۳-۳-۳- متغیرهای کنترلی
یکی از روشهای کنترل تحقیق، استفاده از متغیرهای کنترلی است. متغیرهای کنترلی از نتایج تحقیقات قبلی شناسایی میشوند. در این نوع کنترل، برخی متغیرهای مؤثر بر متغیرهای وابسته و مستقل مد نظر قرار گرفته و کنترل میگردند.
TDTA: (اهرم) نسبت کل بدهیها به کل داراییهاست. تحقیقات قبلی که به دنبال بررسی سازوکارهای کنترلی هزینه های نمایندگی بودهاند، در مورد تاثیر بدهی به نتایج دوگانه دست یافتهاند. تئوری نمایندگی بین عملکرد و اهرم، هم رابطه مثبت و هم رابطه منفی را نشان میدهد (ماناوادوگ و همکاران[۸۷]، ۲۰۱۱).
برخی محققین از جمله فلوراکیس (۲۰۰۸) و آنگ و همکاران (۲۰۰۰) معتقدند که بین نسبت بدهی و هزینه نمایندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. تامین مالی از طریق استقراض حداقل به صورت زیر به عنوان یک سازوکار کاهنده هزینه های نمایندگی، به حل مشکل نمایندگی کمک میکند:
-
-
- به دلیل این واقعیت که ممکن است مدیران به دنبال بیشترین منافع برای اعتباردهندگان نباشند؛ بین مدیران و اعتباردهندگان تضاد منافع وجود دارد، و این امر منجر به ایجاد انگیزه در اعتباردهندگان برای اعمال نظارت بر مدیران میگردد.
-
-
- از آنجا که با انتشار سهام جدید، درصد مالکیت مدیران کاهش مییابد، تامین مالی از طریق استقراض در مقایسه با انتشار سهام جدید مانع از کاهش درصد مالکیت مدیران و در نتیجه افزایش همسویی منافع آن ها و مالکان میشود.
-
- جنسن (۱۹۸۶)، بیان میدارد که افزایش بدهی با کاهش جریانهای نقد در اختیار مدیریت باعث کاهش هزینه های نمایندگی جریانهای نقد آزاد میگردد. رابطه مدیران و اعتباردهندگان متفاوت از رابطه آن ها با سهامداران است؛ به این معنا که میزان و زمان پرداخت اصل و فرع بدهی توسط مدیران تعهد شده است، در صورتیکه آن ها تعهدی مبنی بر توزیع میزان معینی از سود در زمانهای از پیش تعیین شده به سهامداران ندارند.
- همچنین، افزایش در بدهی ممکن است به افزایش سرمایهگذاری در پروژه های با ریسک بالا به منظور تامین وجوه پرداختی بابت هزینه بهره، بیانجامد. بنابرین با افزایش بدهی، اعتباردهندگان از انگیزه بیشتری برای اعمال نظارت بیشتر بر مدیریت و در نتیجه کاهش هزینه های نمایندگی برخوردار خواهد بود.
به این ترتیب، میتوان انتظار داشت که با کاهش هزینه های نمایندگی با بهره گرفتن از بدهی، عملکرد بهبود یابد. اما، برخی محققان دیگر، از جمله دوکاس و همکاران (۲۰۰۵) و مک نایت و ویر (۲۰۰۸) بر اساس نتایج پژوهش خود براین باورند که رابطه معناداری بین نسبت بدهی و هزینه نمایندگی وجود ندارد.
ما از این نسبت به عنوان پروکسی ریسک استفاده مینماییم، استفاده از این نسبت منجر میشود تا زمانیکه بانک به دنبال کسب بازده بیشتر است درک عمیقتری از ریسک بانک به دست آید (بشیر، ۲۰۰۱). انتظار میرود که این نسبت رابطه مثبتی با معیار عملکرد داشته باشد اما از طرف دیگر، در صورت عدم وجود تضمین برای سپردهها، ریسکپذیری بالا بانک را با مشکل عدم توان بازپرداخت بدهی مواجه میکند. بنابرین، ضریب نسبت بدهی به دارایی منفی خواهد بود (همان منبع). بهعبارت دیگر، هر استقراض باعث میشود شرکت بخش بیشتری از منابع خود را از محل وام تامین کند و احتمال اینکه در بازپرداخت برخی از وامهای خود ناتوان بماند افزایش مییابد (پی نو، ۱۳۸۵).
TDTA= کل داراییها/ کل بدهیها
EPS: سود هر سهم که از طریق تقسیم سود خالص بر تعداد سهام منتشره در بازار محاسبه میشود یکی از آمارههای مالی است، که عمومأ مورد توجه سرمایهگذاران و تحلیل گران مالی میباشد و اغلب برای ارزیابی سودآوری و ریسک مرتبط با سود و نیز قضاوت در خصوص قیمت سهام استفاده میشود. به عبارت دیگر، سود هر سهم نقش مهمی در ارزیابی عملکرد ایفا نماید به طوری که اگر مدیر بخواهد در جهت منافع مالکان/سهامداران گام بردارد باید در پروژه هایی سرمایهگذاری نماید که بازده سرمایه آن بیش از هزینه بدهی بلند مدت بعد از مالیات باشد، این امر منجر میشود که سود هر سهم افزایش یابد. یکی از ویژگیهای مهم EPS، قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده شرکت است. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت میباشد. اگر چه جریانهای نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است ولی اعتقاد بر این است که EPS معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سالهای مختلف و نیز با رقبا میباشد.
EPS= سهام منتشره/ سود خالص
SalGr: رشد فروش (رشد درآمد عملیاتی) توانایی ارزیابی قدرت بازپرداخت بدهیها و قابلیت سودآوری واحد تجاری را دارد به همین دلیل به عنوان متغیر جایگزین شاخص ریسک مطرح شده است. این نسبت در واقع فرصتهای رشد را نشان میدهد و شرکتها با رشد بالا علامت مثبتی به بازار میدهند که عملکرد شرکت در آینده بهبود مییابد. بنابرین انتظار میرود که رابطه مثبتی بین این نسبت و عملکرد وجود داشته باشد. چرا که تحقیقات گذشته نشان دادهاند که شرکتها با فرصتهای رشد بالا، عملکرد حسابداری مناسبی دارند و سود بیشتری تولید مینمایند (ماناوادوگ و همکاران، ۲۰۱۱).
SalGr درآمد عملیاتی ابتدای دوره/ (درآمد عملیاتی پایان دوره منهای درآمد عملیاتی اول دوره)=
TAGr: رشد کل داراییها، در این پژوهش از معیـار رشد کل داراییها بـرای انـدازهگیـری رشـد شرکتها استفاده میشود. متغیر TAGR نشان دهنده کل داراییهای پایان دوره منهای دارایـیهـای ابتدای دوره و تقسیم بر داراییهای ابتدای دوره است که همان نرخ رشد کـل دارایـیهـا میباشد. رشد داراییهای بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتریان است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود.
TAGr= داراییهای ابتدای دوره/(داراییهای پایان دوره منهای داراییهای اول دوره)
آخرین نظرات