الف : حق مالکیت شرکت عرضه کننده مالکیت زمانی نسبت به وجه قرارداد که منتفع باید پرداخت کند .
ب : حق مالکیت منتفع نسبت به استفاده از امکانات در دوره های زمانی متناوب .
برخی از حقوق دانان به اشتباه وجود عنصر زمان در این نوع از مالکیت ها را دلیل بر موقتی بودن مالکیت زمانی تلقی کردهاند به همین دلیل آن را باطل دانسته اند که این صحیح نیست زیرا زمان در مالکیت زمانی شرطی است که به تملیک و تملک بر نمی گردد بلکه به نحوه ی استعمال و استفاده بر میگردد .
۱-۳آثار مالکیت :
مالکیت آثار فراوانی دارد ولی در اینجا دو اثر را که در اصطلاح مالکیت تبعی بوده و از نتایج مالکیت میباشد را بیان میکنیم .
مالکیت تبعی ، عبارت است از حقوقی که مالک بر ثمرات و متعلقات مال به تبعیت ازموضوع اصلی حق مالکیت پیدا میکند . البته مالکیت تبعی ممکن است صرفاً به تبع اصل مال نباشد، یعنی فرد مالکیتی به اصل مال ندارد ولی به تبع قرارداد میتواند از آن مال استفاده نماید .
۱-۳-۱ مالکیت منافع :
منفعت به فایده ایی گفته می شود که به تدریج از مالی به دست میآید وا یجاد آن با از بین رفتن اصل مال ملازمه ندارد . در حالی که ثمره یا نماء معنای عام تری دارد و فوایدی را هم که از تقویت اصل مال به دست میآید را در بر میگیرد . کسی که تنها مالک منافع است (مانند مستاجر ) تنها میتواند از فوایدی استفاده کند که با از بین رفتن عین مال ملازمت نداشته باشد .
ماده ۳۲قانون مدنی در بیان سرایت حق مالکیت به توابع مال میگوید : « تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیرمنقوله که طبعاً یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد بالتبع مال مالک اموال مذبور میباشد .»
مالکیت شامل کلیه ثمرات اعم از ثمره طبیعی ( بوته ها ، درختان خودرو ، آب چشمه و نتایج حیوان ) و ثمره مصنوعی و در نتیجه عمل انسان حاصل شده ( مثل زراعت و میوه ) می شود.[۳۱]
در قراردادهای مالکیت زمانی مالکیت منافع دوره های زمانی متناوب به خریدار محصول طبق قرارداد اعطا می شود ، منافع مذکور به موجب قرارداد به استفاده کننده تعلق میگیرد نه به موجب مالکیت بر عین .
۱-۳-۲ مالکیت تبعی بر متعلقات ملک[۳۲]
مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای مجاذی آن نیز هست تا هر جایی که بالا برود و همچنین در مورد زیرزمین نیز این مطلب صدق میکند . تصرف در فضا و قرار زمین به میزان متعارف است و نظامات عمومی نیز این مالکیت تبعی را محدود میکند . مالک زمین میتواند از تصرف دیگران در فضا و قرار زمین خود جلوگیری کند .[۳۳] در قراردادهای مالکیت زمانی از آنجایی که استفاده کننده صرفاً حق استفاده دارد ؛ لذا شرایط استفاده مطابق قرارداد فی ما بین میباشد .
۱-۴عناصر مالکیت :
۱-۴-۱حق استعمال (Jus utendi) : مالک میتواند مال خویش را شخصاً استعمال نماید؛ مثلاً در خانه اش سکونت کند و در اتومبیلش سوار شود .
۱-۴-۲ حق استثمار(Jus Fruent) : مالک میتواند از مال خود بهره برداری نماید . مثلاً خانه اش را اجاره دهد یا از ثمره درختش استفاده کند .
۱-۴-۳حق اخراج از ملکیت (Jus abutendi) : مالک میتواند مال خودش را از ملکش خارج سازد . بدین نحو که آن را مصرف کند یا نابود کند ، یا تصرف قانونی ناقلی در آن نماید ، چنان که از طریق بیع آن را به دیگری انتقال دهد.[۳۴]
۱-۵انواع مالکیت
مالکیت از جمله تأسیسات حقوقی است که به موجب آن ؛ حق استعمال و تصرفات به هر صورت از سوی مالک ، در ملک و مال خود به جز مواردی که در قانون استثناء شده باشد را شامل می شود . از سوی دیگر در فقه ، مالکیت به همه سلطه های قانونی ( حتی مالکیت بضع) اطلاق می شود .[۳۵]
۱-۵-۱مالکیت مادی:
مالکیت مادی بدیهی ترین و بدوی ترین نوع مالکیت میباشد که ما با آن روبرو هستیم در واقع تجسم اغلب مردم ازمالکیت ناخودآگاه به این نوع از مالکیت گرایش دارد چرا که چنین مالکیتی همان طور که از نام آن هویدا است در خصوص مالکیت بر اموال مادی میباشد و چون اموال مادی ، عینیت و وجود خارجی دارند تجسم مالکیت و دارا شدن آن ها بدیهی تر می کند.
می توان گفت بشر از زمانی که شروع به شناختن اموال مادی نمود این نوع از مالکیت را هم درک نموده است .در وصف این نوع از مالکیت آمده است:حقی مطلق،انحصاری ودایمی میباشد که شخص نسبت به مالی دارد و به او اجازه میدهد که از تمامی منافع اقتصادی آن بهره مند گردد.[۳۶]
۱-۵-۲مالکیت تبعی:
در خصوص این نوع از مالکیت نظر برخی نویسندگان حقوق مدنی بر آن است که مالکیت تبعی در واقع
یعنی مالکیت در چیزی ، به تبع مالکیت در چیزی دیگر . مثلاً مالک اعیان اموال ، تبعاً مالک منافع آن ها هم هست ، مالک بذر ، مالک منافع آن ( یعنی زراعت ناشی از بذر) است.[۳۷]
دکتر کاتوزیان در این خصوص معتقد است ؛ حقوقی را که مالک بر ثمره ها و متعلقات مال دارد ، از این لحاظ که به تبعیت از موضوع اصلی حق مالکیت ، ایجاد شده است ، در اصطلاح « مالکیت تبعی » مینامند . ایشان همچنین بیان میدارد ، مالکیت تبعی ممکن است ناظر به ثمره مال یا متعلقات مربوط به آن باشد.[۳۸]
علی ایحال مالکیت تبعی ، بیش از هر چیز در خصوص اموال با دوام که تولید منافع می نمایند، ظهور و بروز مییابد چه اینکه این اموال خاصیت تولید مال داشته و از آن سو که خود مستقیماً در مالکیت قرار می گیرند منافع آن ها نیز به تبعیت از اصل مال در مالکیت وارد میشوند و این امر تا آن جایی است که آن منافع ، وجود مستقل از اصل مال نیافته باشند .
۱-۵-۳مالکیت حکمی:
در مالکیت حکمی ، یک مالکیت اصلی برقرار میباشد لکن اثر این مالکیت اصلی موجب پیدایش مالکیت دیگری میگردد که خاصیت بارز مالکیت حادث شده ، غیر قابل انتقال بودن آن میباشد کما اینکه مالکیت بر آپارتمان موجب حدوث مالکیت دیگر بر قسمت های مشترک ساختمان میگردد ، این نوع از مالکیت حادث شده ، مالکیت برتوابع و متعلقات محسوب نمی گردد . چرا که بر خلاف مالکیت تبعی ، قابل انتقال نمی باشد ( در مالکیت تبعی به طور مثال شخصی که مالک درخت است میتواند مالکیت تبعی خویش بر ثمرات آن را به دیگری منتقل نماید لکن در این نوع از مالکیت امکان انتقال وجود ندارد ).
برخی از حقوق دانان این نوع از مالکیت را در شمار مالکیت تبعی دانسته اند و آن را ملک مالک به تبع مالکیت در غیر آن می دانند .[۳۹]
۱-۵-۴مالکیت معنوی :
این نوع از مالکیت ، پیشینه تاریخی زیادی در حقوق ما ندارد و آنچه مشخص است این نوع از مالکیت ، اساساً از حقوق غرب وارد حقوق ما شده است و توسط نویسندگان حقوق مدنی کشور ما مورد بحث واقع شده است و هر یک در آثار خویش به نوعی آن را مورد بررسی قرار دادهاند چه اینکه دکتر کاتوزیان در کتاب اموال و مالکیت خویش بیان میدارد : « درحقوق کنونی ارزش هایی شناخته شده است که قابل مبادله با پول است . ولی ، نه بر شخص دیگری است و نه بر عینی ؛ موضوع این حق با ارزش ، ابتکارها و تراوش های ذهنی انسان است » ایشان در تعریف آن معتقد است : « حقوقی است که به صاحب آن اختیار انتفاع انحصاری از فعالیت و فکر و ابتکار انسان را میدهد».[۴۰]
آخرین نظرات