فصل دوم
مبانی نظری
و پیشینه ی پژوهش
۱-۲-خلاقیت
۱-۱-۲-تعاریف خلاقیت
قرآن کریم هدف از خلقت انسان و جایگاه او را، رسیدن به مقام جانشینی حضرت حق و دست یافتن به آن مرحله از رشد و تکامل میداند که همچون او آفریننده و خلاق باشد. از این رو خلاقیت عالی ترین، پیچیده ترین و ارزشمندترین کارکرد ذهن انسان محسوب می شود.
برای خلاقیت تعاریف مختلفی ارائه شده است. استرنبرگ (کافمن و استرنبرگ،۲۰۱۰) خلاقیت را شامل برقرار کردن ارتباطات جدید و تعریف جدید، دیدن چیزها از راه های جدید و تعریف جدید مسائل میداند. کرافت[۳۸](۲۰۰۸) از “آب” به عنوان یک مضمون استعاره ای برای توصیف خلاقیت استفاده میکند و خلاقیت را به عنوان یک “سفر” اکتشافی پر ماجرا تعریف میکند.
فرهنگ لغت جهانی جدید وبستر خلاقیت را اختراعات هنری یا عقلانی تعریف میکند.(کافمن و استرنبرگ، ۲۰۱۰) خلاقیت را تولید محصولاتی نامعمول، دارای کیفیت بالا و از لحاظ اجتماعی مفید هستند، می دانند. دیدگاه های خیلی نظری اشاره بر شکلی از بازتعریف ایده ها دارند (استرنبرگ و کافمن،۲۰۱۱). همچنین گفته می شود خلاقیت عاملی است که افراد برجسته ی جامعه را مشخص میسازد (وان-تاسل باسکا[۳۹]،۲۰۰۸). تاکنون نظریه های متعددی پیرامون خلاقیت مطرح شده اند و بر اساس توافق کلی، فرایند خلاقیت به توانایی استخراج افکار و تجربه های گذشته و ترکیب آن ها به شیوه های بدیع گفته می شود(گیبسون، فولی و پارک[۴۰]،۲۰۰۹). تایلور(۱۹۸۸، به نقل از لیمونز،۲۰۱۱) خلاقیت را شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه تازه میداند.
خلاقیت استعداد ابتکار و خلق کردن است که به صورت بالقوه در هر فردی و در هر سنی وجود دارد و با محیط اجتماعی-فرهنگی رابطه تنگاتنگی دارد، برای تحقق این گرایش طبیعی شرایط مساعدی ضرورت دارد. خلاقیت یکی از سازههای مرتبط با فرایند یادگیری و تعلیم و تربیت است. ازآنجاکه اهداف مهم آموزشوپرورش، پرورش استعدادهای خلاق است ونیز بر اساس تحقیقات مختلف خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار است .توجه به این توانایی اندیشیدن در مورد امور به شیوه های بدیع و غیرمعمول و دستیابی به راه حل های بیبدیل برای مسائل میداند (رهنما و عبدالملکی،۱۳۸۸).
آیزنگ نیز خلاقیت را فرایند روانی میداند که منجر به حل مسئله ایده پردازی، مفهومسازی، ساخت اشکال هنری و محصولاتی می شودکه تازه و منحصربهفرد باشد(ساداتی و همکاران،۱۳۸۷).
۲-۱-۲-عوامل مؤثر بر خلاقیت
برخی پژوهشگران بر این عقیده اند که غالباً در افراد تمایل به انجام اعمال خلاقانه وجود دارد. اما آن ها چنین تمایلاتی را به خاطر ترس از طرد شدن از سوی اجتماع بازداری میکنند. چنین افرادی ممکن است بیشتر به وسیله ی نیاز به پذیرش یا تعلق برانگیخته شوند و نه نیاز به تجربه تغییر و تنوع. چنین افرادی مطابق سنت ها و آداب و رسوم رفتار میکنند، پژوهشگران معتقدند که خلاقیت نیازمند فراتر رفتن از دیدگاه های سنتی متداول است(ریلی[۴۱]،۲۰۰۸). بنابرین افراد نیاز دارند در ترکیب مجدد چیزها با روش های جدید و مختلف احساس آزادی داشته باشند، حتی اگر این ترکیبات احمقانه یا اشتباه به نظر برسند(هاشمی،۱۳۹۱). استرنبرگ در نظریه “سرمایه گذاری” خود معتقد است که برای پرورش و سرمایه گذاری در خلاقیت باید به شش منبع توجه کرد. این منابع عبارتند از: دانش، تواناییهای عقلانی، سبک های تفکر، انگیزش، شخصیت و محیط(فتح آبادی،۱۳۸۹).
استرنبرگ معتقد است که ویژگی های شخصیتی افراد خلاق عبارتند از: تحمل ابهام، تمایل به غلبه کردن بر موانع، اشتیاق برای رشد و پیشرفت، انگیزش درونی، مخاطره جویی، نیاز به شناسایی و تشخیص و اشتیاق برای کار به خاطر رسیدن به شناسایی و تشخیص. از نظر استرنبرگ افراد خیلی خلاق با جمع مقابله میکنند، بسیار مصمم و جدی هستند، انعطاف پذیرند و تمایل به غلبه بر موانع و مشکلات دارند(استرنبرگ،۲۰۰۱).
۳-۱-۲-نظریه های روانشناختی خلاقیت
نظریه تداعی گرایی و رفتارگرایی
تعریف تداعی گرایان از خلاقیت را می توان در چنین عبارتی خلاصه کرد: خلاقیت عبارت است از پیوند دادن افکار برخاسته از تجربه به یکدیگر بر حسب قوانین فراوانی، تازگی، و وضوح. تداعی گرایان اعتقاد دارند که افکار جدید از افکار گذشته بر می خیزند و مکانیزم عمل آن ها آزمایش و خطاست. در این دیدگاه شخص خلاق کسی است که توانایی بیشتری در پیوند دادن افکار دور از هم دارد.مطابق با نظریه تداعی گرایی ارتباط دو ایده منجر به تفکر میگردد. وقتی ایده ای در ذهن باشد، ایده ی مشابه آن نیز به دنبال خواهد آمد. بنابرین وقتی فرد با مسئله ای روبرو می شود با تداعی اطلاعات قبلی که در ذهن دارد به ایده ای تازه برای حل مسئله دست مییابد (نلر،۱۹۶۵؛ ترجمه مسدد،۱۳۸۰۰).
کافمن،پلوکر و بائر[۴۲](۲۰۰۸) معتقدند که تفکر خلاق عبارت است از: شکل دادن تداعی ها به صورت ترکیب تازه و مفید که پاسخگوی الزامات خاصی میباشد. هر چند عناصر ترکیب تازه، غیر مشابه تر از یکدیگر باشند فرایند مربوطه خلاق تر خواهد بود. تداعی گرایان معتقدند تداعی ها نسبت به انگیزه ارادی و به صورت سلسله مراتب سازمان بندی میشوند. آن ها میگویند هر چه تداعی بیشتر باشد شانس یافتن راه حل خلاق بیشتر می شود. در این صورت فرد از بین ترکیبات زیادی از عناصر که ایجاد نموده به انتخاب جواب ابتکاری دست می زند.اساس مکتب رفتارگرایی نیز نشأت گرفته از تداعی گرایان است. رفتارگرایان نیز در تحلیل خلاقیت بر جلوه ی بیرونی تفکر خلاق”تولید” تأکید کردهاند. تایلور(۱۹۷۲؛به نقل از بارون و هرینگتون ،۱۹۸۱) رفتارگرایان برای فرد خلاق حد اقل نقش را قائلند. آن ها میگویند محصول خلاق از راه تغییرات تصادفی که به خاطر پیامدهای مثبت شان انتخاب میگردند به دست میآید.
نظریه شناخت گرایی
دیدگاه های شناخت خلاق بی نهایت متفاوتند. بین فرآیندهای شناختی اولیه(مثلاً: توجه، ادراک، حافظه و پردازش اطلاعات) و حل مسئله خلاق رابطه وجود دارد. به علاوه بین هوش و حل مسئله، زبان و دیگر شاخص های تفاوت فردی نیز رابطه وجود دارد. این فرآیندهای پایه عموماً همیشگی و طبیعی هستند یعنی آن ها نمود جهانی دارند و در تمامی افراد آدمی مشترک هستند. در این دیدگاه فرد خلاق کسی است که فعالانه با محیط خود درگیر است و گیرنده صرف و غیر فعال تصادف ها نیست. افراد مختلف شیوه های متفاوتی از درک و دریافت جهان خارج را اتخاذ میکنند. آن ها اطلاعات را به شیوه ای مشخص دریافت میکنند و به شیوه ای خاص و فردگرایانه آن ها را تغییر میدهند و اطلاعات را بر حسب تمام آنچه در گذشته پردازش شده است، اندوزش میکنند.(کرمی باغطیفونی،۱۳۹۱)
هر اندازه فرد با داده هایی که به نظر میرسد نا مرتبط هستند به گونه ای برخورد کند که گویی آن ها با یکدیگر مرتبط هستند بیشتر احتمال دارد که ترکیبی از داده ها پدید آید که غیر متعارف باشد. یعنی به گونه ای خلاق اندیشیده شود. از سوی دیگر گرایش به دستکاری اطلاعاتی که پیوند آن ها با یکدیگر بلافاصله و فوری نیست به نظر میرسد که دقیقاً معادل فرد خلاق است. در مجموع تفکر خلاق با مقوله پردازی گسترده و نامربوط در ارتباط است(خمسه،۱۳۷۸؛ به نقل از سلیمانی ،۱۳۸۰).
نظریه گشتالت
آخرین نظرات