مجله کسب و کار و آموزش راه اندازی استارتاپ



آخرین مطالب


جستجو


 



۲-۳-۱ تئوریهای محتوایی:
۱٫ سلسله مراتب نیازهای مازلو:[۹]
این نظریه که به وسیله آبراهام مازلو ارائه شد از مشهورترین نظریه های انگیزش است. تئوری او مبتنی بر چهار پیش فرض بنا نهاده شده است.
– تنها یک نیاز ارضا نشده می تواند بر رفتار انسان تأثیر بگذارد و یک نیاز ارضا شده برانگیزاننده نیست.
– نیازهای افراد به ترتیب اولویت مرتب شده اند.
– یک فرد حداقل مقداری از هر سطح نیاز را ارضاء خواهد کرد، قبل از آنکه نیاز سطح بعدی را احساس کند.
– اگر رضایتمندی فرد از سطح نیاز برآورده نگردد، نیاز ارضا نشده بار دیگر دارای اولویت خواهد شد. (مقیمی، ۱۳۸۵، ۳۳۴)
او اساس فرض خود را بر این گذاشت که در درون هر انسان ۵ دسته نیاز (به صورت طبقه بندی شده( وجود دارد. مدل سلسله مراتب نیازها در شکل ۲-۲ نشان داده شده است.

شکل ۲-۲: مدل سلسله مراتب نیازهای مازلو
از دیدگاه انگیزش، نظریه مزبور بیانگر این مطلب است که اگرچه هیچ نیازی به صورت کامل ارضا نمی شود، ولی اگر نیازی به صورت اساسی و به مقدار لازم ارضا شود، دیگر ایجاد انگیزه نمی کند و باعث تحریک فرد نمی گردد. بنابراین، اگر طبق نظریه دانشمند مزبور کسی بخواهد دیگری را تحریک کند باید دریابد که از نظر سلسله مراتب نیازها، آن شخص در کجا قرار دارد و آنگاه در جهت ارضای همان نیازها یا آنها که در سطح بالاتر قرار دارند اقدام نماید.
مازلو این نیازها را به دو دسته رده بالا و رده پایین تقسیم کرد. نیازهای فیزیولوژیکی و امنیت را در رده پایین و نیازهای اجتماعی، احترام و خود شکوفایی را در رده بالا قرار داد. این طبقه بندی از آن جهت انجام شد که نیازهای رده بالا در درون فرد ارضا می شوند، در حالیکه نیازهای رده پایین اصولاً به وسیله عوامل بیرونی ارضا می شوند (مثل دستمزد، قراردادهای اتحادیه و سابقه خدمت اعم از رسمی و موقت بودن). در واقع نتیجه طبیعی که می توان از طبقه بندی مزبور گرفت این است که به هنگام رونق اقتصادی و وفور نعمت تقریباً نیازهای رده پایین همه کسانی که شغل دائمی دارند به صورت اساسی و به مقدار کافی ارضا می شود. (رابینز، ۱۳۸۶، ۷۴)
این نظریه با استقبال بسیار زیاد مواجه شد، به ویژه مدیران سازمانها از آن استفاده های زیادی کردند. شاید علت اصلی این موفقیت منطقی باشد که در بطن نظریه قرار دارد و این که به راحتی قابل درک است ولی متأسفانه تحقیقات نتوانست قابل اعتماد بودن این نظریه را به اثبات رساند.
با این حال این نظریه می تواند یک چارچوب انگیزشی کاربردی برای مدیران بیان کند. مدیران با تجزیه و تحلیل نظریات، نگرشها، کیفیت و کمیت کار کارکنان و شرایط شخصیتی، می توانند برای شناسایی سطح نیاز کارکنان که همواره بدنبال ارضاء آنها هستند، اقدام مقتضی بعمل آورند و بعد از شناسایی سطح نیاز هر فرد، مدیر می تواند در محیط کاری فرصتهایی را فراهم آورد تا به کارکنان اجازه دهد نیازهای خود را برآورده سازند. بعلت اینکه ادراکات و شخصیتهای افراد منحصر بفرد است کاربرد تئوری نیازها مقداری مشکل است.
۲٫ فهرست نیازهای ماری:[۱۰]
این تئوری در سال ۱۹۳۸ توسط ماری ارائه شده ولی جامع بودن کنونی خود را مدیون اتکینسون[۱۱] است. به عبارت دیگر ماری این نیازها را شناسایی کرد و اتکینسون عقاید ماری را که در یک سطح ذهنی بود به شکلی محکم و کاربردی تبدیل کرد. در تئوری فهرست نیازها نیز همانند تئوری سلسله مراتب نیازها فرض بر این است که انسانها دارای مجموعه ای از نیازها هستند که موجب ایجاد انگیزه در آنها می شود. مکانیسم عمل نیازها در این تئوری قدری پیچیده تر است. به عقیده ماری گروه های متعددی از نیازها برای بیشتر انسانها مهم هستند و ممکن است در هر زمان تعدادی از این نیازها فعال شده و به اصطلاح پدیدار می شوند. به عبارت دیگر نیازهای چندگانه به جای اینکه به ترتیبی از پیش تنظیم شده موجب انگیزش شوند، می توانند به طور همزمان فعال شوند. قوی ترین نیازها به عقیده ماری در جدول ۲-۱ به اختصار توضیح داده شده اند. (مورهد و گریفین، ۱۳۸۷، ۱۲۲)
ماری بر خلاف مازلو هیچگونه ترتیب و سلسله مراتبی برای نیازها قائل نشده است. جالب اینجاست که تمام نیازهای ماری اکتسابی هستند. به عبارت دیگر هیچکدام از آنها ذاتی نیستند، بلکه ما آنها را ضمن رشد یاد می گیریم. علاوه بر این ماری عقیده داشت که هر نیازی دارای دو جزء یعنی جهت و شدت است. جهت، اشاره دارد به شئ و یا شخصی که قرار است نیاز را برطرف کند. شدت، نشان دهنده اهمیت نیاز است. وجود شرایط محیطی مناسب برای آشکار شدن یک نیاز ضروری است. به عنوان مثال اگر شخصی که دارای نیاز به کسب قدرت است، در محیطی مشغول به کار باشد که قدرت در آنجا اهمیت نداشته باشد، نیاز به قدرت در فرد پنهان مانده و در رفتار او آشکار نمی شود. ولی اگر شرایط تغییر کند و اهمیت قدرت افزایش پیدا کند، ممکن است نیاز به قدرت آشکار شده و فرد مورد نظر جهت افزایش قدرت خود شروع به فعالیت کند.
جدول ۲-۱: نیازهای آشکار ماری

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1399-12-18] [ 08:11:00 ب.ظ ]




و سه فصل می باشد، که در فصل اول به کلیات تحقیق پرداخته شده است و در فصل دوم تعاریف و مفاهیم و فصل سوم به بررسی عنصر معنونی مواد مخدر بر عدم تحقق رکن معنوی جرم و با نتیجه گیری به پایان می رسد.

۱-۱۱-محدودیت های تحقیق

محدودیتهایی که در انجام این تحقیق بود؛ عبارتند از:

۱- دوری کتابخانه های معتبر برای مطالعه و تفحص بیشتر در این باب

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۲- عدم دسترسی به منابع جدید به علت غنی نبودن کتابخانه های سطح شهر و دانشگاه

۳- هزینه های مراجعات مستمر به اینترنت

۴- عدم وجود منابع جدید در کتابخانه های استان و …

فصل دوم:تعاریف و پیشینه تحقیق

۲-۱- اعتیاد

اصطلاحاً مواد مخدر به کلیه ی مواد طبیعی و شیمیایی گفته می شود که اعتیادآور باشد و مصرف آن ها در انسان حالاتی غیرعادی ایجاد کند. این حالات که عموماً لذت بخش هستند، به صورت موقت و کاذب ایجاد می شوند. ( قربان حسینی ، ۱۳۶۸: ۲۹)

اعتیاد حالتی است که آدمی از نظر جسمی یا روانی خود را نیازمند به انجام رفتار یا مصرف ماده ای بداند و این وابستگی می تواند شدت و ضعف داشته باشد. منظور از این وابستگی[۱]، وابستگی به دارو و عادت کردن به مصرف داروها و مواد مخدر است. مفهوم کلمه این است که انسان بر اثر استفاده ی نوعی ماده ی شیمیایی از نظر جسمی و روانی نیز به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست بدهد و عدم دستیابی به دارو، مشکلات و ناراحتی هایی را برای او به وجود آورد.از نظر فیزیولوژیست ها اعتیاد عبارت است از حالتی که استعمال متوالی یا متناوب ماده مخدر در فرد ایجاد می کند. با استعمال مواد مخدر ، تحریک پذیری سلول های عصبی و دستگاه عصبی افزوده شده و در نتیجه داروی بیشتری لازم است که آن را به حالت تعادل برگرداند. ( اورنگ، ۱۳۶۷ : ۴ )

در تعریف سازمان بهداشت جهانی[۲]از اعتیاد آمده است:

« اعتیاد به مواد مخدر، مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضر به حال شخص و اجتماع بوده و زاییده مصرف دارویی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود». خصوصیات این حالت عبارتند از:

اعتیاد به مواد مخدر

۱- وجود یک تمنا و احتیاج به ادامه استعمال دارو و به دست آوردن آن به هر طریق که ممکن باشد.
۲- وجود یک علاقه شدید یا یک گرایش به ازدیاد میزان مصرف دارو که به نام فزون طلبی مشهور است.
۳- وابستگی روانی یا جسمی به آثار داروهای اعتیادآور، بدین نحو که وقتی دارو به معتاد نرسد اثرات روانی و جسمی که به آثار قطع دارو موسوم است، در وی ظاهر می گردد.

۲-۲- معتاد

عبارت است از شخصی که در نتیجه ی استعمال متمادی دارو، در بدن وی حالت مقاومت اکتسابی ایجاد شده ، به قسمی که استعمال مکرر آن موجب کاسته شدن تدریجی اثرات آن می گردد. ( اورنگ ، ۱۳۶۷: ۵ )

برژره در تعریف معتاد می نویسد:«معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد. به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته می شود» (برژره ، ۱۳۶۸: ۵)

سازمان بهداشت جهانی در تعریف معتاد می نویسد:

«معتاد فردی است که در اثر استعمال مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر و یا دارو و یا سایر مواد گردیده و دارای مشخصات زیر است:

اول : در اثر مصرف مکرر مواد و یا دارو ، عادت روانی برای او ایجاد شده و این عادت فرد را به علت نیاز و تمایل روانی به سوی مصرف مواد مخدر و یا دارو، به حد وسواس تشویق و ترغیب می کند.
دوم: برای نگهداری که منظور و مطلوب معتاد است مقدار مواد مصرفی رفته رفته افزایش می یابد.
سوم: در اثر قطع مواد مخدر و یا دارو ، علایم خاصی در معتاد ظاهر می گردد که آن علایم بستگی به نوع مواد مخدر و یا داروهای مصرفی دارد.چهارم: اعتیاد به مواد مخدر و یا دارو برای فرد و جامعه زیان آور است» ( دانش ، ۱۳۷۴: ۲۱۳).

با رشد فزاینده ای که اعتیاد به مصرف مواد مخدر در جهان و ایران داشته است، ابعاد آسیب شناسی (پاتولوژیکی ) و عوارض آن بسیار مشهود است، به طوری که زیان های جبران ناپذیری بر جامعه و افراد به جای می گذارد. زیان های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از مهم ترین عوارض و زیان های ناشی از مصرف مواد مخدر است که ساختار جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد . به چند نمونه از اثرات زیان بار و جنبه های آسیب شناختی اعتیاد به مصرف مواد مخدر اشاره می نماییم:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

استعمال مواد مخدر ، نیروی کار مملکت را کاهش داده و کاهش نیروی کار موجب کاهش تولیدات داخلی و کاهش تولیدات داخلی موجب وابستگی اقتصادی می گردد و در نتیجه فقر اقتصادی در سطح جامعه گسترده می شود و با گسترده شدن فقر بر تعداد افرادی که به مواد مخدر روی می آورند افزوده می شود.میزان خسارات وارده از نظر اقتصادی بسیار زیاد است که ضمن اشاره به تأثیر آن در درآمد سرانه کشور و مقایسه آن با هزینه های سایر بخش های اقتصادی با ارائه نمونه ای از هزینه ی مواد مصرفی به مراحل مختلف زیان های اقتصادی مواد مخدر در جامعه اشاره می شود. تعداد معتادین در سطح کشور در سال ۵۰۰۰۰۰ نفر است فرض کنیم که ۲۵۰۰۰۰ نفر معتاد به تریاک و ۲۵۰۰۰۰ نفر معتاد به هروئین و سایر مواد مخدر باشند. چنانچه حداقل مصرف روزانه تریاک برای هر فرد معتاد یک گرم و حداقل مصرف روزانه تریاک برای معتادین در سطح کشور ۲۵۰ کیلوگرم باشد، این نتیجه حاصل می شود که مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۵۰ ریال در سال در کشور صرف هزینه های مصرف مواد مخدر افیونی می شود، بدون اینکه این رقم به هیچ عنوان در لایحه بودجه دولت نشان داده شود. زیرا تا به حال این هزینه توسط برنامه ریزان دولت به این شکل محسوس مشخص نشده است. (برفی، ۱۳۸۳: ۳۵-۳۴)

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۳-آسیب شناسی اعتیاد در تحقیقات جهانی

ارتکاب جرم در معتادین برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا مورد توجه قرار گرفت. بررسی بن هام دای[۳]بر روی ۱۰۰۰ معتاد به مواد مخدر نشان داد که ۸۰ درصد از آن ها قبل از اعتیاد هیچ نوع بزه کاری اجتماعی نداشته اند. در حالی که ۶۷ درصد پس از اعتیاد مرتکب جرم شده بودند.لین هوسر[۴]در تحقیقات پلیس آمریکا که روی ۲۰۰ معتاد بزه کار انجام شد، به این نتیجه رسید که ۸۹ درصد از بزه کاران قبل از اعتیاد سابقه ی محکومیت داشته اند . اما تحقیقات پسکور[۵]نشان داد که از میان ۱۰۳۶ معتاد ، ۷۵ درصد قبل از اعتیاد سابقه ی محکومیت نداشته اند و ۸۶ درصد آن ها بعد از اعتیاد، محکومیت را تجربه کرده اند ( گرجیان ، ۱۳۷۹: ۷۵).

در تحقیق دیگری که توسط دنول[۶] روی معتادین تحت بازپروری انجام شد ۷۰ درصد آن ها در مدت ۵ سال دوران اعتیاد به اعمال بزه کارانه و غیرقانونی مبادرت نموده بودند.تحقیق دیگری که روی ۱۰۰ معتاد در نیویورک توسط وایلانت[۷] در طول ۱۲ سال انجام گرفت، نشان داد که ۵۲ درصد آن ها قبل از اعتیاد و ۹۶ درصد بعد از اعتیاد، مرتکب جرم شده اند. در تحقیقاتی که روی دانش آموزان یکی از دبیرستان های آمریکا در مدت ۸ سال توسط جانسون و همکاران (۱۹۷۸) صورت گرفت، مشخص شد که میزان استفاده از مواد مخدر و ارتکاب به جرایم با یکدیگر رابطه دارند.جانسون و همکاران اذعان داشته اند که همبستگی بین مواد مخدر و بزه کاری مسأله مشترکی به نام «انحراف یا اخلاق ضد اجتماعی» به وجود می آورد که اعتیاد در آن به عنوان یک انحراف یا ناهنجاری اجتماعی در بین افراد جامعه، تلقی می گردد. (همان منبع ، ۷۶)

کراس[۸] با پژوهشی که در استرالیا روی بزه کاران معتاد انجام داد به این نتیجه رسید که اعتیاد نشان دهنده ایجاد کننده نوعی ناهنجاری رفتاری در شخصیت اجتماعی فرد است.شیفر و همکاران در بالتیمور تحقیقاتی روی ۳۵۴ معتاد انجام دادند و نوعی طبقه بندی از اعمال بزه کارانه آن ها را ارائه نمودند که بر اساس آن، معتادین در ۸ طبقه به شرح زیر دسته بندی شده اند:

۱- جرایم جانبی : ۷/۳۳ درصد از معتادین اقدام به اعمال بزه کارانه جانبی همراه با مصرف مواد مخدر می نمایند که شامل سرقت و خرید و فروش مواد مخدر است.

۲- خرید و فروش مواد مخدر : ۶/۲۰ درصد از معتادین فقط به خرید و فروش مواد مخدر می پردازند و کمتر به سرقت روی می آورند.

۳- سرقت: ۶/۲۰ درصد از معتادین منحصراً دست به سرقت می زنند.

۴- قماربازی: ۸/۱۳ درصد از معتادین به قماربازی و اعمال خلاف دیگر نظیر باج گیری و مال خری می پردازند.
۵- جعل: ۴/۵ درصد از معتادین اقدام به جعل اسناد یا خیانت در امانت می نمایند.

۶- اخلال در نظم عمومی: ۴/۳ درصد از معتادین در نظم و امنیت جامعه اخلال می نمایند که در بعضی از موارد غیرمحسوس و مخفیانه است.

۷- جعل حرفه ای: ۲ درصد از معتادین اقدام به جعل اسناد و خیانت در امانت به صورت حرفه ای می نمایند.
۸- اخلال در نظم عمومی به صورت حرفه ای ( همان منبع ، ص ۷۸)

تحقیقات میلر[۹]که روی زنان در فیلادلفیا انجام گرفت نشان داد که تفاوت های زیادی بین اعمال بزه کارانه در زنان معتاد و غیرمعتاد وجود دارد و زنان معتاد آمادگی بیشتری جهت اقدام به ارتکاب جرم از خود نشان می دهند.بارتون[۱۰]دریافت که ۶۱ درصد معتادین افرادی بودند که به جرم سرقت محکوم شده بودند.تحقیقات انجام شده توسط «داویدسن» و «شوکه» نشان داده است که تنها کمتر از نیمی از جوانان معتاد، پدر و مادری دارند که همچنان با هم به سر می برند . پدر و مادر یک سوم آن ها به دلایل مختلف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و حدود یک چهارم آن ها یکی از والدین خود را از دست داده اند. همین تحقیق نشان می دهد که ۸۵% از جوانان گروه های منتخب ، که برای مقایسه با گروه معتادان آمارگیری شده اند دوران جوانی خود را با پدر و مادر زیر یک سقف گذرانده اند. (برژره ، ۱۳۶۸ : ۷۱)

گلوکس[۱۱] دریافته است که نه تنها خانواده های از هم گسیخته ، بزه کار پرورترندبلکه هر چه گسیختگی خانواده زودتر و در آغاز کودکی فرزندان رخ دهد، احتمال بزهکارپروری نزد آنان افزایش می یابد (همان منبع:۷۳)

۲-۴-چارچوب نظری تحقیق

ساترلند در تئوری معاشرت یا پیوند افتراقی[۱۲]انحراف اجتماعی را برخاسته از سازمان اجتماعی یعنی زمینه و محیطی می داند که افراد در آن جای گرفته اند. هر سازمانی به طرفداری یا مخالفت با یک رفتار بزه کارانه شکل گرفته است. فرد هنگامی گرفتار اعتیاد می شود که با الگوهای موافق این عمل در تماس باشد و از طرفی از الگوهای ضد آن دور باشد. بخش اعظم این جریان در داخل گروه های صمیمی و دوستانه اتفاق

می افتد. بنابراین انحراف اجتماعی از جمله اعتیاد ، وقتی که تماس با محیط و الگوهای به هنجار ضعیف و دسترسی به محیط و الگوهای انحرافی ( دوستان معتاد و دسترسی به مواد مخدر ) قوی است ، افزایش می یابد.به نظر ساترلند رفتارهای انحرافی ( از جمله اعتیاد ) دارای فرایند و ویژگی هایی است که عمده آن عبارتند از :

۱- عمل انحراف و جرم آموختنی است نه موروثی؛

۲- آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد انجام می گیرد و عموماً به صورت شفاهی و به کمک کلمات است؛

۳- بخش اعظم آموزش رفتار بزه کارانه در گروه های نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند، انجام می گیرد؛
۴- زمانی فرد به عمل بزه کارانه دست می زند که آمیزش او با کسانی که موافق شکستن قاعده اند بیشتر از کسانی است که با شکستن قاعده مخالف اند؛

۵- ارتباط گوناگونی که فرد با دیگران دارد از لحاظ فراوانی ، تداوم ، تقدم سن و شدت یکسان نیستند ( سخاوت ، ۱۳۷۴: ۵۶-۵۵ ).

به نظر مرتون ساخت های اجتماعی، فشارهای خاصی بر برخی افراد وارد می کند و آن ها را وا می دارد که به کارهایی که از نظر جامعه نیز مجرمانه اند،اما سبب بقای فرد می شود ، دست یازند.مرتون دو عنصر را در این بحث مهم می شمارد: یک عنصر از ساخت اجتماع، هدف ها یا مقاصدی[۱۳] است که فرهنگ جامعه تعیین می کند و به صورت آرمان های اجتماعی در می آید. احساس مردم نسبت به آن ها و میزانی که برای این هدف ها ارزش قایل می شوند، یکسان نیست. برخی از این اهداف فرهنگی به سائقه های اولیه ی وجود انسان برمی گردد ، اما توسط آن ها تعیین نمی شود

عنصر دیگر ساخت اجتماعی، راه ها و وسایلی[۱۴]است که جامعه برای رسیدن به هدف و آرمان های فرهنگی توصیه می کند . هر گروه هدف هایش را با راه های مجاز و نهادی شده، منطبق می سازد. در عین حال راه های دیگری نیز وجود دارد که با هنجارها و دستورات اخلاقی جامعه تضاد دارد، اما بازدهی آن ها سریع است . بسیاری از این راه ها که رسیدن به هدف را آسان می سازد، از نظر جامعه غیراخلاقی است ، قاچاق مواد مخدر ، احتکار ، دزدی از جمله راه های سریع و فوری است که جامعه آن ها را منع کرده است.
به نظر مرتون انحراف و جرم در حالت بی هنجاری[۱۵]افزایش می یابد. بی هنجاری و شرایط بی هنجارحالتی است که بین اهداف مورد نظر و راه ها یا ابزارهای قانونی رسیدن به آن اهداف، تناسبی وجود نداشته باشدو

به نظر وی بی هنجاری به شرایطی اطلاق می شود که هنجارهای پذیرفته با واقعیت در ستیزند. در حالت بی هنجاری ، بخشی از مردم قادر به درک و جذب هدف های جامعه نیستند و یا نمی توانند از راه های نهادینه شده، به هدف های مطلوب اجتماعی برسند. لذا احساس عدم رضایت و عدم کفایت می کنند. اینان به الکل یا سایر مواد مخدر روی می آورند تا رضایتی را که نتوانسته اند از راه وصول به هدف های اجتماعی جامعه کسب کنند، از طریق دیگر به دست آورند. البته این در صورتی است که فرصت یا ابزارهای غیرقانونی دسترسی به مواد مخدر را داشته باشند.

بر پایه نظریه فورست[۱۶]افرادی که از نظر اقتصادی وضعیت نابسامانی دارند بیشتر به انحراف و جرم گرایش پیدا می کنند .

میلر[۱۷] تاکید می ورزد که رفتار انحرافی و بزه کارانه می تواند مستقیماً از فرهنگ طبقاتی پایین افراد نشأت گیرد .

به نظر کلووارد و اوهلین نوع بزهکاری و میزان دسترسی ساکنان به راه های غیرمجاز را ساخت اجتماعی تعیین می کند. وقتی جوانان در کسب پایگاه دچار مشکل می شوند، در محیط خود نوعی راه حل پیدا می کنند، نوع جرم ارتباط با راه حل هایی دارد که در دسترس آن هاست.نظریه ی فشار ساختاری[۱۸]رفتارهای انحرافی را نتیجه فشارهای اجتماعی می داند که بعضی مردم را وادار به کج روی می کند. تعبیر ساده این نظریه این است که «فقر باعث جرم می شود» (لیتری ون و همکاران، ۱۹۸۴: ۴۶)

پایه ی نظریه ی ناهماهنگی در سازمان اجتماعی است. جامعه دارای سازمانی هماهنگ و به هم پیوسته است و چنانچه به دلایلی این به هم پیوستگی در هم ریزد، ممکن است کارکردهای نامناسب پدید آید و به دنبال آن مسایل اجتماعی بروز خواهد کرد. این دیدگاه به جامعه به صورت یک نظام سازمان یافته می نگرد که اجزای آن به صورتی منظم و هماهنگ به هم پیوند خورده اند . اگر در نظام اجتماعی بخشی یا بخش هایی از آن با دیگر بخش ها ناهماهنگ عمل نمایند، کارایی نظام تقلیل می یابد. در تئوری برچسب اجتماعی، برخی از افراد برچسب غیرمجاز و برخی مجاز دریافت می کنند. در این نظریه اطلاق کلمه منحرف عامل نیرومندی است که فرد منحرف را تعیین می کند؛ مثلاً ممکن است دانش آموزی ماده ی مخدری را مصرف کند و این عمل او توسط افراد جامعه رؤیت شود و بر چسب منحرف به اوتعلق گیرد. دانش آموز عنوان منحرف را می پذیرد و از این پس از این زاویه به خود می نگرد.بنابراین در آینده بر این اساس رفتار خواهد کرد (کلانتز و هارتل،۲۰۰۲: ۱۲ )

۲-۵-عنصر معنوی ( یا روانی یا اخلاقی) جرم

علاوه بر عنصر قانونی مبنی بر پیشبینی رفتار مجرمانه در قانون جزا و عنصر مادی جرم شامل وقوع عمل در خارج باید عمل مزبور از اراده مرتکب ناشی شده باشد در واقع میان عمل و شخص عامل رابطه روانی یا رابطه ارادی موجود باشد که آن را عنصر اخلاقی یا روانی یا معنوی می نامند (گلدوزیان،۱۳۷۹: ۱۷۸)

ارتکاب عمل هم به خودی خود دلیل وجود عنصر معنوی یا روانی نیست و در مواردی با وجود اینکه عملی صورت میگیرد قانون مرتکب آن را در جرائم عمدی به خاطر فقدان قصد مجرمانه یا فقدان مسئولیت جزائی قابل مجازات نمیداند. در تحقق عنصر معنوی یا روانی وجود دو عامل ضرورت دارد. اراده ارتکاب فعل و قصد مجرمانه (همان، ۱۷۹)

۲-۶-شرایط عنصر معنوی( یا روانی یا اخلاقی) جرم

۲-۶-۱-اراده ارتکاب فعل

در کلیه جرائم اعم از عمدی یا غیرعمدی اراده ارتکاب فعل وجود دارد و قانونگذار فقط انجام عمل ارادی را مجازات میکند. بنابراین حتی در صدمات بدنی ناشی از حوادث رانندگی و مستی راننده نیز شخص مرتکب واجد اراده بوده و با وجود همین ارائه است که راننده، اتومبیل، را به راه انداخته است در واقع راندن اتومبیل مورد اراده و خواست راننده هست و فقط نتیجه آن که صدمات بدنی بوده مورد نظر و مقصود راننده نبوده است (زراعت،۱۳۸۸: ۱۸۲).

درصورت فقدان اراده ارتکاب فعل، تحقق جرم منفی است پس اگر شخصی دیگری را به شدت به جلو براند و در نتیجه این عمل دست شخص اخیر به چشم ثالثی اصابت و او را مصدوم نماید. وقتی بدون ارائه ارتکاب فعل صورت گیرد جرم شناخته نشده و مسئولیتی برای شخص دوم به وجود نمیآورد از طرف دیگر اراده ارتکاب فعل نیز باید با قصد مجرمانه یا خطای جزائی( بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت و عدم رعایت نظام دولتی) توام باشد وگرنه به علت فقدان عنصر روانی، عمل ارتکابی جرم تلقی نمیشود.

تقصیر جزائی در قتل یا ضرب یا جرح ناشی از بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت و عدم رعایت مقررات مربوط به امری مستند در حکم شبه عمد میباشد (قانون مجازات اسلامی، تبصر ماده ۱۴۵)

در جرائم خلافی، وجود عنصر معنوی همیشه مفروض است و لذا در این قبیل جرائم اثرات وجود عنصر روانی ضروری نیست، البته این فرض برخلاف اصل برائت است و اگر کسی در اثر قوه قاهره، خلافی را مرتکب شده باشد، باید بار اثبات آن و فقدان عنصر روانی را عهده دار شود تا مسئولیت کیفری وی بتواند منتفی گردد بدین ترتیب جرائمی چون پارک اتومبیل، در جای توقف ممنوع یا ایستادن ممنوع و یا عبور از چراغ قرمز و همچنین صدور چک پرداخت نشدنی از جمله جرائمی هستند که نیازی به اثبات عمد یا خطای جزائی ندارند.به این جرائم که عنصر روانی در آنها مفروض است جرائم مادی صرف یا مسئولیت مطلق میگویند (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۳۳)

پایان نامه رشته حقوق

۲-۷-قصد مجرمانه

سوء نیت، سوء قصد، عمد و علم در مواد مختلف قانون جزا به این معنی که شامل قصد مجرمانه بوده به کار رفته است عمد عبارت است از هدایت اراده انسان به سوی منظوری که انجام یا عدم انجام آن را قانونگذار منع یا امر نموده است. بنابراین در جرائم عمدی، فعل و نتیجه آن هر دو مورد اراده و خواست عامل است به عبارت دیگر هرگاه مجرم نتیجه عملی را که به او نسبت داده شده قبلاً در نظر گرفته و با توجه به نتیجه مجرمانه عمل را انجام داده باشد در واقع مرتکب جرم عمدی شده است.برای صدق عنوان مجرمانه بر فعل یا ترک فعل علاوه بر عنصر قانونی و مادی نیازمند به عنصر معنوی نیز می باشد. چرا که هر عملی بدون اراده و قصد مجرمانه؛ بودنش منتفی خواهد شد. به علت فقدان عنصر معنوی عمل ارتکابی حتی درجرائم مادی صرف نیز قانون گذار عنصر معنوی را لحاظ کرده است. (گلدوزیان،۱۳۷۹: ۱۸۳)

هر جرم علی الاصول تا اراده نباشد واقع نمی شود لذا اراده در تمام جرائم اعم از عمدی و غیر عمدی حتی در جرائم اخلاقی نیز وجود دارد. اما آن چه مهم است این می باشد که میزان و سیطره مجرم بر عنصر مادی در عنصر روانی چقدر بوده است اگر اراده و قصد مرتکب به فعل و نتیجه تعلق بگیرد قصد مجرمانه و سوء نیت خواهد شد و اما اگر اراده مرتکب تنها به فعل تعلق بگیرد و نتیجه مقصوداش نباشد: خطای کیفری خواهد شد (زراعت،۱۳۸۷: ۱۸۴)

در بخش عنصر معنوی جرائم و سوء نیت و قصد مجرمانه، هدف از ارتکاب جرم و غایت و اراده و انگیزه و… مباحثی هستند که مطرح می شوند. اما آیا اراده همان سوء نیت است و آیا تفاوتی بین اراده و سوء نیت و انگیزه وجود دارد یا نه؟ و اینکه آیا رابطه بین سوء نیت و عمد تساوی است یا تفاوت هایی است که باید روشن شود.سوء نیت و سوء قصد و عمد و اراده و در مواد مختلف قانون جزا به یک معنی که شامل قصد مجرمانه بوده بکار رفته است.قانون گذار در مواد قانونی تعریفی از سوء نیت بیان نکرده است هر چند در مواد متعددی با تعابیری گوناگونی همچون عمد، قصد، سوء نیت عام، خاص و اراده و خواستن، از آن یاد کرده است. اما می توان اراده و عمد و سوء نیت را اینگونه تعریف نمود: خواستن فعل یا ترک فعل است که مخالف اوامر و نواهی قانون گذار باشد. لذا اگر فاعل بداند مثلا مالی را که تحصیل کرده یا به او داده شده از راه سرقت تحصیل شده و با وجود علم قبول کند، یعنی میل و خواست او دقیقا بر فعل قرار گرفته که قانونا جایز نیست ؛ عامد محسوب می شود.« ماده ۶۶۲ قانون مجازات» پس اراده و سوء نیت غیر از علم و آگاهی در عنصر روانی جرم است (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۲۳)

۲-۸-درجات قصد مجرمانه

سوء نیت یا قصد مجرمانه که در معنی عام آن عمد در ارتکاب جرم میباشد دارای درجاتی است:

۲-۸-۱-قصد یا سوء نیت عام و قصد یا سوء نیت خاص

سوء نیت عام عبارت از اراده آگاه عامل در ارتکاب جرم است، قصد یا سوء نیت خاص اراده آگاه نسبت به مال موضوع جرم یا شخص متضرر از جرم است در ایراد ضرب عمد در زدن، سوء نیت عام است ولی در قتل علاوه بر عمد عام در فعل یا ترک فعل باید قاتل قصد کشتن مجنی علیه را نیز داشته باشد ربودن(متقلبانه) مال غیر به قصد تصاحب سرقت است. متقلبانه بودن در سرقت در پنهانی بودن عمل ارتکابی حاکی از سوء نیت خاص است (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۴۲)

۲-۸-۲-سوء نیت ساده و سوء نیت مشدد( با سبق تصمیم)

سوءنیت ساده در مواردی است که ارتکاب جرم مسبوق به تفکر و طرح نقشه قبلی نباشد. چنین سوءنیتی موجب مجازات معمولی است در مقابل ممکن است ارتکاب جرم مسبوق به تفکر و طرح نقشه قبلی باشد (گلدوزیان، ۱۳۸۶: ۱۸۲)

۲-۸-۳-سوء نیت جازم(مستقیم) و سوء نیت اتفاقی( احتمالی یا غیرمستقیم)

سوءنیت جازم مرتکب عمل مجرمانه به طور قطع خواستار نتیجه عمل مجرمانه است مانند کسی که به قصد قتل به دیگری تیراندازی کرده و او را می کشد. در صورتی که مجرم قصد ارتکاب عمل را داشته باشد، نتیجه عمل خویش را نیز پیش بینی کند ولی خواستار حصول نتیجه نباشد، می گوییم سوءنیت او احتمالی است مانند مالک قایق موتوری که با اطلاع از عیب قایق خود و احتمال اینکه ممکن است در آب از کار بیافتد اقدام به سوار کردن مسافر کرده و منجر به غرق شدن ایشان می گردد (صانعی،۱۳۷۲: ۳۲۰)

۲-۸-۴-سوء نیت معین و سوء نیت غیرمعین

چنانچه مرتکب جرم عمدی قبلا عواقب و نتیجه خاص و معین حاصل از عمل خود را پیش بینی و مورد توجه قرار داده باشد و با اراده و اختیار و در نظر گرفتن آن نتیجه خاص، عملیات اجرایی جرم را به انجام برساند، قصد مجرمانه او را سوءنیت معین می نامند. مثل هدف قراردادن شخص الف و کشتن او توسط تفنگ. اما گاهی با اینکه مرتکب جرم عمدی قصد ارتکاب جرم را دارد ولی نتیجه خاص و معین حاصل از جرم، برای او قابل پیش بینی نیست و از نظر او مجهول است مثل سارقین مسلحی که برای فرار از دست پلیس به طرف هرکسی تیراندازی می کنند، قصد مجرمانه او را سوء نیت غیر معین می نامند. (ولیدی،۱۳۸۸: ۲۵۶)

۲-۸-۵- تقصیر جزائی یا خطای جزائی

هرگاه عامل فقط ارتکاب فعل را اراده کرده و نتایج حاصل از آن مورد نظر وی نباشد، خطای جزایی مطرح است. در این گونه جرایم چون مرتکب نتیجه را پیش بینی نکرده است از این جهت خطاکار محسوب و مستوجب کیفر است (گلدوزیان،۱: ۱۸۰)

۲-۸-۶-بی احتیاطی

بی احتیاطی خطائی است که یک شخص محتاط مرتکب آن نمیشود مانند ورود موتور سوار از جاده فرعی به جاده اصلی، بدون کم کردن سرعت و تصادف با دیگری (همان،۱۸۴)

۳-۸-۷- بی مبالاتی

بی مبالاتی و غفلت نوعی بی احتیاطی به صورت ترک فعل و خودداری از انجام عملی است که انجام آن شرط احتیاط است مثلاً مامورین شهرداری چاهی در خیابان حفر میکنند و در کنار آن علامت خطر قرار نمیدهند و موتورسواری در هنگام عبور به داخل چاه می افتد.

۲-۸-۸-عدم مهارت

یکی از مصادیق خطای جزائی، عدم مهارت است که گاهی با بی احتیاطی قابل انطباق است نداشتن مهارت به دو صورت مادی یا معنوی مطرح است.عدم مهارت مادی یا بدنی، نداشتن ورزیدگی و تمرین کافی در اموری است مثل رانندگی که انجام آن مستلزم یادگیری و تمرین است. عدم مهارت معنوی شامل عدم آگاهی مطلق یا نسبی در شغل و حرفه مربوطه است مثل پزشک عمومی که به جای هدایت بیمار به نزد جراح، خود مبادرت به جراحی نماید (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۹۴)

۲-۸-۹-عدم رعایت نظامات دولتی

مقصود از نظامات دولتی انواع قوانین، تصویب نامه­ها،آیین نامه ها و بخشنامه های دولتی است صرف این خطا موجب مسئولیت صدمات بدنی وارده نیست و باید میان عدم رعایت نظامات دولتی و تصادفات و صدمات وارده رابطه علیت وجود داشته باشد.در عین حال، عدم رعایت نظامات دولتی نیز به تنهایی خود ممکن است جرم تعزیری باشد که به تنهایی کافی از برای تحقق مسئولیت است و نیازی به اثبات بی احتیاطی و بی مبالاتی نیست.از مصادیق عدم رعایت نظامات دولتی، مفاد قانون تعزیرات حکومتی است که رسیدگی به موارد تخلف الزاماً در صلاحیت دادگاههای عمومی نیست (گلدوزیان،۱۳۸۶: ۱۸۵)

۲-۹-تحلیلی از عوامل عدم موفقیت در مبارزه با سوء مصرف موادمخدر در ایران

مهمترین عوامل عدم موفقیت در مبارزه با سوء مصرف عبارتند از:

۱٫فقدان آمار قابل استناد از سوء مصرف کنندگان موادمخدر

واضح است برنامه ریزی برای مقابله با هر مشکلی، داشتن اطلاعات کافی دربارۀ کم و کیف آن مشکل را می طلبد، در حالیکه آمار قابل استناد مبتنی بر تحقیقات میدانی در مورد شمار متقاضیان سوء مصرف موادمخدر در ایران-و حتی در جهان- وجود ندارد (علی آبادی،۱۳۵۳: ۶۰).

۲٫تک بعدی نگریستن به معضل چندوجهی عرضه و مصرف موادمخدر در مقررات و برنامه ریزی کاربردی

اگرتمام تحقیقاتی که تاکنون عوامل روی آوری به مصرف موادمخدر را احصاء کرده اند مطالعه کنیم به یک گروه بندی به این شرح می رسیم:

الف-عوامل مخاطره آمیز فردی(انگیزه های ویژۀ افرادی که آنها را به مصرف موادمخدر سوق می دهند)

ب-عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی

ج-عوامل مخاطره آمیز اجتماعی

با اندکی تامل در مییابیم که عوامل به صورت ترکیبی و چندبعدی مشکل عرضه و مصرف موادمخدر را پدید می آورند ولی متاسفانه مقامات متولی مبارزه با مواد مخدر، بارویکرد تخصصی خود و بدون تلفیق با تخصص های دیگر راهبرد ارائه داده و برنامه ریزی اجرایی کرده اند. برای مثال در سیاست جنایی کشور فقط به جرم بودن عرضه و مصرف و بدون توجه به سایر جنبه ها مقرراتی وضع شده است(افراسیابی،۱۳۷۶: ۳۰۴).

۳٫مقابله با معلول به جای ریشه یابی و از بین بردن عوامل

به جای ریشه یابی و از بین بردن عوامل سوء مصرف مواد مخدر، با برقرارکردن مجازات حبس ، شلاق و ۰۰۰ برای معتادان، با معلول مبارزه شده و نحوۀ برخورد و عملکرد مسولان در پیشگیری و درمان اعتیاد به موادمخدر، مانند تریاک اثر تسکینی داشته است (همان،۳۰۵).

۴٫عدم توجه به ارتباط معنادار آسیب های اجتماعی با یکدیگر

آسیب های اجتماعی مبتلابه جامعه آنچنان زنجیروار به هم پیوسته اند که اغلب آنها هم معلولند و هم عامل، و مبارزه با آسیب موادمخدر وابسته به مبارزه با بیکاری، فقر، فحشا و دیگر آسیب هاست.مسلم است که اگر فقر و بیکاری در جامعه نباشد، بدون تردید دو عامل مهم پدیدآورندۀ عرضه و مصرف مواد مخدر در جامعه وجود نخواهد داشت و اگر موادمخدر در دسترس نباشد، اعتیاد بوجود نخواهد آمد، اگر خانواده ها باثبات و متعادل باشند فرزندان طلاق در خیابان پرسه نمی زنند و پدیده ولگردی و سرگردانی و به دام افتادن این قشر به وجود نمی آید (همان)

۵٫اهمیت دادن به درمان فیزیکی و بی توجهی به انقطاع روانی و پیشگیری

در برخی از کشورها از جمله ایران به مداخلات درمانی بیش از پیشگیری اولیه اهمیت داده شده و حتی در توزیع اعتبار، همیشه برنامه های درمان در اولویت قرار داده شده و به اعتبارات لازم برای اجرای برنامه های پیشگیری اولیه توجه نشده است، درحالیکه باید این توجه معکوس باشد، زیرا برنامه های کاربردی پیشگیری اولیه تمام افراد در معرض خطر جامعه را در برمی گیرد و اقدامی کنشی محسوب می گردد ولی برنامه های درمانی، واکنشی است و فقط افرادی را که موادمخدر مصرف می کنند و در دام اعتیاد اسیر می باشند راشامل می شود(علی آبادی،۱۳۵۳: ۶۱)

هرکس مبادرت به کشت خشخاش یا کوکا کند و یا برای تولید مواد مخدر یا روان گردان های صنعتی غیرداروئی به کشت شاهدانه بپرازد علاوه بر امحاء کشت برحسب میزان کشت به شرح زیر مجازات خواهد شد:

  1. بار اول، ده تا صد میلیون ریال جریمه نقدی.
  2. بار دوم، ۵۰ تا ۵۰۰ میلیون ریال جریمه نقدی و سی تا هفتاد ضربه شلاق.

۳- بار سوم، صد میلیون تا یک میلیارد ریال جریمه نقدی و یک تا هفتاد ضربه شلاق و دو تا پنج سال حبس.

۴- بار چهارم، اعدام.(قانون اصلاح مواد مخدر مصوب ۱۳۸۹: ماده ۲)

تبصره ـ هرگاه ثابت شود کشت خشخاش یا کوکا یا شاهدانه به دستور مالک و یا مستاجر ملک و یا قائم مقام قانونی آنها صورت گرفته است، شخص دستور دهنده که سبب بوده است به شرط آن که اقوی از مباشر باشد، به مجازاتهای مقرر در این ماده محکوم می شود و مباشر که متصدی کشت بوده است، به ۱۰ تا ۳۰ میلیون ریال جریمه نقدی و پانزده تا چهل ضربه شلاق محکوم خواهد شد (قانون اصلاحی مواد مخدر،مصوب ۱۳۸۹ )

در باب عنصر معنوی کشت خشخاش و کشت کوکا، قصد تولید موادمخدر شرط نیست، بلکه علم و اطلاع مرتکب از غیرقانونی بودن عمل برای حصول عمد کافی است. همین که شخص با علم و اطلاع، به کشت مبادرت می ورزد قصد مجرمانه او محرز است.تفاوت بین حشیش و تریاک در این است که تریاک وابستگی فیزیکی و جسمانی اش بیشتر است ولی در حشیش، فرد وابستگی روانی پیدا می کند.در کشت خشخاش، قصدکشت که با علم و اطلاع از عمل ارتکابی صورت می گیرد برای تحقق عنصرمعنوی و احراز عمد، کفایت می کند ولی در کشت شاهدانه علاوه بر آن، قصدتولید مواد مخدر هم باید محرز باشد (وزیریان، ۱۳۸۲: ۱۹)

« هرکس بذر یا گرز خشخاش یا بذر یا برگ کوکا و یا بذر شاهدانه را نگهداری، مخفی و یا حمل کند به یک میلیون تا ۳۰ میلیون ریال جریمه نقدی و یک تا هفتاد ضربه شلاق محکوم خواهد شد. در مورد بذر شاهدانه قصد تولید موادمخدر یا روان گردان های صنعتی غیرداروئی از آنها باید احراز شود» (قانون اصلاح مواد مخدر مصوب ۱۳۸۹: ماده ۳)

۲-۱۰- حمل، نگهداری و اختفاء مواد مخدر

حمل موادمخدر عبارتست از فعل مادی ایجابی که موجب نقل و انتقال مواد مخدر از نقطه ای به نقطه دیگر می شود که گاهی بامباشرت و گاهی باواسطه است (حجتی،۱۳۸۲: ۴۹)

نگهداری به معنای در اختیار داشتن است خواه نزد خود شخص باشد یا در جا و مکان معینی قرار داشته باشد. همینکه شخص تصرف و استیلا بر بذرهای فوق الذکر دارد، عنصرمادی بزه نگهداری محقق می شود و لازم نیست حتما موادمخدر توسط خود شخص درجایی قرار داده شود (همان: ۵۰)

اختفاء نیز به معنای پنهان کردن و از نظرها دور کردن است. عنصرمادی بزه اختفا عبارتست از هرگونه فعل مادی ایجابی برای مخفی کردن و دور نگهداشتن آن از انظار، اعم از اینکه بوسیله پوشش خاصی پوشیده شود یا آنکه در جاسازی قرار گیرد یا هرمکان دیگری که از انظار مخفی باشد (وزیریان،۱۳۸۲: ۲۲).

هرسه جرم حمل، نگهداری و اختفاء از جرایم عمد محسوب می شود و ارتکاب آنها با سوء نیت جزایی توام است. شخص مرتکب باید با علم واطلاع از وجود مواد مخدر(بذر) داشته باشد و عمدا آن را حمل ونگهداری و اختفا نماید.در یک مورد حمل، نگهداری و اختفاء باید توام با قصد تولید مواد مخدر باشد تا جرم تحقق یابد و آن هم محل نگهداری و مخفی کردن بذر شاهدانه است.نکته ای که اینجا لازم به ذکراست تفاوت حمل با ترانزیت کالا دراین هست که کالای مورد ترانزیت مصرف داخلی ندارد.

«هر کس بنگ، چرس، گراس، تریاک، شیره، سوخته، تفاله تریاک و یا دیگر مواد مخدر یا روان گردان های صنعتی غیرداروئی که فهرست آنها به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد را به هر نحوی به کشور وارد و یا به هر طریقی صادر یا ارسال نمایدیا مبادرت به تولید، ساخت، توزیع یا فروش کند یا در معرض فروش قرار دهد با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد مذکور به مجازاتهای زیر محکوم می شود:

۱٫تا پنجاه گرم، تا چهار میلیون ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق.

۲٫بیش از پنجاه گرم تا پانصدگرم، از چهار میلیون تا پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی و بیست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و در صورتی که دادگاه لازم بدانند تا سه سال حبس.

۳٫بیش از پانصد گرم تا پنج کیلوگرم، از پنجاه میلیون ریال تا دویست میلیون ریال جریمه نقدی و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و سه تا پانزده سال حبس.

۴٫بیش از پنج کیلوگرم، اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم» « هرگاه محرز شود مرتکبین جرائم موضوع بند۴ این ماده برای بار اول مرتکب این جرم شده و موفق به توزیع یا فروش آنها هم نشده و مواد، بیست کیلویا کمتر باشد دادگاه با جمع شروط مذکور آنها را به حبس ابد و هفتاد و چهار ضربه شلاق و مصادره اموال ناشی از همان جرم محکوم می کند. در اوزان بالای بیست کیلوگرم مرتکبین تحت هر شرایطی اعدام می شوند.» (قانون اصلاحی مواد مخدر مصوب ۱۳۸۹: ماده ۴)

۲-۱۱- واردات و صادرات مواد مخدر

وارکردن موادمخدر؛ این جرم مادر سایر جرایم موادمخدر در کشور ماست، زیرا با نبودن مواد مخدر و فقدان آن دیگر بخشی از استعمال، اعتیاد، حمل و نگهداری و خرید و فروش و غیره مطرح نخواهد بود.

الف-عنصر مادی جرم وارد کردن؛ همینکه مواد مخدر با هر وسیله ای از خارج به داخل کشور منتقل شود گرچه در ابتدا کشف و ضبط شود، عنصر مادی وارد کردن تحقق می یابد. معیار اصلی در انتقال موادمخدر، انتقال آن از خارج از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی به داخل کشور است (اسعدی،۱۳۸۶: ۴۴)

ب-عنصرمعنوی جرم وارد کردن؛ این جرم از جرایم عمد بوده واحراز قصد مجرمانه مرتکب برای تحقق جرم ضروری است. همینکه شخصی با قصد ورود موادمخدر آن را به همراه خود ویا به هروسیله ای به داخل کشور منتقل نماید، سوء نیت وی محرز و عمد وی در وارد کردن موادمخدر مشخص می شود.

ارسال؛ عنصرمادی این جرم عبارت است از فعل مادی مثبت، فرستادن موادمخدر از نقطه ای به نقطه دیگر مانند پست کردن مواد مخدر(در داخل کشور)در باب عنصرمعنوی ارسال، عموما شخص مرتکب در جابجایی مواد مخدر، مباشرت ندارد و این جابجایی با علم و اطلاع یا بدون علم و اطلاع توسط دیگری صورت می گیرد. (همان، ۴۵)

صادر کردن؛ عبارتست از فعل مادی مثبت که به خارج کردن موادمخدر از مرزهای زمینی، دریایی و هوایی منتهی گردد.عنصر مادی صادر کردن دقیقا عکس جرم وارد کردن است. در این جرم گاهی مباشرت در انتقال مواد مخدر به خارج از کشور با خود شخص صادر کننده است و گاهی هم بدستور و توسط دیگری مواد مخدر از کشور خارج می شود. معیار و ملاک برای تحقق این جرم، خروج موادمخدر از کشور است ولی اگر موادمخدر قبل از صدور در داخل کشور، کشف شود و از خروج آن جلوگیری به عمل آید ممکن است از موارد شروع به جرم صادر کردن باشد که این شروع به جرم، عناوین دیگری مانند حمل و نگهداری یا ارسال بررسی می شود (باختر،۱۳۸۶: ۷۲).

۲-۱۲- تولید، توزیع، خرید و فروش مواد مخدر

تولید تنها کاشت محصولات برای بدست آوردن ماده مخدرکافی نیست بلکه یک رشته عملیات واقدامات لازم است تامحصول عنوان ماده مخدر خاصی را پیدا کند و آماده مصرف شود. این مراحل عملیاتی را که منتج به موادمخدر می شود، تولید و ساخت مواد مخدر می گویند.هرگونه فعل مادی و مثبت برای بوجود آوردن انواع مواد مخدر تحت عنوان عنصر مادی جرم(ساختن) قرار می گیرد. بزه ساختن و تولید موادمخدر از جرایم عمدی است و برای تحقق آن سوء نیت مرتکب ضروری است.جرایم تولید و ساختن از جرایم عمدی مقید است، یعنی مجرم هم عمد درفعل دارد و هم عمد در حصول نتیجه. پس اگر اقدامات او به نتیجه نرسد و مواد مخدر تولید نشود به لحاظ فقدان این بخش از عنصر معنوی، جرم تام ساختن و تولید محقق نشده و اقدام او شروع به جرم است و چنانچه تحت عناوین دیگری قابل مجازات باشد، می توان موضوع را به همان عنوان بررسی کرد (همان منبع)

خرید؛ یعنی بدست آوردن موادمخدر در قبال پرداخت وجه یا هر مال دیگری که بر اساس عرف، عنوان مال بر آن صدق می کند. همینکه شخص می داند که چیزی می خرد و در مقابل آن وجه یا مالی پرداخت می کند، بزه خرید تحقق یافته است.در بزه خرید مالکیت ثمن مباشر در خرید هم شرط نیست. پس اگر کسی با پول متعلق به دیگری ، مقداری موادمخدر بخرد کماکان عنوان موادمخدر را خواهد داشت. اگر کسی مواد مخدر را رایگان بدست آورد نمی توان اقدام او را خرید نامید.در چنین مواردی، چاره ای نیست جز این که پس از تملک به عنوان دیگری جزایی مانند حمل و نگهداری، فرد را تحت تعقیب قرار داد (همان،۷۳)

فروش؛ عنصر مادی فروش دقیقا عکس عنصر مادی خرید است و عبارتست از انتقال مواد مخدر به دیگری در قبال دریافت وجه یا مالی دیگر. برای تحقق فروش، به طور مستقیم فرد باید موادمخدر را تصرف کند و از مالکیت شخص فروشنده خارج شود و در ید دیگری قرار داده شود. بنابراین اگر کسی موادمخدر را به قصد فروش و برای پیدا کردن مشتری نگهداری کند، اقدام او مادام که مواد مخدر را به دیگری منتفل نکرده است، فروش نخواهد بود (علیزاده،۱۳۸۹: ۵۶)

درمعرض فروش قرار دادن؛ این جرم بزهی مستقل است و زمانی محقق می شود که متهم موادمخدر را برای فروش به دیگران عرضه می کند. بنابراین یک مرحله فراتر از نگهداری و یک مرحله پایین تر از فروش قرار می گیرد و آن زمانی است که افراد در حین معامله دستگیر می شوند و قبل از اینکه فروشنده موادمخدر را به خریدار تحویل دهد، توسط ماموران دستگیر می شود. در این مرحله فروش محقق نمی شود و عمل وی در معرض فروش قرار دادن موادمخدر است. (همان،۵۷)

توزیع؛ اگر شخص موادمخدر را به دیگران منتقل کند و در مقابل آن وجهی دریافت کند،عمل وی فروش خواهد بود و در غیر این صورت توزیع بر آن صدق می کند. عنصرمادی توزیع عبارتست از هرگونه فعل مادی ایجابی که به انتقال و پخش موادمخدر به سایرین منجر شود، بدون دریافت هرگونه وجه یا مالی از آن. توزیع از نظر عرفی با یک مرتبه تحقق نمی یابد.عده ای از عوامل خرده پا که برای دیگران کار می کنند، تنها مامور به توزیع موادمخدر هستند، یعنی طبق قراری که صاحب اصلی جنس با آنها دارد، وظیفه شان درمقابل اجرتی که می گیرند، رساندن موادمخدر به دست مشتریان است. این افراد توزیع کننده موادمخدر هستند نه فروشنده. ولی اگر صاحب جنس، مواد را به این افراد بدهد و بگوید که بروید و آنها را بفروشید و خود اشخاص اقدام به فروش نمایند، فعل آنها فروش است نه توزیع (همان منبع).

۲-۱۳- رابطه مصرف مخدر و ارتکاب جرم

ارتکاب جرم به عنوان یک رفتار غیرمتعارف معمولا تحت تاثیر عوامل مختلفی انجام می شود. البته نوع جرم و انگیزه های آن ‏خود اثرپذیری از عوامل متعدد و مختلف را به صورت متفاوتی دچار استحاله می کند.
در واقع انسان برای ارتکاب جرم باید ‏زمینه ها و بسترهای شخصیتی، روحی، روانی، فردی، خانوادگی و اجتماعی را داشته باشد و مراحل گذر از یک شخصیت سازگار ‏به شخصیت نامتعادل در او فراهم شده باشد که در این صورت وقوع برخی حوادث یا وجود برخی عوامل ارتکاب جرم توسط ‏فرد را آسان تر و سریع تر خواهد کرد.

‏بنابر اینکه تصور کنیم صرف استفاده از مواد مخدر یا محرک باعث ارتکاب جرایمی مانند قتل و ضرب و جرح و… می شود ‏چندان علمی و قابل دفاع نیست. باید فرد چنانکه گفته شده از جهات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و تربیتی آمادگی این کار را ‏داشته باشد که در این صورت مصرف مواد مخدر به ویژه مواد محرک نظیر کوکایین، کراک، شیشه و هرویین می تواند موجب ‏ایجاد سرعت در هدایت فرد به طرف ارتکاب جرم شود. ‏
درباره جرایم مختلف مصرف مواد نقش عمده یی در تحریک افراد در قتل، ضرب و جرح و تجاوز به عنف دارد که این ‏میزان بیشتر از جرایم مالی مانند کلاهبرداری یا سرقت است. ‏

شرایط فعلی جامعه ما با بروز پارادوکس و گسست بین فرهنگ سنتی و فرهنگ پسامدرن ناشی از داده های فضای مجازی ‏باعث تفریق بین نسل گذشته و نسل امروز شده که نوعی بیگانگی را در بین جوانان رقم زده است. ‏
این فاصله ای است که به نظر می رسید خانواده ها و جوانان نتوانسته اند آن را میان خود کم کنند در نتیجه احساس دایمی کمبود ‏بین جوانان آنها را به سمت مصرف مواد مخدر سوق می دهد. مصرف مواد بدوا به عنوان نوعی مسکن و تعدیل کننده ‏فشارها تلقی می شود اما به محض مصرف و تکرار آن غیر از نیاز روحی نیاز جسمی نیز به آن در فرد ایجاد شده و به تدریج ‏شخصیت فرد و کنش ها و واکنش هایش به جای آنکه توان با عقلانیت و خرد جمعی باشد تابعی از تاثیرات مصرف مواد مخدر ‏خواهد شد. ‏
در این حالت کوچک ترین محرک خارجی یا عدم اجابت خواسته های ایشان از سوی اطرافیان ممکن است آنها را به سمتی ‏هدایت کند که دست به اعمال مجرمانه از قبیل قتل بزنند. ‏

فرد در این وضعیت دچار ازهم گسیختگی روانی و اختلال شخصیت و نوعی نافرمانی روانی شده و جنون آنی به وی دست ‏می دهد به طوری که وی دیگر متوجه رفتار و اعمال خود نیست و ممکن است در این شرایط دست به هرکاری بزند. کارهایی ‏که به محض رفع حالت نئشگی متوجه می شود که تا چه اندازه اشتباه و نادرست بوده است. ‏البته این فرد در آن حالت اصولامتوجه رفتار خود نیست چون این ضمیر ناخودآگاهش است که وی را به سمت خشونت در ‏اعمالی که او بدون چون و چرا پذیرفته سوق می دهد. ‏
در جمع بندی نهایی باید گفت: مصرف مواد محرک یا مخدر زمینه ساز ارتکاب جرم نیست بلکه وقوع جرم ریشه در زمینه و ‏بستر شخصیتی فرد دارد و مواد محرک تنها عامل تسریع بخش و تسهیل کننده این فرایند است.در واقع میل به انجام اعمال مجرمانه ریشه در عوامل مختلف دارد که به سبک زندگی، فرهنگ خانوادگی، سطح اقتصادی ‏، نوع آموزش، سن، سواد و فرهنگ حاکم بر زندگی فرد بستگی دارد. ‏(روزنامه اعتماد،۱۳۹۱)

۲-۱۴- پیشینه تحقیق

آزاده جعفری (۱۳۹۰) در تحقیق خود با موضوع« تحلیل اجتماعی نسبت به مواد مخدر» با بیان اینکه اعتیاد به مواد مخدر در جهان امروز سلامت میلیون ها انسان را به شدت تهدید می کند به این نتیجه رسیده است که با پژوهش، گفتگو و برنامه ریزی های منسجم نسبت به شناخت ابعاد این مسأله و ریشه کن کردن این معضل می توان اقدام کرد.

علی ماروسی (۱۳۸۹) در پژوهش حاضر تحت عنوان «تعدد و تکرار جرم مرتبط با مواد مخدر» با مطرح کردن سوالاتی راجع به این موضوع به این نتیجه دست یافته است که درتعدد و تکرار جرایم، قید زمان و درجه تأثیری ندارد و جرایم از نوع تعزیری یا بازدارنده حاکم می باشند و گاه مجازات را باید تشدید نمود. گاه آن را تخفیف داد و گاه به جرم زدایی متوسل شد.

مسعود صالحی (۱۳۸۸) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع «امتیازات و ایرادات آیین دادرسی جرایم مواد مخدر به همراه الگوی دادرسی مناسب با توجه به وضعیت مبتلایان به مواد مخدر» با بحث در مورد اینکه مواد مخدر به عنوان یک بلای اجتماعی و خانمان سوز است به بررسی در باره جرایم مواد مخدر پرداخته و راهکارهایی جهت رفع آن بیان کرده است.

علی حاجلی و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان « نگرش مردم به سوء مصرف مواد مخدر در کشور» به این نتیجه دست یافتند که اگر کنش های جایگزین، مانند حوزه های مدون، فضاهای تفریحی متنوع، رضایت از وضع موجود و امکانات زندگی مناسب، ساماندهی اقتصادی و معیشت مردم و مصون سازی اقشار مختلف جامعه ممکن باشد مسئله مصرف مواد مخدر تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

حامد برماس و همکاران (۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان « طراحی، ارزیابی و اجرای دوره آموزشی پیشگیری از سو مصرف مواد مخدر» که بر روی دانش آموزان مورد تحلیل قرار دادند به این نتیجه دست یافتند که دانش آموزانی که دوره آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر گذرانده اند (گروه آزمایشی)، نگرش منفی تری به سوء مصرف مواد مخدر را از گروه آموزش ندیده (گروه گواه) دارند.

سید حسین اسعدی (۱۳۸۲) در پژوهش حاضر تحت عنوان مواد مخدر از دیدگاه حقوق جزا و فقه اسلامی و عرف با سوالی به این مضمون که اعتیاد جرم است یا بیماری؟ به بررسی این پدیده پرداخته و به این نتیجه دستی یافته که در تعیین نوع مجازات باید عدالت اجتماعی و رأفت اسلامی رعایت شود و هدف از مجازات که اصلاح مجرم و بازدارندگی او از تکرار در جامعه است از ارتکاب چنین جرمی تحقق یابد.

فصل سوم:تأثیر مصرف مواد مخدر
بر عدم تحقق رکن معنوی جرم

۳-۱- کلیاتی در خصوص عنصر معنوی

علاوه بر عنصر معنوی، نامهای دیگری چون عنصر روانی و اخلاقی نیز برای آن استعمال گردیده است. همان طور که رکن را نیز بجای عنصر بکار برده اند. هر چند واژگان «رکن» و «عنصر» در به کارگیری چندان حساسیتی را در برنداشته اما در خصوص واژگان معادل «معنوی» چنین نیست.اغلب حقوقدانان استعمال «اخلاقی»به­دنبال عنصر یا رکن را صحیح ندانسته و آن را مفهوم نمی­دانند (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۷ :۴۷۶ ).

چنین استدلال می کنند که محدودۀ حقوق، از جمله حقوق جزا، جدای از اخلاق بوده و مفاهیم جرم و عمل ضد اخلاقی ممکن است غیر منطبق بوده و حتی در مقابل هم قرار گیرند (صانعی،۱۳۷۶: ۳۰۴).

اما واژگان «معنوی» و «روانی» مصطلح تر بوده و هر یک طرفدارانی دارند. عده ای واژۀ عنصر معنوی را مقابل واژگان عنصر مادی و قانونی دانسته و آنرا موهم ورود عنصر قانونی در معنوی و قرارگیری در مقابل عنصر مادی توصیف کرده؛ عنصر روانی را مشتمل بر قصد و ارادۀ ارتکاب جرم و حایز جنبۀ روانی عنوان داشته؛ واژۀ اخیر را مناسبتر می دانند. در مقابل برخی دیگر آنرا زیبنده ندانسته و مجمل پنداشته؛ استفاده از عنصر معنوی را جامع و مانعتر می دانند (همان،۳۰۴)

علی ایحال رکن روانی یا عنصر معنوی که ما برای یکسان سازی من بعد تنها آن را «عنصر معنوی» عنوان می کنیم؛ از چنان اهمیتی برخوردار است که مبنای تقسیم و تفکیک جنایات در اکثر سیستم های حقوقی از جمله ایران قرار گرفته است (پوربافرانی،۱۳۸۸: ۷۲)

در هر حال ارتکاب عمل مجرمانه، به خودی خود، دلیلی بر وجود عنصرمعنوی محسوب نمی گردد. در واقع در هر ارتکاب جرم نیاز به وجود واسطه و رابطی میان ارتکاب عمل و مرتکب، تحت عنوان عامل روانی هستیم که این عامل خود نیز محتاج اثبات و احراز می باشد(صانعی،۱۳۷۶: ۳۰۴).

تحت عنوان قاعدۀ تفکیک جرم از مجرم موارد زیر قابل بررسی است:

صغر، جنون، اجبار، اکراه، دفاع مشروع، آمریت، معاونت، رضای مجنی علیه، علیت و سلسلۀ اسباب، قصد جنایت، سبق تصمیم، تقصیر در جنایت و … (پی فلچر،۱۳۸۴: ۱۳۹).

همچنین براساس تئوری روانی و در راستای اثبات نقش عنصر معنوی در جرم و مرتکب ، موارد زیر بایستی

برای قابلیت انتساب، مورد بررسی قرار گیرد:

منشأ جرم بودن متهم، انتخاب ارتکاب عمل مجرمانه یا آگاهی از منجر شدن آن به نتیجۀ مجرمانه، پیش بینی عمل و …(همان،۱۵۹)

بی شک مهمترین عامل در رفتار مرتکب عنصر معنوی است نه نتیجۀ حاصله. اهمیت عنصر معنوی در ارتکاب جرم و مشخصاً جنایات تا آن اندازه است که نظریه ای تحت عنوان «گرایش حقوق جزا به جنبه های روانی» را ایجاد کرده و شیوۀ قانون نویسی را نیز ملهم از خود کرده است (پردال، ۱۳۸۶: ۲۷).

نقش عنصر روانی یا معنوی در ارتکاب جرم، سابقه ای تاریخی داشته و در ادیان الهی: زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام و نیز در ایران باستان، مبنای تقسیم انواع جنایت علیه تمامیت جسمانی از جمله قتل، میزان مسئولیت مرتکب و نوع و میزان مجازات بوده است. از جمله در مذهب زرتشت و در ایران باستان، مفاهیمی چون: سهل انگاری فاحش، قصد، سوء نیت، عمد، خطا، اجبار و سن مرتکب مورد اشاره قرار گرفته بود. (خداکرمی،۱۳۸۸: ۴۳).

در واقع عنصر معنوی جنایت عبارتست از: بررسی وضعیت ذهنی و روانی جانی در زمان ارتکاب جنایت (سپهوند،۱۳۸۹: ۴۴).

در این حالت ذهنی- روانی، مرتکب، خواهان ارتکاب عمل، نتیجۀ عمل ارتکابی یا هر دو می باشد و یا نسبت به آن مقصر محسوب می گردد؛ اگر چه مستقیماً آنرا نخواسته باشد (وهابی،۱۳۹۰: ۱۹).

در نتیجه عنصر معنوی را بر یکی از دو پایه عمد یا خطا بنا می کنند. بطوریکه بعضاً عنصر معنوی را چنین تعریف کرده اند که: مرتکب، عمل مجرمانه را با قصد مجرمانه انجام دهد یا در ارتکاب عمل مرتکب تقصیر شود و در بررسی ارکان عنصر معنوی، عمد در فعل را مشترک تمامی جرائم اعم از عمد و غیر عمد دانسته و تفاوت آندو را در قصد مجرمانه و خطای جزایی بیان داشته اند (کاویار،۱۳۸۳: ۲۱).

تنها حالت و در واقع استثناء در قصد در فعل، بدون نیاز به قصد نتیجه یا ارتکاب خطا نیز جنایات خطایی محض می باشند (گلدوزیان،۱۳۸۰: ۲۰۵).

۳-۲- اجزاء عنصر معنوی

در بحث از جرائم و در بررسی اجزاء عنصر معنوی، این اجزاء شامل اراده، علم و آگاهی، عمد و قصد می باشد (شامبیاتی،۱۳۷۷: ۱۶۴).

با افزودن تقصیر که عنصر معنوی برخی از جرائم غیر عمد را تشکیل می دهد؛ می توان این اجزاء را کامل کرد. در ادامه به بررسی این اجزاء می پردازیم:

۳-۲-۱- اراده

اراده در لغت به معنای خواستن، خواست، میل، قصد و آهنگ است (معین،۱۳۸۵: ۵۲) و در اصطلاح حقوقی آنرا به جمع قصد و رضا و نیز حرکت نفس برای انجام کاری خاص پس از سنجش منافع و مضار آن معنا کرده اند. البته قرار گرفتن قصد در شمول اراده بسیار بعید است (جعفری لنگرودی،۱۳۷۷: ۲۴).

انجام حرکت و کنش، در هر حال و بویژه در فرضی که منجر به بروز جنایت گردد؛ به تنهایی و به خودی خود نمی تواند بمعنای ارادی بودن آن در درجۀ نخست و عمدی بودن جنایت در نهایت باشد (پی فلچر،۱۳۸۴: ۹۱).

در نتیجه لازمۀ ارادی بودن حرکت و عمدی بودن جنایت این است که بر خواسته از خواست و ارادۀ مرتکب باشد (همان،۹۲).

منشأ و خواستگاه اراده، وضعیت خاص ذهنی و روانی مرتکب در زمان ارتکاب جرم است که باید مشتمل بر ادراک و اختیار باشد (میرسعیدی،۱۳۹۰: ۷۷).

نباید تصور نمود که شرط ارادی بودن منحصر به جرائم عمد است؛ بلکه بر عکس جرائم غیر عمد هم نیازمند اراده می باشند و تنها در این صورت است که فعل را می توان به مرتکب آن منتسب کرد (پی فلچر،۱۳۸۴: ۹۲).

در انجام هر کار فرض بر این است که مرتکب با علم، اراده و اختیار به آن دست می زند؛ مگر خلافش ثابت گردد (همان:۱۰۱).

براساس نظریه ولزل، معیار انجام عمل عالمانه، ارادی و با اختیار، خواست و اراده هدف آن می باشد (همان،۱۰۶).

در واقع باید گفت که اراده اولین شاخص عنصر معنوی می باشد. در بی ارادگی، عنصر مادی ارتکابی قابل انتساب به مرتکب نبوده و در نتیجه جرم و جنایت نیز قابل انتساب به او نخواهد بود. از جمله مصادیق بی ارادگی می توان به خواب، بیهوشی، هیپنوتیزم و اجبار اشاره کرد. در حالیکه در اکراه، اراده موجود ولی آزاد نیست و در حقیقت رضا مخدوش است. در عین حال فعل و انفعالات ذهنی-روانی ناشی از اراده را حتی در خصوص مجانین محقق می دانند (وهابی،۱۳۹۰: ۲۲).

ارادۀ فعل یا ترک فعل، حالتی روانی می باشد که از اعصاب نشأت گرفته و فرماندهی آن را مغز عهده دار می باشد (پاد،۱۳۸۵: ۱۴۵) این امر بر پایۀ تصمیم، خواست و تمایل به رفتار متبلور می شود (وهابی،۱۳۹۰: ۲۱).

در نتیجه باید گفت که اراده پلی است بین ذهن مرتکب و ارتکاب عمل که با فقد آن، عمل ارتکابی که همان عنصر مادی جرم می باشد قابل انتساب به مرتکب نخواهد بود چرا که مسئولیت منوط به ارتکاب جرم بطور ارادی است (همان،۲۳).

همانطور که گفته شد اراده در تمامی جرائم اعم از عمد و غیر عمد وجود داشته که در خصوص جرائم عمد لازم است که با قصد مجرمانه همزمانی و هماهنگی نیز داشته باشد (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۳۷).

ارادۀ رفتاری خاص همراه با ارادۀ نتیجه آن در نهایت منتج به احراز سوءنیت و عمد بودن می گردد. در حالیکه با فقد اراده نتیجه، رفتار در ردیف شبه عمد قرار خواهد گرفت. فرض سوم فقد هر دو اراده (رفتار و نتیجه) است که در اینصورت رفتار، خطایی محسوب می گردد (شامبیاتی،۱۳۷۷: ۴۰۴).

در نتیجه نخستین عنصر رکن معنوی، ارادی بودن رفتار ارتکابی می باشد ودر صورت غیر ارادی بودن رفتار ارتکابی منجر به جنایت، عنصر معنوی منتفی است. البته این اراده باید از یکسو اراده ای آزاد و مختار و از دیگر سوی ناشی از ذهن و روانی معقول و متعارف باشد (وهابی،۱۳۹۰: ۲۲).

۳-۲-۲- علم و آگاهی

علم در لغت به معنای دانش، معرفت، یقین و دانستن آمده و نقطه مقابل جهل و ظن است (معین،۱۳۸۵: ۷۵۶)

آگاهی نیز در لغت در معنای اطلاع، خبر، استحضار، وقوف و … استعمال می شود (همان،۲۱)

دراین بخش ما قصد نداریم به تفصیل در خصوص نقاط مقابل علم و آگاهی و مواردی نظیر جهل و اشتباه صحبت کنیم. بلکه بحث تفصیلی این مطالب را به بخش عوامل رافع مسئولیت و اشتباه موکول می نمائیم. در اینجا ما برآنیم که صرفاً و به اجمال در خصوص نقش علم و آگاهی در جنایت نکاتی را متذکر گردیم.

علم و آگهی در ارتکاب رفتار عمدی مجرمانه عبارتست از: اطلاع فاعل به چگونگی، کیفیت و ماهیت عمل مجرمانه ارتکابی (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۳۴).

در نتیجه منظور از آن به هیچ وجه نمی تواند عدم جهل موضوعی و حکمی لااقل به طور مستقیم باشد. در واقع نمی توان علم و آگاهی از غیرقانونی و نامشروع بودن عمل را از عناصر لازم برای احراز رکن معنوی تلقی نمود.(جهل حکمی) اگرچه در خصوص جهل موضوعی نمی توان با این اطلاق سخن راند (همان،۲۳۴).

تمایز علم و آگاهی با قصد مجرمانه در خصوص موضوع آن دو است. علم و آگاهی در ارتباط با شرایط و اوضاع و احوال رفتار ارتکابی نظیر انسان بودن و زنده بودن مجنی علیه، کشنده بودن فعل ارتکابی و … مصداق می یابد. در حالیکه قصد مجرمانه مربوط به نتیجۀ عمل نظیر قتل و ضرب یا جرح و … می باشد (وهابی،۱۳۹۰: ۲۶).اما شباهت آندو در این است که هم علم و آگاهی و هم قصد مجرمانه را باید برای تحقق و اثبات جنایات عمدی، احراز نمود. حال آنکه علم و آگاهی در جنایات غیر عمد فاقد اثر بوده و قصد مجرمانه نباید وجود داشته باشد.در نتیجه نقش علم و آگاهی در عنصر معنوی جنایت، علم و آگاهی به انسان بودن و زنده بودن مجنی علیه است. بدیگر سخن موضوع جنایت انسان زنده است که در قتل، حیات و در جنایت مادون قتل، جسم و روان وی مورد تعرض واقع می شود (پوربافرانی،۱۳۸۸: ۵۴)

علم به موضوع در جرائم عمد، در کتاب کلیات قانون مجازات فعلی، تحت عنوان شرایط مسئولیت کیفری و در مادۀ ۱۴۴ آن تصریح گردیده است.

۳-۲-۳- قصد و عمد

قصد را در لغت به آهنگ، نیت و مقصود (معین،۱۳۸۵: ۸۶۴) و نیز خواستن، در نظر داشتن، منظور کردن و در اندیشه کاری بودن معنا کرده اند (آذرنوش،۱۳۹۱: ۸۵۳). همچنین قصد را مصمم شدن به انجام عمل و نیز حصول نتیجۀ مجرمانه عمل تعریف کرده اند (جعفری لنگرودی،۱۳۷۷: ۵۴۷).

بی شک مهمترین عامل در عنصر معنوی قصد می باشد که مقسم جرائم و از جمله جنایات به عمد و غیر عمد است. این امر را می توان از تعاریف عمد نیز استنتاج نمود.

عمد در لغت به انجام کاری به قصد و اختیار (معین،۱۳۸۵: ۷۵۸) و در اصطلاح به قصد نتیجۀ عمل مجرمانه متضمن علم و اختیار معنا گردیده است (جعفری لنگرودی،۱۳۷۷: ۷۵۶). اصولاً فعل نمی تواند جدای از قصد بررسی گردد. با تدقیق در رابطۀ بین فعل و قصد می توان بین دو حالت قصد جنایت در جنایات عمد و حادثه و خطا در جنایات غیر عمد تفکیک قائل گردید (پی فلچر،۱۳۸۴:۱۰۸).

قصد به عنوان مقدمۀ جنایت عمد، هماره قابلیت تأثیرگذاری، انجام و عدم انجام و نیز تغییر را دارد؛ چرا که در ذهن مجرم و جانی وجود داشته و از طریق و با انجام رفتار جنایت بار، به منصۀ ظهور و بروز می رسد. حال آنکه تقصیر در خارج وجود داشته و به ناگاه رخ می نماید (همان،۲۰۹).

در بسیاری از موارد، حقوقدانان مفاهیم عمد و قصد را مرادف یکدیگر آورده اند. حال آنکه تدقیق در معانی آندو، جدایی آنها را از یکدیگر نشان می دهد. این امر از مطالب فوق بخوبی قابل برداشت است.در واقع این قصد در نتیجه می باشد که جرم را در ردیف عمد قرار می دهد. در صورت فقد چنین قصدی، قصد فعل که مشترک جرائم عمد و غیر عمد است؛ به تنهایی کاری از پیش نبرده و در نتیجه جرم در شمول غیر عمد قرار خواهد گرفت.برخی عمد را منوط به برنامه ریزی قبلی، برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، وسیله ارتکاب جرم می دانند (همان،۱۹۱).

این تعریف چیزی فراتر از عمد و در واقع نه عمد، بلکه قصد با سبق تقسیم می باشد. در حالیکه این امر می تواند مقارن با ارتکاب جرم و بصورت آنی نیز محقق گردد. بعضاً نیز از آن تحت عنوان آگاهی از ماهیت غیر قانونی عمل ارتکابی یاد کرده اند (وهابی،۱۳۹۰: ۲۳).

این مضمون نیز چیزی جز علم بر حکم نبوده و نه تنها تعریف عمد نیست؛ بلکه در اکثر مواقع نمی تواند موثر باشد. البته شاید بتوان این تعریف را در قالب قصد مجرمانه و نه مطلق قصد توجیه نمود: ارتکاب رفتار با قصد نقض قانون (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۸۱)

با این حال این تعریف جامع و مانع نیست، چرا که از یکسو ناشی از انشقاق قصد به قصد فعل و نتیجه می باشد که در اینجا متمایل به وجه ثانیست. و از دیگر سوی قصد نتیجه نمی تواند وابسته به قصد نقض قانون و علم به ماهیت غیر قانونی عمل ارتکابی باشد. زیرا اصل بر علم به قانون بوده و طبق ماده ۱۵۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ جهل به حکم مانع از مجازات مرتکب نیست مگر اینکه تحصیل علم عادتاٌ برای وی ممکن نباشد یا جهل به حکم شرعاً عذر محسوب شود.در نتیجه در تعریف مطلق قصد میتوان گفت که عبارتست از: ارادۀ متمایل و هدایت شده به هدفی مشخص و معین (نوربها،۱۳۷۸: ۱۹۶).

قصد و عمد مفاهیمی شخصی است و نه عینی و ملاک و معیار، فاعل و هدف او می باشد (وهابی،۱۳۹۰: ۵۲).

۳-۲-۴ -تقصیر

تقصیر در لغت به معنای: کوتاه کردن، کوتاهی کردن، سستی ورزیدن و خطای عمدی آمده (معین،۱۳۸۵: ۳۳۴) و معانی دیگر چون: عدم توانایی، بی لیاقتی، بی کفایتی، عدم شایستگی و عدم صلاحیت نیز برای آن ذکرکرده اند (آذرنوش،۱۳۹۱: ۸۵۶). تقصیر را در اصطلاح به خودداری از انجام امری، علیرغم توانایی بر آن، ترک الزام قانونی با ضمانت اجرای جزایی، بی احتیاطی، غفلت و خطای جزایی معنا کرده اند (جعفری لنگرودی،۱۳۷۷: ۱۴۲).

ماده ۱۴۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ اشعار داشته که تحقق جرایم غیر عمد منوط به احراز تقصیر مرتکب است. و تبصره ذیل آن تقصیر را اعم از بی احتیاطی و بی مبالاتی دانسته است.

۳-۳- تبیین و نقد عناوین مجرمانه مصرف مواد مخدر

آیا اعتیاد جرم است یا بیماری و به تبع آن معتاد مجرم است یا بیمار؟ برای پاسخ از منظر جرم شناسی به این مقوله نگاه می کنیم. از دیدگاه جرم شناسی به منظور بررسی «وضعیت» و «شخصیت» بزه دیده می توان با نگاه دقیق تری به جرم توجه نمود. از این دیدگاه بزه دارای دو شاخصه است:

۱- نقش بزه دیده در شکل گیری عمل جنایی

۲- بررسی شخصیت بزه دیده مستقل از شکل گیری عمل جنایی.

از این منظر شخص معتاد مورد بررسی قرار گرفته و او به عنوان «بزه دیده» مورد توجه قرار می گیرد. در این دیدگاه معتاد شخصی است که قربانی جرم است نه بزهکار. او معلول است و علت جرم سوداگران مرگ و توزیع کنندگان مواد مخدر می باشند بنابراین مجرمان اصلی قاچاقچیان می باشند، فلذا اعتیاد را باید معلول قاچاق مواد مخدر دانسته و گفت که معتادان اشخاص بزه دیده هستند و نه بزهکار و به رغم تقصیر فرد معتاد در تحقق این بزه شخصیت او را بایستی مستقل از عمل مجرمانه ارتکابی مورد توجه قرار داده و همانند یک بیمار نیازمند مساعدت به او نگاه و رفتاری منطقی و معقولانه با او داشته باشیم بنابراین دو راهکار ضروری به نظر می رسد:

اول: اتخاذ یک سیاست راهبردی به منظور حذف عنوان مجرمانه از مصرف مواد مخدر.

ثانیا: به صو رت علمی به ایجاد مراکز مجهز تخصصی جهت درمان معتادان همت گماریم.

۳-۴- نقد و بررسی قوانین کیفری حاکم بر مصرف مواد مخدر

با توجه به تصریح ماده ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب سال ۷۶ اعتیاد جرم است ولی به کلیه معتادان اجازه داده میشود به مراکز مجازی که از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مشخص می گردد مراجعه و نسبت به درمان و بازپروری خود اقدام نمایند، مطابق تبصره های ماده مذکور:

اولا: معتادان در طول دوران بازپروری از تعقیب کیفری معاف می باشند.

ثانیا: چنانچه معتادان از پرداخت هزینه ها ناتوان باشند؛ توسط دولت تأمین خواهند شد.

ثالثا: دولت مکلف به احیاء و ایجاد اردوگاه های بازپروری معتادان می باشد.

و در ماده ۱۶ اشاره می نماید که معتادان به مواد مخدر در دو ماده ۴ و ۸ به یک میلیون تا پنج میلیون ریال جزای نقدی و تا سی ضربه شلاق محکوم گردیده و مرتکبین تکرار اعتیاد مواد مخدر در صورت تکرار برای هر بار تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شوند.

با توجه به نوع نگاه مجرمانه به معتادان در این قانون و تأثیر این دیدگاه ذیلا به آثار و تبعات امر می پردازیم:
اول: با عنایت به بند ۵ ماده ۱ این قانون و ذکر کلی این نکته که (استعمال مواد مخدر جرم است مگر در موارد استثناء)، به راستی موارد استثناء کجاست: آیا ارجاع امر به قوانین گذشته است و یا آیین نامه اجرایی این قانون یا نظر اشخاص؟!

می بینیم هیچ کدام را شامل نمی شود و چنانچه بخواهیم تفسیر شایسته ای داشته باشیم آیا می توانیم بگوییم اشاره قانون گذار به معتادان بالای ۶۰ سال است یا بیمارانی که حسب تجویز پزشک متخصص و متعهد ترک مواد مخدر را برای آنان مضر و عوارض غیر قابل جبرانی را به دنبال دارد. اگر چه به نظر ممکن است این تفسیر به نفع طبقه خاصی از متهمان باشد ولی با سکوت و ابهام موجود در این قانون نمی توان هیچ حاشیه امنی را پیدا نمود که چنانچه در مورد مستثنی شده اگر کسی مبادرت به مصرف مواد نمود بتوان او را از تعقیب کیفری معاف دانست (ولیدی،۱۳۸۸: ۳۲).

۳-۵-بررسی تغییرات عمده ی اصلاحیّه ی قانون اصلاح قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۹/۵/۱۳۸۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام

قوانین مرتبط با موادّ مخدّر از زمان قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۴ تا کنون دست خوش تغییرات فراوانی گردیده است که از جمله می توان به لایحه قانونی راجع به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۸ و لایحه قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرایم موادّ مخدّر و اقدامات تامینی در قبل از انقلاب اسلامی اشاره کرد. بعد از پیروزی انقلاب نیز، این تغییرات با شدّت و حدّت بیشتری ادامه یافت که از جمله مهم ترین آنها، قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۱۳۶۷ و اصلاحات عمده ی مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۷۶ می باشد. امّا آنچه سبب نگارش پژوهش حاضر گردیده است، اصلاحات جدیدی است که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۹/۵/۱۳۸۹ در قانون سابق انجام پذیرفته و در روزنامه ی رسمی شماره ی ۸۹۱۶۷/۹۴۹۱ در تاریخ ۲۳/۹/۸۹ انتشار یافته است. نظر به اینکه، زمان چندانی از تصویب قانون مذکور نمی گذرد، در پژوهش حاضر تلاش می شود، اقدام به معرفی تغییرات عمده ی این مصوبّه نمایم که ممکن است بسیاری از چند و چون آن آگاهی نداشته باشند.

بدیهی است، بررسی تحلیلی هر یک از این تغییرات، نیازمند تحقیقات جامع و مفصّلی است که فعلاً در مقام انجام آن نیستیم و حتماً ضرورت این تحقیق نیز با توجّه به اهمیّت جرایم موادّ مخدّر در نظام قضایی ایران احساس می گردد. امّا در عین حال، برای آشنایی با تغییرات عمده ی صورت گرفته مذکور در ضمن سه مبحث آتی، بنا به درجه ی اهمیّت، صرفاً سه مورد بسیار عمده از موارد اصلاحی جدید شامل:

۱- تغییر بنیادین مجازات های موادّ روان گردان، ۲-تغییر نگرش در خصوص اعتیاد و ۳- تغییر مجازات مصادره اموال به مصادره اموال ناشی از همان جرم در جرایم موادّ مخدّر، به نحو اجمالی، مورد بررسی قرار می گیرد:

۳-۵-۱- تغییر بنیادین مجازات های موادّ روان گردان:

الف- تغییر بنیادین مجازات

به جرات می توان گفت، مهم ترین و عمده ترین اصلاح در این مصوّبه، تغییر فاحش و جدّی مجازات های مربوط به موادّ روان گردان می باشد. با این توضیح که، مادّه ی ۱ قانون مربوط به موادّ روان گردان ( پسیکوتروپ)مصوّب ۱۳۵۴٫۲٫۸که تا قبل از اصلاحات حاضر حاکم بر جرایم مذکور بود، مقرر می داشت «موادّ روان گردان به موادّی گفته می شود که در فهرست های چهارگانه ضمیمه این قانون مندرج است…» و این موادّ نیز به موجب فهرستی چهارگانه تعیین شده بود که بررسی تخصّصی این موارد خارج از بحث حاضر است. صرفاً قابل ذکر است که موادّ جدول یک از نظر قانون گذار، بسیار خطرناک تر از موادّ مندرج در سه جدول بعدی بود و به همین جهت مجازات موادّ مندرج در جدول یک بسیار متفاوت از سایر جداول بود (مقصود پور،۱۳۹۱: ۳). .
با این توضیح که، مادّه ی ۳ قانون مذکور مرقوم می داشت: «هر کس موادّ مندرج در فهرست شماره یک را بسازد یا بفروشد یا برای فروش عرضه کند و یا بدون اجازه وزارت بهداری عالماً وارد یا نگهداری یا حمل نماید حسب مورد به مجازات های زیر محکوم خواهد شد:

الف – برای ساختن حبس دایم.

ب – برای فروختن یا به معرض فروش گذاردن حبس جنایی درجه یک از سه تا ۱۵ سال

ج – برای وارد کردن بیش از ده (۱۰) گرم حبس دایم و برای ده (۱۰) گرم یا کمتر حبس جنایی درجه دو از دو تا ده سال.

د – برای نگاهداری و یا حمل غیر مجاز بیش از مقدار ده (۱۰) گرم حبس جنایی درجه یک از سه تا ۱۵ سال و برای ده (۱۰) گرم یا کمتر حبس جنایی درجه دو از دو تا ده سال ..
تبصره – موادّ مذکور ولو اینکه با موادّ دیگری مخلوط یا محلول باشد از نظر مجازات خالص محسوب می شود مشروط به اینکه به همان صورت قابل مصرف باشد. .
مادّه ی ۴ این قانون نیز در باب تعیین مجازات برای سایر موادّ روان گردان، بیان می داشت: «هر کس موادّ مندرج در فهرستهای شماره ۲ و ۳ و ۴ ضمیمه این قانون را بدون اجازه وزارت بهداری بسازد یا وارد یا صادر نماید علاوه بر ضبط موادّ مزبور به حبس جنحه ای از ۶۱ روز تا سه سال محکوم خواهد شد.»
و نهایتاً مادّه ی ۸ این قانون نیز، در مقام تعیین مجازات برای نگهداری موادّ مذکور در مادّه ی ۴ این قانون به وسیله افراد غیر مجاز، علاوه بر ضبط موادّ مذکور حبس جنحه ای تا شش ماه پیش بینی نموده بود….

بدیهی است که مجازات های پیش بینی شده در این قانون، خصوصاً با گسترش و فراگیری موادّ فوق در طی سال های اخیر هماهنگی نداشت. به ویژه آنکه موادّ روان گردان موجود در ایران (شیشه یا مت آم فتامین) از جمله ی موادّ مندرج در جدول دوّم بود که مجازات سبک تری داشت. همین موضوع قانون گذار را به تکاپو واداشت تا با انجام تغییراتی اقدام به سنگین تر نمودن مجازات های فوق نماید که نهایتاً بعد از مدّت ها بحث و اظهارنظر، نهایتاً اصلاحات حاضر به عمل آمد که قطعاً باید آن را انقلابی بسیار بزرگ و دور از ذهن در مجازات موادّ روان گردان دانست (همان،۱۳۹۱: ۵).

به موجب این اصلاحات، جرایم مربوط به موادّ روان گردان تابع موادّ ۴ تا ۸ قانون مبارزه با موادّ مخدّر قرار گرفت. با این توضیح که برخی از این موادّ شیمیایی تابع موادّ ۴ تا ۷ قانون مذکور (یعنی مجازات های قانونی بنگ، چرس، گراس، تریاک، شیره، سوخته، تفاله تریاک که دارای مجازات های خفیف تری می باشند) قرار گرفته و برخی دیگر تابع ماده ی ۸ قانون مبارزه با موادّ مخدّر در کنار هرویین[۱۹]، مرفین، کوکایین و دیگر مشتقّات شیمیایی مرفین و کوکایین (که مجازات های بسیار شدیدی دارند) قرار گرفته است! (زراعت،۱۳۸۹: ۸۲).

از همه مهم تر اینکه، مت آمفتامین یا شیشه که در قانون سابق زیر مجموعه جدول دوّم بود که از مجازات های بسیار خفیفی برخوردار بود به طرز عجیبی مشمول مادّه ی ۸ قرار گرفت. یعنی در حال حاضر، هر کسی که شیشه را وارد کشور کند یا مبادرت به ساخت، تولید، توزیع، صدور، ارسال، خرید و فروش آن نماید و یا در معرض فروش قرار دهد و یا نگهداری، مخفی یا حمل کند با رعایت تناسب و با توجه به میزان موادّ به شرح زیر مجازات خواهد شد:

  1. تا پنج سانتی گرم، از پانصدهزار ریال تا یک میلیون ریال جریمه نقدی و بیست تا پنجاه ضربه شلاق.
    ۲٫ بیش از پنج سانتی گرم تا یک گرم، از دو میلیون تا شش میلیون ریال جریمه نقدی و سی تا هفتاد ضربه شلاق.
    ۳٫ بیش از یک گرم تا چهار گرم، از هشت میلیون تا بیست میلیون ریال جریمه نقدی و دو تا پنج سال حبس وسی تا هفتاد ضربه شلاق.

.۴٫ بیش از چهار گرم تا پانزده گرم، از بیست میلیون تا چهل میلیون ریال جریمه نقدی و پنج تا هشت سال حبس و سی تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.

  1. بیش از پانزده گرم تا سی گرم، از چهل میلیون تا شصت میلیون ریال جریمه نقدی و ده تا پانزده سال حبس و سی تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.
  2. بیش از سی گرم، اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم.

یعنی در حال حاضر حمل، نگهداری یا هر صورت ارتباطی دیگر با مادّه ی روان گردان شیشه (مت آمفتامین)، وقتی بیش از ۳۰ گرم باشد، دارای مجازات اعدام است. در حالی که در قانون سابق مجازات حمل و نگهداری شیشه هر چند اگر چند تن می بود، از شش ماه حبس فراتر نمی رفت! البتّه بدیهی است که این روش قانونگذار عقلانی نیست و منطقاً درست نبوده که موادّی که تا چندی قبل، مجازات های این چنینی داشته به یک باره چنین تغییر دور از ذهنی نماید و بدیهی است که این اقدام در تعارض با اصول حاکم بر حقوق جزا و تعیین مجازات برای جرم است (مقصود پور،۱۳۹۱: ۱۰).

درست است که مجازات های سابق شیشه، منطق چندانی نداشت و ضعیف بود ولی تشدید یک باره ی این مجازات تا این حد، از حالت قبلی هم غیرمنطقی تر بوده و در تعارض با عدالت است. به نظر می رسد قانون گذار که در مقام تشدید مجازات بوده حدّاکثر باید موادّ روان گردان را مشمول موادّ ۴ و ۵ قانون مبارزه با موادّ مخدّر (مجازات های پیش بینی شده برای تریاک، شیره، بنگ و…) می دانست. با این توضیح که اگر چنین می شد. فروض هفت گانه ی ورود به کشور، صدور، ارسال، تولید، ساخت، توزیع، فروش یا قرار دادن در معرض فروش این مواد، مشمول مجازات های چهارگانه ی مادّه ی ۴ قانون مذکور می گردید که بدین شرح می باشد:

۱- تا پنجاه گرم، تا چهار میلیون ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق،

۲- بیش از پنجاه گرم تا پانصدگرم، از چهار میلیون تا پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی و بیست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و در صورتی که دادگاه لازم بداند تا سه سال حبس.۳- بیش از پانصد گرم تا پنج کیلوگرم، از پنجاه میلیون ریال تا دویست میلیون ریال جریمه نقدی و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و سه تا پانزده سال حبس.۴- بیش از پنج کیلوگرم، اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم و در صورتی که اقدام به ارتکاب موارد چهارگانه ی ماده ی ۸ یعنی خرید، حمل، نگهداری و مخفی نمودن مواد مذکور می گردید با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد و تبصره ذیل همین ماده به مجازاتهای شش گانه ی زیر محکوم می شد:۱٫ تا پنجاه گرم، تا سه میلیون ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق.۲- بیش از پنجاه گرم تا پانصد گرم، پنج تا پانزده میلیون ریال جریمه نقدی و ده تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.۳٫ بیش از پانصدگرم تا پنج کیلوگرم، پانزده میلیون تا شصت میلیون ریال جریمه نقدی و چهل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و دو تا پنج سال حبس.۴٫ بیش از پنج کیلوگرم تا بیست کیلوگرم، شصت تا دویست میلیون ریال جریمه نقدی و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و پنج تا ده سال حبس و در صورت تکرار برای بار دوم علاوه بر مجازاتهای مذکور، به جای جریمه مصادره اموال ناشی از همان جرم و برای بار سوم اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم.۵٫ بیش از بیست کیلوگرم تا یکصدکیلوگرم، علاوه بر مجازات مقرر در بند ۴ به ازاء هر کیلوگرم دو میلیون ریال به مجازات جزای نقدی مرتکب اضافه می گردد و در صورت تکرار اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم.۶٫ بیش از یکصد کیلوگرم، علاوه بر مجازات جریمه نقدی و شلاق مقرر در بندهای ۴ و ۵ حبس ابد و در صورت تکرار اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جرم.
ولی متاسفانه اصلاحات جدید با برهم ریختن فروض مختلف موارد بالا، به یک باره تمامی صور ارتکابی جرایم مربوط به مواد روان گردان را تابع مادّه ی ۸ قانون مذکور قرار داده است که قطعاً با هیچ منطق حقوقی و هم چنین عدالت سازگاری ندارد.

ب- آثار شمول قانون مبارزه با موادّ مخدّر بر جرایم فوق:

علاوه بر این، شمول قانون مبارزه با موادّ مخدّر موجب تفاوت های دیگری نیز شده است. از جمله اینکه:

اولاً: رسیدگی به جرایم موادّ مذکور، از این به بعد مستنداً به مادّه ی ۵ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی ۱۳۷۹، از صلاحیّت دادگاه های عمومی خارج و در صلاحیّت ذاتی دادگاه انقلاب قرار گرفته است.

ثانیاً: برخلاف قانون سابق که آرای صادره از دادگاه نخستین، قابلیّت تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان را داشت، با شمول قانون مبارزه با موادّ مخدّر این موضوع منتفی است و از این به بعد، در غیر مجازات اعدام، آرای صادره در زمینه موادّ روان گردان، قطعی و در مورد اعدام نیز، صرفاً برای تایید به دادستانی کلّ کشور و یا دیوان عالی کشور[۲۰] برای اعمال مادّه ی ۳۲ قانون مذکور ارسال می گردد. یعنی از این حیث نیز، حقوق متّهم تا حدّ زیادی نادیده گرفته خواهد شد و با زیرپا گذاشتن اصول حقوق دفاع، حقّ تجدیدنظرخواهی از این محکومین نیز سلب می گردد! (نوبهاری،۱۳۸۵: ۱۹).

در عمل، جرایم مربوط به مواد روان گردان نیز به جهت شمول این مقرره ی قابل انتقاد در اکثر موارد قطعی است که این موضوع از ایردات اساسی به قانون مذکور و همچنین جرایم فوق است. با این توضیح که در نظام قضایی ما که در دعاوی مدنی خواسته های مدنی برابر ماده ی ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی در کلیه ی دعاوی غیرمالی قابل تجدیدنظر است (به هر میزان که ناچیز باشد) و در دعاوی مالی نیز در صورتی که بیش از سیصدهزار تومان باشد قابلیّت تجدیدنظرخواهی دارد و یا در قانون آیین دادرسی کیفری به موجب ماده ۲۳۲ قانون مذکور از جمله مواردی چون ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و جرایمی که مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق (به هر میزان، حتّی یک ضربه) و جزای نقدی بیش از پنجاه هزار تومان قابل تجدیدنظر است، مجازات حبس ابد در این جرایم خاص قطعی و در مورد مجازات بسیار سنگین اعدام هم صرفاً نیاز به تنفیذ در دادستانی کل کشور یا دیوان عالی کشور دارد یعنی بازهم تجدیدنظرخواهی در مفهوم دقیق آن مصداق ندارد. بدیهی است که این مساله هیچ سازگاری و تناسبی با میزان مجازات و عدالت نداشته و در تعارض مستقیم با اصول شریف فقهی و قانونی برائت و احتیاط در دماء مسلمین است چر ا که کوچکترین اشتباه ممکن است موجب آسیب غیرقابل جبرانی بر متّهم و خانواده وی و تبعاً جامعه گردد و بدیهی است هیچ کس هم نمی تواند ادّعا کند که فرض اشتباه، حتّی در دقیق ترین رسیدگی ها راه ندارد. امید است قانون گذار اسلامی ما در مفهوم اعمّ آن (مجلس شورای اسلامی و در عمل مجمع تشخیص مصلحت نظام) با توجّه به این ضروریات اقدام به اصلاح جدّی مقررات مذکور نماید تا با پیش بینی طرق منطقی اعتراض به آراء به تناسب میزان اهمیت منازعه و یا اتّهام، اصول حقوق دفاع را به نحو بهتری تضمین نماید (نوربها،۱۳۷۸: ۱۹).

۳-۵-۲- تغییر نگرش در خصوص اعتیاد به موادّ مخدّر و روان گردان

در خصوص بیمار یا مجرم بودن معتاد مباحث فراوانی بین روان شناسان، پزشکان و حقوق دانان تا کنون جریان داشته است. نگرش قانو ن گذار نیز در این باب، در برهه های مختلف متغیّر بوده است. با این توضیح که در قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۴، قانون گذار استعمال موادّ مخدّر بدون مجوّز پزشکی را جرم تلقی می کرد . مادّه ی ۹ لایحه قانونی راجع به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۸ نیز، همین وضع را داشت البتّه در این قانون، اخراج کارمندان معتاد به موادّ مخدّر نیز به عنوان مجازات پیش بینی شده بود تا اینکه در تحوّلی بزرگ، آیین نامه اجرایی راجع به قانون کشت محدود تریاک مصوب ۱۳۴۸ بین معتادان قایل به تفصیل شد و افراد معتاد زیر۶۰ سال را مجرم و بالای ۶۰ سال را بیمار و برای آنها کارت سهمیه پیش بینی کرد (گلدوزیان،۱۳۷۹: ۱۷۸).

مادّه ی۲۰ لایحه قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرایم موادّ مخدّر و اقدامات تامینی و درمانی به منظور مداوا و اشتغال به کار معتادین مصوّب ۱۳۵۹، به معتادان ۶ ماه مهلت ترک داد. مادّه ی ۸ این لایحه قانونی، استعمال موادّ را بدون مجوز پزشکی جرم دانست. در همین قانون، کارت های سهمیه موادّ مخدّر نیز باطل شد.

در قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۶۷ و همچنین اصلاحات سال ۷۶ کماکان اعتیاد جرم تلقی شده بود و برای آن مجازات شلّاق و جزای نقدی پیش بینی شده بود. مادّه ی پانزدهم این قانون و تبصره های ذیل آن صراحتاً بیان می داشت؛ اعتیاد جرم است ولی به کلیه معتادان اجازه داده می شود، به مراکز مجازی که از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مشخّص می گردد مراجعه و نسبت به درمان و بازپروری خود اقدام نمایند. معتادان مذکور در طول مدّت درمان و بازپروری از تعقیب کیفری جرم اعتیاد معاف بودند.
برابر مادّه ی شانزدهم این قانون، معتادان به موادمخدّر مذکور در دو مادّه ی ۴ و ۸ به یک میلیون تا پنج میلیون ریال جزای نقدی و تا سی ضربه شلاق، محکوم می شدند و در صورت تکرار، برای هر مرتبه،مجازات هر بار تا ۷۴ ضربه شلاق تشدید می گردید و اگر مرتکب از کارکنان دولت یا مؤسسات و یا ارگان های دولتی یا وابسته به دولت می بود، علاوه بر مجازات جریمه نقدی و شلاق، به انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم می شد ولی چنانچه در آینده ثابت می شد که محکوم، ترک اعتیاد کرده است مجدداً می توانست مراحل استخدام را طی کرده و مشغول خدمت در دستگاه های دولتی شود .

در اصلاحات اخیر، این مواد نیز با تغیییر نگرش قانونگذار به طور عمده متحوّل شد. به موجب ماده۱۵ اصلاحی، معتادان مکلّفند با مراجعه به مراکز مجاز دولتی، غیردولتی یا خصوصی و یا سازمان های مردم نهاد درمان و کاهش آسیب، اقدام به ترک اعتیاد نمایند. معتادی که با مراجعه به مراکز مذکور نسبت به درمان خود اقدام و گواهی تحت درمان و کاهش آسیب دریافت نماید، چنانچه تجاهر به اعتیاد ننماید از تعقیب کیفری معاف می باشد. معتادانی که مبادرت به درمان یا ترک اعتیاد ننمایند، مجرمند و به موجب ماده۱۶ اصلاحی نیز، معتادان به موادّ مخدّر و روان گردان مذکور در دو مادّه ی (۴) و (۸) فاقد گواهی موضوع مادّه ی (۱۵) و متجاهر به اعتیاد، با دستور مقام قضایی برای مدت یک تا سه ماه در مراکز دولتی و مجاز درمان و کاهش آسیب نگهداری می شوند. تمدید مهلت برای یک دوره سه ماهه دیگر با درخواست مراکز مذکور بلامانع است. با گزارش مراکز مذکور و بنابر نظر مقام قضایی، چنانچه معتاد آماده تداوم درمان طبق مادّه ی (۱۵) این قانون باشد، تداوم درمان وفق مادّه ی مزبور بلامانع می باشد (گلدوزیان،۱۳۷۹: ۱۷۸).

برابر تبصره۱ مادّه ی ۱۶ اصلاحی، با درخواست مراکز مذکور و طبق دستور مقام قضایی، معتادان موضوع این مادّه مکلّف به اجرای تکالیف مراقبت بعد از خروج می باشند که بنابر پیشنهاد دبیرخانه ی ستاد با همکاری دستگاه های ذیربط، تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه می رسد و مطابق تبصره ی۲ همین مادّه،مقام قضایی می تواند برای یک بار با اخذ تأمین مناسب و تعهّد به ارائه گواهی موضوع مادّه ی (۱۵) این قانون، نسبت به تلعیق تعقیب به مدّت شش ماه اقدام و معتاد را به یکی از مراکز موضوع مادّه ی مزبور معرفی نماید. مراکز مذکور موظفند ماهیانه گزارش روند درمان معتاد را به مقام قضایی یا نماینده وی ارائه نمایند. در صورت تأیید درمان و ترک اعتیاد با صدور قرار موقوفی تعقیب توسط دادستان، پرونده بایگانی و در غیراین صورت طبق مفاد این مادّه اقدام می شود.تمدید مهلت موضوع این تبصره با درخواست مراکز ذیربط برای یک دوره سه ماهه دیگر بلامانع است و نهایتاً اینکه به موجب تبصره۳ همین مادّه، متخلف بدون عذر موجّه از تکالیف موضوع تبصره(۲) مادّه ی ۱۶ به حبس از نود و یک روز تا شش ماه محکوم می شود.

همانطور که ملاحظه می شود در خصوص معتاد سیاست تقنینی کاملاً تغییر نموده است و صرف نظر از ایرادات فراوانی که به نحوه قانون گذاری وجود دارد، سیاست جدید، گرایش به بیمار تلقی نمودن معتاد دارد مگر اینکه شخص بیمار از انجام تکالیف پیش بینی شده در این قانون خودداری ورزد که در این صورت به موجب تبصره ۳ مادّه ی ۱۶ به حبس از ۹۱ روز تا ۶ ماه محکوم می شود. در واقع می توان گفت بر اساس مقرره ی جدید، اعتیاد بالذّات جرم نیست ولی اگر شخصی معتاد باشد و تکالیف مندرج در قانون را انجام ندهد، به جهت این ترک فعل مجازات می گردد.

در همین جا لازم به ذکر است که برخلاف اعتیاد، استعمال موادّ مخدّر و همچنین مواد روان گردان برای افرادی که اعتیاد به این مواد ندارند، جرم است و قانون گذار با تفصیل بین موادّ مادّه ی ۴ (تریاک، شیره، حشیش و …) و ماده ی ۸ (هرویین، مرفین، شیشه و…) مجازات های جداگانه ای تعیین نموده است. به موجب ۱۹ قانون مذکور مواد دسته ی اول دارای بیست تا هفتاد و چهارضریبه شلّاق و یک میلیون تا پنج میلیون ریال جزای نقدی است در حالی که موادّ دسته ی دوم دارای مجازات پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلّاق و دو تا ده میلیون ریال جزای نقدی است. یعنی هرچند در مورد اعتیاد گرایش به بیمار تلقی شدن وی در اصلاحات جدید وجود دارد ولی استعمال موادّ مخدّر کماکان جرم و قابل مجازات است (مقصود پور،۱۳۹۱: ۱۳).

۳-۵-۳- تغییر مجازات مصادره اموال به مصادره اموال ناشی از همان جرم در جرایم موادّ مخدّر:

تغییر عمده ی سوم در اصلاحات ۱۳۸۹، تغییر منطقی مجازات مصادره ی اموال (که در جرایم موادّ مخدّر در بسیاری موارد شایع می باشد) به مصادره اموال ناشی از همان جرم است. به موجب بند چهارم از این اصلاحیّه، در بند (۴) مادّه ی (۴) و تبصره مادّه ی (۴) و بندهای (۴)، (۵) و (۶) مادّه ی (۵) و مادّه ی (۶) و بند (۶) مادّه ی (۸) و تبصره (۱) مادّه ی (۸) به جای عبارت « مصادره اموال به استثناء هزینه زندگی متعارف برای خانواده محکوم» عبارت « مصادره اموال ناشی از همان جرم» جایگزین می گردد.

بنابراین بعد از اصلاحات اخیر، صرفاً امکان مصادره اموال ناشی از همان جرم وجود دارد و دادگاه نمی تواند به صرف ارتکاب جرایم قانون حاضر، اقدام به مصادره ی تمامی اموال مکشوفه از متّهم نماید. در حقیقت، بعد از تصویب این قانون، دادگاه حقّ مداخله در مورد سایر اموال متّهم را نخواهد داشت. به عنوان نمونه در قبل از اصلاحات به صرف ارتکاب یکی از جرایم موضوع این قانون، ممکن بود حتّی سهم الارث پدری متّهم نیز مصادره گردد، بدون اینکه کوچک ترین ارتباطی به جرم داشته باشد که این مساله با منطق حقوقی و عدالت سازگاری نداشت. بدیهی است، این مقرره نیز منطقی تر از گذشته می باشد.

ریشه این موضوع برگشت به قواعد بسیار بنیادین فقهی و قانونی نظیر قاعده تسلّط، قاعده لاضرر، قاعده ید و قاعده حلیّت دارد که مضمون کلّی این قواعد این است که هرکسی بر مال خود مسلّط است به نحوی که حقّ همه‏گونه تصرّف و انتفاع در آن را دارد، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده‏باشد. این قواعد، تثبیت‏کننده مالکیّت است و نه تنها در مکاتب الهی که حتّی در نظام های عرفی، یک اصل اساسی و مسلّم برای تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه است (همان،۱۵).

شارع مقدّس نیز، توجّه ویژه ای به این اصول داشته و آیات و روایات فراوانی در این خصوص یافت می شود که از جمله می توان به احادیث نبوی « حرمه مال المسلم کحرمه دمه»[۲۱]، « المؤمن حرام کلّه، عرضه و ماله و دمه.»[۲۲] و همچنین حدیث «لا یحلّ لامری مال أخیه الّا عن طیب نفسه»، که به موجب آن تصرّف در مال غیر جز از طریق جلب رضایت مالک ممنوع شده است، اشاره نمود.

در هر حال چون در مقام بررسی مبانی فقهی و قانونی مساله ی حاضر نیستیم به طور خلاصه می توان گفت که به جهت حرمت فراوان مالکیّت نمی توان بدون دلایل بسیار قوی از احترام به مالکیّت مالک دست کشید و اقدام به مصادره کلّ اموال متّهم نمود بدون توجّه به اینکه این اموال، از راه مشروع حاصل شده باشد و یا از طریق نامشروع. در حالی که متاسفانه قانون سابق با زیرپاگذاشتن تمامی این اصول شرعی، قانونی و انسانی کلّ اموال متّهم را قابل مصادره می دانست که غیرقابل دفاع بود ولی خوشبختانه در قانون جدید از این رویّه ی باطل دست کشیده شده و صرفاً اموال ناشی از جرم قابل مصادره است منوط به اینکه دلایل کافی بر این امر نیز موجود باشد (زراعت،۱۳۸۸: ۳۲)

در این خصوص نیز نکته ی قابل توجّه اینکه ضبط وسیله ی نقلیه ای که حامل موادّ مخدّر شناخته شود منصرف از موضوع حاضر است و این وسیله به موجب مادّه ی ۳۰ قانون مبارزه با موادّ مخدّر به نفع دولت ضبط و با تصویب ستاد مبارزه با موادّ مخدر در اختیار سازمان کاشف قرار می گیرد مگر اینکه حمل موادّ مخدّر و یا روان گردان بدون اذن و اطّلاع مالک وسیله ی نقلیّه صورت گرفته باشد که در این صورت به مالک آن مسترد می گردد.

۳-۶-دیدگاه شرع و قانون در مبارزه با جرایم مواد مخدر

در گزارشی از اینترپول، مقدار تریاک تولید شده در افغانستان در سال ۱۹۹۷ حدود ۳۸۰۰ تن برآورد شده است (نوری،۱۳۷۸: ۲۰۳).

بر اساس گزارش برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل، افغانستان به تنهایی ۵۰% هروئین موجود در جهان و ۸۰% هروئین در اروپا را تأمین می کند (همان،۲۱۳).

وجود چنین وضعیت جغرافیایی موجب شده است ۵۴% از زندانیان ایران رابطه مستقیم با مواد مخدر داشته باشند و درصد بالایی از جرایم دیگر از جمله سرقت به دلیل اعتیاد به مواد مخدر ارتکاب یافته باشد (اسعدی،۱۳۷۲ :۲۸).

افزایش تعداد معتادان، کاهش سن اعتیاد و فراگیر شدن اعتیاد و تسری آن حتی به خانم های خانه دارو دست به دست هم دادن عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی مختلف برای عمق بخشیدن به بحران اعتیاد، شرایط و وضعیت بسیار نابه سامانی را برای کشور ما فراهم آورده است. از این رو ضروری می نماید از ابعاد مختلف این مسأله بررسی و راه حل هایی برای ریشه کن کردن آن اندیشه شود (گزارشی از اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد، ۱۳۶۵:ص ۱۷۰)

از آنجا که اعتقادات دینی در کاهش جرایم تأثیر به سزایی دارد (بار،۱۹۹۸: ۳۲۲). وهمچنین به موجب اصل چهارم قانون اساسی انطباق با شرع از شرایط تصویب قوانین ایران به شمار می رود، ابتدا به بررسی موضع شرع در برابر مواد مخدر پرداخته سپس قوانین مرتبط با آن و سیاستهای کیفری را در طول قانون گذاری در ایران بررسی می کنیم.

۳-۶-۱-استعمال مواد مخدر از دیدگاه شرع

امروزه درصد بالایی از مسلمانان استعمال مواد مخدر را مباح یا مکروه می پندارند از این رو در استعمال آن تسامح می ورزند، در حالی که اگر اعتقاد به حرمت همچون اعتقاد به سایر مسکرات در بین مسلمانان رواج می یافت مواد مخدر به سادگی نمی توانست جوامع اسلامی را فرا گیرد.

اغلب علما و صاحب نظران اسلامی هم از آن به عنوان یک پدیده زشت اجتماعی و دارای اثر زیانبار یاد کرده اند و مباحث مبنایی دال بر حرمت شرعی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است بر همین اساس در بند ۵ قطعنامه اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد(۲۵-۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۴) بر شناساندن حرمت شرعی مواد اعتیاد آور تأکید شده است.[۲۳]

گفتنی است در شبهات تحریمی مادامی که دلیل بر حرمت اقامه نشده باشد، عموم فقها قائل به حلیت اند و برای آن «سیگار کشیدن» را مثال می آورند. بنابراین حرام بودن مصرف مواد مخدر نیاز به دلیل خاص دارد. به اعتقاد بسیاری از فقها ملاک حرمت در این موارد، تحقق ضرر است و چه بسا در مواردی که ضرر نداشته یا ضرر آن اندک و قابل تسامح عقلایی باشد، نتوان قائل به حرمت شد.

ادله ای که از نظر فقهی می تواند مستند حرمت مواد مخدر باشد بدین شرح است:

آیات قرآن که از آن جمله است:

الف) «وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ» (اعراف،۱۵۷)

«براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مى‏گرداند»

با این استدلال که چون مواد مخدر جزء خبائث و اشیایی است که انسان از آن نفرت دارد، به صراحت این آیه حرام است. چنان که پیداست این استدلال در صورتی درست است که جزء خبائث بودن مواد مخدر از مسلمات باشد، حال آن که اشخاص معتاد بی آن که نفرت از آن داشته باشند، آن را امری مطلوب می پندارند و حتی در نظر عرف اعتقاداتی از این قبیل وجود دارد که: «تریاک از سن پنجاه به بالا نه تنها ضرر ندارد، بلکه مفید هم هست»، «در علاج مرض قند سودمند است»، «تنها درمان بیمارانی است که از ناراحتی قلبی رنج می برند»، «بهترین داروی خواب آور برای نوزادان است» (گزارشی از اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد، ۳۴۳) بنابراین، از مصادیق خبائث به شمار آمدن مواد مخدر روشن نیست و نمی توان به استناد این آیه آن را حرام به شمار آورد (همان،۳۶۰).

ب) «وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَهِ»(بقره،۱۹۵)

« خود را با دست‏خود به هلاکت میفکنید»

استدلال به این آیه بر این مبنا استوار است که استعمال مواد مخدر موجب می شود انسان خود را به هلاکت افکند. با وجود این در استعمال اندک چون هلاکت صدق ندارد، نمی توان آن را مشمول آیه و در نتیجه حرام دانست.

ج) «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»(بقره: ۲۱۹)

« درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرک و سودهایى براى مردم است »

طریق استدلال چنین است که هر چند در استعمال مواد مخدر نفعی هم می توان لحاظ کرد ولی به دلیل آن که ضرر آن بیش از نفع آن است، محکوم به حرمت است. بدیهی است این استدلال در صورتی کافی خواهد بود که هر چیزی ضررش بیش از نفعش بود حرام باشد، در حالی که آیه به خصوص خمر و میسر نظر دارد و تسری آن به سایر موارد تنها می تواند شبهه حرمت ایجاد کند نه آن که دلیل قطعی بر حرمت به حساب آید. همچنین آیاتی از قرآن کریمنظیر: نحل آیه ۱۱۴؛ انفال آیه ۶۹ و بقره آیه ۱۶۸٫به استفاده از رزق حلال و طیب دستور می دهند و بر این اساس چنین استدلال شده است که چون به کارگیری مواد مخدر خارج از رزق حلال است، از نظر شرع ممنوع می باشد به این بیان که «در حلال و طیب نبودن مواد مخدر کم ترین تردیدی وجود ندارد» (نوری،۱۳۷۸: ۱۱۰). و نیز گفته اند طبق آیه «الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ » « امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده » فقط طیبات حلال است و طیب آن چیزی است که برای بدن مفید باشد(مائده، ۵).

نهی انسان از ساختن حرام از حلال ها(طه،۸۱) تحریم خبائث و اجتناب از آنها(اعراف، ۱۵۷) و حرمت تبذیر و اسراف(اسراء،۲۶) که در آیات قرآن بر آنها تأکید شده است نیز از نظر برخی بر حرمت بهره گیری از مواد مخدر دلالت دارند(ساکی،۱۳۸۰: ۳۱۲)

با این همه هیچ یک از آیات فوق بر حرمت استعمال مواد مخدر در حد اندک و به صورت تفننی دلالتی ندارد و تا چنین حرمتی طبق دلیل محکم ثابت نشود،در موارد تردید حکم حلیت جاری استبله، استعمال مواد مخدر در حد بالاتر به گونه ای که آثار زیانبار آن محسوس باشد چنان که غالباً در اشخاص معتاد چنین است بی تردید مشمول برخی از آیات فوق و محکوم به حرمت خواهد بود(پور­پرشکوهی،۱۳۸۱: ۸)

علاوه بر آیات، از آنجا که کاشت و استعمال مواد مخدر سابقه ای طولانی و حتی قبل از اسلام دارد، روایاتی نیز در مذمت مصرف این گونه مواد وجود دارد که به برخی از آنها اشاره کنیم:

۱ از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است:

«من احتقر ذنب البنج فقد کفر»(نوری،۱۴۰۸: ۸۶)

هر کس گناه استعمال بنگ را سبک بشمارد، کافر شده است.

۲ در نقل دیگری آمده است:

«سلموا علی الیهود و النصاری و لا تسلموا آکل البنج»(همان،۸۵)

بر یهود و نصاری سلام کنید ولی بر کسی که بنگ استعمال می کند، سلام نکنید.

۳ در روایتی دیگر از آن حضرت می خوانیم:

«من اکل البنج فکانما هدم الکعبه سبعین مره و کانما قتل سبعین ملکاً مقربا و کانما قتل سبعین نبیاً مرسلاً و کانما احرق سبعین مصحفاً و کانما رمی الی الله سبعین حجراً و هو ابعد من رحمه الله من شارب الخمر و آکل الربا و الزانی والنمام»(همان،۸۶)

هر کس بنگ استعمال کند همانند کسی است که خانه کعبه را هفتاد بار خراب کرده هفتاد ملک مقرب را کشته و هفتاد پیامبر مرسل را به قتل رسانده باشد و همچون کسی است که هفتاد قرآن را سوزانده و… . چنین کسی از رحمت خدا از شراب خوار، ربا خوار، زانی و سخن چین هم دورتر است.(نوری،۱۳۷۸: ۱۳۸) .

برخی از فقها از روایات یاد شده استفاده حرمت کرده اند و بدیهی است وقتی استعمال بنگ و حشیش حرام باشد، استعمال دیگر مواد مخدر هم به طریق اولی حرام خواهد بود. با وجود این، این احتمال نیز بعید نیست که روایات فوق به مضرات مواد مخدر توجه کرده و برای دوری از آن به توصیه اخلاقی پرداخته اند چنان که گاه حاضر نشدن در نماز جماعت هم با همین تعبیر «لاتسلموا علی الیهود والنصاری» از زبان پیامبر مورد سرزنش قرار گرفته است و بر همین اساس نمی توان صرفاً به استناد این قبیل روایات به حرمت مطلق استعمال مواد مخدر ملتزم بود. با وجود این روی آوردن به مواد مخدر در صورتی که مشمول ادله ضرر و زیان بر نفس باشد، به دلیل کافی بودن ادله حرمت ضرر، بی تردید حرام خواهد بود و فتاوای فقها مبنی بر حرمت نیز بر همین اساس است.بنابراین، اگر چه در گذشته فقها به تحریم مطلق مصرف مواد مخدر فتوا نداده و آن را منوط به تحقق ضرر کرده اند،(شیخ مفید،۱۱۴۰: ۷۰۵) ولی اکنون که ضرر داشتن آن بر همه آشکار شده است، در حرمت آن تردیدی باقی نمی ماند. تا جایی که آیت الله فاضل لنکرانی تصریح کرده اند که: «کشیدن تریاک و لو اینکه اطمینان به عدم اعتیاد هم در آن باشد جایز نیست» یا آیت الله گلپایگانی ضمن فتوای صریح به حرمت استعمال تریاک، حشیش و مواد مخدر، استعمال تفریحی آن را در صورتی که شخص در معرض اعتیاد قرار گیرد، حرام می دانند.(گلپایگانی، بی تا: ۶۵).

فتاوای دیگر فقها در این خصوص به این شرح است:

آیت الله بروجردی (۱۴ ربیع الاول ۱۳۷۷) همیشه نوشته ام مقتضی است مسلمین بلکه تمام عقلا از این سموم مهلکه خود را نجات دهند».(ساکی،۱۳۸۰: ۳۱۳)

امام خمینی: «جلوگیری از خرید و فروش و پخش این طور مواد، بی اشکال، لازم است از نظر شرع هم باید این کار بشود»(امام خمینی،۱۳۷۸: ۲۶۹) و در جواب از سوءال فروش هروئین و فروش آن به معتاد یا غیر معتاد نوشتند «جایز نیست و فرق نمی کند».(همان،۳۷)

شهید مرتضی مطهری هم از باب مفسده داشتن و ضررداشتن تریاک حکم شرعی آن را حرام می دانند(مطهری،۱۳۶۵: ۴۰).

در میان فقهای اهل سنت نیز فتوای به تحریم استعمال حشیش و بنگ سابقه ای طولانی دارد.(نوری،۱۳۷۸: ۱۴۳).

در این که مصرف کننده مواد اعتیاد آور بر چه اساسی قابل مجازات است سه نظر در میان آنان به چشم می خورد:

الف) عده ای با استناد به «کل مسکر خمر و کل خمر حرام» و «نهی النبی عن کل مسکر و نقر»، مواد مخدر را در زمره مسکرات قرار داده و به نجس بودن، حرمت و مشمول حد شدن مرتکب آن فتوا داده اند و مقدار حد را ۴۰ یا ۸۰ ضربه شلاق دانسته اند(بار،۱۹۹۸: ۴۷) و بر همین اساس گفته اند هم قاعده درء (که مختص حدود است) در آن جاری است و هم توبه از عوامل مخففه به شمار می آید.(نوری،۱۳۷۸: ۳۷۸)

در عربستان سعودی، نظر شریعت اسلام در مورد مواد مخدر چنین اعلام شده است:

«حکم مواد مخدر، حکم خمر است از نظر خرید و فروش، وجوب حد، نجاست و عدم جواز به کارگیری آن برای معالجه. و از جمله مواد مخدر است توتون و تنباکو و هرگونه بهره وری از آن ها مثل دود کردن و بوییدن، تزریق و بلعیدن موجب اقامه حد است که هشتاد یا چهل ضربه تازیانه خواهد بود»(همان،۱۵۳).

ب) گروهی دیگر، خریدار، فروشنده و حتی کسی را که مواد مخدر را استعمال می کند، مستحق مجازات محارب دانسته اند که عبارت است از قتل، به دار آویختن و…، ولی مجلس هیئت کبار علما در عربستان سعودی در قرار شماره ۲۳۸ فقط قاچاقچی مواد مخدر را در حکم محارب دانسته است(همان،۵۳).

ج گروه سوم، ضمن فتوای به حرمت مواد مخدر و حرمت معالجه با آن جز در موارد ضروری، نسبت به کسی که آن را استعمال کند، قائل به تعزیر شده اند(همان،۵۲).

برای نمونه، شربینی هر آنچه را که موجب زوال عقل شود از موجبات تعزیر می داند (نه حد) و برای آن استعمال حشیش و بنگ را مثال می آورد.(شربین،۱۹۵۸: ۱۸۷) یا، حصنکی به حرمت مصرف بنگ وحشیش حکم کرده و می گوید حرمت آن کمتر از حرمت خمر و موجب تعزیر است.(حصنکی،۱۴۱۵: ۲۰۸)

مسأله وجوب جلوگیری از ضرر در فقه شیعه و اهل سنت به حدی اهمیت دارد که فقها در مواردی مثل روزه با احتمال ضرر وجوب آن را منتفی دانسته و حتی به حرمت آن فتوا داده اند. از این رو در مورد مواد مخدر در جایی که ضرر آن قطعی است به یقین استعمال آن حرام خواهد بوددر مورد حکم وضعی خرید و فروش هم حضرت امام در جواب استفتایی مرقوم فرمودند: «تخلف از منع دولت نباید بشود ولی حکم وضعی ندارد» و در مورد مجازات قاچاقچیان و در نظر گرفتن حکم اعدام، آن را منوط به صدق افساد فی الارض دانسته و فرموده اند: «فساد در صورتی است که مواد مخدر پخش شود به طوری که موجب ابتلای بسیاری شود یا به قصد این عمل یا با علم این اثر» (ساکی،۱۳۸۰: ۱۸۴).

این در حالی است که فقهای اهل سنت نه تنها به تحریم مطلق مواد مخدر ملتزم شده بلکه آن را به استعمال دخانیات هم سرایت داده اند و به دلیل الحاق این مواد به مسأله خمر، خرید و فروش آنها را هم باطل دانسته و تصریح کرده اند که صدقه و زکات و حج با این اموال، مردود است(بار،۱۹۹۸: ۴۹).

۳-۷-مبارزه با اعتیاد در ایران

در ایران مبارزه برای مصرف غیر طبی تریاک، برای اولین بار در سال ۹۳۹ ق. به فرمان شاه طهماسب اول صورت گرفت و به قول اسکندر بیک ترکمان، پانصد تومان تریاک فاروق را که در انبار شاهی بود به «شبهه حرمت» در آب روان حل کردند(ترکمان،۱۳۱۴: ۲۲).

در این گزارش دو نکته قابل توجه است: یکی این که بحث شبهه حرمت مطرح است نه قطع به حرمت و دیگر آن که با دید حرمت شرعی به مبارزه با آن بر می خیزند و جالب تر آنکه به جای برخورد با معتادان سعی در از بین بردن زمینه اعتیاد دارند.این دید مذهبی در قرن یازدهم هجری تغییر یافته و در زمان شاه عباس کبیر در سال ۱۶۲۱ م فرمانی برای منع استعمال آن و مجازات شدید برای متخلفین صادر می شود که فقط مدت کوتاهی اجرا می شود(همان،۲۳).

مصرف مواد در بین ایرانیان افزایش یافته و اعتیاد رواج می یابد تا جایی که قارونیه در ۱۶۲۹م از عادات ایرانیان در مورد استعمال تریاک اظهار شگفتی می کند(نوری،۱۳۳۴: ۱۲۳) قدم بعدی در مبارزه را می توان دوران صدر مشروطیت دانست که در این زمان فتاوای علما، گفتار شاعران و روزنامه ها و مجلات برای مبارزه با مواد مخدر بسیج شد و کسی چون حاج ملا علی گنابادی با نوشتن کتاب «ذوالفقار» با بهره گرفتن از آیات کوشش زیادی در زمینه بیان جنبه حرمت مواد مخدر نمود (ساکی،۱۳۸۸: ۹۹).

در این موقع، هم معتاد از این نظر که امری خلاف شرع را مرتکب شده بود، مجرم و قابل مجازات تلقی می گردید و هم با جنبه شرعی دادن به مسأله قدمی در فرهنگ سازی جامعه برای مبارزه با مواد مخدر برداشته شد. پس از این، دوران قانون گذاری و مسأله سیاست جنایی در بر خورد با معتادان مطرح می شود که بر سه محور دور می زند:

  1. معتاد بیمار است و کسی است که قربانی جرم است نه مجرم.
  2. معتاد مجرمی است که مستحق مجازات نیست، زیرا در شکل گیری جرم نقش داشته، ولی پس از اعتیاد باید به جای مجازات به اقدامات تامینی دست زد.
  3. معتاد مجرم وقابل مجازات است(همان،۱۰۰).

قانون گذاری در زمینه مواد مخدر را در قالب قوانین قبل و پس از انقلاب می توان بررسی کرد. از آنجا که بسیاری از این قوانین منسوخ است تنها از این لحاظ که سیاست کنونی ایران را در زمینه مواد مخدر آشکار ساخته و به کاستیها و پی آمدهای هر دوره قانون گذاری پرداخته شود، قوانین قبل از انقلاب را به اجمال بررسی کرده و عمده مباحث را بر قانون فعلی و بیان کاستیها و احیاناً امتیازات آن متمرکز می کنیم.روشن است توجه به سیاست ها و برنامه ها از این نظر مفید است که در شرایط فعلی هم از تجربه های آن دوران می توان استفاده کرد و هم از کاستیها و نواقص جلوگیری می شود.

الف دوران قبل از انقلاب

۱ از ابتدا تا سال ۱۳۳۴ (سیاست کنترل)

نخستین قانون مصوب در زمینه مواد مخدر «قانون تحدید تریاک» مصوب ۲۳/۱۲/۱۲۸۹ است که نکات عمده در این قانون ۶ ماده ای بدین شرح است:

  1. وضع مالیات برای تریاک (ماده۱).
  2. خرید سوخته تریاک و تهیه شیره از آن (ماده۲).
  3. پیش بینی مدت هفت سال برای از بین بردن زمینه مصرف تریاک (ماده۴).
  4. در نظر گرفتن تسهیلات معافیت از مالیات برای تریاکی که از کشور خارج می شود (ماده۵).
  5. در این قانون سه نقص عمده وجود داشت که با هدف تحدید تریاک (عنوان قانون) در تضاد بود:

الف خرید سوخته تریاک خود نوعی تشویق برای مصرف آن بود.

ب معافیت از مالیات هم صادرات آن را تشویق می کرد که لازمه آن تولید یا وارد ساختن مواد مخدر و در نتیجه رواج مواد مخدر در کشور بود.

ج با پیش بینی مدت هفت سال، عملاً در این مدت رواج مواد مخدر به رسمیت شناخته شد.

این وضعیت، یعنی رسمیت دادن به ترویج مواد مخدر ادامه داشت تا این که برای اولین بار ماده ۲۷۵ قانون مجازات عمومی در سال ۱۳۰۴، استعمال علنی تریاک و الکل و سایر مواد مخدر را جرم دانست.

پس از آن «قانون انحصار دولتی تریاک» در ۲۶ تیر ۱۳۰۷ به تصویب شورای ملی رسید این قانون نیز با آن که در صدد بود تولید و توزیع تریاک را زیر نظارت و در انحصار دولت قرار داده و در مدت ده سال با کم کردن یک دهم از مصرف داخلی در هر سال، استعمال تریاک در موارد غیر طبی در کشور ممنوع گردد، به دلایل زیر در برآورده ساختن اهداف خود ناکام ماند:

  1. تحویل سوخته تریاک به دولت (ماده ۱۰) خود نوعی تشویق به اعتیاد بود.
  2. طبق ماده ۱۲ این قانون مسافران حامل تریاک که به سر حدات وارد می شدند اگر بیش از یک مثقال را گزارش نمی دادند، حکم قاچاق به آن تعلق می گرفت و به نظر می رسد هدف از این مقرره چیزی جز دریافت حق گمرک نبوده است.
  3. طبق ماده ۱۵ دولت مکلف شد با کسر یک دهم از مصرف داخلی در هر سال، در مدت ۱۰ سال استعمال تریاک را در تمام مملکت متروک کند ولی همین تجویز استعمال ۱۰ ساله خود حرکتی بود به سوی مسأله اعتیاد.
  4. تبصره ماده ۱۵ مقرر می کرد «موءسسه انحصار برای ورود تریاک از خارجه هیچ اجازه نخواهد داد مگر آن که اطمینان حاصل نماید که به مصرف داخلی نخواهد رسید» و این نوعی تشویق به ترانزیت مواد مخدر بود.

می توان گفت «در این دوران. . . چون تریاک یک منبع درآمد ملی محسوب می شد و صادرات قانونی و غیر قانون آن سهیم در تأمین ارز خارجی برای کشور بوده، هیچ یک از قوانین مصوب کوچکترین اثر در اجرای هدف ننمود و دولت وظیفه ای در درمان معتادان به عهده نگرفت».(نوری،۱۴۰۸: ۱۳۵).

قدم بعدی در قانون گذاری، تصویب «قانون مجازات مرتکبین قاچاق تریاک» در ۱۶ مرداد۱۳۰۷ بود که با هدف مبارزه با صادرات و واردات تریاک بدون اذن دولت، به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورا رسید. این قانون نیز گر چه به ظاهر قدمی به جلو برای مبارزه با اعتیاد بود، اما به دلایل زیر توانست این هدف را برآورده سازد:

  1. طبق ماده ۶، حمل و نگه داری سوخته تریاک تا ۱۶ مثقال مجاز بود و برای بیش از این مقدار جریمه مالی در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این که تجویز کمتر از ۱۶ مثقال تریاک، خود نادیده گرفتن استعمال تریاک برای تهیه سوخته بود و می توانست یک سهل انگاری قانونی و دولتی ، برای ترویج اعتیاد به شمار آید.
  2. طبق ماده ۶ داشتن بیش از ۱۶ مثقال تریاک، در هر مثقال یک قران جزای نقدی در نظر گرفته شده بود ولی در خود تریاک این جریمه عبارت بود از دو قران و پانصد دینار (ماده ۲) این در حالی است که سوخته تریاک خطری بیش از خود تریاک به همراه دارد و همین سیاست موجب شد قاچاق سوخته تریاک رواج یابد.
  3. به دلیل پیش بینی مجازات نقدی و ضبط شیره و آلات و ادوات، و نه مجازات دیگر، دامنه شیره کشی وسعت یافت و شیره خانه های متعددی در سطح کشور تأسیس شد.

از قوانین و مصوبات دیگر در این دوران می توان از قانون تخفیف باندرول تریاک (مصوب۱۴/۲/۱۳۰۲)، قانون طرز جلوگیری از قاچاق تریاک (مصوب ۳/۹/۱۳۰۸)، قانون اصلاح قانون انحصار دولتی تریاک (مصوب۴/۵/۱۳۱۱)، قانون مجازات مرتکبین قاچاق (مصوب۲۹/۱۲/۱۳۱۲)، نظامنامه هیئت وزیران (مصوب ۲۵/۴/۱۳۱۳)، قانون اصلاح بعضی از مواد قانون مرتکبین قاچاق (مصوب ۱۴/۳/۱۳۱۹) و تصویب نامه های هیئت وزیران (مصوب ۱۸/۶/۱۳۲۵ و ۲/۹/۱۳۲۶) در رابطه با مواد مخدر نام برد که هر یک سعی در ساماندهی تولید و توزیع تریاک داشتند و چنانکه اشاره شده به دلیل سود دهی فراوان تجارت مواد مخدر و داشتن درآمد مالی، هدفی جز سود فراوان دولت در میان نبود و تمام این حرکت های ظاهری می توانست بر میزان معتادان بیفزاید.

ب) از سال ۱۳۳۴ تا انقلاب (سیاست تولید و توزیع دولتی)

چنان که اشاره شد تا قبل از سال ۱۳۳۴ به دلیل قانونی بودن تولید، توزیع و ترانزیت مواد مخدر هر چند به صورت محدود و تحت نظارت دولت، شمار معتادان به دلیل دسترسی به مواد اعتیاد آور رو به فزونی بود و در واقع مصوبه های آن دوران حرکتی بود برای تأمین منابع درآمد ملی، تا این که در ۷ آبان ۱۳۳۴ با تصویب قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک قدمی اساسی در مبارزه با اعتیاد بر داشته شد[۲۴].

این حرکت در نخستین گامها به قدری حرکت جدی به شمار می آمد که ایران در تبصره واحده «قانون الحاق دولت ایران به پروتکل تحدید و تنظیم کشت خشخاش و تولید و تجارت بین المللی و تجارت عمده مصرف تریاک» (مصوب ۱۴/۸/۱۳۳۶) بر این امر تأکید کرد که: «الحاق ایران به این پروتکل به هیچ وجه تأثیری در قانون منع کشت خشخاش مصوب هفتم آبان ماه ۱۳۳۴ نخواهد داشت».

متعاقباً آیین نامه این قانون در ۱۹/۱۰/۱۳۳۴ به تصویب رسید و در سال ۱۳۳۸ قانون اصلاح قانون منع کشت خشخاش برای رفع کاستی های قانون مورد تصویب قرار گرفت که تعریف و تعیین مواد مخدر را می توان از جمله اقدامت قانون گذار در این مقطع دانست. در این مدت «اصل عدم دسترسی به مواد مخدر و توسعه در درمان» مورد توجه بود ولی متأسفانه در این حرکت، تجارت غیر قانونی و قاچاق تریاک از خارج به ایران به منظور ارضای تقاضای شدید معتادین به تریاک افزایش یافت. تا جایی که قانون گذار ناچار شد در ۱۳/۱۲/۱۳۴۷ قانون اجازه کشت محدود خشخاش و صدور تریاک» را به تصویب برساند[۲۵].

ماده ۱ این قانون مقرر می کرد: «از تاریخ تصویب این قانون تا زمانی که کشت خشخاش در کشورهای همسایه ایران ادامه داشته باشد، وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی مجاز خواهد بود در مناطق و به مساحتی که هر ساله با تصویب هیئت وزیران تعیین می شود به کشت خشخاش مبادرت کند. دولت مکلف است در صورت اطمینان از اینکه کشت خشخاش در کشورهای همسایه موقوف شده، کشت آن را در ایران متوقف کند».

در مواد بعدی قانون هم مکرر به ترک تریاک و در نظر گرفتن ضمانت اجرای اخراج در مشاغل مهم در نظر گرفته شده و بر آن تأکید شده بود و به نظر می رسد در آن زمان چنین تصمیمی شایسته بود با این حال، می توان این حرکت را یک قدم به عقب و برگشت به اعتیاد و معتاد پروری دانست. خصوصاً با توجه به عنوان قانون (اجازه کشت محدود خشخاش و صدور تریاک) که هم مواد مخدر را برای معتادان داخلی فراهم می کرد و هم صدور آن می توانست سلامتی کشورهای دیگر را هم به خطر اندازد. همچنین منوط کردن دست برداشتن دولت از این اقدام نا به جا به موقوف شدن منع کشت خشخاش در کشورهای همسایه، خود حرکتی بود در ترویج اعتیاد و به هر حال تولید حجیم مواد مخدر چه در داخل و چه در خارج و همچنین مجاز دانستن تولید آن برای صدور، می توانست قدم بزرگی در افزایش حجم مواد باشد و از آن جا که در نهایت این مواد به مصرف می رسید، معتادان بیشتری را هم در دامان جامعه یا حتی کشورهای دیگر بر جای گذاشت. در عمل با قانونی شدن کشت تریاک و تأکید صوری بر محدود سازی آن، مسابقه تولید تریاک میان کشورهای منطقه شروع و به ازدیاد معتادان منجر شد(نوری،۱۴۰۸: ۱۲۵)

در ۳۱/۳/۱۳۴۸ قانون تشدید مجازات مرتکبین اصلی جرایم مندرج در قانون کشت خشخاش به تصویب رسید که ضمن تأیید مجدد قانون کشت خشخاش، برای اولین بار در بند «ه» مجازات اعدام را در جرایم مواد مخدر مقرر کرد و در بند «و» رسیدگی به این جرایم را به دادگاه نظامی واگذار نمود.

متعاقباً در ۲۰/۶/۱۳۴۸ آیین نامه اجرایی ماده ۳ قانون کشت خشخاش و صدور تریاک به تصویب کمیسیون های دادگستری و اصلاحات ارضی و بهداری مجلسین رسید و ضمن تأکید بر تجویز تریاک آن هم حداکثر به مدت شش روز، اعتیاد را نوعی بیماری تلقی کرد و در ماده ۴ برای معتادان بالای شصت سال و همچنین کسانی که ترک اعتیاد آنان برای مدتی مقدور نباشد، مقرراتی را راجع به صدور کارت سهمیه در نظر گرفت.

تجویز استعمال مواد مخدر در سنین شصت سال به بالا این توهم را قوت می بخشید که استعمال مواد در این ایام مفید است و حتی کسانی هم که معتاد نبودند، سعی می کردند بعد از شصت سال به اعتیاد روی آورند.

این مقرره ناظر به استفاده معتاد از سهمیه دولتی بود که مزایای زیر را می توان برای آن در نظر گرفت:

  1. معتادان قابل کنترل می شوند و ضمن ادامه اعتیاد، تخلفی قانونی هم صورت نمی گیرد (تبصره ماده ۳ آیین نامه یاد شده).
  2. در همین راستا معتادان فقط به میزان مورد نیاز می توانند مواد تهیه کنند حال آن که در سیستم بازار آزاد تأمین مواد بیشتر و ذخیره آن ممکن است (بند ب ماده ۴).
  3. معتاد به عنوان یک بیمار با پزشک رو به روست و پزشک صالح هم تنها به مقدار نیاز آن را تجویز می کند (ماده۲).
  4. از نظر روانشناسی معتاد احساس نمی کند که از جامعه طرد شده است.
  5. امکان ناخالصی مواد و زیان آوری در تریاک دولتی کمتر است.
  6. نیازی به تشدید قوانین و در نتیجه وارد شدن قاچاقچیان مجهزتر به میدان نیست(مظفری،۱۳۷۸: ۱۹۲).

متأسفانه این قانون هم به دلیل نبود فرهنگ مصرف در جامعه و صرفاً برخورد قانونی، با وجود مزایای یاد شده نتوانست در امر مبارزه با اعتیاد کارگر باشد و این توهم را در بین مردم به وجود آورد که در سنین شصت سال به بالا نه تنها استعمال تریاک مجاز بلکه لازم است و موجب شد افراد دیگری هم به سوی اعتیاد روی آورند.

ب- دوران پس از انقلاب (سیاست تحریم و مبارزه)

چنان که گذشت در قبل از انقلاب حاکمان وقت ضمن آنکه سعی داشتند از طریق تولید و صدور مواد مخدر درآمد ملی کشور را بالا ببرند و به سادگی از این سود سرشار نمی توانستند چشم پوشی کنند، قوانینی را هم در این راستا به تصویب رساندند، هر چند توجه به معتادان و درمان آنان نیز هیچگاه دور از نظر قانون گذار نبود و همواره راه های مختلفی را در نیل به این هدف می آزمودند. با وجود این، کشت مواد در داخل یا امکان ترانزیت آن و حتی خرید سوخته تریاک و عواملی از این قبیل، روز به روز به میزان معتادان افزود تا آن که در نهایت تصمیم بر این شد که مواد مخدر با توجه به مزایایی که سیستم توزیع دولتی دارد، به تقلید از دیگر کشورها در ایران نیز اجرا گردد که این امر هم به دلیل نبود فرهنگ سازی با موفقیت چندانی روبه رو نشد و هم چنان به افزایش دامنه اعتیاد در کشور دامن زد. با آغاز انقلاب اسلامی، به دلیل تازه کار بودن دولت جدید و مشغولیت های فراوانی که در تثبیت حکومت وجود داشت، از توجه به امر اعتیاد غفلت شد و دو مسأله اعتیاد را در کشور تشدید نمود:

  1. به دلیل آن که از نظر شرع فتوایی بر حرمت مصرف تریاک وجود نداشت، در تصویب قوانین مرتبط با اعتیاد اصل مسأله مسأله ای نامشروع تلقی نمی شد و از این رو در آن فضای حاکم، قانون گذار در صدد منع مطلق آن و برخورد با اعتیاد نبود.
  2. سیستم توزیع کوپنی تریاک به دلیل مزایایی که بر شمردیم، در این زمان سیستم مناسبی به شمار می آمد لذا دولت جدید هم در همین راستا حرکت کرد و در اوایل انقلاب با کشت مواد مخدر در داخل موافقت نمود ولی به دلیل کنترل نشدن کشت، علاوه بر موجودی انبارها، مواد دیگری هم از سوی کشاورزان کشت و بر میزان قبلی افزوده شد و تولید بیشتر با مصرف بالاتر ملازمه داشت که به نتایج زیانباری منجر شد.

با تصویبنامه مورخ ۲۳/۷/۱۳۵۷ هیأت وزیران، دولت موقت چراغ سبزی به کشاورزان نشان داد و باعث شد حدود ۴۰۰۰۰ هکتار زمین زیر کشت خشخاش قرار گیرد، علاوه بر آن که ۴۰ تن تریاک در انبارها نگه داری می شد(اسعدی،۱۳۷۸: ۹۰)

به دنبال آن فروش تریاک خریداری شده از کشاورزان به معتادان به موجب تصویب نامه ای (در مورخه ۳/۶/۱۳۵۸) به مرحله اجرا در آمد و در ۶/۱۱/۱۳۵۸، مقرر شد تریاک هایی که توسط کمیته های انقلاب و سپاه پاسداران کشف می شود، به وزارت کشاورزی و عمران روستایی فروخته شده و وجه آن به کمیته مرکزی امام پرداخت گردد(ساکی،۱۳۸۰: ۱۳۹)

در نتیجه هم کشت وسیع مواد و همچنین فروش آن در کشور و هم حفظ و نگه داری موارد قاچاق کشف شده، قدم هایی بودند در ترویج اعتیاد. البته در اردیبهشت ۱۳۵۸تصویب نامه ای در مورد مواد افیونی و مخدر به تصویب رسید ولی تأکید داشت، چنان چه مواد موجود در موادی که تحویل انبارها خواهد شد، غیر قابل مصرف پزشکی یا آزمایشگاهی باشد، معدوم خواهد شد که طبعا مقرره ای نبود برای معدوم ساختن مازاد بر مصرف؛ شاهد آن پیش بینی تیاری تریاک توسط سازمان معاملات تریاک یا سازمان قائم مقام آن بود (ماده۴۰).

این وضعیت ادامه داشت تا آن که با تصویب لایحه قانونی «تشدید مجازات مرتکبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تأمینی و درمانی به منظور مداوا و اشتغال به کار معتادین» در ۱۹/۳/۱۳۵۹ در ماده ۲ برای کشت خشخاش در بار اول ۳ تا ۱۵ سال زندان در نظر گرفته شد. با تصویب این قانون کلیه مقررات و قوانین مربوط به منع کشت خشخاش و مجازات مرتکبین آن به استثنای تصویب نامه مورخ مرداد ۱۳۳۸ راجع به فهرست مواد، از تاریخ اجرای لایحه فوق ملغی الاثر شد.(اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد،۱۳۶۵: ۸۰).

مهمترین سیاستهای کیفری را در این قانون می توان بدین شرح برشمرد:

  1. منع کشت خشخاش و پیش بینی مجازات ۳ تا ۱۵ سال زندان برای بار اول و اعدام در صورت تکرار آن (ماده ۲۰).
  2. پیش بینی اعدام برای وارد کننده، سازنده و فروشنده این مواد و همچنین برای کسی که بیش از یک کیلو را نگه داری، حمل یا مخفی کند.
  3. مصادره اموال منقول و یا غیر منقول که به علت ارتکاب جرایم فوق تحت تعقیب قرار گیرند.
  4. جرم شناختن اعتیاد و دستگیری و مجازات معتادان ولگرد.
  5. مکلف شدن دولت به تهیه مراکز مجهز برای باز پروری و آموزش معتادان (ماده ۱۹).

همچنین طبق لایحه قانونی مصوب ۲۸/۲/۱۳۵۸، رسیدگی به جرایم مواد مخدر به دادگاه انقلاب واگذار شد. چنان که ملاحظه می شود روح حاکم بر این قانون، مجازات گرایی است و در حالی که کشت خشخاش در کشور در اوایل انقلاب مجاز شناخته شده بود در این قانون مجازات اعدام برای آن در نظر گرفته شد.

البته در ماده ۱۸ به معالجه معتادان هم توجه شده بود که این امر حاکی از بیمار تلقی شدن معتاد است. همچنین پیش بینی ارائه گواهی عدم اعتیاد در کسبِ برخی از امتیازهای اجتماعی، از ابتکارات جالب توجهی بود که می توانست زمینه اعتیاد را از بین ببرد.

پس از آن «قانون مبارزه با مواد مخدر» در ۳/۲/۱۳۶۷ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید۰

عمده تغییرات این قانون را می توان چنین بر شمرد:

  1. پیش بینی مجازات اعدام در قانون قبلی برای کسی که برای بار دوم به کشت خشخاش اقدام کند، چندان از وجهه شرعی برخوردار نبود و نمی توانست چنین مجازات سنگینی توجیه مناسب قانونی داشته باشد، جز شرایط حاکم بر جامعه آن روز که در قانون جدید مجمع قدمی اساسی برای این امر برداشت و اعدام را (در ماده ۲) برای کسی پیش بینی کرد که برای بار چهارم به کشت خشخاش مبادرت کرده باشد.
  2. طی استفتای به عمل آمده از حضرت امام(ره) ایشان جواز حکم اعدام را به صدق مفسد فی الارض منوط کرده بودند که مصادیق آن مبهم و تنها مستند آن آیه مربوط به محاربه بود.(ساکی،۱۳۸۰: ۳۸۶)

در قانون جدید قانون گذار در ماده ۶ قدمی اساسی برداشته و برای جلوگیری از آرای گوناگون کسی را که بیش از پنج کیلوگرم تریاک یا سی گرم از دیگر مواد (هروئین، مروفین، کدئین، متادون و… ماده ۸) در اختیار داشته باشد، در حکم مفسد فی الارض دانست. همچنین حکم اعدام را برای قاچاق مسلحانه که یکی از مصادیق بارز مفسد فی الارض است در ماده ۱۱ تعیین نمود، ولی نامی از مفسد فی الارض به میان نیاورد.

  1. تعیین مدت شش ماه برای ترک اعتیاد برای کسانی که کمتر از ۶۰ سال سن دارند و بعد از این مدت در مواد مذکور در ماده ۸ از اول مجازات و در بقیه موارد برای بار اول مجازات تأمینی در نظر گرفته شد.
  2. پیش بینی مراکز بازپروری برای کسانی که ظرف مدت مقرر فوق ترک اعتیاد نکرده باشند.
  3. اجرای احکام اعدام را به تأیید دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور منوط کرد. در این قانون، قید ولگرد که در ماده ۸ قانون تشدید مجازات مرتکبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تامینی و درمانی به منظور «مداوا و اشتغال به کار معتادین » آمده بود، حذف شد و استعمال مواد مخدر حتی با مجوز طبی جرم شناخته شد (بند ۵ ماده ۱) تنها مورد استثنا معتادان ۶۰ سال و بالاتر بود. . . اما اختلاف نظر در خصوص جرم بودن یا جرم نبودن اعتیاد به مواد مخدر ادامه پیدا کرد.
  4. معاف شمردن معتادان بالای شصت سال.
  5. نداشتن استثنا در موارد مذکور در ماده ۸ (هروئین، مرفین و کوکائین).

این قانون هم به دلیل کاستی های آن و به منظور تطبیق با نیازهای جامعه، دست خوش تغییر و اصلاح قرار گرفت و با عنوان «قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن» مصوب ۳/۸/۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ۱۷/۶/۷۶ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید که هم اکنون قانون قابل استناد در زمینه مواد مخدر است. در ادامه به بررسی آن می پردازیم.

۳-۸- نگاهی به قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر

قانون یاد شده هر چند سعی کرده است نواقص قوانین قبل را مرتفع ساخته و تجربه چندین سال مبارزه ملی با مواد مخدر را در قالب قوانین مصوب، متجلی سازد، از جهاتی دارای ابهام یا نقص است که به تفصیل به هر یک از این موارد می پردازیم:

در تبصره ماده ۱ مقرر شده است:

«منظور از مواد مخدر در این قانون، کلیه موادی است که در تصویب نامه راجع به فهرست مواد مخدر مصوب ۱۳۳۸ و اصلاحات بعدی آن احصا یا توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان مواد مخدر شناخته و اعلام می گردد.» ولی در مواد ۴ و ۸ برای برخی از این مواد مجازات تعیین شده است که در نتیجه به نظر می رسد برخی مواد هرچند جزء مواد مخدر باشند، تنها به استناد ماده ۱ جرم شناخته شوند بی آن که مجازات مشخصی داشته باشند، در نتیجه یا به رأی برائت و یا به احکام متفاوت منجر می گردد. همچنین در بند ۶ ماده ۱ و نیز در دیگر مواد واژه«خرید» به کار رفته که شامل موارد هبه و معاوضه نمی شود و بهتر بود به جای آن واژه تهیه را به کار می برد.(ساکی،۱۳۸۰: ۸۸)

  1. براساس ماده ۴ و با عنایت به تبصره آن، چنان چه کسی بیش از بیست کیلوگرم تریاک و دیگر مواد مذکور در این ماده را از کشور ایران به کشوری دیگر صادر کند، هر چند برای بار اول باشد محکوم به اعدام می شود ولی طبق ماده ۵ این قانون، خرید و نگهداری، اخفا و حمل مواد به هر مقدار در بار اول، مجازات اعدام را در پی ندارد. به بیان دیگر، قانون گذار برای دفاع از منافع دیگر کشورها مجازات اعدام را در نظر می گیرد ولی در جایی که منافع داخلی کشور در خطر است (با توجه به حمل مثلاً هزار کیلو برای بار اول) از مجازات اعدام صرف نظر می کند، در حالی که شایسته بود قانون گذار بیش تر به منافع خود می اندیشید نه منافع دیگران. با وجود این، قانون گذار در ماده ۸ این قانون عکس این سیاست را در پیش گرفته است، به این بیان که:

طبق تبصره یک ماده ۸، عدم احراز قصد توزیع یا فروش در داخل کشور با توجه به کیفیت و مسیر حمل» از موجبات مخففه به حساب آمده و با وجود پیش بینی اعدام برای کسی که بیش از سی گرم هروئین و دیگر مواد مذکور در ماده ۸ را تولید، توزیع، صادر، خرید یا فروش کند، در جایی که شخص تصمیم به توزیع یا فروش آن در داخل کشور نداشته باشد، از مجازات اعدام معاف می گردد. به بیان دیگر در این تبصره، ارتکاب جرمی که اثرش در خارج تحقق می یابد، از عوامل مخففه به حساب آمده است(ساکی،۱۳۸۰: ۸۹). به نظر می رسد شایسته است قانون گذار در تمام مراحل منافع ملی را بر منافع دیگر کشورها ترجیح داده و مجازات سنگین را برای کسانی در نظر بگیرد که به مشکل اعتیاد و توزیع مواد مخدر در داخل کشور دامن می زنند.

نکته دیگر این که قانون گذار در ماده ۴، کلمه توزیع را به کار برده که تحویل آن به یک نفر، مصداق توزیع نخواهد بود و این برداشت با مقصود قانون گذار در تضاد است.(مظفری،۱۳۷۸: ۵۸)

  1. طبق ماده ۵ این قانون، حمل و نگه داری و اخفای مواد مخدر برای بار اول نهایت ده سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و به ازای هر کیلوگرم دو میلیون ریال جریمه نقدی خواهد داشت و این می تواند مشوّقی باشد برای کسانی که می خواهند برای یک بار آن هم حتی ۱۰۰۰ کیلوگرم مواد در اختیار داشته باشند(ساکی،۱۳۸۰: ۸۱).

نکته دیگر این که خرید، نگه داری، مخفی کردن یا حمل تریاک و دیگر مواد مذکور، طبق تبصره این ماده چنان چه برای مصرف داخل نباشد حتی در بیش از صد کیلوگرم برای بار اول از مجازات اعدام معاف است و در مقابل، اگر همین مقدار برای مصرف داخل باشد مشمول مقررات ماده ۴ خواهد بود یعنی حمل مواد بیش از بیست کیلو حتی برای بار اول مجازات اعدام را در پی دارد. به عبارت دیگر، طبق تبصره این ماده منافع داخلی بر منافع بین المللی ترجیح داده شده است و این در حالی است که در ماده ۴ عکس این سیاست در پیش گرفته شده و از این نظر این دو ماده در تعارض اند.

توضیح این که: اگر کسی تریاک و دیگر مواد مذکور در ماده ۴ را به کشور دیگر صادر کند، طبق تبصره ماده ۴ تحت هر شرایطی حتی اگر برای بار اول باشد محکوم به اعدام خواهد بود. حال آن که بر اساس ماده ۵ چنان چه نگه داری و حمل یا مخفی کردن این مواد برای مصرف داخل باشد، مجازات ماده ۴ را دارد و در غیر این صورت (برای مصرف در خارج کشور) در بیش از صد کیلوگرم در صورت تکرار، اعدام را درپی دارد. حال اگر کسی ۵۰ کیلو مواد را برای صادر کردن به کشور دیگر حمل کند، چنان چه موفق به صدور آن شود طبق تبصره ماده ۴ اعدام خواهد شد ولی اگر موفق نشود به جرم حمل، کم تر از اعدام در انتظار او خواهد بود، و این سیاست به نظر صحیح نمی رسد.

  1. ماده ۱۱، به قاچاق مواد مخدر به طور مسلحانه اشاره دارد، ولی این که آیا به کار بردن اسلحه سرد هم می تواند از مصادیق اقدام مسلحانه باشد یا خیر، قانون ابهام دارد و با الحاق یک تبصره به آن می توان ابهام موجودرا از بین برد(ساکی،۱۳۸۰: ۲۳۰)
  2. در ماده ۱۲، برای کسانی که به داخل زندان یا بازداشتگاه یا اردوگاه بازپروری و نگهداری معتادان مواد مخدر وارد نمایند، اشد مجازاتهای مذکور در مواد ۴۹ در نظر گرفته شده و در مورد مأموران دولت، انفصال دائم از مشاغل دولتی هم بدان افزوده شده است، این در حالی است که این قبیل جرایم بیشتر توسط سربازان انجام می گیرد و انفصال نسبت به آن ها معنا ندارد و ضروری است قانون گذار مجازات دیگری مثل: اضافه خدمت و… را تصریح نماید. راه حل کنونی معرفی این افراد به دادگاه نظامی است(همان).
  3. در ماده ۱۵، اعتیاد جرم اعلام و در ادامه اجازه مراجعه به مراکز درمانی داده شده است. حال در این که شخص معتاد برای چند بار می تواند با مراجعه به مراکز درمانی خود را از مجازات معاف کند، ماده ۱۷ سابق تکلیف را روشن کرده بود ولی در حال حاضر با حذف ماده ۱۷ این ابهام هم چنان وجود دارد و با توجه به لزوم تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم قوانین کیفری، اگر کسی پس از مراجعه به مراکز درمانی دست گیر شود، حتی برای چندمین بار باید از مجازات معاف گردد. البته جرم اعلام کردن اعتیاد برای اولین بار در ماده ۱۵ این قانون صورت گرفته که با بیمار تلقی کردن معتاد تفاوت دارد و ارفاق امکان مراجعه به مراکز درمانی باید هم در صورت دستگیری و هم در بیماران خود معرف باشد در حالی که مجرم دانستن وی با اجرای مجازات همراه بوده و در صورت دستگیری از چنین حمایتی برخوردار نخواهد بود. چنین حرکتی با سیاست کیفری جهانی در مورد معتادان سازگار نیست و باید برای معتادی که دستگیر شده است دست کم در مرحله اول اجازه مراجعه به ترک اعتیاد اجباری باشد. نکته دیگر آن که در آیین نامه اجرایی راجع به ماده ۱۵ آمده است: «زمانی قرار موقوفی تعقیب صادر می شود که متهم قبلاً خود را به مراکز درمانی مقرره در این قانون معرفی کرده باشد» حال آن که برخی ندانسته خود را ممکن است برای ترک اعتیاد به دادگاه معرفی کنند و همچنین الزام معرفی معتادان به مراکز خاص، این محدودیت را ایجاد می کند که اگر معتاد به مرکز دیگر یا حتی پزشک خانواده خود برای ترک اعتیاد مراجعه کرد، از این معافیت برخوردار نباشد. این در حالی است که اگر اجازه مراجعه معتاد به این مراکز بعد از دستگیری دست کم در بار اول داده شود، امر به جایی است. همچنین اگر اقربا و خویشان معتاد هم به چنین اقدامی دست زده و معتاد را به مراکز درمانی فرستادند یا اگر اشتباهاً وی را به دادگاه معرفی کردند، لازم است چنین معافیتی در نظر گرفته شود. همچنین انحصار و مراجعه به مراکز درمانی خاص، اگر چه از جهاتی قابل تحسین است ولی این بیم را در برخی معتادان به وجود می آورد که به راحتی نتوانند بیماری خویش (اعتیاد) را با پزشک در میان بگذارند و به اصطلاح به اعتیاد خود اعتراف نمایند.
  4. در ماده ۱۶ دو نکته قابل توجه است:

الف قانون گذار در صورت تکرار اعتیاد، جریمه نقدی را حذف و تنها به ۷۴ ضربه شلاق حکم کرده است. چنین رویه ای موجب این شائبه می شود که تکرار اعتیاد از عوامل مخففه است و می تواند به نوعی تشویق به اعتیاد باشد.(مظفری،۱۳۷۸: ۵۹)

ب در این ماده از یک سو انفصال دائم از خدمات دولتی مورد تأکید قرارگرفته و از سوی دیگر با ترک اعتیاد امکان بازگشت به محل کار تصریح شده است که این دو با هم ناسازگارند اگر چه اقدام قانون گذار در ایجاد زمینه بازگشت معتادان به محل کار قابل تقدیر است.

۸٫ در ماده ۱۸، قانون مبارزه با مواد مخدر، معتاد کردن دیگری جرم شناخته شده و در صورت تکرار برای بار سوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:41:00 ب.ظ ]




زمان منظور شده برای یادگیری/ زمان مورد نیاز برای یادگیری F= میزان یادگیری
بر اساس نظریه بلوم هر کدام از مراحل یادگیری را می توان به تعدادی اهداف مشخص تجزیه کرد و آن چنان آموزش داد که بیشتر دانش آموزان بتوانند به آن اهداف دست یابند.اگرچه روش های پیشنهادی بلوم تفاوت اساسی با روش های متدول ندارد اما از چند جهت با انها متفاوت است:
۱٫روش های بلوم به سوی اهداف مشخص از پیش تعیین شده هدایت می شود.
۲٫برای تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان از ارزشیابی تکوینی بطور مستمر استفاده می شود.
۳٫برای اصلاح نواقص و کمبود های یادگیری از شیوه های متعددی چون:جلسات مطالعه،آموزش خصوصی ،باز آموزی ،و انتخاب مواد آموزشی جایگزین به صورت های مختلف مانند برنامه تلوزیونی ،فیلم و نوار های ویدئویی استفاده می شود.
۴٫پیشرفت دانش آموزان از یک واحد به واحد دیگر به صورت گروهی صورت می گیرد.
برای اجرای این روش ابتدا زمینه آشنایی دانش آموزان با اهداف آموزشی فراهم و زمان اموزش هر واحد بر اساس دانش آموزانی که بیشترین زمان را برای تسلط نیار دارند تعیین می گردد.در نهایت به تمامی دانش آموزانی که اهداف دوره را تا حد تسلط یاد گرفته باشند نمره الف و به تمام کسانی که نتوانسته اند به حد تسلط برسند نمره نا تمام داده می شود.لذا در چنین رویکردی هیچ گونه مردودی وجود ندارد.
نظام آموزشی بلوم ،همچون کلاس های معمولی ،زمان یکسانی را برای همه دانش آموزان در نظر می گیرند.این امر سبب می شود که دانش آموزان ضعیف نمرات پایین تری را در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی کسب کنند و بر عکس،دانش آموزان قوی به نمره هایی ۸۰،۹۰ و حتی گاهی ۱۰۰که معیار یادگیری در حد تسلط است و یادگیری کامل،زمان کافی و حتی زمانی بیشتر از نیاز در اختیار دارند ،در حالیکه دانش آموزان ضعیف از این موقعیت برخوردار نیستند.
کارول معتقد بود که کیفیت آموزش ،انگیزش،استعداد یا توانایی فهم دانش آموزان یادگیری و رسیدن به حد تسلط بسیار موثر است.در واقع او میزان یادگیری را تابعی از عوامل زیر می دانست:
F(   ) =میزان یادگیری
بلوم و همکارانش تلاش می کردند با طرح اجرای این نظریه،یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را افزایش می دهند.آنها در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده بودند که در روش آنها تنها ۵ الی ۱۰ درصد از دانش آموزان کلاس نمی توانند با وجود وقت کافی به نمره الف یا ب دست یابند و توصیه کردند این عده که توان پیشرفت همگام با بقیه را ندارند به کلاس های آموزش خصوصی هدایت شوند.
آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه کلر
کلر در سال ۱۹۶۸ مقاله هیجان انگیزی در زمینه آموزش انفرادی منتشر کرد.که تجدید حیاتی برای آموزش کالج ها و دانشگاه ها بود.تا سال ۱۹۷۵ حدود ۲ هزار واحد درسی بر اساس طرح کلر نوشته شد که هر واحد درسی معمولا ۱۵ الی ۳۰بخش تقسیم می شد.دانش آموز می بایست هر بخش را مطالعه کند،و سپس در صورت موفقیت در ارزشیابی می توانست بخش بعدی را ادامه دهد.اهدافی که طرح کلر بر مبنای انها طراحی می شد عبارت بودند از:
۱٫پیشرفت بر اساس توان فردی.دانش آموز باید بخش ها را با توجه به توان خود و زمانی که در اختیار دارد مطالعه کند.هر وقت احساس کند که مطالب آن بخش را یاد گرفته است آمادگی را برای ارزشیابی اعلام کند.در این طرح هر کس بر اساس توانایی های خود مطالعه و پیشرفت می کند،و ممکن است پیشرفت و میزان یادگیری او ارتباطی با سایر همکلاسانش نداشته باشد.به عبارت دیگر ،تفاوت های فردی دانش آموزان در فرایند فعالیت های آموزشی کاملا رعایت می شود.
۲٫یادگیری در حد تسلط .تا وقتی که یک دانش آموز بخش مورد مطالعه خود را تا حد تسلط یاد نگرفته باشد نمی تواند مطالب جدید را شروع کند.هیچ تنبیه یا مجازاتی نیز برای عدم موقعیت او وجود ندارد.لازم چنین رویکردی ساختن تعهداتی ازمون های هم تراز است ،بدلیل اینکه امکان ارزشیابی های مجدد وجود دارد.از نظر زمان یادگیری و رسیدن به سطح مطلوب محدودیتی وجود ندارد.دانش آموز می تواند انقدر به مطالعه و سنجش خود ادامه دهد تا در یادگیری آن بخش به سطح قابل قبولی برسد.معیار قابل قبول معمولا ۸۰الی ۹۰ درصد کسب امتیاز در ارزشیابی است، و همان طور که اشاره شد کسانی که نتوانند در زمان تعیین شده امتیاز مورد نظر را کسب کنند باید به آموزش خصوصی هدایت شوند.
۳٫آموزش خصوصی.اساس کار در آموزش خصوصی توجه به نیاز های علمی ،علایق و توانایی های شخصی دانش آموزانی است که نتوانسته اند در کلاس های متعارف موقعیتی در حد تسلط کسب کننند در این رویکرد باید بهترین معلم انتخاب و علاوه بر وی،تعدادی از دانش آموزان قوی و پیشرفته بعنوان دستیار معلم به کار گرفته شوند.دستیار ها می توانند در زمینه های مختلف مانند حل مسائل ،توضیح و تحلیل موضوع و تمرین مهارت ها به دانش آموزان ضعیف کمک کنند .دانش آموزان چون از نظر سنی و سایر ویژگی ها نزدیک به دستیار ها هستند زبان آنها را بهتر می فهمند،امنیت بیشتری احساس می کنند ومشکلات خود را به راحتی با آنها در میان می گذارند و در آموزش خصوصی معلم باید به مجموعه ای از عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشند.زیرا این گروه از دانش آموزان تجربه تلخی از شکست گذشته در ذهن دارند.اگر آموزش آنها نتیجه بخش نباشد تجربه ناموفق دیگری بر تجربه تلخ آنها افزوده خواهد شد و در این صورت ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.معلم باید با محترم شمردن دانش اموز و ارزش قائل شدن برای وی محیط آموزشی گرو و صمیمی بوجود آورد . او نباید دانش آموز خصوصی اش را با سایر دانش آموزان مقایسه کند بلکه باید پیشرفت وی را با گذشته اش مقایسه مند و اگر پیشرفت یادگیری او حتی از حد استاندارد معمول پایین تر ولی نسبت به گذشته اش بهتر باشد باید مورد تشویق قرار گیرد.جلسات آموزشی نیز باید راحت و متناسب با سن و وضعیت تحصیلی دانش آموز باشد.
۴٫راهنماییی بجای آموزش .در آموزش خصوصی نقش معلم بیشتر راهنمایی است.راهنمایی ممکن است بیشتر به صورت تعامل در کلاس یا بوسیله ارائه دفترچه راهنما انجام شود.دفترچه راهنما باید هدف واحد های مختلف و روش مطالعه آنها را دقیقا مشخص نماید،منابع قابل دسترسی را معرفی کند،چگونگی فعالیت در کلاس را توضیح دهد و نمونه هایی از آزمون های پایان هر بخش را ارائه نماید.
۵٫استفاده از روش های مکمل همراه با روش های سنتی.برای تقویت و تسهیل یادگیری،معلم باید ز برنامه های مکمل مانند سخنرانی،نمایش ،فیلم،تلوزیون و ویدئو کنفرانس استفاده کند و برنامه های مکمل اغلب برای تحریک،تسهیل و تشریح مطالب آموزشی طراحی می شوند و حضور دانش آموزان در این نوع برنامه ها باید داوطلبانه باشد.
طرح(شخصی کردن نظام آموزشی)کلر(۱۹۶۸)در واقع شکل بسط یافته یادگیری تا حد تسلط علوم است.این طرح ابتدا برای تدریس درس روان شناسی مقدماتی( در سطح دانشگاه)به اجرا در آمد،و سپس به تدریج در رشته های متنوع دیگر بکار برده شد.اگرچه این طرح در مدارس ابتدایی و متوسطه بطور گسترده ارائه نشده است،اما اصول و روش های پیشنهادی آن در این سطح نیز می تواند به خوبی دانشگاه مفید باشد.
در نظام آموزش انفرادی کلر،پس از تعیین اهداف و مواد اموزشی،واحد های درسی با دقت طراحی و سپس هر واحد به بخش های کوچکی تقسیم می شود.در فرایند فعالیت های آموزشی ،دانش آموز می تواند زمان مطالعه و یادگیری را بر اساس نیاز خود تنظیم کند و پس از اتمام هر بخش چنانچه دانش آموز آمادگی داشته و داوطلب ارزشیابی باشد از او آزمون گرفته می شود.نتیجه آزمون باید بلافاصله مشخص و به او ابلاغ شود.در صورت موفقیت می تواند بخش بعدی ان واحد را آغاز کند و اما دانش آموزی که هنوز کارش به اتمام نرسیده و نیاز بیشتری به زمان داشته باشد به او فرصت بیشتری داده می شود.معمولا برای دانش آموزانی که سرعت یادگیریشان خیلی کند باشد آموزش خصوصی به صورت برنامه تکمیلی و تقویت کننده به شکل های مختلف ارائه می گردد.طرح کلر بسیار نزدیک به اندیشه بلوم در نظام آموزش انفرادی است.زیرا هر دو به تفاوت های فردی و شرعی یادگیری دانش آموزان توجه دارند و می کوشند انگیزش درونی و انتظار موقعیت را در آنان تقویت کنند.اگرچه اسکینر،بلوم و کلر را می توان از پایه گذاران نظام آموزش انفرادی دانست،اما روش های آموزش انفرادی منحصر به روش های ارائه شده ی آنها نست.در اینجا چند روش دیگر مانند روش های آموزش انفرادی تجویز شده،آموزش انفرادی هدایت شده و آموزش به کمک رایانه به اختصار تجزیه و تحلیل می شوند.
روش تدریس یادگری در حد تسلط
در یادگیری در حد تسلط اساسی ترین مفهوم “تسلط” است.تسلط به مقدار یادگیری واقعی یادگیرنده اشاره می کند.مفهوم تسلط به مفهوم مهارت هم نزدیک است.مهارت به کارآمدی فرد در استفاده از یادگیری هایش اشاره می کند.هر چند که تسلط به اثر بخشی فراید یادگیری در ایجاد یادگیری مطلوب اشاره می کند.اندرسون و بلاک می گویند،مهارت بدنبال تسلط می آید؛یعنی نخست شخصی باید ابتدا بر کاری تسلط یابد تا بعد در آن ماهر شود.یادگیرندگان از راه تمرین کردن یادگیری هایی که قبلا برآنها تسلط یافته اند مهارت کسب می کنند.بنابراین می توان گفت تسلط پیش نیاز مهارت است.
کنترل میزان تسلطی که دانش آموز در فرایند آموزش بدست می آورد از طریق آزمون های مرحله ای تکوین و پایانی، تجمعی و تراکمی ،امکان پذیر است.
بر طبق نظریه روزنشتاین عواملی که زمینه ساز تسهیل و فرایند یادگیری اند،عبارتست از:تمرین های گام به گام،تمرینات مبتنی بر مثال هایی درباره ی مهارت ها و مفاهیم جدید،گفتار های توضیحی درباره ی مواد مورد نظر برای یادگیری،تلاش برای تسلط بر مفهوم یا مهارت و دوری از بی صبری و تشریح مجدد نکات.
معلم باید تلاش کند متناسب با نوع درس و زبان بازخوردهای مناسب را ارائه دهد.
مراحل اجرای روش تدریس یادگیری در حد تسلط
روش حاضر از پنج مرحله برای آموزش مفاهیم ومهارت هاست که به ترتیب زیر تشریح می گردند.
مرحله نخست: آماده سازی درس
در مرحله ی نخست معلم درس را می خواند و فعالیت های زیر را انجام می دهد:
۱٫اهداف یا هدف درس را معین می کند.
۲٫رابطه ی بین محتوای درس با یادگرفته های پیشین دانش آموزان را تعیین می کند.
۳٫مسئولیت دانش آموزان را برای تمرین و یادگیری معین می کند.
مرحله دوم: ارئه درس:
معلم در مرحله دوم مفاهیم و مهارت طرح شده در غالب اهداف درس ر ا متوجه قرار می دهد.او در مرحله دوم عموما به صورت زیر عمل می کند.
۱٫مفهوم جدید را شرح می دهد.
۲٫گام های دستیابی به مهارت را معین می کند.
۳٫ابزار های کمک آموزشی مناسب را تدارک می بیند.
مرحله سوم :تمرین منظم:
در مرحله ی حاضر،تمرینی که دانش آموز انجام می دهند به دستورالعمل معلم وابسته است.
۱٫معلم،دانش آموزان را بر اساس گام هایی که در مرحله شماره ۲ اشاره کرده است ،هدایت می کند.
۲٫او لغزش های دانش آموزان را تصحیح و پیشرفت های آنان را مورد تمجید قرار می دهد.
۳٫اصول کار گروهی برای رسیدن به اهداف درس را مشخص می سازد.
مرحله چهارم:تمرین هدایت شده
هر اندازه که اطلاعات و تبهر دانش آموز بیشتر شود از میزان وابستگی او به معلم کاسته می شود. در این مرحله کار معلم هدایت برنامه های نیمه مستقل دانش آموزان است.دانش آموزان برای اجرای دستورات معلم تلاش می کنند و معام تلاش می کند تا اقدامات زیر را انجام دهد:
۱٫تدارک تمرین های مناسب.
۲٫بازنگری تمرین ها.
۳٫تدارک بازخوردهای اصلاحی و تقویتی.
مرحله پنجم:تمرین مستقل
معلم تا مرحله پنجم دانش آموزان را با دو مرحله وابسته به معلم و نیمه مستقل برای دستیابی به مهارت و یادگیری مفاهیم پیش برده است.در مرحله پنجم روش تدریس حاضر است،معلم فعالیت های زیر را انجام می دهد:
.برای فعالیت های مستقل یادگیری در کلاس و منزل تکلیف تعیین می کند.یافته های دانش آموزان را بررسی می کند و بازخورد های لازم را رائه می دهد.
ب: سوابق پژوهشی (پیشینه داخلی و خارجی)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

پیشینه تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:40:00 ب.ظ ]




اهمّیت نیازهای سازمانی در مقابل تقاضای سازمانی، تناسب قدرت، مدیریت مشارکتی و تفاهم بین تقاضای رقابتی ایجادمی کند: کارکنان دارای بهره وری،کارکنان راضی هستندرضایت کارکنان، بهره وری، انسجام، وفاداری، ارتباطات بازتئوری اقتضاییلورنس و لورش[۶۶] (۱۹۶۷)طراحی سازمانی بر عوامل محیطی مبتنی است. بهترین راه، به اقتضای وضعیت و مؤقعیت های گوناگون است.خطای تخصصی شدن، خطای ترکیب شدن، تناسب سازمان/ محیط، توانایی انجام تغییر در زمان مناسب، تناسب رهبری/ (شرایط) اقتضاییاکولوژی جمعیتیهنان و فریمن[۶۷] (۱۹۷۷)عدم اهمّیت نسبی مدیریت، جبر محیطی، بقا، دوره زندگی، خوشبختی، استراتژی و ساختاربقامشارکت عملگرهامتفکر اصلیشرح مختصر
اثربخشی سازمانینمونه مشخصه های
اثربخشی سازمانیچستر بارنارد[۶۸] (۱۹۳۸)سازمانها به عنوان سیستم های همکاریتعادل داخلی و تنظیم با شرایط خارجی، اقدام عملی و رهبری ماهرانهآلفرد اسلون[۶۹] (۱۹۶۳)اداره غیر متمرکز، بررسی و کنترل متمرکز، ساختار چند بُعدیکارآئی از طریق مقیاس اقتصادی، برگشت سرمایه بخش ها، کسب اهداف

عکس مرتبط با اقتصاد

رابرت تانسند[۷۰] (۱۹۷۰)دیوان سالاری زدایی، حمایت از کارآفرینی و سودآفرینی منطقه ایسودآوری، قابلیت ارزیابی کارکنان، ساختار سادهتوماس پیترز و رابرت واترمن[۷۱] (۱۹۸۳)عملکرد بر مبنای ساختار، استراتژی، سیستم ها، مهارت ها، سبک و ارزش های مشترکتمایل به کار، نزدیکی به مشتری، خودمختاری و کارآفرینی، آماده و فعال بودن، فلسفه ارزشگرا، رابطه نزدیک با فعالیت تجاری، شکل ساده، ستاد کوچک، دارا بودن ویژگی های انعطاف– استحکام به طور همزمان.

۲-۳-۴) اهمیّت اثربخشی سازمانی
امروزه اثربخشی مفهومی اساسی در نظریه های سازمانی است و یکی از ملاکهای ارزیابی عملکرد سازمانی به شمار می رود. این مفهوم به شکل عمیقی در ادبیات سازمانی جای گرفته و به عنوان موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی در نظر گرفته می شود (زکی و همکاران، ۱۳۸۵، ص ۲۷). امروزه صاحب نظران و محقّقان براین باورند که اثربخشی سازمانی هدف نهایی (آشکار یا پنهان) همه سازمانهاست و تصّور سازمانی که شامل ساخت اثر بخشی نباشد مشکل است. آنان توّجه به موضوع اثربخشی را باعث توسعه تئوریهای سازمانی ذکر می کنند و اثربخشی را موضوع اصلی، در فضایی عملی نیز می دانند (اصفهانی و همکاران، ۱۳۷۶، ۱۵۳). اثر بخشی را درجه همخوانی نتایج سازمانی با نتایج مورد انتظار می دانند(هوی و میسکل، ۱۳۸۲، ۱۳۰). و آن را وضعیتی اطلاق می کنند که در آن سازمان منابع را به میزان محدود مصرف کند و قادر باشد به هدف یا اهداف خود با توّجه به معیارهای تعیین شده دست یابد (زکی و همکاران، ۱۳۸۵، ۲۸). «لورنس[۷۲]» و «لورش»معتقدند که سازمانهای اثربخش تر همواره درجه بالاتری از تلفیق فعالیت ها را در مقایسه با سازمانهای با اثربخشی کمتر دارا هستند. آنها معتقدند سازمانهای موفق و اثربخش، مکانیزم های اثربخش تری برای هماهنگی واحدهای مختلف در جهت کسب اهداف کلی سازمان تدبیر نموده اند (اصفهانی و همکاران، ۱۳۷۶، ۱۴۳). اثربخشی سازمانی یکی از الزامات تحّول سازمانی و تغییرپذیری به شمار می آید، به عبارت دیگر بحث پیرامون تحّول سازمانی بدون توّجه به برخی جنبه های بنیادی اثربخشی امکان پذیر به نظر نمی رسد. در واقع بخشی از مسأله تغییر و تحّول سازمانی این است که چنانچه فرآیندها و یا قسمت هایی از سازمان غیر اثربخش و یا فاقد حّد معینی از اثربخشی باشند، بر این مبنا لزوم اعمال تغییر امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. این امر بدان معنا است که غیراثربخش بودن یک سازمان منجر به بروز دشواریهای متعددی در زمینه ایجاد تحّول و ِاعمال تغییر می شود. بنابراین اثربخشی سازمانی را می توان به عنوان ظرفیت پذیرش یا سازگاری آنان را با تغییر سازمانی نیز تعریف کرد. از سوی دیگر اثربخشی با مفهوم کلی بهره وری ارتباطی متقابل و متناظر دارد. اما باید توّجه داشت اثربخشی شامل مواردی است که بهره وری فاقد آنست (اصفهانی و همکاران، ۱۳۷۶، ۱۵۲).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:17:00 ب.ظ ]




۱-۲- مفاهیم

 

۱-۲-۱- معنای اسیر جنگی

در نگاه نخست در رابطه با اسیران جنگی چنین بنظر می‏رسد که هر فردی‏ که به هر نحوی از انحاء در جنگ و برخوردهای نظامی دو قوا اسیر شود، جزء اسیران‏ جنگی بحساب می‏آید. و این معنا بی‏ارتباط با معنای اسیر از نظر لغت نیست که‏ باید بررسی شود.
اسیر در لغت یعنی گرفتار، مقید، محبوس، دستگیر شده‏ (دهخدا، ۱۳۴۷، ذیل واژه اسیر).
راغب اصفهانی نیز در کتاب معروفش می‏نویسد:”الاسر الشّد و القید. و سمی الاسیر بذلک لانه ماخوذ و مقید و ان لم یکن مشدودا”؛ “اسارت یعنی گرفتن و مقید کردن و بهمین جهت اسیر را اسیر می‏گویند که‏ گرفتار و مقید است هرچند هم دست و پایش بسته نباشد” (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ذیل واژه اسیر).
بنابراین لازم نیست حتما اسیر را به بسته شده با طناب یا چیز دیگری‏ اطلاق کنیم چنانکه از کلمه شدّ یعنی بسته شدن بدست می‏آید و برخی نیز چنان‏ گفته‏اند.
در دائره المعارف قرن بیستم ‏آمده است: «اسیر به دستگیر شده‏ در جنگ گفته می‏شود با این حساب هرکسی، به هر نحوی در جنگ دستگیر شود، اسیر جنگی محسوب می‏شود» (وجدی، ۱۹۱۸م، ماده اسر).
اسیران جنگی، در فرهنگ اسلامی، عبارتند از مردان در پهنه نبرد که به طور زنده با پیروزی مسلمانان در دست ایشان اسیر شدهاند (حجازی، ۱۳۸۷، ص۱۰۷).
در کتاب لسان العرب آمده است: «الاسار یعنی ریسمان و ریسمان شانه بند نیز می باشد و از آنست که اسیر نام گرفته است و مردم قصیده ای را با ریسمان می بستند، پس هر گرفته شده را اسیر گفتند، هرچند آن را با ریسمان نبسته باشند، گفته می شود. جنگ اسیر «اسری و اساری» می باشد» (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ص۱۹).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۱-۲-۲- منظور از اسیر، در عرف حقوق بین الملل

اسیر در عرف حقوقی و قوانین بین الملل با معنای لغوی آن و اصطلاح عام‏ فرق می‏کند.
حقوق دانان بین الملل افراد خاصی را جزء اسیران جنگی بحساب می‏آورند، و در این باره می‏گویند که قرار داد ژنو که در ۱۲ اوت سال ۱۹۴۹ در ژنو منعقد شده توضیح داده است و اشخاص زیر را، اسیران جنگی می‏داند:

  1. اعضاء و افراد نیروهای مصلح، افراد چریک و دسته‏های داوطلب که در زمره نیروهای مزبور می‏باشند.
  2. پیکها و قاصدها و رسولانیکه علنا و آشکارا ماموریت خود را انجام می‏دهند.
  3. خلبانانی که مامور اکتشاف و ارتباط می‏باشند و کارکنان نیروی دریائی (و تجاری) از قبیل ناخدا و ملوان.
  4. روسای دولتها، وزراء و مستخدمین عالی رتبه کشور که بدون اجازه و جواز عبور در مناطق عبور کنند و دستگیر شوند.
  5. کسانیکه در معیت نیروهای مسلح‏اند (خبرنگاران،عکاس‏های جراید یا کسانیکه آذوقه و مایحتاج اردو را تامین می‏کنند).
  6. اهالی اراضی اشغال نشده‏ایکه در موقع نزدیک شدن دشمن اسلحه‏ بدست گرفته ‏اند و برای مبارزه با خصم آماده شده و یا داخل در محاربه گردند (صدیق، ۱۳۴۲، ص۲۶).

و بطور کلی ماموران درجه اول ادارات و اشخاصی که وجود آنان در اردوی‏ دشمن اسباب مخاطره برای دولت دستگیرکننده باشد (همان، ص۲۶).
به موجب مادّه ۴ عهدنامه سوّم ژنو و بند ۱ مادّه ۴۳ پروتکل شماره یک، اشخاص زیر در صورتیکه در حین مخاصمات مسلّحانه بین‏المللی از سوی دشمن دستگیر شوند، اسیر جنگی به حساب می‏آیند:
-کلیّه اعضای نیروهای مسلّح منظّم و سازمان یافته‏ای که تابع یک قدرت رسمی باشند.
-کلیّه اعضای نیروهای مسلّح غیر منظّم، ازجمله اعضای دسته‏های چریکی و پارتیزانی.
-اعضای نهضتهای پایداری سازمان یافته‏ای که در خارج یا در داخل کشور خود فعّالیّت دارند.
-نظامیانی که در یک کشور بیطرف بازداشت شده‏اند، به شرطی که در آنجا وضعیّت مناسبتری نسبت به کشور متخاصم نداشته باشند.
-نظامیانی که از حیث امنیّتی از سوی کشور اشغالگر، به دلیل عضویّتشان در نیروهای مسلّح کشور اشغالی، توقیف شده‏اند.
-اشخاصی که در سرزمینهای اشغالی، داوطلبانه در کنار دشمن سلاح در دست می‏گیرند، بدون اینکه فرصت متشکّل شدن به صورت ارتش منظّم را داشته باشند.
-خدمه کشتیهای بازرگانی یا ناوهای هوائی غیر نظامی.
-خبرنگاران جنگی.
-مددکاران بهداری و مذهبی(مادّه ۳۳ عهدنامه سوم به نقل از ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۴۹).
در مقابل، افراد زیر حقّ برخورداری از وضعیّت مربوط به اسیران‏ جنگی را ندارند:
نظامیان مزدور، جاسوسان، خرابکاران، اتباع غیر نظامی دشمن نیز اسیر جنگی تلقّی نمی‏شوند.
در صورتیکه تردیدی در تعلّق شخص به طبقات مذکور باشد، دادگاه صلاحیّتدار وضعیّت او را دقیقا مشخّص خواهد نمود. تا زمان صدور حکم، شخص یاد شده از حمایت مقرّرات عهدنامه سوّم برخوردار خواهد بود (ماده ۵ به نقل از به نقل از ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۴۹).

۱-۲-۳- اسیر جنگی در اسلام

از تعبیر اسیر جنگی و انحصار اسیران جنگی در اینگونه افراد، در عرف‏ بین الملل چنین برمی‏آید که آنان در صدد بیان تعریف در محدوده اسیران‏ جنگی در قرون اخیر بودند که معمولا جنگها بوسیله ارتش و افراد نظامی و بصورت‏ جنگ منظم یا نامنظم و پارتیزانی صورت می‏گیرد. نه معنای مطلق اسیران در جنگ‏ قدیم و جدید یا اسیر از نظر لغت و عرف عام. پس این تعاریف نمی‏تواند شامل اسراء زمان صدر اسلام و قبل از آن و حتی‏ بعد از آن در قرون وسطی گردد چون بسیاری از نظام ها و اقوام و ملل و مکتب‏ها در گذشته دارای ارتش کلاسیک و جنگجویان بخصوص نبودند. بلکه همه افراد بالغی که می‏توانستند اسلحه بگیرند جزء سپاه و نیروی جنگی محسوب می‏شدند (حسنی، ۱۳۶۹، ص۵۲).
بعلاوه در بسیاری از جنگها تمام قبایل از زن و کودک، پیر و جوان در صحنه جنگ یا پشت جبهه حضور داشتند و پس از شکست دستگیر می‏شدند و به عبارت‏ دیگر جزء اسیران جنگی شمرده می‏شدند (همان، ص۵۳).
اسیران جنگی بمعنای عام همه کسانی است که در جنگ دستگیر می‏شدند چنانکه از دائره المعارف قرن بیستم یا از مفردات راغب بیان کردیم‏ (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ص۱۷).
قاموس قرآن نیز همین نکته را می‏رساند و اسیر را بمعنای مطلق گرفتار شده‏ می داند (قرشی، ۱۳۸۰، ج۱، ص۸۱ کلمه اسر).
در کتاب تاریخ جنگهای پیامبر به همه آنانکه از یهود بنی قریظه گرفتار شده بودند اطلاق اسیر کرده‏اند و عملا در نظامهای جنگی سابق همین مفهوم عام از اسارت بدست می‏آمد و احکام اسیر نیز در همین زمینه‏ها در فقه بحث می‏گردد (دامغانی، ۱۳۶۴، ج۱، ص۸۱).
در جنگ حنین نیز عملا چنین بود و زنان و مردان در میدان جنگ و… یکجا اسیر شدند و همه را در حکم اسیران جنگی آوردند ولی پیامبر(ص) پس از تقسیم غنائم بیش از شش هزار نفر از این اسیران را آزاد ساخت‏ (ابن هشام، بی تا، ص ۹۰۰).
در کتب فقهی ما نیز وقتیکه بحث اسیر مطرح می‏شود بهمین معنای عام‏ توجه می‏شود یعنی مطلق آنان که در جنگ دستگیر و گرفتار می‏شوند خواه نظامیان و جنگجویان رسمی یا همراه آنان و … خواه دستگیر و بسته شوند و در مکانی‏ زندانی گردند یا نه. همچنین در اصطلاح روایات ما و حتی در احکام اسیر در مواردی به زندانیان و… اسیر گفته می‏شود ولی مسلم است که به آنان نمی‏توان اسیر جنگی گفت مگر آنکه در میدان‏ جنگ گرفتار و دستگیر شوند (حسنی، ۱۳۶۹، ص۵۲).
« اسیر، از ریشه « اسر» به معنی به چنگ آوردن و به دست اوردن و گرفتن است، اسیر دشمنی است که در حال جنگ یا پس از جنگ گرفتار میشود. در اسلام گفتهاند مراد از اسیر جنگی عبارت است از همان کسی که از اهل دارالحرب گرفتار مسلمین شده است» (طباطبایی، ۱۳۶۰، جلد ۳۱، ص۳۵۷).
در فقه اسلامی به دشمنان جنگجویی که علیه اسلام حمله اسلحه کرده و قادر بر جنگ بوده و به دست مجاهدان دستگیر میشوند اطلاق میشود، خواه آن افراد نیروی اصلی باشند یا داوطلبانه یا با پول اجیر شده یا جاسوس باشند و کسانی که توان حمل اسلحه نداشته باشند مانند راهبان، کشاورزان، زنان و…. از این تعریف خارج اند. البته فقها با توجه به جنس اسیر در لفظ آن تفاوت قائل شدهاند. چنانچه به کودکان و زنان «سبی» و به ناتوانان و پیران«عَجَزه» و به مردان بالغ «اسیر» میگویند. در فقه اسلامی به وحدت سازماندهی، فرماندهی و انتظامی داخلی چنان که در تعریف اسیر در حقوق بینالملل به آن اهمیت داده شده است، توجهی نشده است (سابق، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۲۹، ابن قدامه، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۷۳؛ ماوردی، ۱۴۱۶ق، ص۲۳۲؛ زحیلی، ۱۴۱۲ق، ص۴۱۷).

۱-۳- تاریخچه وضعیت اسیر جنگی

 

۱-۳-۱- سیر تاریخی اسیر جنگی در قرون وسطی

در دوران باستان و قرون وسطی، اسیر جنگی معنی و مفهوم امروزی را نداشت. اسیران جنگی و یا به طور کلی شکست خوردگان در جنگ، محکوم به قتل یا بردگی بودند. بردگی اسیران بدین گونه بود که آنان از لحاظ جانی و مالی در اختیار شخص اسیر کننده و یا مقامات نظامی کشور اسیر کننده محسوب میشدند و ایشان میتوانستند به هر نحو که مایل بودند با آنان رفتار نمایند. یونانیان حتی خشونت و بی رحمی را تا آنجا کشاندند که در مواردی اسیران را کور میکردند. در این دوران، نمونه های از باز خرید اسیران، مخصوصاًٌ شاهزادگان دیده می شود که تصویب آن معمولاً در انحصار پادشاه بود (ضیایی بیگدلی، ۱۳۸۸، ص۱۶۶).
دایره المعارف قرن بیستم میگوید: اسیر در نزد اقوام و ملتهای وحشی از هیچ نوع رحمت و شفقتی برخوردار نبود، و مستحق هر گونه عذاب و شکنجه بوده است گوئی اسیر فقط برای انتقامجویی خلق شده بود اورا تا سرحد مرگ چوب میزدند و با روغن داغ و آهن گداخته و مثله کردن، بسیخ کشیدن و سوزاندن و بدار آویختن شکنجه میشد (وجدی، ۱۹۱۸م، ج۱، ص۲۷۸).
وجدی میافزاید: اسیر در نزد یونانیان و رومیان از هیچ نوع حقوقی انسانی برخوردار نبود. می زدند، و اهانت میکردند، و همانند حیوانات از آنان بار و کار کشیده میشد و اگر کشته می شد هیچکس مطالبه خون نمیکرد، حتی حکومت اعتراض نمینمود. گرچه در قرون اخیر قوانینی در این باره وضع شده است ولی به حدی نبود که برای آنان ارزش و اعتبار انسانی قائل ود و اسیر همواره انسان مجرد از حقوق انسانی در برابر ارباب و هیئت حاکمه و اجتماع بود (همان).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:14:00 ب.ظ ]




اصل اولیه در داد و ستدها جایز و حلال بودن است و در موارد شک دردرستى مى توان از این اصل استفاده کرد مگر آن که دلیلى برخلاف آن اقامه شود(خمینی، ۱۴۱۰ق، ص۳).
ایشان بحث کوتاهى درباره حدیث منسوب به پیامبر: « ان اللّه اذاحرّم شیئاً حرّم ثمنه» (انصاری، ۱۴۱۵ق، ص۱۹). دارد و بر این باور است که این حدیث ضعیف و از جهت معنى ابهام دارد و شاید قاعده اى باشد که از روایات به دست آمده باشد از این دومطلب نتیجه مى گیرد که ما در بحث مکاسب محرمه و اعیان نجسه باید به دلیلهاى ویژه مراجعه کنیم و مقدار دلالت آنها را به دست آوردیم. فقها در بحث از پیشه هاى حرام دادوستد خون را یاد کرده اند و هرگونه دادوستدى را درخون باطل دانسته اند. البته مدار سخن آنان خرید و فروش خون نجس حیوانات است و آن جا که در قدیم امکان بهره ورى از خون انسان نبوده آن را مطرح نساخته اند.
اینان برحرام بودن خون به آیات قرآن و احادیث و اجماع استناد کرده اند. شیخ انصارى حرام بودن دادن خون و در برابر آن چیزى گرفتن را اجماعى دانسته و بیان مى کند که در نهایه شیخ طوسى و شرح ارشاد فخرالدین و تنقیح فاضل مقداد بر این اجماع تصریح شده است؛ اما نسبت به خون پاک دو وجه بیان مى کند و جایز بودن آن را مى پذیرد(انصاری،۱۴۱۵ق، ص۲۷).
دو دلیل بر حرام بودن خرید و فروش هرگونه خونى بیان مى کند: قرآن و مرفوعه واسطى. قرآن در بسیار جاها بر حرام بودن خون تصریح دارد و از آن جا که آن را مقید به پاکى و نجسى نکرده استفاده مى شود که دادوستد هرگونه آن حرام است:« انّما حرّم علیکم المیته والدم ولحم الخنزیر وما اهلّ لغیر اللّه به »(سوره نحل، آیه ۱۱۵).خداوند تنها مردار خون گوشت خوک و آنچه را که نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود بر شما حرام کرده است. همین آیه در سوره مائده (سوره مائده، آیه۳). با اندک تفاوتى در آغاز آن باد شده است. ولى در آیه ۱۴۵ سوره انعام که این چهار مورد را یاد مى کند درباره خون مى فرماید: «أو دماً مسفوحاً» از این تعبیر فهمیده مى شود: خونى که در این چهار آیه آمده خونى است که در هنگام کشتار از حیوان بیرون مى آید. در نتیجه خونى را که بعد از کشتار در گوشت مى ماند در بر نمى گیرد(عاملی،۱۴۱۴ق،ص۳۵۶).
در روایت آمده على(ع) قصابها را از خرید و فروش خون باز مى داشت. فقیهان این باز داشتن حضرت امیر(ع) را براى خوردن دانسته اند. شیخ انصاری(انصاری، ۱۴۱۵ق،ص۲۸). و امام خمینى(ره)
( خمینی(ره)، ۱۳۸۷، ص۳۸). براین نکته به روشنى اشاره دارند. بنا به نظر ایشان(مصطفی خمینی) اگر خون را براى غیر خوراکى کسى بخرد یا بفروشد. اگر بازدارنده دیگرى نداشته باشد و سلامتى خون دهنده را به خطر نیندازد دادوستد صحیح خواهد بود. براى روشن شدن سیاق آیه آن را یادآور
مى شویم: « انّما حرم علیکم المیته والدم والحم الخنزیر وما احلّ لغیر اللّه فمن اضطرّ غیر باغ ولاعاد فلا اثم علیه ان اللّه غفور رحیم» (سوره بقره، آیه۱۷۳).
مى فرماید: (پس هرکسى در ناگزیرى بدون این که از اندازه بگذرد خون بخورد گناهى بر او نیست) گواه بر جایز بودن خوردن خون است. درروایاتى که علت حرام بودن خون بیان شده از خوردن آن سخن به میان آمده است. پس دادوستد خون در صورتى که زیان جسمى داشته باشد و یا سبب ناامنى اجتماعى بشود جایز نیست(خمینی، بی تا، ص۶).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۴-۳- آیات مربوط به نجاست کافر

« إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا »(سوره توبه ، آیه ی ۲۸). یعنى این است و جز این نیست که کافران نجس العین اند پس، باید نزدیک نشوند مسجد الحرام را بعد ازین سال.
معنى« إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ » آن است که نیستند کافران مگر نجس العین نه آن که نیست نجس العین از افراد انسان مگر کافران چنان که بعضى مفسران در این مقام تفسیر نموده اند.
و خلاف است در آن که معنى شرعى مشرک مطلق کافر است یا کافر غیر کتابى که قایل نیست به توحید، پس اگر معنى مشرک مطلق کافر باشد ثابت شود به صریح آیه ی مذکوره نجاست عینیه جمیع کافران.
اگر معنى مشرک کافر غیر کتابى باشد، نجاست عینیه کافر غیر کتابى و نجاست عینیه کافر کتابى و روایات اهل بیت و اجماع ایشان ثابت شود(جرجانی، ۱۳۶۲، ص۸۹-۸۰).
۱-« وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْه سَکَراً وَرِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ» (آیه ی ۶۹ ، سوره ی النّحل).
این آیه در مکه نزول یافته و به گفته ی بیشتر از مفسران بر اباحه ی خمر دلالت دارد .
مراد از « سکر » خمر است و به « روزى نیکو » سرکه است و دوشاب و خرما و مویز و آن چه حلال است از آن چه از خرما و انگور گیرند، از او خمر مى گیرید و روزى نیکو. و آنان که این قول گفتند، گفتند: این آیه پیش از تحریم خمر آمده است هنوز خمر حرام نبود براى آن که نشاید که خداى تعالى، به حرام منت نهد.
۲ –« یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» (سوره نحل ،آیه ی ۶۹). این آیه که در مدینه نازل شده برخى از یاران به اعتبار « اثم بودن » خمر، ترکش کرده و برخى دیگر به اعتبار « منافعش » مى آشامیدند.
۳ – « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَأَنْتُمْ سُکارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ … » ( سوره ی نساء، آیه ی ۴۶). این آیه نیز در مدینه نزول یافته و پس از نزول آن. براى نماز از آشامیدن اجتناب مى کردند.
بعضى مفسران گفتند: در آغاز اسلام که خمر حرام نبود جماعتى خمر خوردند و مست شدند و نماز کردند خداى تعالى، این آیه فرستاد.
۴ – « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوه… » ( سوره ی مائده، آیه ی ۲۹). این آیه هم در مدینه نازل گردیده و حکم قطعى حرمت خمر از آن استفاده شده است .
پس از نزول آیه ی« إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ… » به فرموده ی پیغمبر (ص) منادى در کوچه هاى مدینه ندا مى داد که خمر حرام شده است.
« نخستین چیزى که در باره ی تحریم خمر نزول یافته آیه ی « یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ… » بوده است چون این آیه فرود آمده، مردم حرمت خمر و قمار را دریافته و دانستند که اجتناب از « اثم » شایسته مى باشد لیکن از همه جهت راه بر ایشان بسته نیست.
« إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهَ وَالْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ الله وَعَنِ الصَّلاهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ » (سوره مائده، آیه۲۹).
خداوند به اجتناب خمر امر فرمود و علل تحریم آن را برشمرد آن گاه پس از این که در آیات سه گانه ی یاد شده، به طورى که گفته شد، حرمت آن را یاد کرد، در این آیه خداوند یک رو و یک جهت به حرمت آن حکم فرموده است و این از آن رواست که خداى عزّ و جلّ چون اراده مى کند که فریضه اى را فرض نماید، به طور تدریج آن را به مردم مى رساند، تا توطین نفس کنند و خود را براى فرمان بردارى از اوامر و نواهى الهى آماده سازند و گر نه ممکن است آن را سنگین شمرند و از آن فرار کنند، پس تن به زیر بار اطاعت ندهند(شهابی، ۱۳۶۶، ص۲۸۰).
« إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ ، وَالدَّمَ ، وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ ، وَما أُهِلَّ بِه لِغَیْرِ اللَّه » اهلال براى غیر خدا، معنایش این است که حیوانى را براى غیر خدا مثلا براى بت ها قربانى کنند.
«فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ » یعنى کسى که ناچار شد از آن بخورد ، بشرطى که نه ظالم باشد، و نه از حد تجاوز کند، و دو کلمه «غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ » دو حال هستند، که عامل آن ها اضطرار است و معنایش این است که هر کس مضطر و ناچار شد در حالى که نه باغى است و نه متجاوز، از آن چه ما حرام کردیم بخورد، در این صورت گناهى در خوردن آن نکرده، و اما اگر اضطرارش در حال بغى و تجاوز باشد، مثل این که همین بغى و تجاوز باعث اضطرار وى شده باشند، در این صورت جائز نیست از آن محرمات بخورد.
« إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِیمٌ» این جمله دلیلى است بر این که این تجویز خدا و رخصتى که داده، از باب این بوده که خواسته است به مؤمنین تخفیفى دهد و گر نه مناط نهى و حرمت در صورت اضطرار نیز هست (علامه طباطبایی، بی تا، ص۶۴۳).

۴-۴- آیات مربوط با کافر بودن اهل کتاب

« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ الله وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَما أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِله إِلَّا هُوَ سُبْحانَه عَمَّا یُشْرِکُونَ »(سوره ی توبه، آیه ۲۸ ). ( آنان روحانیون و تارکان دنیا در مذهب خود را خدایانى در برابر خدا و مسیح بن مریم اتخاذ کردند، در حالى که آنان مأمور نبودند، مگر به این که خداوند یگانه را بپرستند خداوندى که جز او خدایى نیست. پاک است خداوند از آن شرکى که آنان می ورزیدند. ) « لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ الله ثالِثُ ثَلاثَهٍ وَما مِنْ إِله إِلَّا إِله واحِدٌ » ( قطعاً کفر ورزیدند کسانى که گفتند: خداوند سوم آن سه چیز است در حالى که هیچ خدایى جز خداى یگانه وجود ندارد).
از این گونه آیات که مشرک بودن اهل کتاب از آن ها استفاده می شود، نمی تواند دلیلى بر شرک اصطلاحى در قلمرو ملل و نحل که عبارت است از بت پرستى یا آفتاب پرستى و غیره بوده باشد. زیرا أولا شرک یک معناى عمو می است که حتى به کسانى که در عبادتشان خود نمایى و ریا می کنند نیز شامل می شود، چنان که در روایات زیادى کلمه شرک براى ریا کنندگان به کار برده شده است. کلمه ی شرک مانند کلمه ی کفر است، چنان که کفر یک مفهوم عمو می است که به هر گونه پوشاندن حق و حقیقت اطلاق می شود، شرک نیز یک معناى عمو می دارد و در مواردى صدق می کند که زمینه ی اصلى خداشناسى و خدا پرستى است ولى از آن جهت که موضوع دیگرى، کوچکترین دخالتى در توجه روحى انسان به خدا پیدا کرده، مشمول شرک شده است(جعفری، ۱۳۷۷، ص۱۷).

۴-۵- آیات مربوط به حرمت اعیان نجسه

« إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَما أُهِلَّ بِه لِغَیْرِ اللَّه فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْه إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِیمٌ » (سوره بقره، آیه ۱۷۳).
خداوند تنها گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آن چه نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است ولى آن کس که مجبور شود در موقع ضرورت براى حفظ جان خود از آن بخورد در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نیست، خداوند بخشنده و مهربان است.
آیه براى روشن ساختن غذاهاى حرام و ممنوع و قطع کردن هر گونه بهانه چنین می گوید:(خداوند تنها گوشت مردار، خون، گوشت خوک و گوشت هر حیوانى را که به هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن گفته شود تحریم کرده است) « إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَما أُهِلَّ بِه لِغَیْرِ اللَّه.»
و به این ترتیب سه قسمت از گوشت هاى حرام به اضافه ی خون که، بیش از همه مورد ابتلاى مردم آن محیط بوده است در این جا ذکر مى کند که بعضى پلیدى ظاهرى دارند و بر کسى مخفى نیست، مانند مردار، خون و گوشت خوک و بعضى پلیدى معنوى دارند مانند قربانی هایى که براى بت ها مى کردند.
انحصارى که از آیه با کلمه « انما » استفاده مى شود به اصطلاح « حصر اضافى » است، یعنى منظور بیان تمام محرمات نیست، بلکه هدف نفى بدعت هایى است که آن ها در مورد قسمتى از گوشت هاى حلال داشتند، و به تعبیر دیگر آن ها قسمتى از گوشت هاى پاکیزه و حلال را طبق خرافات و موهوماتى بر خود تحریم مى کردند، اما در عوض به هنگام کمبود غذا از گوشت آلوده مردار یا خوک و یا خون استفاده مى کردند! قرآن به آن ها اعلام مى کند که این ها براى شما حرام است نه آن ها و این است معنى حصر اضافى( شیرازی، بی تا، ص۵۸۳).
و از آن جا که گاه ضرورت هایى پیش مى آید که انسان براى حفظ جان خویش مجبور به استفاده از بعضى از غذاهاى حرام مى شود قرآن در ذیل آیه آن را استثنا کرده و مى گوید : ولى کسى که مجبور شود براى نجات جان خویش از مرگ از آن ها بخورد گناهى بر او نیست، به شرط اینکه ستمگر و متجاوز نباشد « فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْه.»
به این ترتیب براى اینکه اضطرار بهانه و دستاویزى براى زیاده روى در خوردن غذاهاى حرام نشود با دو کلمه « غَیْرَ باغٍ » وَ « لا عادٍ » گوشزد مى کند که این اجازه تنها براى کسانى است که خواهان لذت از خوردن این محرمات نباشند، و از مقدار لازم که براى نجات از مرگ ضرورى است تجاوز نکنند، باغ و عاد در اصل باغى و عادى بوده، باغى از ماده بغى به معنى طلب کردن است، و در این جا منظور طلب کردن لذت است و عادى به معنى متجاوز مى باشد، یعنى متجاوز از حد ضرورت.
تفسیر دیگرى براى جمله ی « غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ » ذکر شده است که با معنى اول تضادى ندارد، و ممکن است هر دو با هم در مفهوم آیه جمع باشند و آن این است که با توجه به اینکه یکى از معانى بغى ظلم و ستم است، منظور این است که اجازه ی خوردن گوشت هاى حرام مخصوص کسانى است که سفر آن ها سفر ستم و گناه نباشد، باید توجه داشت که اضطرار و اجبار معمولا در سفرهایى نظیر سفرهاى آن زمان حاصل مى شد که قافله ها در بیابان مى ماندند و یا راه را گم مى کردند.
بنا بر این اگر سفر، سفر گناه باشد گرچه آن ها ناچارند براى حفظ جان خود از غذاى حرام بخورند ولى گناهش در نامه عملشان نوشته خواهد شد، و به تعبیر دیگر این ستمگران براى حفظ جان خود واجب است به حکم عقل از این گوشت ها بخورند اما این وجوب از مسئولیت آن ها چیزى نمى کاهد، چرا که در مسیر غلط چنین اجبارى را پیدا کرده اند.
روایاتى که مى گوید این آیه در باره کسانى است که در راه قیام بر ضد امام مسلمین گام ننهند نیز اشاره به همین حقیقت است، چنان که در احکام نماز مسافر نیز وارد شده که حکم نماز شکسته تنها براى مسافرانى است که سفر آنها سفر حرام نباشد و لذا در ضمن روایات به جمله ی « غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ » براى هر دو حکم، استدلال فرموده اند حکم نماز مسافر و حکم ضرورت خوردن گوشت هاى حرام.و در پایان آیه مى فرماید : « إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِیمٌ.» ( خداوند غفور و رحیم است ) همان خداوندى که این گوشت ها را تحریم کرده با رحمت خاصش در موارد ضرورت شدید اجازه استفاده از آن را داده است(همان، ص۸۴۵).
« إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّه‏ِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّه‏َ غَفُورٌ رَحِیمٌ »(سوره بقره، آیه۱۷۳). (خداوند تنها گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آن چه نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است ولى آن کس که مجبور شود در موقع ضرورت براى حفظ جان خود از آن بخورد در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نیست، خداوند بخشنده و مهربان است)
« إنَّما » از اَدات حصر است و دلالت دارد بر این که محرمات منحصر در این چهار چیز است : مردار، خون، گوشت خوک و ذبایحى قربانى‏هایى که براى بت ‏ها مى‏شود و از این جهت اشکال شده که محرمات شرعیه بسیار است و وجه انحصار آن‏ها در این چهار، چه چیز است؟ بعضى گفتند : مراد محرّم الاکل از اشیاء است و بعضى گفتند : مراد محرّم الاکل از حیوانات است، ولى هیچ یک از این دو گفتار صحیح نیست؛ زیرا محرّم الاکل از اشیاء بسیار است و هم چنین حیوانات غیر مأکول اللحم و اجزاى غیر مأکول از حیوانات مأکول اللحم بسیار است.
و تحقیق در جواب این است که انحصار راجع به طیّبات مذکور در آیه ی قبل است و چون امور مذکوره در این آیه به نظر عموم مردم طیّب ملایم با طبع است ـ اگر چه به حسب واقع از خبائث است ـ مى‏فرماید : همه طیّبات قابل اکل، خوردن آن‏ها جایز است مگر این چهار چیز: « المَیْتَهَ » « میته » مقابل مذکّى است؛ یعنى هر حیوانى که بمیرد و شرایط تذکیه در آن نباشد ، خواه به مردن طبیعى باشد یا انحاى دیگر.
« وَ الدَّمَ » ؛ خون، خوردن آن مطلقاً حرام است، خواه خون حرام گوشت باشد یا حلال گوشت، دارای خون جهنده باشد یا نباشد، ولى نجاست آن منوط به این است که از صاحب نفس سائله باشد، و خون مانده در ذبیحه و در تخم مرغ، نجاست آن و حرمت خوردنش محل خلاف است و حق تفصیل است؛ خون پاک اگر حل شود، خوردن آن مانعى ندارد.
« وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ » ذکر نمودن خوک را در ضمن چیزهایى که خوردن آن‏ها حرام است با این که حیوانات حرام گوشت بسیارند، براى این است که نصاری و پیروانش مى‏خورند و از آن لذت مى‏برند و آن را برتر از همه حیوانات مى‏دانند(حسینی بحرانی، بی تا، ص۳۸۰).
« وَما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّه‏ِ » « اهلال » به معنى رفع صوت است و اهلال مُحرم، رفع صوت و بلند نمودن صداى او به تلبیه است و اهلال طفل هنگام ولادت، بلند کردن صدا به گریه است، و مراد در این جا ذکر نام غیر خداست بر حیوانى که ذبح مى‏کنند، از بت یا درخت یا غیر این‏ها که مورد پرستش مشرکین و بت پرستان است که هر گاه نام غیر خدا را هنگام ذبح ببرند، چنان چه، عادت بت پرستان بوده، خوردن آن ذبیحه حرام و در حکم میته است.
« فَمَنِ اضْطُرَّ »، یعنى کسى که « اضطرار » براى او در خوردن یکى از مذکورات پیدا شود، در صورتى که سرکش و متجاوز نباشد باکى بر او نیست، واضطرار یکى از آن نه چیز است که در حدیث رفع به سند معتبر از پیغمبر اکرم (صلى‏الله‏ علیه‏و‏آله) رسیده و آن حدیث این است که فرمود:
« رُفع عن اُمّتی تسعه: الخطأ، و النسیان، و ما اُکرهوا علیه، و ما لا یعلمون، و ما لا یطیقون، و ما اضطُرُّوا، و الحسد، و الطَیره، و التفکّر فی الوسوسه فی الخلق ما لم ینطق بلسانه [بِشَفَه].»
و این حدیث از احادیث مشکله است؛ زیرا رفع این موضوعات به نفسه یقیناً مراد نیست؛ چون وجود آن‏ها در میان امّت وجدانى و حسى است ، بلکه مراد ، یا رفع مواخذه بر آن‏ها و یا رفع آثار آن‏هاست، آن‏هم رفع جمیع آثار مراد است یا رفع آثار مناسب هر کدام، و البته اگر بعض آثار مراد باشد، آثارى است که در رفعش امتنان بر امت باشد، نه آثارى که بر خلاف امتنان باشد؛ زیرا حدیث در مقام امتنان است(مجلسی، ۱۴۰۳ق، ص۳۰۳).
« رفع » به معنى برطرف نمودن و از بین بردن شى‏ء ثابت است، ولى « دفع » به معنى جلوگیرى از ثبوت چیزى است که اقتضاى ثبوت دارد، و مراد از رفع در این حدیث، رفع شرعى است که به مقتضاى ادله و قواعد اولیه ثابت است، ولى شارع از روى امتنان و تفضل رفع فرموده و توهّم این که اختصاص به این امت نسبت به مجموع من حیث المجموع است و گرنه بعضى از آن ها از سایر امت ‏ها هم برداشته شده، بلکه به حکم عقل مرتفع گردیده است، فاسد است، بلکه هر یک یک آن ها حتى خطا و نسیان و اضطرار رفعش نسبت به سایر امم به طور اطلاق معلوم نیست؛ زیرا اگر از راه مسامحه در حفظ باشد یا امتناع به اختیار ، مواخذه مانعى ندارد و عقل هم حکم به رفع نمى‏کند(شیخ صدوق، ۱۳۸۲، ص۴۵۵).
« خطأ » مقابل عمد است؛ یعنى کارى که انسان بدون قصد انجام دهد.« نسیان » فراموشى است؛ یعنى چیزى از خاطر انسان برود.
« و ما اُکرهوا علیه »، عملى است که بر خلاف میل و اختیار انسان واقع شود و آدمى مجبور باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:13:00 ب.ظ ]




خرید یک باره سهام این امکان را برای کارگزاری فراهم می کند که بدون اتلاف وقت به جای ورود چندین دستور خرید با حداکثر سرعت، یک دستور را وارد سیستم کرده و سهم خاصی را خریداری نماید اما مهم ترین ایراد آن، عدم رعایت نوبت خرید سهام است. در این نوع معاملات کارگزار بدون توجه به رعایت نوبت دستور خرید سهامدارانی که زودتر اقدام کرده اند به تخصیص سهم می پردازد و کارگزار تصمیم گیرنده نهایی است. از آنجا که تخصیص سهم به متقاضیان مستلزم انجام کار یکسان با در آمد ناهمسان می باشد طبیعی است که پاره ای از کارگزاران در راستای حفظ منافع خودهم که شده در خرید گروهی سهام از سهامدار بزرگ خود حمایت می کنند و موجبات نارضایتی سایر سهامداران را فراهم می آورند.
فراهم نمودن سیستم نقل و انتقال الکترونیکی سفارش های خرید و فروش ،ارائه حسابهای مشتریان بصورت الکترونیکی، ارتقاء دانش فنی و تخصصی کارگزاران جهت مشاوره و ارائه خدمات تحلیل گری مالی از جمله راهکارهای کاهش نارضایتی سرمایه گذاران در بازار سرمایه میباشد
۲- بهره گیری از فناوری اطلاعات دربازار بورس تهران[۳۵]
فناوری اطلاعات شاخه ای از فناوری است که با بهره گرفتن از سخت افزار ، نرم افزار و شبکه افزار مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه های ذخیره سازی ، دستکاری ، انتقال ، مدیریت، کنترل و داده آمایی خودکار امکان پذیر می سازد. گسترش و بکارگیری این فناوری نیازمند رویکردی راهبردی و مدیریتی در عرصه سازمانهای عمومی و خصوصی کشور می باشد. تربیت نیروهای متخصص که ضمن آشنایی با اصول و کاربردهای فناوری، نگرش راهبردی و سیستمی به مقوله فناوری اطلاعات داشته باشند لازمه گسترش بکارگیری فناوری اطلاعات در عرضه اجتماع میباشد. یکی از کاربردهای فناوری اطلاعات دادوستد الکترونیک سهام می باشد که با توجه به فعالیت روبه گسترش بورس در کشورمان بسیار حائز اهمیت میباشد.
دادوستد الکترونیکی سهام در ایران در تاریخ ۲۴/۹/۸۲ توسط بانک توسعه صادرات به اجرا در آمد.
مراحل خرید و فروش اینترنتی سهام در بانک توسعه صادرا ت شامل افتتاح حساب نزد هر یک از شعب بانک توسعه صادرات ایران، دریافت کدشناسایی و کلمه عبور از شعبه مربوطه و سپس اقدام از طریق سایب اینترنتی است.
عملیات خرید می تواند کاملاً غیر حضوری انجام گیرد و کارگزار پس از انجام عملیات درخواست شده توسط مشتری اطلاعیه الکترونیکی خرید را به آدرس پست الکترونیکی خریدار ارسال می کند.
برای فروش نیز در صورتی که برگه های سهام نزد کارگزار مربوط باشد وی می تواند با مراجعه به سایت www.wdbi.ir درخواست فروش را برای کارگزار ارسال نماید. بر این اساس کارگزار پس از دریافت درخواست مربوط به فروش سهام مورد نظر اقدام می نماید.
برای این منظور متقاضی، فرم الکترونیکی فروش سهام را پر کرده و درخواست خود را از طریق اینترنت ارسال می نماید. کارگزار پس از فروش سهام مبلغ مربوط را به شماره حساب اعلام شده توسط مشتری واریز می نماید و اعلامیه فروش سهام به طور خودکار به آدرس پست الکترویکی متقاضی ارسال می شود.
بحث امنیت اطلاعات در دادوستد الکترونیکی سهام بسیار حائز اهمیت است و سهامداران همواره در مورد حفظ اطلاعات محرمانه خود در زمینه دادوستد نگرانی دارند. در ایران بانک توسعه صادرات با بهره گیری از گواهینامه دیجیتال بین المللی، کانال اطلاعات مشتریان را از طریق رمز کردن، تصدیق اصالت و کدهای تصدیق پیام حفظ می کند و لذا مشتریان می توانند، براحتی با برقرارری «ارتباط امن» و اطمینان از حفظ محرمانه بودن اطلاعات خود، از خدمات الکترونیکی بانک توسعه صادرات ایران، استفاده نمایند.
در بحث دادو سند الکترونیک مباحث زیر بسیار حائز اهمیت است:
– ارتباط امن – محافظت از اطلاعات محرمانه – تعیین هویت و تصدیق اصالت موفقیت آمیز – ایجاد زیر ساختهای امنیتی
پروتکل ssl جهت ایجاد امنیت و محرمانه بودن اطلاعات بر روی اینترنت توسعه یافته است. این پروتکل که از تأیید هویت سمت سرویس دهنده و سرویس گیرنده پشتیبانی می کند، امنیت و تمامیت کانال انتقال را با بهره گرفتن از رمز کردن ، تصدیق اصالت و کدهای تصدیق پیام حفظ می کند هنگامی که مشتری بخواهد از طریق وب سایت بانک دادوستد سهام را انجام دهد، نام کاربری و کلمه عبور او از طریق اینترنت و با بهره گرفتن از تکنولوژی SSL به سایت بانک ارسال می شود، پروتکل SSL قبل از اینکه اطلاعات شخصی مشتری از کامپیوتر او خارج شود آنها را رمز نگاری کرده تا این اطمینان برای مشتری حاصل شود که هنگام ارسال و دریافت اطلاعات هیچ شخص دیگری نمی تواند اطلاعات را خوانده ویا آنها را تغییر دهد.
۳-راهکارهای توسعه فناوری اطلاعات دربازار بورس ایران
نوپا بودن صنعت فناوری اطلاعات در ایران و وجود پتانسیل بسیار بالا از متخصصان و همچنین سازمانها و موسسات بزرگ اقتصادی در کشور زمینه مناسبی را برای توجه جدی به توسعه تخصص ها و زیر ساختهای فناوری اطلاعات فراهم کرده است.
با توجه به این موضوع که امروزه سلامت اقتصادی ملتها دارای ارتباط مستقیمی با سطح مهارتهای آنها در فناوری اطلاعات و ارتباطات شناخته می شود لذا بجاست که برای گسترش بسته های علمی و تحقیقاتی زمینه های فکری و فرهنگی توسعه فناوری اطلاعات را فراهم کنیم . توسعه زیر ساختهای فناوری اطلاعات امری است که به مرور به وقوع خواهد پیوست و دراین میان مسائلی چون توسعه آموزشی و توسعه فرهن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

گی که هر دو از لوازم جوامع دانش مدار هستند جای توجه و تعمق بسیار دارند. فناوری اطلاعات بعنوان دانش و بعنوان صنعت از درجه کارآفرینی بالایی برخوردار است و در نتیجه بهره گیری مناسب و توسعه مدیریت شده آن در ایران می تواند اثرات سودمندی در پیکره اقتصادی کشور ما داشته باشد.
بحث فرهنگ سازی در زمینه آشنایی سهامداران با روش های نوین دادوستد(دادوستد الکترونیک) جایگاهی ویژه دارد و بکارگیری و توجه به این روشها امری اجتناب ناپذیر و درخور توجه در جهت توسعه بازار سرمایه می باشد و این امکان پذیر نیست مگر با گسترش فرهنگ دادو ستد اینترنتی و اطمینان بخشیدن به سرمایه گذاران در رابطه با امنیت اطلاعات و اموالشان.
در این راستا بدون تردید اعمال هر گونه تغییر و نوآوری در روشها و مکانیزمهای اجرایی و عرضه خدمات جدید در بورس تهران مستلزم انجام بررسی های دقیق کارشناسانه می باشد لکن با توجه به مشاهدات و مقایسه اجمالی بین روش های دادوستد سهام در بورس تهران و بورسهای خارجی پیشنهاد می شود با توجه به نقش حساس و تعیین کننده موسسات کارگزاری در بازارهای سرمایه و خدمات عدیدده و ارزنده ای که این گونه موسسات می توانند ارائه نمایند ضرورت دارد اقدامات جدی و پیگیر در جهت ایجاد و حمایت از این گونه مؤسسات در جهت کامپیوتریزه (رایانه ای) کردن سیستم های معاملات و الکترونیکی کردن کلیه فرآیندهای دادوستد بعمل آید چرا که با بررسی موردی بورس های دنیا این نکته بر می آید که اگر چه ایران در زمینه خرید و فروش سهام از طرق اینترنت گامهایی را برداشته است اما قسمت اعظم انجام معاملات ما دستی می باشد در صورتی که امروزه خارج از بحث خرید و فروش از طریق اینترنت کلیه سیستم های معاملاتی نیز رایانه ای می باشد . در این راستا بحث مدیران مجرب جایگاه ویژه ای دارد . در زمینه مدیریت تردیدی نیست که از نیروهای با تجربه و ارزنده ای برخورداریم لیکن با توجه به سرعت رشد اقتصادی کشور در بخش عمومی و خصوصی و ورود به زمینه های برخوردار از تکنولوژی بروز و ضرورت رقابت در صحنه جهانی قطعاً با مشکل مدیریت روبرو هستیم. هر چند سرمایه گذاری نسبتاً بالایی ظرف سالهای اخیر در آموزش مدیران شده است لیکن پرورش مدیر امری تدریجی – تکاملی است و با شرکت در یک دوره دو ساله و چند سمینار و با مطالعه چند کتاب و نشریه نمی توان این شکاف را پر کرد.
در زمینه رشد روش های نوین در بازار سرمایه ایران نیز ما قطعاً به مدیرانی روشنی فکر و آشنا با فناوری روز و مباحث تکنولوژی اطلاعات نیاز مندیم . چه خوب است به موازات مدیران ارشد سازمان بورس با تخصصهای بازرگانی اقتصاد و حسابداری مدیران فناوری اطلاعات نیز فعالیت داشته باشند، جایگاهی که تا به امروز در این سازمان نادیده انگاشته شده است..
همچنین لازم است در زمینه خرید و فروش الکترونیکی سهام با ایجاد واحدی تحت عنوان اطلاعات رسانی در رابطه با خرید و فروش الکترونیک سهام برای ارائه اطلاعات صحیح و به روز به سرمایه گذاران، فرهنگ سازی لازم صورت گیرد در ضمن اطمینان بخشی به سرمایه گذاران و سهامداران با تبعیت از استانداردهای روز،امنیت اطلاعات، حفظ هویت و مشخصات خریداران و تشریح سیستم های امنیتی بکار رفته در سیستم معاملات می تواند در تشویق سهامداران به استفاده از داد و ستد الکترونیکی سهام موثر است.
۴- اشکالات بازار معاملات آنلاین(داد وستد الکترونیک سهام)
اگر چه سرمایه گذاران می توانند بر نوسان قیمت ها فایق آمده و با پرداخت کارمزدی اندک به کارگزار و انتخاب قیمتهای بهتر هزینه های خود را به حداقل برسانند. اما مشکل اجتناب ناپذیر نقد شوندگی گریبان خیلی از آنها را خواهد گرفت. وقتی مشتری سفارشی صادر می کند، خواستار یک معامله نقدی دو طرفه است و سهام خود را به مزایده می گذارد مسلماً به دنبال پاسخ نیز می باشد حال اگر پاسخی در کار نباشد معامله ای نیز صورت نخواهد گرفت. در چنین شرایطی دارایی های سرمایه گذار قابل نقد شوندگی نیست، بلکه عدم توازن عرضه – تقاضا به مرور زمان می تواند بی ثباتی شدیدی در قیمت سهام بوجود آورد. هر چه میزان نقد شوندگی یک بازار در قیاس با بازارهای سنتی بیشتر باشد سرمایه گذاران بیشتری نیز جذب آن بازار خواهند شد و بالعکس نقد شوندگی پایین موجب گریز سرمایه گذاران خواهد شد. ادعای طرفداران بازار متمرکز(سنتی) که نقد شوندگی بیشتر یک بازار را دلیل جذابیت آن می دانند، ممکن است پیشرفتهای فن آوری و مقرون به صرفه بودن آشکار آن را در بازار سرمایه الکترونیکی تحت الشعاع قرار دهد.
در بازارهای سنتی، مشکل نقد شوندگی بوسیله کارشناسانی که نقش بازار ساز را در این بازار ایفا می کنند، حل می شود قاعده اصلی تعیین کننده در عملکرد کارشناس، تعهد جبران می باشد. بر اساس این قاعده کارشناس موظف است در مواقعی که سفارشات مشتریان نمی تواند نقد شوندگی کافی را ایجاد کند یا سفارشات با یکدیگر همخوان نمی باشد، قیمت عرضه و تقاضا ارائه کند. بازار ساز زمانی موظف به خریدن سهام است که عدم توازن به نفع طرف فروش باشد و زمانی موظف به فروش سهام است که عدم توازن به نفع طرف خرید باشد. نوسان تعیین شده توسط بازار ساز را می توان کارمزد وی برای این خدمات به شمار آورد. در حقیقت، عملکرد بازار ساز موجب حفظ ثبات نسبی در قیمت های سهام می شود. طرفداران بورس الکترونیک و واسطه زدایی براین باورند که چنین خدماتی غیر ضروری میباشد. در مقابل حامیان سیستم بازار سازی معتقدند که بازار ساز با ات
خاذ نقد شوندگی در قبال دریافت کارمزدی کمتر از ارزش واقعی ایجاد شده کیفیت بازار را ارتقا می دهد.
تحقق بازار الکترونیک منوط به رفع تردیدهای عمومی سرمایه گذاران در خصوص معامله آنلاین است . کلاهبرداری مشتریان ، جعل هویت، فساد پرونده ای و سرقت ، جملگی ترسهای منطقی و مشروع علاقمندان معامله الکترونیک می باشد. در کارگزاریهای سنتی ارباب رجوع خواسته خود را به دقت برای کارگزار تشریح می کند . لیکن با توجه به حذف عامل انسانی در کارگزاریها و بازارهای الکترونیک، ناامنی ها افزایش می یابد. البته پیشرفتهای چشمگیر در تجارت الکترونیک و افزایش حجم فروشهای اینترنتی طی سالهای گذشته تا اندازه زیادی از این نگرانیها کاسته است.[۳۶]نقایص فنی ازدیگر اشکالات جدی بازارهای الکترونیک می باشد که می توانداعتماد سرمایه گذار را نسبت به این بازار از بین ببرد. مثلاً نقص فنی در کارگزاری الکترونیک باعث می شود که مشتریان از اجرا یا عدم اجرای معاملات اوراق بهادارخود بی خبر بمانند
بورس لندن:
سیستم جدید بورس لندن رایانه ای است و این سیستم از سال ۱۹۷۹ به این شیوه در آمده است.
این سیستم مبتنی بر ۲ پایه است: ۱- خزانه مرکزی بورس۲- شرکت رایانه ای اوراق بهادار
در خزانه وجوه نقد و اوراق بهادار مؤسسات کارگزاری نگهداری می شود در شرکت رایانه ای که به نوعی محل تهاتر است تمام معاملات انجام شد ه در بورس پایاپای می شود یعنی معاملات سهام بوسیله این مرکز تسویه می شود.
مشتریان ابتدا یک حساب جدید به نام خود در شرکت سیستم رایانه ای بورس باز می کنند و سپس از کارگزار خود می خواهد سفارش او را اجرا کند. سفارش وارد رایانه می شود و به اطلاع نماینده کارگزار در تالار بورس می رسد و پس از انجام معامله مراتب به اطلاع واحد سفارش می رسد. تمام مراحل فوق ظرف چند ساعت انجام می شود.
گفتار سوم- اهلیت متعاملین
یکی از شرایط عمومی وقوع عقد داشتن اهلیت برای طرفین عقد است که این شرط را در مورد انتقال و واگذاری سهام بررسی می کنیم.
الف- اشخاص حقوقی :
اشخاص حقوقی می توانند از کلیه حقوق و تعهدات به استثنای آنهایی که خاص انسان هستند برخوردار شوند. تملک سهام و نقل و انتقال آن از حقوق خاص انسان نیست پس اشخاص حقوقی نیز می توانند این اعمال را انجام دهند. البته این حق بایستی بر اساس اساسنامه شرکت به آن داده شده باشد که در اینصورت اعمال مذکور توسط مقام ذیصلاح شرکت انجام خواهد شد.
در حقوق انگلیس نیز اگر در شرکتنامه این حق به شرکت داده شده باشد شخص حقیقی می تواند مبادرت به خرید سهام شرکت دیگر غیر از شرکت مادر خودنماید. چون خرید سهام شرکت مادر نوعی خرید سهام شرکت توسط همان شرکت می باشد.
ب) اشخاص حقیقی
اشخاص حقیقی حتی محجورین می توانند البته توسط نمایندگان قانونی اقدام به خرید سهام نمایند و اعمال حق و تکلیف این گونه اشخاص توسط نماینده قانونی شان انجام می شود. طبق ماده ۱۲۱۲ ق.م اگر انتقال دهنده بصورت غیر معوض سهام خود را حتی به صغیر ممیز و سفیه منتقل نماید حتی نیازمند مداخله نماینده قانونی نیز نیست.
در حقوق انگلیس این اساسنامه شرکت است که تعیین می کند آیا صغار می توانند بدون مداخله نماینده قانونی خود طرف انتقال یا پذیره نویسی سهام قرار گیرند. اگر اساسنامه این امر را منع کرده باشد این انتقال بنا به درخواست شرکت توسط دادگاه ابطال می شود.
این وضعیت یعنی قابلیت ابطال انتقال سهام حتی با وجود تجویز انتقال سهام به صغار در اساسنامه در مورد سهامی که مبلغ اسمی آن کاملاً پرداخت نشده است ، وجود دارد.
ج) بیگانگان[۳۷]
ماده ۹۶۱ ق. م ایران محدودیتهای اهلیت تمتع برای اتباع خارجه را پیش بینی نموده است که این محدودیتها شامل تملک سهام شرکتهای ایرانی نیست پس اتباع خارجه نیز همانند اتباع ایران می توانند سهام تملک نمایند مثلاً در بند ۱ ماده ۴ قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱/۹/۸۴ مجلس شورای اسلامی، یکی از وظایف شورای بورس اعطای مجوز به بورس جهت معاملات اشخاص خارجی در بورس اعلام شده است. البته در این راه محدودیتهایی از لحاظ میزان سهام قابل تملک توسط بیگانگان در شرکتهای ایرانی پیش بینی شده است که مهم ترین آنها اصل ۸۱ قانون اساسی است که تملک بیش از ۴۹% سهام شرکتهای ایرانی توسط خارجیان بوسیله اساسنامه شرکت ها را ممنوع نموده است.
د- خرید سهام توسط خود شرکت
بموجب ماده ۱۹۸ ل.ا.ق.ت خرید سهام شرکت توسط همان شرکت ممنوع است. حقوقدانان [۳۸] علت این ممنوعیت را لزوم ثبات سرمایه شرکت و حفظ وثیقه طلبکاران می دانند [۳۹] زیرا خرید سهام توسط همان شرکت منجر به کاهش سرمایه شرکت است که این امر یعنی کاهش سرمایه شرکت بایستی با تشریفات خاصی انجام گیرد نه از طریق ساده ای مثل خرید سهام شرکت توسط همان شرکت.
بعضی حقوقدانان خرید سهام شرکت توسط همان شرکت از محل منافع و ذخیره شرکت به منظور تقویت ارزش سهام شرکت و فروش مجدد آن را صحیح می دانند(منصور صفری، حقوق بازرگانی ،ص۳۰۱)
عده ای نیز این امر را پس از تصویب مجمع عمومی فوق العاده مبنی بر کاهش سرمایه صحیح دانسته اند (عبدالحمید اعظمی زنگنه، حقوق بازرگانی، ص۱۳۹) در مواد ۶۵ و۲۶۲ ل.ا.ق.ت نیز به کاهش سرمایه از طریق بازخرید سهام اشاره شده است. اما مکانیسم این امر پیش بینی نشده است به همین دلیل بعضی حقوقدانان حکم ماده ۱۹۸ را مجری دانسته و کاهش سرمایه از طریق خرید سهام توسط شرکت را ممنوع دانسته اند زیرا وثیقه
طلب طلبکاران را تضعیف می نماید .[۴۰]
البته در خصوص ضمانت اجرای ماده ۱۹۸ ق.ت نظرات مختلفی عنوان شده است. عده ای نهی قانونگذار را دلالت بر فساد معامله می دانند [۴۱]. عده ای دیگر نهی قانونگذار را مستوجب تحریم عمل حقوقی و لزوم مجازات دانسته اند. استادکاتوزیان معتقدند که در غالب موارد نتیجه نهی، بطلان یا عدم نفوذ است. البته تشخیص بطلان یا عدم نفوذ بسته به هدف مقنن دارد.
هرگاه نهی مقنن ناظر به ارکان عقد و شرایط اساسی صحت معامله باشد قرینه ای بر فساد معامله است و اگر نهی با اشخاص معین یا موضوع و جهت خاصی صورت گیرد اصل بطلان یا عدم نفوذ است.[۴۲]
در مورد ضمانت اجرای ماده ۱۹۸ یکی از دو حالت صحت یا بطلان است و غیر نافذ در این مورد مصداق ندارد زیرا معلوم نیست چه کسانی به عنوان ذینفع حق رد یا تنفیذ خرید سهام توسط شرکت را دارا هستند.
با توجه به ماده ۱۸۹ ل.ا.ق.ت که کاهش اختیاری سرمایه را تنها از طریق کاهش بهای اسمی تجویز نموده است و به کاهش سرمایه از طریق بازخرید اشاره ننموده است و همچنین ترتیب بیان مواد ۶۵و۲۶۲ که در بخش مربوط به اوراق قرضه و مقررات جزایی لایحه اصلاح قانون تجارت آمده اند موید چنین عملی (ضمانت اجرای ماده ۱۹۸)می باشد.
در حقوق انگلیس بر اساس پرونده Trevor علیه whitworth در سال ۱۸۸۷ تملک سهام شرکت توسط همان شرکت ممنوع می باشد که علت آن اصل ثبات سرمایه شرکت وحفظ حقوق طلبکاران و اشخاص ثالث که با شرکت معامله می کنند می باشد.
در حقوق آمریکا خرید سهام شرکت توسط همان شرکت نوعی تقلب نسبت به طلبکاران شرکت تلقی گردیده است.البته در حقوق انگلیس استثنائاتی به قاعده ممنوعیت مذکور وجود دارد:۱-اعراض از سهامی که مبلغ اسمی آن کاملاً پرداخت شده باشد و شرکت نیز هیچ عوضی از دارایی شرکت نپردازد.

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:12:00 ب.ظ ]




(۲/۱۶۴۵)
از آنجائی که توبه، درهای لطف را بر روی انسان می گشاید و سبب توبه نیز اشتباهات انسان است، بنابراین، مولانا اینگونه اشتباهات را- که منجر به توبه می شود- لطف و رحمت الهی می داند :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

اشتباهی و گمانی در درون   رحمت حق است بهر رهنمون
ج

(۱/۲۵۰۴)

۵-۷ . تبدیل سیّئات به حسنات

خداوند نه تنها راه توبه را باز گذاشته، بلکه بعد از توبه، هر زشتی را به نیکی تبدیل می کند: یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّاتِهِم حَسَناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً۷۹ (پس اینان بگرداند خدای، بدی های ایشان را به نیکی ها و هست خدای آمرزگار بخشاینده).

 

 

لطف شه جان را جنایت جو کند   زانک شه هر زشت را نیکو کند

(۲/۳۳۶)

۵-۸ . تربیت و هدایت انسان

در قرآن آمده که : إنَّکَ لاتَهدِی مَن اَحبَبتَ وَلکِنَّ اللهَ یهدِی مَن یَشاءُ وَ هُوَ اَعلَمُ بِالمُهتَدِینَ۸۰ (به درستی که تو ای محمد راه ننمائی آن را نتوانی نمود که آن به تو نیست که دوست داری تو راه نمودن او ولیکن دریاب خدای راه نماید آن را که خواهد و او داناتر به راه یافتگان) و نیز: فَلَولا فَضلُ اللهِ عَلَیکُم وَ رَحمَتُهُ لَکُنتُم مِنَ الخاسِرِینَ۸۱ (و اگر نبودی افزونی نیکوئی خدای بر شما به توفیق توبه و بخشایش او به تأخیر عذاب هر آینه بودی شما از جملۀ زیانکاران). عرفا نیز معتقدند که خداوند انسان ها را از روی عنایت دعوت می کند و به آن ها قدرت انجام فرایض را می دهد تا مورد لطف قرار گیرند. «چون عنایت ازلی خواهد که مرد سالک را به معراج قلب در کار آرد، شعاعی از آتش عشق “نارُاللهِ المُوقَدَهُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الأفئِدَهِ” شعله ای بزند، شعاعی بر مرد سالک آید، مرد را از پوست بشریّت و عالم آدمیّت به در آرد. در این حالت، سالک را معلوم شود که : “کُلُّ نَفسٍ ذَائِقَهُ المَوت” چه باشد، و در این موت راه می کند، “کُلُّ مَن عَلَیها فَانٍ” روی نماید تا به جائی رسد که “یوم تُبدّلُ الارضُ غیرَ الأرض” باز گذارد تا به سر حدّ فنا رسد».۸۲
مولوی در فیه مافیه گوید: «جَذبهٌ مِن جَذَباتِ اللهِ تَعالی خَیرٌ مِن عِبادَهِ الثَّقَلَینِ یعنی چون عنایت او در رسد، کار صد هزار کوشش کند و افزون کوشش خوب است و نیکو و مفید است عظیم؛ اما پیش عنایت چه باشد. پرسید که : “عنایت کوشش دهد”. گفت: “چرا ندهد چون عنایت بیاید کوشش هم بیاید”».۸۳

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




امضای دیجیتال پیشرفته ترین و پرکارترین نوع از امضاء های الکترونیک است و به دلیل امنیت بالای آن جایگزین سایر روش های موجود شده است و بیشتر قانونگذاران از جمله قانونگذار تجارت الکترونیک ایران این شیوه از امضاء را پذیرفته اند. امضای دیجیتال مبتنی بر علم رمز نگاری است و از دو نوع الگوریتم به نامهای «کلید عمومی» و «کلید خصوصی» استفاده می کند (زرکلام، ۱۳۸۲)

۲-۷-۴-۱- فن آوری و زیر ساخت امضای دیجیتال

همان طور که گفته شد امضای دیجیتال از طریق علم رمز نگاری ایجاد می شود و در واقع یک فرایند رمز نگاری است و از یک جفت کلید تحت عناوین کلید خصوصی و کلید عمومی تشکیل می شود، بنابراین لازم است با این اصطلاحات تا حدودی آشنا شویم.

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۷-۴-۲- رمز نگاری

رمز نگاری علم تغییر شکل دادن نوشته ها و اطلاعات است یعنی از طریق آن می توان یک متن خوانا را تبدیل به یک متن ناخوانا و غیر قابل فهم کرد. فرایند رمز گذاری دارای دو مرحله است؛ مرحله اول رمز سازی[۱۱] یعنی تبدیل یک متن ساده و عادی به یک متن رمزی است. این متن اگر در دسترس همگان هم قرار گیرد غیر قابل فهم است. مرحله دوم رمز گشایی است یعنی تبدیل متن رمز شده به یک متن عادی که قابل فهم باشد (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۴).

۲-۷-۴-۳- رمز نگاری کلید عمومی

رمز نگاری مبتنی بر کلید عمومی یا رمز نگاری «اسیمتریک» از دو الگوریتم تشکیل شده است که یکی از آنها برای ایجاد امضای دیجیتال و تبدیل آن به یک متن بی معنی استفاده می شود و دیگری برای تبدیل متن غیر قابل فهم به شکل اولیه آن به کار می رود. به این دو الگوریتم، اصطلاحاً کلید گفته می شود. الگوریتم دوم که برای صحت امضاء و تطبیق و سنجش کلید به کار می رود. در واقع، این دو کلید از نظر ریاضی به هم مرتبط است. از بین این جفت کلید یکی برای ایجاد امضای دیجیتال و تبدیل داده ها به شکل نامرئی و غیر قابل فهم و کلید دیگر جهت شناسایی امضای دیجیتال و یا برگرداندن پیغام رمزنگاری شده به شکل اولیه آن به کار می رود. تجهیزات رایانه ای و نرم افزاری که از این دو کلید استفاده می کنند سیستم رمز نگاری اسیمتریک یا رمزنگاری نامتقارن نامیده می شود. (زرکلام ۱۳۸۲ص۴)
بنابراین، کلید عمومی سری نیست و می تواند در اختیار عموم نیز قرار گیرد درحالی که کلید خصوصی کاملاً محرمانه است و تنها در اختیار مالک آن قرار دارد و ضروری است که این کلید پنهان باشد و کس دیگری به آن دسترسی نداشته باشد (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۴).

۲-۷-۴-۴- نحوه ایجاد یک امضای دیجیتال

برای ایجاد یک امضای دیجیتال، ابتدا امضاء کننده باید از طریق کلید عمومی امضاء خود را رمز سازی کرده و سپس آن را ضمیمه پیام داده ای کند و برای مخاطب خویش ارسال کند. مخاطب که اکنون پیام داده ای را به همراه امضای دیجیتال منضم شده به آن دریافت کرده، باید امضاء رمز نگاری شده را که قابل فهم نیست از داده پیامها جدا ساخته و از طریق کلید عمومی ارسال کننده (که در فهرست عمومی مرجع گواهی امضاء موجود است) پیام را برای وی ارسال می کند تا خود ارسال کننده(اصل ساز) با کلید خصوصی اش آن را رمز گشایی کند. چنانجه نتایج یکسانی حاصل شد، معلوم می شود که اولاً امضای مذکور به نحو صحیحی از سوی امضاء کننده ارسال شده است و ثانیاً وی نمی تواند ادعا کند که پیام را امضاء نکرده و یا اینکه پیام تغییر یافته است.
بنابراین، به کارگیری امضای دیجیتال شامل دو فرایند است: مرحله اول ایجاد امضاء توسط ارسال کننده پیام توسط کلید خصوصی اوست و مرحله بعد نیز شامل فرایند چک کردن امضای دیجیتال از طریق مراجعه به پیام اصلی و استفاده از کلید عمومی ارسال کننده است (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۴).

۲-۷-۴-۵- مرجع گواهی امضاء

اگر چه بااستفاده از روش امضای دیجیتال تمامیت سند، محرمانه بودن اطلاعات( در صورت لزوم) و امنیت داده ها تضمین می شود، اما یک مساله مهم هنوز باقی است و آن هم تضمین هویت امضاء کننده است. از نظر حقوقی، مهم ترین اثر امضاء اثبات رابطه سند با کسی است که امضاء به او نسبت داده شده است. امضای الکترونیکی هر چند که از امنیت بالایی هم برخوردار باشد، ولی قادر به تضمین هویت امضاء کننده نیست و این همان مشکل تعیین هویت در سیستم های باز است که طرفین یک مباله در خصوص حقوق وتکالیف خود توافقی نکرده و همدیگر را نمی شناسند (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۵)
ساز و کار احراز و تضمین هویت در فضای سنتی از طریق ثبت اسناد در مرجع ثالثی تحت عنوان دفاتر اسناد رسمی صورت می گیرد که با احراز هویت امضاء کنندگان سند و رعایت برخی تشریفات قانونی به اسناد، اعتبار و رسمیت می بخشد. در بستر مبادلات الکترونیک نیز وجود چنین مرجع ثالثی برای تعیین هویت امضاء کننده ضروری است. این مرجع تحت عنوان مرجع گواهی شناخته می شود، زیرا از طریق صدور یک گواهی نامه دیجیتال هویت امضاء کننده را تضمین می کند. گواهی نامه دیجیتال یک کلید عمومی را برای اشخاص (حقیقی یا حقوقی) تعریف و تصدیق می کند. صدور این گواهی نامه توسط یک مرجع معتبر و موثق که به آن مرجع گواهی گویند، تأیید می شود. لذا از این طریق اثبات می شود که کلید عمومی مذکور فقط مختص یک شخص خاص است (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۵).
شبکه مراجع گواهی و پایگاه های داده ای و ساختار عملکرد آنها تحت عنوان ساختار کلید عمومی[۱۲] شناخته به شرح ذیل است:
۱- تقاضای صدرو گواهی امضاء از مرجع گواهی توسط ارسال کننده پیام داده ای
۲- صدور گواهی امضاء پس از احراز هویت و معرفی ارسال کننده به کلید های عمومی و خصوصی از سوی مرجع گواهی
۳- ارسال پیام داده های همراه با امضای دیجیتال برای مخاطب از طرف ارسال کننده
۴- ارسال امضاء به مرجع گواهی برای تصدیق هویت امضاء کننده و اطمینان از صحت آن توسط مخاطب
۵- بررسی صحت و سقم پیام داده ای و انتساب آن به ارسال کننده توسط مرجع گواهی
۶- ارسال گواهی صحت امضاء از سوی مرجع گواهی برای مخاطب
۷- پاسخ مخاطب به ارسال کننده با یک امضای دیجیتال
بنابراین، مرجع گواهی تضمین می کند که کلید عمومی موجود در فهرست مرجع (که دراختیار عموم است) به درستی ایجاد و اعلام شده است، زیرا هویت دارنده کلید خصوصی که منطبق و مرتبط با کلید عمومی است نزد مرجع وجود دارد. در واقع مرجع گواهی یک کلید خصوصی را به اشخاص تخصیص و آن را ثبت و نگهداری می کند و کلید مکمل آن یعنی کلید عمومی را در فهرست دارندگان کلید عمومی ثبت و نگهداری کرده و در دسترس عموم قرار می دهد (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۶)
شرح وظایف و مسؤولیتهای مراجع گواهی به تفصیل در قوانین و مقررات بیان شده است. قوانین بین المللی موجود در خصوص امضای الکترونیک در مورد مقررات مراجع گواهی ساکت است و آن را به قوانین ملی واگذار کرده است. قانون تجارت الکترونیک ایران نیز از مراجع گواهی تحت عنوان « دفاتر خدمات صدور امضای الکترونیکی در کشور تأسیس می شوند. این خدمات شامل تولید، صدور، ذخیره، ارسال، تأیید، ابطال و به روز نگهداری گواهیهای اصالت (امضای) الکترونیکی می باشد» ماده ۳۲ نیز بیان می کند: «آیین نامه ها و ضوابط تأسیس و شرح وظایف این دفاتر توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و وزارت خانه های بازرگانی، ارتباطات و فن آوری اطلاعات، امور اقتصادی و دارایی و دادگستری تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید» مراجع گواهی امضاء به دلیل نیاز به زیر ساختهای فنی، تجهیزات و تأسیسات شبکه ای پیشرفته و استانداردهای ایمنی بالا، هنوز در ایران راه اندازی نشده است (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۶).
بنابراین بسیاری از حقوقدانان معتقدند که قانونگذار صدور چک را فقط از طریق امضاء صادر کننده پذیرفته است و با توجه به صراحت ماده ۳۱۱ قانون تجارت که از مهر نامی برده نشده است لذا نمی توان در صدور چک از مهر استفاده کرد. زیرا اولاً قانونگذار نمی خواسته است افراد بی سواد چک صادر کنند و ثانیاً ماده ۲۲۳ قانون تجارت در مورد برات، علاوه بر امضاء، مهر را نیز معتبر دانسته، ولی در ماده ۳۱۱ قانون مذکور سخنی از مهر به میان نیامده است. بنابراین، صدور چک فقط با امضاء امکان پذیر است و این امضاء هم لزوماً باید دست نویس باشد یعنی امضاء شخصی که به صورت مهر در آمده نیز برای صدور چک معتبر نیست (فخاری، ۱۳۸۱). بنابراین، طرح این بحث که امضای الکترونیک در ردیف مهر قرار می گیرد یا امضاء دست نویس در خصوص صدرو چکهای الکترونیک به عنوان یکی از روش های پرداخت در قراردادهای الکترونیک اهمیت پیدا می کند (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۷).
برخی حقوقدانها امضای الکترونیکی را در ردیف مهر آورده اند، زیرا از نظر ماهیتی با امضاء دست نویس تفاوت دارد و در مقام مقایسه بیشتر به مهر شباهت دارد. امضای الکترونیکی چیزی جز یک سری فرمولهای ریاضی نیست که از سوی مراجع گواهی امضاء تأیید و در اختیار افراد قرار می گیرد و اگر چه تحت عنوان امضاء نام گرفته اند، ولی چون توسط شخص ثالثی تولید و به اشخاص اختصاص داده می شوند و اشخاص فقط آنها را به شکلی که هستند مورد استفاده قرار می دهند، در تحلیل حقوقی در ردیف مهر قرار می -گیرند (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۷).
طبق ماده ۷ قانون تجارت الکترونیکی ایران، « هر گاه قانون، وجود امضاء را لازم بداند، امضای الکترونیکی مکفی است» یعنی امضای الکترونیکی هر ماهیتی که داشته باشد (مهر، امضاء
یا ماهیت دیگر) از نظر قانونی جایگزین امضاء دست نویس با آثار حقوقی مشابه شده است.
کشور ایران نیز در قانون تجارت الکترونیکی خویش صریحاً امضای الکترونیکی را به رسمیت شناخته است. (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۷).

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۸- ارزش اثباتی امضای الکترونیک

چنانچه امضای الکترونیک بخواهد همانند امضای دست نویس در مقام دعوا یا دفاع قابل استفاده باشد باید از یکسری شرایط امضاء دستی مثل منحصر به فرد بودن، قدرت تعیین هویت و عدم امکان جعل توسط دیگران برخوردار باشد. البته تأمین شرایط مذکور برای امضای الکترونیک، ناظر به مسائل فنی است وچنانچه، این نوع امضاء با رعایت نظام اصول علمی و مهندسی الکترونیک انجام شده باشد، همانند امضاهای دستی دارای ارزش اثباتی است و از این حیث هیچ تفاوتی با آنها ندارد. امضای الکترونیک یک داده است و همان طور که بیان شد داده پیامها نیز دارای ارزش اثباتی هستند (زرکلام، ۱۳۸۲، ص ۸).
اما باید گفت که به طور کلی ارزش اثباتی داده پیامها، با توجه به عوامل مطمئنه از جمله تناسب روش های ایمنی به کار گرفته شده تعیین می شود. حال چنانچه داده پیام های تشکیل دهنده امضاء از تمام شرایط فنی لازم برخوردار باشند اعتبار حقوقی و جایگاه آنها در ادله اثبات دعوا همانند جایگاه امضاهای دست نویس است و می تواند به عنوان دلیل در مقام دعوا یا دفاع در محاکم مورد پذیرش قرار گیرد.(زرکلام، ۱۳۸۲، ص۸) در قانون تجارت الکترونیکی ایران از امضایی که تمام شرایط فنی برخوردار است تحت عنوان «امضای الکترونیکی مطمئن» نام برده شده است. طبق ماده ۲ قانون مذکور امضای الکترونیکی مطمئن، امضایی است که شرایط ماده ۱۰ همان قانون را داشته باشد. شرایط ماده ۱۰ قانون تجارت ایران نیز برای امضاء و سابقه الکترونیکی مطمئن این است که چنین امضایی باید:
الف) نسبت به امضاء کننده منحصر به فرد باشد.
ب) هویت امضاء کننده داده پیام را معلوم نماید.
ج) به وسیله امضاء کننده و یا تحت اراده انحصاری وی صادر شده باشد.
د) به نحوی به یک پیام متصل شود که هر تغییری در آن داده پیام قابل تشخیص و کشف باشد.
طبق ماده ۱۵ قانون تجارت ایران نسبت به امضایی که با شرایط فوق ایجاد شده است نمی توان ادعای انکار و تردید کرد و تنها می توان نسبت به آن ادعای جعل کرد. بنابراین، منضم شدن امضای الکترونیک به داده پیامها، آنها را در حکم اسناد رسمی قرار می دهد. بنابر آنچه گفته شد، امضای الکترونیک هیچ تفاوتی از حیث آثار حقوقی با سایر امضاهای دستی ندارد بلکه حتی با فراهم شدن زیر ساختهای فنی لازم، می توان گفت چنین امضایی کمتر در معرض جعل قرار می گیرد. (زرکلام، ۱۳۸۲، ص۹).

۲-۸-۱- سابقه مطمئن

برای اطمینان دلیل، صرف ایجاد آن به صورت مطمئن کافی نیست بلکه دلیل الکترونیکی باید به صورتی ذخیره شود که به هنگام نیاز در دسترس باشد و از عدم تغییر آن پس از ایجاد اطمینان حاصل شود. منظور از سابقه اطلاعاتی مطمئن، بیان شرایطی است که رعایت آنها برای نگهداری و بایگانی اسناد ضروری است به صورتی که اطلاعات در ارجاعات بعدی قابل استفاده باشند (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۶۱).
این موضوع، مختص دلیل الکترونیکی است زیرا سند کاغذی به همان صورتی که ایجاد شده است، نگهداری می شود و به هنگام نیاز در دسترس و قابل استفاده است و از آنجا که سند ذخیره شده، همان سند تولید شده است، در مورد صحت و تمامیت آن تردیدی وجود ندارد اما دلایل الکترونیکی هنگام بایگانی فشرده شده، از حالت رمز خارج شده و با به قالب دیگری تغییر می یابند، هنگام تغییر قالب سند، شیوه امنیتی به کار رفته در ایجاد سند مانند امضای دیجیتالی از بین می رود زیرا امضای دیجیتالی فقط منضم به سند اولیه است و هنگام انتقال سند، به قالبی جدید منتقل نمی شود، پس سندی که به صورت مطمئن ایجاد شده است اگر ذخیره شده و به صورت سابقه اطلاعاتی در آید، ممکن است در این فرایند، اطمینان خود را از دست بدهد.پس صرف اطمینان دلیل، در مرحله ایجاد برای مطمئن تلقی کردن آن، کافی نیست، بلکه این دلیل باید علاوه برآنکه به صورت مطمئن ایجاد شده است به صورت مطمئن نیز ذخیره شود، به نحوی که قابلیت دسترسی و تمامیت آن حتی با وجود تغییر قالب سند محفوظ بماند همچنین هویت صادر کننده سند نیز باید حفظ شود (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۶۱).
ماده ۱۱ قانون تجارت الکترونیک ایران، سابقه اطلاعاتی مطمئن را چنین تعریف کرده است: «سابقه الکترونیکی مطمئن، عبارت از داده پیامی است که با رعایت شرایط یک سیستم اطلاعاتی مطمئن ذخیره شده و به هنگام لزوم، در دسترس و قابل درک است (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۶۱).
منظور از «در دسترس بودن» و « قابل درک بودن» آن است که دلیل باید به صورتی ذخیره شده باشد که به هنگام نیاز بتوان آن را به صورتی خوانا مورد استفاده قرار داد بنابراین، اگر نرم افزاری که برای اجرای سند نیاز است موجود نباشد، آن سابقه، مطمئن محسوب نمی شود (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۶۲).
سابقه الکترونیکی مطمئن، باید با رعایت شرایط یک سیستم اطلاعاتی مطمئن ذخیره شده باشد، با توجه به شرایط سیستم اطلاعاتی مطمئن مندرج در بند «ح» ماده ۲ قانون تجارت الکترونیک که به تفصیل بررسی کردیم، چنین سیستمی به دلیل محفوظ بودن در برابر نفوذ و سوء استفاده، تصدی صحیح و پیکربندی معقول، دقت، تمامیت و محرمانگی سند را تضمین می کند، همچنین، با توجه به آنکه چنین سیستمی منطبق بر رویه ایمن است، منشأ و مقصد داده پیام و تاریخ ارسال و دریافت آن را تعیین کرده و از این طریق هویت صادر کننده سند را اثبات می کند (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص ۶۲).
اگر چه شرایط تعیین شده، اطمینان سابقه اطلاعاتی را تضمین می کند اما همانگونه که بیان کردیم، عمده ترین تردیدی که در مورد سوابق اطلاعاتی وجود دارد مسئله تغییر قالب سند است، یعنی اینکه دلیلی را که هنگام بایگانی فشرده شده یا امضای مطمئن خود را از دست داده است در چه شرایطی می توان مطمئن تلقی کرد که این موضوع در قانون مسکوت است و قانونگذار به تغییر قالب سند هیچ توجهی نکرده است.
ماده ۱۰ قانون مقرر می دارد که اسناد یا اطلاعات نگهداری شود این ضرورت با نگهداری داده پیام برآورده می شود مشروط بر آنکه شرایط زیر رعایت شود:
الف- اطلاعات مندرج در آن در دسترس بوده به نحوی که برای ارجاعات بعدی قابل استفاده باشد.
ب- داده پیام در همان قالبی که تولید، ارسال یا دریافت شده و یا قالبی که بتواند دقیقاً اطلاعات تولید، ارسال یا دریافت شده را نمایش دهد نگهداری شود.
ج- اطلاعات به نحوی نگهداری شود که هویت داده پیام، مبدأ و مقصد، تاریخ و زمان ارسال و دریافت داده پیام مشخص باشد.
الزام به نگهداری اسناد، سوابق و اطلاعات طبق بند یاد شده، اطلاعاتی را که تنها هدف آنها ایجاد امکان ارسال و دریافت داده پیام است شامل نمی شود.
اشخاص مجازند الزامات مندرج در بند ۱ را با بهره گرفتن از خدمات اشخاص ثالث تأمین نمایند مشروط بر آنکه شرایط مندرج در قسمتهای الف، ب و ج بند ۱رعایت شود» (عبداللهی، ۱۳۹۱، ص۶۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




با پیشرفت تکنولوژی و پیچیده شدن فعالیتهای سازمانی،به جرات می توان ادعا کرد که دوران کار فردی به سر آمده و امروزه مدیریت قبل ازآنکه مدیریت بر افراد باشد، مدیریت بر گروه های کاری است. قدرت ایجاد گروه های کارآمد و هماهنگ ساختن آنان با ایفای موثر نقش هماهنگ کنندگی،رهبریت گروه و عضو گروه ضروری است (فرهمند، ۱۳۸۱، ۶۲۱). از اینرو سازمانها همان گونه که به بازسازی خود می پردازند تا بتوانند موثرتر و با راندمان بهتر به رقابت بپردازند‏‎‎‏، به سوی گروهی کارکردن نیز روی آورده اند تا از ذوق و قریحه کارکنان به نحوی بهتر بهره ببرند. مدیران دریافته اند که گروه ها نسبت به ساختارهای سنتی کاری دارای قدرت انعطاف بیشتر بوده و در برابر محیط در حال تغییر بهتر پاسخگو هستند. لذا گروه ها می توانند به عنوان منبعی برای رضایت شغلی به کار گرفته شوند. همچنین آنها برای مدیران ابزار موثری هستند تا بتوانند مشارکت کارکنان را بهبود بخشیده، اخلاق آنها را متعالی و تنوع نیروی کار را گسترش دهند (Kolb, 1995). اما یکی از موضوعاتیکه سازمانها و مدیران برای تشکیل تیم باید بدانند،آنست که اعضای یک گروه یا تیم کاری معمولا از فرهنگهای مختلف می باشند و ازاینرو این مساله به چالشی بسیار مهم برای مدیران تبدیل شده است که چگونه بتوانند افراد مختلف با پیشینه های فرهنگی مختلف را در کنار هم قرار دهند.
۲-۳-۲) مفهوم اثربخشی
در زمینه سازمانی یک توافق عمومی برای تعریف اثربخشی وجود ندارد. اوّلین دیدگاه در زمینه اثربخشی احتمالاً در دهه ۱۹۵۰ میلادی مطرح گردید که اثربخشی را چنین تعریفمی کند: اثربخشی عبارتست از درجه یا میزانی که سازمان به هدف های مورد نظر نائل می آید (دفت، ۱۳۸۶، ۱۰۳). در تعریف دیگر اثربخشی، دست یابی به هدف های صحیح، اصلی و اساسی تعریف گردیده است (الوانی، ۱۳۸۱، ص ۶۱). اثربخشی یک مفهوم کُلّی است و هنگام تعیین آن میزان یا حدودی که هدف های چندگانه (چه رسمی، چه عملیاتی) تأمین شده اند، سنجیده یا اندازه گیری و مورد قضاوت قرارمی گیرند. اثربخشی توّجه به بازده یا ستاده صحیح و مناسب است و معنای کیفیت را در بطن خود دارد (توردال، ۲۹، ۱۳۷۱). اثربخشی در تمامی مکاتب مطرح بوده است. به طور مثال مکتب کلاسیک به مسائلی همچون حداکثر کردن میزان تولید و یا کاهش هزینه به عنوان اثربخشی توّجه داشتند. صاحب نظران مکتب روابط انسانی و در رأس آنها «التون مایو»[۴۹] اثربخشی را ناشی از رضایت خاطر کارکنان می دانستند. سایر متفکران مدیریت علمی، همچون «آبرام مازلو[۵۰]» و «داگلاس مک گریگور»[۵۱] به نیازهای انسان و نهایتاً به موضوع خود شکوفایی توّجه داشتند که در نتیجه بر احساس تعّلق و تعّهد، دلبستگی کارکنان به سازمان و نهایتاً بر میزان اثربخشی اثر مثبت خواهد داشت (حقی، ۱۳۸۵، ۴۲). «اتزیونی»[۵۲] اثربخشی را میزان تحّقق اهداف تعریفمی کند و «فیدلر»[۵۳] که نظریه رهبری اثر بخش را مطرح کرده است، اثربخشی را مشتمل بر روابط مدیر با همکاران، میزان کار از پیش تعیین شده و میزان قدرتی که مدیر از مقام خود به دست می آورد، می داند. همچنین «ردین»[۵۴] معتقد است که اثربخشی به اندازه ای از کار اطلاقمی شود که مدیران بتوانند به نتایج معیّنی با نیازهای خاصی از طریق اداره درست در موفقیت سازمان دست یابد. او در عین حال اثربخشی را وابسته به شخصیت، رفتار و انتظار مدیر، زیردستان، همکاران، هم قطاران و سازمان می داند. (مقیمی و همکاران، ۱۳۸۶، ۹۷). «کالدول»[۵۵] و «اسپینکس»[۵۶] می گویند که اثربخشی، اندازه یا حدود دستیابی به اهداف برنامه است. «هوی»[۵۷] و «میسکل»[۵۸] اثربخشی را توصیف عملی در جهت نیل به یک هدف می دانند (هوی و میسکل، ۱۳۷۱، ۷۲). بنابراین آنچه که از این تعاریف بر می آید این نکته است که مسائل و مشکلات لاینفکی در تعریف اثربخشی و سنجش آن وجود دارد و در سال های گذشته دانشگاهیان در خصوص توافق بر آنچه که اثربخشی معنا می دهد با مشکلات قابل ملاحظه ای مواجه بوده اند. با همه این وجود همه آنها در این امر که اثربخشی موضوعی مهّم در تئوری سازمان است اتفاق نظر داشته و صراحتاً آن را تأیید می کنند. در حقیقت مشکل است که یک تئوری سازمان را بدون وجود مفهوم اثربخشی در آن متصّور شد (رابینز، ۱۳۸۵، ۴۷).
۲-۳-۳) سیر تاریخی نظریات درباره اثربخشی سازمانی
در زمینه اثربخشی سازمانی یک توافق عمومی برای تعریف آن وجود ندارد. اثربخشی سازمانی در همه مکاتب مدیریتی، بنا به دیدگاه ها و نظرات آن دوره مورد توّجه قرار گرفته است. برخی از این مکاتب و متفکرین اصلی آنها، بهمراه شرحی مختصر از اثربخشی سازمانی و نیز نمونه مشخصه های اثربخشی سازمانی از دیدگاه آنان در جدول زیر نمایش داده شده است (اصفهانی و همکاران، ۱۳۷۵، ۶۶).
جدول ۲-۳ ) شرح تاریخی مُدل های اثربخشی سازمانی (اصفهانی و همکاران، ۱۳۷۵، ۶۶).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




اصلاح و یا حتی به شدت تثبیت شود (۲۶). بعبارتی نظریه دلبستگی،فقط نظریه تحول کودک نیست بلکه نظریه تحول در گستره حیات نیز می باشد. طبق نظربالبی روابط دلبستگی همیشه موجودند ودر سراسر چرخه زندگی فعال هستند،بطوریکه پیوندهای دلبستگی در سراسرزندگی بزرگسالی ایجاد می شوندوبرفعالیتهای مهم دوران نوجوانی و جوانی مؤثرند(۲۰). از چشم انداز تحولی، کیفیت دلبستگی افراد در نوجوانی نقش مهمی را در تعیین درجه آسیب پذیری افراد برای کج روی های تحولی بازی می کند و سبک دلبستگی خود ، از عوامل موثر در ایجاد آسیب های روان شناختی در طول زندگی محسوب می شود (۸). یافته های متعددی بر ارتباط بین پرخاشگری با انواع دلبستگی تأکید می کنند. بطوریکه نتایج فخاری نژاد، در تهران نشان داد، دختران دارای سبک دلبستگی ناایمن درمقایسه با افراد دارای سبک دلبستگی ایمن، پرخاشگری بیشتری دارند و در زیرمقیاس های پرخاشگری، خشم وخصومت دخترانی که دلبستگی ناایمن دارند از دختران دارای دلبستگی ایمن بالاتر است. دخترانی که دارای دلبستگی اجتنابی هستند نسبت به دو گروه ایمن و اضطرابی/دوسوگرا، پرخاشگری بیشتری را نشان دادند (۸). کراوفورد و همکاران از قویتر بودن رابطه میان سبک دلبستگی اجتنابی با پرخاشگری حمایت می کنند (۲۷). در تحقیق آهنگرانزابی و همکاران، بین ۶۰ دانش آموز دبیرستانی، با عنوان بررسی ارتباط سبک های فرزند پروری والدین با پرخاشگری نوجوانان در شبستر، ضریب همبستگی بین سبک فرزند پروری دموکراتیک با خشم و نیز بین سبک سهل گیرانه با پرخاشگری و جنبه های آن (پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی،خصومت،خشم) معنا دار نبود(۲۸). طالبی وپرم ورما نشان داد که دلبستگی ایمن رابطه منفی معنا داری با پرخاشگری در پسرها و دختران ایرانی و هندی داشت یافته های پژوهش فوق رابطه معنی داری بین وابسته بودن به مادر و پرخاشگری در دختران ایرانی را نشان داد که در نمونه های هندی این رابطه معنی دار نبود(۲۹) .­­­ برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید. به نظرمی آید که آمار بالای پرخاشگری به نوع تربیت در خانواده بر می گردد .لذا توجه به عوامل زمینه ساز و تلاش در رفع آنها و آگاه کردن والدین و مربیان می تواند تا حدود زیادی به سلامت روانی کودکان و نوجوانان کمک کرده و از ابتلاء آنها به اختلالات روانی و رفتاری پیشگیری به عمل آورد.بنابراین شناسایی و پیشگیری زودرس این نوع اختلالات بایستی مورد توجه کلیه افراد تیم پزشکی از جمله پرستاران مدرسه قرارگیرد؛ زیرا یکی از وظایف مهم پرستاران مدرسه به عنوان ارائه دهنده­ی مراقبت مستقیم، مربی بهداشت، راهنما و مشاور کودکان و نوجوانان در مدرسه توجه به سلامت روانی و رفتاری نوجوانان از جمله پرخاشگری است. همچنین با توجه به اینکه باورهای اجتماعی در قالب فرهنگ، منبع اصلی ایده مردم درباره رفتارهای صحیح و غلط می باشد تفاوت های فرهنگی و اجتماعی هر منطقه، پژوهشگررابرآن شد تا با هدف بررسی میزان پرخاشگری در انواع سبک های دلبستگی در نوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت، این پژوهش را طراحی و اجرا نماید. تا با انتشارنتایج پژو هش، ضرورت نقش پرستارمدرسه را در امر مراقبت، آموزش و پیشگیری از مشکلات جسمی، روانی ورفتاری وارتقاء سطح سلامت نوجوانان مثمر ثمر واقع گردد. نتیجه تصویری درباره سلامت روانی اهداف پژوهش هدف کلی: تعیین میزان پرخاشگری در انواع سبک های دلبستگی درنوجوان مقطع متوسطه شهر رشت در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ اهداف ویژه ۱: تعیین میزان پرخاشگری در نوجوانان به تفکیک حیطه ها (فیزیکی،کلامی،خشم،خصومت) برحسب متغیرهای فردی اجتماعی درنوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی ۲: تعیین فراوانی انواع سبکهای دلبستگی(ایمن – اجتنابی – اضطرابی ،دوسوگرا) درنوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت ۳: تعیین میزان پرخاشگری بر حسب انواع سبک های دلبستگی (ایمن – اجتنابی – اضطرابی، دوسوگرا) درنوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت ۴: تعیین میزان پرخاشگری بر حسب انواع سبک های دلبستگی (ایمن – اجتنابی – دوسوگرا) با کنترل متغیر های فردی واجتماعی درنوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت سوالات پژوهش: ۱ـ میزان پرخاشگری در نوجوانان به تفکیک حیطه ها (فیزیکی،کلامی،خشم،خصومت) برحسب متغییرهای فردی اجتماعی درنوجوانان دبیرستانهای شهر رشت چقدر است؟ ۲ـ فراوانی سبکهای دلبستگی (ایمن – اجتنابی – اضطرابی ، دوسوگرا) درنوجوانان دبیرستانهای شهر رشت چگونه است ؟ ۳: میزان پرخاشگری بر حسب انواع سبک های دلبستگی(ایمن – اجتنابی – اضطرابی ، دوسوگرا) درنوجوانان دبیرستانهای شهر رشت چقدر است؟ ۴: میزان پرخاشگری بر حسب انواع سبک های دلبستگی(ایمن – اجتنابی – اضطرابی ، دوسوگرا) با کنترل متغیر های فردی واجتماعی درنوجوانان دبیرستانهای شهر رشت چقدر است؟ تعاریف واژه ها: واژه های کلیدی که دراین پژوهش تعریف می شود شامل: پرخاشگری،سبکهای دلبستگی، نوجوانی تعریف نظری پرخاشگری: پرخاشگری تحت عنوان رفتارهای توأم با حمله ای تلقی می شود که با هدف آسیب رسانی جسمانی و روانی یا صدمه وارد کردن به موجود دیگری اعمال می شود که اغلب به شکل کلامی، جسمانی یا رفتاری، خشم وخصومت بروز پیدا می کند (۱۱). الف)کلامی: این حیطه شامل استفاده از واژگان، تن صدا به قصد وارد کردن آسیب عاطفی به دیگران با اقداماتی نظیر فریاد زدن، فحش دادن، تهدید کلامی، توهین و تحقیر می باشد(۳۰). ب) فیزیکی : این حیطه در مورد آسیب رساندن عمدی به دیگران با بهره گرفتن از فشار جسمی یا سلاح با اقداماتی نظیر کتک زدن، هل دادن، لگد زدن و … می باشد(۳۰). ج) خصومت: این حیطه به نگرش پرخاشگری فراگیری اطلاق می شود که فرد را به سوی رفتارهای پرخاشگرانه سوق می دهد که شامل بسیاری از قتلها، تجاوزها و درگیری خشونت آمیز است و در پاسخ به شرایط خشم انگیز مانند شنیدن ناسزا، حمله های جسمانی، یا شکست های شخصی برانگیخته میشود(۳۱). د) خشم: این حیطه به هیجانات درونی افراد اشاره می شود که می تواند زیر بنای پرخاشگری و خصومت باشد(۳۲). تعریف عملی پرخاشگری : منظور از پرخاشگری ، مجموع امتیازی می باشد که از نحوه ی پاسخگویی واحدهای مورد پژوهش به سوالات پرسشنامه ی پرخاشگری باس و پری[۱۴] حاصل می شود. این پرسشنامه یک مقیاس خودسنجی ۲۹ ماده ای به صورت ۵ گزینه ای لیکرت، مشتمل بر۴حیطه می باشد: الف) حیطه فیزیکی (۱، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۲۸)، همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه ۹ تا ۴۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی پرخاشگری بیشتری است. ب)حیطه کلامی (۲،۶، ۱۰، ۱۴، ۱۸) همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه۵ تا ۲۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی پرخاشگری بیشتری است. ج)حیطه خشم (۳، ۷، ۱۱، ۱۵ ، ۱۹، ۲۲، ۲۹) همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه۷ تا ۳۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی پرخاشگری بیشتری است. د)حیطه خصومت(۴، ۸، ۱۲، ۱۶، ۲۰، ۲۳، ۲۵، ۲۷) همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه۸ تا ۴۰ می باشد. نمره سؤالات ۲۴و۲۹ معکوس است. هرچه فرد در این مقیاس­ها نمره بالاتری بگیرد به این معنی است که پرخاشگری خصومت او بیشتر است(۱۱). تعریف نظری سبک دلبستگی: دلبستگی ارتباط و پیوند روانی پایدار میان دو انسان می باشد(۱). سبک دلبستگی عبارتست از پیوند عاطفی عمیقی که فرد با افراد خاصی در زندگی برقرار می کند به طوری که باعث می شود در تعامل با آنها احساس نشاط و شعف کند و به هنگام استرس از اینکه آنها را در کنار خود می بیند احساس آرامش کند(۳۳) تعریف نظری سبک دلبستگی ایمن : برای افراد دارای سبک دلبستگی ایمن آسان است که با دیگران رابطه نزدیک برقرار کنند، از این که به دیگران تکیه کنند و اجازه دهند دیگران به آنها تکیه کنند، احساس راحتی می کنند. دیدگاه مثبتی در مورد خود و دیگران دارند. دارای احساس خود ارزشمندی بوده و افراد دیگر را پذیرنده و پاسخگو می دانند و با استقلال و صمیمیت راحتند(۳۴). تعریف نظری سبک دلبستگی اجتنابی : افراد دارای سبک دلبستگی اجتنابی از این که به دیگران نزدیک شوند، احساس ناراحتی می کنند و نمی توانند به طور کامل به دیگران اعتماد کنند. دیدگاه مثبتی در مورد دیگران و دیدگاه منفی در مورد خود دارند. این افراد سعی دارند، با بدست آوردن پذیرش دیگران، خویشتن پذیری را در خود بالا ببرند(۳۳). سبک دلبستگی اضطرابی – دوسوگرا ( تعریف نظری): افراد دارای سبک دلبستگی اضطرابی- دو سو گرا، کسانی هستند که احساس می کنند دیگران مایل نیستند آنقدر که آنها دوست دارند، با آنها رابطه نزدیک داشته باشند(۳۵). آنها اغلب نگران هستند که دیگران واقعا آنها را دوست نداشته باشند. آنها مایلند با بعضی از افراد کاملا یکی شوند، ولی این خواسته بعضی اوقات باعث ناراحتی و دوری مردم از آنها می شود(۳۶) تعریف عملیاتی سبکهای دلبستگی: سبک دلبستگی بر اساس انتخاب یکی از سه توصیف سبکهای دلبستگی در پرسشنامه هازان و شیور در قسمت AAQ2)) مورد استفاده در این پژوهش مشخص شده است و میزان هرنوع از سبکهای دلبستگی با توجه به درجه ای که آزمودنی در تطابق با ویژگیهای خود برای هر توصیف علامت می زند ،مشخص می گردد. توصیف های ۱،۲،۳ در AAQ1 به ترتیب نشان دهنده دلبستگی اجتنابی، اضطرابی- دوسوگرا و ایمنی بخش است . الف): سبک دلبستگی ایمن: همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه۵ تا ۳۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی سبک دلبستگی ایمن است. ب) : سبک دلبستگی اجتنابی : همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه۵ تا ۳۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی سبک دلبستگی اجتنابی است. ج): سبک دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا : همان تعریف ذکرشده در تعریف نظری است حداقل و حداکثر امتیاز این حیطه ۵ تا ۳۵ می باشد. نمره ی بالاتر از میانگین نشان دهنده ی سبک دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا است. تعریف نظری نوجوان: نوجوانی دوره ی انتقال میان کودکی وبزرگسالی است. این دوره شامل سه مرحله ،ابتدای نوجوانی ۱۴-۱۱سالگی،اواسط نوجوانی۱۷-۱۵سالگی وانتهای نوجوانی ۲۰-۱۸سالگی است(۳). مرحله اول شامل: «فاصله گرفتن»، که با بروز تغییرات جسمانی و روانی که به شروع رشد دستگاه تولید مثل منجر می گردد، همراه است .مرحله دوم، دوره «جدایی تدارکاتی» می باشد که یک دوره مبارزه طلبی رشدی است و نوعا” با کاهش اتکا و وابستگی به والدین و خانواده، رشد احساس خود تجلی پیدا میکند ومرحله سوم دوره ورود مجدد به مناسبات اجتماعی است که در این مرحله نوجوان به تدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات شغلی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی ایفای نقش می کند)۴). تعریف عملی نوجوان: منظور از نوجوان در این پژوهش دانش آموزان دبیرستانی در دامنه سنی ۱۴الی ۱۸ سالگی می باشند، که در مقطع تحصیلی اول، دوم وسوم دبیرستان دولتی و غیر دولتی نواحی ۱و۲ شهر رشت مشغول به تحصیل هستند. پیش فرض های پژوهش: نوجوانی دوره پایان کودکی و آغاز پی ریزی پختگی در سه بعد زیستی،روانی و اجتماعی است(۳۷). نوجوانی یکی از مهمترین دوره های سنی و از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی است (۳۴). در بین مراحل رشد انسان از کودکی تا سالمندی بیشترین رفتار پرخاشگرانه در مرحله نوجوانی دیده می شود (۱۱). پرخاشگری یکی از مشکلات رفتاری بسیار جدی و نگران کننده در نوجوانی است (۳۸). پرخاشگری نوجوانان به گونه ای عمیق با سبک دلبستگی اشخاص رابطه دارد(۳۹). سبکهای دلبستگی ،الگوهای پایداری از روابط هستند ورفتار افراد را در سراسر زندگی تحت تأثیر قرار می دهند(۴۰). محدودیت های پژوهش: ممکن است حالات روحی وروانی غیر قابل تشخیص در نمونه ها در زمان تکمیل پرسشنامه وجود داشته باشد که توسط پژوهشگر قابل شناسایی نبوده ولی بر نحوه پاسخگویی نمونه ها تأثیر گذار باشد. فصل دوم چهارچوب پژوهش: چهارچوب این پژوهش پنداشتی است و مفاهیم اصلی آن شامل پرخاشگری و سبکهای دلبستگی می باشد. ابتدا مفهوم پرخاشگری ونظریه های مرتبط با آن، و علل پرخاشگری و عوامل مؤثر در بروز آن شرح داده می­ شود . سپس به نقش خانواده درمشکلات رفتاری و پرخاشگری نوجوانان ، انواع سبک های دلبستگی و تأثیر آن در بروز رفتارهای منفی نوجوانان پرداخته می شود . پرخاشگرى از جمله مسائل عمده و با اهمیتى است که انسان‏ها از گذشته‏هاى دور تاکنون به صورت گسترده‏اى با آن سر و کار داشته و دارند. نگاهى گذرا به آمار خیره کننده و روزافزون جنایات و درگیرى‏هایى که در جوامع انسانى به وقوع مى‏پیوندد ، بخش عمده‏اى از آن‏ها ناشى از رفتارهاى پرخاشگرانه است (۱۱). پرخاشگری به یکی از مشکلات رفتاری بسیار جدی و نگران کننده در نوجوانی تبدیل شده است (۲۸). در مراحل رشد انسان از کودکی تا سالمندی بیشترین رفتار پرخاشگرانه در مرحله نوجوانی سن بلوغ دیده می شود (۱۳). اهمیت بررسی پرخاشگری در دوره نوجوانی بدین سبب است که نوجوانی یکی از مهم ترین مراحل زندگی انسان در گستره عمر آدمی محسوب می شود و آخرین مرحله تحول شناختی و گذر از مرحله «دیگر پیروی » به دوره «خود پیروی » است، که نوجوان به هویت و فردیت خویش دست می یابد و آینده خود را بنا می کند(۱). از این رو، شناخت این دوره از زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این تغییرات بدنی و روانی که در سنین نوجوانی اتفاق می افتد تعادل روحی نوجوانی را به هم زده و ناسازگاری هایی مثل پرخاشگری در او دیده می شود (۴۱). نوجوانی برزخ میان کودکی و بزرگسالی یا دوره ای انتقالی است که طی آن فرد فضای روحی کودکی را ترک می کند و وارد مرحله دیگری می شود. این انتقال و گذار، خود بخود می تواند منبع تنش و اضطراب برای آنها باشد. در این مرحله نوجوان علاوه بر اینکه با تغییرات بیولوژیکی[۱۵]، شناختی و رشد جنسی روبه رو است، بایستی خود را با انتظارات والدین، مدرسه و گروه همسالان که با سرعت تغییر می کنند نیز سازگار کند(۴۲). در کنار ترس از خودکشی و سوء مصرف مواد، پرخاشگری در نوجوانان یکی از مهمترین نگرانی های والدین است. بر این اساس واضح است که مهمترین دوره ای که باید پرخاشگری در آن بررسی شود، دوره نوجوانی است. در معنای عام، از پرخاشگری جهت بیان کردن مفهوم بسیاری از انواع رفتارها استفاده می شود. از جمله: بدخلقی، بحث و مشاجره کردن، زورگویی، خراب کردن لوازم شخصی و بی رحمی نسبت به حیوانات و همچنین دعوا کردن. اما علیرغم اینکه لغت پرخاشگری در زندگی روزمره بسیار به کار می رود، در مورد معنی دقیق و علت های آن توافق زیادی وجود ندارد. بنابراین ارائه یک تعریف جامع و دقیق از آن تقریبا غیر ممکن است (۴۳). پرخاشگری به معنای حمله کردن و یا نزدیک شدن به چیزی است. این اصطلاح برچسبی است که دارای « معانی چندگانه است[۱۶]» و می توان آن را از ابعاد مختلف بررسی کرد(۴۴). در تعاریف متعدد، پرخاشگری توأم با حمله تلقی می شود که در بر گیرنده هر گونه رفتاری است که در آن، قصد وارد کردن آسیب جسمانی و روانی به فرد دیگر وجود دارد ، و یا هر گونه رفتار مخرب تنبیهی نسبت به افراد و اشیاء تحت عنوان پرخاشگری خوانده می شود. در معمولی ترین تعریفی که از پرخاشگری وجود دارد، پرخاشگری به عنوان یک رفتار هدفمند در نظر گرفته می شود که با وارد کردن آسیب به شخص دیگر، یا کسب امتیازاتی از سوی شخص دیگر همراه است. تعاریف متعدد دیگری نیز در باره پرخاشگری ارائه شده است که هر یک از دیدگاه نظری خاص خود نشأت گرفته اند. برخی پرخاشگری را واکنشی غریزی به ناکامی دانسته اند (۱۲) و برخی دیگر پرخاشگری را هر نوع رفتاری تعریف می کنند که به دیگری آسیب وارد می سازد(۴۵). برکوویتز[۱۷] با تعریف پرخاشگری به عنوان ایراد آسیب عمدی به دیگری، می افزاید این آسیب ممکن است روانی و یا فیزیکی باشد. البته اختلاف نظرهای زیادی درباره هدفمند بودن یا نبودن پرخاشگری وجود دارد. بسیاری از نویسندگان وجود قصد و نیت را در وارد کردن آسیب به فرد دیگر مسلم می پندارند (۴۶). اما بندورا[۱۸] اذعان می دارد که جنبه ی اساسی پرخاشگری اثرات مخرب و آسیب زای آن است و هدف نهایی پرخاشگری ضرورتا” وارد کردن آسیب به فرد دیگر نیست (۴۷). پرخاشگری دو جنبه متفاوت دارد ، که یکی عینیت[۱۹] ( عمل ) و دیگری ذهنیت[۲۰] ( احساسات ) است عینیت نشانگر این است که پرخاشگری رفتاری عملی ، آشکار و خارجی است و ذهنیت حاکی از این است که پرخاشگری همراه با یک احساس درونی است ، این احساس ترکیبی از افکار ، هیجانات و گرایشهای رفتاری است که به صدور رفتار پرخاشگرانه منجر می شود (۱۱). وجه ذهنی پرخاشگری بر اصطلاحاتی مانند خشم، خصومت، غضب و غیره متمرکز می شود که به لحاظ شدت و ضعف متفاوت هستند . حالت ذهنی ملایم پرخاشگری تحت عنوان تحریک پذیری وحالت شدیدتر آن خشم و شدیدترین حالت آن تحت عنوان غضب خوانده می شود. وجه ذهنی پرخاشگری یا به پرخاشگری آشکار منجر شود و یا این که حالت ذهنی حاصل از آن تحت کنترل فرد در می آید (۴۸). با این وجود ذکر این نکته ضروری است که خشونت بر اساس شدت آسیب از پرخاشگری متفاوت است و کنشی است که عامل آن به عمد برای آسیب رسانی فیزیکی به دیگری تلاش می کند (۱). رفتارهای دفاعی نیز ممکن است به عنوان رفتارهای پرخاشگرانه تلقی شوند، حتی اگر به شکل جنگ یا دور کردن عامل مزاحم باشند. در معنی گسترده، پرخاشگری به هر گونه « اظهار – خود رقابتی » در تعاملات اجتماعی اطلاق می شود که توأم با وارد کردن آسیب یا جراحت ( تهدید صرف، آسیب فیزیکی یاحتی محروم کردن ) به فرد دیگر است (۴۹). در پدیده ای تحت عنوان جابجایی پرخاشگری می تواند به هر جهت معطوف شود ، یعنی هدف پرخاشگری می تواند موجودات زنده و یا اشیا باشد. به طور خلاصه می توان گفت : «پرخاشگری یک مفهوم منفرد نیست، بلکه یک مفهوم چندگانه است که دارای معانی متعدد است و ممکن است براساس زمینه های کارکردی ، انگیزشی وفیزیولوژیکی آن و یا حتی بر اساس موقعیتی که در آن رخ می دهد ، تشخیص داده شود(۴۴). در طبقه بندی های مختلف، مقولات دوگانه و متمایزی از پرخاشگری ارائه شده است، برخی از روانشناسان پرخاشگری کلامی را در مقابل پرخاشگری غیر کلامی قرار میدهند. پرخاشگری کلامی نوعی پرخاشگری است که به لحاظ عملیاتی، یک حمله کلامی برای برتری بر فرد دیگر از طریق اهانت یا مجادله است. پرخاشگری غیرکلامی یا جسمانی حمله به یک موضوع انسانی یا غیر انسانی با بهره گرفتن از بدن یا ابزارهای مادی دیگر است(۴۷). پسران در مقایسه با دختران پرخاشگری جسمانی بیشتری نشان می دهند(به ویژه هنگام برانگیختگی) . این تفاوت در همه فرهنگ ها دیده می شود و از همان مراحل اولیه رشد کودکان آشکار می شود. پسران پرخاشگری جسمانی و دختران پرخاشگری کلامی بیش تری را نشان می دهند(۴۸). پرخاشگری کلامی در مدرسه، اثرات سوء فردی و اجتماعی به بار می آورد؛ به این معنا، علاوه بر احساس ناراحتی به بیزاری از مدرسه، افت تحصیلی و حتی به ترک تحصیل منجر می شود(۵۰). از سوی دیگر برخی روانشنانسان از پرخاشگری وسیله ای در باب پرخاشگری خصمانه اظهار می کنند. در پرخاشگری وسیله ای قصد و نیت قبلی برای آسیب زدن به فرد دیگر وجود ندارد، بلکه هدف دستیابی به یک شی یا یک امتیاز (قدرت، پول، کنترل، تسلط، ارضاء جنسی) است، که در جریان دسترسی به آن هدف، به دیگری صدمه وارد می شود . می توان گفت که پرخاشگری وسیله ای صرفا” ابزاری برای به دست آوردن پاداش ها و مشوق های غیرپرخاشگرانه است(۵۱). این نوع پرخاشگری در کودکان شیوع بیش تری دارد، به نظر می رسد کودکان اغلب چیزی را که ندارند طلب می کنند و بدون فکر می خواهند آن را به دست آورند(۵۲). در پرخاشگری خصمانه اساسا” قصد و نیت برای آسیب رساندن به فرد دیگر وجود دارد و هدف آن وارد کردن آسیب روانی و جسمانی به فرد دیگر است(۵۳). پرخاشگری خصمانه نوعی پرخاشگری آشکار است که یا به شکل غیرکلامی (هل دادن، برخورد فیزیکی، پرتاب اشیاء) و یا به شکل کلامی (فحش و ناسزاگویی، اخطار و تهدید، داد و فریاد کردن با صدای بلند همراه با لحن تند و یا نامیدن افراد با القاب زشت) رخ می دهد و در طی تعاملات اجتماعی موجب اذیت وآزار دیگران می شود(۵۴). لورنس، پرخاشگری را به دو مقوله جمعی و فردی تقسیم می کند. از نظر وی بین پرخاشگری فردی که معطوف به افراد هم نوع و افرادی که از یک گروه است و از طریق تحریک پذیری و استرس افزایش می یابد و پرخاشگری جمعی که معطوف به مخالفت با گروه دیگر است و معمولا با انسجام گروهی و احساسات گروه پرخاشگر همراه است(حداقل در مورد انسان) تمایز قائل می شود(۴۸). باس[۲۱]، در ارتباط با جهت پرخاشگری به دو نوع پرخاشگری فعال و منفعل اشاره می کند. جهت پرخاشگری فعال به سمت بیرون است که با تغییرات ظاهری همچون تغییر رنگ چهره همراه است. جهت پرخاشگری منفعل به سمت درون است و بیان شدید آن در قالب خودکشی نمایان می شود(۵۴). و در نهایت بسیاری از روانشناسان پرخاشگری را به دو مقوله پرخاشگری تجاوزکارانه و پرخاشگری دفاعی تقسیم می کنند.پرخاشگری خالص، فرافعال یا تجاوزکارانه، نوعی پرخاشگری است که در آن فرد می کوشد بدون هیچ گونه تحریکی از سوی قربانی به او آسیب برساند. این نوع پرخاشگری اغلب همراه با حمله کلامی یا بدنی به فرد دیگر، به ویژه نسبت به قربانیانی که نمی توانند از خودشان دفاع کنند ، پرخاشگری قلدری نیز خوانده می شود(۱۱). برخورد فیزیکی در این نوع پرخاشگری به صورت حمله است و زمانی که برخورد فیزیکی وجود نداشته باشد، این نوع پرخاشگری با اشارات و وضعیت بدنی و کلامی تهدید آمیز همراه است(۵۵). پرخاشگری فرافعال حتی در غیاب عوامل محرک، یعنی بدون محرک بیرونی اما با قصد اذیت و غلبه و زور صورت می گیرد و در برگیرنده رفتارهای کنترل شده توام با عناد و دشمنی است و فرد به طور عمد پرخاشگری را بروز می دهد(۵۶). پرخاشگری واکنشی به معنی پاسخ دفاعی به محرک های ادراک شده مبنی بر تهدید و ترس و یا محرک های تحریک کننده توام با عناد و دشمنی است و در برگیرنده واکنش های تکانشی است(۵۷). دانیل الویوس[۲۲]، با انجام تحقیقات در سوئیس[۲۳] و نروژ[۲۴] به بررسی مدل های مختلف رفتارهای قلدری[۲۵] به عنوان شکلی از رفتارهای پرخاشگرانه، در فضاهای آموزشی پرداخت (۵۸). دانیل معتقد است که قلدری، یکی از مشکلات رایج در سنین مدرسه است و زمانی رخ می دهد که یک فرد قوی تر به یک فرد ضعیف تر حمله می کند، یعنی توام با پرخاشگری فرافعال و تجاوزکارانه است این حمله ها ممکن است در برگیرنده پرخاشگری بدنی مانند هل دادن، و پرخاشگری کلامی مانند فحش دادن باشند(۵۱). بین[۲۶](۲۰۰۹) ، بیان می کند که قلدری شکلی از رفتار پرخاشگرانه آشکار است که هدفمندانه، آسیب زا (جسمانی یا روانشناختی) و مداوم است. دانش آموزانی که آزار می بینند، از طرف همسالان، بیشتر مورد تمسخر، تهدید و آزار قرار می گیرند. (۵۸). نظریات و دیدگاه های متعددی در رابطه با مسئله پرخاشگری ارائه شده است. برخی از نظریه پردازان پرخاشگری را امری ذاتی و درونی و برخی دیگر پرخاشگری را حاصل تعاملات محیطی و بر نقش اکتسابی بودن آن تاکید می کنند. فروید ، بر ماهیت ذاتی[۲۷] و درونی پرخاشگری تاکید می کند (۵۹). طبق نظریه فروید بسیاری از اعمال ما توسط غرایز بویژه غریزه جنسی تعیین می شود، وقتی ابراز این غرایز ناکام شود غرایز پرخاشگری سر بر می آورند. نظریه های یادگیری اجتماعی، پرخاشگری را به عنوان یک پاسخ یادگرفته شده می بینند که از راه مشاهده یا تقلید آموخته می شود و هر چه بیشتر تقویت شود احتمال برانگیختگی هیجانی ناخوشایندی ایجاد می کند(۶۰). پرخاشگری ممکن است با احساس رنجش عمیق کودک بر اثر بی عدالتی یا تبعیض اولیا باشد ولی غالباً علت آن تضادها وکشمکش های درونی کودک در مقابل عوامل آزار دهنده یا احساس عجز و ناتوانی است(۶۱). فروید معتقد بود، کودکان نیز به طور طبیعی میل دارند تکانه های پرخاشگرانه را روی افراد دیگر از جمله والدین خالی کنند، زیرا دلسوزترین والدین هم نمی توانند تمایلات آنها را فورا و بی چون و چرا برآورده کنند. در عین حال کودکان از تنبیه شدن و محروم شدن[۲۸] از تقویت نیز واهمه دارند. در نتیجه بیشتر تکانه های پرخاشگرانه را فرو می برند و کنترل می کنند(۶۲). نظریه دیگری که بر ماهیت ذاتی و درونی پرخاشگری تاکید دارد، دیدگاه کنراد لورنس است. وی یکی از نمایندگان مکتب کردارشناسی[۲۹] است. مطابق دیدگاه او پرخاشگری یک سائق[۳۰] غریزی و درونی است و فقط از طریق تحلیل فیلوژینک (بررسی تحول نوعی) فهمیده می شود. و یک نظام هیدرولیکی[۳۱] در سیستم عصبی مرکزی وجود دارد که انرژی رفتار پرخاشگرانه را صادر می کند. از این رو، رفتار پرخاشگرانه خودبخودی و غیرقابل اجتناب است. لورنس معتقد بود که هم در انسان و هم در ارگانیزم های حیوانی انرژی سائق پرخاشگری به طور دائمی ایجاد و انباشته می شود تا تبدیل به پاسخی به محرک آزاد شده است(۳۹). در مجموع اعمال پرخاشگری حاصل یک آمادگی ذاتی برای پرخاشگری هستند. و محیط باید محرک های مهمی را برای راه اندازی مکانیزم های آزاد سازی ارائه دهد تا این مکانیزم راه اندازی شوند(۵۷). همیلتون، نظریه زیست شناختی اجتماعی[۳۲] را مطرح کرد. وی نوع دوستی و دفاع از همنوع را ، حاصل قرابت ژنتیکی می دانست. بر طبق قاعده همیلتون عمل از خود گذشتگی و دفاع از دیگران که توام با رفتارهای پرخاشگرانه است، زمانی رخ می دهد که نسبت ژن های مشترک بین فاعل رفتاری نوع دوستانه و دریافت کننده آن زیاد باشد.ما ابتدا برای خودمان دست به فداکاری می زنیم، بعد برای فرزندان و اعضا نزدیک خانواده و بعد از آن برای خویشاوندان دورمان. از دیدگاه وی احتمال دفاع از فردی که هیچ گونه نسبتی با ما ندارد، صفر است در واقع، افراد صرفا” اعمالی را انجام می دهند که موجب بقای ژن های آنان می شود. از سوی دیگر احتمال رفتار خشونت آمیز نسبت به کسانی که اشتراک ژنتیکی کمتری با ما داشته اند، بیشتر است(۶۳). بسیاری از روانشناسان بر نقش و تفاوتهای عوامل زیستی، به عنوان یکی از عوامل مهم در مطالعه خشونت و پرخاشگری تاکید می کنند. تفاوت های زیستی، تعیین کننده آمادگی ژنتیک برای رفتار کردن به روشی خاص هستند. این ویژگی ها یا آمادگی ها معمولا آستانه مکانیزم های فعال سازی را برای پرخاشگری تعیین می کنند و به عنوان ویژگی های شخصیتی و فردی خاص تلقی می شوند(۶۴). از منظر نظریه پردازان زیستی، آندروژن ها[۳۳] ، کورتیزول[۳۴] (که از بخش قشری غدد فوق کلیوی ترشح می شوند)، هورمون های غدد جنسی[۳۵] و هورمون های هیپوفیز[۳۶] هورمون های مرتبط با پرخاشگری هستند که نقشهای مهمی در بدن از جمله؛ عنوان یک علت در رشد پرخاشگری، پیامدهایی برای پرخاشگری، واسطه ای برای بروز پرخاشگری ایفای نقش می کنند(۵۴). در سوی دیگر طیف های روانشناختی مرتبط با پرخاشگری ، پرخاشگری را امری ذاتی و درونی نمی دانند. این رویکرد که تحت عنوان رویکرد تربیت گرا شناخته می شوند، بر نقش تربیت در اکتساب رفتارهای پرخاشگرانه تأکید می کند. مطابق این رویکرد پرخاشگری عمدتا پاسخی به شرایط نامطلوب محیط است. ناکامی، وقایع آزارنده و ناراحت کننده و تهدیدهای محیطی از جمله شرایط نامطلوب محیطی به شمار می روند(۳۷). نظریه ناکامی[۳۷] ، به عنوان یکی از نمایندگان دیدگاه تربیت گرا شناخته می شود. در این نظریۀ نقش غالب یادگیری در عملکرد پرخاشگرانه مشخص می شود. تمرکز این نظریه روی نحوه و روش یادگیری و اجرای رفتار پرخاشگرانه است. پرخاشگری ناشی از ناکامی و شکست فرد در دستیابی به یک پاداش یا هدف معین است و هدف از آن آسیب زدن به فرد دیگر است . براساس این نظریه ، ما انسان ها ذاتا” پرخاشگر نیستیم بلکه فقط وقتی که ناکام می شویم پرخاشگری را بروز می دهیم(۶۵). نیل میلر، معتقد بود که همیشه پرخاشگری به دنبال ناکامی رخ می دهد. اما بعدها حرف خود را عوض کرد و عنوان کرد که ناکامی به پرخاشگری منجر می شود، اما نه همیشه. در واقع ناکامی انواع مختلفی از پاسخ ها را ایجاد می کند که پرخاشگری فقط یکی از آنهاست. در مواجهه با ناکامی، دامنه ای از پاسخ ها از تسلیم و ناامیدی گرفته تا غلبه بر موانع بروز می کند، گاهی هم فرد احساسات پرخاشگرانه را به سمت خودش بر می گرداند و نسبت به خودش واکنش نشان می دهد و ممکن است، منزوی شود و یا احساس گناه کند (۵۴). آلبرت بندورا[۳۸] ، معتقد بود که پرخاشگری با بهره گرفتن از نظریه های یادگیری سنتی قابل تبیین نیست. و تأکید زیادی روی عوامل محیطی و تعاملات اجتماعی داشت . وی معتقد بود این عوامل به عنوان محرک های پرخاشگری تلقی می گردند (۶۵). اندیشه و ایده اصلی این رویکرد آن است که رفتار شخص ، محصول یادگیری های پیشین اوست. رفتار کنونی، شکل گرفته به وسیله تقویت های گذشته است. در هر موقعیتی شخص رفتارهای معینی را می آموزد که بر اثر تکرار ممکن است است به صورت عادت در آیند. وقتی شخص دوباره در آن موقعیت قرار گیرد، سعی خواهد کرد همان رفتار عادت شده خود را تکرار کند. طبق نظر بندورا، پرخاشگری کاملا جنبه تقلیدی دارد و از راه مشاهده کسب می شود و نمی تواند پایه ذاتی داشته باشد(۶۶). با وجود اینکه محققان برای پرخاشگری علل مختلف زیستی، روانی و اجتماعی را مؤثر دانسته اند (۶۷)، اما اکثر قریب به اتفاق نوجوانان پرخاشگر، حاصل خانواده های مشکل دار بوده و ساختار ناسالم و ارتباط نامطلوب والدین با فرزندان، در تمامی این خانواده ها مشترک بوده است (۶۸). بر این اساس، به نظر می رسد بررسی محیط خانواده و چگونگی رابطه با والدین، در شناخت علل شکل گیری پرخاشگری، ما را با بنیادی ترین علتها روبرو نماید(۵۷). خانواده تامین کننده نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی فرد است(۱۲). بررسی بحرانهای نوجوانی و نیمه عمر نشان داده که رفتار خانواده و رابطه والدین- نوجوانان با رشد رفتاری و روانی نوجوان تطابق دارد(۱۶). رفتار متضاد پدر و مادر، جدایی والدین از هم، غیبت طولانی مدت یکی از والدین، وجود جو نامساعد در خانواده، پرخاشگر بودن پدر یا مادر یا هر دو، تبعیض و بی عدالتی بیش از حد در کار وی و رفتار تهدید آمیز از علل خانوادگی در بروز پرخاشگری نوجوانان است(۲۳). در واقع والدین دموکرات، قاطع و اطمینان بخش فرزندانی مستقل، مسئول و با اعتماد به نفس بار می آورند در حالی که والدین مقتدر، غیرمنطقی، خودکامه و همچنین سهل گیر و بی اعتنا، احساس طرد شدگی به نوجوانان می دهند و گاهی خشم او را بر می انگیزند که در نهایت به پرخاشگری وی می انجامد(۲۸). کیسنر و کر (۲۰۰۴)، معتقدند که اکثر رفتارهای انسان تابع چند عامل اند که رفتارهای نوجوانان نیز از این قاعده مسثنی نیست. آنها از خانواده، همسالان و محیط های فرهنگی به منزله عوامل اصلی تعیین کننده رفتار مشکل دار نوجوانان نام می برند. نوع برخورد والدین در خانواده و آداب تعلیم و تربیت ممکن است بتواند گرایش نوجوانان را به سوی همسالان تقویت کند و یا اینکه مانع از آن شود. علاوه بر آن، اکثر افرادی که نظریه های نوین را مطرح کرده اند، مثل پاترسون، راید و دیشیون، موفیت، برونفن برینر تاثیرات والدین را مورد ملاحظه قرار داده اند(۶۸). مینوچین (۱۳۷۵)، معتقد است سیستمی که بیش از همه بر رفتار فرد اثر میگذارد، خانواده است. در واقع، خانواده نه تنها رفتار سازشی و بهنجار، بلکه رفتارهای نابهنجار افراد را شکل می دهد. در اکثر تحقیقات، بیشترین سهم در عوامل یک رفتار به خانواده اختصاص داده شده است. شاید به این دلیل که خانواده نخستین آموزشگاهی است که فرد آن را تجربه می کند و محتوای آموخته های او ارتباط مستقیم با عملکرد و محتوای محیط خانواده دارد. این عملکرد نه فقط در برگیرنده عواملی مانند امکانات رفاهی خانواده و تحصیلات والدین است، بلکه شامل رشد اخلاقی خانواده، نحوه برقراری ارتباط میان اعضای خانواده، مناسب بودن مقررات خانواده، تقسیم نقش ها، نحوه برخورد اعضای خانواده با مشکل، ابراز عواطف، و رفع نیازهای عاطفی و رفتاری نیز می شود(۶۹). محققان، عناصر خانوادگی و والدینی که سطح صلاحیت اجتماعی نوجوانان را تقویت می کنند، مورد پژوهش قرار داده اند و در بسیاری از تحقیقات به اهمیت تاثیر عملکرد خانواده بر رشد نوجوانان اشاره کرده و فرایندهای والدینی مانند نقش مدیریتی و نظارتی والدین، ارتباط والدین و فرزندان و سبک والدین بررسی کرده اند (۷۰). ویلیام گود، با استعانت از نظریه آنومی و تعمیم آن به نهاد خانواده در حکم مهمترین واحد اجتماعی کننده، ساختار خانواده، سازمان و انگاره های آن را کلیدی برای شناخت شخصیت و رفتار فرد پرورش یافته در آن تلقی می کند و هر گونه نابسامانی و بی سازمانی در این نهاد و ساختار آن را در بروز توسعه و تکوین شخصیت بزهکار و کجرو دخیل می داند. وی معتقد است خانواده کانون و هسته اصلی تشکل اجتماعی و یک سیستم کوچک اجتماعی است که زیربنای جامعه ای بزرگتر را فراهم می کند. هنجارها و ارزشهای حاکم بر تک تک افراد آن تاثیر قطعی دارند. شناخت سازمان و انگاره های خانواده را می توان مانند کلیدی برای شناخت رفتارهای فرد پرورش یافته در آن تلقی کرد، زیرا بدون تردید خانواده مهمترین عامل پیدایش تشکل شخصیت فرد محسوب می شود(۷۱). و همچنین نقشی مهم در تامین نیازهای جسمی، روانی، روحی و عاطفی و اجتماعی فرزندان و اعضای خانواده ایفا می کند. این نهاد ، نقشی اساسی در یادگیری، تربیت و آموزش اعضا بر عهده دارد و بالاخره منبع رشد و شکوفایی استعدادهای فرزندان و اعضای خود به شمار می آید(۷۲). هارلوک، منشا نابهنجاری را در محیط خانوادگی و ساختارهای خانوادگی جستجو می کند و آن را معلول شیوه تربیت، مکانیسم های جامعه پذیری خانواده و نیز چگونگی و کیفیت رشد شخصیت کودک و نوجوان در خانواده می داند. از نظر هارلوک جوانان و نوجوانانی که در زندگی بزرگسالی رفتارهای غیرعادی و ضداجتماعی از خود بروز می دهند افرادی هستند که از زمینه های خانوادگی سالم برخوردار نبوده اند. و والدین به لحاظ ملاحظه های تربیتی و عاملی در فرایند جامعه پذیری به این دلیل بر فرزندان خود موثرند که الگوهای متفاوت تربیتی و شیوه های خاص را برای پرورش آنها به کار می برند.(۷۳) کودکان و نوجوانان، دارای سطحی از مشکلات رفتاری اند که به مرور زمان و با رشد کودک تغیر می کند، ولی در سالهای ابتدایی زندگی به دلیل تعامل مستمر والدین با کودکان، آنچه بیشترین تاثیر را در این تغیر دارد، مهارتهای فرزندپروری است. به گونه ای که مطالعات متعدد از فرزند پروری به عنوان یکی از موثرترین عوامل در بروز یا تدوام مشکلات رفتاری کودکان یاد کرده اند (۷۴). مطالعات متعددی نشان داده است که اسناد های والدین بدرفتار نقش مهمی در تعیین شیوه فرزند پروری آنان دارد. والدین به اشتباه انگیزه اعمال کودک را رفتاری مغرضانه می دانند که از روی عمد طراحی شده تا والدین را آزار دهد. همچنین ممکن است انتظارات نابجا و غیرواقعی از کودک به واکنش های شدید والدین و تنبیه های شدید کودک منجر شود. به نظر می رسد که انتظارات والدین از فرزندشان نقش مهمی در بر قراری رابطه با کودک دارد و در نتیجه در رفتار کودک و ادراک او از خود و دیگران موثر است. با این وجود، از نظر تجربی توجه اندکی به تجربیات ذهنی والدین از فرزندشان معطوف شده است(۵۷). بلسکی(۱۹۸۴) ، شخصیت و سلامت روانی پدر و مادر را به عنوان یک عامل مهم در سبک های تربیتی والدین می داند. به اعتقاد وی سبک های تربیتی همانند وجوه دیگر کنش و رفتار انسان تحت تاثیر ویژگی های نسبتا پایدار یا صفات شخصیتی والدین قرار دارد. بنابراین اکثر کودکان و نوجوانان ناسازگار، دست پرورده والدین سازگارند(۷۵). در همین راستا یک مطالعه طولی شش ساله بر روی ۶۹۳ خانواده نشان می دهد که ۶۶ درصد کودکانی که مادرانشان آشفته بوده است از مشکلات عاطفی رنج برده اند. همچنین این مطالعه حاکی از آن است که در خانواده هایی که پدران مساله دار هستند ۴۷ درصد از کودکانشان نیز دارای مشکلات عمده ای هستند. این درحالی است که در خانواده های دارای پدر و مادر دارای مشکلات هیجانی و رفتاری ۷۲ درصد از کودکانشان نیز واجد همین مشکلات هستند(۷۵). بنابراین بی قراری و مشکلات عاطفی و هیجانی پدر و مادر بر سلامت عاطفی و رشد مهارتهای شناختی و رفتاری کودکان و نوجوانان تاثیر منفی و قابل توجهی می گذارد(۷۶). در خانواده ای که مادر دارای مشکلات عاطفی ورفتاری باشد،در این شرایط کاملا بدیهی است که بی مهری و عدم پذیرش نسبت به فرزندان وجود داشته باشد. و مشکلات عمده ای را از جانب مادر به فرزندان تحمیل می کند و می تواند سرمنشا بسیاری از ناسازگاری ها نیز باشد. برخی از تحقیقات نشان داده اند که کودکان مادران افسرده، کم حوصله و پرخاشگرند اما در خانواده هایی که فرزندان ، شادی و نشاط در خانواده خود می یابند، ایمنی بیشتری کرده و پیونده های عاطفی عمیق تری با پدر و مادر خود برقرار می کنند(۷۷). نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی بلسکی(۱۹۸۸)، اذعان دارند که در این خانواده ها کودکان از کنش های شناختی و عملکرد بهتری برخوردارند. بنابراین ویژگی های روانی والدین به عنوان یک عامل موثر در پرخاشگری کودکان و نوجوانان می باشد(۷۵). صمیمت و گرمی روابط میان والدین و فرزندان یکی از جنبه های مهم تربیتی به شمار می رود(۷۸). بسیاری از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که کیفیت رابطه مراقب- کودک یکی از مهمترین عوامل موثر در گسترش مشکلات رفتاری کودک و نوجوان محسوب می شود. مشاوران متعددی گزارش کرده اند که ادراک والدین از رابطه خود با فرزندانشان بر توانایی واکنش دلسوزانه و قابل پیش بینی آنان نسبت به کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد(۷۹). فقدان عاطفه پدر و مادری، طرد کودک، بی توجهی در تربیت کودک ونوجوان و منفی گرایی والدین نسبت به کودک، موجب رشد الگوهای رفتاری خصومت آمیز در کودک ونوجوان می شود. چنانچه شیوه های تعامل والدین با فرزندان براساس پذیرش باشد مسئولیت و خود نظم دهی را در کودکان پرورش می دهد. اما عدم پذیرش به رفتارهای پرخاشگرانه، نافرمانی و مقاومت در برابر مراجع قدرت منجر می شود(۸۰). مطالعات انجام شده بر روی والدینی که فرزندشان مشکل دارد، ملاحظه شده است که اغلب آنها از نظر سبک فرزندپروری و نظم و انضباط دارای ناهماهنگی هایی می باشند. اینگونه والدین در مقایسه با والدین هماهنگ ، بیشتر مایل به تنبیه کودکان خود هستند، به بیان دیگر، در خانواده ناهماهنگ نظم و انضباط همواره به شکل ناهماهنگی صورت می گیرد(۵۷). آنچه مسلم است محیط خانوادگی یکی از مهمترین الگوهای ساختاری موثر در یادگیری رفتار از جمله پرخاشگری افراد است. محیط خانوادگی ناسازگار با مشاجره دائمی پدر، مادر و اعضای خانواده، آثار سوء در رفتار کودک باقی می گذارد. این آثار در سنین بلوغ و بزرگسالی به صورت عصیان، پرخاشگری، سرکشی از مقررات و قوانین اجتماعی در مردان و با بی تفاوتی، انزوا و گوشه گیری در زنان نمایان شده و منجر به رفتارهای ناسازگار و ناسالم در فرزندان می گردد(۸۱). یکی دیگر از عوامل مهم و تاثیر گذار بر شیوه تربیتی و چگونگی رابطه والدین با کودکان و نوجوانان را حمایت اجتماعی و تعامل با دیگران می داند. تعاملات اجتماعی خانواده با اطرافیان می تواند استرس زا و یا منبعی برای حمایت عاطفی باشند. مشکلات و درگیری ها بین والدین با سایر نهادهای اجتماعی از جمله در ارتباط با پدر، مادر، برادر، خواهر و دوستان و حتی همکاران در محیط کاری همه و همه به محیط خانواده انتقال می یابد. چنانچه این مشغله ها می تواند به صورت جر و بحث و مشاجره میان زن و شوهر منجر گردد و در نتیجه بر کودکان اثرات منفی گذارند(۷۵). این در حالی است که چنانچه مدیریت روابط در برخورد با سایرین در مناسبات و تعاملات اجتماعی صورت گیرد می تواند استرس های ناشی از این روابط را کاهش داده و حتی موجبات آرامش و آسایش را فراهم آورد چرا که سیستم های اجتماعی چنانچه نقشی حمایتی داشته باشند خانواده و از همه مهمتر والدین را از آثار زیانبار وقایع استرس زا مصون می دارند(۸۲). پژوهشگران دریافته اند که کودکان و نوجوانان پرخاشگر و تسلیم ناپذیر، تمایل دارند دنیا و اطرافیان خود را غیرقابل اعتماد و حتی ترسناک تصور کنند(۸۳). کودکان پرخاشگر به جای همکاری با دیگران همواره تصور می کنند که طرد شده اند و در نتیجه پرخاشگرانه عمل می کنند. در طول زمان اینگونه ادراک ها در مقابل تغییرات مقاومت می کنند، زیرا کودکان پرخاشگر به این قبیل ادراک ها آگاهی ندارند و تحت تاثیر محتوای افکار و فراینده های اسنادی در دسترس قرار می گیرند(۵۷). در مطالعات طولی نشان داده شده است که نوجوانان پرخاشگر، همان کودکانی هستند که در ۱۸ ماهگی، دلبستگی نا ایمن داشته اند در حالیکه که گوشه گیرها عمدتا” جزو گروه دلبستگی اجتنابی بودند(۸۴). کودکان دارای دلبستگی ایمن، روابط بین فردی بهتری از خود نشان داده اند. به طور کلی می توان با اطمینان بیان کرد که دلبستگی اضطرابی در دوران طفولیت، با خطر بالای مشکلات رفتاری- اجتماعی و هیجانی به خصوص پرخاشگری در نوجوانان رابطه دارد ( ۸۵). دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که با افراد خاص در زندگی خود برقرار می کنیم، به طوری که وقتی با آنها تعامل میکنیم، احساس نشاط کرده و هنگام استرس از این که در کنار آنها هستیم، احساس آرامش می کنیم(۸۶). به عبارت دیگر، دلبستگی یک رابطه نزدیک عاطفی است که در آن رابطه، شخص احساس امنیت می کند(۸۷). کودکان از نیمه دوم اولین سال زندگی، به افراد آشنایی که نیازهای آنان را برآورده می کنند، دلبسته می شوند. فروید اولین کسی بود که بیان داشت، پیوند عاطفی کودک با مادر، پایه و اساس تمامی روابط بعدی اوست، اما نظریه روانکاوی، تغذیه را شرط اولیه پیوند عاطفی نوزاد با مادر می داند(۸۸). بالبی بیان داشت که کودک انسان، مانند بچه حیوانات، از یک رشته رفتارهای فطری برخوردار است که به نگه داشتن والد نزدیک او، کمک می کند. بدین ترتیب، امنیت کودک و تغذیه او را تضمین می کند. بالبی معتقد است که تغذیه پایه و اساس دلبستگی نیست، بلکه خود پیوند دلبستگی، مبنای زیستی قدرتمندی دارد که میتوان آن را در بستر تکامل بهتر شناخت. بستری که بقای گونه در آن، اهمیت زیادی دارد(۸۶). دلبستگی در چهار مرحله رشده کرده و ایجاد می شود. عقیده بالبی کودکان در نتیجه تجربیات خود در طول این چهار مرحله، پیوند عاطفی با ثباتی با مراقبت کننده خود برقرار می کنند. تفاوت در پاسخ های مشخص و کوتاه مدت تغییر میدهد و به تدریج تغییرات پایدار و فراگیر در عملکرد سیستم دلبستگی ایجاد می کند. این تاثیرها در حافظه بلندمدت شخص ذخیره شده و این دانش ذخیره شده مدلهای کارکردی درون روانی یا مدلهای بازنمایی ذهنی را تشکیل می دهد. این بازنمایی درونی جزء مهمی از شخصیت می شود و به صورت تصویر ذهنی، الگو یا راهنمایی برای کلیه روابط صمیمی در آینده می شود(۸۷). تحقیقات طولی اخیر تاثیرات طولانی مدت شیوه تربیتی والدین در دوران نوپایی و کودکی را در دلبستگی بزرگسالان تایید کرده اند. ثبات، تدوام و پیوستگی دوران کودکی تا بزرگسالی ۶۴ درصد گزارش شده است(۸۴). دلبستگی ایمن و ناایمن بر حسب مدل های کارکرد درون روانی که اشخاص درباره خود و دیگران رشد می دهند، فهمیده می شود. این مدلها، بازنمایی های کلی از خود و دیگران، هستند که کودکان آنها به عنوان راهنما در تعبیر و تفسیر حوادث و شکل دادن تجارب خود در روابط انسانی به کار می برند. کودکان با مراقبان حساس و پاسخ ده، نتیجه خواهند گرفت که مردم قابل اعتماد هستند و آنان نیز ارزشمند و دوست داشتنی اند، در نتیجه یک مدل کارکرد درون روانی مثبت از خود و دیگران در خود رشد می دهند. و با مراقبان غیرحساس، بی اعتنا یا سواستفاده گر، نتیجه خواهند گرفت که مردم غیرقابل اعتماد اند و آن ها نیز بی ارزش هستند، در نتیجه یک مدل کارکرد درون روانی منفی از خود و دیگران در خود رشد می دهند(۸۹). در دوران نوجوانی تغییرات و تحولات پیچیده ای در روابط والدین و نوجوانان رخ می دهد. اگرچه برخی مطالعات نشان داده اند که دلبستگی به هر دو والد با فرایند رسش و بلوغ کاهش می یابد. آلن سیستم دلبستگی در نوجوانی را در چهارچوب تحولی مورد بررسی قرار داد. او تشریح کرد که نوجوانی به عنوان دوره ای است که همراه با تغییر و تحولات عمیق هیجانی، عاطفی، شناختی و سیستم رفتاری که در حیطه روابط دلبستگی رخ می دهد. نوجوان به تدریج از فردی که به عنوان دریافت کننده مراقبت بود، تحول یافته و تبدیل به یک بزرگسال با کفایت و یک مراقب بالقوه می گردد(۹۰). رشد قابل توجه مکانیسم تصحیح کننده هدف، در نوجوانی در زمینه روابط والدین – فرزند، زمینه برای پیدایش یک از مهمترین تحولات نوجوانی را فراهم می نماید و آن کاهش اتکاء به والدین و چهره دلبستگی می باشد. این تحول، بازتاب کاهش وابستگی به والدین می باشد و به معنی نادیده گرفتن و کم اهمیت دانستن این روابط از سوی نوجوان محسوب نمی شود(۱۱). فرایند تحول دلبستگی در نوجوانی تفاوت اندکی با دلبستگی در کودکی دارد. زیرا در اوایل نوجوانی آنها در شرایطی که با استرس و تنیدگی مواجهه می شوند، توجه خود را به والدین معطوف می دارند. سیستم اکتشافی در نوجوانی در مقایسه با سیستم دلبستگی از تقدم بیشتری برخوردار است. رفتار خود مختاری و استقلال جویی نوجوانان تا حدودی بر گرفته از سیستم اکتشافی وی می باشد که در برخی مواقع، توانایی سیستم دلبستگی به والدین را کاهش می دهد. از این رو، نوجوان در صدد یک زندگی همراه با عدم وابستگی عاطفی به والدین می باشد(۸). پژوهشگران تاکید فراوان بر این دارند که ، سازمان دلبستگی تا حدودی آشکار کننده کیفیت روابط نوجوانی و پیامدهای آن می باشد(۹۱).براساس نظر بالبی نوجوانان دارای سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و مضطرب هستند. افراد با دلبستگی ایمن: با اعتمادی که به چهره دلبستگی (والدین، همسر، و سایر افراد) دارند همواره به نحو یکسان با وی رفتار می نمایند. از نگاه آنها چهره دلبستگی، در شرایط تهدید آمیز فردی موثر و قابل اطمینان خواهد بود. افراد دلبسته ایمن پنجاه و پنج درصد از جمعیت کلی جهان را تشکیل میدهند(۹۲). افرادی که دارای این سبک هستند کمتر از خطرات می ترسند چون در موقعیت های خطرزا خود را تنها احساس نمی کنند .و تمایل به ایجاد ارتباط صمیمانه و مثبت با دیگران دارند و نسبت به دنیا و دیگران اعتماد دارند. بنابراین دلبستگی ایمن منعکس کننده قوانینی است که به فرد اجازه می دهد اضطراب را بشناسد و برای دستیابی به تسلی و حمایت به سوی دیگران برگردد (۵۷) .کوبک وسیری در مطالعه خود نشان داده اند که والدین ایمن برای دلبستگی ارزش قائلند و به اهمیت ارتباطات دلبستگی معتقدند.آنها خاطرات مربوط به دلبستگی خود را که بطور معمول خاطراتی مثبت هستند به راحتی یاد می آورند(۸). پژوهش های دیگری نشان داده که مادران کودکان سبک دلبستگی ایمن تماسهای عاطفی بیشتری با فرزندان خود دارندو در جریان رفتار کودک خود دخالت نمی کنند وتماسهای چشمی بیشتری باآنها برقرار می کنند(۶۴).اینورث بیان می کند والدینی که در رفتار خود با فرزندشان ثبات دارند همواره هماهنگ عمل می کنند. الگوی رفتاری آنها از نظر کودک قابل پیش بینی بوده و دارای کودکانی ایمن هستند(۵۷). افراد با سبک دلبستگی اجتنابی : در اغلب موارد، دارای تجاربی همچون روابط غیر صمیمانه و از هم گسسته و توام با بی اعتمادی با افرادی که در جریان زندگی به آنها نیازمند بوده اند، می باشند. در شرایط تهدید آمیز به جهت قطع ارتباط با افرادی که در این مواقع یاری رسان آنها بوده اند، لذا ناگزیر می شوند که به خود متکی گردند. آنها اغلب دارای تجاربی همچون بی مهری و کنترل های سخت و شدید از سوی دیگران بوده اند. چنین افرادی به عنوان افرادی رقابت جو، سرد و بی احساس توصیف می شوند(۹۱).پژوهشگران نشان داده اند که کودکان اجتنا بی ، حضور الگوی دلبستگی را نادیده می گیرند و با بی توجهی که نسبت به او نشان می دهند سعی در کاهش تضاد با الگوی دلبستگی خود دارند زیرا او همواره کودک را طرد کرده وحساسیتی نسبت به درخواست کودک نداشته است .بنابراین اجتناب کودک از شخصی که او را طرد می کند، می تواند ارزش سازگاری کوتاه مدت داشته باشد . بدین ترتیب کودکان اجتنابی ، اهمیتی برای ارتباطهای دلبستگی قائل نیستند(۹۳). بررسی های دیگر در مورد افراد اجتنابی نشان داده که این افراد خود و الگوی دلبستگی خود را بصورت آرمانگرایانه ای توصیف می کنند و هیچ نقصی را در مورد خود نمی پذیرند واین یک حالت اجتنابی دفاعی است .زیرا این افراد به میزان زیادی تجارب امتناع از سوی چهره دلبستگی خود دارند. همچنین به صورت وسواسی سعی می کنند به خود اعتماد داشته باشند تا بتوانند بی میلی را که نسبت به دیگران احساس می کنند را جبران کنند (۹۱). در مطالعه دیگری کودکان و نوجوانان اجتنابی از نظر اجتماعی منزوی بوده و فاقد ادراک حساسیت بین فردی هستند و نیز در تعاملهای اجتماعی شایستگی های کمتری داشته اند (۸). افراد دارای سبک اضطرابی- دوسوگرا: کسانی هستند که دیگران مایل نیستند آنقدر که آنها دوست دارند با آنها رابطه نزدیک داشته باشند. آنها اغلب نگران هستند که همسرشان واقعا آنها را دوست نداشته باشد یا نخواهد که در آینده با آنها زندگی کند. آنها مایلند که با بعضی افراد کاملا یکی شوند ولی این خواسته بعضی اوقات باعث ناراحتی و دوری مردم از آنها می شود(۹۴) . پژوهشگران دریافته اند که رفتار کودکان و نوجوانان با کیفیت یا امنیت دلبستگی آنها با مراقبان اولیه شان ارتباط دارد؛ به عبارت دیگر، کودکان نوپایی که در دوران دلبستگی احساس ناایمنی می کرده اند، احتمال دارد از نظر پذیرش، نزدیکی و راحتی با مادر یا مراقبانشان با مشکلاتی روبرو باشند(۹۵). احتمالا آن گروه از کودکانی که در دوره رابطه دلبستگی برای تنظیم عواطف خود یاری نشده اند ، مشکلات رفتاری بیشتری دارند، نتوانسته اند روش های موثر برای مهار محرک ها و عواطف را فراگیرند. تحقیقات نشان داده است که کیفیت یا امنیت دلبستگی با کیفیت تعامل های اولیه کودک با مراقبش ، عدم حساسیت والدین و طرد کودک از سوی والدین ارتباط دارد.(۵۷). والدین نخستین و مهم ترین نقش را در دلبستگی فرزندان دارند و نوع دلبستگی فرزندان به عنوان جزء مهمی از شخصیت، تعاملات بعدی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. اینکه والدین چه شیوه تربیتی داشته باشند نتایج کاملا متفاوتی برای دلبستگی فرزندان خواهد داشت(۹۶). بامریندمعتقد است، شیوه های تربیتی والدین می توانند براساس دو مشخصه، توقع و پاسخ دهی طبقه بندی شوند. توقع، به کنترل رفتاری اشاره دارد؛ بدین معنا که والدین از فرزندان خود انتظار رفتارهای پخته دارند، آنها را کنترل و بر اعمالشان نظارت می کنند. پاسخ دهی به والدینی گرم، با محبت و حمایت کننده اشاره دارد، بدین معنا که والدین گرمی عاطفی و پذیرش نشان می دهند و خود را در کارهای کودکان درگیر می کنند(۸۸). تاثیر شیوه های تربیتی والدین در فرزندان در تمام مراحل رشد تداوم دارد. شیوه تربیتی والدین یک شاخص معتبر از عملکرد والدینی را ارائه می دهد که بهزیستی کودک را در میان طیف گسترده ای از محیط ها و جوامع متفاوت پیش بینی می کند. توقع و پاسخ دهی والدین از عناصر مهم والدینی هستند. پاسخ دهی والدین، کفایت اجتماعی و عملکرد روانی-اجتماعی را پیش بینی می کند و توقع والدین با شایستگی، ضابطه مند بودن و کنترل رفتاری رابطه دارد(۸۹). ون آیزندرون و بکرمن-گرانینبرگ(۱۹۹۷) معتقدند که شیوه مراقبتی والدین ، پیش بینی کننده مستقیم الگوی دلبستگی در کودک است. والدین پاسخ ده و حساس به نیازهای کودک، الگوی دلبستگی ایمن در کودک ایجاد می کنند و والدین سرد و غیرحساس به نیازهای کودک، الگوی دلبستگی ناایمن در کودک ایجاد می کنند(۹۷). سبک های والدینی توصیف شده بوسیله بامریند و مکوبی و مارتین توصیفی از رشد سبک های دلبستگی متفاوت را ارائه میدهند(۹۸). سطح پایین گرمی و محبت، مراقبت نامنظم، طرد و اعتقاد به تنبیه والدین با دلبستگی ناایمن رابطه دارد. حساس بودن، پذیرش و ثبات هیجانی مادر با دلبستگی ایمن کودک رابطه دارد(۹۲). والدین بی اعتنا در کودکان خود دلبستگی اضطرابی، پرخاشگری، ترس، ناامیدی و خشونت ایجاد می کنند. این کودکان بدترین بازده را در شایستگی شناختی یا اجتماعی، عملکرد تحصیلی و سلامتی روانشناختی دارند. همچنین، رفتارهای مخاطره آمیز و سوء مصرف مواد دارند(۹۹). کودکان والدین آزادگذار، عزت نفس بالاتری دارند، اما انگیزه پیشرفت پایین، عملکرد ضعیف در مدرسه و میزان بالای مشکلات رفتاری و مصرف مواد نیز دارند. (۱۰۰). بامریند بیان کرد که کودکان والدین آزادگذار مضطرب و ناپخته هستند و خودکنترلی و خوداتکایی پایین دارند(۸۹). نیل و فریک در مطالعه ای نشان دادند که شیوه تربیتی اقتداری با دلبستگی ایمن رابطه دارد و شیوه تربیتی استبدادی و آزادگذار با دلبستگی ایمن رابطه ای ندارد. نتایج این مطالعه نشان داد که ۷۰ درصد کودکان با شیوه تربیتی مقتدر، ۱۲ درصد کودکان با شیوه تربیتی مستبد و صفر درصد کودکان با شیوه تربیتی آزادگذار، دلبستگی ایمن دارند(۱۰۱). پولک در سال ۲۰۰۷ نشان داد که شیوه های تربیتی مقتدر تاثیر مثبت بر سبک دلبستگی ایمن وشیوه تربیتی آزادگذار اثر مثبت بر سبک دلبستگی ناایمن فرزندان دارد(۹۲). از سوی دیگر، کودکان با دلبستگی ناایمن، مستعد خطر برای رشد دادن یک مدل از خود به عنوان دوست نداشتنی و یک مدل برای دیگران به عنوان غیرقابل اعتماد هستندو یک طرح واره شناختی است که تعاملات بعدی کودک را در زندگی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بدین ترتیب، تجارب والدینی نامناسب منجر به دلبستگی ناایمن شده و این نوع دلبستگی موجب نگرش های غیرعادی و نابهنجار می شود(۱۰۲)، از طرف دیگر، وقتی این گونه آسیب پذیری های شناختی فعال می شود، به طور نامناسبی حس خود در فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. چنین کاهشی در حس خود(عزت نفس) انتظار می رود فرد نسبت به مصرف و سوء مصرف مواد ، آسیب پذیر شود(۱۰۰). مروری بر مطالعات انجام شده مطالعه و بهره گیری از پژوهش های مرتبط با موضوع مورد تحقیق نه تنها در شناسایی جنبه های مختلف موضوع مورد مطالعه مفید خواهد بود، بلکه مسیر فعالیت های پژوهشی آینده را روشن می سازد(۹۱). مطالعات زیادی در زمینه میزان پرخاشگری در سبک های دلبستگی انجام شده است که از میان آنها به آن دسته از بررسی هایی اشاره می گردد که ارتباط بیشتری با موضوع مورد مطالعه دارند. هر کدام از مقالات پژوهشگر را در چگونگی اجرای مراحل مختلف پژوهش یاری داده اند. فخاری نژاد در سال(۲۰۱۰) مطالعه ای توصیفی – مقطعی[۳۹] با هدف تعیین میزان پرخاشگری درانواع سبک های دلبستگی دردختران نوجوان مشغول به تحصیل درشهر تهران انجام دادند .نمونه پژوهش شامل ۴۵۰ دختر نوجوان ۱۷-۱۵ ساله در رشته های ریاضی ، علوم تجربی وعلوم انسانی بودند. که به روش نمونه گیری خوشه ای و بصورت تصادفی انتخاب شده بودند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان هازان وشیور(AAQ) و پرسشنامه پرخاشگری (AQ) می باشد. AAQ شامل دو بخش می باشد. در بخش اول ،آزمودنی ها به سه توصیف از سبک دلبستگی در پرسشنامه که بر مبنای مقیاس ۷درجه ای (کاملا مخالفم : صفر ،تا حدی مخالفم :، ۱ ، کمی مخالفم :۲ مطمئن نیستم :۳ ، کمی موافقم :۴، موافقم :۵، کاملا موافقم: ۶) نمره گذاری می شود، پاسخ می دهند. در بخش اول به ترتیب ، توصیف های،۳ ۱،۲ بیان گر سه سبک اجتنابی ،اضطرابی –دوسوگرا و ایمن بوده است . بخش دوم ،یک بار دیگر آزمودنی ها سه توصیف پیشین را مطالعه و یکی از آنها که بیشترین تشابه با ویژگی های آنان دارد ، انتخاب می کنند. میزان پایایی این پرسشنامه باروش باز آزمایی برای سبک دلبستگی ایمن ۳۶۶% و برای دلبستگی اجتنابی ۵۶۱% و در مورد دلبستگی اضطرابی – دوسوگرا۷۲۴% بوده است . پرسشنامه پرخاشگری آرنولد ومارک پری میزان پرخاشگری کلی را می سنجدکه شامل ۲۹ سوال است و چهارجنبه پرخاشگری(فیزیکی، کلامی ، خشم وخصومت) را می سنجد. گزینه­ ها به شیوه­ای تنظیم شده ­اند که جایگاه فرد را در هر پرسش، روی یک مقیاس ۵ درجه­ای از ۱ (کاملا من را توصیف نمی­کند) تا ۵ (کاملا من را توصیف می­ کند) مشخص می­ کند. نمره کل پرسشنامه از مجموع کل نمرات سوالات ودارای دامنه ۲۹تا۱۴۵ است. نمرات بالاتر نشانه پرخاشگری بیشتری است. پس از یک بررسی مقدماتی و تعیین قابلیت اعتماد و اعتبار ابزارها اجرای اصلی با بهره گرفتن از این ابزارها صورت گرفت: پرسشنامه نسخه جدید برای تحلیل آماری داده های استخراج شده از روش های آماری تحلیل واریانس، آزمون تعقیب توکی،tمستقل استفاده شده است. نتایج بیانگر آن بود که ، دختران دارای سبک دلبستگی نا ایمن درمقایسه با سبک دلبستگی ایمن، پرخاشگری بیشتری دارند (۰۵/۰p=). همچنین در زیرمقیاس های پرخاشگری، خشم (۰۵/۰p=) وخصومت (۰۱/۰p=) در دختران با دلبستگی ناایمن بیش از دختران با سبک دلبستگی ایمن بود. که خشم ( ۰۵/۰p=) و خصومت ( ۰۱/۰ p=) معنادار می باشد. دخترانی که دارای دلبستگی اجتنابی هستند نسبت به دو گروه ایمن واضطرابی / دوسوگرا پرخاشگری بیشتری را نشان دادند (۰۵/۰p=). می توان گفت در نوجوانی تعامل با همسالان و تأثیرپذیری آنها بیشتر از دوره های دیگر زندگی است .کیفیت دلبستگی نوجوان نقش مهمی در آسیب پذیری و رشد او ایفا می کند، به نظر می رسد که سبک های دلبستگی ناایمن با پرخاشگری، احساس تنهایی گوشه گیری اجتماعی اضطراب، نشانه های بدنی و اعتماد به نفس پایین ارتباط دارد و همچنین عاملی خطرزا برای شروع اختلالات ومشکلات روانی در نوجوانی وجوانی است(۸). مورتی و اوبسات درسال(۲۰۰۹) مطالعه ای از نوع همبستگی باعنوان “بررسی میزان کارآیی یک برنامه مداخله متمرکز بر دلبستگی برای والدین در مورد نوجوانان در معرض رفتار پرخاشگرانه: برنامه پیوند” انجام دادند که هدف از آن بررسی برنامه ای با نام «پیوند» بوده این برنامه در واقع برنامه ای مداخله ای برای کمک به والدین و یا مراقبین نوجوانانی است که در معرض آسیبهای ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه قرار داشته اند. این برنامه با تمرکز بر مفاهیم بنیادی دلبستگی ایمن، حساسیت والدینی، همکاری، ظرفیت عکس العمل و تنظیم مؤثر خلق در روابط دوتایی، به والدین یا جانشینهای آنها شایستگیهای لازم برای تشخیص، درک و واکنش نشان دادن به نیازهای نوجوانان خود را می آموزد، به گونه ای که روابط میان آنها از امنیت و کیفیت مناسبی برخوردار گردد. این پژوهش دو مطالعه را در خود جای داده است. در مطالعه اول نمونه اولیه ای شامل ۲۰ والد بود که ۱۱ نفر آنها والدین واقعی، ۳ تا فرزند پذیرفته، ۲ تا مادر تنها، ۱ مادربزرگ، ۱ ناپدری و ۲ پدر تنها بودند. این گروه ۲۰ فرزند نوجوان سنین ۱۲ تا ۱۸ سال شامل ۱۳ پسر و ۷ دختر داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل چک لیست رفتار ی کودک (CBCL)[40] و ۹۲/۰= α ، احساس شایستگی والدین (PSOC)[41] با ضریب پایایی ۸۱/۰= α و رضایت از شرایط و همکاری در درمان که شامل ۲۳ سؤال بود استفاده شد. این پرسشنامه ها بر روی یک طیف لیکرتی ۴ درجه ای سنجیده شدند. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری در مدل خطی عمومی استفاده شد و اندازه اثر درمان نیز بدست آمد (۸/۰=d). در مطالعه دوم برای جمع بندی نتایج ۵۱۱ والدین شرکت کردند که ۳۰۹ نفر آنها تا آخر باقی ماندند و نتایج آنها قابل تحلیل بود که از میان آنها که ۲۴۰ نفر آنها مادر واقعی یا مادرخوانده یا نامادری، ۳۵ تا مادر تنها یا سایر مراقبین زن، ۳۰ پدر واقعی، پدر خوانده یا ناپدری و ۴ تا پدر تنها یا سایر مراقبین مرد بودند. این گروه ۳۰۹ فرزند نوجوان سنین ۱۲ تا ۱۸ سال شامل ۱۷۴ پسر و ۱۳۵ دختر داشتند. علاوه بر مقیاسهای مطالعه اول از مقیاسهای پرسشنامه تنیدگی مراقب (CGSQ) [۴۲] با ۷۶/۰= α، مصاحبه تلفنی کوتاه فرزند و والد (BCFPI)[43] ۸۷/۰= α، مقیاس تعدیل شده تاکتیکهای تعارض (CTS)[44] با ۸۸/. = α و چک لیست تنظیم خلق (ARC) با ۸۸/۰= α استفاده شد. همچنین نتایج این مطالعه توسط مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج این مطالعه نشان داد: در مطالعه اول نمونه اولیه ای شامل ۲۰ والدینی که از این برنامه استفاده کرده بودند، در مقایسه با گروه کنترل رضایت والدینی و احساس کارایی بیشتری را به همراه کاهش رفتارهای پرخاشگرانه( ۰۰۱/۰˂p ،۲۹۳/۰-=B ، رفتارهای ضد اجتماعی (۰۰۱/۰˂p ،۴۷۷ /۰- =B) و سایر مشکلات مرتبط با سلامت نوجوانان خویش اعلام نمودند. این آثار ماندگار بودند بطوریکه در طول یک دوره پیگیری ۱۲ ماهه حتی آثاری از کاهش مشکلات اختلال سلوک (۶۲۳/۰˂p ، ۱۷۱/۰-=B )، افسرگی ( ۰۳۴/۰˂p ، ۳۷۳/۰- =B ) و اضطراب ( ۰۱۸/۰ =p ، ۱۶۹/۰ – =B ) نیز در نوجوانان مشاهده شد. این روش سپس به ۱۹ انجمن شامل ۳۰۹ والد آموزش داده شد و روشها به آنها انتقال داده شد. در مطالعه دوم نتایج پیش ازآزمون و بعد از آزمون جمع بندی شد که شامل کاهش در مشکلات درونی سازی و بروی سازی شده نوجوانان، بهبود عملکرد اجتماعی و بهتر شدن تنظیم خلق بود. همچنین والدین افزایش قابل توجهی در رضایت والدینی به همراه احساس کارآمدی را گزارش نموده و همینطورکاهش اختلاف در روابط خود با فرزندان خود را عنوان نمودند. یافته های پژوهش آنها در واقع نشان داد یکی از مهمترین زمینه ها در مورد ابتلای نوجوانان به رفتارهای پرخاشگرانه کیفیت دلبستگی نوجوان با مراقبین خود است. همچنین استفاده از برنامه های مداخله ای برای آموزش خانواده ها و والدین پس از شناسایی معضلات موجود می تواند در کاهش آسیبهای این رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤثر باشد (۱۰۳). کراوفورد، شیور و همکاران(۲۰۰۶) مطالعه ای طولی با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی، پرخاشگری بین فردی و اختلالات شخصیتی در نمونه ای شامل نوجوانان و بزرگسالان که در آن افراد خود متغییر های مورد بررسی را گزارش می دادند ، پرداختند . نمونه مورد استفاده در این پژوهش را ۸۰۰ کودک (که در هنگام ارائه نتایج به بزرگسالی رسیده بودند) تشکیل می داد که در دو منطقه در نیویورک زندگی می کردند که به نوعی مبین جامعه بوده اند. ۲۵% از آنها در شهرهای کوچک و حومه در سطح پایین می زیستد، ۲۱% از آنها در هنگام کودکی برخی اوقات با فقر روبرو بوده اند و ۲۵% متوسط و بقیه مرفه بودند. میانگین سنی ابتدای طرح ۱۶ سال با انحراف معیار ۸/۲ و در انتهای دوره ۱۷ سال تا ۳۳ سال با انحراف معیار ۹/۲ بودند.آنها برای سنجش دلبستگی از پرسشنامه تجربیات روابط نزدیک ، و برای پرخاشگری از پرسشنامه ۵ سؤال محقق ساخته با پایایی ۶۸/. استفاده گردید . در این مطالعه در دوره ای ۱۷ ساله به بررسی و پیگیری میزان و سبکهای دلبستگی کودکان پرداختند و آنها را طی ۱۷ سال تا نوجوانی و بزرگسالی مورد پایش قرار دادند. نتایچ از اعتبار همگرا و اعتبار تشخیصی مناسبی در مورد ابزارهای مورد استفاده برای سنجش دلبستگی خبر می دادند. پرسشنامه ها توسط خود افراد پر می شده و با توجه به روش های محاسبه همبستگی پیرسون در ارتباط با مدلهای مقطعی-طولی تحلیل شدند. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که ، میان سبکهای دلبستگی و پرخاشگری رابطه وجود داشت به گونه ای که رابطه میان سبک دلبستگی اضطرابی و پرخاشگری بسیار قوی بوده و در طول زمان افزایش یافته است (از ۳۲/۰=r در ابتدای ۱۶ سالگی و ۴۶/۰=r در ۳۳ سالگی و ۰۵/۰p<) که نشان دهنده اهمیت بررسی این سازه ها در سالهای پیش از بزرگسالی است. رابطه میان پرخاشگری با سبک دلبستگی اجتنابی کمی ضعیفتر اما کماکان بالا بوده است (از ۲۴/۰=r در ابتدای ۱۶ سالگی و ۳۴/۰=r در ۳۳ سالگی و ۰۵/۰p<(27). طالبی و پرم ورما در سال (۲۰۰۷ ) مطالعه ای توصیفی با عنوان «پرخاشگری و ایمنی دلبستگی» و با هدف آزمودن عوامل مرتبط با پرخاشگری دردانش آموزان ایرانی( در شهر مشهد)و هند(درشهرپانچکولا[۴۵]) انجام دادند. ایمنی دلبستگی به عنوان متغیر اصلی مورد سنجش قرار گرفت. نمونه مربوط به این پژوهش شامل ۶۰۰ دانش آموز در ۵ رده تحصیلی می باشد؛ که از این میان۳۰۰ نفر ایرانی و ۳۰۰ نفر هندی بودند (هر کدام شامل ۱۵۰پسر و ۱۵۰ دختر). نمونه ها به طور تصادفی از مدارس مختلف انتخاب شدند. در این مطالعه، افراد مورد مطالعه از خانواده هایی انتخاب شدند که با هر دو والدین زندگی می کردند. ابزار پژوهش شامل شاخص پرخاشگری که دارای امتیازی در ۱۰ آیتم مربوط به پرخاشگری می باشد برای نمونه های ایرانی ، تجزیه و تحلیل آیتم ها برای همه موارد انجام شد. ضریب همبستگی تمام موارد در محدوده ۲۵/۰درصد به ۶۶/۰درصد بود . و برای نمونه هندی مطالعه پایلوت نیز انجام شد. ضریب همبستگی برای آیتم های انتخاب شده در محدوده ۵۷/۰درصد به ۸۲/۰ بود. و پرسشنامه شا خص دلبستگی مربوط به کرن (KSS )[46] میزان وابستگی کودکان به والدین به صورت جداگانه و بر اساس شاخص کرن اندازه گیری شد ه است . این مقیاس شامل ۱۵ آیتم می باشد. که امتیاز بالا در آن نشان دهنده وابستگی بیشتر می باشد. این شاخص دارای دو زیر مجموعه می باشد: آیتم اول شامل وابستگی و آیتم های دیگر شامل در دسترس بودن پدر و مادر می باشد. برای نمونه های ایرانی، این شاخص به زبان فارسی ترجمه و مطالعه پایلوت نیز انجام گردید. همبستگی کلی آیتم های ۵ و ۱۳ برای مادران کمتر از ۲/۰ بود.بنابراین، این ۲ مورد ازمطالعه حذف شدند. برای پدران نیز آیتم ۱۳کمتراز ۲/۰ بود، و این آیتم نیز از فرم مطالعه مربوط به پدران حذف شد. همبستگی سایر آیتم ها در فرم ها مربوط به مادران دارای دامنه بین ۲۸/۰-۵۸/۰ و برای فرم پدران ۲۱/۰-۵۶/۰بود. اعتبارK-Rدر هر ۵ رده تحصیلی برای فرم مادران و پدران به ترتیب و مادر به ۷۳/۰ و ۷۶/۰بود. در نمونه های هندی، همبستگی آیتم ها برای مادران در دامنه ۲۵/۰ تا ۶۲/۰ و برای پدران در دامنه ۲۷/۰ تا ۷۰/۰ قرار داشت. اعتبار آلفای کرونباخ برای مادران و پدران به ترتیب ۶۹/۰و ۷۴/۰ بود. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که ، در ایمنی دلبستگی رابطه منفی معناداری با پرخاشگری در پسرها (۳۸/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) ، دخترها (۱۴/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) و نمونه کلی(۲۵/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) ایرانی داشت. در نمونه هندی نیز ایمنی دلبستگی رابطه منفی معنی داری در دختران (۱۵/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= )، و پسران (۱۹/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) و نمونه کلی (۱۸/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) با پرخاشگری داشت. و بین میزان در دسترس بودن مادر و پرخاشگری در دختران هندی(۰۹/۰- r= ، ۰۵/۰< p ) معنی دار نبود و پسران (۲۱/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) هندی رابطه منفی و معنی داری وجود داشت و رابطه منفی و معنی داری میان در دسترس بودن مادر و پرخاشگری دختران(۲۱/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) و پسران(۱۷/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= ) ایرانی وجود داشت. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که برای جلوگیری از پرخاشگری در کودکان نیاز است تا مادران رابطه عمیق و از روی عشق با کودکان خود ایجاد نمایند این مهم است که پدر و مادر به شیوه ای ملایم و عاطفی با کودکان خود رفتار کنند تا رابطه دلبستگی بین آنها به وجود آید. کودکان نیز مستلزم اطمینان یافتن از این می باشند که والدین در برآوردن نیاز های آنها لذت میبرند. علاوه بر این، والدین باید خود رادر دسترس کودکان قرار دهند به طوری که آنها مطمئن باشند والدینشان در هر زمان و مکانی که نیاز دارند در دسترس می باشند. این احساس امنیت بسیار ضروری است، در غیر این صورت، کودک ممکن است در درک موقعیت های دشواربا مشکل مواجه شود و واکنش پرخاشگرانه بروز دهد (۲۹). آهنگرانزابی و همکاران(۱۳۹۰) ، در تحقیقی به بررسی رابطه سبک های فرزندپروری والدین با پرخاشگری نوجوانان شهرستان شبستر پرداختند . روش تحقیق مورد استفاده از نوع همبستگی بود و نمونه آماری نیز شامل ۶۰ نفر از دانش آموزان شهرستان شبستر بودند. برای گردآوری داده از پرسشنامه سبک های فرزندپروی بومریند و پرسشنامه پرخاشگری ” اچ.باس و مارک پری” استفاده شد. پرسشنامه سبک های فرزند پروری حاوی ۳۰ سوال چهارگزینه ای به صورت کاملا مخالفم تا کاملا موافقم بود که برای هر دانش آموز از طریق پرسشنامه تکمیل شده است. میزان پایایی آن توسط بوری (۱۹۹۱به نقل از آهنگرانزابی و همکاران،۱۳۹۰) بدین صورت بدست آمده بود. ۸۰/۰ برای سهل گیرانه مادر، ۸۶/۰ برای استبداد مادری، ۷۸/۰ برای دموکراتیک مادر، ۷۷/۰ برای سهل گیرانه پدر، ۸۵/۰ برای استبداد پدر، ۹۲/۰، برای دموکراتیک پدر، برای سنجش پرخاشگری از پرسشنامه آرنولد اچ باس و مارک پری که حاوری ۲۹ گویه و چهار جنبه پرخاشگری (فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت) را مورد بررسی قرار گرفت. که پایایی آن برای کل خرده مقیاسها به ترتیب ۸۵/۰، ۷۲/۰، ۸۳/۰، ۷۷/۰، بوری برای مشخص کردن میزان اعتبار پرسشنامه از روش روایی محتوایی بدین صورت که پرسشنامه از ده نفر صاحب نظر در زمینه روانشناسی و روان پزشکی خواسته است تا میزان روایی هر جمله را با علامت زدن مشخص نموده و نظر اصلاحی بندهند. نتیجه این نظر خواهی نشان داد که پرسشنامه مذکور دارای روایی بالایی است. نتایج این تحقیق نشان داد که بین سبک فرزندپروری دموکراتیک و پرخاشگری فیزیکی(۵۱/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= )، خصومت(۴۸/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= )، خشم(۶۰/۰- r= ، ۰۰۱/۰p= )، و پرخاشگری کلامی(۲۶/۰- r=042/0p= )، رابطه منفی و معناداری وجود داشت. همچنین بین سبک فرزند پروری سهل گیرانه و پرخاشگری(۰۴/۰- r= ، ۷۶۱/۰p< )، پرخاشگری کلامی(۰۹/۰- r= ، ۴۹۴/۰p< )، خصومت(۰۷/۰- r= ، ۵۵۲/۰p< )، خشم (۱۶/۰ r= ، ۲۲۰/۰p< )و پرخاشگری فیزیکی(۰۳/۰- r= ، ۸۰۲/۰p< ) رابطه آماری معنی داری وجود نداشت. بین سبک فرزند پروری استبدادی و پرخاشگری(۰۱/۰ r= ، ۹۲۳/۰p< ) ، پرخاشگری کلامی(۰۹/۰ r= ، ۴۹۳/۰p< )، خصومت(۱۰/۰ r= ، ۴۰۵/۰p< )، خشم(۰۱/۰ r= ، ۸۸۷/۰p< ) و پرخاشگری فیزیکی(۲۰/۰ r= ، ۱۱۵/۰p< ) رابطه آماری معنی داری وجود نداشت. بنابراین سبک فرزند پروری دموکراتیک بیانگر تعامل مناسب و توام با صمیمیت و در عین حال ، کنترل منصفانه و واقع بینانه است، ولی سبک فرزند پروری سهل گیرانه و استبدادی بیانگر تعامل نامناسب و نادیده گرفتن و در عین حال، کنترل غیر منصفانه و غیرمنطقی است و با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقای خانواده و سلامت روانی افراد جامعه قائل هستند، بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و پرخاشگری فرزندان می انجامد، ضروری به نظر می رسد ، که در این میان خانواده و شیوه برخورد و تربیتی والدین ، اصلی ترین و بیشترین نقش را در بوجود آمدن مشکلات رفتاری و شخصیتی و اجتماعی در فرزندان می شود. بنابراین ، امید است از طریق بالا بردن آگاهی والدین در مدارس یا رسانه های جمعی سبک فرزندپروریشان حول دموکراتیک بچرخد(۲۸). شفیعی و صفاری نیا(۱۳۹۰)، مطالعه ای با عنوان ” خود شیفتگی، عزت نفس و پرخاشگری ” به بررسی رابطه بین دو متغیر خودشیفتگی و عزت نفس با پرخاشگری پرداختند. پژوهش آنها از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر ۱۴- ۱۸ ساله دبیرستانهای دلیجان در سال تحصیلی ۸۹-۹۰ بود. انتخاب نمونه ها با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم کوتاه پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت[۴۷] که دارای ۳۵ گویه که عزت نفس را بصورت کلی اندازه گیری میکند، در این پرسشنامه عزت نفس کلی مطرح شده است که درنهایت مجموع امتیازات آزمودنی نمره کل عزت نفس را بدست می دهد که دامنه آن از ۳۵ تا ۱۴۰ متغیر است. ضریب پایایی این ازمون از طریق روش بازآزمایی در مورد پسران و دختران دبیرستانی به ترتیب ۹۰/. و ۹۲/۰ و ضریب روایی آن از طریق همبستگی با معدل آخر سال به ترتیب ۶۹/۰ و ۷۱/۰ توسط حسنی نسب در سال (۱۳۸۱ )گزارش شده است و همچنین پرسشنامه های پرخاشگری اچ. باس و پری و پرسشنامه شخصیت خود شیفته کوتاه شده پرسش نامه ۴۰ گویه ای شخصیت خود شیفته می باشد که براساس مفاهیم روان شناسی اجتماعی از خودشیفتگی می باشد و به منظور سنجش ویژگی های مرتبط با شخصیت خود شیفته در گروه غیر بالینی توسط توسط آمز[۴۸] و همکاران ساخته شده بود، استفاده شد.این پرسشنامه دارای ۱۶ گویه و فاقد زیر مقیاس بود و خودشیفتگی را براساس رویکرد تک بعدی ارزیابی می کند. ضریب پایایی بازآزمایی، ضریب همبستگی در تعیین پایایی تنصیفی و ضریب آلفای کرونباخ در سنجش همسانی درونی این پرسشنامه به ترتیب ۸۴/۰، ۷۴/۰ و ۷۹/۰ بدست آمده است. میانگین نمرات پرخاشگری، عزت نفس و خودشیفتگی در این تحقیق برابر با ۱۸/۸۰، ۳۸/۹۷ و ۲۴/۵ بود. نتایج این پژوهش نشان داد که بین خود شیفتگی و پرخاشگری (۱۸۵/۰ r= ، ۰۰۱/۰p= ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین پرخاشگری و عزت نفس در نوجوانان رابطه معکوسی(۳۶۹/۰- r= ، ۰۰۱/۰p=) وجود دارد به طوری که نوجوانانی که دارای عزت نفس پایین تری بودند در پرخاشگری نمرات بالاتری را کسب کرده بودند. به منظور پیش بینی پرخاشگری با بهره گرفتن از خود شیفتگی و عزت نفس از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج رگرسیون چند متغیره مدل معناداری(۲۸/۳۰f2= ، ۰۰۰۵/۰p= ) را نشان داد. بررسی تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری نشان داد که تنها در بعد پرخاشگری فیزیکی بین نوجوانان دختر و پسر تفاوت معناداری(۸۹/۳t= ، ۰۰۰/۰p= ) وجود دارد و در سایر ابعاد پرخاشگری تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده نگردید. در این پژوهش میزان پرخاشگری فیزیکی در پسران بیش از دختران بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که خود شیفتگی با عزت نفس و پرخاشگری در نوجوانان ارتباط مثبتی دارد و همچنین عزت نفس پایین یکی از عوامل پیش بینی کننده و مرتبط با پرخاشگری در دوره نوجوانی می باشد. یافته های این پژوهش کاربردهای مهمی را برای مبحث پیشگیری و فعالیت های مداخله ای با نوجوانان پرخاشگر دارد. براساس یافته های این پژوهش می توان گفت که بالا بردن و تقویت عزت نفس در نوجوانان با بهره گرفتن از شیوه های شناختی – رفتاری به عنوان یک راهکار درمانی می تواند در جهت کاهش پرخاشگری نوجوانان و اصلاح خود انگاره آنها سودمند باشد. در مجموع نتایج این پژوهش می تواند از جهت نظری و بالینی در فهم بهتر ارتباط بین خودشیفتگی، عزت نفس و پرخاشگری در دوره نوجوانی سودمند باشد. بیشتر ادبیات پژوهشی مرتبط با موضوع پژوهش بر روی نمونه های غربی و فراد بزرگسال صورت گرفته بود بنابراین از جهت مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش های مشابه در داخل و خارج با محدودیت مواجه بودیم. از آنجا که نتایج این پژوهش نشان دهنده روابط علی و معلولی بین متغیرها نمی باشد، بنابراین پیشنهاد می شود مطالعات بعدی با بهره گرفتن از روش های مطالعه طولی به بحث علیت در این زمینه بپردازند. در این پژوهش از پرسشنامه های خود گزارشی برای سنجش متغیرهای پژوش استفاده گردید. پشنهاد می شود در پژوهش های آینده از روش های اندازه گیری های مشاهده ای ، مصاحبه و درجه بندی توسط دیگران استفاده شود(۴۱). جناآبادی و ناستی زایی(۱۳۹۰) ، به پژوهشی در زمینه پرخاشگری، اضطراب و افسردگی نوجوانان دبیرستانی ۱۴-۱۹ سال شهر سراوان پرداختند. پژوهش آنان از نوع علی- مقایسه ای بوده که به روش نمونه گیری طبقه تصادفی تعداد ۱۲۵ دانش آموز دبیرستانی شهر سراوان وارد مطالعه شدند. ابزار سنجش شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی و بخشی از ازمون scl-90-R جهت سنجش پرخاشگری، اضطراب و افسردگی بود. پرسشنامه دارای ۲۷ گویه و براساس مقیاس ۵ گزینه ای لیکرت تنظیم شده بود. هرچند ابزار جمع آوری استاندارد بود ولی جهت تعیین روایی ان، پرسشنامه مجددا مورد تایید صاحب نظران قرار گرفته بود و برای تعیین پایایی آن از ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد که مقدار ضریب به دست آمده ۷۶/۰ بود. یافته های تحقیق نشان داد که سلامت روان ۱۷ درصد و زیر مقوله های آن یعنی پرخاشگری ۶درصد، اضطراب ۶ درصد و افسردگی ۵/۲۶ درصد نوجوانان در معرض خطر است. میزان پرخاشگری ۴/۶۸ آنان خوب و حدود ۶/۲۵ درصد از آنان از پرخاشگری متوسطی را از خود نشان دادند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که دختران میزان پرخاشگری بیشتری نسبت به پسران(۲۰۵/۲t= ، ۰۲۹/۰p= ) داشتند، و در دانشجویان خوابگاهی(۲۰۱/۱t= ، ۲۳۲/۰p< )، وضعیت حیات والدین و وضعیت تحصیلات هیچ تاثیر معناداری بر پرخاشگری آنان ندارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد بین نوجوانان ساکن خوابگاه و منزل از نظر وضعیت سلامت روان و دو زیر مقوله پرخاشگری و اضطراب آن تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی نوجوانان ساکن خوابگاه در مقایسه با نوجوان ساکن منزل از افسردگی شدیدتری رنج می برند. همچنین افراد ساکن خوابگاه استرس و افسردگی بیشتری را نسبت به افراد ساکن در منزل تجربه می کنند. آنها معتقدند دلتنگی و دوری از خانواده، عدم دریافت حمایتهای عاطفی لازم از سوی خانواده، کاهش ارتباط با اقوام و بستگان، عدم شرکت در مراسمات و رویدادهای اجتماعی –خانوادگی و کم رنگ شدن هنجارها که ناشی از تبعات زندگی در خوابگاه می باشد می تواند در این یافته دخالت داشته باشند. آنها پیشنهاد می دهند که با توجه به اینکه در سالهای اخیر شمار زیادی از نوجوانان از مسائلی عاطفی و روانی رنج می برند و با توجه به این که در این پژوهش اکثر مادران خانه دار و دارای تحصیلات سطح پایین بودند، آموزش هرچه بهتر و ساده تر آنان در زمینه بهداشت روانی نوجوانان ضروری می نماید. همچنین فعال سازی مرکز مشاوره مدارس و پر کردن اوقات فراغت نوجوانان ساکن خوابگاه با مجهزتر کردن کتابخانه، تجهیزات ورزشی، برگزاری مسابقات فرهنگی- تفریحی نیز ضروری می نماید(۴۶). طالقانی و رونقی(۱۳۹۱) مطالعه ای توصیفی با عنوان تعیین و مقایسه سبک دلبستگی نوجوانان عادی و بزهکار انجام دادند. جامعه این پژوهش شامل کلیه نوجوانان ۱۴-۱۷ ساله مقیم در کانون اصلاح و تربیت شهر تهران و تمام نوجوانان ۱۴-۱۷ ساله عادی شاغل به تحصیل در شهر کرج در سال تحصیلی ۸۹-۹۰ بود. نمونه شامل ۴۷ نوجوان بزهکار دختر و پسر که در مرکز اصلاح و تربیت شهر تهران در سال ۸۹ اقامت داشتند و ۹۰ نفر نوجوان دختر و پسر غیر بزهکار مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر کرج بود. روش نمونه گیری نوجوانان بزهکار بصورت در دسترس و غیر بزهکار بصورت خوشه ای بود. برای اندازه گیری و گردآوری داده ها از پرسشنامه مقیاس دلبستگی برای کودکان و نوجوانان که در سال ۱۳۹۰ توسط رونقی، دلاور و مظاهری برای سنجش دلبستگی در کودکی و اوایل نوجوانی ساخته شد، استفاده شده است. این آزمون دارای ۲۸ سوال است که با سبک هارتر تهیه شده است. در این روش هر گزینه یا سوال به صورت ۲ جمله ارائه می شود. جمله اول نشان دهنده رفتار یک گروه از کودکان و جمله ب نشان دهنده رفتاری متضاد یا متناقض با آن است. این پرسشنامه دارای سه مولفه دلبستگی ایمن ، اجتناب و اضطراب می باشد. که پایایی آن ۸۲/۰ از طریق الفا کرونباخ به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان داد که نوجوانان عادی بیشتر از نوجوانان بزهکار دارای سبک دلبستگی ایمن هستند. بعبارتی نوجوانان بزهکار بیشتر دارای سبک دلبستگی ناایمن هستند. همچنین میان سبک دلبستگی دختران و پسران در دو گروه عادی(۳۳۲/۵t= ، ۱۵۰/۰p= ) و بزهکار (۶۰۹/۵t= ، ۱۳۲/۰p= )تفاوت معناداری وجود ندارد، و در گروه عادی بیشترین سبک دلبستگی مشاهده شده به ترتیب عبارت بودند از : ۱٫ ایمن ۲٫ دل مشغولی ۳٫ منفصل ۴٫ هراسیده . همچنین پسران عادی که در فاصله سنی ۱۸ – ۱۴ سال قرار داشتند، سطح بالایی(۱۶/۳M=) از اضطراب را نشان دادند. آنان معتقد بودند که این امر بسیار مهم است که مسئولان فرهنگی، انتظامی و قضایی به این نکته توجه کنند که ورود یک نوجوان به زندان به معنای خروج او از چرخه زندگی سالم است و این نوجوانان پس از آزادی احتمالا در چرخه ای متناوب درگیر خواهد شد. لذا با در نظر گرفتن اهمیت نخستین مرحله دستگیری باید این دوران را با انواع بازپروریهای روانی و اجتماعی و شخصیتی همراه کرد تا نوجوان پس از نخستین دستگیری در حکم کاندیدای یک عمر زندگی مجرمانه از زندان خارج نشود. برنامه های فعلی بازپروری درکانون اصلاح و تربیت، با وجود تلاش بسیار صمیمانه مسئولان، بیشتر روی ارائه آموزشهای فنی و حرفه ای متمرکز است و چون به بازپروری شخصیتی و روانی دستگیر شدگان نمی پردازد، عملا” فاقد تاثیر لازم و کافی است و در نهایت به تمرینی برای نترسیدن از زندان و آمادگی برای ادامه زندگی بزهکارانه در سطحی بالاتر تبدیل می شود(۴۷). شجاعی و همکاران(۱۳۹۲)، مطالعه ای توصیفی با عنوان عوامل پیش بینی کننده میزان پرخاشگری در نوجوانان کاربر بازی های رایانه ای در شهر قم انجام دادند. گروه نمونه مجموعه از کاربران گیم نت ها در مناطق نیمه برخودار شهر قم بود که با روش نمونه گیری تصادفی ۱۰۰ کاربر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه در سه بخش بود. بخش اول پرسشنامه از سنجش اطلاعات دموگرافی و فردی مانند سن، میزان تحصیلات، تحصیلات و شغل پدر، سن شروع بازی های رایانه ای، متوسط بازی در هفته، متوسط بازی در هر نوبت و نوع بازی تشکیل شده بود. بخش دوم شامل پرسشنامه میزان پرخاشگری (AGQ)[49] که مشتمل بر ۳۰ سوال است. ۱۴ سوال آن عامل خشم، ۸ سوال آن عامل تهاجم و ۸ سوال عامل کینه توزی را می سنجد. نمره کلی این پرسشنامه از ۰-۹۰ با جمع نمرات سوال ها به دست می آید. هرچه نمره فرد در این آزمون بیشتر و بالاتر از میانگین ۵/۴۲ باشد، میزان پرخاشگری بیشتر است.اعتبار آن توسط شکرکن و زاهدی با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ ۸۷/۰ بدست آمده است. بخش سوم شامل پرسشنامه نگرش به خشونت است که شامل ۱۵ سوال با مقیاس ۵ گزینه ای لیکرت مرتبط با فرهنگ خشونت و خشونت واکنشی می باشد. این پرسشنامه نیز اعتبار آن از طریق آلفای کرونباخ ۸۱/۰ بدست آمد. داده با بهره گرفتن از نرم افزار spss نسخه ۱۶ و با بهره گرفتن از آزمونهای تحلیل واریانس یک طرفه، تحلیل رگرسیون و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این مطالعه میانگین سن نوجوانان مورد بررسی ۲/۱۴ ± ۶/۱ سال بود. میانگین شروع بازی های رایانه ای۴/۱۰ ± ۲ ، دریافت پول توجیبی هفتگی۲۰۰۰ ± ۳۶۰۰ ، تعداد ساعات بازی در هفته۸/۱۳ ± ۸ ، ساعات بازی در هر نوبت۸/۰± ۴/۱ و معدل تحصیلی نمونه ها ۵/۱ ± ۱/۱۷ بر آورد شد. همچنین در نوجوانان مورد بررسی، میانگین نمره کلی پرخاشگری ۶/۵۶ و انحراف معیار ۴/۶ تعیین شد. نتایج نشان داد که از بین متغیرهای دارای همبستگی معنی دار با پرخاشگری؛ متغیر نگرش به خشونت، تعداد ساعات بازی در هفته و معدل آخرین مقطع تحصیلی پیش بینی کننده ۴۴/۰ تغییرات پرخاشگری در نمونه های مورد مطالعه بوده است. همچنین در بین متغیرهای دموگرافی؛ سن(۲۱/۰-r= )و تحصیلات(۲۰/۰-r= ) رابطه معنی دار و معکوسی با میانگین نمره پرخاشگری نوجوانان مورد مطالعه داشت. به عبارتی، هرچه سن نوجوانان افزایش می یافت، نمره پرخاشگری کاهش پیدا می کرد. همچنین بین مقدار پول توجیبی دریافتی، شغل و تحصیلات پدر و مادر با میانگین نمره پرخاشگری در نوجوانان مورد مطالعه، رابطه آماری معنی داری مشاهد نشد. تأکید بر پیشرفت تحصیلی و جلب علاقه دانش آموزان به صرف وقت بیشتر برای انجام تکالیف درسی می تواند تعداد ساعات پرداختن به بازی های خشن رایانه ای را کاهش داده و به افزایش معدل تحصیلی آنان منجر شود؛ زیرا کودکان و نوجوانانی که ساعات متمادی به بازی های رایانه ای می پردازند برای درس خواندن، به ویژه فراگیری نکات و مباحث جدید، دچار کمبود وقت می شوند و برخی از آنها در ساعات تحصیل در مدرسه برای تعطیل شدن و بازگشت به منزل لحظه شماری می کنند تا هرچه زودتر خود را در عالم بازی های رایانه ای غرق کنند، و گاهی حتی از رفتن به مهمانی های فامیلی یا دوستانه مرسوم نیز سر باز می زنند تا برای بازی و وبگردی وقت کم نیاورند. در برنامه های آموزشی جهت کاهش پرخاشگری نوجوانان باید بر تغییر نگرش و کاهش تعداد ساعات بازی در هفته تمرکز داشت. در ضمن به کارگیری راهبردهای ترغیب کننده در جهت پیشرفت تحصیلی می تواند تعداد ساعات بازی با این رسانه را کاهش داده و خشونت کمتر کاربران را سبب گردد. همچنین مراکز و سازمان های مرتبط با طراحی و توزیع بازی های رایانه ای با انجام رده بندی سنی برای پرداختن به بازی های رایانه ای، از فروش بازی های خشن به کودکان کم سن تر جلوگیری کنند. اخذ مالیات بیشتر برای فروش باز یهای خشن نیز از دیگر راهکارهایی است که می تواند توسط مسئولین مورد توجه قرار گیرد(۱۰۴). ترشیزی و سعادتجو(۱۳۹۱)، در مطالعه ای توصیفی” تحت عنوان شیوع پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر بیرجند” پرداختند. هدف از این تحقیق ارزیابی پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در مدارس راهنمایی شهر بیرجند بود. روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی از نوع مقطعی، در سال تحصیلی ۸۹-۸۸ به روش نمونه گیر خوشه ای- تصادفی چندمرحله ای بر روی ۷۵۰ دانش آموز دختر و پسر مقطع راهنمایی شهر بیرجند بود. اطلاع رسانی به والدین دانش آموزان، توسط مسئولین مدارس در جلسه اولیا و مربیان انجام شد و رضایت انجام پژوهش از آنان کسب گردید. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه دو قسمتی شامل مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بود. پرسشنامه مشخصات فردی شامل، سن، جنس، پایه تحصیلی، معدل نیم سال قبل، شغل و میزان تحصیلات پدر، مدت زمان استفاده از تلویزیون و بازی رایانه ای در هفته بود. پرسشنامه باس و پری شامل ۲۹ سوال است که براساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت از نمره ۱ تا ۵ درجه بندی شده است. این پرسشنامه چهار جنبه پرخاشگری شامل پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت را می سنجد و همچنین میزان پرخاشگری کلی را اندازه گیری می کند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل نمرات پرسشنامه ۸۹/۰ گزارش شده است.داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار spss نسخه ۱۶ و روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق به طور کلی نشان داد که که میزان پرخاشگری در ۵۳/۰ از دانش آموزان وجود دارد. میانگین نمره پرخاشگری در پسران (۳۹/۲۵M= )بیشتر از دختران(۳۱/۲۳M= ) بود و از لحاظ آماری معنادار(۷۱/۲t= ، ۰۰۷/۰p= ) بود. همچنین پسران نمرات پرخاشگری فیزیکی بیشتری نسبت به دختران(۶۹/۴t= ، ۰۰۱/۰p= ) داشتند و در عوامل خشم (۵۷۰/۰p< )و خصومت(۲۱۰/۰p< ) رابطه معناداری نشان داده نشد. آزمون تحلیل واریانس نشان داد که میانگین نمره پرخاشگری در دانش آموزان مدارس مناطق مختلف شهری و غیر انتفاعی با یکدیگر تفاوت معنی داری(۰۰۲/۰p= ) داشت و بر اساس آزمون توکی، پرخاشگری در دانش آموزان مدارس غرب شهر بیشتر از سایر مناطق بود. همچنین بین پرخاشگری و عملکرد تحصیلی دانش آموز، مشخصات فردی همچون رتبه تولد، شغل و تحصیلات والدین دانش آموزان رابطه معنی داری وجود نداشت. دلیل تفاوت پرخاشگری در دانش آموزان مناطق مختلف شهر، می تواند به دلیل تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و سطح طبقاتی باشد؛ از این رو نیاز به مطالعات وسیع تری را می طلبد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین مدت زمان استفاده از تلویزیون و رایانه با پرخاشگری دانش آموزان ارتباط وجود دارد؛ به طوری که هر چه مدت زمان تماشای تلویزیون و استفاده از رایانه بیشتر باشد، پرخاشگری بیشتر است از آنجا که شمول دامنه این پژوهش ها محدود به تحصیلات و شغل والدین و رتبه تولّد است، دور از انتظار نیست که آزمودنی های فوق، از نظر ویژگی های مشخصات فردی به میزان قابل ملاحظه ای کم باشند. برای دستیابی به فهم کامل تری از عوامل زمینه ای مؤثّر در رفتار پرخاشگرانه، لازم است در مطالعات آتی، دامنه شمول تحقیق، مشخصات فردی گوناگون و بیشتری را در برگیرد(۱۰۵) مک داد[۵۰] (۲۰۱۳) به پژوهشی تحت عنوان ” تاثیر سبک دلبستگی ادراک شده بر پرخاشگری و حالت افسردگی در نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ” پرداخت. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری شامل ۱۴۰ نفر نوجوان دختر و پسر آمریکایی- آفریقایی شهری که در محدوده سنی ۱۷-۱۵ سال قرار داشتند، بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل ۶ پرسشنامه بود که شامل :۱ـ ویژگی های دموگرافیک، ۲ـ مقیاس افسردگی کودکان مرکز مطالعات فراگیرشناسی، ۳ـ پرسشنامه بررسی سبک دلبستگی از دید والدین و همسالان بعنوان فایل پیوست، ۴ـ پرسشنامه دلبستگی برای کودکان ۵ـ پرسشنامه توصیف حالت خشم و ۶ـ پرسشنامه حالت پرخاشگری می باشد. از میان تعداد افراد شرکت کننده، ۲/۷۷ درصد از آنان دارای سبک دلبستگی ایمن، ۹/۱۹ درصد داری سبک دلبستگی اجتنابی و حدود ۹/۲ درصد از آنان دارای سبک دلبستگی مضطرب بودند. تجزیه و تحلیل همبستگی نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن والدین و پرخاشگری(۴۲/۰-r= ، ۰۲۲/۰p=) و بین سبک دلبستگی ایمن والدین و خلق افسرده (۳۸/۰-r= ، ۰۲۱/۰p=)رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین حالت خشم و پرخاشگری(۶۳/۰r= ، ۰۰۰/۰p=) و حالت خشم و افسردگی(۵۲/۰r= ، ۰۰۰/۰p=) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. همچنین بین سبک دلبستگی اجتنابی و کیفیت سبک دلبستگی والدین و نوجوانان رابطه منفی و معناداری مشاهده شد. همچنین تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که کیفیت سبک دلبستگی پدر و مادر و خشم نقش میانجی را برای میزان سبک دلبستگی اجتنابی و تجاوز و خلق افسرده بودند. نتایج دموگرافی نیز نشان داد که بین سن(۳۰/۰r= ، ۰۲۴/۰p=)، و جنسیت(۳۰/۰-r= ، ۰۲/۰p=) معدل تحصیلی(۱۱/۰r=- ، ۰۱۷/۰p=) رابطه معناداری با میزان پرخاشگری وجود داشت، که هرچه سن افراد بیشتر بود میزان پرخاشگری کاهش می یافت و پسران پرخاشگری بیشتری نسبت به دختران از خود نشان دادن و دانش آموزانی که معدل بیشتری داشتند، پرخاشگری کمتری از خود نشان دادند. وی اظهار می کند که کیفیت پدر و مادر و روابط دلبستگی نوجوانان در بسیاری از نوجوانان آمریکا آفریقایی تبار با رفتارهای پرخاشگرانه و خلق و خوی افسرده رابطه وجود دارد. آنان معتقدند هرچه کیفیت این دلبستگی کاهش یابد میزان خلقو خوی افسرده و پرخاشگری افزایش می یابد و برعکس آن هرچه کیفیت دلبستگی افزایش یابد میزان پرخاشگری و افسردگی کاهش می یابد. علاوه بر آن تحقیق نشان داد که بین پرخاشگری نوجوان و رفتارهای تجاوزکارانه رابطه مثبتی وجود دارد. یافته ها نشان داد بین دلبستگی اجتنابی و تجاوز و افسردگی رابطه وجود دارد. آنان پیشنهاد می دهند که یافته های این مطالعه برای پرستارانی که با نوجوانان آمریکایی-آفریقایی تبار که در معرض تجاوز، پرخاشگری و افسردگی و همچنین نوجوانانی که دارای سبک دلبستگی ناامن و روابط دلبستگی با کیفیت پایین والدین در ارتباط اند پیامدهای مفیدی دارد. آنان پیشنهاد می دهند که برای کاهش میزان پرخاشگری و خشونت و بهبود سلامت روانی و رفاه نوجوانان بودجه لازم اختصاص داده شود و با بهره گرفتن از مداخلات درمانی دلبستگی ناامن، پرخاشگری و افسردگی نوجوانان را کاهش دهند(۱۰۶). لی (۲۰۱۰) در مطالعه ای با عنوان” ارتباط بین سبک دلبستگی والدین و تعصبات اسنادی خصومت آمیز و پرخاشگری ” پرداخت. جامعه آماری این تحقیق شامل ۲۱۳ نفر از دانشجویان دوره های مقدماتی روانشناسی بود. که تنها حدود ۱۰۴ پرسشنامه عودت داده شد و که شامل ۳۴ پسر و ۷۰ دختر بود. میانگین سنی آنان ۴/۱۹ سال بود. ابزار مورد استفاده در این تحقیق سه پرسشنامه سبک دلبستگی ، تعصبات اسنادی خصومت آمیز و پرخاشگری بود. پرسشنامه سبک دلبستگی شامل ۳۶ سوال بود که سه سبک اجتنبابی، مضطرب و ایمن را میسنجید. پایایی این پرسشنامه با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ ۹۳/۰ بدست آمد. پرسشنامه پرخاشگری مورد استفاده در این تحقیق از مقیاس باس و پری بود. که شامل ۲۹ سوال بود. که چهار بعد پرخاشگری کلامی، فیزیکی، خصم و خشونت را می سنجید در این تحقیق میانگین نمرات پرخاشگری فیزیکی و کلامی به ترتیب برابر با ۹۵/۲۸ و ۳۷/۱۸ بود . میانگین نمرات دو سبک اجتنابی و اضطرابی برابر با ۹۸/۲ و ۲۳/۳ بود. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین سن و سطوح پرخاشگری ارتباط معناداری وجود دارد، یعنی با افزایش سن افراد میزان پرخاشگری آنان کاهش می یابد. آنها معتقدند که پسران نسبت به دختران به هر دو نوع پرخاشگری می پردازند در حالیکه دختران تنها پرخاشگری کلامی را از خود نشان میدهند. همچنین تحقیقات آنان نشان داد که سبک دلبستگی مضطرب رابطه مثبت و معناداری با سطوح پرخاشگری کلامی(۱۲/۰r= ، ۰۰۰/۰p=) و فیزیکی(۱۹/۰r= ، ۰۰۱/۰p=) دارد. در حالیکه سبک دلبستگی اجتنابی ارتباط منفی و معناداری با سطح پرخاشگری کلامی(۱۰/۰-r= ، ۰۰۴/۰p=) داشت. همچنین سبک دلبستگی اجتنابی و مضطرب با دیگر اشکال پرخاشگری رابطه معناداری نشان نداد. و سبک دلبستگی ایمن رابطه منفی و معناداری با میزان پرخاشگری نشان داد(۱). فصل سوم روش پژوهش این فصل مشتمل برمباحث روش پژوهش و ملاحظات اخلاقی است و مطالبی که تحت عنوان روش پژوهش ارائه می گردد، شامل بیان نوع پژوهش، جامعه پژوهش ، نمونه پژوهش، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، حجم نمونه و روش نمونه گیری ،محیط پژوهش ، ابزار گردآوری داده ها، روایی و پایایی علمی، روش گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها می باشد. ۱-۱) نوع پژوهش: پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی – تحلیلی است که در آن میزان پرخاشگری در انواع سبکهای دلبستگی در نوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. ۲-۱) جامعه پژوهش با توجه به آمار بدست آمده از کل دانش آموزان دبیرستانی سطح شهر رشت در سال ۹۲ ،تعداد کل دانش آموزان ناحیه ۲ برابر۱۲۴۵۴ نفر بوده که از این تعداد پسران(۴۲۰۷) و دختران(۴۰۵۸ ) دانش آموز در مدارس دولتی و در مدارس غیر دولتی پسران (۲۳۲۵)،دختران(۱۸۶۴) و همچنین تعداد کل دانش آموزان ناحیه ۱ برابر با ۱۱۰۵۸ دانش آموز بوده که از این تعداد پسران(۴۴۵۵)، دختران(۵۹۵۵)در مدارس دولتی ودرمدارس غیر دولتی، پسران (۶۱۳)،دختران(۶۴۸) در سه مقطع اول، دوم و سوم مشغول به تحصیل بودند . جامعه این پژوهش کلیه دانش آموزان دبیرستانی پایه های اول تا سوم دبیرستان می باشد که در سال نحصیلی ۹۳-۹۲ در نواحی یک و دو آموزش و پرورش شهر رشت مشغول به تحصیل هستند. ۳-۱) نمونه های پژوهش: نمونه های پژوهش در این تحقیق ۶۹۲دانش آموزدختر وپسر پایه های اول ،دوم و سوم دبیرستان های دولتی و غیردولتی نواحی یک و دو آموزش وپرورش شهر رشت می باشند. ۴-۱) مشخصات واحدهای مورد پژوهش: برای رعایت شرایط ورود، پرونده های بهداشتی دانش آموزان بررسی و اطلاعات مربوط به ابتلاء به بیماری های اعصاب و روان و استفاده از داروهای روانگردان از طریق مصاحبه با مدیر مدرسه و معلم پرورشی جمع آوری شد. کلیه واحدهای موردپژوهش جهت شرکت در این مطالعه باید واجد شرایط زیر می بودند: در محدوده سنی ۱۴ الی ۱۸ سال باشد. در مقطع دبیرستان در یکی از پایه های اول تا سوم در مناطق یک و دو آموزش و پرورش شهر رشت مشغول به تحصیل باشد. معلولیت جسمی نداشته باشد. به بیماری های جسمی حاد و مزمن و اعصاب و روان مبتلا نبوده و از داروهای روانگردان استفاده نکند. ۵-۱) روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه : روش نمونه گیری در این پژوهش بصورت خوشه ای- تصادفی است .در این روش نمونه گیری ابتدا جامعه بر اساس مناطق آموزش و پرورش (منطقه ۱و۲)، نوع مدارس (دولتی و غیر دولتی )، جنسیت (دخترانه و پسرانه) همچنین کلاس (اول تا سوم ) به ۱۲ طبقه تقسیم شد .سپس بر اساس کسر جامعه ای ، جمعیت ۱۲ طبقه محاسبه گردید .به این صورت که تعداد دانش آموزان مدارس دولتی (دخترانه ،پسرانه ) و غیر دولتی (دخترانه، پسرانه) نواحی ۱و۲ بطور جداگانه بر کل دانش آموزان تقسیم ودر تعداد نمونه برآورد شده (۵۷۶) ضرب شد. از این طریق تعداد دانش آموزانی که باید از مدارس دولتی (دخترانه، پسرانه ) و غیر دولتی (دخترانه، پسرانه) هر ناحیه انتخاب شود محاسبه شد . درمرحله بعد عدد بدست ، آمده بر میانگین دانش آموزان مدارس دولتی و غیر دولتی هر ناحیه تقسیم و از این طریق تعداد کلاسها محاسبه شد. در نهایت تعداد دانش آموزان انتخاب شده از مدارس دولتی و غیر دولتی هر ناحیه بر تعدادکلاسها تقسیم و تعداد دانش آموزانی که از هر کلاس باید انتخاب می شد،محاسبه گردید.. در مرحله بعد به کلیه کلاسها به تفکیک پایه ، رشته تحصیلی ، نام و نوع مدارس ومناطق ۱و۲ کد داده شد و ۴۶ کلاس بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید وکلاس بعنوان خوشه در نظرگرفته شد. در نهایت تعداد کلاسها و دانش آموزان انتخاب شده به این صورت بود: مشخصات مدارس انتخاب شده در نواحی یک و دو شهر رشت. نوع مدرسه جنسیت ناحیه تعداد مدارس تعداد وپایه کلاسها دولتی پسرانه ۱ ۵ دوتا کلاس اول، دو کلاس دوم ، دوتا کلاس سوم غیر دولتی پسرانه ۱ ۳ سه تا کلاس اول ، سه تا کلاس دوم ، دو تا کلاس سوم دولتی دخترانه ۱ ۳ دوتا کلاس اول، دوتا کلاس دوم ، دوتا کلاس سوم غیر دولتی دخترانه ۱ ۲ سه تا کلاس اول ، سه تا کلاس دوم ، دو تا کلاس سوم دولتی پسرانه ۲ ۵ یک کلاس اول ،دو تا کلاس دوم ، دوتا کلاس سوم غیر دولتی پسرانه ۲ ۳ دوتا کلاس اول، یک کلاس دوم ، یک کلاس سوم دولتی دخترانه ۲ ۵ یک کلاس اول ،دو تا کلاس دوم ، دوتا کلاس سوم غیر دولتی دخترانه ۲ ۳ دوتا کلاس اول، یک کلاس دوم ، یک کلاس سوم حجم نمونه به استناد نتایج مطالعه(فخاری نژاد ۲۰۱۰) با درنظر گرفتن حد اشتباه برآورد ۱۰% انحراف معیار و با فاصله اطمینان ۹۵٪ بر حسب فرمول زیر برابر ۳۸۴نفر برآورد شده است (۱). از آنجایی که روش نمونه گیری در ا ین مطالعه به صورت نمونه گیری خوشه ای- تصادفی می باشد و کلاس به عنوان خوشه در نظر گرفته می شود .لذا بادر نظر گرفتن design effect برابر با ۵/ ۱حجم نمونه نهایی دراین مطالعه برابر با : ۵۷۶ = ۵/۱*۳۸۴ برآورد گردید. ۶-۱) محیط پژوهش : محیط پژوهش در این مطالعه ، دبیرستان های دخترانه و پسرانه دولتی و غیر دولتی نواحی یک و دو آموزش و پرورش شهر رشت می باشد. ۷-۱) ابزار گردآوری داد ها: ابزار گردآوری داده ها شامل ۳ پرسشنامه می باشد: ۱- پرسشنامه پرخاشگری باس و پری[۵۱](AQ): یک پرسشنامه استاندارد ۲۹ سؤالی با مقیاس رتبه بندی لیکرت است. این پرسشنامه توسط ثنایی ذاکر ترجمه شده و اعتبار و پایایی آن توسط محمدی(۱۳۸۵) به دست آمده است(۳۸ و ۱۰۸) . این پرسشنامه ۲۹ سوالی، چهارجنبه پرخاشگری(فیزیکی ، کلامی ، خشم و خصومت ) می باشد و میزان پرخاشگری کلی را می سنجد. گزینه­ ها به شیوه­ای تنظیم شده ­اند که جایگاه فرد را در هر پرسش، روی یک مقیاس ۵ درجه­ای از ۱ (کاملا” خلاف خصوصیات من است) ،۲(تا حدی خلاف خصوصیات من است) ،۳(فقط اندکی گویای خصوصیات من است) ،۴(تا حدی خلاف خصوصیات من است) و۵(کاملا” گویای خصوصیات من است)، مشخص می­ کند. نمره کل پرسشنامه از مجموع کل نمرات سوالات و دارای دامنه ۲۹ تا ۱۴۵ است . نمرات بالاتر نشانه پرخاشگری بیشتری است. همچنین نمره پرخاشگری فیزیکی از مجموع کل نمرات سئوالات(۱، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۲۸)، و دامنه نمره پرخاشگری فیزیکی بین ۹ تا ۴۵ می باشد. نمره پرخاشگری کلامی از مجموع کل نمرات سئوالات(۲،۶، ۱۰، ۱۴، ۱۸) به دست می آید و دامنه نمره پرخاشگری کلامی بین ۵ تا ۲۵ می باشد. نمره خشم از مجموع کل نمرات سئوالات(۳، ۷، ۱۱، ۱۵ ، ۱۹، ۲۲، ۲۹)، و دامنه نمره خشم بین ۷ تا ۳۵ می باشد. نمره خصومت از مجموع کل نمرات سئوالات(۴، ۸، ۱۲، ۱۶، ۲۰، ۲۳، ۲۵، ۲۷)به دست می آید و دامنه نمره خشم بین۸ تا ۴۰ می باشد. نمره سؤالات ۲۴و۲۹ معکوس است. هرچه فرد در این مقیاس­ها نمره بالاتری بگیرد به این معنی است که پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و یا خصومت او بیشتر است(۱۱). ۲- پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالی هازان وشیور (AAQ) : این آزمون یک ابزار اندازه گیری خود گزارش دهی است که توسط هازان و شیور (۱۹۸۷) ساخته شده است(۱۰۱) . برای سنجش دلبستگی از پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال استفاده می شود،دو بخش داردکه نمره گذاری قسمت اول این پرسشنامه بر اساس علامتی که آزمودنی در پاسخ نامه خود برای هر توصیف روی یک مقیاس ۷درجه ای از نوع لیکرت زده است صورت می گیرد به این طریق که (کاملا مخالفم : صفر ، تا حدی مخالفم :۱- کمی مخالفم، ۲- مطمئن نیستم، ۳- کمی موافقم، ۴- موافقم، ۵- کاملا موافقم، ۶- می سنجد. سؤالات مربوط به سبک اجتنابی۱-۲-۳-۴- ۵ ؛ سبک اضطرابی- دوسوگرا( ۶-۷-۸-۹و۱۰) و سبک ایمن (۱۱-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵ )می باشد. برای تعیین نوع دلبستگی جمع نمرات هر آیتم به تفکیک ابزارهای دلبستگی(ایمن،اجتنابی،اضطرابی-دوسوگرا)باهم جمع گردیدند.جمع سه تا نمره دلبستگی با هم مقایسه می شوندآن گاه بیشترین نمره آزمودنی به عنوان نوع دلبستگی دانش آموز مورد پژوهش تعیین می گردد. در بخش دوم این پرسشنامه ،آزمودنی بر اساس آن که کدام یک از سه توصیف را در تطابق بیشتر با ویژگی خود بداند تنها یکی از آن ها را در پاسخ نامه باید علامت بزند. بنابراین شماره های ۱و۲و۳ به عنوان مقیاس های اسمی نمایانگر دلبستگی های اجتنابی، اضطرابی – دوسوگرا و ایمنی بخش می باشد که در صورت مساوی بودن جمع نمرات بخش اول پرسشنامه سبک دلبستگی برای تشخیص نوع دلبستگی به بخش دوم پرسشنامه سبک دلبستگی اکتفا می گردد. ۳- مشخصات دموگرافیک که شامل: سن ، جنس ، پایه تحصیلی، رشته تحصیلی ، نوع مدرسه ، رتبه تولد ، داشتن خواهر و برادر، سطح تحصیلات سرپرست خانواده ، شغل پدر ، میزان در آمد خانواده می باشد. ۸-۱) تعیین اعتبار ابزارهای گردآوری اطلاعات: ابزار پرخاشگری باس و پری (۱۹۹۲)، در بررسی پایایی فرم ۲۹ ماده ای پرسشنامه ، به روش بازآزمایی بر روی ۳۷ نفر پس از نه هفته ، ضریب همبستگی[۵۲] ۸۰/۰، ۷۶/۰، ۷۲/۰ و ۷۲/۰ را به ترتیب برای عوامل پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت گزارش کردند. همچنین ضریب آلفای کل نمرات ۸۹/۰ بود. نتایج پژوهش هریس (۱۰۹)، نیز نشان داده است که دامنه ی ضریب آلفای کرونباخ، برای چهار عامل پرسش نامه ی پرخاشگری باس و پری ، ۷۰/۰ تا ۸۲/۰ بوده است. پس از آن پژوهش های فراوانی روی این پرسشنامه، به منظور وارسی شاخص های روان سنجی آن متمرکز شد( ۱۰۹). نتایج این پژوهش ها نشان داد که پرسشنامه ی باس و پری (۱۹۹۲)، در جامعه های آماری مختلف، حتی دانشجویان ژاپنی که شیوه ی بیان احساسات پرخاشگرانه اشان، با مردم دیگر کشورها، متفاوت است، از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار بوده است. این پژوهش ها که در آنها از شاخص های روان سنجی فراوانی مانند: تحلیل عوامل[۵۳]، آلفای کرونباخ، بازآزمایی و روایی همزمان [۵۴]و همگرا استفاده شده بود، به نتایجی انجامید که با ساختار عاملی و دیگر ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی پرخاشگری باس و پری ، همسو بوده اند(۱۰۸).در ایران، محمدی (۱۳۸۵)، اعتبار این پرسشنامه را بر روی یک گروه نمونه ی ۲۰۹ نفری از دانشجویان دانشگاه شیراز،را به سه روش آلفای کرونباخ، بازآزمایی ومورد تحلیل قرار داد که به ترتیب ، ضرایب ۸۹/۰ ، ۷۸/۰ و ۷۳/۰ به دست آمد. روایی این پرسشنامه نیز از راه شاخص های روایی همگرا، همزمان و تحلیل عوامل مورد بررسی قرار گرفت. روایی همگرای پرسشنامه ی پرخاشگری با محاسبه ضریب همبستگی زیر مقیاس های این پرسشنامه با یکدیگر و با کل پرسشنامه تأیید شد که این ضرایب میان ۳۷/۰ تا ۷۸/۰ متغیر و معنادار بودند(۰۰۱/۰˂p). در پژوهشی دیگر عبدالخالقی و همکاران (۱۳۸۴)، اعتبار علمی این آزمون را در دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی با بهره گرفتن از روش روایی محتوا مورد سنجش قرار دادند و جهت کسب اعتماد علمی از بازآزمایی استفاده کردند(۳۴). جهت کسب اعتبار علمی پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال از اعتبار محتوی استفاده شد، به این صورت که پرسشنامه سبک دلبستگی هازان و شیور در اختیار ۱۲ تن از اعضای محترم هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت قرار گرفت.و پس از جمع آوری پیشنهادات و بررسی توسط اساتید راهنما و مشاور و اعمال نظرات اصلاحی ،پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. ۹-۱) تعیین اعتماد علمی ابزارهای گردآوری داده ها: در این مطالعه جهت بررسی پایایی پرسشنامه سبک دلبستگی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. بدین منظوردر یک مطالعه مقدماتی، پرسشنامه ها به ۱۷ نفر از دانش آموزان اول و دوم دبیرستان ،دارای مشخصات واحد های پژوهش داده شد.سپس تجزیه و تحلیل داده ها در spss نسخه ۲۱ انجام شد.ضریب آلفا کرونباخ در حیطه های مختلف پرسشنامه سبک دلبستگی به صورت زیر به دست آمد: سبک دلبستگی اجتنابی برابر با ۸۸۶/۰ ، سبک دلبستگی ا ضطرابی – دوسوگرا ۶/۰ و سبک دلبستگی ایمنی بخش ۶/۰ می باشد. جهت بررسی پایایی ابزار اندازه گیری دلبستگی دریک بررسی آزمون مجدد یک هفته ای در قسمت مقیاسهای اسمی از ضریب توافق کاپا استفاده گردید .میزان ضریب کاپای بدست آمده در هرسه مقیاس اسمی اجتنابی، ضطرابی – دوسوگرا و ایمنی بخش برابر با ۱ بوده است که این نشانگر میزان توافق بالای ابزار در قسمت مقیاس های اسمی در آزمون مجددمی باشد. همچنین نتایج آزمون مجدد در بررسی پایایی خرده مقیاسها ، دلبستگی اجتنابی ۶/۹۹درصد، ا ضطرابی – دوسوگرا.۵۴/۷۰درصد و دلبستگی ایمنی بخش ۴/۹۴درصد می باشد.که نیز بیانگر پایایی قابل قبول در قسمت خرده مقیاسها می باشد. ۱۰-۱) روش گردآوری داده ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی[۵۵] از نوع توصیفی تحلیلی است که طی مقطع زمانی دو ماهه اول سال تحصیلی ۹۳-۹۲ (مهروآبان) جهت ارزیابی وبررسی میزان پرخاشگری درانواع سبکهای دلبستگی درنوجوانان دبیرستانی اجرا شد.. جهت گردآوری داده ها پس از تأیید عنوان پژوهش در معاونت پژوهشی ، تأییدیه کمیته اخلاق (به شماره ۸۹۲۰۱۵ در تاریخ ۳/۱۱/۹۱) اخذ گردید. سپس پژوهشگر پس از اخذ معرفی نامه از معاونت پژوهشی دانشگاه ، به آموزش و پرورش نواحی ۱ و ۲ مراجعه نمود و پس از کسب تأییدیه معاونت پژوهشی آموزش و پرورش نواحی ۱و۲ شهر رشت و اخذ معرفی نامه، جهت جمع آوری اطلاعات و هماهنگی با مدیران مدارس مورد نظر، مراجعه و فرم رضایت نامه دانش آموزان و والدین به دانش آموزان تحویل داده می شد .در مرحله بعدبرای تکمیل پرسشنامه ؛در روز اجرا در هر مدرسه ، دانش آموزانی که والدین آنها به شرکت فرزندشان در مطالعه رضایت داده بودند؛ و خود نیز مایل به شرکت در پژوهش بودند،در یک کلاس فرا خوانده می شدند، سپس پرسشنامه به دانش آموزان تحویل و نحوه تکمیل آن توضیح داده می شد و از آنها درخواست می گردید تا صادقانه پاسخگوی سوالات باشند. پاسخگویی سوالات در حضور پژوهشگر انجام می گرفت تا بدون تبادل نظر به سوالات پاسخ دهند. ، پژوهشگر پرسشنامه ها ی تکمیل شده را جمع آوری نموده و از ۷۵۰ پرسشنامه ی داده شده ۵۸ پرسشنامه تکمیل نشد شد که اکثریت ریزش در مدارس غیر دولتی بودند. و درنهایت ۶۹۲ پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ۱۱-۱) تجزیه وتحلیل داده ها: با در نظر گرفتن عنوان پژوهش مطالعه حاضر دو متغیری است که سبک دلبستگی متغیر مستقل و پرخاشگری متغیر وابسته می باشد. داده ­های این پژوهش در یک مرحله و به صورت تک گروهی جمع آوری گردید. یافته­ های پژوهش حاضر هم از نوع کیفی و هم از نوع کمی می­باشند .متغیرهای زمینه ای این پژوهش در بخش دموگرافیک نوجوان شامل: عوامل فردی : سن (کمی – پیوسته ،متغیر زمینه ای)، جنس ( کیفی – اسمی، متغیر زمینه ای )، رتبه تولد،پایه تحصیلی( کیفی – رتبه ای، متغیر زمینه ای) ،رشته تحصیلی، نوع مدرسه محل تحصیل( کیفی – اسمی ،متغیر زمینه ای )،تعداد خواهر و برادر(کیفی – رتبه ای، متغیر زمینه ای) ، و عوامل خانوادگی : تحصیلات سرپرست خانواده، متوسط درآمد ماهانه خانواده (کیفی – رتبه ای، متغیر زمینه ای) می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها ،اطلاعات جمع آوری شده پس از کد گذاری وارد کامپیوتر گردید و سپس متغیرهای پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزار Spss نسخه ۲۱و با کمک آمار توصیفی (برآورد فراوانی ،درصد، محاسبه میانگین، انحراف معیار و میانه ) و استنباطی( آزمون من ویتنی و کروسکال والیس ( وجهت بررسی ارتباط نمره پرخاشگری کل با سبکهای دلبستگی با کنترل متغییرهای دموگرافیک از مدل رگرسیون لوجستیک چندگانه به روش (Bạckward)با سطح (۰۱/۰ removạl≤ ، ۰۵ /۰ =Entry) استفاده گردید. جهت این بررسی متغیرهای فردی و اجتماعی (سن، جنس، پایه تحصیلی و…) به همراه سبکهای دلبستگی وارد مدل رگرسیون لوجستیک گردیدند در این مدل متغیر وابسته، نمره پرخاشگری بوده که به دودسته ی نمرات کمتر از میانگین مساوی است با صفر و نمرات بیشتر از میانگین مساوی با یک، تقسیم گردیده اند. همچنین آزمون کروسکال والیس به جهت اینکه نمرات پرخاشگری از توزیع نرمال پیروی نمی کردند، استفاده شده است لازم به ذکر است جهت بررسی نرمالیتی در این مطالعه از آزمون کولموگروف اسمیرنو استفاده شده است. ۱۲-۱) ملاحظات اخلاقی: پژوهشگر در راستای انجام پژوهش، ملاحظات اخلاقی زیر را رعایت نمود: ۱- پژوهشگر کتباً از طریق معاونت پژوهشی به مسئولین اداره آموزش و پرورش کل و آموزش و پرورش ناحیه یک و دو شهر رشت معرفی گردیده و با کسب اجازه از مقامات مسئول اقدام به پژوهش حاضر نمود. ۲- پژوهشگر با اجازه کتبی از مسئولین مدارس ، پژوهش خود را انجام داد. ۳- به مسؤلین محترم آموزش و پرورش ناحیه ۱ و ۲ شهر رشت توضیح داده شد که در صورت تمایل نتایج پژوهش در اختیارشان گذاشته خواهد شد. ۴- رضایت معلمان و والدین دانش آموزان جهت شرکت در تحقیق بصورت کتبی اخذ گردید. ۵- امانت­داری درباره اطلاعات اخذ شده از واحد­های مورد پژوهش رعایت شده و به معلمان و اولیاء اطمینان داده شد که نیازی به ذکر اسم خود و دانش آموز در پرسشنامه ­ها نبوده و اطلاعات محرمانه تلقی می­ شود و در صورت عدم تمایل می­توانند از ادامه همکاری در هر مرحله­ ای از پژوهش خودداری نمایند. فصل چهارم یافته های پژوهش باتوجه به اهداف از پیش تعیین شده ، در این پژوهش میزان پرخاشگری در انواع سبکهای دلبستگی در نوجوانان ۱۴-۱۸ ساله ی دبیرستان های دولتی و غیر دولتی نواحی ۱و۲ آموزش و پرورش شهر رشت مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات حاصل در قالب ۱۰ جدول تهیه و تنظیم گردید. جدول شماره (۱) در ارتباط با مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش تنظیم شده است . جدول شماره (۲) در ارتباط با مشخصات خانوادگی واحدهای مورد پژوهش تنظیم شده است . جدول شماره (۷-۳) در ارتباط با هدف ویژه اول پژوهش “تعیین میزان پرخاشگری در نوجوانان (به تفکیک حیطه ها) بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی” تنظیم شده است . جدول شماره (۸) در ارتباط با هدف ویژه دوم پژوهش”تعیین فراوانی انواع سبکهای دلبستگی” تنظیم شده است . جدول شماره (۹) در ارتباط با هدف ویژه سوم پژوهش “تعیین میزان پرخاشگری برحسب انواع سبکهای دلبستگی” تنظیم شده است. جدول شماره (۱۰) در ارتباط با هدف ویژه چهارم پژوهش “تعیین میزان پرخاشگری برحسب انواع سبکهای دلبستگی با کنترل متغیرهای فردی و اجتماعی” تنظیم شده است . جدول شماره(۱): توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب برخی مشخصات فردی فراوانیمتغیرهای فردی تعداد درصد سن (سال) ۱۴ ۷۵ ۸/۱۰ ۱۵ ۳۰۰ ۴/۴۳ ۱۶ ۱۸۵ ۷/۲۶ ۱۷ ۱۱۷ ۹/۱۶ ۱۸ ۱۵ ۲/۲ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ میانگین و انحراف معیار ۹/۰± ۵/۱۵ جنس دختر ۳۷۲ ۱/۵۴ پسر ۳۱۶ ۹/۴۵ جمع ۶۸۸ ۱۰۰ پایه تحصیلی اول ۳۴۰ ۱/۴۹ دوم ۱۹۵ ۲/۲۸ سوم ۱۵۷ ۷/۲۲ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ سال اول ۳۴۰ رشته تحصیلی انسانی ۱۰۹ ۹/۳۰ تجربی ۱۴۰ ۹/۳۹ ریاضی ۹۱ ۹/۲۵ کار و دانش ۱۲ ۳/۳ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ نوع مدرسه دولتی ۶۰۹ ۸۸/۰ غیردولتی ۸۳ ۱۲/۰ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ جدول فوق بیانگرآن است که اکثریت واحدهای مورد پژوهش در گروه سنی ۱۵ سال(۴/۴۳٪) ( بامیانگین و انحراف معیار ۹/۰ ±۵/۱۵) ،دختر (۱/۵۴٪)، پایه اول دبیرستان (۱/۴۹٪)، رشته تجربی (۹/۳۹٪) و مشغول به تحصیل در مدارس دولتی (۸۸/۰٪) بودند. جدول شماره (۲): توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب برخی مشخصات خانوادگی فراوانیمشخصات خانوادگی تعداد درصد سطح تحصیلات سرپرست خاتواده بی سواد ۱۵ ۴/۲ زیر دیپلم ۱۷۴ ۵/۲۷ دیپلم ۲۸۱ ۴/۴۴ دانشگاهی ۱۶۳ ۸/۲۵ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ تعدادبرادر ۰ ۲۳۷ ۳/۴۲ ۱ ۲۵۶ ۷/۴۵ ۳ ۴۴ ۹/۷ ۳وبیشتر ۲۳ ۱/۴ جمع ۵۶۰ ۱۰۰ تعداد خواهر ۰ ۲۵۷ ۰/۴۶ ۱ ۲۵۱ ۹/۴۴ ۲ ۳۳ ۹/۵ ۳ و بیشتر ۱۸ ۲/۳ جمع ۵۵۹ ۱۰۰ فراوانیمشخصات خانوادگی تعداد درصد رتبه فرزنددر خانواده فرزنداول ۳۲ ۷/۵ فرزنددوم ۳۵۸ ۷/۶۳ فرزندسوم ۱۱۳ ۱/۲۰ فرزندچهارم و بیشتر ۵۹ ۵/۱۰ جمع ۵۶۲ ۱۰۰ درآمد ماهیانه خانواده (تومان) -زیر۲۰۰ هزار تومان ۴۲ ۲/۷ ۲۰۰تا ۴۰۰هزار توان ۹۴ ۱/۱۶ -۴۰۰تا ۶۰۰هزار تومان ۱۵۱ ۹/۲۵ ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان ۱۱۰ ۸/۱۸ -بالای۸۰۰ هزار تومان ۱۸۷ ۰/۳۲ جمع ۵۸۴ ۱۰۰ شغل پدر کارمند ۱۹۱ ۲/۳۱ آزاد ۳۱۶ ۶/۵۱ کارگر ۱۵۷ ۳/۲۱ بیکار ۳۰ ۱/۴ جمع ۶۹۲ ۱۰۰ ادامه جدول شماره ۲ جداول فوق بیانگرآن است که اکثریت واحدهای مورد پژوهش، سطح تحصیلات سرپرست خاتواده (۴/۴۴٪) دیپلم ، تعداد برادریک (۷/۴۵٪) ،بدون خواهر (۰/۴۶٪) ، فرزنددوم خانواده (۷/۶۳٪) ، متوسط درآمد خانواده بالای ۸۰۰هزارتومان (۰/۳۲٪) ،شغل پدر آزاد (۶/۵۱٪) بودند. جدول شماره(۳): میانگین و انحراف معیاروسایر شاخص های آماری نمره کل پرخاشگری واحدهای موردپژوهش حداکثر حداقل انحراف معیار میانه فاصله اطمینان ۹۵/۰ میانگین برآوردهامتغیرها حد بالا حد پایین ۳۱/۴ ۱۰/۱ ۵۷/۰ ۴۲/۲ ۴۹/۲ ۴۱/۲ ۴۵/۲ متوسط نمره پرخاشگری ۰۰/۱۲۵ ۰۰/۳۲ ۳۵/۱۶ ۰/۷۰ ۱۷/۷۲ ۷۲/۶۹ ۹۴/۷۰ نمره پرخاشگری نتایج جدول فوق نشان می دهد، میانگین نمره پرخاشگری در نمونه های مورد پژوهش ۳۵/۱۶±۹۴/۷۰ بوده که متناظرا” میانگین متوسط نمره پرخاشگری در نمونه های مورد پژوهش برابر ۵۷/۰±۴۵/۲ بوده است. جدول شماره(۴): میانگین و انحراف معیاروسایر شاخص های آماری نمره پرخاشگری واحدهای موردپژوهش به تفکیک حیطه ها حداکثر حداقل انحراف معیار میانه فاصله اطمینان ۹۵/۰ میانگین برآوردهاانواع پرخاشگری حد بالا حد پایین ۰۰/۴۲ ۰۰/۹ ۱۸/۶ ۵۰/۱۹ ۷۹/۲۰ ۸۷/۱۹ ۳۳/۲۰ نمره پرخاشگری فیزیکی ۶۷/۴ ۰۰/۱ ۶۹/۰ ۱۷/۲ ۳۱/۲ ۲۱/۲ ۲۶/۲ متوسط نمره پرخاشگری فیزیکی ۰۰/۲۴ ۰۰/۵ ۶۴/۳ ۰۰/۱۳ ۴۴/۱۳ ۹۰/۱۲ ۱۷/۱۳ نمره پرخاشگری کلامی ۸۰/۴ ۰۰/۱ ۷۳/۰ ۶۰/۲ ۶۹/۲ ۵۸/۲ ۶۳/۲ متوسط نمره پرخاشگری کلامی ۰۰/۳۲ ۰۰/۷ ۵۶/۵ ۰۰/۱۷ ۸۹/۱۷ ۰۶/۱۷ ۴۸/۱۷ نمره پرخاشگری خشم ۵۷/۴ ۰۰/۱ ۷۹/۰ ۴۳/۲ ۵۶/۲ ۴۴/۲ ۵۰/۲ متوسط نمره پرخاشگری خشم ۰۰/۳۸ ۰۰/۸ ۷۵/۵ ۰۰/۲۰ ۳۹/۲۰ ۵۳/۱۹ ۹۶/۱۹ نمره پرخاشگری خصومت ۷۵/۴ ۰۰/۱ ۷۲/۰ ۵۰/۲ ۵۵/۲ ۴۴/۲ ۵۰/۲ متوسط نمره پرخاشگری خصومت جدول فوق نشان می دهد که متوسط نمره پرخاشگری کلامی(۶۳/۲) و متوسط نمره پرخاشگری خصومت و متوسط نمره پرخاشگری خشم (۵۰/۲) بالاتراز متوسط نمره پرخاشگری فیزیکی(۲۶/۲) بوده است . جدول شماره(۵): مقایسه متوسط نمره پرخاشگری به تفکیک حیطه ها( فیزیکی ، کلامی ، خشم ، خصومت) حیطه ها میانگین انحراف معیار سطح معناداری متوسط نمره پرخاشگری جنبه ی فیزیکی ۲۶/۲ ۶۹/۰ ۰۰۰۱/۰˂p متوسط نمره پرخاشگری جنبه ی کلامی ۶۴/۲ ۷۳/۰ متوسط نمره پرخاشگری جنبه ی خصومت ۵/۲ ۷۲/۰ متوسط نمره پرخاشگری جنبه ی خشم ۵/۲ ۸/۰ نتایج جدول فوق نشان می دهد ، براساس اطلاعات توصیفی بالا و مقایسه میانگین ها در چهارحیطه براساس آزمون فریدمن[۵۶]، اختلاف معنی دار آماری بین میانگین نمرات پرخاشگری در حیطه های مورد بررسی دیده شده (۰۰۰۱/۰˂p)؛ بطوریکه میانگین نمرات فیزیکی دارای کمترین مقدار و میانگین نمرات کلامی دارای بیشترین مقدار بوده است. جدول شماره(۶): مقایسه ومیانگین نمرات پرخاشگری به تفکیک حیطه ها ( فیزیکی ، کلامی ، خشم ، خصومت) برحسب متغیرهای دموگرافیک برآوردهامتغیر ها نمره پرخاشگری جنبه ی فیزیکی نمره پرخاشگری جنبه ی کلامی نمره پرخاشگری جنبه ی خصومت نمره پرخاشگری جنبه ی خشم میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه جنس دختر ۳۲/۱۹ ۹۳/۵ ۱۸ ۲۶/۱۳ ۵۳/۳ ۱۳ ۶۲/۲۰ ۷۹/۵ ۲۰ ۳۸/۱۸ ۷۱/۵ ۱۸ پسر ۵۶/۲۱ ۲۷/۶ ۵۰/۲۰ ۰۶/۱۳ ۷۶/۳ ۱۳ ۰۷/۱۹ ۴۹/۵ ۱۹ ۳۶/۱۶ ۱۳/۵ ۱۵ P* ۰۰۰۱/۰ ۶۳۱/۰ ۰۰۰۲/۰ ۰۰۰۱/۰ سن ۱۴ ۷۹/۱۹ ۰۴/۶ ۱۹ ۴۳/۱۲ ۵۹/۳ ۱۲ ۵۶/۱۹ ۲۹/۶ ۱۹ ۱۷ ۵۴/۵ ۱۶ ۱۵ ۷۹/۲۰ ۶۷/۶ ۲۰ ۲۲/۱۳ ۷۰/۳ ۱۳ ۳۰/۲۰ ۹۵/۵ ۲۰ ۵۲/۱۷ ۴۳/۵ ۱۷ ۱۶ ۵۹/۲۰ ۹۵/۵ ۲۰ ۹۱/۱۲ ۶۵/۳ ۱۳ ۰۳/۲۰ ۷۴/۵ ۲۰ ۲۷/۱۷ ۷۴/۵ ۱۶ ۱۷ ۳۱/۱۹ ۳۹/۵ ۱۸ ۷۸/۱۳ ۳۸/۳ ۱۳ ۱۰/۱۹ ۸۶/۴ ۱۹ ۶۹/۱۷ ۶۴/۵ ۱۷ ۱۸ ۶۷/۱۸ ۶۱/۴ ۱۸ ۲۷/۱۴ ۶۷/۳ ۱۴ ۲۰/۲۱ ۹۰/۴ ۲۰ ۸۷/۱۹ ۳۸/۵ ۱۹ P** ۱۶۲/۰ ۱۷۳/۰ ۲۴۱/۰ ۳۷۸/۰ شغل پدر کارمند ۵۸/۲۰ ۵۰/۶ ۲۰ ۳۰/۱۳ ۸۴/۳ ۱۳ ۶۳/۱۹ ۹۳/۵ ۲۰ ۷۶/۱۷ ۵۵/۵ ۱۷ آزاد ۱۸/۲۰ ۲۵/۶ ۱۹ ۲۰/۱۳ ۴۷/۳ ۱۳ ۷۸/۱۹ ۷۸/۵ ۱۹ ۳۴/۱۷ ۸۶/۵ ۱۶ کارگر ۱۴/۲۱ ۱۲/۶ ۲۰ ۷۳/۱۲ ۹۹/۳ ۱۳ ۰۶/۲۰ ۴۸/۵ ۲۰ ۲۵/۱۷ ۹۷/۴ ۵۰/۱۷ بیکار ۱۱/۲۱ ۶۲/۶ ۲۰ ۷۸/۱۱ ۹۹/۳ ۱۱ ۵۶/۲۳ ۳۷/۸ ۱۹ ۵۶/۱۹ ۳۹/۴ ۱۸ P** ۴۹۹/۰ ۳۳۴/۰ ۶۰۱/۰ ۴۴۳/۰ رشته تحصیلی انسانی ۹۰/۱۹ ۹۵/۵ ۱۹ ۱۹/۱۳ ۶۱/۳ ۱۳ ۲۰ ۱۳/۶ ۵۰/۱۹ ۲۹/۱۷ ۸۶/۵ ۱۷ تجربی ۵۸/۲۰ ۲۶/۶ ۵۰/۱۹ ۳۰/۱۳ ۷۲/۳ ۱۳ ۶۳/۱۹ ۳۶/۵ ۱۹ ۴۲/۱۷ ۴۳/۵ ۱۷ ریاضی ۰۴/۲۰ ۱۵/۶ ۲۰ ۹۶/۱۲ ۵۹/۳ ۱۳ ۳۸/۲۰ ۸۶/۵ ۲۰ ۶۵/۱۷ ۴۵/۵ ۱۷ کاردانش ۷۰/۲۳ ۹۰/۶ ۲۴ ۰۴/۱۳ ۴۴/۳ ۱۳ ۴۳/۲۰ ۸۱/۵ ۲۱ ۵۲/۱۸ ۰۹/۵ ۱۹ P** ۰۸۲/۰ ۸۴۳/۰ ۶۱۸/۰ ۶۳۰/۰ ادامه جدول شماره ۶ برآوردهامتغیر ها نمره پرخاشگری جنبه ی فیزیکی نمره پرخاشگری جنبه ی کلامی نمره پرخاشگری جنبه ی خصومت نمره پرخاشگری جنبه ی خشم میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه پایه تحصیلی اول ۷۰/۲۰ ۵۳/۶ ۲۰ ۹۱/۱۲ ۶۰/۳ ۱۳ ۰۱/۲۰ ۰۴/۶ ۲۰ ۴۹/۱۷ ۴۷/۵ ۱۷ دوم ۲۵/۲۰ ۰۳/۶ ۲۰ ۳۴/۱۳ ۷۷/۳ ۱۳ ۲۲/۲۰ ۹۰/۵ ۲۰ ۳۱/۱۷ ۴۶/۵ ۱۷ سوم ۶۴/۱۹ ۵۴/۵ ۱۸ ۵۲/۱۳ ۵۳/۳ ۱۳ ۵۴/۱۹ ۸۵/۴ ۱۹ ۶۵/۱۷ ۸۹/۵ ۱۷ P** ۲۶۶/۰ ۳۰۴/۰ ۷۰۱/۰ ۸۷۵/۰ تعداد برادر ۰ ۷۴/۲۰ ۲۶/۶ ۲۰ ۳۰/۱۳ ۵۵/۳ ۱۳ ۷۰/۱۹ ۶۹/۵ ۲۰ ۵۹/۱۷ ۶۶/۵ ۱۷ ۱ ۹۱/۱۹ ۱۴/۶ ۱۹ ۰۳/۱۳ ۶۰/۳ ۱۳ ۹۹/۱۹ ۸۴/۵ ۲۰ ۲۸/۱۷ ۴۶/۵ ۱۶ ۲ ۳۲/۲۰ ۲۶/۶ ۵۰/۱۹ ۲۵/۱۳ ۳۴/۴ ۱۳ ۳۲/۲۱ ۸۲/۵ ۵/۲۰ ۶۸/۱۸ ۸۰/۶ ۱۷ ۳ ۴۸/۲۲ ۹۶/۷ ۲۲ ۸۳/۱۱ ۱۷/۴ ۱۱ ۷۸/۱۷ ۲۱/۵ ۱۹ ۷۴/۱۵ ۰۷/۵ ۱۵ P** ۲۲۵/۰ ۲۰۳/۰ ۱۵۵/۰ ۲۹۳/۰ تعداد خواهر ۰ ۱۱/۲۰ ۱۷/۶ ۱۹ ۹۲/۱۲ ۶۰/۳ ۱۳ ۸۴/۱۹ ۵۷/۵ ۲۰ ۵۸/۱۷ ۴۷/۵ ۱۷ ۱ ۶۶/۲۰ ۳۱/۶ ۲۰ ۲۹/۱۳ ۶۹/۳ ۱۳ ۹۲/۱۹ ۹۵/۵ ۲۰ ۲۰/۱۷ ۷۴/۵ ۱۶ ۲ ۴۵/۱۹ ۷۶/۵ ۱۹ ۷۹/۱۲ ۹۵/۳ ۱۳ ۷۶/۱۸ ۵۲/۶ ۱۹ ۶۷/۱۶ ۰۹/۵ ۱۵ ۳ ۵۶/۲۲ ۸۳/۷ ۲۳ ۵۰/۱۳ ۰۹/۴ ۱۳ ۱۱/۲۱ ۳۲/۴ ۲۲ ۱۹/۷۸ ۹۲/۶ ۱۹ P** ۳۷۲/۰ ۷۲۳/۰ ۴۸۳/۰ ۳۶۲/۰ ادامه جدول شماره ۶ برآوردهامتغیر ها نمره پرخاشگری جنبه ی فیزیکی نمره پرخاشگری جنبه ی کلامی نمره پرخاشگری جنبه ی خصومت نمره پرخاشگری جنبه ی خشم میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه رتبه فرزنددر خانواده ه فرزنداول ۷۲/۲۰ ۸۳/۵ ۱۹ ۰۳/۱۳ ۵۴/۳ ۱۳ ۲۵/۱۹ ۲۴/۵ ۱۹ ۱۳/۱۸ ۶۷/۵ ۱۸ فرزنددوم ۳۱/۲۰ ۱۸/۶ ۲۰ ۱۲/۱۳ ۴۳/۳ ۱۳ ۷۴/۱۹ ۶۱/۵ ۲۰ ۳۷/۱۷ ۳۹/۵ ۱۷ فرزندسوم ۷۴/۱۹ ۹۸/۵ ۱۹ ۱۷/۱۳ ۲۲/۴ ۱۳ ۶۲/۲۰ ۴۷/۶ ۲۰ ۵۷/۱۷ ۲۸/۶ ۱۶ فرزندچهارم و بیشتر ۹۲/۲۱ ۴۹/۷ ۲۰ ۹۵/۱۲ ۰۶/۴ ۱۳ ۵۴/۱۹ ۵۳/۵ ۲۰ ۳۲/۱۷ ۹۵/۵ ۱۷ P** ۳۰۹/۰ ۹۳۵/۰ ۸۳۹/۰ ۸۳۹/۰ سطح تحصیلات سرپرست خاتواده بی سواد ۶۷/۱۸ ۱۲/۴ ۱۷ ۴۷/۱۳ ۸۰/۳ ۱۴ ۲۷/۲۰ ۳۷/۷ ۲۰ ۱۳/۱۵ ۳۰/۵ ۱۳ زیر دیپلم ۰۹/۲۰ ۲۰/۶ ۱۹ ۰۷/۱۳ ۴۰/۳ ۱۳ ۰۷/۲۰ ۵۲/۵ ۵۰/۱۹ ۲۵/۱۷ ۲۹/۵ ۱۷ دیپلم ۰۶/۲۰ ۱۵/۶ ۲۰ ۰۸/۱۳ ۶۹/۳ ۱۳ ۶۱/۱۹ ۶۳/۵ ۱۹ ۲۷/۱۷ ۵۶/۵ ۱۶ دانشگاهی ۱۸/۲۱ ۶۱/۶ ۲۰ ۳۱/۱۳ ۰۲/۴ ۱۳ ۹۴/۱۹ ۶ ۲۰ ۰۹/۱۸ ۸۶/۵ ۱۹ P** ۲۷۹/۰ ۶۷۰/۰ ۸۰۵/۰ ۱۳۹/۰ برآوردهامتغیر ها نمره پرخاشگری جنبه ی فیزیکی نمره پرخاشگری جنبه ی کلامی نمره پرخاشگری جنبه ی خصومت نمره پرخاشگری جنبه ی خشم میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میانگین انحراف معیار میانه میزان درآمدخانواده -زیر۲۰۰ هزار تومان ۱۷/۲۲ ۵۷/۷ ۲۰ ۶۰/۱۲ ۱۰/۴ ۱۲ ۱۷/۲۱ ۴۷/۶ ۲۰ ۱۷ ۰۳/۶ ۱۶ ۲۰۰تا ۴۰۰هزار تومان ۷۴/۱۹ ۲۳/۶ ۵۰/۱۸ ۹۱/۱۲ ۶۱/۳ ۱۳ ۱۸/۱۹ ۳۲/۵ ۱۹ ۵۵/۱۶ ۵۵/۵ ۱۶ -۴۰۰تا ۶۰۰هزار تومان ۵۰/۱۹ ۴۲/۵ ۱۹ ۶۹/۱۲ ۵۱/۳ ۱۳ ۶۷/۱۹ ۸۴/۵ ۲۰ ۵۸/۱۶ ۹۸/۴ ۱۶ ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان ۰۲/۲۱ ۹۸/۵ ۲۰ ۸۰/۱۳ ۶۷/۳ ۱۴ ۳۸/۲۰ ۶۶/۵ ۲۰ ۸۶/۱۷ ۸۱/۵ ۱۷ -بالای۸۰۰ هزار تومان ۸۴/۲۰ ۲۵/۶ ۲۰ ۴۸/۱۳ ۸۳/۳ ۱۳ ۷۵/۱۹ ۸۶/۵ ۱۹ ۱۱/۱۸ ۳۳/۵ ۱۸ P** ۰۷۷/۰ ۰۵۲/۰ ۵۰۹/۰ ۰۴۶/۰ ادامه جدول شماره ۶ جداول فوق مقایسه نمرات پرخاشگری به تفکیک حیطه ها( فیزیکی ، کلامی ، خشم ، خصومت) برحسب متغیرهای دموگرافیک را نشان می دهد. نمره پرخاشگری در جنبه فیزیکی پسران (۵۶/۲۱) بیشتراز دختران(۳۲/۱۹) بوده، این اختلاف از نظر آماری برحسب جنس، معنی دار (۰۰۰۱/۰=P) است. نمره پرخاشگری در جنبه خصومت در دختران( ۶۲/۲۰) و پسران(۰۷/۱۹) برحسب جنس معنی دار بوده است (۰۰۰۲/۰=P). همچنین نمره پرخاشگری در جنبه خشم دختران (۳۸/۱۸) در مقابل پسران ( ۳۶/۱۶) معنی دار(۰۰۰۱/۰=P) است و نمره پرخاشگری در جنبه خشم در خانواده های با میزان درآمد بالای ۸۰۰ هزار تومان بیشتربوده (۱۱/۱۸) و این اختلاف از نظر آماری معنی دار (۰۴۶/۰=P) است. جدول شماره(۷): مقایسه میانگین نمره کل پرخاشگری بر حسب متغییرهای دموگرافیک متغیرهابرآورد متغیر ها نمره کل پرخاشگری تعداد میانگین میانه انحراف معیار p جنس دختر ۳۷۲ ۵۹/۷۱ ۷۱ ۳۳/۱۶ ۲۰۸/۰* پسر ۳۱۶ ۰۵/۷۰ ۶۸ ۳۱/۱۶ سن ۱۴ ۷۵ ۷۷/۶۸ ۶۶ ۳۰/۱۷ ۵۴۸/۰* ۱۵ ۳۰۰ ۸۳/۷۱ ۷۲ ۸۶/۱۶ ۱۶ ۱۸۵ ۸۱/۷۰ ۶۸ ۳۸/۱۶ ۱۷ ۱۱۷ ۸۸/۶۹ ۶۸ ۷۶/۱۴ ۱۸ ۱۵ ۷۴ ۷۴ ۹۵/۱۱ میزان درآمدخانواده -زیر۲۰۰ هزار تومان ۴۲ ۹۳/۷۲ ۷۲ ۶۰/۱۹ ۰۹۲/۰* ۲۰۰تا ۴۰۰هزار توان ۹۴ ۳۹/۶۸ ۵۰/۶۷ ۴۵/۱۵ -۴۰۰تا ۶۰۰هزار تومان ۱۵۱ ۴۴/۶۸ ۶۸ ۱۸/۱۵ ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان ۱۱۰ ۰۶/۷۳ ۵۰/۷۱ ۴۵/۱۶ -بالای۸۰۰ هزار تومان ۱۸۷ ۱۸/۷۲ ۷۲ ۰۷/۱۷ شغل پدر کارمند ۱۹۱ ۳۲/۷۱ ۶۹ ۳۱/۱۷ ۸۵۸/۰* آزاد ۳۱۶ ۵۰/۷۰ ۷۰ ۵۸/۱۶ کارگر ۹۶ ۱۸/۷۱ ۵۰/۷۲ ۶۴/۱۵ بیکار ۹ ۷۶ ۶۹ ۵۸/۱۹ رشته تحصیلی انسانی ۱۰۹ ۳۸/۷۰ ۶۹ ۶۸/۱۶ ۴۴۳/۰* تجربی ۱۴۰ ۹۲/۷۰ ۶۹ ۰۲/۱۶ ریاضی ۹۱ ۰۳/۷۱ ۷۱ ۵۴/۱۶ کار و دانش ۱۲ ۷۰/۷۵ ۸۰ ۹۲/۱۵ پایه تحصیلی اول ۳۴۰ ۱۱/۷۱ ۷۱ ۸۶/۱۶ ۸۸۷/۰* دوم ۱۹۵ ۱۲/۷۱ ۶۹ ۴۱/۱۶ سوم ۱۵۷ ۳۵/۷۰ ۶۹ ۱۹/۱۵ تعدادبرادر ۰ ۲۳۷ ۳۳/۷۱ ۷۲ ۳۹/۱۶ ۲۴۲/۰* ۱ ۲۵۶ ۲۰/۷۰ ۶۸ ۳۸/۱۶ ۲ ۴۴ ۵۷/۷۳ ۵۰/۷۰ ۲۳/۱۸ ۳ ۲۳ ۸۳/۶۷ ۶۲ ۶۸/۱۷ زیر دیپلم ۱۷۴ ۴۸/۷۰ ۵۰/۶۸ ۱۵/۱۵ دیپلم ۲۸۱ ۰۲/۷۰ ۶۹ ۶۸/۱۶ دانشگاهی ۱۶۳ ۵۲/۷۲ ۷۳ ۶۳/۱۷ ادامه جدول شماره(۷) متغیربرآورد نمره کل پرخاشگری تعداد میانگین میانه انحراف معیار سطح معناداری تعداد خواهر ۰ ۲۵۷ ۴۵/۷۰ ۶۹ ۵۹/۱۵ ۱۷۷/۰* ۱ ۲۵۱ ۰۶/۷۱ ۷۱ ۳۰/۱۷ ۲ ۳۳ ۶۷/۶۷ ۶۶ ۲۲/۱۷ ۳ ۱۸ ۹۴/۷۶ ۵۰/۷۷ ۸۸/۱۷ رتبه فرزند درخانواده فرزنداول ۳۲ ۱۳/۷۱ ۵۰/۷۶ ۱۹/۱۳ ۸۷۴/۰* فرزنددوم ۳۵۸ ۵۴/۷۰ ۷۱ ۰۵/۱۶ فرزندسوم ۱۱۳ ۱۰/۷۱ ۶۸ ۰۶/۱۸ فرزندچهارم و بیشتر ۵۹ ۷۳/۷۱ ۷۱ ۵۳/۱۸ سطح تحصیلات سرپرست خانواده بی سواد ۱۵ ۵۳/۶۷ ۶۵ ۶۱/۱۴ ۴۲۰/۰* زیر دیپلم ۱۷۴ ۴۸/۷۰ ۵۰/۶۸ ۱۵/۱۵ دیپلم ۲۸۱ ۰۲/۷۰ ۶۹ ۶۸/۱۶ دانشگاهی ۱۶۳ ۵۲/۷۲ ۷۳ ۶۳/۱۷ *آزمون کروسکال والیس جداول فوق نمره کل پرخاشگری بر حسب متغیرهای دموگرافیک را نشان می دهد که بر اساس اطلاعات این جداول نمره کل پرخاشگری نوجوانان درافرادی که میانگین تعداد خواهر آنهابیشتر از ۳نفر (۹۴/۷۶) و تعداد برادر دونفر (۵۷/۷۳) و نوجوانانی که رتبه تولد آنها در خانواده فرزند چهارم و بیشتر ( ۷۳/۷۱ ) و سطح تحصیلات سرپرست خانواده آنان دانشگاهی (۵۲/۷۲) بوده، بالاتر از سایر موارد بوده است که این اختلاف، از نظر آماری معنی دار نبود. جدول شماره(۸): توزیع فراوانی نمونه های مورد پژوهش بر حسب انواع سبکهای دلبستگی درصد تعداد فراوانینوع سبک ۷/۱۲ ۸۸ اجتنابی ۶/۱۴ ۱۰۱ اضطرابی – دوسوگرا ۷/۷۲ ۵۰۳ ایمن ۱۰۰ ۶۹۲ جمع جدول فوق بیانگر آن است که اکثریت نمونه های مورد پژوهش یعنی۷/۷۲٪ از دانش آموزان دارای سبک دلبستگی ایمن بوده اند. جدول شماره(۹): مقایسه نمره پرخاشگری کل به تفکیک حیطه ها (فیزیکی،کلامی،خشم،خصومت) بر حسب سبکهای دلبستگی جنبه های پرخاشگری سبک های دلبستگی تعداد میانگین انحراف معیار میانگین رتبه P* نمره پرخاشگری جنبه فیزیکی اجتنابی ۸۸ ۳۷۵۰/۲۱ ۳۵۰۵۱/۶ ۰۱/۳۷۸ ۰۵/۰* اضطرابی – دوسوگرا ۱۰۱ ۳۲۶۷/۲۱ ۵۵۶۰۸/۶ ۶۸/۳۷۵ ایمن ۵۰۳ ۹۵۰۳/۱۹ ۰۴۵۶۰/۶ ۱۳/۳۳۵ جمع ۶۹۲ ۳۳۲۴/۲۰ ۱۸۳۸۲/۶ نمره پرخاشگری جنبه کلامی اجتنابی ۸۸ ۶۵۹۱/۱۳ ۱۱۵۸۱/۴ ۲۴/۳۶۵ ۳۸۶/۰* اضطرابی – دوسوگرا ۱۰۱ ۸۱۱۹/۱۲ ۷۱۴۰۶/۳ ۵۶/۳۲۵ ایمن ۵۰۳ ۱۵۵۱/۱۳ ۵۳۰۱۵/۳ ۴۳/۳۴۷ جمع ۶۹۲ ۱۶۹۱/۱۳ ۶۳۷۵۶/۳ نمره پرخاشگری جنبه خصومت اجتنابی ۸۸ ۷۱۵۹/۲۱ ۹۵۳۷۵/۵ ۹۵/۴۰۱ ۰۰۰۱/۰* اضطرابی – دوسوگرا ۱۰۱ ۰۹۹۰/۲۲ ۰۱۷۴۸/۶ ۳۲/۴۱۷ ایمن ۵۰۳ ۲۲۸۶/۱۹ ۴۸۶۰۸/۵ ۵۸/۳۲۲ جمع ۶۹۲ ۹۶۳۹/۱۹ ۷۴۶۲۱/۵ نمره پرخاشگری جنبه خشم اجتنابی ۸۸ ۰۰۰/۱۸ ۱۴۲۰۰/۶ ۸۵/۳۵۸ ۰۸۵/۰* اضطرابی – دوسوگرا ۱۰۱ ۴۹۵۰/۱۸ ۶۸۹۶۸/۵ ۳۸/۳۸۳ ایمن ۵۰۳ ۱۷۸۹/۱۷ ۴۰۲۱۳/۵ ۹۳/۳۳۶ جمع ۶۹۲ ۴۷۵۴/۱۷ ۵۵۷۵۶/۵ نمره کل پرخاشگری اجتنابی ۸۸ ۷۵۰۰/۷۴ ۳۸۶۱۸/۱۸ ۵۸/۳۸۴ ۰۰۲/۰* اضطرابی – دوسوگرا ۱۰۱ ۷۳۲۷/۷۴ ۰۷۶۶۲/۱۶ ۵۰/۳۹۳ ایمن ۵۰۳ ۵۱۲۹/۶۹ ۸۲۲۴۵/۱۵ ۴۰/۳۳۰ جمع ۶۹۲ ۹۴۰۸/۷۰ ۳۴۸۵۳/۱۶ *آزمون کروسکال والیس جدول فوق بیانگر آن است که نمره پرخاشگری حیطه سبک دلبستگی ایمن دارای میانگین نمره پایین تری بوده واین اختلاف از لحاظ آماری معنی دار است (۰۰۲/۰=p) و همچنین نمره پرخاشگری در جنبه خصومت درسبک دلبستگی ایمن دارای میانگین نمره پایین تری بوده وا ین اختلاف از لحاظ آماری معنی دار بوده است (۰۰۰۱/۰=p) جدول شماره(۱۰): ضرایب رگرسیونی ارتباط سبکهای دلبستگی و پرخاشگری با کنترل متغیرهای فردی و اجتماعی بر اساس مدل رگرسیون لوجستیک چندگانه متغیرها ضریب رگرسییونی خطای معیار p Odds ratio Oddsفاصله اعتماد ۹۵% حد پایین حد بالا مدل نهایی رشته تحصیلی ۱۱۱/۰ علوم انسانی نسبت به کاردانش ۴۲۲/۱- ۶۰۷/۰ ۰۱۹/۰ ۲۴۱/۰ ۰۷۳/۰ ۷۹۲/۰ تجربی نسبت به کاردانش ۳۰۷/۱- ۶۰۲/۰ ۰۳۰/۰ ۲۷۱/۰ ۰۸۳/۰ ۸۸۱/۰ ریاضی نسبت به کاردانش ۴۷۵/۱- ۶۱۵/۰ ۰۱۷/۰ ۲۲۹/۰ ۰۶۹/۰ ۷۶۶/۰ سبک دلبستگی ۰۵۷/۰ اجتنابی نسبت به ایمن ۳۷۰/۰ ۲۹۹/۰ ۲۱۶/۰ ۴۴۷/۱ ۸۰۵/۰ ۶۰۲/۲ دوسوگرا نسبت به ایمن ۶۰۵/۰ ۲۷۳/۰ ۰۲۷/۰ ۸۳۲/۱ ۰۷۳/۱ ۱۲۸/۳ سطح تحصیلات سرپرست خانواده ۰۴۲/۰ بیسواد نسبت به دانشگاهی ۹۸۵/- ۶۳۲/۰ ۱۱۹/۰ ۳۷۳/۰ ۱۰۸/۰ ۲۸۹/۱ زیردیپلم نسبت به دانشگاهی ۵۱۰/۰- ۲۵۵/۰ ۰۴۶/۰ ۶۰۰/۰ ۳۶۴/۰ ۹۹۰/۰ دیپلم نسبت به دانشگاهی ۶۰۷/- ۲۳۲/۰ ۰۰۹/۰ ۵۴۵/۰ ۳۴۶/۰ ۸۵۹/۰ مقدارثابت(اثرعوامل ناشناخته) ۴۱۸/۱ ۶۱۴/۰ ۰۲۱/۰ ۱۲۸/۴ اطلاعات جدول فوق نشان می دهد که از میان متغیرهای فردی و اجتماعی ، متغیر رشته تحصیلی و سطح تحصیلات سرپرست خانواده ، نیز از متغیرهای مرتبط با نمره پرخاشگری بوده است . بطوریکه نوجوانان با سبک دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا نسبت به نوجوانان با سبک دلبستگی ایمن ۸/۱%شانس پرخاشگری بیشتری داشتند.همچنین سطح تحصیلات سرپرست خانواده ی کمتر از دیپلم ، نسبت به سطح تحصیلات سرپرست خانواده ی دانشگاهی ، از شانس نسبی پرخاشگری کمتری برخوردار بوده است ( ۰۴۶/۰ =p) . همچنین نوجوانان با سرپرست دارای تحصیلات دیپلم نسبت به دانشگاهی نیز از شانس پرخاشگری کمتری برخوردار بوده اند ( ۰۰۹/۰=p) . در ارتباط با رشته تحصیلی ، نوجوانان با رشته تحصیلی علوم انسانی ( ۰۱۹/۰p= ) و تجربی ( ۰۳۰/۰ =p) و ریاضی ( ۰۱۷/۰ =p) نسبت به نوجوانان با رشته تحصیلی کاردانش از شانس نسبی پرخاشگری کمتری برخوردار بوده اند. فصل پنجم بحث و تفسیر نتایج پژوهش دراین فصل یافته های پژوهش بر اساس اهداف پژوهش با بهره گرفتن از آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته و مشتمل بر چهاربخش تجزیه و تحلیل یافته ها، نتیجه گیری نهایی، کاربرد یافته ها و پیشنهادات جهت پژوهش ها ی بعدی می باشد. در این پژوهش تعیین میزان پرخاشگری در انواع سبک های دلبستگی درنوجوانان ۱۴- ۱۸ ساله مورد مطالعه قرار گرفته است . با توجه به اهداف پژوهش نتایج تحقیق در قالب ۱۰ جدول تنظیم گردیده است. جدول شماره(۱) که در ارتباط با توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب برخی از مشخصات فردی تنظیم شده است، نشان می دهد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش در گروه سنی ۱۵ سال(۴/۴۳٪) ( با میانگین و انحراف معیار ۹/۰ ±۵/۱۵) ،دختر (۱/۵۴٪) ، پایه اول دبیرستان (۱/۴۹٪) ، رشته تجربی (۹/۳۹٪) و مشغول به تحصیل در مدارس دولتی (۸۸/۰٪) بودند. جدول شماره(۲ )که در ارتباط با توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب برخی از مشخصات خانوادگی تنظیم شده است، نشان می دهد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش، سطح تحصیلات سرپرست خاتواده (۴/۴۴٪) دیپلم ، تعداد برادر،یک (۷/۴۵٪) ،بدون خواهر (۰/۴۶٪) ، فرزنددوم خانواده (۷/۶۳٪) ، متوسط درآمد خانواده بالای ۸۰۰هزارتومان (۰/۳۲٪) ،شغل پدر آزاد (۶/۵۱٪) بودند. جدول شماره(۳-۷) در ارتباط با هدف ویژه اول پژوهش “تعیین میزان پرخاشگری در نوجوانان (به تفکیک حیطه ها) بر حسب متغیرهای فردی اجتماعی تنظیم شده است. جدول شماره ۳ نشان می دهد که میانگین نمره کل پرخاشگری در نمونه های مورد پژوهش ۳۵/۱۶±۹۴/۷۰ بوده که متناظرا” میانگین متوسط نمره پرخاشگری برابر ۵۷/۰±۴۵/۲ بوده است و در ارتباط با میانگین نمره پرخاشگری به تفکیک حیطه ها (جدول شماره۴) نشان می دهد که متوسط نمره پرخاشگری کلامی(۶۳/۲)، متوسط نمره پرخاشگری خصومت و متوسط نمره پرخاشگری خشم (۵۰/۲) بالاتراز متوسط نمره پرخاشگری فیزیکی(۲۶/۲) بوده و همچنین میانگین نمره کل پرخاشگری فیزیکی (۳۳/۲۰)، خصومت (۹۶/۱۹)، خشم (۴۸/۱۷) و نمره پرخاشگری کلامی (۱۷/۱۳) می باشد. نتایج مطالعه حاضر نشان دهنده این است که پرخاشگری فیزیکی در نوجوانان بیشتر از سایر ابعاد پرخاشگری بوده و از سوی دیگر نوجوانان پرخاشگری کلامی کمتری از خود نشان می دهند. در راستای پژوهش حاضر در مطالعه معینی و بیانی (۱۳۸۷) با عنوان رویکردی جامعه شناختی در پرخاشگری در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد واحد آزاد شهر نشان داد که، میانگین نمره کل پرخاشگری در بین دانشجویان دختر و پسر به ترتیب برابر با (۲۹/۷۰) و (۷۳/۶۹) می باشد.و در بین دانشجویان دختر و پسرنمره کل پرخاشگری فیزیکی به ترتیب (۵۹/۲۰) و (۰۶/۱۹) بیشتراز سایر ابعاد پرخاشگری بوده و همچنین نمره کل پر خاشگری کلامی به ترتیب دخترو پسر (۵۹/۱۳) و (۵۶/۱۳) کمتر از سایرابعاد بوده است. علاوه بر این میانگین نمرات دختران و پسران در حیطه خصومت برابر با (۶۴/۱۸) و (۹۵/۱۹) و در حیطه خشم برابر با (۸۹/۱۶) و (۷۲/۱۷) می باشد(۱۱۰). در همین رابطه یافته های پژوهش بهروزی و همکاران(۱۳۹۲) در لیگ فوتبال ایران با هدف تعیین هوش معنوی و پرخاشگری بازیکنان فوتبال پسر رده سنی ۱۴تا۱۷ سال نشان داد که، میانگین نمره کل پرخاشگری آنان( ۳۱/۴۴) بوده و پرخاشگری فیزیکی با میانگین نمره (۶۶/۳۵) بیشترین و حیطه کلامی با میانگین نمره (۶۵/۱۹)کمترین جنبه از حیطه های پرخاشگری را داشته اند. میانگین نمره سایر جنبه های پرخاشگری شامل خشم برابر با (۰۸/۲۸) و خصومت برابر با (۸۶/۳۱) می باشد(۱۱۱). پژوهش زینت مطلق و همکاران(۱۳۹۲) با هدف تعیین شیوع و عوامل مرتبط با پرخاشگری در بین نوجوانان شهر یاسوج » نشان داد که ۳۲ % از واحدهای مورد پژوهش دارای اختلال پرخاشگری بودند. میانگین نمره کلی پرخاشگری در نوجوانان (۷/۶۹) بود، که نشان دهنده میزان پرخاشگری بالایی می باشد(۱۱۲). نتایج مطالعه ترشیزی و سعادتجو(۱۳۸۹) با هدف بررسی شیوع پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر بیرجند نشان داد که ۵۳% از نوجوانان دارای پرخاشگری بالایی هستند. همچنین میزان میانگین نمره کل پرخاشگری دختران (۰۷/۷۷) و پسران(۲۷/۸۰) می باشد. و میانگین نمرات پرخاشگری دختران و پسران در حیطه های خصومت به ترتیب برابر با (۱۰/۲۲) و (۶۴/۲۲) در حیطه پرخاشگری فیزیکی برابر با (۲۵/۲۳) و (۳۹/۲۵)، در حیطه کلامی برابر با (۵۵/۱۳) و (۴۷/۱۳) و در نهایت در حیطه خشم برابر با (۰۶/۱۸) و (۲۸/۱۸) می باشد(۱۰۵). یافته های پژوهش حاضر و مطالعات صورت گرفته در این رابطه نشان داد، که اختلال پرخاشگری در بین نوجوانان شایع و اکثریت واحد های مورد پژوهش دارای جنبه پرخاشگری فیزیکی در پسران بودند. دراین راستا روانشناسان پرخاشگری را یکی از حالات هیجانی دوران نوجوانی می دانند و وقتی که نوجوان نتواند خواسته های خود را عملی کند و در انتخاب خود دچار تعارض شود، رفتارهای پرخاشگری را از خود نشان می دهد(۱۱۳) و همچنین، کاهش پرخاشگری ارتباط نزدیکی با تنظیم و مهار هیجانی و رفتاری دارد، که در این راه افراد با بهره گرفتن از راهبردهای مختلف شناختی و رفتاری، پرخاشگری خود را تحت مهار در می آورند(۱۱۴). به عقیده پژوهشگر، بالابودن پرخاشگری فیزیکی در مردان ممکن است به دلیل تفاوت های زیست شناختی و هورمونی باشد. در ادامه جداول شماره(۶) در جهت مقایسه نمرات پرخاشگری به تفکیک حیطه ها ( فیزیکی، کلامی، خشم، خصومت) برحسب متغیرهای دموگرافیک نتایج نشان داد که، پسران پرخاشگری فیزیکی بیشتری نسبت به دختران از خود بروز می دهند بطوریکه نمره پرخاشگری در جنبه فیزیکی، پسران(۵۶/۲۱) ودختران(۳۲/۱۹) بوده، و این اختلاف از نظر آماری برحسب جنس، معنی دار می باشد (۰۰۰۱/۰=P). علاوه بر این در نمونه های مورد مطالعه دختران در جنبه خصومت میزان پرخاشگری بیشتری از خود نشان دادند. بطوریکه نمره پرخاشگری در جنبه خصومت در دختران( ۶۲/۲۰) و پسران(۰۷/۱۹) و اختلاف آماری در این زمیته برحسب جنس معنی دار بوده است (۰۰۰۲/۰=P). نمره پرخاشگری جنبه خشم در دختران (۳۸/۱۸) نسبت به پسران ( ۳۶/۱۶) بوده و دختران شانس پرخاشگری بیشتری را از خود نشان دادند و این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار می باشد(۰۰۰۱/۰=P). در ادامه نتایج پژوهش نشان داد که نمره پرخاشگری در جنبه خشم درخانواده های با میزان درآمدبین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان بیشتربوده (۱۱/۱۸) و این اختلاف از نظر آماری معنی دار (۰۴۶/۰=P) بود. همچنین مقایسه میانگین نمره کل پرخاشگری بر حسب متغیر های دموگرافیک (جدول شماره ۷) نشان می دهد که نمره کل پرخاشگری نوجوانان با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنی داری نداشته است. در راستای پژوهش حاضر در مطالعه معینی و بیانی (۱۳۸۷) با عنوان رویکردی جامعه شناختی در پرخاشگری در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد واحد آزاد شهر نشان داد، که بین نمرات پرخاشگری فیزیکی، خشم و خصومت اختلاف معنی داری وجود دارد، بطوری که پسران نمرات پرخاشگری فیزیکی بیشتری نسبت به دختران داشتند(۳۳/۲t=) و دختران از نمرات خشم(۳۸/۱t=) و خصومت (۹۵/۱t=) بیشتری برخوردار بودند(۱۱۰). نتایج پژوهش نوری ثمرین و همکاران (۱۳۹۲)باهدف تعیین ارتباط بین کمال گرایی با رضایت از زندگی و پرخاشگری در بین دانش آموزان دبیرستانی در شهر دزفول نشان داد ، بین جنسیت و پرخاشگری تفاوت آماری معنی داری وجود دارد(۰۵/۰p<). یافته های آنها نشان داد که پسران پرخاشگری فیزیکی(۷/۲۲) بیشتری نسبت به دختران (۷/۱۹ ) دارند، اما در حیطه خشم میانگین پرخاشگری پسران با (۱۶/۲۱) از دختران با میانگین (۶/۱۹) بیشتر بوده است(۱۱۵). مطالعه ای که توسط فارس و همکاران (۲۰۱۱) با هدف توجیه پرخاشگری فیزیکی و کلامی در کودکان و نوجوان اروگوئه ای انجام شد، نشان داد که حتی با کنترل متغیرهای اقتصادی- اجتماعی و سن، دختران میزان پرخاشگری فیزیکی کمتری نسبت به پسران دارند (p0/05)(105). عکس مرتبط با اقتصاد اما پور شهریاری(۲۰۰۹)در مطالعه خود با هدف تعیین رابطه شرم با ابعاد پرخاشگری و مقایسه آن در دانشجویان دانشگاههای تهران به نتایجی مغایر نتایج فوق دست یافتند بطوریکه در حیطه های خشم(۰۶۴/۰p= )، پرخاشگری کلامی(۱۶۲/۰p= ) و خصومت(۱۸۱/۰p= ) رابطه معناداری مشاهده نشد(۱۱۷). به عقیده پژوهشگر، پرخاشگری در هر دو جنس وجود دارد اما امکان بروز خشم و رفتارهای ناشی از احساس عصبانیت در پسران به دلیل ویژگی های جسمانی و کمبود محدودیت های محیطی بیشتر است. به این معنی که ظاهرا “عصبانیت پسران نسبت به دختران از طرف خانواده و محیط بیشتر پذیرفته می شود وپسران کمتر مورد بازخواست،تنبیه و تهدید قرار می گیرند. در حالی که در خانواده و محیط انتظار دارند دختران کمتر عصبانی شوند و بروز پرخاشگری توسط دختران کمتر قابل پذیرش است. بدون تردید، غلبه جنبه جسمانی پرخاشگری در پسران با پشتوانه قدرت جسمانی و اقتدار طلبی آنها که از آثار تربیت روانشناختی و جسمانی است، تسهیل می گردد. در فرهنگ ما، پسران برای بیان احساسات خصمانه خود آزادی بیشتری دارند و رفتارهای پرخاشگرانه فیزیکی، با نقش جنس پسرانه گره خورده است. همچنین در پژوهش حاضر، بین سن و نمره کل پرخاشگری (۵۴/۰p= ) و حیطه های پرخاشگری کلامی(۱۷/۰p= )، فیزیکی(۱۶/۰p= )، خشم(۳۷/۰p= ) و خصومت(۲۴/۰p= ) رابطه معنی داری مشاهده نشد (جدول شماره ۴-۶). در همین راستا، جانسون و همکاران(۲۰۱۳) در مطالعه ای با عنوان تصورات پسران نوجوان ۱۲تا ۱۶ سال از پرخاشگری با تاکید بر تفاوتهای جنسیتی و سن در مدارس ایالات شرقی آمریکا نشان دادند، که بین سن آزمودنیها و پرخاشگری آنان رابطه ی معناداری وجود ندارد(p=0/31)(118). اما نتایج مطالعه کاراحمدی و اسماعیلی دهقی(۲۰۰۷)در اصفهان با هدف تعین پرخاشگری و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی در پرستاران بالای ۲۲ سال نشان داد که بین سن و میزان پرخاشگری رابطه منفی و معناداری وجود دارد( ۰۱/۰ p <). بدین معنی که هرچه سن افراد افزایش یابد میزان پرخاشگری آنان کاهش می یابد(۱۱۹). همچنین مک داد(۲۰۱۳) در پژوهش خود با عنوان تاثیر سبک دلبستگی بر پرخاشگری و افسردگی در بین نوجوانان ۱۰ تا ۲۴ سال نشان داد که متغیر سن، پیش بینی کننده میزان پرخاشگری افراد می باشد. در این رابطه بین سن افراد و پرخاشگری (۲۸/۰-r= ) در سطح معناداری (۰۲/۰p= ) بر آورد شد(۱۰۶). از نظر پژوهشگر دلیل عدم رابطه معنی داری بین سن و میزان پرخاشگری در این پژوهش و عدم همسو بودن با نتایج برخی از مطالعات ، انتخاب گروه های سنی بالاتر از۲۲ سال و ۱۰تا ۲۴ سال در آن مطالعات می باشد. این در حالی است که گروه سنی انتخاب شده در این مطالعه در رده سنی ۱۴ تا ۱۸سال می باشد و در این پژوهش ،به دلیل اینکه جامعه انتخاب شده از لحاظ سنی در یک محدوده به نام نوجوانی قرار دارند نمیتواند تفاوت چندانی از لحاظ پرخاشگری بوجود بیاورد. زیرا تمامی آزمودنی ها در یک مقطع سنی خاص قرار دارند. در ادامه همین جدول و با بررسی رابطه شغل پدر با حیطه های مختلف پرخاشگری رابطه معنی داری مشاهده نشد(۰٫۴۴۳p<) . ترشیزی و سعادتجو(۲۰۱۰) در مطالعه ای با موضوع شیوع پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مدارس راهنمایی شهر بیرجند نشان داد که شغل پدر نمی تواند پیش بینی کننده پرخاشگری نوجوانان باشد(p> 0/01)(105). از نظر پژوهشگر پرخاشگری نوجوانان می تواند برگرفته از رفتارهای همسالان در محیط خارج از خانه و در محیط مدرسه و … باشد، که کمتر تحت تاثیر رفتارهای پدر قرار می گیرند. همچنین به دلیل ارتباط نزدیک نوجوانان با مادر، رفتارهای نوجوان می تواند تحت تاثیر رفتار مادران در محیط خانه قرار گیرد. یکی دیگر از نتایج تحقیق (جدول۶) عدم معنی داری سطح تحصیلات سرپرست خانواده و نمره پرخاشگری واحدهای مورد پژوهش بود (۸۰۵/۰p=). در همین راستا پژوهش دابو و همکاران(۲۰۰۹) با عنوان تحصیلات والدین و موفقیتهای شغلی و تحصیلی با نقش میانجی پرخاشگری و تعاملات خانوادگی نشان داد که بین تحصیلات والدین و پرخاشگری نوجوانان رابطه آماری معنی داری وجود ندارد ( ۰۱/۰ p>) (120). از نظر پژوهشگر در تبیین این یافته می توان گفت بیش از آنکه تحصیلات سرپرست خانواده عاملی برای پرخاشگری نوجوانان باشد، نقش حمایتی مناسب سرپرست خانواده جهت کمک به فرزندانشان در جهت مواجهه با مشکلات مهم می باشد. سرپرستانی که نسبت به دانستنی های اجتماعی و پرورش اجتماعی نوجوانان آگاهی دارند، می توانند از رفتارهای ضد اجتماعی همچون پرخاشگری جلوگیری کنند. متأسفانه برخی از سرپرستان با تحصیلات بالا و با تحصیلات پایین نسبت به تربیت فرزندان و وظایفی که در قبال آنها دارند، آگاه نیستند. یکی دیگر از نتایج پژوهش عدم رابطه معناداری بین وضعیت اقتصادی و میزان پرخاشگری بود. نتایج پژوهش باسمر (۲۰۰۷) تحت عنوان ارتباط بین مراقبت های والدینی و شاخص های خانوادگی با پرخاشگری نوجوانان شهر زوریخ در کشور سوئد نشان داد که وضعیت اقتصادی خانواده عامل مهمی برای پیش بینی پرخاشگری کودکان و نوجوانان نمی باشد. از نظر وی رفتارهای منفی والدین و عدم مراقبت های والدین در سالهای اولیه زندگی باعث تشدید پرخاشگری در سالهای بعدی می باشد(۱۲۱). به نظر پژوهشگر، وضعیت اقتصادی به تنهایی عاملی برای پرخاشگری افراد نمی تواند باشد. چنانچه پرخاشگری می تواند ناشی از عدم آگاهی والدین نسبت به پرورش اجتماعی فرزندان، نحوه تعلیم و تربیت و وظایفی که در قبال آنان دارند، فقدان مراقبت های لازم در دوران کودکی و نوجوانی، محیط اجتماعی و نوع فرهنگ حاکم بر جامعه از دلایل دیگر پرخاشگری باشد. جدول شماره(۸ )در ارتباط با هدف ویژه دوم پژوهش ” تعیین فراوانی انواع سبکهای دلبستگی درنوجوانان مقطع متوسطه شهر رشت” تنظیم شده است. نتایج نشان دادکه اکثریت نمونه های مورد پژوهش یعنی۷/۷۲٪ از دانش آموزان دارای سبک دلبستگی ایمن بوده اند.و نوجوانانی که سبک دلبستگی ایمن دارند کمتر دچار پرخاشگری می شوند . در این راستا پژوهش امانی و همکاران(۲۰۱۲) در مطالعه ای تحت عنوان رابطه میان سبک های دلبستگی و سازگاری اجتماعی دانشجویان دانشگاه بوعلی نشان داد که بیشترین سبک دلبستگی در بین دانشجویان، سبک دلبستگی ایمن ۳/۵۱ درصد و سپس سبک دلبستگی دوسوگرا ۳۲در صد و سبک دلبستگی اجتنابی ۷/۱۶ در صد می باشد(۱۲۲). در پژوهش مهرانگیز و همکاران(۲۰۱۲) نتایج نشان داد که بیشترین میزان از سبک دلبستگی مربوط به سبک دلبستگی ایمن (۷۴/۱۴) و سپس سبک دلبستگی اضطرابی- دوسوگرا (۴۱/۱۳) و اجتنابی(۵۳/۱۲) می باشد(۱۲۳).همچنین نتایج پژوهش بشارت و همکاران(۲۰۰۸) به نتایجی مشابه پژوهش های فوق دست یافتند، بطوری که۶۲درصد از کل آزمودنی ها دارای سبک دلبستگی ایمن، ۲۲درصد اجتنابگر و ۱۶ درصد از آزمودنی ها دوسوگرا می باشند(۱۲۴). در نهایت نتایج هازن و شیور نیز نشان داد که از ۶۵تا ۷۰ درصد واحد های مورد پژوهش دارای سبک دلبستگی ایمن ۱۵تا۲۵درصد دارای سبک دلبستگی اجتنابی و ۷ تا۱۵درصد را سبک دلبستگی اضطرابی -دوسوگرا تشکیل می دهند(۹۵). به عقیده پژوهشگر ایجاد رابطه ای امن با خود و محیط برای هر موجود، ضرورتی حیاتی به شمار می رود؛ همچنین در توزیع سبک های دلبستگی می توان گفت که، دلبستگی به عنوان یک نیاز نخستین، آمادگی های زیستی لازم را در زمینه رفتارهای دلبستگی در دو سوی این رابطه (یعنی کودک و مادر) فراهم می سازد؛ در حالی که متغیرهای زیست شناختی، ارزش های حیاتی و تعامل سازنده رابطه مادر – کودک در خدمت شکل گیری و تقویت دلبستگی ایمن فعالیت می کنند، فراهم آمدن شرایطی که براساس آن، آمادگی های زیستی در دو سوی رابطه مختل شود و مهم تر از آن، ارزش حیاتی و رفتارهای دلبستگی ایمن کاهش یابد، همواره دشوار و نادر خواهد بود؛ این وضعیت کاهش فراوانی سبک های ناایمن اجتنابی و دوسوگرا را توجیه می کند(۸). علاوه براین شیخی (۱۳۸۹) در پژوهشی باهدف تعیین سبک های فرزندپروری با مشکلات رفتاری در رشت ،به این نتیجه رسیدکه اکثریت والدین کودکان دارای سبک فرزندپروری مقتدرانه بودندونقش مهمی در پیشگیری از مشکلات رفتاری کودکان دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




ب) مهارت ها ووظایف تشکیل دهنده شغل را توسعه می بخشند
ج) برای ابداع و نوآوری وخلاقیت، زمینه مساعد به وجود می آورد
د) کنترل بیشتری روی تصمیمات مربوط به کار اعمال می کند
هـ ) کارمند به جای یک قسمت از کار، یک کار کامل را انجام می دهد
و) رضایت مشتری را تأمین می کند
ز) زمینه جهت یابی بازار را فراهم می کند.(گودرزی، ۱۳۸۱، ص ۹۵)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
۲-۱-۲۲- موانع موجود در سازمان ها جهت اجرای توانمندسازی:

اجرای عوامل توانمندسازی در سازمان ها بسیار مفید و باعث افزایش بهره وری سازمان و کارکنان می شود. لازمه اجرای این تکنیک، نیاز سازمان، پشتیبانی مدیران ارشد آن و همکاری با کارکنان و عوامل اجرایی در پیشبرد امور است. ازجمله موانع اجرای این عوامل عبارتند از:
۱- حاکم بودن ساختار رسمی و سلسله مراتبی؛
۲- پایین بودن اعتماد و اطمینان اعضای سازمان به یکدیگر؛
۳- نگرش نامناسب مدیران به کارکنان و سبک های مدیریت و رهبری نامناسب؛
۴- فقدان مهارت های لازم در کارکنان؛
۵- تفاوت زیاد بین افراد در سازمان و وجود سیستم های پرسنلی غیرهماهنگ؛
۶- تشنج و استرس در محیط کاری. (ارزقی رستمی، ۱۳۸۰، ص ۷۲).

۲-۱-۲۳-پیامد توانمندسازی:

توانمندسازی پیامدهای نگرشی و رفتاری خاصی برای سازمان ها به همراه دارد که بر توان آنها در عرصه رقابت خارجی میافزاید و در ذیل به آنها اشاره میشود(عابسی و ابطحی، ۸۶، ص۷۱)

۲-۱-۲۳-۱- پیامدهای نگرشی توانمندسازی:

کاهش فشار روحی ناشی از کار و افزایش رضایت شغلی، دو نتیجه نگرشی پس از توانمندسازی در محل کار است. میزان کم اختیار در طول کار روزانه با فشار ذهنی و افزایش بیماری مزمن، ارتباط دارد. تحقیقات نشان میدهد توانمندسازی موجب کاهش میزان بیماری، غیبت از کار، نقل وانتقالات و کاهش فشارهای عصبی و روحی یا استرس می گردد.(همان منبع)

۲-۱-۲۳-۱-۱- افزایش رضایت شغلی[۶۱] :

توماس و ولتهاوس(۱۹۹۰) دریافتند که سطوح بالای معنادار بودن و احساس شایستگی(کفایت نفس) از طریق ایجاد علاقه در افراد در مورد مشاغلشان، باعث افزایش رضایت شغلی خواهد شد و نیز اینکه آزادی عمل در شغل (حق تعیین سرنوشت)، از جمله عوامل انگیزاننده مورد نظر هرزبرگ است و نوعی پاداش درونی محسوب میشود. بنابراین همانگونه که هرزبرگ پیشبینی کرده بود، آزادی عمل منجر به افزایش رضایت شغلی خواهد شد. احساس مؤثر بودن نیز افزایش رضایت شغلی را در پی خواهد داشت؛ زیرا به اعتقاد آبرامسون[۶۲] عدم وجود احساس مؤثر بودن با ایجاد دلسردی در افراد برای شناسایی فرصت ها، کاهش انگیزش و ایجاد افسردگی به نارضایتی شغلی منجر میگردد. از سوی دیگر، افزایش رضایت شغلی به تعهد سازمانی قویتر در افراد میانجامد و از آنجا که افزایش رضایت شغلی در ارتباط مستقیم با کاهش جابهجایی کارکنان است، بنابراین انتظار میرود که توانمندسازی کارکنان، به کاهش جابهجایی آنان منجر شود.(همان منبع، ص۷۲)
افزایش رضایت شغلی به لحاظ روحی و روانی نیز در کارکنان مؤثر است. فردی که از شغل خود رضایت داشته و با فراغ بال و آسودگی خاطر بر سر کار خود حاضر میشود، مسلماً آرامش روحی لازم برای انجام کار خود به بهترین نحو را داراست لذا احساس توانمندی نموده و سلامت روانی وی نیز تأمین گشته است. (همان منبع)

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

۲-۱-۲۳-۱- ۲- کاهش فشار روحی[۶۳]:

توانمندسازی میتواند از طریق افزایش معنادار بودن، شایستگی و آزادی عمل(حق تعیین سرنوشت) باعث کاهش فشار روحی یا استرس شغلی گردد. ماتسن[۶۴] و ایوان[۶۵] سویچ دریافتند که آزادی عمل، امکان کنترل افراد بر برخی از عوامل بالقوه استرس زا را فراهم میآورد و به کاهش استرس در افراد می انجامد. همچنین، غنیسازی شغلی در برنامه های توانمندسازی، موجب کاهش استرس شغلی در سازمان میگردد.(همان منبع، ص۷۳)

۲-۱-۲۳-۲- پیامدهای رفتاری توانمندسازی:

بر طبق تحقیقات دسی و ریان[۶۶] (۱۹۸۹) آزادی عمل کارکنان در شغلشان به واکنش سریع آنان در برابر موانع و مشکلات میانجامد. علاوه بر این، ارتباط آزادی عمل شغلی با اثربخشی (بهبود عملکرد) از جنبه­ های شناختی و انگیزشی تأیید شده است. نظریهپردازان رویکرد شناختی بر این باورند از آنجا که کارکنان نسبت به رؤسایشان از دانش و اطلاعات کامل تری در مورد کار خود برخوردارند، لذا در موقعیت بهتری برای برنامه ریزی کاری، شناخت موانع و حل آنها برای دستیابی به عملکرد بهتر قرار دارند.(همان منبع)

۲-۲- بخش دوم، فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

۲-۲-۱- مفهوم فناوری:

تکنولوژی از دو لغت یونانی techne و logia تشکیل شده است که اولی به معنی هنر و مهارت و دومی به معنی علم و دانش است. تاکنون تعاریف متفاوتی از فناوری ارائه شده اند که از آن جمله می توان گفت فناوری یعنی:
– کاربرد منظم معلومات علمی و دیگر آگاهی های نظام یافته برای انجام وظایف عملی.
– کلیه دانش ها، فرایندها، ابزارها، روش ها و سیستم های به کار رفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات. (فتحیان و مهدوی نور، ۱۳۹۱، صص ۵-۴)
علاوه بر این، یونیدو[۶۷] فناوری را کاربرد علوم در صنایع با بهره گرفتن از رویه ها و مطالعات منظم می داند. علاوه بر این فرهنگ لاروس نیز فناوری را مطالعه ابزارها، شیوه ها و روش های مورد انتظار و مورد استفاده در حوزه های گوناگون صنعت تعریف می کند. (همان منبع)
– فناوری آمیخته ای از دانش و ذوق هنری بشری در پدیده های تکوین یافته او برای مرتفع نمودن نیازش دانست. (علی احمدی، ۱۳۸۳، ص ۷۹)
– فناوری عبارت است از کاربرد علم در اهداف عملی زندگی انسان یا به عبارت دیگر تفسیر و تسلط بر محیط انسانی است (همان منبع)
– فناوری عامل تبدل منابع طبیعی، سرمایه و نیروی انسانی به کالا و خدمات است که عناصر متشکله یا ارکان آن عبارتند از: سخت افزار، انسان افزار یا نیروی انسانی متخصص، فناوری متبلور در اسناد و مدارک یا اطلاعات و سازمان ها یا نهاد افزار. (همان منبع)
سخت افزار تجهیزات فیزیکی است که جهت فعالیت های ورود، پردازش و خروج در یک سیستم اطلاعاتی مورد استفاده قرار می گیرد. سخت افزار موارد زیر را شامل می شود: کـامپیوترها با اندازه ها و شکل های مختلف؛ و دستگاه های ارتبـاطی که کامپیوترها را بـه یـکدیگر متصل می سازند. (لاودن، ۱۳۸۹، ص۱۹)

۲-۲-۲- اجزای فناوری:

معمولا به فناوری به عنوان سخت افزار، یعنی ماشین آلات و تجهیزات می نگرند در حالی که فناوری بسیار فراتر از سخت افزار است و می تواند به چهارجزء اصلی (شکل۲-۱) تقسیم شود که عبارتند از:
شکل (۲-۱) اجزای فناوری (فتحیان، مهدی نور، ۱۳۸۵، ص۵)
الف) فن افزار[۶۸]
ب) انسان افزار[۶۹]
ج) اطلاعات افزار[۷۰]
د) سازمان افزار[۷۱]
مطابق شکل (۲-۱)، فناوری سیستمی است که با دریافت ورودی های مورد نیاز و با بهره گیری از چهار جزء پیش گفته محصولات یا خدمات مطلوب را ارائه می دهد. ناگفته نماند که برخی از صاحب نظران تقسیم بندی های دیگری را برای فناوری ارائه داده اند. برای مثال، زلنی[۷۲] فناوری را به سه جزء تفکیک می کند که عبارتند از: سخت افزار، نرم افزار و مغزافزار. (فتحیان، مهدی نور، ۱۳۸۵، صص ۶-۵)

۲-۲-۳- طبقه بندی فناوری:

فناوری ها را می توان به انواع زیر دسته بندی کرد.

۱– فناوری جدید[۷۳]

 

۲- فناوری نوظهور[۷۴]

 

۳- فناوری پیشرفته[۷۵]

 

۴- فناوری سنتی[۷۶]

 

۵- فناوری متوسط [۷۷]

 

۶- فناوری مناسب[۷۸]

 

۷- فناوری مستند شده در مقابل فناوری پنهان.(فتحیان، مهدی نور، ۱۳۸۵، صص ۷-۶)

 

۲-۲-۴- مدیریت فناوری:

مدیریت فناوری به سرعت تغییر برای هر سازمانی مهم است. تغییرات فناوری اطلاعات، مانند ظهور رایانه های شخصی، شبکه های مشتری/ سرویس دهنده و اینترنت و اینترانت ها، به سرعت و شدت روی داده اند، و انتظار می رود در آینده ادامه یابند. پیشرفت های فناوری سیستم های اطلاعاتی تاثیر عمده ای بر عملیات، هزینه ها ، مدیریت محیط کار، و موقعیت رقابتی بسیاری سازمان های داشته و خواهد داشت. (ابراین، ۱۳۸۶، ص ۴۱۱)
از این رو، تمام فناوری های اطلاعاتی باید به عنوان یک شالوده فناوری برای یکپارچه سازی کاربردهای درونی با مرتبط با بیرون کسب و کار مدیریت شوند. این فناوری ها عبارتند از اینترنت، اینترانت ها، و انواع فناوری های تجارت و همکاری الکترونیک، و نیز نرم افزارهای یکپارچه سازمان برای مدیریت ارتباط با مشتری، برنامه ریزی منابع سازمان و مدیریت زنجیره تامین. در بسیاری از شرکت ها، مدیریت فناوری یکی از مسئولیت های اولیه معاون فناوری سازمان (CTO) می باشد، کسی که مسوول برنامه ریزی و بکارگیری تمام فناوری اطلاعات است. (همان منبع)

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

۲-۲-۵- مفهوم اطلاعات:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ب.ظ ]




جامعه آماری به کل گـروه افـراد، وقایـع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خـواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد. محدوده و فضای مطلوب را جـامعه آماری مشخص میکند، بنابراین جامعه آماری به عـنوان تعدادی از عنـاصر مطلـوب مورد نظـر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند تعریـف می شود. صفت مشخصه، صفتـی است کـه بیـن همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد(آذر،۱۳۸۰). جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شهروندان بالای ۱۶ سال ساکن شهر کرمانشاه می باشد که بر اساس نتایج آخرین سرشماری که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده است برابر ۸۰۲۱۷۳ نفر می باشد.
۳-۵ تعیین حجم نمونه برای داده های کیفی
به کمک اعتبار و روایی حجم نمونه می توان یافته ها را از نمونه به جامعه آماری مورد بررسی تعمیم داد. دقت که بر میزان نزدیکی برآورد، بـه ویژگی های واقعی جامعـه آماری اشاره دارد، معمولابر پایه بـرآورد نمونه، پارامترهای جامعه آماری رادر درون یک محدوده برآورد می کند. در حالی که دقت، بر پایه جامعه آماره حجم نمونه مشخص می کند تا چه اندازه در برآوردکردن پارامتر جامعــه آماری درست عمل شده است، اطمینان مشخص می کند که چقدر برآوردهای نمونه برای جامعه آماری واقعـأ درست است. در اصل، اطمینان منعکس کننده سطح اعتمادی است که بـر پـایــه آن میتوان صحت برآوردهای پارامترهای جامعه آماری را بر اساس آمـاره های حجـم نمونـه نشان داد. سطح اطمینان می تواند از صفر تا ۱۰۰درصد تغییر کند. اطمینان ۹۵درصد سطح قابل قبولی بـرای بیشتــر پژوهش های اجتماعی است که عمومأ بوسیله سطح احتمال خطای معنی دار ۵%›p بیان می شود. به عبارت دیـگر، ادعا می شود که ۹۵مرتبــه از ۱۰۰مرتبه ویژگی هـای جامعه آماری را به طورصحیح منعکس می شود. دقت و اطمینان مسایل مهمی در نمونه برداری هستند، زیرا موقعی که داده های حجم نمونــه بکار برده می شوند تا استنباطی در باره جامعه آماری بدست آید، امید می رود که تحقیق به سوی هدف در حـرکت است و آگاهی هـایی هم از میـزان خطای احتمالی ارائه می شود. با آگاهی از این واقعیت که حجم نمونه تابع میزان دقت و اطمینان مورد نظر است حجم نمـونه که برای این تحقیق لازم است، تعیین می گردد.
برای تعیین حجم نمونه در صورتی که قرار باشد نسبت موفقیت را برآورد کنیم از رابطه p-e میتوان بهره برداری کرد. تعیین حـجم نمـونه داده های کیفی بـراسـاس شرایط تخمیـنP صورت میگیرد و مهمترین پارامتر داده های کیفی درصورتی که قرار باشد نسبت موفقیت را برآورد کند. با این فرض که نمونه گیری از جامعه به طور تصادفی صورت میگیرد و توزیعp از توزیع نرمال برخوردار است و مقدار آن ۵/۰ نظر گرفته شده است. با این مقدار حداکثر حجم نمونه محاسبه خواهد شد واگر مقدار واقعی از ۵/۰ کمتر یا بیشتر باشد حجم نمونه از مقدار محاسبه کمتر خواهد شد.

در رابطه فوق:
n = حجم نمونه
N = تعدادعناصر جامعه
Z= احتمال نرمال استاندارد می باشد و براساس جدول تعیین، که با احتمال ۹۵% مقدار آن ۹۶/۱ در نظر گرفته شده است.
e= انحــراف قابل اغماض از pاست که به منظور دقت برآورد مقدار آن ۰۵/۰در نظر گرفته شده است.
p = به منظور دقت برآورد مقدار ۵/۰ در نظر گرفته شده است.
با توجه به رابطه فوق حجم نمونه این تحقیق برآورد شد
۲
(۵/۰-۱)*۵/۰ * (۹۶/۱) * ۸۰۲۱۷۳
۳۸۴ = ـــــــــــــــــــــــــــــــ = n
2 2
(5/0-1) *5/0 * (96/1 )+ (1-802173)(05/0)
3-6 روش نمونه گیری
تصمیم گیری درباره نمونه برداری گام مهمی در طرح پژوهش است. براساس اندازه تعمیم پذیری مطلوب، فراهم بودن زمان و سایر منابع وسرانجام هدفی که مطالعه به خاطر آن انجام می شود. انواع مختلف طرح نمونه برداری انتخاب خواهد شد. درصورتیکه هدف تعمیم پذیری یافته ها به کل جامعه آماری باشد بهترین طرح نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای می باشد.
دراین نمونه برداری اعضاء جامعه آماری یک شانس معین و برابـر برای انتخاب شدن دارند و احتمال بسیار داردکه الگوهای پراکنش ویژگیهایی که در پژوهش خود مورد توجه هستند به همان صورت درعناصری که برای نمونه گزیده می شوند توزیع شده باشد. با توجه به توضیحات ارائـه شده در این تحقیق از روش نمونه گیری احتمالی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونـه انتخاب ومـورد مطالعــه قرارگرفته است.
۳-۷ روش گردآوری اطلاعات
وقتی لازم باشد نگرشهای کسی تغییر داده شوند ابتدا باید نگرشهای او مشخص شوند طبیعی است که باید نگرش فرد به طریقی سنجیده شود.این موضوع بستگی به موضوع نگرش، نوع نگرش شخص، امکانات سنجش پژوهشگر دارد. روش های مختلفی برای سنجش نگرش پیشنهاد شده است که هر یک در زمینه ای خاص و با موضوعهایی خاص قابل کاربرد هستند. در سنجش نگرش کار اصلی تبدیل ویژگیهای کیفی به مقادیر کمی است زیرا که برای تجزیه و تحلیل به مقادیر کمی و عددی نیاز است. برای اندازه گیری و سنجش نگرشها از روشها و فنون متعدی بهره گیری می شود.
مقیاس های معینی ارائه شدهاند که امکان اندازه گیری متغیرهای مورد علاقه محقق را نشان می دهند. مقیاس، ابزار یا سازوکاری است که با کاربرد آن افراد در متغیر های در تحقیق به گونه ای از یکدیگر تمیز داده می شوند. چهار نوع مقیاس اصلی اندازه گیری مقیاس اسمی، ترتیبی، فاصله ای و نسبتی وجود دارد، درجه پیچیدگی و تکامل اندازه گیری آنها هر قدر از اسمی به طرف نسبتی افزایش می یابد و قدرت انداز

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ه گیری آنها بیشتر می شود. مقیاس نسبتی قویترین مقیاس اندازه گیری بین چهار مقیاس موجود است مقیاس نسبتی قادراست نه تنها اندازه ها را، بلکه نسبت تفاوتها را نیز معین می کند.
به منظـور تحلیل وآزمودن فرضیـه شیوه گردآوری اطلاعـات نقش مهمی را در استحکام پروژه پژوهش ایفا می کند. اطلاعات را می توان به روش های گوناگون در مکان های مختلف و از انواع منـابع گردآوری کرد. روش های گردآوری اطلاعات مشتمل بر مصاحبه حضوری، مصاحبه تلفنی، مصاحبه رایانه ای، پرسشنامه حضوری، پستی یا الکترونیکی، مشاهــده، آزمایش و اسناد، مدارک می باشد.
اجرای مصاحبـه، تـوزیـع پرسشنـامه و مشاهـده روش های عمدهای هستند که در پـژوهشهای میـدانی به کارگرفته می شوند. در مواقعی که محقق ناگزیر باشد که به شمار بزرگی از افراد در مناطق جغرافیایی مختلف دسترسی پیدا کند، پرسشنامه مفیدترین ابـزار گردآوری اطلاعـات میباشد. پرسشنامــه از آن نظر مرسـوم ترین ابزار گردآوری اطلاعات به شمار می آید که اجرای آن تاحدی ساده است و استخـراج پاسخها نیز به راحتی صورت می پذیرد. پرسشنامه مجموعه ای از سؤالات کتبی است که پاسخ دهنده جوابهای خود را برآن درج می کند.
با بررسی پرسشنامه های تنظیم شده در تحقیقات انجام شده و همچنین براساس اهداف پژوهش و نظریات اساتید راهنما و مشاور و نگرش شخصی براساس تجربه شغلی پژوهشگر اصولی که در طراحی پرسشنامه رعایت گردد به شرح ذیل است:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  1. سؤالهای پرسشنامه باید برمبنای اهداف، سؤالات، فرضیه های تحقیق تدوین شده باشد.
  2. برمبنای هدف پژوهش سؤالهای پرسشنامه جنبه جمعیت شناختی داشته باشد.
  3. سعی شود که زبان پرسشنامه با میزان درک پاسخ دهندگان همخوان باشد.
  4. با توجه به استفاده از اطلاعات کمی در تحقیق، سؤالات پرسشنامه بصورتی ارائه شوند که پاسخ دهندگان اطلاعات را بصورت مقداری منظور نمایند.

دراین تحقیق در درخواستنامه، عنوان تحقیق و هدف تحقیق برای پاسخ دهندگان نوشته شده و از آنان محترمانه درخواست شد که به سؤالات با دقت پاسخ دهند. پرسشنامه شامل ۳۴سؤال بر اساس مقیاس نسبتی و از طیف لیکرت به منظور تجزیه و تحلیل های آماری تحقیق تدوین گردیده است.
پس از تدوین چهارچوب نظری برای این تحقیق، پرسشنامه ها تهیه شد و از شهروندان شهرستان کرمانشاه براساس تعداد تعیین شده در مورد ۳۸۴نفر از شهروندان اجرا شد. هدف پژوهش برای آنان تشریح و ناشناخته ماندن پرسشنامه ها توضیح داده شد. شهروندان پرسشنامه هارا تکمیل کردند و آنها را به پژوهشگر باز گرداندند.
۳-۸ روش سنجش روایی ابزار تحقیق
روایی پرسشنامه از نوع روایی محتوایی است. در اینجا قابل ذکراست، به دلیل این که پرسشنامه بررسی تأثیر اجرای طرح مبارزه با اراذل و اوباش بر احساس امنیت شهروندان شهرستان کرمانشاه اولین ابزاری است که در این رابطه تدوین شده است. به همین سبب، ملاک خارجی قابل اعتمادی که بتوان در محاسبه روایی «از نوع ملاکی» از آن استفاده کرد، در دست قرار نداشت. لذا برای محاسبه روایی پرسشنامه از روایی محتوایی استفاده شد. بدین صورت که نخست، مدلی از حیطه های مختلف تدوین گردید، سپس برای هر حیطه سؤالهای متعددی طراحی شد و پس از تعدیل سؤالها، فهرست اولیه پرسشنامه تهیه گردید و در اختیار اساتید قرار گرفت و در چندین نوبت با اعمال نظر متخصصین، سؤالهایی که به لحاظ صوری و محتوایی مناسب تشخیص داده نشده بودند حذف گردید و سؤالات مناسب جایگزین شد. در نهایت پرسشنامه ای حاوی ۳۴سؤال تهیه شده و برای سنجش اعتبار مورد ارزیابی قرار گرفت.
۳-۹ روش سنجش پایایی ابزار تحقیق
اعتبار یک ابزار توسط آزمون برای ثبات و همچنین سازگاری بکار گرفتـه می شود. سازگاری بر این دلالت می کند که پرسشهایی که یک مفهوم را اندازه گیری می کنند تا چه میزان به عنوان یک مجموعه باهم مربوط می باشند.
روش های قابلیت اعتبار عبارتند از:
۱-روش همتا سازی
۲-روش دونیمه کردن
۳-روش آلفای کرانباخ
۴-روش کودریچارسون
آلفـای کرانبـاخ یک ضریب اعتبار است که میزان همبستگی مثبت اعضاء یک مجموعه را با هم منعکس می کند. آلفای کرانباخ بـرحسب میـانگین همبستگی داخلی میان پرسشهایی که یک مفهوم را می سنجد، محاسبه می شود هرقدر آلفای کرانباخ به عدد ۱ نزدیکتر باشد اعتبار سازگاری درونی بیشتر است. دراین تحقیق بااستفاده از نـرم افزار SPSSیافته های این پژوهش نشان می دهد که پرسشنامه بررسی تأثیر اجرای طرح مبارزه با اراذل و اوباش بر احساس امنیت شهروندان شهرستان کرمانشاه در کل دارای ضریب اعتبار۰٫۹۳۲کرنباخ برخوردار است واین ضریب برای هر سه بخش پرسشنامه به ترتیب برابر ۰٫۸۸۸،۰٫۹۲۳،۰٫۹۲۸ که نشانـگر قابلیت اتکاء واعتبار پرسشنامه می باشد.
۳-۱۰ روش های آماری تجزیه وتحلیل اطلاعات
در پـژوهش به کمک تحلیـل داده های گردآوری شده سئوالهای تحقیق بــررسی می شوند. «داده ها» به اطلاعــات خام گردآوری شده از طریق پرسشنامه، مصاحبه یا مشاهده یا پایگاه داده های دسته دوم اسناد و مدارک اشاره دارد. با سازماندهی داده ها به طریقی معین، تحـلیـل آنـها و نتیجه گیری از آنها جواب مسئله ای که محقق در جست وجوی آن است یافته خواهد شد.
در اکثر پژوهش های سازمانی، محقق علاقمند است بداند که پـدیـده های معینی با چه تواتری روی می دهند، و میزان تغییر پذیری در این مجموعه چگونه است (یعنی، میزان گرایش یا پراکندگی از مرکز متغیرهای وابسته و مستقل). اینها با عنوان آمار توصیفی شناخته شده اند.( آماری که پدیده های مورد نظر را توصیف می کند). فراتر از این ممکن است لازم باشد که مشخص شود که چه روابطی میان متغیر ها و سایر اجزاء وجود دارد. اینگونه تجزیه و تحـلیل ها آمـار استنباطی نامیده میشود.
در این تحقیق از روش آماری فراوانی، اندازه های گرایش مرکزی وآزمون کلموگرف- اسمیرنوف، آزمون نرمال، آزمون دوجمله ای، آزمون استقلال، که در فصل بعدی مورد استفاده قرار گرفته است به اختصار توضیح داده می شود.
۳-۱۰-۱ آمار توصیفی
متغیر مستقل: متغیر پیش فرض است و متغیر وابسته بر اساس تغییرات آن اندازه گیری و تعیین می شود. در تحقیق آزمایشی، متغیر مستقل توسط محقق دستکاری می شود تا تأثیرات آن بر تغییرات متغیر وابسته مشخص شود.
متغیر وابسته: متغیری است که ارزش یا مقدار آن به متغیر مستقل بستگی دارد. متغیر وابسته در اختیار محقق نیست و محقق نمی تواند در آن دخل و تصرف یا دستکاری کند.
طبقه بندی عمده دیگری که از متغیرها شده است بر این اساس است که آیا متغیر، گسسته است یا پیوسته؟
متغیر پیوسته: متغیری است که هر ارزش یا مقدار ( اعشاری، کسری ) را می توان به آن اختصاص داد و هر عددی که بین دو واحد آن انتخاب شود دارای معنی و مفهوم است. مانند سن، قد، وزن و نمره های پیشرفت تحصیلی.
فراوانی– فراوانی صرفأ به تعداد دفعاتی که مقوله های فــرعی یک پدیده رخ می دهد، اشاره دارد که از محل آن درصد و درصد تجمعی رویدادهای این مقوله فرعی را می توان به آسانی محاسبه کرد.
اندازه های گرایش مرکزی و پراکندگی – دسته بندی یک سلسله مشاهدات به گونه ای معنادار که توصیفی از کل داده ها را نشان می دهند تا ویژگیهای اساسی درک شوند یا داده هـا شناخته شوند. اندازه های گرایش مرکزی عبارتنداز: میانگین، مد، میانه.
اندازه های پراکندگی عبارتند از: د
امنه، واریانس، انحراف استاندارد، انحراف معیار.
میانگین– یک اندازه گرایش مرکزی است که تصویری کلی از داده ها را به دست می دهد، بدون اینکه ضرورت داشته باشد هر یک از مشاهده های موجود در یک مجموعه داده ها را نشان دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:59:00 ب.ظ ]




اصغری و همکارانش(۲۰۱۱) به بررسی رابطه میان ساختار سازمانی وفرهنگ کارآفرینی کارکنان دانشگاه آزادمازندران پرداخته که نمونه شامل ۲۸۶نفرازجامعه ۱۰۸۶نفری بوده وفرهگ دارای ۷ زیرمقیاس: مسئولیت پذیری، خطرپذیری، استقلال، خلاقیت، موفقیتها وشرکت کنندگان بوده ودادهها بیانگر رابطه رابطه میان فرهنگ سازمانی وتمرکز سازمانی بوده است. متغیرهای ساختار وفرهنگ پیشبینی کننده کارآفرینی بوده است.
شریفی (۲۰۱۲) به بررسی رابطه میان کارآفرینی وفرهنگ سازمانی پرداخته وکارآفرینی راازاهداف مدیرعملکرد بالا وپیروزی در دنیایی رقابت سازمانی دانسته است. درواقع عملکرد سازمانی در رابطه مستقیم معنا دار فرهنگ وکارآفرینی بوده است.
موکایا[۶۰](۲۰۱۲) درراستای هدف مداری وعملکردسازمان به تحقیق میان کارآفرینی وعملکرد سازمانها پرداخت. وی توجه ویژه به کیفیت بالای کالاها، قیمت پایین، خدمات بهتر که منجر به ارزیابی عملکرد بهتر سازمانهاودرک نیازمندی سازمانها به خصلت کارآفرینی، انعطاف بیشتر را ضروری میسازد.
کیا واروئی (۲۰۱۳) به بررسی رابطه میان کارآفرینی وفرهنگ سازمانی دانشگاه آزاد پرداخته که این دو در رابطه مستقیم با یکدیگر بوده تحقیق میا ن ۱۰۲ کارمند صورت گرفت.
سپهری و خیاطی (۲۰۱۳) به بررسی رابطه میان فرهنگ سازمانی وکارآفرینی سازمانی پرداخته که میان آنان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد که تقویت فرهنگ سازی منجربه کارآفرینی میشود.
کلاکویک[۶۱] (۲۰۱۳) درتحقیقش فرهنگ سازمانی را فرم دهنده ی نوآوری وکارآفرینی سازمانی دانسته است. وی بیان نمودخلاقیت ونوآوری درشرکتها منجر به افزایش عملکردسازمانی وتاثیر گذار روی رقابت وفرهنگ سازمانی است.
سلیمانی و شهبازی(۲۰۱۳) به تحلیل عوامل موثربروی کارآفرینی پرداختندوویژگیهای شخصیتی کارآفرینی، فرهنگ سازمانی، منابع انسانی ورضایت کارکنان را جزو عوامل قابل ارزیابی دانستندودرنهایت نمونه ها بیانگر رابطه میان کارآفرینی وعملکردسازمانی بوده است وبا ایجاد فرهنگ سازی وکارآفرینی ورضایتمندی کارکنان عملکردسازمانی افزایش مییابد.
انگلن[۶۲] و همکارانش(۲۰۱۳) به مقایسه کارآفرینی وفرهنگ سازمانی دوکشور آلمان وتایلند با نمونه به حجم ۶۴۳پرداختندوتاثیرات کارآفرینی روی عملکرد وبا توجه به فرهنگهای مختلف آشکار بوده است. نکته جالب در جوامع فردگرا وسازمانهای سلسله مراتبی بوده است که کارآفرینی بسیارکم میباشد.
فصل سوم
(روش تحقیق)
۱٫۳٫ روش تحقیق
با توجه به دستکاری متغیرهای تحقیق میتوان آن ها را به دو نوع تحقیق آزمایشی و غیرآزمایشی طبقه بندی کرد. اگر متغیر مستقل مورد دستکاری واقع شود و بتوان آن را تغییر داد، با طیف تحقیقات آزمایشی، شبه آزمایشی، نیمه آزمایشی و پیش آزمایشی سروکار خواهیم داشت، ولی چنانچه توان دستکاری متغیر مستقل نباشد، از طرحهای تحقیق توصیفی استفاده میشود. در تحقیقات زمینه یابی (پیمایشی)[۶۳] که در حیطه تحقیقات توصیفی جای می گیرد، به بررسی وضعیت موجود نمونه های تحقیق پرداخته میگردد. از مفروضات تحقیق زمینه یابی میتوان به کشف رابطه بین متغیرهای مختلف اشاره نمود، بدین ترتیب که تحقیق زمینه یابی به منظور کشف داده ها یا اطلاعاتی به کار برده میشود که از طریق آنها میتوان روابط بین متغیرها را مورد بررسی قرار داد (دلاور، ۱۳۷۷، ص ۷۶).
در تحقیق فوق نیز که به «بررس ارتباط بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی مدیران با عملکرد آنها در دانشگاه های آزاد تربیت بدنی استان تهران» پرداخته میگردد، از طرح تحقیق توصیفی از نوع زمینه یابی یا پیمایشی استفاده به عمل آمده است و پژوهشگر خواهان شناسایی ارتباط بین متغیرهای تحقیق می باشد. از این رو، به نظرسنجی و نگرش سنجی از مدیران وکارکنان دانشگاه های آزاد تربیت بدنی اقدام نموده و از تحقیق زمینه یابی استفاده شده است.
۲٫۳٫ جامعه آماری
با توجه به اینکه در تحقیق فوق، به نظرسنجی از مدیران دانشگاه های آزادتربیت بدنی استان تهران پرداخته میشود، بنابراین جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مدیران آموزشی، پژوهشی، اداری، دانشجویی و. . . دانشگاه های تربیت بدنی استان تهران در بر می گیرند که ۴۷۵نفر می باشند. از دانشگاهای علوم تحقیقات –واحدمرکز-قیام دشت وواحد جنوب جامعه پژوهش حاضر در حیطه جوامع محدود جای می گیرد.
۳٫۳٫ نمونه و روش نمونه گیری
تعیین حجم نمونه و اندازه گروه نمونه یکی از مسائل عمدهای است که هر محقق در تحقیق خود با آن مواجه میشود. از این رو، توصیه میشود که حجم نمونه تا حد امکان بزرگ انتخاب شود (کوکران[۶۴]، ۱۹۷۷). زیرا در آن صورت یکسانی و شباهت میانگین و انحراف استاندارد گروه نمونه در صفت یا متغیر موردنظر با میانگین و انحراف استاندارد جامعه مادر بیشتر است. دیگر آنکه حجم نمونه ارتباط نزدیکی با آزمون فرض پوچ (فرض صفر)، در تحقیق دارد. بدین ترتیب که هرچه اندازه گروه نمونه بزرگتر باشد، محقق با قاطعیت بیشتری فرض پوچی را که واقعاَ نادرست است رد می کند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۱، ص ۱۷۰).
در

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

تحقیق حاضر نیز به منظور برآورد حجم نمونه و نمونه گیری، از جدول مورگان استفاده به عمل آمده و تعداد کل جامعه ۴۷۵ نفر(مدیر وکارمند)از دانشگاهای علوم تحقیقات –واحدمرکز-قیام دشت وواحد جنوب انتخاب گردید. حجم نمونه طبق جدول۱۵۹ نفر می باشد. لازم به ذکر است که به منظور گزینش مدیران و کارمندان از روش نمونه گیری مرحله تصادفی استفاده به عمل آمده است.
۴٫۳٫ ابزار تحقیق
برای جمع آوری اطلاعات از سه ابزار متفاوت استفاده شده است که تحت عنوان پرسشنامه فرهنگ سازمانی، پرسشنامه کارآفرینی و پرسشنامه عملکرد به ترتیب زیر مطرح میشوند.
۱٫۴٫۳٫ پرسشنامه فرهنگ سازمانی
پرسشنامه حاضر شامل ۲۲ سؤال بوده که محقق ساخته و بر مبنای الگوی رابینز تدوین شده است. لازم به ذکر است که طیف سؤالات فوق بر اساس مقیاس لیکرت درجه بندی شده و در طیف خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد اندازه گیری میشود که از مجموع ۲۲ سؤال نمره کل فرهنگ سازمانی بدست می آید.
در زمینه روایی[۶۵] پرسشنامه مطرح میشود که پرسشنامه فوق پس از نظارت ۱۰ نفر از متخصصان روان سنج مورد تأیید واقع شده که شامل شش خرده مقیاس می باشد. جدول زیر معرف روایی محتوایی سؤالات می باشد:
جدول ۱٫۳٫ روایی محتوایی سؤالات مرتبط با پرسشنامه فرهنگ سازمان

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:51:00 ب.ظ ]




حقوق زن از منظر مقررات بین المللی

تبعه ایرانی که قربانی عدم آگاهی و نبود نظارت کافی دستگاه های متولی است از جهت اینکه یک مادر است نیز دارای حقوقی است او باید در کنار فرزندانش بوده و برای تربیت آنها در خاک سرزمینی که به آن تعلق دارد تلاش کند ، اینکه او را به تبع ازدواجش و قانون کشور متبوع زوج خارجی دانسته و مکلف به اطاعت از زوج نموده ظلمی است در حق او چرا که به یک باره حمایت دولت و هموطنان خود را از دست می دهد، شرایطی که او هرگز نمی خواسته.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

در جهت احقاق حقوق زنان، سازمان ملل متحد از سال ۱۹۵۲ با تصویب عهد نامه سیاسی زنان و متعاقب آن اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان را در ۷ نوامبر ۱۹۶۷، در ۱۸ دسامبر سال ۱۹۷۹ کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را نیز به تصویب رساند. دولت در ۲۸/۹/۱۳۸۰ لایحه الحاق به کنوانسیون را تصویب نمود و مجلس شورای اسلامی نیز این لایحه را تصویب نمود اما این مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان با دلیل مغایرت با اصل نهم قانون اساسی رد شد.

ماده ۹ کنوانسیون از اعطای حقوق مساوی برای زنان با مردان در مورد کسب، تغییر یا حفظ تابعیت توسط دول عضو سخن می راند، با این تاکید که دولت های عضو تضمین می کنند که ازدواج با فرد خارجی یا تغییر تابعیت شوهر در طی دوران ازدواج خود به خود باعث تغییر تابعیت زن، بی وطن شده یا تحمیل شوهر به وی نگردد. بعلاوه بند ۲ این ماده دول عضو را موظف به اعطای حقوق مساوی به زنان و مردان در مورد تابعیت فرزندانشان می کند. در حالی که طبق قانون مدنی ایران، تابعیت ایرانی به صرف ازدواج زن خارجی با مرد ایرانی به زن تحمیل می شود ( بند ۶ ماده ۹۷۶ و ماده ۹۸۶ قانون مدنی) . در مورد زن ایرانی نیز موضوع تحمیل یا عدم تحمیل تابعیت از نظر قانون مدنی ایران بستگی به قانون کشور خارجی (کشور متبوع شوهر) دارد (ماده ۹۸۷ قانون مدنی) به علاوه با تحصیل تابعیت ایرانی شوهر، زن و فرزند صغیر وی خود به خود به تابعیت ایران در می آیند، البته با امکان بازگشت بعدی به تابعیت اولیه طبق ماده ۹۸۴ قانون مدنی. از طرف دیگر قانون مدنی ایران هیچ گونه حقی به زن در مورد تابعیت فرزند نداده است و نه تنها ایرانی بودن زن تاثیری در تابعیت فرزند از نظر اعمال سیستم خون ندارد بلکه تاثیری از نظر اعمال سیستم خاک نیز نداردو در این خصوص حتی به موجب بند ۴ ماده ۹۷۶ فرزند متولد شده در ایران از زن خارجی که خود نیز متولد در ایران بوده، از طریق سیستم خاک ایرانی محسوب می شود. اما فرزند متولد شده در ایران از زن ایرانی، از طریق سیستم خاک نیز ایرانی محسوب نمی شود و بهر حال در این موارد و بطور کلی در خصوص تابعیت، تعارض بین قانون مدنی و کنوانسیون مشهود است.[۱]

مسئله اعطای تابعیت ایرانی و دادن شناسنامه به فرزندان متولد در خاک ایران از بانوان ایرانی ، همواره به عنوان یک چالش مطرح بوده است و اداره حقوقی وزارت دادگستری نیز نظریه مشورتی اش تا قبل از سال ۱۳۵۳ این بود که به طریق اولی فرزند متولد در ایران از مادر ایرانی نیز ایرانی است . این نظریه در سال ۱۳۵۳ به این صورت تغییر یافت که فرزند متولد در ایران از مادر ایرانی مشروط به تولد مادر در ایران باشد به عبارتی حکم بند ۴ ماده ۹۷۶ برای مادر ایرانی نیز جاری شد. پس از انقلاب اسلامی ایران اداره حقوقی وزارت دادگستری در سال ۱۳۶۳ با اعلام نظری تقریبا شبیه نظریه سال ۱۳۵۳ خود با تاکید بر شرط متولد شدن مادر ایرانی در ایران ، فرزند متولد از وی در ایران را ایرانی دانست . “طبق ماده ۱ کنوانسیون مونتویدئو در مورد تابعیت زنان که در ۲۶ دسامبر ۱۹۳۳ به تصویب بیشتر کشور های قاره آمریکا رسیده است کشور های عضو نباید در قوانین مربوط به تابعیت خود بین زن و مرد تبعیض قائل شوند. کشور ایالات متحده آمریکا به علت اعتقاد به همین تساوی به کنوانسیون تعارض قوانین تابعیت لاهه ملحق نشده است “[۲]

[۱] – ارفع نیا، بهشید، (۱۳۸۴) . کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان. مجله کانون وکلا ، شماره ۱۸۸و۱۸۹،  صفحه ۱۷۸ تا ۱۷۹

[۲] – ارفع نیا ، بهشید ، حقوق بین الملل خصوصی ، (۱۳۸۰) ، جلد اول ، پاورقی صفحه ۸۸

آثار حقوقی ازدواج غیر قانونی بانوان ایرانی با اتباع خارجی بر فرزندان آنان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:49:00 ب.ظ ]




معنی بیتهنگامی که تو بر سمند یکران خود می نشینی و به مصاف دشمنان می روی، پنداری که خورشید در برج حمل می درخشد (خورشید در برج حمل که درخشانتر از همیشه است شبیه توست هنگامی که بر اسب خود می نشینی و به میدان جنگ می روی).
۳۱)اسب همت را عنان ار تنگ گیری تو رواست زانک پیش تو جهان بس تنگ میدان آمدست
اسب همتاضافه استعاری
عنان تنگ گرفتن؛ عنان گرفتن: کنایه از در اختیار گرفتن و نیز از حرکت باز داشتن، متوقف ساختن.
( فرهنگنامه شعری)
خاقانیا زمانه زمام امل گرفت گر خود عنان عمر بگیرد زمان مخواه
(دیوان خاقانی. ص ۳۷۷)
تنگ میدانآن که میدان کوتاه دارد، کنایه از مجال و فرصت محدود (فرهنگنامه شعری)
مجیر در جای دیگر دیوان گوید:
روزی که شوند تنگ میدان از حادثه قضا دو لشکر
(دیوان مجیر، ص ۱۱۴)
بین کلمات اسب، عنان و تنگ میدان تناسب وجود دارد.
معنی بیت اگر اسب همت خود را با آرامی و با طمأنینه حرکت دهی، جایز و شایسته است. برای اینکه جهان در مقابل تو کوچک و تنگ تر شده است. (جهان برای جولان و گردش اسب همت تو وجود تو کوچکتر و تنگ تر شده است).
۳۲)کارساز عالمی امروز در دوران تست خوشتر از خوش هر چه آن در تحت دوران آمدست
در بیت با تکرار دوران آرایه تکریر ایجاد شده است و بین خوش و خوشتر جناس زاید (مذیل) وجود دارد.
معنی بیتتو چاره گر و کارگشای کار فرو بسته ی جهان و خلق جهانی و در دوران سلطنت تو، تمام خوشیهایی که پیش از این در دوران دیگر دیده نشده بود محقق گردیده است.
۳۳)تیغ یک زخمت که او را هست دندان در شکم خصم را الحق حریف آب دندان آمدست
زخمضربه
آب دندانحریف گول و مفت و مغلوب را گویند، شخصی که همیشه در قمار از او توان برد. (فرهنگ لغات و تعبیرات)
حریف آبدندانکنایه از هم قمارگول و مفتباز و زبون (فرهنگنامه شعری).
خرد را از سر غیرت قفای خاک پاشان زن هوی را از بن دندان حریف آب دندان شو (۱۵)
معنی بیت شمشیر دندانه دندانه تو، که به یک ضربت خصم را هلاک می سازد، با ناپیدا بودن دندانه هایش برای دشمنانت، الحق حریفی به ظاهر گول است.
۳۴)دولتت دریای دربخش است، وز دوران چرخ او به پایان آمد ار دریا به پایان آمدست
در بیت (با کمی مسامحه) آرایه تصدیر وجود دارد. (کلمه دریا)
در بیت واج آرایی با حرف «د» به چشم می خورد و نیز بین در و دریا تناسب وجود دارد.
معنی بیتحکومت و فرمانروایی تو مانند دریاست که جواهر و سنگهای گرانقیمت می بخشد. اگر بر اثر گذشت روزگار (در و مروارید و بخشش دریا) تمام شود، بخشش و نعمت و بزرگواریهای شما نیز آن موقع تمام خواهد شد. (بزرگواریها و جوانمردیهای تو مانند دریا تمام شدنی نیست).
۳۵)گر سکندر خوانمت حق با منست از بهر آنک تیغ تو سدی میان کفر و ایمان آمدست
سکندراسکندر: گویند دخترزاده فیلقوس است که پدرش دارا نام داشت و چون دارا دخترش فیلقوس را به سبب گند دهن پیش فیلقوس فرستاد و دختر از دارا حامله بود و اظهار می کرد تا بوی دهن او را با اسکندروس که آن را به فارسی سیر گویند علاج کردند و بعد از آن فرزند به وجود آمد. او را اسکندر نام نهادند و نام مادر او ناهید بود و بعضی گویند اسکندر پیغمبر شد و او را ذوالقرنین از آن جهت گویند که دو طرف پیشانی او بلند و برآمده بود. اسکندر به معنی یاور و یاری کننده مرد (برهان)
اسکندر در یکی از سفرهای خود، سد یأجوج و مأجوج را بنا می کند. شاهنامه فردوسی سفرهای اسکندر را با سفر وی به ظلمات خاتمه می دهد (۱۶).
بین کفر و ایمان تضاد وجود دارد و بیت تلمیح دارد به داستان سکندر و سد او.
معنی بیتاگر تو را اسکندر فاتح جهان بخوانم، درست گفته ام. چرا که شمشیر تو در کشتن و نابود کردن کافران، مانند سدی است که اسکندر برای نابودی یأجوج و مأجوج آن را ساخت.
۳۶)مومن از تست ایمن و ترساست ترسان لاجرم در حریم ترس تو ترسا مسلمان آمدست
ترساترسنده و واهمه کننده، عابد نصاری، راهب. پهلویترساک، ترسند، از خدا و مجازاً به مسیحیان اطلاق شده چنانکه راهب در عربی به همین معنی است. استاد هنینگ ترسا را ترجمه از سریانی می داند. (فرهنگ لغات و تعبیرات)
بین ترس و ترسا و ترسان جناس زاید (مذیل) و نیز صنعت اشتقاق وجود دارد.
ترسا تکرار شده است (تکریر).
در بیت واج آرایی (با حروف س) وجود دارد.
بین ایمن و ترسان طباق وجود دارد و نیز بین مومن و ترسا، مراعات النظیر (و یا به عبارتی طباق) وجود دارد.
معنی بیتانسان با ایمان در کنار تو در امان است و مسیحی و غیر مسلمان همیشه در حال ترس و بیم است در حریم ابهت و صلابت تو، ترسا مسلمان شده است.
۳۷)همتت جایی رسید ای شاه کاندر جنب او نه فلک با طول و عرضش ده یک آن آمدست
نه فلکعبارتند از فلکهای قمر، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری، زحل، اطلس یا ثوابت، فلک الافلاک یا عرش (فرهنگنامه شعری)
ده یکیک دهم چیزی (همان).
بین طول و عرض طباق وجود دارد.
معنی بیتای پادشاه! همت و بزرگواری تو به مرتبه ای رسید که فلک نه گانه در مقابل او بسیار کم ارزش و ناچیز به نظر می رسد (همت و جوانمردی و بزرگواری تو با ارزش تر و با اهمیت تر از فلکهای آسمان است).
۳۸)دوش با دل گفتم این شهزاده از روی خرد چون پدر فرمانده ایران و توران آمدست
ایران:  ولایت عراق و فارس و خراسان و آذربایجان و اهواز و طبرستان و بیشتر از حدود شام را نیز گویند. (برهان)
توران:  نام ولایتی است بر آن طرف آب آمد یعنی ماوراء النهر و چون این ملک را فریدون به دو پسر بزرگ خود داده بود، به توران موسوم شد. (همان)
بین ایران و توران تناسب وجود دارد.
معنی بیتدیشب در دل خود گفتم که این پادشاهزاده مانند پدرش (که شاه است) فرمانده ایران و توران شده است.
۳۹)دل مرا گفت این قدر می دان که از قرآن مجد لفظ انی جاعلٌ در شأن ایشان آمدست
انی جاعلقسمتی است از آیه «و اذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لاتعلمون» (آیه ۳۰ سوره بقره، ۲)
ترجمهفآفتاب

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:48:00 ب.ظ ]




نحوه جبران خسارت

تبصره ۱- تعیین میزان خسارت وارده از ناحیه مؤسسات و اشخاص مذکور در بندهای یک و دو این ماده پس از صدور رأی در دیوان بر وقوع تخلف به عهده دادگاه عمومی است…. در تبصره ذیل متن قانون مرقوم ، بویژه با توجه به ظهور عرفی » خسارت « بکارگیری واژه و جایگاه این اصطلاح در ادبیات حقوقی، بطور بدیهی این استنباط را تقویت می کند که نهادها و مؤسسات نامبرده در صدر ماده ، »مسئولیت مدنی « رویکرد قانونگذار در این متن است . از این رو مفاد و » مسئولیت مدنی دولت و کارکنان آن « ، مذکور و بطور خلاصه مضمون ماده مرقوم را بایستی تبیین کننده اراده قانون گذار درباره ارکان و شرایط شکلی و در » مسئولیت مدنی » ماهوی مربوط به تحقق مسئولیت مدنی دولت و کارکنان آن دانست ادبیات حقوقی به معنی الزام قانونی شخص به جبران خسارات وارد آمده به دیگری است و در هر مورد که شخص ناگزیر از جبران خسارت دیگری می باشد ، می گویند در برابر او مسئولیت مدنی دارد.(کاتوزیان ۱۳۷۰، ص ۱۰)

حقوق مسئولیت مدنی ، اکنون یکی از شاخص ها و بخش های برجسته حقوق و بویژه حقوق مدنی به شمار می آید و نقش ارزنده ای در ایجاد تعادل و تنظیم روابط اجتماعی ایفاء می کند و با توجه به دامنه وسیعی که قواعد مسئولیت مدنی دارد ، حقوقدانان برای تسهیل در مطالعه آن ، تحت عناوین گوناگون قواعد مسئولیت مدنی را دسته بندی و با نظر به آثار و احکام ویژه ای که قواعد مسئولیت مدنی دارد، آنها را شناسایی می کنند، مسئولیت مدنی پزشکان، مسئولیت مدنی قضات، مسئولیت مدنی صغار، مسئولیت مدنی کارفرمایان، مسئولیت مدنی متصدی حمل و نقل و …. نمونه ای از این دسته بندی ها است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

یکی از شاخه های مسئولیت مدنی است که دامنه » مسئولیت مدنی دولت « با این توصیف وسیعی برای مطالعه و تحقیق حقوقی دارا می باشد . ضرورت این قبیل مطالعات بویژه با توجه به نقش ویژه و روزافزونی که دولت در روابط اجتماعی ایفاء می کند و وظایف و اختیاراتی که در جوامع امروز برای دولت می شناسند و تعریف می کنند ، بیشتر آشکار می گردد . به باور نویسندگان ، از لحاظ تاریخی مسئولیت مدنی از مسئولیت کیفری سرچشمه می گیرد در آغاز حیات اجتماعی بشر ، مسئولیت کیفری ، مسئولیت مدنی را در خود ادغام کرده بود اما در نهایت مسئولیت مدنی از مسئولیت کیفری زاده شد و این دو از یکدیگر جدا شدند . پیشرفت اندیشه اصالت فرد باعث شد که به تدریج ، امّا دیر هنگام مسئولیت مدنی از مسئولیت کیفری تفکیک شود . وقتی قدرت مرکزی به اندازه ای نیرومند شد که توانست بر سران قبایل و طوایف چیره شود، جرایم عمومی پدید آمد که دارای مجازات های عمومی و غیر مذهبی بود و نخست با جرایم و مجازات های خصوصی به رقابت پرداخت و سپس جای آنها را گرفت . دیگر بزه دیده به تنهایی مجرم را تنبیه نمی کند ، بلکه این وظیفه بطور انحصاری به عهده گذاشته می شود با این عمومی شدن مسئولیت کیفری ، مجازات خصوصی فرو می پاشد » دولت « و مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی ، جایگزین مسئولیت مختلط می شود هنگامی که یک از » خسارت شخصی « مسئولیت منحصراً کیفری ، عمومی و غیر مذهبی پدید می آید مفهوم زیان اجتماعی فاصله می گیرد و دامنه نوینی به روی مسئولیت مدنی گشوده می شود که بدین ترتیب می تواند به استقلال برسد . دوماً ، حقوقدان بزرگ سدۀ هفدهم (روسو)برای نخستین بار با عباراتی کلی ، اصل مسئولیت مدنی را بنیان نهاد که نویسندگان قانون مدنی ۱۸۴۰ فرانسه برای تدوین مواد ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ قانون مدنی از او الهام گرفتند (به نقل از ادیب ۱۳۸۲، ص ۴۱) . نویسندگان حقوقی بر این در هرجا که به کار می رود ، رنگ و طنین اخلاقی دارد . و » مسئولیت « باورند که کلمه مسئول اصولاً به کسی می گویند که خطا کار است و باید مکافات گناهی را که مرتکب شده است، ببیند  این واقعیت که حقوق مسئولیت مدنی از لحاظ تاریخی زاده حقوق کیفری است و واژه مسئولیت دارای بار اخلاقی نیز هست و اینکه مبنا و منبع مسئولیت مدنی ، در بسیاری از موارد ارتکاب تقصیر است ، تردیدهائی را درباره مسئولیت مدنی دولت ، ایجاد کرده است زیرا در هر کشور ، سخن نهائی و آخرین را دولت می گوید . تصمیم او برتر از دیگران است هیچ قاعده ای نمی تواند اراده حکومت را محدود کند و این سلطه نهائی که منبع صلاحیت را  خوانده می شود  » حاکمیت « در بر دارد ، در اصطلاح بی گمان کارکرد و وظیفه دولت که مظهر ارادۀ عمومی است ، اعمال قدرت و ایجاد محدودیت برای اشخاص در روابط اجتماعی است و این اعمال قدرت لازمه تشکیل اجتماع تنظیم بر روابط اجتماعی و در نهایت امکان برخورداری همگان از حقوق و آزادی های فردی است که در نهایت در جهت تأمین منافع اجتماعی شکل می گیرد. بدیهی است که این اعمال قدرت در سه جلوه قانونگذاری ، اجرایی و قضائی ظاهر می گردد . همین عنصر با تعریف و ویژگیهائی که از سوی دانشمندان علوم سیاسی و حقوق عمومی دربارۀ حاکمیت آن ابراز شده است، و هدف تأمین منافع و مصالح اجتماعی و بویژه ایجاد نظم و برقراری عدالت در اعمال دولت ، از دیرباز سبب ایجاد تردید دربارۀ مسئول شناختن دولت ، درباره جبران خسارات وارده در نتیجه اعمال دولت گردیده است (عبدالحمید ۱۳۵۳، ص ۷۴۸)

بررسی تاریخی نشان می دهد که هم از لحاظ قانونگذاری و هم از لحاظ رویه قضائی همواره تردیدهای جدی درباره مسئولیت مدنی دولت ، ارکان ، شرایط تحقق و دامنه و قلمرو آن وجود داشته است بویژه تا قبل از مسئول شناختن دولت، » قانون قدیم « تصویب قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۶۰ برای جبران خسارات وارده به اشخاص، هم از لحاظ دکترین و هم از لحاظ رویه قضائی این تردیدها کم و بیش وجود داشته است گرچه به رغم این تردیدها با تمسک به اصول عام مسئولیت مدنی و نصوص قانونی موجود ، رویه قضائی کم و بیش مسئولیت دولت را پذیرفته بود، با این وجود ، قانون مذکور با پذیرش مسئولیت مدنی دولت در جبران خسارت وارده به اشخاص به عنوان اصل، به تمامی تردیدها در این خصوص پایان داد و صراحتاً مسئولیت مدنی دولت را پیش بینی نمود.

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

عکس مرتبط با محیط زیست

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:46:00 ب.ظ ]




} W×óéTWTÿWè `ySåS£S­mïm`𚠆_Å~Yîðr QWØR’ SÓéSÍWTÿ YàVÑMXù;HTTVÕWÙ<ÕYTÖ Yò:‚WSë;HTTWåVK… óØS{†QWTÿXM… N…éST߆W{ WÜèSŸST‰`ÅWTÿ {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۴۱]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />و آیات بسیار دیگری که دلالت دارند بر اینکه، انتساب ربوبیت به غیرخداوند چه به صراحت و چه بهگونهای که به نفی ربوبیت الهی بینجامد، و یا غیر خداوند را، حتی انبیاء و اولیاء را در ربوبیت شریک او قرار دهد، کفر و شرک بوده و صاحبان این عقائد و گفتار مستوجب دوزخ و عذاب الهی هستند. در کنار این آیات، آیات زیادی در قرآن وجود دارد که بر عبودیت انبیاء و اولیاء و ملائکه تأکید دارند و همگی بیانگر این مطلب هستند که بارزترین خصوصیت مقربان الهی، عبودیت محض و خلوص توحید آنان است و هر اندازه که ولی خدا، مقامش بزرگتر و تقرّبش به خداوند بیشتر باشد، عبودیت و بندگی او نیز، فزونتر خواهد بود:<br style="box-sizing: border-box;” />} `©۹ y#Å۳YtFó¡o„ ßxŠÅ¡yJø۹$# br& šcqä۳tƒ #Y‰ö۷tã °! Ÿwur èps3Í´¯»n=yJø۹$# tbqç/§s)çRùQ$# 4 …{[342].
} N…éRֆWTÎWè W¡WPVTŽ@… SÝHTWÙ`šQW£Ö@… %…_ŸVÖWè I&SãWÞHTW™`T‰Sª `ÔWŠ b †W‰YÆ fûéSÚW£<ÑQSÚ {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۴۳]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} `ŸTWÍVÖWè pŒWÍW‰Wª †WTÞSWÙYÕVÒ †WTßY †W‰YÅYÖ WÜkYÕWªó£SÙ<Ö@… {[۳۴۴].
۲ ـ ۲ ـ ۱ ـ ۲٫ انتساب صفات اختصاصی الهی به غیر خدا
آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که بر اختصاص صفاتی به خداوند دلالت دارد و اینکه تنها اوست که متصف به این صفات میشود، صفاتی چون، علم به غیب، خالقیت، رازقیت، محیی و ممیت بودن، حیات ذاتی و دیگر صفات ذاتی و فعلی خداوند.
نمونهای از آیات:
} SØS|YÖ.V¢ JðS/@… $`ØRÑQSTŠð¤ :‚W WãHTVÖXM… ‚PVMX… W$éTSå SÌYÕHTfTTTTž QXÔS{ wòpøWT® &SâèSŸST‰`Æ@†WTÊ WéSåWè uøVÕWÆ QXÔRÒ wòpøTW® bÔ~Y{Wè {[۳۴۵].
} JðS/@… SÌYÕHTTTWž PXÔS{ x$òpøW® WéSåWè uøVÕWÆ QXÔS{ xòpøW® bÔ~Y{Wè {[۳۴۶].
} `ÔSTÎ ÝWÚ ØRÑSTÎS¦ó£WTÿ WÝYQÚ Yò:†WÙUfTT©Ö@… X³`¤KKV‚ô@…Wè ÝQWÚKV… ñÐYÕ`ÙWTÿ WÄ`ÙJð©Ö@… W£HTW±`TŠVK‚ô@…Wè ÝWÚWè S“X£pSTÿ JðøW™<Ö@… WÝYÚ gŒQY~TWÙ<Ö@… S“X£mïm`ñžWè ðŒQY~TWÙ<Ö@… fÛYÚ QXøW™<Ö@… ÝWÚWè S£QYTŠWŸSTÿ &W£`ÚKKV‚ô@… WÜéSTÖéSÍW~W©WTÊ &JðS/@… `ÔSÍWTÊ ð„WTÊKV… WÜéSÍTPVWTŽ {[۳۴۷].
} JðS/@… ÷Y¡PVÖ@… óØRÑWÍVÕVž JðyR’ óØRÑWTÎW¦W¤ JðyR’ óØS|S~YÙSTÿ JðyR’ $óØRÑg~~mïmñ`š `ÔWå ÝYÚ ØRÑMXú:†W{W£TS® ÝQWÚ ñÔWÅpTÉTWÿ ÝYÚ ØRÑYÖ.V¢ ÝYQÚ &xòpøTW® ISãWÞHTW™óT‰TSª uøVÕHTTTWÅWTŽWè †QWÙWÆ WÜéRÒX£pT­STÿ {[۳۴۸].
} †WÚWè ÝYÚ xàTQWTŠ:…W  Á X³`¤KKV‚ô@… ‚PVMX… øVÕWÆ JðY/@… †WäSTÎ`¦X¤ ñyVÕ`ÅWTÿWè †WåQW£WÍWpT©SÚ &†WäWÆW óéTWpT©SÚWè QbÔRÒ Á xˆHTWTYÒ xÜkY‰SQÚ {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۴۹]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} óØVÖWèVK… N…`èW£WTÿ QWÜKV… JðW/@… ñ¸S©`‰TWÿ ðË`¦QX£Ö@… ÝWÙYÖ Sò:†TW­WTÿ S&¤YŸpTÍTWÿWè QWÜMX… Á ðÐYÖ.V¢ xŒHTWTÿ‚KVð xzóéWTÍYPÖ WÜéSÞYÚ`ëSTÿ {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۵۰]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} S“X£pSTÿ JðøW™<Ö@… WÝYÚ gŒQX~TWÙ<Ö@… S“X£pTSÚWè gŒQX~TWÙ<Ö@… WÝYÚ &JgøW™<Ö@……{<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۵۱]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} ÔSTÎ Jð‚ ñyVÕ`ÅWTÿ ÝWÚ Á g‹.WéðHTÙQW©Ö@… X³`¤KKV‚ô@…Wè ðˆ`~WçÅ<Ö@… ‚PVMX… JðS&/@… †WÚWè WÜèS£SÅpT­WTÿ W܆QWTÿKV… fûéS‘WÅ`‰STÿ {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۵۲]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} YãPVÕYÖWè ñˆ`~TWTçÆ g‹.WéHTWÙQW©Ö@… X³`¤KKV‚ô@…Wè …{<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۵۳]</span>.<br style="box-sizing: border-box;” />} ÔSTÎ :‚PV SÓéSTÎVK… `yRÑVÖ ÷YŸÞYÆ SÝMXú:…W¥Wž JðY/@… :‚WWè SØVÕ`ÆKV… ðˆ`~TWçÅ<Ö@…. …{[۳۵۴].
در این میان آیات دیگری در قرآن وجود دارد که نشان میدهد، برخی افراد به اذن و عنایت الهی میتوانند به این صفات متصف شوند مثل انتساب، زنده کردن و میراندن و روزی دادن و… به برخی ملائکه و یا انتساب خلقت، زنده کردن، میراندن و شفا دادن به حضرت عیسی† که به اذن خداوند و برای اثبات نبوت او بود و یا علم برخی از پیامبران به غیب، بنابراین آیات حصر دلالت دارد که این صفات اصالتاً و ذاتاً از آن خداست و آیات دیگر نشان میدهد که به اذن و عنایت الهی افراد دیگری میتوانند منتسب به این صفات شوند اما نه به نحو استقلالی، البته میزان، محدوده و نحوه انتساب به خواست خداوند است همچنان که در برخی موارد، انتساب اینگونه امور، از باب سببیّت و وسیله بودن دیگران است، مثل انتساب زنده کردن و میراندن و روزی دادن به برخی ملائکه و یا در برخی موارد به عنوان معجزه پیامبر الهی مطرح شده است، مثل انتساب آفریدن، زنده کردن، میراندن و شفا دادن و… به پیامبران که در واقع محدود به زمان و مکان و عمل خاصی بوده است و گواهی بوده بر صدق ادعای نبوت؛ در مورد علم غیب نیز، علم کسانیکه با عنایت الهی از غیب آگاه میشوند وابسته به خواست و اراده الهی است و هر وقت خداوند اراده کند از آنان سلب میشود و محدوده آگاهی از غیب نیز به خواست و اراده الهی بستگی دارد، در هر حال روشن است که هیچ موجود دیگری را نمیتوان به نحو مطلق و بدون قید و شرط متصف به این صفات کرد.
۲ ـ ۲ ـ ۱ ـ ۳٫ نفی بشریت پیامبران الهی
از برخی آیات برمیآید که، نفی بشر بودن انبیاء الهی یکی از مصادیق غلوّ است و البته به تبع انبیاء‰ در مورد ائمه‰ نیز میتوان گفت که هر سخن و اعتقادی که مستلزم خروج آنان از بشر بودن باشد غلو آمیز است.
} `ÔSTÎ :†WÙPVßXM… h†WTßKV… c£TW­WTŠ `yS|STÕpTT‘QYÚ uvøWšéSTÿ JðøVÖXM… :†WÙPVTßKV… óØRÑSäHTVÖXM… bãHTVÖXM… $cŸYš.Wè ÝWÙVÊ W܆VÒ N…éS–ó£WTÿ ƒò:†WÍYÖ -YãQYTŠW¤ `ÔWÙ`ÅW~<ÕWTÊ ¾„WÙWÆ †_™YÕHTTW² ‚WWè `ÏX£pT­STÿ YáW †W‰YÅYŠ ,-YãYQTŠW¤ …W=ŸWšVK… {.<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۳۵۵]</span><br style="box-sizing: border-box;” />} `ÔSTÎ W܆W™`T‰TSª øQYTŠW¤ `ÔWå ñŒÞRÒ ‚PVMX… …_£W­WTŠ ‚^éSªWQ¤ {[۳۵۶].
در مجموع با توجه به آیات الهی میتوان گفت که در قرآن کریم غلو همزاد و همراه کفر و شرک است و غالیان کسانی هستند که اعتقاد و سخنشان در مورد دیگران به نفی ربوبیت الهی میانجامد و نفی عبودیت و بندگی دیگران را در پی دارد، در قرآن بالاترین فضیلت پیامبران و اولیاء الله، عبودیت و خاکساری در برابر حضرت حق و به کمال رساندن بندگی و اطاعت اوست، آری همچنانکه نباید فضایل و مقامات اولیای الهی را انکار کرد، در عین حال، همواره باید متذکر شد که آنان هرچه دارند، از خدا دارند، در بحث بعدی روشن خواهد شد که اهل بیت‰ نیز بر طبق تعالیم قرآن کریم تأکید و اصرار نمودهاند که در توصیف ایشان نباید به ربوبیت و اولوهیت الهی خدشهای وارد شود (با انکار یا با شریک قرار دادن) و عبودیت و بندگی آنان نیز نباید به فراموش سپرده شود.
۲ ـ ۲ ـ ۲٫ حدیثی
اهل بیت‰ به عنوان کسانیکه در معرض غلوِ غالیان قرار داشتند، خود پیشقدم مبارزه با غالیان شدند و در خط مقدم جبهه مقابله با غالیان قرار گرفتند، و بهگونههای مختلف درصدد روشنگری افکار عمومی و جلوگیری از انحراف مردم برآمدند و از گسترش و نفوذ غالیان و اندیشه های آنان در جامعه جلوگیری نمودند، در این میان، اولین کسیکه پیشبینی ظهور و بروز غالیان را نمود، وجود گرامی پیامبر اسلام… بود:
رسول الله…: «لا ترفعونی فوق حقی فانّ الله تعالی اتخذنی عبداً قبل أن یتخذنی نبیّا»[۳۵۷]
در این حدیث پیامبر اکرم… بر عبودیت و بندگی خود تأکید نمودهاند تا دیگران فراموش نکنند که پیامبر نیز بندهای از بندگان خداوند است و در توصیف او، حقیقت عبودیت و بندگی او را از یاد نبرند. و در جایی دیگر با تشبیه امام علی† به حضرت عیسی† از ظهور غلوکنندگان درباره امیرالمؤمنین† خبر دادند:
«یا علی مثلک فی هذه الامه کمثل عیسی بن مریم. احبّه قوم فأفرطوا فیه وابغضه قوم فأفرطوا فیه».[۳۵۸]
و پس از ایشان نیز امیرالمؤمنین† برائت خود را از غالیانِ در حقش بیان فرمود:
«اللهم إنی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری…»[۳۵۹]
هر دو متن از شباهت غلوکنندگان در مورد حضرت عیسی† و امام علی† خبر میدهد و البته غالیان در حق حضرت عیسی† او را به مقام الوهیت و ربوبیت میرساندند. در روایتی امام صادق† پس از برشمردن اسامی برخی از غالیان، با تقسیم غالیان در حق اهل بیت‰ به دو گروه به ریشه ها و دلایل غلو آنان اشاره نمودهاند:
«… انّا لا نخلو من کذّاب یکذب علینا او عاجز الرأی کفانا الله مؤنه کل کذاب واذاقهم حرّ الحدید.»[۳۶۰]
طبق این حدیث، گروهی از غالیان انسانهایی دروغگو، شیاد و فاسد بودند که از این طریق دنبال منافع دیگری بودند، در واقع آنان دشنمان اهل بیت‰ بودند که با تظاهر به دوستی اهل بیت‰ درصدد رسیدن به خواسته های شیطانی خود بودند و گروه دیگر دوستدارانی ضعیف العقل بودند، که ظرف ذهنی آنان، تحمل درک فضائل و مقامات اهل بیت‰ را نداشت، بنابراین از دروغگویان و فرصتطلبان پیروی میکردند و به غلو درباره اهل بیت‰ پرداخته، آنان را به ربوبیت و امور دیگر منتسب میکردند.
در اینجا با بررسی روایات و دستهبندی آنها تلاش خواهیم کرد تا ملاکها و معیارهای غلو را از دیدگاه اهل بیت‰ استخراج کنیم. اگر در مواردی، مسأله مورد تشکیک قرار گرفته باشد و نیاز به بررسی سندی احساس شود به این کار مبادرت خواهد شد.
۲ ـ ۲ ـ ۲ ـ ۱٫ انتساب ربوبیت و الوهیت به اهل بیت‰
بیشترین روایات اهل بیت‰ در مقابله با غالیان در این مورد نقل شده است و گروه های مشهور غالیان، محوریترین و فاسدترین اعتقادی که داشتند، انتساب ربوبیت و الوهیت به اهل بیت‰ بوده است، اهل بیت‰ ضمن لعن و طرد غالیان، انتساب ربوبیت و الوهیت به غیرخدا را، مصداق کفر و شرک برشمرده و ادعای ربوبیت بندگان خدا را به عنوان کوچک جلوه دادن عظمت الهی تعبیر نمودهاند (یصغرون عظمه الله ویدعون الربوبیّه لعباد الله)، آری آنانکه بالاترین قلههای عبودیت و بندگی را فتح کرده و در زیباترین کرانههای بندگی از تماشای عظمت الهی مدهوش بودند، از چنین نسبتهایی که غالیان به آنان میدادند، به شدت منزجر و برآشفته میشدند و با تندترین کلمات با آن برخورد مینمودند، به برخی از روایات به عنوان نمونه اشاره میکنیم:
فضیل بن یسار: قال الصادق†:
«احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فانّ الغلاه شرّ خلق الله، یصغّرون عظمه الله ویدّعون الربوبیّه لعباد الله…».[۳۶۱]
الامام الرضا†:
«من تجاوز بأمیرالمؤمنین† العبودیّه فهو من المغضوب علیهم ومن الضالین».[۳۶۲]
عن محمد بن زید الطبری: کنت قائما علی رأس الرضا† بخراسان وعنده عده من بنی هاشم منهم اسحاق بن موسی العباسی فقال:
«یا اسحاق بلغنی انّ الناس یقولون: انا نزعم انّ الناس عبید لنا، لا وقربتی من رسول الله… ما قلته قط ولا سمعته من احد من آبائی ولا بلغنی من احد منهم قاله، لکنا نقول: الناس عبید لنا فی الطاعه، موال لنا فی الدین، فلیبلغ الشاهد الغائب».[۳۶۳]
الامام زین العابدین†:
«وانّ الیهود احبّوا عزیرا حتی قالوا فیه ما قالوا، فلا عزیر منهم ولا هم من عزیر وانّ النصاری احبوا عیسی حتی قالوا فیه ما قالوا، فلا عیسی منهم ولا هم من عیسی وانّا علی سنّه من ذلک، انّ قوما من شیعتنا سیحبّونا حتی یقولوا فینا ما قالت الیهود فی عزیر وما قالت النصاری فی عیسی بن مریم، فلاهم منا ولا نحن منهم».[۳۶۴]
الامام الصادق†:
«لعن الله المغیره بن سعیدف انّه کان یکذب علی أبی فأذاقه الله حرّ الحدید، لعن الله من قال فینا مالا نقوله فی انفسنا ولعنا لله من ازالنا عن العبودیّه لله الذی خلقنا والیه مآبنا ومعادنا وبیده نواصینا».[۳۶۵]
عن سدیر: قلت لأبی عبد الله†:
«ان قوما یزعمون انکم آلهه، یتلون بذلک علینا قرآنا: } ÷Y¡PVÖ@… Á Yò:†WÙJð©Ö@… bãHTVÖXM… gøÊWè X³`¤KKV‚ô@… c&ãTHTVÖXM… WéSåWè ñy~YÑW™<Ö@… ñy~YÕWÅ<Ö@… {[۳۶۶] فقال: یا سدیر سمعی وبصری وبشری ولحمی ودمی وشعری من هؤلاء براء وبریء الله منهم، ما هؤلاء علی دینی ولا علی دین آبائی لا یجمعنی الله وایاهم یوم القیامه الا وهو ساخط علیهم…، قلت: فما انتم؟ قال: نحن خزان علم الله، نحن تراجمه امر الله، نحن قوم معصومون، أمر الله تبارک وتعالی بطاعتنا ونهی عن معیصتنا، نحن الحجه البالغه علی من دون السماء وفوق الارض».[۳۶۷]
الامام الرضا†:
«اللهم لا تلیق الربوبیّه الابک، ولا تصلح الالهیّه الا لک، فالعن النصاری الذین صغروا عظمتک والعن المضاهین لقولهم من بریتک اللهم انا عبیدک وابناء عبیدک، لا نملک لأنفسنا ضراً ولا نفعاً ولا موتاً ولا حیاه ولا نشورا. اللهم من زعم أننا ارباب فنحن الیک منه براء…».[۳۶۸]
۲ ـ ۲ ـ ۲ ـ ۲٫ شریک قرار دادن اهل بیت‰ با خداوند در خالقیت و رازقیت و… (تفویض خالقیت، رازقیت، اماته، احیاء به اهل بیت‰)
ادعای خالقیت و رازقیت اهل بیت‰ و اینکه این امور از سوی خداوند به آنان تفویض شده است، در روایات متعددی از سوی اهل بیت‰ انکار و اعتقاد به آن مستلزم شرک دانسته شده است، همانطور که پیشتر اشاره شد، صدور اموری چون خلق، زنده کردن و میراندن از انبیاء و ائمه‰ به عنوان معجزه و کرامت و به اذن الهی و انتساب این امور به آنان در همین حیطه و اندازه مستلزم غلو و شرک نیست؛ چرا که صدور این امور از آنان در طول اراده الهی قرار داشته و به خداست خداوند صورت می گیرد، همچنان که در قرآن به برخی انبیاء نسبت داده شده است[۳۶۹] و در برخی روایات ائمه‰ از توانایی خود بر این امور به اذن الهی اذعان نمودهاند.[۳۷۰] بنابراین آنچه مصداق غلو و شرک میباشد، انتساب عام و مطلق این امور است، نه صدور آنها به عنوان معجزه و کرامت.
نمونهای از روایات:
الامام الرضا†:
«اللهم لک الخلق ومنک الرزق وایاک نعبد وایاک نستعین، اللهم انت خالقنا وخالق آبائنا الاولین وآبائنا الآخرین… ومن زعم ان الینا الخلق وعلینا الرزق فنحن منه براء…».[۳۷۱]
عن یاسر الخادم: قلت للرضا†: ما تقول فی التفویض؟ فقال:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:36:00 ق.ظ ]




تجزیه و تحلیل داده ها برای بررسی صحت و سقم فرضیات برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر تحقیقاتی که متکی بر اطلاعات جمع آوری شده از موضوع مورد تحقیق می باشد؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات از اصلی ترین و مهمترین بخش های تحقیق محسوب می شود. داده های خام با بهره گرفتن از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار می گیرند.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

۴-۲ یافته های توصیفی

۴-۲-۱ یافته های توصیفی مربوط به مشخصات کتاب

در این پژوهش مورد نظر مشخصات کتاب تاریخ، جغرافی، مدنی پایه چهارم و پنجم ابتدایی در نظر گرفته که در ابتدا جداول و نمودارهای فراوانی با بهره گرفتن از خروجی نرم افزار spss رسم می کنیم. مشخصات کتاب ها به ترتیب شامل درس ها و مؤلفه های سه گانه پژوهش دانش فراشناخت روش ها و راهبردهای مطالعه می باشد. جدول فراوانی توأم زیر مبین ترکیب شماره درس ها و فراوانی مربوط به تدریس براساس مؤلفه های مورد نظر پژوهش، راهبردها و روش ها و دانش فراشناخت در درس تاریخ پایه چهارم مشخص شده است.

جدول۴-۱جدول توافقی مربوط به توزیع فراوانی توام درس ها در برابر نوع تدریس تاریخ پایه چهارم(بخش اول)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس تاریخ پایه چهارم   تدریس کل
    دانش روشها راهبردها دانش فراشناخت
  درس۱ تعداد ۵۸ ۲ ۲۸ ۸۸  
  مقدار مورد انتظار ۴۷٫۰ ۴٫۳ ۳۶٫۷ ۸۸٫۰  
درصد برحسب تدریس ۶۵٫۹% ۲٫۳% ۳۱٫۸% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۲۱٫۲% ۸٫۰% ۱۳٫۱% ۱۷٫۲%  
    درصدکل ۱۱٫۳% ۴٫% ۵٫۵% ۱۷٫۲%  
  درس۲ تعداد ۲۰ ۲ ۱۳ ۳۵  
    مقدار مورد انتظار ۱۸٫۷ ۱٫۷ ۱۴٫۶ ۳۵٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۵۷٫۱% ۵٫۷% ۳۷٫۱% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۷٫۳% ۸٫۰% ۶٫۱% ۶٫۸%  
    درصدکل ۳٫۹% ۴٫% ۲٫۵% ۶٫۸%  
  درس۳ تعداد ۲۰ ۴ ۱۳ ۳۷  
    مقدار مورد انتظار ۱۹٫۸ ۱٫۸ ۱۵٫۴ ۳۷٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۵۴٫۱% ۱۰٫۸% ۳۵٫۱% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۷٫۳% ۱۶٫۰% ۶٫۱% ۷٫۲%  
    درصدکل ۳٫۹% ۸٫% ۲٫۵% ۷٫۲%  
  درس۴ تعداد ۳۴ ۲ ۱۵ ۵۱  
    مقدار مورد انتظار ۲۷٫۲ ۲٫۵ ۲۱٫۳ ۵۱٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۶۶٫۷% ۳٫۹% ۲۹٫۴% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۱۲٫۴% ۸٫۰% ۷٫۰% ۹٫۹%  
    درصدکل ۶٫۶% ۴٫% ۲٫۹% ۹٫۹%  
  درس۵ تعداد ۱۹ ۲ ۱۴ ۳۵  
    مقدار مورد انتظار ۱۸٫۷ ۱٫۷ ۱۴٫۶ ۳۵٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۵۴٫۳% ۵٫۷% ۴۰٫۰% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۶٫۹% ۸٫۰% ۶٫۵% ۶٫۸%  
    درصدکل ۳٫۷% ۴٫% ۲٫۷% ۶٫۸%  
  درس۶ تعداد ۳۰ ۳ ۲۶ ۵۹  
    مقدار مورد انتظار ۳۱٫۵ ۲٫۹ ۲۴٫۶ ۵۹٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۵۰٫۸% ۵٫۱% ۴۴٫۱% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۱۰٫۹% ۱۲٫۰% ۱۲٫۱% ۱۱٫۵%  
    درصدکل ۵٫۸% ۶٫% ۵٫۱% ۱۱٫۵%  
  درس۷ تعداد ۲۸ ۲ ۲۲ ۵۲  
    مقدار مورد انتظار ۲۷٫۸ ۲٫۵ ۲۱٫۷ ۵۲٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۵۳٫۸% ۳٫۸% ۴۲٫۳% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۱۰٫۲% ۸٫۰% ۱۰٫۳% ۱۰٫۱%  
    درصدکل ۵٫۵% ۴٫% ۴٫۳% ۱۰٫۱%  
  درس۸ تعداد ۲۵ ۲ ۳۵ ۶۲  
    مقدار مورد انتظار ۳۳٫۱ ۳٫۰ ۲۵٫۹ ۶۲٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۴۰٫۳% ۳٫۲% ۵۶٫۵% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۹٫۱% ۸٫۰% ۱۶٫۴% ۱۲٫۱%  
    درصدکل ۴٫۹% ۴٫% ۶٫۸% ۱۲٫۱%  
  درس۹ تعداد ۲۰ ۴ ۱۳ ۳۷  
    مقدار مورد انتظار ۳۰٫۴ ۲٫۸ ۲۳٫۸ ۵۷٫۰  
    درصد برحسب تدریس ۳۵٫۱% ۳٫۵% ۶۱٫۴% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درسها ۷٫۳% ۸٫۰% ۱۶٫۴% ۱۱٫۱%  
    درصدکل ۳٫۹% ۴٫% ۶٫۸% ۱۱٫۱%  
کل تعداد ۲۵۴ ۲۳ ۱۷۹ ۴۵۶  
  مقدار مورد انتظار ۲۵۴٫۰ ۲۳٫۰ ۱۷۹٫۰ ۵۱۳٫۰  
  درصد برحسب تدریس ۵۳٫۴% ۴٫۹% ۴۱٫۷% ۱۰۰٫۰%  
  درصد برحسب درسها ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰%  
  درصدکل ۵۳٫۴% ۴٫۹% ۴۱٫۷% ۱۰۰٫۰%  

در جدول ۴-۱ در درس اول در ۵۸ مورد به مولفه دانش فراشناخت اشاره شده است که ۶۶ درصد کل درس اول را شامل می شود. به روش ها در فراشناخت تنها در ۲ درصد موارد اشاره شده و همچنین در ۲۸ مورد یعنی ۳۲ درصد کل درس اول به راهبردها مطالعه اشاره شده است و به طور کلی ۸۸ مورد در درس اول ۳ مولفه مورد پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها) مشاهده شده است.

در جدول ۴-۱ درس دوم ۲۰ مورد (۵۷ درصد از کل درس ۲) به دانش فراشناخت و ۱۳ مورد (۳۷ درصد از کل درس ۲) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد (۷/۵ درصد از کل درس ۲) به روش ها اشاره شده است همچنین به طور کلی ۳۵ مورد در درس دوم ۳ مولفه پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها) مشاهده شده است.

در درس سوم در ۲۰ مورد (۵۴ درصد از کل درس ۳) به دانش فراشناخت و ۱۳ مورد (۳۵ درصد از کل درس ۳) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۴ مورد (۱۱ درصد از کل درس ۳ ) به روش ها اشاره شده است.در تاریخ پایه چهارم به طور کلی در ۳۷ مورد سه مولفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس سوم مشاهده شده است.

در درس چهارم مربوط مربوط به درس تاریخ پایه چهارم در ۵۱ مورد سه مولفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) مشاهده شده که در ۳۴ مورد (۶۷ درصد از کل درس چهارم) به دانش فراشناخت، ۱۵ مورد (۲۹ درصد از کل درس چهارم) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد به روش ها (۴ درصد از کل درس چهارم) اشاره شده است.

در درس پنجم مربوط مربوط به درس تاریخ پایه چهارم در ۳۵ مورد سه مولفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) مشاهده شده که در ۱۹ مورد (۵۴ درصد از کل درس پنجم) به دانش فراشناخت، ۱۴ مورد (۴۰ درصد از کل درس پنجم) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد به روش ها (۶ درصد از کل درس پنجم) اشاره شده است.

در درس ششم مربوط به درس تاریخ پایه چهارم در ۵۹ مورد سه مولفه دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها مشاهده شده که به ترتیب ۳۰ مورد (۵۱ درصد کل درس ششم) به دانش فراشناخت، ۲۶ مورد (۴۴ درصد کل درس ششم) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۳ مورد (۵ درصد کل درس ششم) به روش ها توجه شده است.

در درس هفتم مربوط به درس تاریخ پایه چهارم در ۵۲ مورد کل ۲۸ مورد (۵۴ درصد) به دانش فراشناخت و در ۲۲ مورد (۴۲ درصد) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد (۴ درصد) به روش ها توجه شده است.

در درس هشتم تاریخ پایه چهارم در ۶۲ مورد به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت در ۲۵ مورد (۴۰ درصد)، در ۳۵ مورد (۵۶ درصد) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد (۳ درصد) به روش ها اشاره شده است.

فراوانی بدست آمده در درس نهم تاریخ پایه چهارم در ۳۷ مورد می باشد که به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها و راهبردهای مطالعه اشاره شده است که در ۲۰ مورد یعنی ۳۵ درصد به دانش فراشناخت توجه شده است، همچنین در ۱۳ مورد یعنی ۶۱ درصد به راهبردهای مطالعه و تنها در ۴ مورد یعنی در ۴ درصد روش ها مشاهده شده است.

جدول ۴-۲مبین فراوانی و درصد فراوانی مولفه مربوط به دانش فراشناخت در ۱۰ درس تاریخ پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم
فراوانی ۵۸ ۲۰ ۲۰ ۳۴ ۱۹ ۳۰ ۲۸ ۲۵ ۲۰
درصد ۴٫۳۷ ۱۲٫۷۰ ۱۲٫۷۰ ۷٫۴۷ ۳۶٫۸۱ ۸٫۴۶ ۹٫۰۷ ۱۰٫۱۶ ۱۲٫۷۰

جدول ۴-۳مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مولفه راهبردهای مطالعه در ۹ درس تاریخ پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم
فراوانی ۲۸ ۱۳ ۱۳ ۱۵ ۱۴ ۲۶ ۲۲ ۳۵ ۱۳
درصد ۶٫۳۹ ۱۳٫۷۶ ۱۳٫۷۶ ۱۱٫۹۳ ۱۲٫۷۶ ۶٫۸۸ ۸٫۱۳ ۵٫۱۱ ۱۳٫ ۷۶

جدول ۴-۴مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مولفه های روش ها در ۱۰ درس تاریخ پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم
فراوانی ۲ ۲ ۴ ۲ ۲ ۳ ۲ ۲ ۴
درصد ۱۱٫۵۰ ۱۱٫۵۰ ۵٫۷۵ ۱۱٫۵۰ ۱۱٫۵۰ ۷٫۶۶ ۱۱٫۵۰ ۱۱٫۵۰ ۵٫۷۵

جدول ۴-۵مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به سه مولفه (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس تاریخ پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم
فراوانی ۸۸ ۳۵ ۳۷ ۵۱ ۳۵ ۵۹ ۵۲ ۶۲ ۳۷
درصد ۵٫۱۸ ۱۳٫۰۲ ۱۲٫۳۲ ۸٫۹۴ ۱۳٫۰۲ ۷٫۷۲ ۸٫۷۶ ۷٫۳۵ ۱۲٫۳۲

در جدول ۴-۶توسط رتبه های مربوط به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه در درس تاریخ پایه چهارم با بهره گرفتن از روش فریدمن مشخص شده است.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روشها راهبردها
متوسط رتبه ها ۹/۲ ۰۰/۱ ۱۰/۲

همان طور که در جدول فوق مشاهده می شود متوسط رتبه دانش فراشناخت برابر ۹/۲ و راهبردهای مطالعه برابر با ۱۰/۲ و مولفه روش برابر با ۱ می باشد.

جدول ۴-۷مبین وزن های مولفه های سه گانه پژوهش در درس تاریخ پایه چهارم براساس روش آنتروپی نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روش راهبردها
وزن آنتروپی ۴۷۲۱/۰ ۱۳۱۸/۰ ۳۹۶۱/۰

جدول ۴-۸- جدول توافقی بر اساس توزیع توام فراوانی دروس در برابر نوع تدریس براساس سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه درس جغرافی پایه چهارم

جدول ۴-۸ جدول توافقی مربوط به جغرافی پایه چهارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جغرافی پایه چهارم   تدریس کل
    دانش روشها راهبردها دانش فراشناخت
  درس۱ تعداد ۱۵ ۲ ۳۴ ۵۱  
    تعداد مورد انتظار ۲۰٫۲ ۱٫۳ ۲۹٫۵ ۵۱٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۲۹٫۴% ۳٫۹% ۶۶٫۷% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۵٫۴% ۱۱٫۱% ۸٫۳% ۷٫۲%  
    درصدکل ۲٫۱% ۳٫% ۴٫۸% ۷٫۲%  
  درس۲ تعداد ۱۲ ۰ ۳۴ ۴۶  
    تعداد مورد انتظار ۱۸٫۶ ۱٫۲ ۲۷٫۲ ۴۷٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۲۵٫۵% ۰٫% ۷۴٫۵% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۴٫۳% ۰٫% ۸٫۶% ۶٫۷%  
    درصدکل ۱٫۷% ۰٫% ۵٫۰% ۶٫۷%  
  درس۳ تعداد ۱۷ ۴ ۳۷ ۵۸  
    تعداد مورد انتظار ۲۳٫۰ ۱٫۵ ۳۳٫۵ ۵۸٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۲۹٫۳% ۶٫۹% ۶۳٫۸% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۶٫۱% ۲۲٫۲% ۹٫۱% ۸٫۲%  
    درصدکل ۲٫۴% ۶٫% ۵٫۲% ۸٫۲%  
  درس۴ تعداد ۳۲ ۰ ۶۲ ۹۴  
    تعداد مورد انتظار ۳۷٫۳ ۲٫۴ ۵۴٫۳ ۹۴٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۳۴٫۰% ۰٫% ۶۶٫۰% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۱۱٫۴% ۰٫% ۱۵٫۲% ۱۳٫۳%  
    درصدکل ۴٫۵% ۰٫% ۸٫۸% ۱۳٫۳%  
  درس۵ تعداد ۲۴ ۲ ۲۴ ۵۰  
    تعدادموردانتظار ۱۹٫۸ ۱٫۳ ۲۸٫۹ ۵۰٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۸٫۰% ۴٫۰% ۴۸٫۰% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۸٫۶% ۱۱٫۱% ۵٫۹% ۷٫۱%  
    درصدکل ۳٫۴% ۳٫% ۳٫۴% ۷٫۱%  
  درس۶ تعداد ۱۴ ۲ ۱۹ ۳۵  
    تعداد مورد انتظار ۱۳٫۹ ۹٫ ۲۰٫۲ ۳۵٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۰٫۰% ۵٫۷% ۵۴٫۳% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۵٫۰% ۱۱٫۱% ۴٫۷% ۵٫۰%  
    درصدکل ۲٫۰% ۳٫% ۲٫۷% ۵٫۰%  
  درس۷ تعداد ۱۴ ۰ ۳۰ ۴۴  
    تعداد مورد انتظار ۱۷٫۵ ۱٫۱ ۲۵٫۴ ۴۴٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۳۱٫۸% ۰٫% ۶۸٫۲% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۵٫۰% ۰٫% ۷٫۴% ۶٫۲%  
    درصدکل ۲٫۰% ۰٫% ۴٫۲% ۶٫۲%  
  درس۸ تعداد ۲۵ ۰ ۴۴ ۶۹  
    تعداد مورد انتظار ۲۷٫۴% ۱٫۸ ۳۹٫۹ ۶۹٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۳۶٫۲% ۰٫% ۶۳٫۸% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۸٫۹% ۰٫% ۱۰٫۸% ۹٫۸%  
    درصدکل ۳٫۵% ۰٫% ۶٫۲% ۹٫۸%  
  درس۹ تعداد ۲۹ ۲ ۳۱ ۶۲  
    تعداد مورد انتظار ۲۴٫۶ ۱٫۶ ۳۵٫۸ ۶۲٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۶٫۸% ۳٫۲% ۵۰٫۰% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۱۰٫۴% ۱۱٫۱% ۷٫۶% ۸٫۸%  
    درصدکل ۴٫۱% ۳٫% ۴٫۴% ۸٫۸%  
  درس۱۰ تعداد ۳۸ ۱ ۳۲ ۷۱  
    تعداد مورد انتظار ۲۸٫۲ ۱٫۸ ۴۱٫۰ ۷۱٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۵۳٫۵% ۱٫۴% ۴۵٫۱% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۱۳٫۶% ۵٫۶% ۷٫۸% ۱۰٫۱%  
    درصدکل ۵٫۴% ۱٫% ۴٫۵% ۱۰٫۱%  
  درس۱۱ تعداد ۳۴ ۳ ۳۸ ۷۵  
    تعداد مورد انتظار ۲۹٫۷ ۱٫۹ ۴۳٫۳ ۷۵٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۵٫۳% ۴٫۰% ۵۰٫۷% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۱۲٫۱% ۱۶٫۷% ۹٫۳% ۱۰٫۶%  
    درصدکل ۴٫۸% ۴٫% ۵٫۴% ۱۰٫۶%  
  درس۱۲ تعداد ۲۶ ۲ ۲۲ ۵۰  
    تعداد مورد انتظار ۱۹٫۸ ۱٫۳ ۲۸٫۹ ۵۰٫۰  
    درصد برحسب نوع تدریس ۵۲٫۰% ۴٫۰% ۴۴٫۰% ۱۰۰٫۰%  
    درصد برحسب درس ۱۱٫۱% ۵٫۴% ۹٫۳% ۲۵٫۸%  
    درصدکل ۳٫۷% ۳٫% ۳٫۱% ۷٫۱%  
کل تعداد ۲۸۰ ۱۸ ۴۰۸ ۷۰۵  
  تعداد مورد انتظار ۲۸۰٫۰ ۱۸٫۰ ۴۰۸٫۰ ۷۰۵٫۰  
  درصد برحسب نوع تدریس ۴۱٫۰% ۲٫۵% ۳۹٫۷% ۵۷٫۸%  
  درصد برحسب درس ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰%  
  درصدکل ۴۱٫۰% ۲٫۵% ۳۹٫۷% ۵۷٫۸%  

در جدول ۴-۸ درس اول در ۱۵ مورد به مولفه دانش فراشناخت اشاره شده است که ۲۹درصد درس اول را شامل می شود، به روش ها در فراشناخت تنها در ۲مورد (۴درصد) موارد اشاره شده و همچنین در ۳۴ مورد یعنی ۶۷ درصد کل درس اول به راهبردها مطالعه اشاره شده است و به طور کلی ۵۱ مورد در درس اول ۳ مولفه مورد پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها)در جغرافی پایه چهارم مشاهده شده است.

در جدول ۴-۸ مشاهده می شود که در ۱۲ مورد (۲۵درصد از کل درس ۲) به دانش فراشناخت و ۳۴ مورد (۷۴ درصد از کل درس ۲) به راهبردهای مطالعه و در ۰ مورد (۰ درصد از کل درس ۲) به روش ها اشاره شده است همچنین به طور کلی ۴۶ مورد در درس دوم، ۳ مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها) مشاهده شده است.

در درس سوم در ۱۷ مورد (۲۹درصد از کل درس ۳) به دانش فراشناخت و ۳۷ مورد (۶۴درصد از کل درس ۳) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۴ مورد (۷ درصد از کل درس ۳ ) به روش ها اشاره شده است.در جغرافی پایه چهارم به طور کلی در ۵۸ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس سوم مشاهده شده است.

در درس چهارم در ۳۲ مورد (۳۴ درصد از کل درس ۳) به دانش فراشناخت و ۶۲ مورد (۶۶ درصد از کل درس ۳) به راهبردهای مطالعه و در ۰ مورد (۰ درصد از کل درس ۳ ) به روش ها اشاره شده است.در جغرافی پایه چهارم به طور کلی در ۹۴ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس چهارم مشاهده شده است.

در درس پنجم مربوط مربوط به درس جغرافی پایه چهارم در ۵۰ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) مشاهده شده که در ۲۴ مورد (۴۸ درصد از کل درس پنجم) به دانش فراشناخت، ۲۴ مورد (۴۸ درصد از کل درس پنجم) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد به روش ها (۴ درصد از کل درس پنجم) اشاره شده است.

در درس ششم مربوط به درس جغرافی پایه چهارم در ۳۵ مورد سه مولفه دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها مشاهده شده که به ترتیب ۱۴ مورد (۴۰ درصد کل درس ششم) به دانش فراشناخت، ۱۹ مورد (۵۴ درصد کل درس ششم) به راهبردهای مطالعه و در ۲ مورد (۶ درصد کل درس ششم) به روش ها توجه شده است.

در درس هفتم مربوط به درس جغرافی پایه چهارم در ۴۴ مورد کل ۱۴ مورد (۳۲ درصد) به دانش فراشناخت و در ۲۰ مورد (۶۸ درصد) به راهبردهای مطالعه و در ۰ مورد (۰ درصد) به روش ها توجه شده است.

در درس هشتم جغرافی پایه چهارم در ۶۹ مورد به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت در ۲۵ مورد (۳۶ درصد) و در ۴۴ مورد (۶۴ درصد) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۰ مورد (۰ درصد) به روش ها اشاره شده است.

فراوانی بدست آمده در درس نهم جغرافی پایه چهارم در ۶۲ مورد می باشد که به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها و راهبردهای مطالعه اشاره شده است که در ۲۹ مورد یعنی ۴۷ درصد به دانش فراشناخت توجه شده است. همچنین در ۳۱ مورد یعنی ۵۰ درصد به راهبردهای مطالعه و در ۲ مورد یعنی در ۳ درصد روش ها مشاهده شده است.

در درس دهم جغرافی پایه چهارم در ۷۱مورد کل به سه مقوله دانش فراشناخت روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت سهمی حدود ۳۸ مورد (۵۳ درصد) داشته و همچنین راهبردهای مطالعه ۳۲ مورد (۴۵ درصد) و در ۱ مورد (۱ درصد) به روش ها اشاره شده است.

در درس یازدهم جغرافی پایه چهارم در ۷۵مورد کل به سه مقوله دانش فراشناخت روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت سهمی حدود ۳۴ مورد (۴۵ درصد) داشته و همچنین راهبردهای مطالعه ۳۸ مورد (۵۱ درصد) و در ۳ مورد (۴ درصد) به روش ها اشاره شده است.

در درس دوازدهم جغرافی پایه چهارم در ۵۰مورد کل به سه مقوله دانش فراشناخت روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت سهمی حدود ۲۶ مورد (۵۲ درصد) داشته و همچنین راهبردهای مطالعه ۲۲ مورد (۴۴ درصد) و در ۲مورد (۴ درصد) به روش ها اشاره شده است.

جدول ۴-۹ مبین فراوانی مولفه و درصددانش فراشناخت در ۱۶ درس جغرافی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم درس دهم
فراوانی ۱۵ ۱۲ ۱۷ ۳۲ ۲۴ ۱۴ ۱۴ ۲۵ ۲۹ ۳۸
درصد ۱۴٫۶۶ ۱۸٫۳۳ ۱۲٫۹۴ ۶٫۸۷ ۹٫۱۶ ۱۵٫۷۱ ۱۵٫۷۱ ۸٫۸۰ ۷٫۵۸ ۵٫۷۸

 

 

 

 

 

 

 

درس درس یازدهم درس دوازدهم
فراوانی ۳۴ ۲۶
درصد ۶٫۴۷ ۸٫۴۶

جدول ۴-۱۰مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مولفه راهبردهای مطالعه در ۱۲ درس جغرافی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم درس دهم
فراوانی ۳۴ ۳۴ ۳۷ ۶۲ ۲۴ ۱۹ ۳۰ ۴۴ ۳۱ ۳۲
درصد ۱۲ ۱۱٫۵۶ ۱۱٫۰۲ ۶٫۵۸ ۱۷ ۲۱٫۴۷ ۱۳٫۶۰ ۹٫۲۷ ۱۳٫۱۶ ۱۲٫۷۵

 

 

 

 

 

 

 

درس درس یازدهم درس دوازدهم
فراوانی ۳۸ ۲۲
درصد ۱۰٫۷۳ ۱۸٫۵۴

جدول زیر مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مؤلفه های روش ها در ۱۲ درس جغرافی پایه چهارم می باشد.

جدول ۴-۱۱مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مولفه روش در ۱۶ درس جغرافی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم درس دهم
فراوانی ۲ ۰ ۴ ۰ ۲ ۲ ۰ ۰ ۲ ۱
درصد ۹ ۰ ۴٫۵۰ ۰ ۹ ۹ ۰ ۰ ۹ ۱۸

 

 

 

 

 

 

 

درس درس یازدهم درس دوازده
فراوانی ۳ ۲
درصد ۶ ۹

جدول ۴-۱۲مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به سه مؤلفه (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس جغرافی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم درس نهم درس دهم
فراوانی ۵۱ ۴۶ ۵۸ ۹۴ ۵۰ ۳۵ ۴۴ ۶۹ ۶۲ ۷۱
درصد ۱۳٫۸۴ ۱۵٫۰۲ ۱۲٫۱۷ ۷٫۵۱ ۱۴٫۱۲ ۲۰٫۱۷ ۱۶٫۰۴ ۱۰٫۲۳ ۱۱٫۳۸ ۹٫۹۴

 

 

 

 

 

 

 

درس درس یازدهم درس دوازدهم
فراوانی ۷۵ ۵۰
درصد ۹٫۴۱ ۱۴٫۱۲

در جدول ۴-۱۳توسط رتبه های مربوط به سه مولفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه در درس جغرافی پایه چهارم با بهره گرفتن از روش فریدمن مشخص شده است.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روش راهبردها
متوسط رتبه ها ۷۱۶/۱ ۲۳/۱ ۲۱/۲

همان طور که در جدول فوق مشاهده می شود متوسط رتبه دانش فراشناخت برابر ۷۱۶/۱ و راهبردهای مطالعه برابر با ۲۱/۲ و مولفه روش برابر با ۲۳/۱ می باشد.

جدول ۴-۱۴مبین وزن های مولفه های سه گانه پژوهش در درس جغرافی پایه چهارم براساس روش آنتروپی نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روش راهبردها
وزن آنتروپی ۳۲۳۷/۰ ۲۶۵۵/۰ ۴۱۱۷/۰

جدول ۴- ۱۵- جدول توافقی بر اساس توزیع توام فراوانی درس ها در برابر نوع تدریس براساس سه مؤلفه دانش فراشناخت، روش ها و راهبردهای مطالعه درس مدنی پایه چهارم

جدول ۴- ۱۵جدول توافقی مربوط به نوع تدریس –درس مدنی پایه چهارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدنی چهارم   تدریس کل
    دانش روشها راهبردها دانشفراشناخت  
  درس۱ درصد ۳۲ ۵ ۱۳ ۵۰
    تعداد مورد انتظار ۲۷٫۷ ۲٫۵ ۱۹٫۸ ۵۰٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۶۴٫۰% ۱۰٫۰% ۲۶٫۰% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۱۵٫۰% ۲۶٫۳% ۸٫۵% ۱۳٫۰%
    درصدکل ۸٫۳% ۱٫۳% ۳٫۴% ۱۳٫۰%
  درس۲ تعداد ۴۶ ۰ ۲۰ ۶۶
    تعداد مورد انتظار ۳۶٫۶ ۳٫۲ ۲۶٫۲ ۶۶٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۶۹٫۷% ۰٫% ۳۰٫۳% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۲۱٫۵% ۰٫% ۱۳٫۱% ۱۷٫۱%
    درصدکل ۱۱٫۹% ۰٫% ۵٫۲% ۱۷٫۱%
  درس۳ تعداد ۱۵ ۲ ۱۶ ۳۳
    تعداد مورد انتظار ۱۸٫۳ ۱٫۶ ۱۳٫۱ ۳۳٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۵٫۵% ۶٫۱% ۴۸٫۵% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۷٫۰% ۱۰٫۵% ۱۰٫۵% ۸٫۵%
    درصدکل ۳٫۹% ۵٫% ۴٫۱% ۸٫۵%
  درس۴ تعداد ۳۱ ۱ ۱۲ ۴۴
    تعداد مورد انتظار ۲۴٫۴ ۲٫۲ ۱۷٫۴ ۴۴٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۷۰٫۵% ۲٫۳% ۲۷٫۳% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۱۴٫۵% ۵٫۳% ۷٫۸% ۱۱٫۴%
    درصدکل ۸٫۰% ۳٫% ۳٫۱% ۱۱٫۴%
  درس۵ تعداد ۲۳ ۲ ۱۶ ۴۱
    تعداد مورد انتظار ۲۲٫۷ ۲٫۰ ۱۶٫۳ ۴۱٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۵۶٫۱% ۴٫۹% ۳۹٫۰% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۱۰٫۷% ۱۰٫۵% ۱۰٫۵% ۱۰٫۶%
    درصدکل ۶٫۰% ۵٫% ۴٫۱% ۱۰٫۶%
  درس۶ تعداد ۳۰ ۴ ۳۱ ۶۵
    تعداد مورد انتظار ۳۶٫۰ ۳٫۲ ۲۵٫۸ ۶۵٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۴۶٫۲% ۶٫۲% ۴۷٫۷% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۱۴٫۰% ۲۱٫۱% ۲۰٫۳% ۱۶٫۸%
    درصدکل ۷٫۸% ۱٫۰% ۸٫۰% ۱۶٫۸%
  درس۷ تعداد ۱۸ ۱ ۱۴ ۳۳
    تعداد مورد انتظار ۱۸٫۳ ۱٫۶ ۱۳٫۱ ۳۳٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۵۴٫۵% ۳٫۰% ۴۲٫۴% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۸٫۴% ۵٫۳% ۹٫۲% ۸٫۵%
    درصدکل ۴٫۷% ۳٫% ۳٫۶% ۸٫۵%
  درس۸ تعداد ۱۹ ۴ ۱۳ ۳۶
    تعداد مورد انتظار ۲۹٫۹ ۲٫۷ ۲۱٫۴ ۵۴٫۰
    درصد برحسب نوع تدریس ۳۵٫۲% ۷٫۴% ۵۷٫۴% ۱۰۰٫۰%
    درصد برحسب درس ۸٫۹% ۲۱٫۱% ۲۰٫۳% ۱۴٫۰%
    درصدکل ۴٫۹% ۱٫۰% ۸٫۰% ۱۴٫۰%
کل تعداد ۲۱۴ ۱۹ ۱۳۷ ۳۶۸
  تعداد مورد انتظار ۲۱۴٫۰ ۱۹٫۰ ۱۳۷٫۰ ۳۶۸٫۰
  درصد برحسب نوع تدریس ۵۵٫۴% ۴٫۹% ۳۹٫۶% ۱۰۰٫۰%
  درصد برحسب درس ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰% ۱۰۰٫۰%
  درصدکل ۵۵٫۴% ۴٫۹% ۳۹٫۶% ۱۰۰٫۰%

در جدول ۴-۱۵ در درس اول در ۳۲ مورد به مؤلفه دانش فراشناخت اشاره شده است که ۶۴ درصد کل درس اول را شامل می شود به روش ها تنها در ۵ مورد(۱۰ درصد ) موارد اشاره شده و همچنین در ۱۳ مورد یعنی ۲۶ درصد کل درس اول به راهبردها مطالعه اشاره شده است و به طور کلی ۵۰ مورد در درس اول، ۳ مؤلفه مورد پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها) در مدنی پایه چهارم مشاهده شده است.

در جدول ۴-۱۵ مشاهده می شود که در ۴۶ مورد (۷۰ درصد از کل درس ۲) به دانش فراشناخت و ۲۰ مورد (۳۰ درصد از کل درس ۲) به راهبردهای مطالعه و در ۰ مورد (۰ درصد از کل درس ۲) به روش ها اشاره شده است همچنین به طور کلی ۶۶ مورد در درس دوم، ۳ مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت- راهبردهای مطالعه- روش ها) مشاهده شده است.

در درس سوم در ۱۵ مورد (۴۶ درصد از کل درس ۳) به دانش فراشناخت و ۱۶ مورد (۴۸ درصد از کل درس ۳) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد (۶ درصد از کل درس ۳ ) به روش ها اشاره شده است.در مدنی پایه چهارم به طور کلی در ۳۳ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس سوم مشاهده شده است.

در درس چهارم در ۳۱ مورد (۷۰ درصد از کل درس ۳) به دانش فراشناخت و ۱۲ مورد (۲۷ درصد از کل درس ۳) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۱ مورد (۲ درصد از کل درس ۳ ) به روش ها اشاره شده است.در مدنی پایه چهارم به طور کلی در ۴۴ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس چهارم مشاهده شده است.

در درس پنجم مربوط به درس مدنی پایه چهارم در ۴۱ مورد سه مؤلفه پژوهش (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) مشاهده شده که در ۲۳ مورد (۵۶ درصد از کل درس پنجم) به دانش فراشناخت، ۱۶ مورد (۳۹ درصد از کل درس پنجم) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۲ مورد به روش ها (۵ درصد از کل درس پنجم) اشاره شده است.

در درس ششم مربوط به درس مدنی پایه چهارم در ۶۵ مورد سه مؤلفه دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها مشاهده شده که به ترتیب ۳۰ مورد (۴۶ درصد کل درس ششم) به دانش فراشناخت، ۳۱ مورد (۴۸ درصد کل درس ششم) به راهبردهای مطالعه و در ۴ مورد (۶ درصد کل درس ششم) به روش ها توجه شده است.

در درس هفتم مربوط به درس مدنی پایه چهارم در ۳۳ مورد کل ۱۸ مورد (۵۵ درصد) به دانش فراشناخت و در ۱۴ مورد (۴۲ درصد) به راهبردهای مطالعه و در ۱ مورد (۳ درصد) به روش ها توجه شده است.

در درس هشتم مدنی پایه چهارم در ۵۴ مورد به سه مؤلفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه اشاره شده است. دانش فراشناخت در ۱۹ مورد (۳۵ درصد) و در ۳۱مورد (۵۷ درصد) به راهبردهای مطالعه و تنها در ۴ مورد (۸ درصد) به روش ها اشاره شده است.

جدول ۴-۱۶ مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مؤلفه دانش فراشناخت در ۸ درس مدنی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم
فراوانی ۳۲ ۴۶ ۱۵ ۳۱ ۲۳ ۲۸ ۱۸ ۱۹
درصد ۰/۱۵ ۵/۲۱ ۰/۷ ۵/۱۴ ۷/۱۰ ۰/۱۴ ۴/۸ ۹/۸

جدول۴-۱۷مبین فراوانی مؤلفه و درصد راهبردهای مطالعه در ۸ درس مدنی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم
فراوانی ۱۳ ۲۰ ۱۶ ۱۲ ۱۶ ۳۳ ۱۴ ۱۳
درصد ۵/۸ ۱/۱۳ ۵/۱۰ ۸/۷ ۵/۱۰ ۳/۲۰ ۹/۹ ۳/۲۰

جدول ۴-۱۸مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به مؤلفه های روش ها در ۸ درس مدنی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم
فراوانی ۵ ۰ ۲ ۱ ۲ ۴ ۱ ۴
درصد ۳/۲۶ ۰ ۵/۱۰ ۳/۵ ۵/۱۰ ۱/۲۱ ۳/۵ ۱/۲۱

جدول ۴-۱۹مبین فراوانی و درصد فراوانی مربوط به سه مؤلفه (دانش فراشناخت، راهبردهای مطالعه، روش ها) در درس مدنی پایه چهارم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس درس اول درس دوم درس سوم درس چهارم درس پنجم درس ششم درس هفتم درس هشتم
فراوانی ۵۰ ۶۶ ۳۳ ۴۴ ۴۱ ۶۵ ۳۳ ۳۶
درصد ۰/۱۳ ۱/۱۷ ۵/۸ ۴/۱۱ ۶/۱۰ ۸/۱۶ ۵/۸ ۰/۱۴

در جدول۴-۲۰توسط رتبه های مربوط به سه مؤلفه دانش فراشناخت، روش ها، راهبردهای مطالعه در درس مدنی پایه چهارم با بهره گرفتن از روش فریدمن مشخص شده است.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روش راهبردها
متوسط رتبه ها ۱۳/۲ ۳۹/۱ ۸۵/۱

همان طور که در جدول فوق مشاهده می شود متوسط رتبه دانش فراشناخت برابر ۱۸/۲ و راهبردهای مطالعه برابر با ۸۷/۱ و مولفه روش برابر با ۳۹/۱ می باشد.

جدول۴-۲۱مبین وزن های مؤلفه های سه گانه پژوهش در درس مدنی پایه چهارم براساس روش آنتروپی نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

مولفه دانش فراشناخت روش راهبردها
وزن آنتروپی ۴۸۱۱/۰ ۰۹۱۹/۰ ۴۲۷۱/۰

جدول فراوانی توأم زیر مبین ترکیب شماره درس ها و فراوانی مربوط به تدریس براساس مؤلفه های مورد نظر پژوهش، راهبردها و روش ها و دانش فراشناخت در درس تاریخ پایه پنجم مشخص شده است.

جدول۴-۲۲جدول توافقی مربوط به توزیع فراوانی توام درس ها در برابر نوع تدریس تاریخ پایه پنجم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:36:00 ق.ظ ]




واضح و آشکارمبهم

در رابطه با ابعاد فوق به چهار نکته زیر باید اشاره نمود:
– ابعاد مختلف اطلاعات در رابطه با یک تصمیم گیری خاص مطرح نمی شود.
– دامنه هر بعد ممکن است سطوح کیفیت متفاوتی داشته باشد.
– حتی زمانی که ابعاد مختلفی وجود دارد، برخی ابعاد از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.
– اهمیت یک بعد خاص در مسأله تصمیم گیری، نشان دهنده وضعیت تصمیم، ماهیت مسأله مورد نظر و مهارت های تصمیم گیرندگان است. در حالتی که تصمیم گیرنده دارای قدرت تحلیل قوی می باشد، تهیه اطلاعات دقیق و جامع می تواند کیفیت تصمیم اتخاذ شده را افزایش دهد. اما اگر قدرت تحلیل تصمیم گیرنده ضعیف باشد، اطلاعات مختصر و خلاصه ممکن است ارزش بیشتری داشته باشد. (صرافی زاده، علی پناهی، ۱۳۸۲، ص ۷۷)
– کیفیت[۱۰۵] اطلاعات (اطلاعات از نظر کیفی بودن): اطلاعات را بر حسب کیفیت نیز می توان طبقه بندی نمود. منظور از کیفیت اطلاعات ابعادی است که می تواند ارزش اطلاعات را برای کاربر افزایش دهد.
– رسمیت[۱۰۶] اطلاعات (اطلاعات از نظر رسمی بودن): اطلاعات رسمی به آن دسته از اطلاعات گفته می شود که از طریق مجراهای رسمی در سازمان گردش پیدا می کند و در اختیار استفاده کنندگان ذی ربط قرار می گیرد. (قاضی زاده فرد، ۱۳۷۶، ص ۱۲۰) این اطلاعات شامل اطلاعاتی است که در بردارنده نیازهای قانونی، بودجه ای، برنامه ریزی شده، حسابداری، مدیریت و غیره می باشد. (کارگری و خادمی زارع، ۱۳۸۴، ص ۴۵). اطلاعات غیررسمی آن بخش از اطلاعات جاری در سازمان هاست که از مجراهای رسمی جریان و گردش پیدا نمی کند و عمدتاً از طریق سازمان های غیررسمی انتقال پیدا می کند (قاضی زاده فرد، ۱۳۷۶، ص ۱۲۰). اطلاعات غیررسمی شامل نقطه نظرات، قضاوت ها، شایعات، تجربه های شخصی، فرضیات و غیره می باشد. (کارگری، خادمی زارع، ۱۳۸۴، ص ۴۵)
– مسیر اطلاعات (اطلاعات از نظر مسیر و جهت جریان): اطلاعات را براساس جهت جریان آن در سازمان ها می توان به سه دسته عمودی، افقی و مورب تقسیم کرد:
الف- جریان اطلاعات به صورت عمودی[۱۰۷]: خود به دو شکل برقرار می شود:
– از بالا به پایین[۱۰۸]: ممکن است از مدیریت عالی شروع شود و از طریق سایر سطوح مدیریت به کارگران و کارکنان سطح عملیاتی منتهی می گردد. این اطلاعات معمولاً در برگیرنده اهداف، سیاست ها، دستورالعمل ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و بخشنامه ها می شود.
– از پایین به بالا[۱۰۹]: از سطوح پایین سلسله مراتب سازمانی شروع می شود و به سطوح بالاتر انتقال می یابد. این اطلاعات با ارائه گزارش ها، پیشنهادها و درخواست ها به سطوح بالاتر استمرار می یابد.
ب- جریان اطلاعات به صورت افقی[۱۱۰]: معمولا از طریق رویه ها و روش های انجام کار در میان اعضای واحدها و گروه های کاری متعدد و اعضای بخش های متنوع صفی و ستادی برقرار می شود. این نوع اطلاعات موجب بهبود روحیه اعضای سازمان می گردد و هماهنگی واحدهای هم سطح و افراد هم ردیف را افزایش می دهد.
ج- جریان اطلاعات به صورت مورب[۱۱۱]: بر نوعی رابطه در کنار ارتباطات افقی بین مسوولان و کارکنان دلالت دارد که در آن طرفین ارتباط از دو سطح جداگانه و از دو حوزه کاری متفاوت با هم به مبادله اطلاعات می پردازند. (قاضی زاده، فرد، ۱۳۷۶، صص ۱۲۱-۱۲۰ و مقری، ۱۳۸۷، صص ۶۷-۶۳)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

حسابداری

۲-۲-۵-۵-اهمیت اطلاعات:

هر سازمانی که داده های صحیح، دقیق، بهنگام و جامع در اختیار داشته باشد و بتواند در کمترین زمان، به داده های مورد نیازش دستیابی داشته باشد، موفق تر است. نقش داده و اطلاعات در مدیریت سازمان ها، نقشی حیاتی و اساسی است. هرچه فضای اطلاعاتی یک سازمان، دقیق تر، شفاف تر، منسجم تر و سیستماتیک تر باشد، سازمان بهتر می تواند به اهدافش نائل آید. وجود فضای اطلاعاتی نادقیق، کدر، آشفته، متناقض، ناساختمند از مهم ترین عوامل عدم پیشرفت در مدیریت سازمان ها است. (روحانی رانکوهی، ۱۳۷۲، ص۹۳)
اطلاعات یکی از مهمترین منابعی است که در اختیار مدیران قرار دارد، لذا باید بتوانند آن را مانند هر منبع دیگری مدیریت نمایند. توجه به این موضوع ناشی از دو نکته است: اول اینکه امروزه کسب و کار خیلی پیچیده تر از گذشته است و دوم قابلیت های عمده ای که کامپیوتر پیدا نموده است. اطلاعاتی که ازکامپیوتر خارج می شود مورد استفاده مدیران، افراد غیرمدیر و نیز اشخاص و سازمان هایی است که در پیرامون سازمان قرار دارند. از طرف دیگر مدیران در تمام سطوح سازمان و در تمام زمینه های عملیاتی وجود دارند. از آنجایی که مدیران وظایف و نقش های متفاوتی را به عهده دارند، برای موفقیت به مهارت هایی در زمینه ارتباطات و حل مسائل نیاز دارند. لذا باید با کامپیوتر و مهم تر از آن با بکارگیری اطلاعات آشنا باشند.(صرافی زاده، ۱۳۸۹، ص۲۰)

۲-۲-۶- مفهوم فناوری اطلاعات:

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

با توجه به تعاریف فناوری و اطلاعات برای فناوری اطلاعات نیز تعاریف متعددی ارائه شده اند که از آن جمله می توان گفت فناوری اطلاعات:
– تلفیقی از دستاوردهای مخابراتی، روش ها و راهکارهای حل مسأله و توانایی راهبری با بهره گرفتن از دانش رایانه ای است.
– شامل موضوعات مربوط به مباحث پیشرفته علوم و فناوری رایانه ای، طراحی رایانه ای، پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی و کاربردهای آن است.
– تلفیقی از دانش سنتی رایانه و فناوری اطلاعات به منظور ذخیره، پردازش و تبادل هر گونه داده (اعم از متن، صوت، تصویر و غیره) است.
– واژه ای کلی است که برای وسعت بخشیدن به محصولات و خدمات الکترونیکی حاصل از نوآوری های مخابراتی و رایانه ای از آن استفاده می شود.
– مجموعه ای از سخت افزار، نرم افزار و فکرافزار است که گردش و بهره برداری از اطلاعات را امکان پذیر می سازد.
– عبارت است از همه شکل های فناوری که برای ایجاد، ذخیره سازی و استفاده از شکل های متفاوت اطلاعات، شامل: اطلاعات تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر متحرک، داده های چندرسانه ای به کار می رود.
-فناوری اطلاعات شاخه ای از فناوری است که با بهره گرفتن از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه های: ذخیره سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده آمایی خودکار[۱۱۲] امکان پذیر می سازد..(فتحیان، مهدوی نور، ۱۳۹۱، ص۴۵)
شاید یکی از مشکلات در اینجا تعریف فناوری اطلاعات[۱۱۳] باشد. هر کس با نگرش متفاوت، تعریف متفاوتی از فناوری اطلاعات ارائه می کند. (زرگر، ۱۳۸۲، ص ۱۵). ماهیت و ابعاد بسیار گسترده این فناوری، تعریف دقیق آن را با مشکل مواجه می سازد. (فتحیان، ۱۳۸۴، ص ۱۷) تعریف فناوری اطلاعات به دلیل ماهیت تغییرپذیر آن باید همراه با یک نگرش دینامیک[۱۱۴] باشد تا استاتیک[۱۱۵] (زرگر، ۱۳۸۲، ص ۱۵). به طور کلی تعاریف مختلفی برای فناوری اطلاعات ارائه شده که مهمترین آنها در ذیل آمده است:
– فناوری اطلاعات عبارت است از همه اشکال فناوری ساخت، ذخیره سازی، تبادل و بکارگیری اطلاعات در شکل های گوناگون اطلاعات تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر ساکن و متحرک، ارائه چند رسانه ای و سایر اشکالی که هنوز به وجود نیامده اند.
– فناوری اطلاعات عبارت است از همه شکل های فناوری که برای ایجاد، ذخیره و استفاده از شکل های مختلف اطلاعات، شامل اطلاعات، تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر متحرک و داده های چندرسانه ای به کار می رود. (مقدمی، ۱۳۸۷، صص ۲۱-۲۰)

۲-۲-۶-۱- فناوری اطلاعات و ارتباطات:

فناوری اطلاعات و ارتباطات[۱۱۶] شامل سه مولفه است:
الف) فناوری
ب) اطلاعات
ج) ارتباطات
فناوری و اطلاعات را قبلاً تعریف کرده ایم، اما ارتباطات چیست؟
«ارتباطات فرایندی است که ارگانیسم ها را به یکدیگر پیوند می دهد.» این ارگانیسم ممکن است به دو دوست که با هم صحبت می کنند، روزنامه ها و خوانندگان آنها، کشور و خدمات پستی و سیستم تلفن آن اشاره داشته باشد.
در هر ارتباطی چهار جزء اصلی وجود دارد که عبارتند از:
الف) فرستنده
ب) گیرنده
ج) پیام
د) محیط ارتباطی
هدف از برگزاری ارتباط، انتقال پیام (نماد) از طریق محیط ارتباطی بین فرستنده و گیرنده است. دو واژه «فناوری اطلاعات» و «فناوری اطلاعات و ارتباطات» از یک مفهوم برخوردارند و به جای یکدیگر نیز استفاده می شوند. اگرچه در منابع اطلاعاتی متعلق به کشور آمریکا، معمولاً از فناوری اطلاعات و در منابع اروپایی بیشتر از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده می شود.
گاهی فناوری ارتباطات را به شکل: هرگونه روشی برای تبادل اطلاعات بین دو یا چند نقطه تعریف می کنند. در این صورت مشخص است که مفهوم فناوری اطلاعات و ارتباطات ذیل مفهوم فناوری اطلاعات قرار می گیرد و فناوی اطلاعات بار معنایی کامل تری را دربرخواهد داشت. (فتحیان، مهدوی نور، ۱۳۹۱، صص ۴۶-۴۵)

۲-۲-۶-۲-ابعاد بکارگیری فناوری اطلاعات:

مارتینز فناوری اطلاعات را در ۶ دسته وسیع مطابق با اهدافی که به کار گرفته می شوند دسته بندی کرده است:
فناوری اطلاعات در امور اداری، در ارتباطات، پشتیبان تصمیم گیری، در برنامه ریزی تولید، در طراحی محصول و در عملیات و کنترل تولید. وی معیارهای اندازه گیری های کاربردهای فناوری اطلاعات در فعالیت های مختلف سازمان را مطابق جدول (۲-۳) خلاصه نموده است:

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:25:00 ق.ظ ]




ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، تهران، سمت.
روزبهان،محمود، ۱۳۸۸، مبانی توسعه اقتصاد، تهران، انتشارات تابان.
رضائیان، علی،(۱۳۷۹)، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، سمت، چاپ اول، ص۲۱۰٫
سعادت، یاسر، (۱۳۸۸)، طراحی یک چارچوب نظری برای دسته بندی رویکردهای مختلف مهندسی مجدد فرآیندها و نحوه انتخاب و بکارگیری آن در سازمان، پایان نامه کارشناسی ارشد.
سپهری، مهران، (۱۳۸۱)،مهندسی مجدد فرآیندهای سازمان، ماهنامه تدبیر شماره ۱۲۲٫
سوری، حسن،(۱۳۸۶)، مهندسی مجدد در سازمان های ایرانی، تهران، انتشارات رسا.
سروش نیا، مسعود، (۱۳۸۷)، مشکلات ساختاری نظام بانکی ایران در ارائه خدمات نوین بانکی و راهکارهای ارائه خدمان نوین بانکی با حفظ ویژگی های رقابتی، مجموعه مقالات همایش نوآوری در خدمات بانکی.
عیدی، اکبر؛امین بیدختی، علی اکبر، (۱۳۷۸)،، مجموعه مقالات کنگره علوم انسانی.
فرج وند، اسفندیار، (۱۳۸۲)،مبانی مدیریت دولتی، جلد اول، تبریز، انتشارات فروزش.
قریشی ورنوسفادرانی، حمید (۱۳۸۷ )، مهندسی مجدد و تاثیر در بهبود ارائه خدمات و رضایت مشتریان در شعب بیمه ای تامین اجتماعی در سال ۱۳۸۶،پایان نامه کارشناسی ارشد.
لشکری، محمد، (۱۳۸۶)، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، مشهد، انتشارات کنکاش دانش.
متقی حامد، علیرضا، (۲۰۰۶). مهندسی مجدد ضرورتی اجتناب ناپذیر. ماهنامه تدبیر، شماره ۱۴۴٫
هریسون، جفری اس؛ جان، کارن اچ، (۱۳۸۹)، مبانی مدیریت استراتژیک، ترجمه سید محمد اعرابی و محمد رسول الماسی فرد، تهران، انتشارات مهکامه.
همر، مایکل؛ جیمز، چمپی،(۱۳۷۵)، مهندسی دوباره شرکتها منشور انقلاب سازمانی، ترجمه عبدالرضا رضائی نژاد، تهران مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
همر، مایکل،(۱۳۸۴)، فراسوی مهندسی دوباره، ترجمه عبدالرضا رضائی نژاد، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
منابع و مآخذ انگلیسی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

Ahadi, Hamid Reza, “An examination of the role of organizational enablers in business process reengineerign and the impact of information technology”,information resources management journal, vol. 17, no. 4, pp. 1-19, 2004.
Aldowaisan, Tariq A and Gaafar, Lotfi K, “Business process reengineering: an approach for process mapping”, Omega, vol. 27, pp. 515-524, 1999.
Aler. Richardo, Borrajo. Daniel, Camacho. David, and Sierra-Alonso. Almudena, “A knowledge-based approach for business process reengineering, SHAMASH”, Knowledge-Based syatem, vol. 15, pp. 473-483, 2002.
Al-Mashari.Majed and Zairi. Mohamed, “Revisiting BPR: a holistic review of practice and development”,Business process management journal, vol. 6, no. 1, pp. 10-42, 2000.
Crowe. Thomas J and Rolfes. Joseph D, “Selecting BPR projects based on strategic objectives”, Business process management journal, vol. 4, no. 2, pp. 114-136, 1998.
Davenport. Thomas H and Short. James E, “The new industrial engineering : information technology and business process redesign”, Sloan management review, vol. 31, no. 4, pp. 11-27, 1990.
Davenport. Thomas H,“Process innovaton : reengineering work through information technology”, Boston, USA: Harvard business school press, 1993.
Dey. Prasanta Kumar, “Process re-engineering for effective implementation of projects”, vol. 17, no. 3, pp. 147-159, 1999.
Guimaraes, Tor and Bond. Wendi, “Empirically assessing the impact of BPR on manufacturing firms”, International journal of operations and production management, vol. 16, no. 8, pp. 5-28, 1996.
Guimaraes. Tor, Yoon. Youngohc, and Clevenson. Aaron, “Exploring expert system success factors for business process reengineering”, Journal of engineering and technology management, vol. 15, pp. 179-199, 1998.
Gunasekaran. Angappa and Kobu. Bulent, “Modeling and analysis of business process reengineering”, International journal of production research, vol. 40, no. 11, pp. 2521-2546, 2002.
Hammer. Michael, “Reengineering work: don’t automate, obliterete”, Harvard business review, vol. 68, no. 4, pp. 104-112, 1990.
Klein. Mark M, “Re-engineering methodologies and tools : A prescription for enhancing success”, Information systems management, vol. 11, no. 2, pp. 30-35, 1994.
MacIntosh. Robert, “BPR: alive and well in the public sector”, International journal of operations and production management, vol. 23, no. 3, pp. 327-344, 2003.
Mohanty. R. P, “BPR:beyond industrial engineering?”, Work study, vol. 47, no. 3, pp. 90-96, 1998.
Murray. Ann. Murry, Priesmeyer. H. Richard, Sharp. Lawrence. F. , Jensen. Rhonda, and Jensen. Gwenneth, “Nonlinearity as a tool for business process reengineering”, Business process management journal, vol. 6, no. 4, pp. 304-313, 2000.
Newell. Sue, Swan. Jacky, and Robertson. Maxine, “A cross-national comparison of the adoption of business process reengineering : fashion-setting networks?”, Journal of strategic information systems, vol. 7, pp. 299-317, 1998.
Nwabueze. Uche, “In and out of vogue : the case of BPR in NHS”, Managerial auditing journal, vol. 15, no. 9, pp. 459-463, 2000.
O’Neill.Peter and Sohal. Amrik S, “Business process reengineering : A review of recent literature”, Technovation, vol. 19, pp. 571-581, 1999.
Ranganathan. C and Dhaliwal. Jasbir S, “A survey of business process reengineering practices in Singapore”, Information and management, vol. 39, pp. 125-134, 2001.
Tang. Dunbing, Zheng. Li, Li. Dongbo Li, and Zhang. Shiqi, “Re-engineering the design process for concurrent engineering”, Computers and industrial engineering, vol. 38, pp. 479-491, 2001.
Teng. James TC, Fiedler. Kirk D, and Grover. Varun, “An exploratory study of influence of the IS function and organizational context on business process reengineering project initiatives”, Omega, vol. 26, no. 6, pp. 679-698, 1998.
Tennnant. Charles and Wu. Yi-chien, “The application of business process reengineering in the UK”, The TQM magazine, vol. 17, no. 6, pp. 537-545, 2005.
Zairi .M, “The integration of benchmarking and BPR: a matter of choice or necessity?” Business process re-engineering and management journal, vol. 1, no. 3, pp. 3-9, 1995.

منابع و مآخذ اینترنتی
البدوی، امیر؛ رها، بهروز، (۲۰۰۶)،مهندسی مجدد در سازمان های دولتی، بر گرفته از پایگاه مقالات مدیریت به نشانی :www.system.parsiblog.com
دوراندیش ، پژمان، (۱۳۸۹)، بر گرفته از روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۲۵۰، صفحه ۳۰، به نشانی:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp%40=39379

عکس مرتبط با اقتصاد

 

سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به نشانی: http://rc.majlis.ir/fa/law/show/810363

سایت خبرگذاری فارسبه نشانی:www.farsnews.com
www.banksepah.ir سایت بانک سپه (۱۳۹۱)، به نشانی:
www.refah-bank.irسایت بانک رفاه(۱۳۹۱)، به نشانی:
سایت مشاورین شبکه کیفیت ایران به نشانی:www.iqnet.ir/post-2.aspx
عیوضلو، حسین، (۱۳۸۶)، برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد،کد خبر DEN- 39379
عین الهی، اکبر(۱۳۹۰)، اختلاس در نظام بانکی ایران ادامه خواهد داشت، برگرفته از سایت تابناک به نشانی:
روزنامه تفاهم، (۱۳۸۶)، با ابلاغ اصل ۴۴ساختار بانک های دولتی باید تغییر کند، مجموعه مقالات بانک، به

www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2330-page-1.htmlنشانی:

Abstract
Unmistakably, the banking industry in Iran as one of the most important economic and financial system instrument can provide a means of economic development in the country by helping credit and financial policies. In recent years,numerous problems of this industry caused many corrective actions to make change in it. But since these activities were mainly cross-sectional and were created just to pass a specific time or challenge, they never lead to fundamental changes.
The ratification of 20-year vision of country development document and the four five-year plan in order to fulfill its objectives, and also the strategic role of banks as the most fundamental prerequisite for achieving national development, is a unique opportunity for fundamental changes in banking industry.
One of the methods used for fundamental changes by the organizations that in the past two decades had witnessed an explosive growth is business process reengineering. Despite revolutionary and fundamental advances in organizations, we have witnessed the high failure rate in such proceedings. Accordingly, the goal of this study was to determine the required fundamental changes areas of Iran banking industry for achieving national development. Using descriptive, explorative and analytic methods and with the determination of the entire Iran banking industry including public and private banks as a place territory and the solar year 1391 as a time territory, this study determines the required fundamental changes areas of Iran banking industry by the strategic approach.
The present study has two statistical societies including organizational one which ten public and private banks have been selected among them, and statistical societies for managers and banking industry programmers that respondents have been selected among them. Questionnaires were used for data collection and statistical methods for Data analysis.
The result of this study indicates the need of fundamental changes in four areas: mission and goals, strategies and policies, structures and tasks, and environmental factors and beneficiary groups. Comments from respondents revealed that the mission and goals area has a higher priority than the other ones.
Key words: Reengineering, Vision, Policy, Process, Development, Bank
Islamic Azad University
Naragh Branch
»M.A« Thesis
Subject:
The Study on How to Implement the Reengineering of Iran Banking Industry: The Strategic Approach in Line with the Business Environment Improvement
Supervisor :
Dr.M.R Mostofi
Advisor :
Dr. M. Rasolian
By :
Adel Mahabadi
Summer2012
Economic development ↑
Development ↑
Fundamental changes ↑
Reengineering ↑
Reengineering ↑
Vission ↑
Policy ↑
Process ↑
Development ↑
Bank ↑
banco ↑
Business Process Reengineering ↑
leveling ↑
Michael Hammer ↑
Re-engineering Work: Don’t Automate Obliterate ↑
Reengineering the corporation: Manifesto for Business Revolution ↑
James Champy ↑
Fundamental ↑
Radical ↑
Dramatic ↑
Process ↑
Input ↑
Output ↑
Business Process Reengineering ↑
Business process reengineering ↑
Information technology ↑
Harvard business review ↑
Sloan management review ↑
Harrington ↑
Rigby ↑
Stodard ↑
Total Quality Management ↑
fad ↑
Aldowaisan ↑
Gaafar ↑
O’Neill ↑
Sohal ↑
Guimaraes ↑
Product development cycle ↑
objective ↑
goal ↑
aggressive ↑
Operate across organizational units ↑
Timely fashion ↑
top ↑
Set the pace ↑
aggressive ↑
stretch ↑
gap ↑
End-to-end ↑
consensus ↑
Reverse Engineering ↑
Forward Engieering ↑
Redesign ↑
Reengineering ↑
expense ↑
paperless ↑
Cost-effective ↑
methodology ↑
Fact-based ↑
intuitive ↑
Methodologist and Methodist ↑
Clean slate ↑
Guha ↑
Work plan ↑
milestone ↑
checkpoint ↑
Maull ↑
Strategic BPR ↑
Process-focused BPR ↑
Cost-focused BPR ↑
Al-Mashari ↑
Zairi ↑
Total Quality Management ↑
prototyping ↑
Burke ↑
Barret ↑
Petrozo ↑
Stepper ↑
Johansson ↑
Davenport ↑
Short ↑
Furey ↑
kettinger ↑
Grover ↑
Guha ↑
Harrison ↑
Pratt ↑
Yu ↑
Wright ↑
Linden ↑
Peppard ↑
Tennnant ↑
wu ↑
Furey ↑
Kelin ↑
solution ↑
transformation ↑
Barret ↑
incubation ↑
eureka ↑
Taking choice ↑
Harrison ↑
Harrison ↑
Setting direction ↑
base lining ↑
lever ↑
Hunt and gather ↑
retrain ↑
retool ↑
discover ↑
realize ↑
Damij ↑
Tabular application development ↑
System functioning ↑
Kalpic ↑
Bernus ↑
facts ↑
Manganeli ↑
Day ↑
Analytic hierarchy process ↑
Process reengineering life cycle ↑
envision ↑
Uncover pathologies ↑
install ↑
engage ↑
Technical competence ↑
Process delineation ↑
Tactical planning ↑
overextension ↑
improper ↑
Sutcliffe ↑
Zairi ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:24:00 ق.ظ ]