منافع ایران نیز در شکلگیری نظامی با ثبات یکپارچه و غیر نظامی در عراق و افزایش قدرت شیعیان این کشور است. در کنار این کشورهای عربی شکلگیری نظام دمکراتیک با اکثریت شیعی را به عنوان افزایش قدرت منطقهای شیعیان تلقی میکنند.(Beehne, 2006,www.CFr.org)
عربستان علاوه بر پیگیری اهداف و منافع مبتنی بر مذهب و قومیت خود در عراق، با تکیه بیشتر بر منافع مذهبی به دنبال آن است که از کاهش دامنه قدرت تسنن در عراق بکاهد.
بنابراین با توجه به منافع گوناگون کشورها در عراق شاهد گسترش ناآرامیها در این کشور هستیم پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۲ در ساختار سیاسی عراق مشاهده میشودکه جریانهای مانند ائتلاف دولت قانون و اتحاد ملی در تلاش هستند که تا عراق را در جهت آشتی ملی قرار دهند. و برخی دیگر وابسته به العراقیه خواهان سهم بیشتری هستند و در کنار آنها کشورهای عربی به دنبال سهم خواهی از ساختار سیاسی و اقتصادی عراق هستند آنها در اهداف سیاسی خود دو دیدگاه را پیگیری میکنند نخست آنکه عراق باید در چارچوب سیاستهای آنها پیش رود و دوم: آنکه این کشورها نباید ثابت و اقتدار لازم را برای بازسازی کشور و حضور در منطقه را داشته باشد. بلکه باید عراق ضعیف را ایجاد کرد که توان هیچ گونه بازیگری بدون دخالت این کشورها را ندارد(۱۳۹۱،www.siasatrooz.ir).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در این میان آمریکا از یک سو خواستار حفظ همکاری و مشارکت جامعه شیعه در روند سیاسی به دلیل اکثریت جمعیتی آن است اما از سوی دیگر در پی تضعیف گروه های شیعی ضد آمریکایی همچون گروه صدر است. علاوه بر آن آمریکا نسبت به تحکیم روابط گروه های شیعی با ایران و ملاحظات و نگرشهای خاصی را دارد که تعامل آن با این گروه ها را دشوار و پیچیده میسازد.
حمایت از شورشیان سنی در عراق عمدتاً از طریق افراد و شبکه های خصوصی و شامل دولتهای عربی در قبال نفوذ آنها به عراق بوده است.
آنتونی کردسمن در این خصوص گفته است که حدود ۴ تا ۱۰ درصد از شهرنشینان عراق عناصر خارجی هستند و حدود ۳۰۰ ستیزجو از تمام کشورهای عربی در عراق حضور دارند. از این تعداد حدود ۲۰ درصد الجزایری ۱۸ درصد سوری، ۱۷ درصد یمنی، ۱۲ درصد سعودی ۵۰ درصد مصری، و تهیه از سایر کشورهای عربی هستند.
(اسدی، ۱۳۸۸:۲۵۴).
۲-۵-مسئله فلسطین و روند صلح خاورمیانه
اعضای شورا مخالف ایران در سیاستهایشان نسبت به فلسطین قرار میگیرند و حتی سعی در جلوه دادن مبارزات حزب با اسرائیل به عنوان اختلاف شیعه و غرب دارند. آنها جنگ بین حزب ا… و اسرائیل را جنگ نیابتی بین ایران و غرب مطرح کردند. رویکرد شورای همکاری خلیج فارس همانند دیگر سیاستهای منطقه همراه با سیاسهای آمریکا و اسرائیل است. حتی مقامات سعودی برای جلوگیری از نفوذ منطقهای ایران به همکاری با اسرائیل توجه دارند(مستقیمی، ابراهیمی ،۱۳۸۶: ۲۸۱). حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و موضوع تسلیحات کشتار جمعی، موجب طرح استراتژی حمله پیش دستانه شد که نسبت به گذشته فعالتر و مداخله جویانهتر میباشد. همچنین چارچوبی مبتنی بر هژمونی و یکجانبه گرایی آمریکا که قدرت آمریکا را در تحولات امنیتی منطقه افزایش میدهد.
فصل پنجم
نقش بیداری اسلامی
در واگرایی بین ایران و شورا
تحولات کشورهای عربی
ناآرامیها و اعتراض هایی که از آن به عنوان بهار عربی یا بیداری اسلامی شناخته میشود، در اواخر سال ۲۰۱۰ در تونس آغاز شد. در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ جوانی به نام محمد بوعزیزی که علی رغم داشتن تحصیلات دانشگاهی به سبزی فروشی میپرداخت در پی توقیف ارابه دستی اش توسط ماموران دست به خودسوزی زد. در پی این اقدام مردم تونس دست به اعتراضات زدند و خواستار برکناری بن علی از قدرت شدند. چونکه دستگاه سرکوب نتوانست در برابر مردم کاری از پیش ببرد و همچنین سرپیچی فرمانده ارتش این کشور از فرمان بن علی مبنی بر سرکوب معترضان ، وی مجبور به فرار از کشور شد.
در ۱۷ ژانویه ۲۰۱۱، یعنی یک ماه پس از آغاز اعتراضات در تونس و خودسوزی محمد بوعزیزی، مردی مصری در اعتراض به وضع اقتصادی مصر در برابر پارلمان خود را به آتش کشید. کمتر از یک هفته پس از آن، در ۲۵ ژانویه، مردم مصر در میدان التحریر دست به اعتراض زدند و خواستار اصلاحات و برکناری حسنی مبارک شدند. پس از گذشت ۱۸ روز از اعتراضات، سرانجام حسنی مبارک کناره گیری کرد و قدرت خود را به شورای عالی نظامی تسلیم نمود.
شورش های تونس و بعدا مصر به تندی در سطوح اجتماعی و دولتی در کشورهای عربی بازتاب یافت. در میان ۲۲ کشور عربی شش کشور آن در سال ۲۰۱۱ شامل : تونس، مصر، یمن، لیبی، بحرین و سوریه دچار تحولات داخلی شدند. در لیبی و یمن نیز این تحولات منجر به برکناری حاکمان این دو کشور شد. در این پژوهش به بررسی تحولات بحرین و سوریه که بیشترین تاثیر را بر واگرایی بین ایران و اعضای شورا داشته می پردازیم.
۱- تحولات بحرین در سال ۲۰۱۱
با شروع تحولات در کشورهای عربی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین عدم پایبندی حکومت بحرین برای اجرای اصلاحات، مردم بحرین در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ در میدان لولو واقع در پایتخت بحرین (منامه) شروع به راهپیمایی کردند. اکثر معترضان حکومت بحرین را شیعیان تشکیل میدهد، اما در میان آنها سنیهای طرفدار نظام حاکم که خواستار اصلاحات سیاسی هستند حضور داشتند. و خواسته معترضان استقرار حکومت مبتنی بر رأی مردم و رفع تبعیض در زمینه تصدی پستهای سیاسی بود(موسوی و میر محمدی، ۱۳۸۹: ۷۷).
ابتدا اعتراضات در مناطق عمدتاً شیعه نشین اتفاق افتاد که باعث کشته شدن دو نفر از شیعیان شد و این حادثه باعث گسترش اعتراضات که منجر به آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی و برکناری دو وزیر بحرین شد. با ادامه این اعتراضات عربستان و امارات نیروهای نظامی خود را به این کشور فرستادند. وضعیت فوقالعاده برای ۳ ماه اعلام شد. دولت ایران به این امر اعتراض کرد و سفیر خود را از بحرین فراخواند تظاهرات همچنان ادامه یافت و منجر به زخمی و کشته شدن افرادی شد.
۱- ۱- عوامل شکلگیری اعتراضات
الف: حکومت اقلیت سنی بر اکثریت شیعی
تحولت بحرین تابعی از تحولات داخلی و مطالبات مشروع مردمی است، که علیه تبعیض های افقی و عمودی به اعتراض پرداخته اند.
مهمترین عامل در ناآرامیهای بحرین حکومت اقلیت بر اکثریت است که خاندان آل خلیفه با حدود ۳۰۰۰ نفر تمام مناصب و لیستهای حکومتی را در اختیار دارند و بقیه مناصب به اهل تسنن اختصاص دارد و شیعیان با ۷۰ درصد از جمعیت بحرین تأثیری در زندگی سیاسی خود ندارند.
تصدی شیعیان به مناصب حکومتی در این کشور بسیار اندک است و حدود ۱۸ درصد از مناصب در اختیار شیعیان قرار دارد(درزی تلایی،۱۳۹۰: ۱۳۸). در بحرین هفده وزارتخانه وجود دارد با اینکه شیعیان اکثر جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، اما حق ورود به دوازده وزارتخانه را ندارند. حتی در مشاغل تجاری عمدتا به شیعیان مجوز داده نمی شود و حکومت آل خلیفه در گزارش های اعلامی خود جمعیت شیعیان را کمتر از چهل درصد اعلام می کند.
بنابراین این تبعیض و عدم اعطای حق سیاسی به اکثریت جمعیت شیعی در بحرین موجی از نارضایتی ها را در این کشور به وجود آورده است. در بحرین نوعی بدبینی و بیاعتمادی متقابل میان شیعیان و خاندان حاکم وجود دارد با این تفاوت که بدبینی شیعیان به هیئت حاکمه به دلیل سنی بودن خلیفه نیست بلکه به دلیل رفتار سود مدیریت آنان در طول تاریخ بحرین است در حالیکه بدبینی هیئت حاکمه به شیعیان به دلیل شیعه بودن و پیوند شیعیان با ایران است (مصلی نژاد، ۱۳۹۱: ۱۶۱)
ب: فاصله طبقاتی
عامل دیگری که باعث شکلگیری تحولات بحرین شده است. توزیع ناعادلانه قدرت و گسترش فاصله طبقاتی است. ثروت در بحرین همانند مناصب سیاسی در اختیار گروه اندکی است و اکثریت جامعه از لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار دارند.
از لحاظ اقتصادی باید به نقش بالای درآمد نفتی در اقتصاد این کشور اشاره کرد، به گونهای که میتوان اقتصاد بحرین را در زمره اقتصادهای تک محصولی طبقهبندی کرد. علاوه بر نفت اقتصاد بحرین وابسته به بانکداری، بنادر مجهز صنعتی، صنایع آلومینیوم است و همچنین از لحاظ گردشگری نیز وضعیت خوبی دارد. با این وجود، توزیع ناعادلانه ثروت و فاصله عمیق طبقاتی از چالشهای اساسی اقتصاد بحرین محسوب میشود. در بحرین ثروت در اختیار گروه اندکی است و اکثریت جامعه زیر خط فقر زندگی میکنند. (نیاکویی، ۱۳۹۰: ۲۵۷)
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد هر شخصی که در بحرین کمتر از هزار دلار در ماه درآمد داشته باشد زیر خط فقر قرار دارد در حالیکه متوسط درآمد شهروندان بحرینی حدود ۵۰۰ دلار در ماه است. (هاشمی نسب، ۱۳۸۹: ۲۷)
۱-۲-سیاستهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال بحرین
خلیج فارس از سه بازیگر عمده یعنی دولتهای مرکزی شورای همکاری خلیج فارس، ایالات متحده به عنوان بازیگر بیرونی و ایران به عنوان تغییر دهنده موازنه تشکیل شده است.
بنابراین اعضای شورای همکاری تحت تأثیر دو بازیگر منطقهای یعنی ایران و آمریکا و عوامل داخلی ترس از گسترش این تحولات به درون کشورهای خود دست به اقدامات در برابر بحران بحرین زدند.
بحرین به عنوان عضوی از شورای خلیج فارس، باعث شد که رهبران شورا واکنشها و سیاست های دسته جمعی و مشترکی در قبال بحرین اتخاذ نمایند. فهم تهدید مشترک رژیمهای سیاسی جنوب خلیج فارس در قبال بحران بحرین باعث شده این کشورها با محوریت و رهبری عربستان سعودی تلاش کنند تا به رویههای مشترک به مهار و مدیریت بحران بحرین اقدام کنند.
از آنجا که بحرین به دلیل برخورداری از ویژگی های استراتژیک و ژئوپلیتیک تنها کشور حوزه جنوبی خلیج فارس است که در صورت تغییر رژیم می تواند وارد بلوک شیعی خاورمیانه شود؛ تحولات در این کشور کوچک اما استراتژیک به سرعت از سطح داخلی فراتر رفت و بازیگران متعددی از جمله شورای همکاری خلیج فارس را به عنوان کلوپی سنی مذهب وادار به موضع گیری فعالانه نمود. .
به رغم آنکه از تاریخ شکل گیری این شورا از سال۱۹۸۱ کمتر شاهد رویکرد منسجمی از طرف این تشکل امنیتی بوده ایم اما اهمیت بحرین و تاثیرگذاری آن بر جبهه اعتدال عربی سبب گردید، شورای همکاری خلیج فارس نسبت به جنبش اعتراضی مردم بحرین رویکردی تهاجمی داشته باشد. در عرصه سیاسی ـ دیپلماتیک، اقدامات شورای همکاری خلیج فارس نسبت به قیام مردم بحرین بر دو محور متمرکز بوده است: نخست، تلاش برای نشان دادن تحولات به عنوان اقدام منطقه ای ایران علیه جبهه محافظه کار عرب و دوم، راه اندازی جنگ رسانه ای در برجسته سازی قیام فرقه ای شیعی.
در خصوص محور نخست، شورا با انتشار بیانیه هایی به کرات ایران را به مداخله در امور داخلی بحرین متهم کرد تا فضای ” شورای همکاری خلیج فارس با توجه به نوع تعریفی که از امنیت داشت، اعتراضات مردمی بحرین را بحران امنیتی برای خود تلقی نمود و بنابراین به ورود صرف نیرو به این کشور بسنده نکرد “ و طرح بین المللی را بدین ترتیب برای طرح شکایت علیه ایران در شورای امنیت آماده کرد. به طوری که در نشست ریاض، کشورهای عضو از جامعه جهانی و شورای امنیت درخواست نمودند از مداخلات علنی ایران در بحرین جلوگیری کند. این سیاست در نشست مشترک شورا با اتحادیه اروپا نیز دنبال شد و منجر به بیانیه هایی علیه ایران گردید. .
اخراج دیپلمات های ایرانی و تهدید به فراخواندن سفرا از تهران بخصوص از طرف عربستان و طرح جاسوسی ایران در کویت نیز در این راستا تعبیر می شود. در حوزه امنیتی، شورا با حمایتی که از آغاز تحولات بحرین از رژیم آل خلیفه اعلام کرده بود، در قالب پیمان دفاع مشترک نیروی نظامی خود را موسوم به نیروی سپر جزیره متشکل از ۱۰۰۰نیروی سعودی و۵۰۰ نیروی اماراتی به بحرین وارد نمود اما به تدریج تعداد این نیروها به ۵۰۰۰ نفر نیز رسید.
در حوزه رسانه و جنگ رسانه ای نیز دو شبکه اصلی العربیه و الجزیره ضمن انطباق خود با سیاست های شورا تلاش کردند با فرافکنی، تحولات بحرین را عرصه کارزار ایران با کشورهای عضو معرفی کنند به طوری که گفته های یک روزنامه نگار انگلیسی شاغل در الجزیره مبنی بر دریافت دستورالعملی از وزارت خارجه قطر برای کمرنگ نشان دادن مردمی بودن تحولات بحرین و نقش ایران در این تحولات قابل تامل است. این اقدامات غیرحرفه ای تا جایی ادامه داشت که برخی از مدیران این شبکه ها از جمله غسان بن جدو مدیر دفتر شبکه خبری الجزیره در بیروت از کار خود کناره گیری نمود( islamtimes، ۱۳۹۱).
با این وجود با توجه به راهبردهای مشترکی اعضای این سازمان اقدامات زیر را برای کنترل تحولات پیش گرفتند:
الف- حضور نیروهای سپر جزیره در بحرین:
پس از تداوم درگیریها در بحرین نیروهای نظامی شورای همکاری خلیج فارس به نام سپر جزیره وارد بحرین شدند. این نیروها بیش از ۱۵۰۰ نیروی نظامی و امنیتی بود که این از امارات و عربستان سعودی بودند (نیاکویی، ۱۳۹۰: ۲۵۸).
دلیل خارجی این حضور، میتوان یک طرف را ایران قرار داد زیرا بزرگترین عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان) به دلیل رقابت با ایران برای کسب رهبری جهان اسلام و ترس از تاثیر انقلاب، مخالف تغییر و تحول در منطقه است به خصوص تغییراتی که موجب گسترش نفوذ ایران در منطقه میشود که نمونه آنرا در مخالفت عربستان با آمریکا در حمله به عراق بود که آنرا به نفع ایران و به ضرر عربستان میدانست.(آدمی، ۱۳۹۱: ۱۵۵).
بعد از تحولات بحرین رهبران جهان عرب برای مقابله با نفوذ ایران و با تبلیغاتی مثل حلال شیعی و جلوگیری از شکلگیری آن دست به اقدام شدند که در این بین میتوان به سخنان رهبران عرب و بیانیههای شورای همکاری را به علت دخالت در بحرین مورد انتقاد قرار میدادند اشاره کرد(کاظمی دینان، ۱۳۸۸: ۲۰۴)، و بدین ترتیب به مداخله در امور این کشور پرداخت در واقع بحرین نقطه رقابت ایران و شورای همکاری خلیج فارس است.
همچنین بحرین برای ایران به دلیل اهمیت آن از لحاظ ترانزیت انرژی، حضور آمریکا و حضور اتباع ایران در این کشور اهمیت حیاتی دارد.
از طرف دیگر اکثریت جمعیت شیعی در بحرین و نفوذ ایران از لحاظ فکری به روی شیعیان بحرین باعث نگرانی اعضای شورای همکاری به خصوص عربستان شده است. زیرا این کشورها از هر گونه تحول در بحرین که به نفع اکثریت شیعه و در نهایت به نفوذ جمهوری اسلامی از نظر عقیدتی بینجامد به شدت جلوگیری میکنند(فوزی و بایاب، ۱۳۹۱: ۳۷۶)به همین دلیل اقدام به فرستادن نیرو به بحرین کردند.
همچنین در راستای اهداف ایالات متحد، در قالب (احاله مسئولیت، و موازنه) و جلوگیری از نفوذ بحران به دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس اقدام کردند.
به دلیل وجود شیعیان در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و نظام استبدادی این کشورها ترس از تسری این تحولات به درون کشورها وجود دارد.
به دلیل وجود شیعیان در عربستان که حدوداً ۱۵ درصد معادل دو میلیون نفر از جمعیت این کشور را تشکیل میدهد و مکان استراتژیک حضور شیعیان در مناطق نفت خیز به عنوان مشکلی برای آل سعود و ترس از رخنه بحران دارد. (کاظمی دینان، ۱۳۸۸: ۱۶۹)
آخرین نظرات