۲-۱-۸-۲ عوامل درون سازمانی
به عوامل قابل کنترل داخل سازمان یا بنگاه اطلاق می شود که خود متشکل بر سه عامل اساسی نگرش مبتنی بر منابع ، نگرش مبتنی بر بازار و نگرش مبتنی بر دانش میباشد.(دس و لامپکین[۳۱] ، ۲۰۰۳،ص۴۰۸)
- نگرش مبتنی بر منابع
نگرش مبتنی بر منابع اساسا بر نقش عوامل داخلی سازمان و صنایع بر توان رقابتی آن ها تأکید دارد. (قوشال و بارتلت[۳۲] ، ۲۰۱۰، ص ۱۶۵) تئوری منبع مدار در کل مجموعه ای است به هم پیوسته که نشان میدهد چگونه توانایی ها و ضعف های یک شرکت بر روی توانمندی های آن تاثیر میگذارند. به علت اینکه پژوهش با این نگرش ارتباط نزدیکتری دارد پیشینه و به وجود آمدن نگرش منبع مدار مهم به نظر میرسد.
از لحاظ تاریخچه پیدایش نگرش منبع مدار ، فیلیپ سلزنیک جزء اولین نویسندگان معتقد به این مطلب بود که فاکتور های موجود در درون یک سازمان مانند تجربه پرسنل و گذشته سازمان عوامل اصلی در اجرای موفق خط مشی انتخابی هستند. در واقع سلزنیک اعتقاد داشت در فعالیت های کسب و کاری ، گذشته تعیین کننده حال است. وی خصوصیت خارق العاده یک سازمان را صلاحیت متمایز آن سازمان نامید. با توجه به مطالبات صورت گرفته توسط سلزنیک ، نویسندگان دیگری با نظر او موافقت نموده و نظریاتش را ادامه دادند. یکی از این نویسندگان آنسف است که بیان داشت ، که مدیران لیستی کامل از مهارت ها و منابع شرکتشان جمع آوری می نمایند. او این لیست را که متشکل از مهارتها و منابع بود « شبکه صلاحیت » نامید. به رغم او رقبا نیز چنین لیستی را گرد آوری می نمایند و از مقایسه دو به دوی این لیست ها نتیجه رقابت حاصل می شود و مزیت رقابتی به دست میآید. تصویر به وجود آمده از این مقایسه ، قدرت نسبی رقبای موجود در یک بازار را مشخص می کند. در دهه ۱۹۶۰، نویسندگانی مانند کریستین سن ، آندوز و گات هم عقیده دارند که قدرت رقابت پذیری یک شرکت منشا گرفته از صلاحیت ممتاز آن شرکت است و منظور آن ها از صلاحیت ممتاز آن چیزی بود که شرکت میتواند به بهترین نحو انجام دهد. از نظر آن ها هدف از استراتژی رقابتی سطح بنگاه ایجاد همخوانی میان صلاحیت های ممتاز یک شرکت و فرصت های در دسترس است و از این طریق بود که شرکت میتوانست به مزیت رقابتی دست پیدا نماید. (میلر ، ۲۰۰۳، ص۱۹)
در سال ۱۹۷۸ ، چالز هوفر و دن شندل از فرایند ارزیابی منابع ، قوت ها و ضعف های شرکت حمایت کردند و به این نکته نیز اشاره نمودند که بسیاری از مدل های تدوین استراتژی این قدم را انجام نمی دهند. دلیلی که این نویسندگان برای کاهلی ذکر نمودند این بود که انجام چنین تجزیه و تحلیلی به طور جداگانه کاملا بی ثمر است. هیروکواتیامی استاد یکی از دانشگاه های ژاپن بر اهمیت قوتهای سازمان تأکید می کند. از نظر او دارایی های نامشهود دارایی هایی هستند که در ترازنامه آورده نمی شوند اما قابلیت سود آوری را دارندمانند شهرت ، نام تجاری ، تخصص فنی ، وفاداری مشتری ، این دارایی ها در مقابل دارایی های مشهود مانند کارخانه و سرمایه تولید فرار دارند. او معتقد است که دارایی های نامشهود مهمترین ( پایه دارترین ) منابع برای رقابت پذیری یک شرکت هستند. از نظر او نقطه شروع استراتژی رقابتی تجزیه و تحلیل منابع و قابلیت های داخلی آن شرکت است اینگونه طرز تفکر زمینه را برای ظهور مکتب منبع مدار طی دهه ۱۹۸۰ آماده نمودند. (میلر ، ۲۰۰۳،ص۲۰)
در کل تئوری منبع مدار بر روی ویژگیهای درونی شرکت تأکید میکند تا بتواند از این طریق توضیح دهد که چرا شرکت ها استراتژی هایی را دنبال می نمایند که ستاده های مختلفی دارند. مدل زیر بیانگر کسب مزیت رقابتی مبتنی بر منابع شرکت میباشد.
دارایی های مشهود
مزیت رقابتی شایستگی ها توانمندی ها
دارایی های نامشهود
شکل ۲-۲: مدل نگرش مبتنی بر منابع – روابط بین دارایی ها ، توانمندی ها و شایستگی ها
(میلر ،۲۰۰۳، ص ۲۰)
در رابطه با مدل فوق می توان گفت که حتی اگر صنعتی که شرکت در آن فعالیت میکند غیر جذاب باشد ، شرکتهایی که بتوانند محصولات برتر تولید کنند سود آوری بالایی خواهند داشت. یعنی عملکرد برتر درون سازمان باعث سود آوری می شود. دارایی ها زمانی دارای ارزش هستند که توانایی استفاده از آن ها موجود باشد در غیر این صورت وجود یا عدم وجود دارایی ها فرقی نخواهد داشت. به عبارت بهتر برای ایجاد مزیت رقابتیهر سه عنصر دارایی های مشهود ، نامشهود و مهارتهای استفاده از آن ها دخیل میباشند تا از طریق استفاده از این سه عنصر شایستگی های خاص ( محوری )[۳۳] به دست آید. شایستگی خاص یعنی تمرکز روی فعالیتهایی که بهتر از رقبا انجام می شود. در مدل فوق دارایی ها با توانمندی ها ترکیب شده و شایستگی هایی را که منجر به مزیت رقابتی و استراتژی رقابتی میشوند ، به وجود می آورند(میلر ، ۲۰۰۳، ص۲۲)
موضوع اصلی که گروه نویسندگان این تئوری بدان اشاره دارند این است که سازمان مجموعه ای بهم چسبیده از منابع تخصصی است که می توان از این منابع برای دستیابی به جایگاهی برتر در بازار استفاده نمود. بنابرین شرکتها به منظور بهره برداری از منابع خاص خود از استراتژی های گوناگون پیروی می نمایند. این تئوری می پذیرد که تاریخچه و تجربیات یک سازمان ، ویژگیها و فرهنگ آن و قدرتها و قابلیت های آن ، همگی در استراتژی آن مؤثر هستند. در سطح بنگاه تئوریسین های منبع مدار ، شرکت را به عنوان دسته ای از منابع در نظر می گیرند که این منابع کاربردهای مختلفی میتوانند داشته باشند به همین خاطر است که منابع شرکت را می توان در کسب و کارهای مختلف با محصولات نهایی گوناگون به کار گرفت. یک استراتژی سطح بنگاه موفق به جمع کردن منابع تخصصی و بهره برداری از آن ها به وسیله سازگار نمودن این منابع با فرصت های بازار از طریق ایجاد واحد های کسب و کار وابسته است. متفکرین منبع مدار خصوصیات و قابلیت های درونی را به عنوان وزنه ای (لنگری ) پایدار هم برای استراتژی سطح کسب و کار و هم استراتژی رقابتی سطح بنگاه نسبت به تقاضاهای متغیر در یک بازار پر تلاطم می دانند و این تفکر مشابه تفکرات قبلی در زمینه قوت های یک شرکت و مطالعات جاری بر روی صلاحیت ها و قابلیت ها است.(کمبل و لوچس[۳۴] ، ۲۰۰۷، ص۵)
همان گونه که قبلا نیز اشاره شد نگرش منبع مدار یک شرکت را به صورت مجموعه ای از دارایی های ملموس و غیر ملموس نشان میدهد که این دارایی ها با قابلیت های استفاده از آن ها ترکیب شده اند تا صلاحیت هایی را به وجود آورند که منجر به مزایای رقابتی شوند. به عبارت دیگر شایستگی متمایز فعالیتی است که یک شرکت نسبت به رقبا خوب انجام دهد. در مجموع ، اگر سه شرط زیر برآورده شود ، قابلیت ها و منابع قوت هایی میشوند که در نهایت به مزیت رقابتی منجر میشوند: (هریسون و جان[۳۵] ، ۲۰۰۵)
-
- منابع و قابلیت ها با ارزش میباشند – آن ها به شرکت اجازه میدهند تا از فرصتها بهره برداری کنند یا تهدیدات را خنثی کنند.
-
- منابع و قابلیت هایی که بی نظیر باشند – اگر سازمان تنها یک قابلیت ویژه داشته باشد ، آن قابلیت ممکن است تنها منبع مزیت رقابتی باشد البته بی نظیری به این اشاره نمی کند که تنها یک سازمان قابلیت یا منبعی را دارا باشد ، بلکه تنها تعداد کمی از شرکتها آن منبع یا قابلیت را در تصرف دارند.
آخرین نظرات