با توجه به اینکه حقوق جنگ حاکم به مناسبات میان کشورهای درگیر و متخاصم است نمی توان حقوق بی طرفی را بخشی از حقوق جنگ دانست چرا که حقوق بی طرفی حاکم به مناسبات کشورهای بی طرف و کشورهای متخاصم است.
اما با این وجود از آنجایی که جنگ حقوق و تکالیفی برای کشورهایی که در آن دخالت ندارند نیز در پی دارد بنابرین حقوق بیطرفی در ضمن جدا بودن از حقوق جنگ، نمی تواند چندان مستقل و بی ارتباط با آن باشد زیرا مقررات مذکور در هر حال متاثر از حالت جنگ است [۲۱۴]و با توجه به اینکه در واقع هدف هر دو مشترک بوده و آن محدود کردن صدمات و لطمات ناشی از درگیری های مسلحانه است [۲۱۵]
و اساساً هم یکی از هدف های حقوق جنگ محدود کردن مخاصمه به طرف های درگیر و جلوگیری از گسترش آن به دول بیطرف است.[۲۱۶]
عقیده بنیادینی که مبنای مفهوم بی طرفی است این است که کشورهای بیطرف ثالث شناخته میشوند زیست چنین کشورهایی نباید از حالت جنگ متأثر شود. در نتیجه کشورهای متخاصم نباید آن ها را در نبرد دخالت دهند و بایستی مصونیت مطلق آن ها را رعایت کنند. تکلیف متخاصمان، احترام به تمامیت ارضی و آزادی رفت و آمد کشورهای بی طرف است و در مقابل تکلیف کشورهای بی طرف خودداری از هر گونه دخالت من غیر حق در نبرد و نیز دادوستد با متخاصمان میباشد این دو اصل محور قرارداد بی طرفی است.[۲۱۷]
با این حال، طبق مقررات حقوق بینالمللی – بیطرفی صرفاً بر کنار ماندن از مخاصمه و نظاره کردن بر آن نیست، بلکه با متخاصمان در صلح زیستن را نیز ایجاب میکند.[۲۱۸]
ب)تاریخچه بی طرفی
بی طرفی در زمان جنگ نیز همانند خود جنگ در سیر تاریخ شکل گرفته و متحول شده است
پیدایش بی طرفی در طول تاریخ روند خاصی را طی کردهاست که در ذیل به روند تاریخی آن را بر اساس ادوار مختلف بررسی می نماییم
۱- دوران باستان: مهمترین مسئله در این دوران این است که بی طرفی معنا و مفهومی نداشته و هیچ کشوری نمی توانسته از حضور در عرصه جنگ امتناع نماید. کشورها تنها راهی که پیش رو داشتند این بوده است که به نفع یکی از متخاصمین جبهه گیری کنند.[۲۱۹]
در این دوران تلاش کشورها در عدم جانبداری از کشورهای درگیر جنگ اصولاً مورد استقبال قرار نمی گرفت[۲۲۰]
در قرون وسطا حقوق بی طرفی با تحولی روبه رو می شود و آن این است که کشورهای ثالث اجباری به جبانبداری یکی از طرفهای درگیر در جنگ نداشتند[۲۲۱]
در سبز فایل بی طرفی وارد حقوق بینالمللی و مبتنی بر معاهده شد یعنی اگر معاهده ای مناسبات میان متخاصمان و دول بی طرف را مشخص نمی کرد کشورهای متخاصم خود را مجاز میدانستند که نیرو، اسلحه و مهمات از قلمرو کشور غیرمتخاصم عبور داده و نیز سربازانی از آن کشور استخدام کنند[۲۲۲]
در این زمان وضع حقوقی مفهوم بی طرفی در تجارت دریایی نیز چندان مناسب نبود.[۲۲۳]
«در قرن هجدهم دو تحول عمده در حقوق بین الملل صورت پذیرفت: اول آنکه هر وقت قلمرو دولت بی طرف مورد تجاوز قرار گرفت، جبران غرامت مطرح و پذیرفته شود. دوم، حق تعقیب نیروهای شکست خورده دریایی و زمینی در قلمرو دولت بی طرف شناخت شود» [۲۲۴]در نهایت در سال ۱۹۰۷ در لاهه کنفرانسی تشکیل شده که چندین عهدنامه را تصویب نمود که از این میان عهدنامه پنجم آن در خصوص حقوق و تکالیف کشورهای بی طرف در جنگ زمینی و دیگری عهدنامه ۱۳ در مورد حقوق و تکالیف کشورهای بی طرف در جنگ دریایی بود.[۲۲۵]
در طول جنگ جهانی اول ما شاهد نقض حقوق بی طرفی هستیم چنان که در کشورهای بی طرف خیلی زود از جانب هر دو طرف متخاصم به ستوه آمدند …. تجاوزات دیگری که در این جنگ به حقوق بی طرفی وارد آمد عبارت بود از: انهدام کشتی های توقیف شده کشورهای بی طرف، غرق کردن کشتی های بی طرف بدون هشدار قبلی، محاصره بنادر و سواحل کشورهای بی طرف، مداخله در امر تجارت کشورهای بی طرف [۲۲۶]
در جنگ جهانی دوم نیز نظام بی طرف کاملاً از هم فرو پاشید زیرا این جنگ یک جنگ جهانی به معنای واقعی خود بود.
اما از سال ۱۹۴۵ به بعد رویه سازمان ملل متحد چنین بود که حقوق بی طرفی کماکان مجزاست و عهد نامه های ۱۹۰۷ لاهه به هیچ وجه حتی به طور ضمنی نسخ نشده است. بنابرین مقررات حقوق بی طرفی به قوت خود باقی و قابل اعمال میان مناسبات کشورهاست.
زمانی که بحث بی طرفی در جنگ های هوایی مطرح می شود در درجه اول آنچه به ذهن متبادر می شود این است که چگونه در عرصه نبرد هواپیمای متخاصم و بی طرف تشخیص داده شوند؟ حال که حد و مرز دولت بی طرف معین است ، این مهم است که بر اهمیت کاربرد علائم و نشانه های کشورهای مختلف می افزاید زیرا این امر است که نشان میدهد آیا هواپیمایی بی طرف است یا خیر؟ ماده ۱۰ ک ۱۹۲۳ لاهه نیز بیان میکند که هیچ هواپیمایی نمی تواند بیش از یک ملیت داشته باشد.
بنابرین کشورهای بی طرف باید اطمینان حاصل نمایند تمامی هواپیماهایی که تابعیت آن کشورها را دارند از اسناد و نشانه های قابل شناسایی برخوردارند که نشان دهنده ملیت و ماهیت آن ها است. نشانه گذاری هواپیماها باید به صورت نشانه های بزرگ، قابل رویت از بالا، زیر و طرفین باشد.[۲۲۷]
بر اساس ماده ۹ کنوانسیون لاهه نصب علائم دروغین بر روی بدنه هواپیما ممنوع بوده است.
پ)احترام به حریم هوایی کشور بی طرف
یکی از اصول مهم در خصوص بی طرفی اصل احترام به حریم هوایی کشور بی طرف است که به دنبال حفظ حریم کشور بی طرف حقوق و وظایفی برای کشورهای متخاصم و غیرمتخاصم ایجاد می شود که در اینجا با بررسی قواعد موجود در کنوانسیون های مختلف به این مهم پرداخته خواهد شود.
ماده ۳۹ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه میگوید هواپیماهای متخاصم باید حق دولت های بی طرف را به رسمیت بشناسند و از وارد شدن به سرحدات دولت های بی طرف و عمل کردن برخلاف قواعد پیشگیرانه خودداری کنند.
تعریف حریم هوایی کشوهای بی طرف را می توان از ماده ۱۴ دستورالعمل سانرمو استنباط نمود که به نوعی ابرازمیکند که این تعریف در بردارنده تمام مناطق سرحدات خاکی، آبی و هوایی دولت های بی طرف است.
(آبهای بی طرف شامل، آبهای داخلی، دریایی سرزمینی، در صورت قابل اجرا بودن، آبهای مجمع الجزایری کشورهای بی طرف است)
ماده ۴۰ قواعد ۱۹۲۳ لاهه میگوید که نیروهای نظامی دول متخاصم نمی توانند وارد حریم هوایی کشورهای بی طرف شوند به نظر میرسد این ممنوعیت شامل پرواز بر سرحدات نیز می شود که اخیراًً در بند ۸ دستورالعمل سانرمو ۱۹۹۴ آمده است.[۲۲۸]
همان گونه که ذکر شد حقوق و تکالیفی در عرصه حریم هوایی کشورهای بیطرف چه مستقیم و چه غیرمستقیم برای کشورها تعریف شده است که در درجه اول کشورهای بی طرف باید قواعد پیشگیرانه خاصی برای عبور و مرور از حریم هوایی کشور خود برای طرفین درگیر در جنگ پیشبینی کنند و این حقوق برای تمامی کشورها یکسان اجرا شود و موجب خروج ثالث از بی طرفی نگردد و از طرف دیگر وظایفی برای کشورهای بی طرف در کنوانسیون های مختلف آمده که بعضاً ذکر آن رفت.
ماده ۲۳ دستورالعمل سانرمو نیز بیان داشته است که هواپیماهای نظامی کمکی میتوانند از سرحدات بینالمللی کشور بی طرف طبق مقررات حقوق بینالمللی عبور کنند و بندهای ۲۴ و ۲۵ نیز بر این موضوعات تأکید نموده است.[۲۲۹]
با این وجود آن گونه که در ماده ۲ کنوانسیون لاهه ۱۹۲۳ آمده است حتی در دوران جنگ تمام کشورها چه متخاصم و چه بی طرف میتوانند با اعمال و اجرای قوانینی حرکت هواپیماها را در محدوده خود منع یا کنترل کنند.
آخرین نظرات