‌بندی خواهد شد، که مساوی با سهام‌های نگه داشته شده توسط بزرگترین سهامدار تقسیم بر مجموع سهام‌های نگه داشته شده توسط دومین تا پنجمین سهامدار بزرگ است. اگر نمره Z بزرگتر از حد متوسط صنعت همان سال نباشد، به گروه توازن بالاتر مالکیت در غیر این صورت به گروه توازن پائین‌تر مالکیت اختصاص داده می‌شود.

متوسط صنعت= جمع سهام های شرکت های موجود در صنعت مورد نظر تقسیم بر تعداد شرکت های موجود در صنعت مورد نظر.

۳– ۸–۳– ۳- متغیرهای کنترلی

MONTH= اگر پیش‌بینی‌های عواید(EPS ) شرکت قبل از پایان سال مالی انجام شود مساوی یک، اگر پیش‌بینی یک ماه بعد از پایان سال مالی (فروردین) انجام شود مساوی با ۲ و اگر پیش‌بینی‌ها بین اردیبهشت و تیرماه انجام شود مساوی ۳ است.

اندازه شرکت (لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها)

۳ -۹- تکنیک های تجزیه و تحلیل داده ها

پس از جمع‌ آوری داده ها محقق باید آن‌ ها را دسته‌بندی و تجزیه و تحلیل نماید، آنگاه به آزمون فرضیه‌هایی بپردازد که تا این مرحله تحقیق او را یاری کرده‌اند، تا پاسخی برای پرسش‌های تحقیق بیابد. تجزیه و تحلیل داده ها فرآیندی چند مرحله‌ای است که طی آن داده های گردآوری شده به طرق مختلف خلاصه، دسته‌بندی و در نهایت پردازش می‌شوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل‌ها و ارتباط بین داده ها به منظور آزمون فرضیه‌ها فراهم آید. در این فرایند، داده ها هم از لحاظ مفهومی و هم از جنبه تجربی پالایش می‌شوند و روش‌های گوناگون آماری نقش به سزایی در استنتاج‌ها به عهده دارند. برای تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق در مرحله اول، داده ها به لحاظ توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. این بخش، شامل آماره‌های مرکزیت و پراکندگی داده‌هاست. برای آزمون فرضیه‌ها از رگرسیون مقطعی به روش حداقل مربعات جزیی استفاده شده است. تمامی آزمون‌ها به وسیله نرم‌افزارهای آماری Eviews 7 انجام شده‌اند.

۳- ۹ – ۱ – تخمین مدل‌های رگرسیون با داده های پنل

برای برآورد الگوهای رگرسیون خطی دو متغیره و چند متغیره معمولاً از روش کمترین مجذورات معمولی[۳۷] که به اختصار با OLS نشان داده می‌شود، استفاده می‌گردد. این روش دارای ویژگی‌های مطلوب آماری مانند بدون تورش بودن، بهترین ‌برآورد کننده خطی بدون تورش یا BLUE بودن را دارا می‌باشد. اما برای رفع مشکلاتی همچون خود همبستگی جملات پسماند و ناهمسانی واریانس از روش کمترین مجذورات تعمیم گرفته، یعنی [۳۸]GLS استفاده می‌شود.

از ویژگی‌های مهم روش GLS رفع مشکلاتی همچون خود همبستگی و ناهمسانی واریانس می‌باشد به همین دلیل در این تحقیق در صورت لزوم از این روش استفاده شود.

روش GLSاقدام به موزون نمودن متغیرهای الگوی مدل رگرسیون می‌نماید. به همین دلیل روش مذکور را روش کمترین مجذورات موزون(Weighted LS یا WLS) می‌نامند(اشرف زاده و مهرگان،۱۳۸۷).

۳ – ۹– ۱-۱- مزایای استفاده از داده های تابلویی (ترکیبی)

بالتاگی مزایای استفاده از داده های تابلویی نسبت به داده های مقطعی یا سری زمانی را چنین بر می‌شمارد:

۱- از آنجا که داده های تابلویی به افراد، بنگاه‌ها، ایالات، کشورها و از این قبیل واحدها طی زمان ارتباط دارند، وجود ناهمسانی واریانس در این واحدها محدود می‌شود. تکنیک‌های تخمین با داده های تابلویی، همان گونه که نشان خواهیم داد می‌توانند این ناهمسانی واریانس را با متغیرهای تکی و خاص مورد ملاحظه و بررسی قرار دهند.

۲- با ترکیب مشاهدات سری زمانی و مقطعی، داده های تابلویی با اطلاعات بیشتر، تغییر پذیری بیشتر،هم‌خطی کمتر میان متغیرها، درجات آزادی بیشتر و کارایی بیشتری را ارائه می‌دهند.

۳- با مطالعه مشاهدات مقطعی تکراری، داده های تابلویی به منظور مطالعه پویای تغییرات، مناسب‌تر و بهترند.

۴- داده های تابلویی تاثیراتی را که نمی‌توان به سادگی در داده های مقطعی وسری زمانی مشاهده کرد، بهتر نشان می‌دهند.

۵- داده های تابلویی محقق را قادر می‌سازند تا مدل‌های رفتاری پیچیده را بهتر مطالعه کنند.

۶- داده های تابلویی با ارائه داده برای هزاران واحد، می‌تواند تورشی را که ممکن است در نتیجه لحاظ افراد یا بنگاه‌ها(به صورت تجمعی و کلی) حاصل شود، حداقل سازند.

به طور کلی باید گفت داده های تجربی را به شکلی غنی می‌سازد که در صورت استفاده از داده های سری زمانی یا مقطعی این امکان وجود ندارد.

۳-۹-۱-۲ -آزمون های انتخاب مدل در پنل دیتا

۳ – ۹ -۱ – ۲-۱- آزمون چاو (آزمون F)

‌در مورد داده های ترکیبی ابتدا آزمون F(آزمون چاو) به منظور انتخاب شیوه تخمین مدل از بین دو راهکار Pooling وPanel انجام می­ شود.

در داده های ترکیبی اثرات زمانی و مقطعی داده ها و همچنین اثرات همزمان آن ها آزمون می شود.طبق مدل اثرات ثابت–زمانی برای هر یک از سال‌های یک عرض از مبدأ و طبق مدل اثرات ثابت–مقطعی برای هر یک از این شرکت‌ها یک عرض از مبدأ ارائه می‌شود.حال برای اینکه ببینیم این عرض از مبدأ‌ها از لحاظ آماری باهم تفاوت معنادار دارند یا خیر، آزمون چاو را به کار می‌گیریم.

‌بنابرین‏ فرضیه و به صورت زیر مطرح می شود:

:عرض از مبداها با هم تفاوت دارند↔ مدل اثرات ثابت زمانی یا مقطعی یا هر دو که مقادیر ثابت مدل (عرض از مبدأ) در هریک از حالت های فوق به شرح زیر می‌باشد:

    1. Pooled↔

    1. panelازنوع اثرات ثابت زمانی↔

    1. panelازنوع اثرات ثابت مقطعی↔

  1. panelازنوع اثرات ثابت زمانی ‌و مقطعی↔

:H1 تمام عرض از مبداها با هم برابرند↔Pooled

۳– ۹ –۱-۲-۲-آزمون White cross-section

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




نظریه بندورا (یادگیری مشاهده‌ای) چهار مرحله دارد:

    1. مرحله اول توجه: که در آن یادگیرنده یا مشاهده کننده با الگو یا سرمشق که معمولاً یک انسان زنده‌ در حال انجام عمل است توجه می‌کند.

  1. مرحله دوم به یادسپاری: که در آن یادگیرنده رفتار مورد مشاهده را به طور شناختی بازنمایی می‌کند. یعنی آن را به حافظه‌ می‌سپارد.

۳) مرحله سوم بازآفرینی: یعنی اینکه اگر یاد گیرنده توانایی لازم را داشته باشد رفتار مورد مشاهده را تولید و اصلاح می‌کند.

۴) مرحله چهارم انگیزش: یعنی در شرایط مناسب انگیزشی و تشویقی، یادگیرنده رفتاری را که مشاهده ‌کرده‌است یاد گرفته است (سیف، ۱۳۸۹).

بندورا با دیدگاه هایی که به عوامل درونی مؤثر بر رفتار توجه می‌کنند و عوامل محیطی را نادیده می گیرند مخالفت می‌کند و از دیدگاه هایی که انسان را پاسخ دهنده منفعل به رویدادهای محیطی می دانند نیز انتقاد می‌کند. از نظر بندورا شخص، محیط و رفتار شخص بر هم تأثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمی توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده ی رفتار انسان به حساب آورد. بندورا این تعامل سه جانبه را جبر متقابل یا تعیین گری متقابل نامیده است (نقل از سیف، ۱۳۸۹).

در دیدگاه «بندورا» رشد، محصول گام‌ های کوچک بی‌شماری است که هیچ تغییر سریع ناگهانی در طول زندگی در آن روی نمی‌دهد و به صورت مرحله‌ای نیست. در عین حال با توصیف مفهوم جبرگرایی تقابلی رشد فرد، یعنی یادگیری شناختی – اجتماعی او را ناشی از تعامل میان فعال بودن شخص، رفتار و محیط می‌داند و معتقد است که فرد تنها پاسخ‌گوی محرک ‌های محیطی نیست بلکه تأثیر گذارنده بر محیط نیز هست (لطف‌آبادی، ۱۳۸۹).

۲- ۸ نظریه های روان‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی

«بولبی»[۳۷] در تئوری پیوستگی خود می‌گوید: « کودکانی که در پرورشگاه و دور از والدین زندگی می‌کنند و رابطه‌ چندانی با والدین خود نداشته‌اند، از رشد اجتماعی پایینی برخوردار هستند». ویگوتسکی نیز بر این باور است که رشد شناختی کودک عمدتاًً به مردمی که در دنیای او زندگی می‌کنند، وابسته است. دانش ‌ها، اندیشه‌ ها، نگرش‌ ها و ارزش‌ های فرد در تعامل با دیگران تحول می‌یابد. از نظر ایشان با توجه ‌به این که والدین با فرزندانشان روابط زیادی دارند، بر رشد اجتماعی آن ها نیز تأثیر فوق‌العاده‌ای دارند (سیف، ۱۳۸۹).

«کولی»[۳۸] در نظریه خود آینه ‌سان معتقد است که رشد اجتماعی از همان ابتدای زندگی آغاز می‌شود. تصویر خود، در نزد کودک از خانواده سرچشمه می‌گیرد و در طول زندگی ضمن تماس با ‌هم‌بازی‌ها و گروه‌ همسالان رشد می‌کند (بروس کوئن، ۱۳۹۲). کولی، اساساً به رشد اجتماعی توجه داشت؛ یعنی کنش متقابل اجتماعی هویت افراد و مفهوم خود را شکل می‌دهد. وی جامعه پذیری را تلاش مشارکتی می‌دانست که در آن فرد در رابطه با دیگران مفهوم خود را گسترش می‌دهد و جامعه به عنوان دیگری عام، دوباره در ذهن خود فرد خلق می‌شود.

« مید » نیز می‌گوید که جامعه عامل اصلی در اجتماعی ساختن فرد به شمار می‌رود و فرد بیشتر بر اثر همکاری و تماس با افراد پیرامون خویش، خود را می‌شناسد و با عهده دار شدن نقش دیگران(افراد خانواده و مباشران و نزدیکان) و به طور کلی همه‌ افراد جامعه که با آنان سروکار دارد، تصویری از خویش در ذهن‌اش رسم می‌کند (گیدنز، ۱۳۹۲).

۲-۹ عوامل مؤثر بر رشد اجتماعی فرزندان

رشد اجتماعی در کودکان تحت تاثیر فاکتورهای زیادی چون وراثت، محیط، فرهنگ، نگرش ها و رفتار والدین، روابط با نژادها و همسالان، رفتار معلمان و برنامه‌ های آموزشی است (سایلان[۳۹]، ۲۰۱۰). به عبارت دیگر می‌توان چنین بیان کرد که: عوامل متعددی بر رشد اجتماعی کودک و نوجوان مؤثرند، که به دو دستۀ عوامل داخل خانواده و عوامل خارج از خانواده تقسیم می‌شوند.

۲-۹-۱عوامل مؤثر بر رشد اجتماعی فرزندان در داخل خانواده

در سال های نوپایی فرزندان، والدین عوامل اصلی اجتماعی شدن آن‌ ها محسوب می‌شوند. آن ها با ابراز محبت، ایجاد محدودیت و آزادی برای کودک و سرکوبی رفتار غیر قابل پذیرش او، سرمشق کودک قرار می‌گیرند لذا فرایند اجتماعی شدن عمل می‌شود (طالبی مرند، ۱۳۸۵).

۲-۹-۱-۱ روابط و تعامل‌ها در خانواده

نوع روابط میان والدین، برادرها و خواهرها و والدین و فرزندان، موقعیت فرزند در خانواده یا به عبارت بهتر، بزرگ‌ترین، میانی، کوچک‌ترین یا یگانه فرزند عوامل مؤثری در سازگاری اجتماعی کودک هستند (احدی و بی جمال، ۱۳۷۳).

۲-۹-۱-۲ شیوه های تربیتی

مهم ترین عامل خانوادگی در تعیین شیوه رفتار اجتماعی کودک، شیوه‌ای است که از سوی والدین برای پرورش فرزند برگزیده می‌شود. روش هایی که والدین برای اجتماعی کردن کودکان به کار می‌برند، به شدت تحت تأثیر محله، مدرسه، خرده فرهنگ و فرهنگ گسترده‌تری است که خانواده در آن زندگی می‌کند. این روش‌ها تحت تأثیر خصوصیات کودک نیز قرار دارند (منشی طوسی، ۱۳۸۸ ).

۲-۹-۱-۳ روابط والدین با فرزندان

به طور کلی، در تعیین کیفیت روابط والدین با فرزندان عوامل متعددی دخالت دارند: عامل فرهنگی از جمله این عوامل است. والدین در جوامع و فرهنگ ‌های مختلف ‌در مورد چگونگی برخورد با فرزندان و میزان توجه و محبت به آن‌ ها نگرش‌ های متفاوتی دارند که ریشۀ آن در باورها و عقاید آنان است. به هر حال، آن چه می‌توان گفت این است که مهر و محبت برای کودک لازم است اما افراط در ابراز آن تا دورۀ نوجوانی موجب عقب ماندگی کودک در تکامل عاطفی و اجتماعی می‌شود واین امر سازگاری وی را با شرایط زندگی بزرگسالی مختل می‌سازد (منشی طوسی، ۱۳۸۸).

۲-۹-۱-۴ شخصیت پدر و مادر

عامل دیگر، شخصیت پدر و مادر است. به نظر می‌رسد ویژگی‌های شخصیتی والدین تأثیر بسزایی بر رشد اجتماعی فرزندان داشته باشد. در شکل‌گیری رفتار و دیدگاه‌های اجتماعی کودک، جنبه‌های عاطفی روابط والدین و فرزندان نقش مهمی دارد. در خانواده هایی که والدین رفتارهای محبت‌آمیز دارند، معمولاً کودکان نیز با رفتارهای اخلاقی مثبت و احترام به دیگران و انگیزه پیشرفت رشد می‌یابند. تأثیر و نفوذ خانواده بر ابعاد مختلف رشد اجتماعی کودکان بی‌شمار است. خویشتن پنداری و احساس ارزشمندی خود در حال شکل‌گیری کودکان به شدت از نگرش‌های اعضای خانواده به خصوص پدر و مادر نسبت به او تأثیر می‌پذیرد. هم چنین میزان پذیرش اجتماعی کودک از سوی همسالان و توانایی برقراری روابط صمیمانه با آن ها از محیط خانوادگی او نشأت می‌گیرد. اگر والدین صادقانه به کودک محبت کنند و به وی اعتماد کنند. او نیز دوست داشتن دیگران و مورد علاقۀ دیگران بودن را یاد می‌گیرد (محبی نورالدین وند و همکاران، ۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




فصل دوم

مروری بر ادبیات تحقیق

۲-۱- مقدمه

یکی از وظایف عمده مدیران، تصمیم‌گیری است. از تصمیمات عمده ای که توسط آنان اتخاذ می‌شود می‌توان به تصمیمات سرمایه‌گذاری، تصمیمات تامین مالی و تصمیمات توزیع سود اشاره نمود. هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر تامین مالی شرکت ها پذیرفته شده در بورس اوراق بهادادر تهران است. اهمیت این پژوهش در این است که به گونه تجربی به مدیران و سایر تصمیم گیرندگان نشان می‌دهد که متفاوت بودن ساختار شرکت های بورسی بر میزان تامین مالی آن ها تأثیر دارد یعنی اگر مالکان شرکت ها را ‌گروه‌های مختلف دولت، مؤسسات مالی، بانک‌ها و شرکت های خصوصی دیگر تشکیل دهند تامین مالی آن ها متفاوت خواهد بود. در این فصل ابتدا ادبیات موضوعی در خصوص ساختار مالکیت وهمچنین روش های تامین مالی پرداخته شده سپس در انتهای فصل به تحقیق های گذشته داخلی و خارجی اشاره گردیده است.

۲-۲ گفتار اول: ساختار مالکیت

۲-۲-۱- مالکیت و مدیریت واحدهای اقتصادی

تئوری ذینفعان[۶] در سال ۱۹۸۴توسط (فری من[۷]) مطرح شد وی در این تئوری بیان می‌کند شرکت ها بسیار بزرگ ‌شده‌اند و تأثیر آن ها بر جامعه آنقدر عمیق است که باید علاوه­بر ذینفعان به بخش­های مختلفی از جامعه توجه کرد و شرکت­ها باید در قبال همه این بخش ها پاسخگو باشند (کرمی و همکاران ،۱۳۸۸،۴۸).

شرکت ها برای انجام فعالیت های بزرگ اقتصادیتاسیس شده اند. یکی از انواع این شرکت ها که امروزه به وفور وجود دارد شرکت های سهامی اند. بر اساس ماده ۱ قانون اصلاح مواردی ازقانون تجارت ایران، شرکت های سهامی عبارتنداز(منصور۱۳۸۲):شرکت هایی که سرمایه آن ها به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی آن ها است. در این شرکت ها سرمایه های خرد برای انجام کارهای بزرگ تجهیز می‌شوند . به دلیل عدم وجود تخصیص لازم زمان کافی و حتی در برخی مواقع عدم نیاز مالکان به اداره شرکت خود اشخاصی به نام مدیران پا به عرصه گذاشتند که به عنوان نمایندگان مالکان ،اداره امور شرکت ها را در دست گرفتند. این رابطه نمایندگی[۸] شهرت یافت جنسن و مکلینک ،۱۹۷۶، رابطه نمایندگی را قراردادی[۹] می دانند که ‌بر اساس آن صاحب کارنماینده (عامل) را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می‌کند. اما مدیران لزوماًً سهام زیادی در تملک ندارند ،‌بنابرین‏ مشکلی که وجود دارد این است که مدیران لزوماًً به نفع سهام‌داران تصمیم نمی گیرند . جنسن و مکلینک [۱۰]،۱۹۷۶ ، بر این عقیده اند که اگر دو طرف قرارداد (مالک و نماینده) به فکر حداکثر نمودن منافع خود باشند دلیل خوبی در دست داریم که نماینده نمی تواند درتمامی حالتها به فکربرآورده کردن منافع مالک باشد.وجود چنین واقعیت هایی پرسش های اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. این پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تأسيس شده اند اداره می‌شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می‌دهند؟

پاسخ بهچنین پرسشهایی باعث شکل‌گیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی[۱۱]،ساختار مالکیت[۱۲]، ترکیب سهام‌داران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.

۲-۲-۲ حاکمیت شرکتی

واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .”جیمز ولفنسان[۱۳]” رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه می‌گوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت ها کشورها اهمیت بیشتری دارد.(سایت آفتاب ۱۳۸۷)اصطلاح ” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی به کار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،۱۳۸۷ )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه ‌در سال‌ ۱۹۷۳که به ماجرای “واتر گریت”[۱۴] شهرت یافت بر می‌گردد. افشا این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.

بر این اساس انجمن حسابداران رسمی آمریکا[۱۵] استانداردهای ویژه ای را برای حسابرسان مستقل ‌در مورد کنترل داخلی شرکت‌ها وضع نمودند. همچنین کمیسیون مبارزه با تقلب ‌در سال‌ ۱۹۸۷ در گزارشی با عنوان “تریدوی[۱۶]” نتیجه بررسی های خود را در این باره اعلام نمود . به دنبال آن کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۱ قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن شرکت های سهامی عام ملزم به ارائه گزارش در ارتباط با کیفیت و مؤثر بودن کنترل داخلی گردیدند . اما حاکمیت شرکتی به گونه ای که امروز مطرح است حاصل مطالعات و بررسی هایی است که درکشورهای مختلف دنیا انجام گردید و سابقه مشخص آن به دهه۱۹۹۰ میلادی بر می‌گردد.گزارش “کادبری[۱۷]” در انگلستان، مقررات هیئت مدیره جنرال موتورز آمریکا ، گزارش “دی[۱۸]” در کانادا و گزارش “وی انو[۱۹]” در فرانسه از آن جمله اند. رسوایی های مالی ‌در شرکت های انرون،ورلد کام،آجیپ سیکو،زیراکس و چند شرکت دیگر کنگره آمریکا را بر آن داشت را تا کمیته خاصی را مأمور بررسی راهکارهایی برای مبارزه با فساد و تقلب ایجاد نمایند.حاصل تمامی این بررسی ها تصویب قانونی به نام “ساربنز-اکسی[۲۰]“بود.(بت شکن و رهبریخرازی ،۱۳۸۸،۳)

در سال‌های اخیر نهادها و سازمان هایی نظیر: شبکه جهانی حاکمیت شرکتی[۲۱] ،اتاق بازرگانی بین‌المللی[۲۲]، بانک جهانی[۲۳]، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۲۴] و فدراسیون بین‌المللی حسابداران[۲۵] در ترویج و وضع استاندارد هایی در رابطه با حاکمیت شرکتی فعالیت دارند. موضوع در حال توسعه تا حدی متفاوت است و دستورالعمل های حاکمیت های شرکتی در این کشورها غالبا به پرکردن خلاهای قانونی پرداخته است که در کشورهای پیشرفته از طریق قوانین و مقررات ساختار یافته تامین می شود .قوانینی نظیر : برخورد یکسان با سهام‌داران ،افشا به موقع و مناسب و نحوه برگزاری مجامع عمومی و مسایلی از این دست در عین حال ، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای پیشرفته تلاش ها در جهت ارائه راهکارهایی برای ملزم نمودن مدیران به ‌پاسخ‌گویی‌ و تنظیم روابط منصفانه با ذینفعان ادامه دارد(بدری،۱۳۸۷،۱۲)[۲۶] .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]